جستجو در مقالات منتشر شده


18 نتیجه برای Mohammadi

علی محمدی، محمدمسعود وکیلی،
دوره 2، شماره 3 - ( (پاییز و زمستان 88) 1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: رضایت، پاسخ مشتری به موفقیت سازمان است. در یک محیط رقابتی که سازمان‌ها برای جلب مشتریان با یک دیگر رقابت می‌کنند، رضایت مشتری یک عنصر کلیدی در کسب برتری و موفقیت هر سازمانی به شمار می‌رود. به همین خاطر، موسسات آموزش عالی به برآوردن نیازهای مشتری یعنی دانشجویان توجه زیادی نشان می‌دهند. این مطالعه با هدف سنجش رضایت‌مندی دانشجویان از خدمات آموزشی ارایه شده در دانشگاه علوم پزشکی زنجان و بررسی رابطه‌ی آن با ابعاد کیفیت خدمات انجام شد .

 

  روش بررسی: این پژوهش در سال 1388در دانشگاه علوم پزشکی زنجان به صورت مطالعه توصیفی- مقطعی انجام شده است. بدین‌منظور، یک نمونه 320 نفری از دانشجویان به روش طبقه‌ای نسبتی انتخاب شدند. برای سنجش ابعاد کیفیت خدمات از پرسش‌نامه سروکوال (SERVQUAL) استفاده شد. این پرسش‌نامه، علاوه بر سوالات کیفیت خدمات، حاوی 6 سوال مربوط به رضایتمندی کلی دانشجویان از جنبه‌های مختلف خدمات آموزشی می‌شد. تجزیه و تحلیل داده‌های این پژوهش با کمک نرم افزار آماری SPSS انجام شد. از آمار توصیفی مثل میانگین و آمار استنباطی و تحلیلی از قبیل ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون خطی استفاده شد .

 

  یافته‌ها: میانگین نمره‌ی رضایتمندی دانشجویان از کیفیت کلی خدمات آموزشی (06/1 ± 76/2) بود. در زمینه‌ی رضایتمندی از کیفیت

  کلی خدمات آموزشی، کم‌ترین میانگین نمره مربوط به دانشکده ی پزشکی با 24/2 و بیش‌ترین میانگین نمره مربوط به دانشکده‌ی داروسازی با 17/3 بود. تفاوت مشاهده در میانگین نمرات رضایتمندی بین دانشجویان دانشکده‌های مختلف در همه‌ی ابعاد خدمات آموزشی 02/14=f ، 001/0 >p معنی داربود. ضریب همبستگی بین رضایتمندی کلی دانشجویان با کیفیت کلی خدمات آموزشی با 51/0 =r ، ابعاد همدلی با49/0 =r ، بعد تضمین با 46/0 =r در سطح 01/0 >p معنی‌داری بود. تحلیل رگرسیون مرکب نشان داد که ابعاد پاسخ‌گویی و تضمین به طور مثبت با رضایتمندی کلی دانشجویان با خدمات آموزشی ارتباط معنی داری 05/0 >p داشتند .

 

  نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که ابعاد پاسخ‌گویی و تضمین در جلب رضایت دانشجویان از خدمات آموزشی در مقایسه با سایر ابعاد کیفیت خدمات مهم‌تر هستند. لذا مدیران، سیاست‌گزاران، مدرسان می‌توانند از اطلاعات این پژوهش در تخصیص مجدد منابع و تدوین استراتژی‌های بهبود کیفیت خدمات آموزشی استفاده نمایند


سید جلیل میرمحمدی میبدی، سید سعید مظلومی محمود آبادی، زهرا شریف پور، حسن شهبازی، اعظم محمدلو،
دوره 5، شماره 9 - ( 10-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: تدریس اثربخش، مجموعه رفتارهای معلم است که باعث دستیابی به اهداف آموزشی و بهبود بخشیدن به کیفیت آموزش می شود. بازخورد دانشجویان به عنوان مشتریان اصلی در آموزش ، که برخی آن را تنها اطلاعات ملموس برای ارزشیابی فعالیت اساتید می دانند، اطلاعات ویژه ای را دراختیار مدرس قرار می دهد که وی می تواند در بهبود عملکرد و اثربخشی خود از آن ها بهره گیرد؛ لذا برآن شدیم ویژگی های تدریس اثربخش را از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد مورد بررسی قرار دهیم. روش بررسی: مطالعه ی حاضر توصیفی _ تحلیلی از نوع مقطعی می باشد.جامعه ی مورد بررسی 256 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یزد بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی مورد تایید قرار گرفته بود، روش نمونه گیری چندمرحله ای طبقه ای بوده که پس از جمع آوری با استفاده از آزمون های آماری C‏hi square، ANOVA و T-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داده که اولویت های حیطه های تدریس اثربخش ازدیدگاه دانشجویان به ترتیب ارتباط بین فردی، مهارت های تدریس، ویژگی های فردی، مهارت ارزشیابی ورعایت قوانین آموزشی بود و به طورکلی مهم ترین ویژگی های تدریس اثر بخش به ترتیب تسلط برموضوع درس(76/2)، لحن وکلامی احترام آمیز(73/2) و حفظ شخصیت دانشجو و احترام به او(7/2)بود. نتیجه‌گیری: با توجه به نظرات دانشجویان پیشنهاد می شود برگزاری کارگاه ها و دوره های آموزشی مناسب و هدفدار جهت بهبود فرایند یاددهی- یادگیری و آشنایی اساتید با روش های نوین و موثر تدریس و استراتژی های آموزشی مبتنی بر تحقیقات همچنین تقویت مهارت های ارتباطی مدرسین و توجه به مولفه های این حیطه در گزینش، جذب و ارزشیابی آن ها پیشنهاد می گردد
بهناز مولایی، فرناز محمدیان، حسین احمدی، مریم افتخار،
دوره 5، شماره 9 - ( 10-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی عملکرد نهادهای آموزشی شاخصی مناسب برای تصحیح عملکرد و ارتقای کارآیی این دسته از نهادها محسوب می شود. برای رسیدن به این مهم در گروه زنان و زایمان دانشگاه علوم پزشکی زنجان تحقیقی در زمینه ی ارزیابی عملکرد گروه از دیدگاه دانشجویان انجام شده است تا با استفاده از دیدگاه دانشجویان به عنوان دریافت کنندگان خدمات آموزشی گروه به نقاط ضعف و قوت گروه پی برده ، ضمن تاکید بر نقاط قوت راهکارهای لازم برای کاهش نقاط ضعف ارایه گردد. روش بررسی: برای رسیدن به هدف مطالعه در این تحقیق از شیوه ی پیمایشی استفاده شده است . پس از تعیین ابعاد عملکردی گروه زنان و زایمان در رابطه با دانشجویان مشغول به تحصیل ، شاخص های مطلوب در قالب آیتم های پرسشنامه ی بسته پاسخ در دوره زمانی سال های 1389 تا 1390 از بین 50 دانشجو جمع آوری گردیده ، با استفاده از روش های آماری کمی ارزیابی شده اند . از نظر حجم نمونه ، نمونه در دوره ی زمانی برابر با جامعه بوده ، به شیوه ی سرشماری اقدام به مطالعه شده است. یافته‌ها: بر اساس قضاوت دانشجویان می توان عملکرد آموزشی اساتید گروه را در بعد حضور فعال فیزیکی در سطح عالی ، انعطاف پذیری و تعامل علمی با دانشجو و حساسیت به روابط انسانی و در دسترس بودن در سطح خوب و در نهایت از نظر امکان انتقال دانش علمی در سطح متوسط ارزیابی کرد . همچنین آزمون فریدمن نشان داد که با اطمینان بالای 99 درصد بین اولویت ابعاد فوق تفاوت وجود داشت .همچنین بررسی آیتم های مربوط به امکان انتقال دانش علمی نشان می دهد که در این زمینه کارآیی بیرونی گروه از نظر دانشجویان در سطح متوسط بوده ولی کارآیی درونی درسطح خوبی است . نتیجه‌گیری : با توجه به حساسیت رشته ی زنان و زایمان به حضور فیزیکی ، ابعاد حضور فعال فیزیکی ، در دسترس بودن و نیز حساسیت به روابط انسانی از دیدگاه دانشجویان در سطح بسیار خوبی ارزیابی شد. با توجه به این که دانشجویان ، برگزاری ژورنال کلاب و CPC یمارستانی را نسبت به سایر ابعاد در سطح پایین تری ارزیابی کرده اند؛ لذا توصیه می شود معاونت محترم آموزشی بیمارستان و مدیران محترم گروه های آموزشی در برگزاری CPC و فراهم کردن امکانات آموزشی لازم در این زمینه با جدیت عمل نمایند . علاوه بر این توصیه دیگر افزایش اعضای هیات علمی گروه زنان خصوصا اساتید با گرایش های مختلف (فلوشیپ ها) جهت افزایش موفقیت در برگزاری ژورنال کلاب ها می باشد .
علی محمدی، جمشید محمدی،
دوره 6، شماره 11 - ( 7-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : محیط یادگیری شامل کلیه ­ی شرایط و امکانات فیزیکی ، روانی، عاطفی، عوامل فرهنگی و اجتماعی است که بر رشد و توسعه ­ ی یادگیرنده دریک موسسه آموزشی تاثیر می ­ گذارد . بین محیط یادگیری و پی آمد ­ های ارزشمند از قبیل رضایت ، موفقیت دانشجویان رابطه ­ی آشکار وجود دارد. لذا این مطالعه باهدف ار زیابی محیط یادگیری و آموزشی در دانشگاه علوم پزشکی زنجان از دیدگاه دانشجویان صورت گرفت .

  روش بررسی : این پژوهش توصیفی- مقطعی در سال91- 1390 در دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام گرفت . بدین منظور، یک نمونه ­ی 374 نفری از دانشجویان به روش طبقه ­ای نسبتی و در هر طبقه به روش تصادفی منظم انتخاب شدند. برای بررسی محیط یادگیری و آموزشی از پرسشنامه ­ی ارزیابی محیط آموزشی داندی( DREEM ) استفاده شد. در تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش و از آمارهای توصیفی و تحلیلی مثل میانگین ، آزمون تی نمونه های مستقل ( Independent Samples T-test ) و آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد .

  یافته ها : میانگین نمره­ی کلی محیط آموزشی و یادگیری 26/ 100 ازحداکثر نمره ­ی 200 (14/50 درصد) بود که به معنی حد متوسط است. کمترین نمره ­ی میانگین ادراک دانشجویان23/ 22 از حداکثر نمره 48 (5/46 درصد) به بعد یادگیری مربوط بود، بیشترین نمره ­ی میانگین ادراک دانشجویان 03/ 23 از حداکثر نمره 44 (35/52 درصد) به بعد مدرسین مربوط می ­شد. تفاوت میانگین نمرات ادراک دانشجویان در همه ابعاد به جزء بعد مدرسین برحسب دانشکده از نظرآماری معنی دار بود ( 05/0 > P ) ، ولی تفاوت میانگین نمرات برحسب جنس از نظرآماری معنی دار نبود .

  نتیجه­ گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که ادراک دانشجویان از محیط آموزشی در حد متوسط است و فضا برای بهبودی و اصلاح در همه ابعاد محیط آموزشی وجود دارد . اما نیازبه اصلاح در ابعاد یادگیری و شرایط اجتماعی بیشتر احساس می ­گردد .


علی محمدپور، شهلا خسروان، محمدرضا منصوریان، بتول محمدیان،
دوره 7، شماره 15 - ( 6-1393 )
چکیده

مقدمه: بدون شک در فرایند انتشار و کاربرد یافته های تحقیقات عواملی به صورت موانع و تسهیل کننده ها دخیل هستند. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین موانع و تسهیل کننده های به کارگیری نتایج تحقیقات در بالین از دیدگاه پرستاران شاغل در بیمارستانهای گناباد انجام شد. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 147 پرستار شاغل در بیمارستانهای گناباد مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه 3 قسمتی شامل مشخصات دموگرافیک، موانع و تسهیل کننده های کاربرد نتایج تحقیقات در بالین استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارSPSS16 و بهره گیری از آمار توصیفی و آزمونهای تی مستقل، آنالیز واریانس و ضریب همبستگی پیرسون انجام گرفت. یافته ها: موانع عمده اذعان شده توسط پرستاران کمبود تسهیلات به منظور عملی ساختن یافته های تحقیقی (1/81 درصد)، عدم همکاری و مشارکت پزشکان (5/80 درصد)، عدم اختیار پرستار برای تغییر در روشهای مراقبتی و درمانی بیماران (1/79 درصد) و درگیر نبودن پرستاران در امر تحقیق (1/79 درصد) بود. برگزاری دوره های بازآموزی (1/95 درصد)، افزایش حمایت مدیران (93 درصد) و تجهیز کتابخانه بیمارستان ها به ژورنال های متعدد و امکان دسترسی به اینترنت (9/90 درصد) بعنوان مهمترین تسهیل کننده ها تعیین شد. بین سن، سابقه کار و نوبت کاری پرستاران با نمره کل مقیاس موانع رابطه معناداری وجود داشت (05/0p<). نتیجه گیری:بر اساس نتایج مطالعه به نظر می رسد فراهم کردن تسهیلات لازم، دادن اختیار بیشتر به پرستاران و ایجاد محیط حمایتی می تواند به عنوان ملزومات اجرایی شدن عملکرد مبتنی بر تحقیق در پرستاری باشد.
علی محمدی، جمشید محمدی،
دوره 7، شماره 15 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: محیط آموزشی، عاملی تعیین کننده در ایجاد انگیزه برای یادگیری است زیرا رفتارهای منجر به یادگیری بهتر و پیشرفت تحصیلی را تقویت می‌کند. در محیط یادگیری، اساتید تاثیر زیادی بر یادگیری اثر بخش دارند. لذا، این مطالعه با هدف بررسی ادراک اساتید از محیط آموزشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان صورت گرفت. روش: این پژوهش توصیفی- مقطعی در سال91- 1390در دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام گرفت. بدین منظور، یک نمونه 120 نفری از اعضای هیئت علمی به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای بررسی محیط یادگیری و آموزشی از پرسشنامه ای تعدیل شده ارزیابی محیط آموزشی داندی (Dundee Ready Education Environment Measure ) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش با کمک نرم افزار آماری 11.5 SPSS وبا استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی مثل میانگین، آزمون تی نمونه های مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد. نتایج: میانگین نمره کلی محیط آموزشی و یادگیری( 24/12 ± 20/85) بود که به معنی محیط نسبتا مطلوب است. کمترین و بیشترین میانگین نمرات ا دراک اساتید 82/ 24 ازحداکثر نمره 44 (42/56%) و 55/ 30 ازحداکثر نمره 48 (64/63%) به ترتیب به ابعاد مدرسین و یادگیری مربوط می شدند. تفاوت میانگین نمرات ادراک اساتید در بعد یادگیری برحسب دانشکده ( 05/0 > P ) و گروه آموزشی ( 01/0 > P ) از نظرآماری معنی دار بودند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان دادکه اساتید محیط یادگیری و آموزشی را نسبتا مطلوب ارزیابی کردند، ولی هنوز تارسیدن به یک محیط یادگیری مساعد و مطلوب فضا برای بهبودی و اصلاح وجود دارد.
محمدرضا دین محمدی، فرهاد رمضانی بدر، حمید پیروی، ندا مهرداد،
دوره 7، شماره 15 - ( 6-1393 )
چکیده

مقدمه: یادگیری در محیط های بالینی بخش مهمی از برنامه آموزشی دانشجویان پرستاری به شمار می آید. تعامل موثر و پویای دانشجویان با اعضای تیم مراقبت سلامتی، مربیان، محیط های بالینی و عناصر آن منجر به تکامل حرفه ای آنها می گردد. هدف این مقاله، گزارش بخشی از یک مطالعه اصلی است که به توصیف تجارب سال آخر دانشجویان کارشناسی پرستاری در محیط های بالینی می پردازد. روش ها: در این مطالعه کیفی، دوازده دانشجوی کارشناسی پرستاری شاغل به تحصیل در دو دانشکده پرستاری و مامایی بزرگ تهران و دو دانش آموخته کارشناسی پرستاری با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های مطالعه از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته در دوره کارآموزی های بالینی جمع آوری و با روش نظریه پایه استراس و کوربین (1998) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: فخر حرفه ای به عنوان یکی از یافته های مهم مطالعه اصلی با سه طبقه فرعی کفایت حرفه ای، پذیرش از سوی دیگران و تمرین حرفه ای شدن تظاهر نمود. فخر حرفه ای، تجربه ای بود که در شرکت کنندگان مطالعه غالبا از اواخر برنامه آموزشی همزمان با نیمسال ششم یا هفتم تحصیلی آغاز و توسعه پیدا می کرد. دانشجویان ضمن کسب قابلیت های فردی و شایستگی های حرفه ای لازم، به جهت حضور طولانی در محیط های بالینی فرصت کافی برای تعامل و ارتباط با بیماران و اعضای تیم مراقبت پیدا می کردند. این مسئله پذیرش آنها را از سوی اعضای تیم مراقبت تسهیل می نمود. همچنین آنها در این مرحله از دوره آموزشی در می یافتند که باید خود را برای حضور در محیط های واقعی کار آماده نمایند. نتیجه گیری: فخر حرفه ای تجربه ای بود که غالب شرکت کنندگان مطالعه در سال آخر برنامه آموزشی، همزمان با برنامه کارآموزی در عرصه احساس می نمودند. بازنگری مجدد در فلسفه، رسالت و اهداف برنامه کارآموزی در عرصه (اینترشیپ)، اصلاح و اجرایی صحیح آن در عمل می تواند آثار و پیامد های مثبت و سازنده ای در تجربه اجتماعی شدن و گذر نقشی دانشجویان کارشناسی پرستاری بر جای گذارد. پیشنهاداتی برای بهبود تجارب بالینی در سال آخر برنامه آموزشی دانشجویان ارائه گردیده است.
مهدی محمدی، الهام غضنفری،
دوره 8، شماره 18 - ( 3-1394 )
چکیده

هدف پژوهش، بررسی رابطه بین اولویت‌بندی اعضای هیأت علمی از مسئولیت‌های شغلی‌ خود با کیفیت عملکرد آنان از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی هرمزگان در قالب یک مدل معادله ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه‌ی اعضای هیأت علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی هرمزگان بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 115 نفر عضو هیأت علمی و 345 دانشجو به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس شغلی مدرسان مشاور و پرسشنامه ارزشیابی کیفیت عملکرد اعضای هیأت علمی بود. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزار و توزیع بین نمونه، داده‌‌ها با استفاده از روش‌های آماری تحلیل واریانس اندازه‌گیری‌های مکرر، تی‌تست تک نمونه‌ای و مدل معادله ساختاری، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که: 1- اعضای هیات علمی بالاترین اولویت را به تحقیق و پاییت ترین اولویت را به نظارت و مشاوره می دهند 2- دانشجویان عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی را در حد بالاتر از متوسط و پایین تر از حد مطلوب ارزشیابی نموده اند. 3-اولویت اعضای هیأت علمی به تدریس و مشاوره و نظارت، پیش‌بینی کننده مثبت و معنادار ارزشیابی دانشجویان از عملکرد آموزشی آنان است و اولویت آنان به تحقیق و خدمات اجتماعی پیش بینی کننده پیش‌بینی کننده منفی و معنادار ارزشیابی دانشجویان از عملکرد آموزشی آنان است
فرین سلیمانی، فاطمه سادات نیری، فرحناز محمدی شاهبلاغی، مامک شریعت، حسین دلیلی،
دوره 8، شماره 20 - ( 10-1394 )
چکیده

چکیده فارسی زمینه و هدف : در نظام های آموزشی پیشرفته دنیا، اهداف و فعالیت ها به طور مدام مورد بازنگری قرار می گیرد تا موجب ارتقای صلاحیت دانشجویان جهت ارائه مراقبت در جهان واقعی شود. هدف از این مطالعه تبیین و ادراک دستیاران در خصوص مراقبت تکاملی در دوره آموزشی فوق تخصصی طب نوزادی بر اساس تجارب آنها طی دوره آموزشی ، انجام شد. روش بررسی : این مطالعه کیفی با مشارکت 10 نفر از دستیاران سال آخر دوره فوق تخصصی طب نوزادی، در مراکز آموزشی شهر تهران با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته صورت گرفت. پس از کسب رضایت نامه، داده ها جمع آوری، ضبط، دست نویس و به روش تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای اعتبار نتایج از مشاهدات مستمر در عرصه، و بازنگری متعدد فرایند تحلیل توسط تیم تحقیق استفاده شد. یافته ها: مضامین اصلی پژوهش شامل شایستگی ورود به دوره، محدودیت های ساختاری و کارکردی، چالش های برنامه آموزشی، و نبود ساختار و فرایند مراقبت تکاملی در نظام سلامت است. نتیجه گیری: بازنگری برنامه درسی طب نوزادی در زمینه مراقبت های تکاملی، همراه با آموزشهای یکپارچه و جامع مهارتهای بالینی در دوران تحصیل، به عنوان راهکار های مناسب پیشنهاد می گردد.


مهدی محمدی، رضا ناصری جهرمی، زینب مختاری، اطهر راسخ جهرمی، علیرضا عابدی، راحیل ناصری جهرمی،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاری یکی از مشاغل حوزه سلامت است که علاوه بر ارایه­ی خدمات درمانی، به آموزش مداوم نیاز دارند تا علاوه بر بهسازی فردی، از آخرین دستاوردهای علم پزشکی نیز آگاه شوند. هدف از پژوهش حاضر، ارزشیابی عوامل مؤثر بر انتقال یادگیری دوره‏های آموزش ضمن خدمت پرستاری به محیط کار بر اساس مدل انتقالی هالتون بود.

روش بررسی: پژوهش حاضر، مطالعه‌ای از نوع توصیفی- مقطعی است. جامعه­ی آماری شامل تمامی پرستاران دانشگاه علوم پزشکی جهرم در سال 1394و معیار ورود به پژوهش، شرکت در دوره‏های آموزشی تخصصی ضمن خدمت بود. به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 95 نفر از پرستاران به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش پرسشنامه­ی سیستم انتقال یادگیری مبتنی بر مدل هالتون بود که پس از محاسبه روایی و پایایی، بین نمونه‌های مطالعه توزیع گردید. با استفاده از روش‌های آمار استنباطی و نرم‌افزار SPSS21 داد‌ه‌ها تحلیل شدند.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار عوامل فردی 78/0 ± 80/2، عوامل سازمانی 66/0 ± 68/2 و عوامل آموزشی 54/1 ± 74/2 بوده است. نتایج نشان داد که عوامل فردی، سازمانی و آموزشی موثر بر انتقال یادگیری دوره‏های آموزش ضمن خدمت به محیط کار از دیدگاه پرستاران دانشگاه علوم پزشکی جهرم از سطح متوسط بیشتر اما از سطح مطلوب کمتر می‌باشند. همچنین مشخص گردید که عامل موثر غالب از دید آنان عامل فردی می‌باشد (05/0 > P).

نتیجه‌گیری: باید با توجه ویژه به اثربخشی دوره‌های آموزشی ضمن خدمت پرستاران و ایجاد انگیزش، زمینه­ی انتقال آموخته‌های آنان را به محیط کار فراهم نمود.


زهرا مسلمی، مهین قمی، سید داود محمدی،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: تفکرانتقادی یکی از اهداف آموزش عالی و مولفه­ای کلیدی در سلامت­روان دانشجویان است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه­ی مهارت­های تفکرانتقادی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم صورت گرفت.

روش بررسی: در این پژوهش توصیفی همبستگی در سال 1394، نمونه­ای شامل 303 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم به روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای نسبتی بر حسب جنسیت انتخاب شدند. داده­ها از طریق پرسشنامه مهارت­های تفکرانتقادی کالیفرنیا فرم(ب) و سلامت روان GHQ-28 جمع­آوری شد. سپس اطلاعات با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته­ها: میانگین نمره­ی مهارت­های تفکرانتقادی در بین دانشجویان این دانشگاه (15/3±84/9) و در حد ضعیف بود. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین مهارت­های تفکرانتقادی با سلامت روان(039/0- =r ؛  702/0 =p) و پیشرفت تحصیلی رابطه­ی معناداری وجود نداشت (081/0 =r ؛  284/0 =p). همچنین بین نمره­ی سلامت روان با پیشرفت تحصیلی رابطه­ی معناداری مشاهده نشد(150/0- =r ؛  141/0 =p). نتایج آزمون t مستقل نشان داد که بین میانگین نمره­ی مهارت­های تفکرانتقادی و سلامت روان دانشجویان دختر با دانشجویان پسر تفاوت معناداری وجود نداشت. اما بین پیشرفت تحصیلی دانشجویان دختر با پسر تفاوت معناداری وجود داشت (001/0=p). در نهایت، نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که مولفه­های سلامت روان و پیشرفت تحصیلی قادر به پیش­بینی مهارت­های تفکرانتقادی نبودند.

نتیجه­گیری: با توجه به اینکه تقویت تفکر انتقادی در روش­های یادگیری و تقویت آن در دانشجویان می­تواند باعث پیشرفت در یادگیری مهارت­ها و عوامل اثرگذار بر یادگیری آنها باشد. بنابراین می­توان با اصلاح و فراهم آوردن فرآیند و شیوه­های مناسب آموزشی در ایجاد تفکر انتقادی در دانشجویان نقش بسزایی را ایفا کرد.


حبیب رهبان، عباس علامی، نوید محمدی،
دوره 10، شماره 26 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: بررسی متون از گنجاندن آموزش تعهدات حرفه‌ای در آموزش دوره پزشکی عمومی حمایت می‌کند. در این مطالعه ما نگرش دانشجویان نسبت به آموزش تعهدات حرفه‌ای در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1394را ارزیابی نمودیم.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی از تمام کارآموزان و کارورزان پزشکی دانشگاه دعوت شد. داده‌ها بر اساس پرسشنامه‌ای تغییر یافته بر اساس ملاحظات فرهنگی کشورمان جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل توسط نرم‌افزار SPSS انجام شد.

نتایج: در مجموع 131 کارآموز و کارورز پزشکی (6/62% مونث) با متوسط سن ۱٫۱۲ ± ۲۴٫۶ سال در مطالعه شرکت کردند. ۴۲% از شرکت‌کنندگان کارآموز و 57% کارورز بودند. بیشتر دانشجویان معتقد بودند که یادگیری اخلاق و تعهدات حرفه‌ای لازم است و باید آموزش داده شود. از نظر نیمی از فراگیران، اخلاق پزشکی باید به طور رسمی در برنامه درسی دانشکده آموزش داده شود در حالی که دیگران ترجیح می‌دادند به عنوان یک درس انتخابی در نظر گرفته شود. اکثریت شرکت‌کنندگان (۹۴٫۵٪) معتقد بودند برای یادگیری تعهدات حرفه‌ای به بیش از فقط یک درس نظری نیاز است. یک رویکرد طولی برای آموزش اخلاق پزشکی و تعهدات حرفه‌ای به جای یک رویکرد مقطعی (محدود به زمان مشخصی از دوره) مورد نظر بود. اختلاف معنی‌داری بین نگرش کارآموزان و کارورزان در مورد ضرورت یادگیری مادام العمر و داشتن دانش روز (۰٫۰۴۴P = )، همکاری بین‌رشته‌ای و کار گروهی  (۰٫۰۳۲p =) و اهمیت آموزش مداوم (۰٫۰۳P = ) وجود داشت. همچنین، فراوانی رفتارهای حرفه‌ای [به‌عنوان مثال، تعداد مقالات پژوهشی خوانده شده در هفته (۰٫۰۲۵P =) ، استفاده از نت‌های قبلی (۰٫۰۱۵=P ) و مشارکت در خدمات اجتماعی در چند سال گذشته (۰٫۰۴۷P =)] بر اساس سطح آموزش دارای تفاوت معنی‌دار آماری بود.

نتیجه گیری: دانشجویان پزشکی نگرش مثبتی نسبت به بیشتر اصول تعهد حرفه‌ای (همدلی، کار تیمی و یادگیری مادام العمر) دارند، اما آنها را در رفتار خود استفاده نمی‌کنند.


بهرام رستمی، احسان فکور، حسین نادری، محمد مسعود وکیلی، آقای جهانگیر محمدی بایتمر،
دوره 10، شماره 27 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: شناخت عوامل مرتبط با گرایش به سوء مصرف مواد در دانشجویان می‌تواند تاثیر بسزایی در پیشگیری از گرایش آنان به سمت اعتیاد داشته باشد. لذا این مطالعه باهدف تعیین رابطه­ ی بین خودکارآمدی عمومی با گرایش به سوء مصرف مواد در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه توصیفی-همبستگی بود. جامعه ­ی آماری تحقیق کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی و دکترای عمومی دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال تحصیلی 95-94 بودند که تعداد آن­ها 1759 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از روش کوکران تعداد 315 نفر تعیین شد که به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی وارد مطالعه گردیدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های خودکارآمدی عمومی شرر (Sherer)، استعداد اعتیاد (APS) و پذیرش اعتیاد (AAS) جمع‌آوری گردید. از بین 315 پرسشنامه توزیع شده تعداد 284 پرسشنامه سالم وارد مرحله تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه انجام شد.
یافته ها: بین متغیر خودکارآمدی با استعداد اعتیاد (281/0-=r و 001/0=P) و خودکارآمدی با پذیرش اعتیاد (316/0-=r و 001/0=P) ارتباط معناداری وجود داشت. نتایج رگرسیون خطی نیز نشان داد که خودکارآمدی عمومی پیش‌بینی کننده معنادار استعداد و پذیرش اعتیاد است بطوری­که 28 درصد از واریانس استعداد اعتیاد و 30 درصد از واریانس پذیرش اعتیاد را تبیین می‌نماید.
نتیجه‌گیری: خودکارآمدی عمومی از عوامل پیش بینی کننده استعداد و پذیرش اعتیاد در دانشجویان می­باشد.
 
Jahangir Mohammadi Bytamar، Saeedeh Zenoozian، Mohsen Dadashi، Omid Saed، Abbas Hemmat، Gelavizh Mohammadi،
دوره 10، شماره 27 - ( 9-1396 )
چکیده

مقاله به زبان انگلیسی چاپ شده است.
محمدرضا دین محمدی، مهدی موسائی فرد، مهناز کشاورزافشار،
دوره 10، شماره 27 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات پایش وضعیت دانش آموختگان علوم پزشکی به ویژه گروه­های پرستاری و مامایی دارای اهمیت ویژه­ای است،  این پژوهش با هدف تعیین وضعیت اشتغال دانش آموختگان رشته­های کارشناسی پرستاری، هوشبری، اتاق­عمل و مامایی دانشکده پرستاری و مامایی زنجان در پنج سال اخیر انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، 560 دانش آموخته رشته­های کارشناسی پرستاری، هوشبری، اتاق­عمل و مامایی که در سالهای 89 تا 94  از دانشکده پرستاری و مامایی زنجان فارغ التحصیل شده بودند، وارد مطالعه شدند. داده­های پژوهش را از طریق تماس تلفنی با دانش آموختگان جمع آوری و در پرسشنامه پژوهشگر ساخته وارد گردید. داده های حاصل از طریق آمارهای توصیفی و استنباطی و با نرم افزار SPSS 22 مورد آنالیز قرار گرفت.
یافته ها: از تعداد 560 دانش آموخته، 487 مورد قابل دسترسی بوده و داده های آن ها مورد تحلیل قرار گرفت.  مطالعه حاضر نشان داد بیش از 85 درصد دانش آموختگان سال های94-89 در رشته های پرستاری، اتاق عمل، هوشبری و مامایی شاغل و کمتر از 3 درصد دانش آموختگان در هر رشته بیکار بودند. بیش از 70 درصد شاغلین در هر چهار رشته در بخش ­های دولتی مشغول بکار بودند.
نتیجه گیری: نتایج نشان می ­دهد که اغلب دانش آموختگان رشته­ های پرستاری، مامایی، اتاق عمل و هوشبری در بخش­ های دولتی اشتغال داشتند. اطلاع از وضعیت اشتغال و توزیع دانش آموختگان رشته ­های وابسته علوم پزشکی می­ تواند در برآورد ظرفیت­ های پذیرش دانشجو و تامین نیروی انسانی مورد نیاز جامعه کمک کننده باشد.
زمینه و هدف: مطالعات پایش وضعیت دانش آموختگان علوم پزشکی به ویژه گروه­های پرستاری و مامایی دارای اهمیت ویژه­ای است،  این پژوهش با هدف تعیین وضعیت اشتغال دانش آموختگان رشته­های کارشناسی پرستاری، هوشبری، اتاق­عمل و مامایی دانشکده پرستاری و مامایی زنجان در پنج سال اخیر انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، 560 دانش آموخته رشته­های کارشناسی پرستاری، هوشبری، اتاق­عمل و مامایی که در سال های 89 تا 94  از دانشکده پرستاری و مامایی زنجان فارغ التحصیل شده بودند، وارد مطالعه شدند. داده­های پژوهش را از طریق تماس تلفنی با دانش آموختگان جمع آوری و در پرسشنامه پژوهشگر ساخته وارد گردید. داده های حاصل از طریق آمارهای توصیفی و استنباطی و با نرم افزار SPSS 22 مورد آنالیز قرار گرفت.
یافته ها: از تعداد 560 دانش آموخته، 487 مورد قابل دسترسی بوده و داده های آن ها مورد تحلیل قرار گرفت.  مطالعه حاضر نشان داد بیش از 85 درصد دانش آموختگان سال های94-89 در رشته های پرستاری، اتاق عمل، هوشبری و مامایی شاغل و کمتر از 3 درصد دانش آموختگان در هر رشته بیکار بودند. بیش از 70 درصد شاغلین در هر چهار رشته در بخش ­های دولتی مشغول بکار بودند.
نتیجه گیری: نتایج نشان می ­دهد که اغلب دانش آموختگان رشته­ های پرستاری، مامایی، اتاق عمل و هوشبری در بخش­ های دولتی اشتغال داشتند. اطلاع از وضعیت اشتغال و توزیع دانش آموختگان رشته­ های وابسته علوم پزشکی می­ تواند در برآورد ظرفیت­ های پذیرش دانشجو و تامین نیروی انسانی مورد نیاز جامعه کمک کننده باشد.
 
حبیب شارعی نیا، مهدی جهانی، جواد راحتی، عبدالله سکوتی، بتول محمدیان، سمانه نجفی،
دوره 11، شماره 30 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزشیابی دانشجویان از اساتید یکی از بهترین شیوه­ های ارزشیابی است زیرا دانشجویان به طور مستقیم توسط استاد آموزش می­ بینند. ارزشیابی دانشجو از استاد متاثر از عوامل مختلفی است. لذا مطالعه ­ی حاضر با هدف تعیین ارتباط انسجام اجتماعی و تحصیلی دانشجویان با ارزشیابی اساتید دانشگاه علوم پزشکی گناباد در سال 1395 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 307 دانشجوی مقطع کارشناسی پیوسته در دانشگاه علوم پزشکی گناباد در سال ۱۳۹۵ به روش تصادفی طبقه­ ای انتخاب شدند. داده­ ها از طریق فرم اطلاعات جمعیت­ شناختی و پرسشنامه­ های روا و پایا شده انسجام موسسه ­ای و کیفیت عملکرد اساتید جمع‌آوری شد. سپس داده­ ها به‌وسیله ­ی نرم­ افزار SPSS نسخه 20 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون­ های آماری تی­م ستقل، ANOVA، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شد. نتایج در سطح کمتر از 05/0 معنی­دار لحاظ گردید.
یافته­ها: در بین ابعاد انسجام اجتماعی بیشترین نمره (59/4±08/29) مربوط به تعاملات گروه همسالان و در بین ابعاد انسجام تحصیلی بیشترین نمره (32/4±34/26) مربوط به پیشرفت تحصیلی و فکری بود. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمره ­ی کلی انسجام اجتماعی و تحصیلی با نمره­ ی کلی ارزشیابی کیفیت عملکرد اساتید ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد (به ترتیب 04/0=P و 001/0P<، 11/0=r و 53/0=r). طبق نتایج آزمون رگرسیون خطی، به ازای افزایش هر نمره از انسجام اجتماعی، نمره ­ی ارزشیابی اساتید 11/0 افزایش و برای انسجام تحصیلی، نمره­ ی ارزشیابی اساتید 53/0 افزایش یافت.
نتیجه­گیری: تعاملات و تجارب تحصیلی و اجتماعی دانشجویان با همکلاسی­ ها و سایر کارکنان دانشگاهی می‌تواند با ارزشیابی دانشجو از استاد مرتبط بوده و رضایت آنان از کیفیت عملکرد اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی گناباد را تحت­الشعاع قرار دهد.
 
جهانگیر محمدی بایتمر، امید ساعد،
دوره 11، شماره 30 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به نقش باورهای فراشناختی مرتبط با اهمال‌کاری در تداوم و تشدید اهمال‌کاری، استفاده از ابزاری پایا و روا چه در بافت ارزیابی و چه در سنجش پیامد مداخله‌های درمانی از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف مطالعه ­ی حاضر تعیین ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه باورهای فراشناختی مرتبط با اهمال‌کاری (MBPQ) در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان بود.
روش بررسی: نمونه‌ای به حجم 210 نفر به‌صورت در دسترس از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان انتخاب شدند. به‌منظور بررسی روایی MBPQ از سه روش روایی سازه (تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی)، روایی همگرا و ارزیابی متقابل همبستگی خرده مقیاس‌ها استفاده شد. جهت برآورد پایایی MBPQ از روش ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.
یافته‌ها: ساختار دوعاملی (باورهای فراشناختی مثبت و منفی) با 14 گویه روی ‌هم‌ رفته 49 درصد واریانس‌ها کل آزمون را تبیین کردند. این ساختار عاملی به‌عنوان بهترین مدل حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی انتخاب و با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی به‌عنوان مدل نهایی MBPQ پذیرفته شد. باورهای فراشناختی مثبت با اهمال‌کاری کلی و باورهای فراشناختی منفی با اهمال‌کاری تحصیلی رابطه­ی مستقیم و معناداری داشت. مولفه‌های MBPQ نیز از پایایی قابل قبولی برخوردار بودند.
نتیجه‌گیری: MBPQ دارای ویژگی‌های روان‌سنجی مطلوب و برازش مناسب در ساختار دوعاملی است. این پرسشنامه می‌تواند به‌عنوان ابزاری مناسب در ارزیابی بالینی و فرمول‌بندی مشکلات مراجع و همچنین ارایه­ی یک گام روبه‌جلو در جهت توسعه مفهوم­شناسی فراشناختی از اهمال‌کاری مفید باشد.
ساحل خاکپور برازجانی، آرزو حشمتی جدا، مجید محمدی، زهرا کوثری، سعیده زنوزیان،
دوره 11، شماره 32 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال‌های روانی گروه‌های مختلفی از قبیل کودکان، جوانان و بزرگ‌‌سالان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و هزینه‌های سنگین اجتماعی و اقتصادی بر دوش جوامع می‌گذارند. ازاین‌رو می‌توان پویایی و کارآمدی کشورها را با ارتقای سطح سلامت روان و به دنبال آن ارتقای سطوح تحصیلی دانشجویان تضمین کرد. هدف مطالعه­ی حاضر بررسی شاخص­های آسیب‌شناسی روانی (psychopathological indices ) در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان است.
روش بررسی: مطالعه‌­ی حاضر از نوع توصیفی است. نمونه این مطالعه 400 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال تحصیلی 95-96 است که با روش نمونه‌گیری در دسترس (available sampling method) انتخاب‌شده‌اند. پرسشنامه سلامت روان (Symptom Checklist 90 Revised) (SCL-90-R) در اختیار دانشجویان قرار گرفت و بعد از تکمیل از آن‌ها تحویل گرفته شد. داده‌های پرسشنامه‌ با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد 79 درصد از دانشجویان، مشکوک به اختلال‌های روانی (5/61 درصد خفیف، 3/15 درصد متوسط و 3/2 درصد شدید) بودند. شکایت‌های جسمانی و ترس مرضی در دانشجویان زن به‌طور معناداری بیشتر از مردان بود (05/0P<).
نتیجه‌­گیری: این مطالعه نشان داد اختلال‌های روانی در بین دانشجویان از شیوع قابل توجهی برخوردار است. بنابراین توجه به برنامه‌­های پیشگیرانه و درمانی در این اختلال­ها ضرورت دارد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb