جستجو در مقالات منتشر شده


236 نتیجه برای Education

ترانه امام قلی خوشه چین، فاطمه شجاعی، الهه احمدنیا،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

مقدمه:در دنیای پیچیده امروز یادگیری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و آموزش نیز بنیان همه یادگیریهاست. همچنین آموزش به خصوص آموزش بالینی نیاز به بستری مناسب و تجهیزات و امکانات کافی برای یادگیری دارد، حتی تامین وسایل و امکانات رفاهی دانشجویان نیز در این میان نقش بسزایی دارد.
هدف : این پژوهش با هدف تعین وضعیت امکانات آموزشی بیمارستانها از نظر دانشجویان مامایی در دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام پذیرفت.
مواد و روشها :این پژوهش از نوع مطالعه توصیفی می‌باشد که 36 نفر از دانشجوبان ترم سوم و پنجم مقطع کاردانی مامایی در آن شرکت نمودند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای بود که بر اساس معیار لیکرت طراحی شده بود و نظرات دانشجویان را در مورد وضعیت امکانات آموزشی بیمارستانها مورد بررسی قرار می‌داد. این پرسشنامه در یک مرحله توسط واحدهای نمونه تکمیل گردیده است.برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و نرم‌‌افزار SPSS 11 استفاده شده است.
یافته‌ها: درنتایج بدست آمده از این تحقیق اکثر دانشجویان امکانات آموزشی بیمارستانها را در سطح متوسط ارزیابی کردند. اما در این میان از موارد چندی مانند تعداد کمدهایی که در بیمارستان در ختیار دانشجویان قرار می گیرد ( 42/ 64 %) ، وجود محلی برای استراحت دانشجویان ( 44/69 %) و تنوع بیماران جهت آشنایی با موارد مختلف بیماری (18/72%) در سطح کم و خیلی کم بود.
نتیجه گیری : اگر چه امکانات آموزشی بیمارستانها در سطح متوسط ارزیابی گردیده ، اما تقویت جنبه های مثبت و اصلاح نواقص و نقطه ضعف ها می تواند گامی موثر در راستای ارتقای کیفیت آموزش بالینی باشد بنابراین بهبود امکانات و تجهیزات از مهمترین وظایف مسئولین دانشگاهها جهت پیشرفت آموزش بالینی و ارتقاء علمی و عملی دانشجویان می‌باشد.همچنین توصیه می شود با ارزیابی های مکرر عرصه های بالینی و مقایسه وضعیت موجود با وضعیت قبل یا بعد نقاط ضعف و قوت موثر در آموزش بالینی را شناسایی کرد.
فریبا آربونی، عباسعلی نوریان، سید نورالدین موسوی نصب،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزشیابی استادان متداول‌ترین روش جهت سنجش کیفیت آموزش می‌باشد. دانشجویان بیش از دست‌اندرکاران در جریان روند آموزش قرار‌دارند بنابراین با نظرخواهی از آنان دیدگاه کاملی برای مسئولین در مورد نقاط قوت و ضعف استادان به‌دست می‌آید. هدف از این پژوهش بررسی حیطه‌های موجود در فرم‌های ارزشیابی از دیدگاه دانشجویان در دانشکده‌های پزشکی، پیراپزشکی و پرستاری و مامایی می‌باشد.
روش بررسی: این تحقیق به صورت توصیفی انجام گرفت. 1683 برگ ارزشیابی دانشجویان از استادان هیأت علمی (73 نفر) مربوط به دانشکده‌های پزشکی، پیراپزشکی و پرستاری- مامایی بررسی شد. پرسش‌نامه‌ی دانشجویان پزشکی حاوی 15 سؤوال و دانشجویان پیراپزشکی و پرستاری مامایی
21 سؤوال بود که بر اساس مقیاس لیکرات از حیطه‌های مختلف مقرراتی، علمی و آموزشی، نظارتی و نگرشی تشکیل شده بود. نمرات سؤوالات از نمره‌ی 100 محاسبه شد، نمرات بالاتر بیانگر عملکرد مطلوب‌تراستادان می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها به‌صورت آمار توصیفی با نرم‌افزار SPSS
انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد مقایسه در سطوح کلی بین دانشکده‌ها، دانشکده‌ی پیراپزشکی با میانگین کل و انحراف معیار 61/3 ±50/85 نسبت به سایر دانشکده‌ها برتری دارد. دانشکده‌ی پیراپزشکی در حیطه‌ی مقرراتی با میانگین و انحراف معیار 89/3±01/91، دانشکده‌ی پزشکی در حیطه‌ی نگرشی با میانگین و انحراف معیار 45/5±48/90 و دانشکده‌ی پرستاری مامایی در حیطه‌ی مقرراتی با میانگین و انحراف معیار 25/4±34/88 بیشترین امتیاز را داشتند. نتیجه‌نهایی نشان می‌دهد، حیطه‌ی علمی و آموزشی نسبت به سایر حیطه‌ها در سطح پایین‌تر می‌باشد. نتایج حیطه‌ها (علمی و آموزشی، نظارتی و نگرشی) بین دانشکده‌ها معنی‌دار می‌باشد (0001/0=P).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد با برنامه‌ریزی جهت برگزاری کارگاه‌های آموزشی، روش تدریس و تحقیق جهت ارتقای آموزش استادان، اعطا‌ی فرصت مطالعاتی و تشویق انجام کارهای تحقیقاتی و پژوهشی گام مؤثری جهت ارتقای سطح علمی و بالاخره عملکرد بالای استادان خواهد بود.


عباس عزت شوکتی، عباسعلی نوریان، سید نوالدین موسوی نسب،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از روش‌های ارتقای کیفیت آموزش، ارزشیابی از فعالیت‌های آموزشی اعضای هیأت علمی است. دانشجویان و مدیران گروه‌ها مناسب‌ترین مراجع برای ارزیابی فعالیت‌های آموزشی اعضای هیأت علمی می‌باشند. میزان مطابقت نتایج نظرسنجی از مدیران گروه‌ها با نتایج نظرسنجی از دانشجویان تا حدی بیانگر میزان دقت و صداقت دانشجویان و مدیران گروه‌ها در ارزشیابی اعضای هیأت علمی است. این تحقیق به منظور تعیین میزان تطابق نتایج نظرسنجی از دانشجویان با نتایج نظرسنجی از مدیران گروه‌ها در ارزشیابی اعضای هیأت علمی صورت گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه، نظرسنجی‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ انجام شد. پرسش‌نامه‌ی نظرسنجی از مدیران گروه‌ها دارای 18 سؤال، پرسش‌نامه نظرسنجی از دانشجویان حاوی 16 سؤال و پرسش‌نامه‌ی نظرسنجی از کارآموزان و کارورزان شامل 28 موضوع ‌بود. روایی فرم‌ها توسط مدیران گروه‌ها، کارشناسان ارزشیابی دانشگاه و همچنین توسط افراد صاحب‌نظر مورد ارزیابی قرار گرفته و پایایی پرسش‌نامه‌ها با استفاده از آزمون مجدد تأیید شدند. گستره‌ی گزینه‌های پرسش‌نامه‌ها بر اساس مقیاس لیکرت انجام گرفت. در کل تعداد 25 مدیر گروه آموزشی (از 106 نفر اعضای هیأت علمی واجد شرایط) و 921 دانشجو از 1100 دانشجوی پیش‌بینی شده پرسش‌نامه را تکمیل نمودند. تجزیه و تحلیل داده‌ با استفاده از نرم‌افزار SPSS صورت گرفته است.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد نتایج نظرسنجی از مدیران گروه‌ها با نتایج نظرسنجی از دانشجویان در ارزشیابی استادان در 61 درصد اعضای هیأت علمی عضو جامعه مورد مطالعه با هم مطابقت دارند. دانشجویان و مدیران گروه‌های آموزشی، هر یک انتظاراتی از اعضای هیات علمی دارند که این انتظارات کاملا در یک راستا نیستند و اصولا معیارهای آن‌ها نیز برای ارزیابی اعضای هیأت علمی متفاوت می‌باشد. با این توضیح نتایج نظرسنجی از آن‌ها نیز تطبیق صددرصد نخواهند داشت و میزان تطبیق محاسبه شده (61 درصد) با حداکثر تعدیل شده قابل‌تجزیه و تحلیل خواهد بود. در آنالیز نتایج ارزشیابی، میزان تطبیق نتایج نظرسنجی‌ها هر اندازه بالاتر و به اپتیمم نزدیکتر باشد، حاکی از این است که ارزیابی اعضای هیات علمی توسط دانشجویان و مدیران گروه‌ها با دقت و صداقت بیشتری انجام گرفته است.
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد برگزاری کارگاه‌های آموزشی، حمایت‌های مادی و معنوی از اعضای هیأت علمی، کاهش واحدهای اضافی تدریس
(تا حد موظفی)، تبیین اهداف ارزشیابی (برای دانشجویان، مدیران گروه‌ها و اعضای هیأت علمی)، اعطای فرصت مطالعاتی، کاهش تعارضات بین مدیر و اعضای گروه از جمله اقداماتی می‌باشند، می‌توانند میزان تطابق را بهبود بخشند. به منظور ارتقای سیستم آنالیز نتایج ارزشیابی توصیه می‌شود روش تطابق نتایج و روش تعدیل حداکثر تطبیق در تحلیل نتایج ارزشیابی به‌کار گرفته شود.


احمد اصل هاشمی،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: در حال حاضر مصائب ناشی از سوانح طبیعی یکی از موانع اصل توسعه پایدار است و عدم آمادگی مقابله با آن تلفات و خسارات سنگینی را به ملت ها و دارائی های آنها وارد می کند که بعضا" جبران ناپدیر است و از آثار و عواقب ناشی از بلایای طبیعی می توان آلودگی منابع آب ، آوارگی مردم ، افزایش ناقلین و ...... را نام برد که بعد از بروز بلایای طبیعی بسیار محسوس است . لذا برای تقلیل عواقب ناشی از آن، ارتقاء سطح آگاهی و نگرش با تدوین برنامه های آموزشی مدون برای شهروندان ضروری است . بنابراین بررسی اثربخشی ارائه واحد اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری در افزایش آگاهی و بهبود نگرش دانشجویان مزبور در هنگام بروز بلایای طبیعی اساس این تحقیق بوده تا مشخص شود که ارائه این درس تا چه اندازه قادر به افزایش آگاهی و بهبود نگرش در این دانشجویان واقع می شود.
روش تحقیق: این پژوهش یک مطالعه توصیفی – تحلیلی و مداخله ای است که برروی تعداد 60 نفر از دانشجویان رشته های بهداشت محیط و مبارزه با بیماری ها انجام گرفت که پس از همسان سازی (Match ) آنان براساس نمرات پیش آزمون دانش یا آگاهی به دو گروه مورد و شاهد( هر کدام 30 نفر) تقسیم گردیدند که برای گروه مورد درس اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری به مدت یک ترم تحصیلی ارائه ولی برای دانشجویان گروه شاهد این درس ارائه نگردید و بعد از مداخله در پایان ترم تحصیلی از هر دو گروه آزمون دانش و نگرش همانند پیش آزمون بعمل آمده و اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون آماری ناپارامتریک مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها :یافته ها نشان داد که در میانگین آگاهی و نگرش آزمودنی های گروه شاهد به علت عدم مداخله تغییر اساسی صورت نگرفته ولی در میانگین آگاهی آزمودنی های گروه مورد به واسطه آموزش اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری 97/12 نسبت به قبل از مداخله افزایش یافته و میانگین نگرش گروه مورد نیز به واسطه آموزش اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری 86/57 نسبت به قبل از مداخله بهبود حاصل شده است. همچنین بررسی های آماری با استفاده از آزمون ویل کاکسون نشان داد که تفاوت معنی دار آماری بین نگرش و دانش آزمودنی ها در گروه مورد وجود داشته (001/0≥ ). ولی بین نگرش و دانش آزمودنی ها در گروه شاهد تفاوت معنی داری آماری وجود ندارد (001/0≤ ) و نتایج حاصله از مقایسه میانگین نمرات نگرش و دانش آزمودنی ها بعد از مداخله در دو گروه مورد و شاهد با استفاده از آزمون من ویتنی یو تست نیز نشان از موثر بودن آموزش اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری برای دانشجویان گروه مورد در حیطه های نگرش و دانش آنها است (001/0≥ ) و نهایتا" در این مطالعه بین رشته تحصیلی و جنسیت آزمودنی های گروه مورد با میزان آگاهی و بهبود دانشجویان گروه مورد رابطه ای وجود پیدا نشد (001/0≤ ).
نتیجه گیری : نتایج حاصل از این پژوهش گویای تاثیر ارائه درس اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری در افزایش میزان آگاهی و بهبود نگرش دانشجویان رشته های بهداشتی بود که میتوان اظهار نمود که ارائه این درس با توجه به بلاخیز بودن کشورمان و ضرورت آگاهی کلیه شهروندان علی الخصوص دانشجویان رشته های مختلف در مقابله با عواقب ناشی از این بلایا برای تمامی رشته های دانشگاهی ضرورت دارد .
محمدمسعود وکیلی، عباسعلی نوریان، سید نورالدین موسوی نسب،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه شرایط و امکانات آموزشی یکی از عوامل مؤثر بر جریان یادگیری است، ولی بدون شک نیروی انسانی و به خصوص معلم، یکی از مهم‌ترین عوامل تشکیل‌دهنده‌ی محیط‌های آموزشی است. معلم اساسی‌ترین عامل برای ایجاد شرایط مطلوب جهت تحقق هدف‌های آموزشی است. معلم می‌تواند نقص کتاب‌های درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران نماید و یا بهترین شرایط و موضوع تدریس را با عدم‌توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب، به محیطی غیرفعال و غیرجذاب تبدیل کند. در فرآیند تدریس تنها علم و مهارت معلم نیست که مؤثر واقع می‌شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر فراگیران تأثیر می‌گذارد. در این تحقیق هدف مطالعه خصوصیات یک مدرس خوب از دیدگاه استادان و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان بوده است.

روش‌بررسی: این پژوهش یک مطالعه‌ی توصیفی است که به منظور تعیین نگرش نسبت به خصوصیات یک مدرس خوب انجام شد. جامعه‌ی مورد مطالعه به تعداد 144 نفر از کلیه‌ی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی زنجان و 50 درصد از جامعه‌ی 850 نفری دانشجویان به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها عبارت بود از دو پرسش‌نامه‌ی مجزا که توسط افراد مورد مطالعه تکمیل شد. داده‌های جمع آوری شده از طریق نرم‌افزار آماری اکسل ( Excell) استخراج و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که در حیطه‌ی مقررات آموزشی، از نظر دانشجویان در دسترس بودن استاد و از نظر استادان حضور به موقع استاد در کلاس، در حیطه‌ی علمی، آموزشی از نظر هر دو گروه تسلط علمی استاد، در حیطه‌ی ارزیابی و نظارت از نظر دانشجویان پاسخگویی به سؤوالات فراگیران و از نظر استادان طرح سؤوال در هر جلسه و در حیطه‌ی اخلاقی، رفتاری از نظر هر دو گروه شیوایی بیان مهم‌ترین ویژگی‌های یک مدرس خوب می‌باشند.

نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان به این نتیجه رسید که یک مدرس خوب فردی است که علاوه بر توانایی علمی و تخصصی، در سایر حیطه‌ها و ابعاد ازجمله روش تدریس، اخلاقی- رفتاری، نحوه‌ی ارزیابی و سنجش فراگیران از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد و تمامی ابعاد از نظر فراگیران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.


صدیقه کمالی، الهام جعفری،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی مستمر وضعیت موجود، شناخت نقاط قوت و اصلاح نقاط ضعف برای ارتقا کیفیت آموزش بالینی ضروری است. روش‌های ارزشیابی مختلفی برای مهارت‌های بالینی معرفی شده است. در واحدهای بالینی، استفاده از دفترچه ثبت مهارت‌های بالینی رایج است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نظرات مربیان و دانشجویان مامایی در خصوص دفترچه ثبت مهارت‌های بالینی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی 16 نفر از مربیان و 60 نفر از دانشجویان مامایی دانشکده‌ی پرستاری و مامایی زنجان انجام شد. نمونه‌های مطالعه به روش سرشماری انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسش‌نامه پژوهشگر ساخته شامل سه حیطه‌ی ضرورت، محتوا و نحوه‌ی اجرا استفاده شد. سؤوالات هر حیطه بر مبنای مقیاس رتبه‌بندی پنج نقطه‌ای امتیاز‌بندی شد. داده‌ها با نرم‌افزار spss و به صورت توزیع فراوانی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: اکثر موضوعات مرتبط با حیطه‌ی ضرورت مورد تأیید مربیان و دانشجویان بود. در حالی که در مورد کیفیت محتوای دفترچه‌ی ثبت مهارت‌های بالینی وضعیت چندان مطلوب نبود. بیشترین نقاط ضعف logbook عبارت بود از: فقدان حداقل‌های آموزشی دوره، مقررات، فهرست مراجع، کنفرانس‌ها و سایر فعالیت‌های آموزشی فوق برنامه، مهارت‌های اخلاق حرفه‌ای و امکان ارزشیابی دانشجو اکثر دانشجویان و مربیان logbook را روزانه تکمیل نمی‌کردند.
نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت استفاده از logbook در ارزشیابی بالینی دانشجویان و نقاط ضعف آن، بازنگری این ابزار توصیه می‌شود.


یحیی جابری، فریده نهاوندی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: روایی ارزشیابی دانشجویان از مهم‌ترین مسائل مطرح در آموزش پزشکی است. روایی انواع مختلفی دارد، روایی ملاکی یکی از انواع آن است. روایی ملاکی، در واقع در پی یافتن همبستگی ارزشیابی با یک ارزشیابی مرجع است. امتحانات دوره‌های مختلف آموزش پزشکی و همچنین امتحانات جامع علوم پایه و پیش کارورزی در واقع در پی پیش‌بینی احتمال موفقیت دانشجو در دوره‌ی بعدی هستند. بنابراین می‌توان روایی ملاکی آن‌ها را با میزان همبستگی آن با موفقیت دوره‌ی بعدی اندازه‌گیری کرد. این مطالعه در صدد بررسی روایی ملاکی ارزشیابی دوره‌های آموزشی بوده است.

  روش بررسی: در این مطالعه تعداد 58 دانشجوی پزشکی که تمام دوره‌های آموزشی خود را به پایان رسانده بودند، انتخاب و همبستگی معدل هر دوره با معدل دوره‌ی بعدی، معدل امتحانات جامع علوم پایه و پیش کارورزی با دوره‌ی بعدی و همچنین همبستگی معدل تجمعی دوره‌های قبل با دوره‌ی بعدی، محاسبه شد.

  یافته‌ها: همبستگی در غالب دوره‌های پیاپی بالاتر از 50/0 بوده، ولی به‌تدریج از علوم پایه به علوم بالینی کاهش یافته بود. بیشترین همبستگی بین معدل علوم پایه با فیزیوپاتولوژی با 834/0 r= و کمترین همبستگی بین امتحان جامع پیش کارورزی با دوره‌ی کارورزی با 415/0 r= بود. امتحانات جامع علوم پایه و پیش کارورزی همبستگی بهتری نسبت به معدل دوره‌ی مربوط به خود نداشتند در حالی که معدل تجمعی دوره‌های پیشین همبستگی بهتری را نسبت به معدل یک دوره به تنهائی نشان می‌داد.

  نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد روش ارزشیابی در امتحانات جامع که به صورت امتحان چهارجوابی است و در یک روز انجام می‌شود روایی ملاکی کمتری نسبت به امتحانات دوره‌های آموزشی دارد که معمولا به صورت مستمر و در طول دوره انجام می‌شود و شامل چندین امتحان است و در برخی از آن‌ها از روش‌های ارزشیابی دیگری مثل Tutor Report و OSCE کمک گرفته می‌شود.


گیتی کریمخانلویی، سید نورالدین موسوی نسب، عارفه فیاضی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: در این مطالعه تفاوت‌های بین میزان موفقیت در دو روش آموزش سنتی و الکترونیکی درس زبان انگلیسی با هدف مقایسه‌ی این دو روش مورد بررسی قرار گرفت

  روش بررسی: شرکت کنندگان در این مطالعه، دانشجویان پزشکی و داروسازی بودند. تفاوت بین میزان موفقیت دانشجویان از نظر رشته‌ی تحصیلی، جنس و نوع آموزش مورد بررسی قرار گرفت.

  یافته‌ها: یافته‌های این مطالعه تفاوت محسوسی را بین دو گروه آموزش مجازی و آموزش سنتی نشان نداد.

  نتیجه‌گیری: این مطالعه گزارش Russel را که تفاوت معناداری بین دو روش آموزشی وجود ندارد، تایید می‌کند.


محمدرضا مهراسبی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: تدریس یک فعالیت آموزشی است که نتیجه‌ی آن یادگیری است و نتایج یادگیری، تغییراتی است که پس از هر آموزش و تدریس در شناخت عواطف، مهارت‌ها و دانش‌ آموزش‌گیرنده ایجاد می‌شود. جهت تدریس، روش‌های مختلفی به کار می‌رود. معمول‌ترین روش، روش سخنرانی است. در دروس فنی در این روش مدرس ابتدا روابط و کاربرد آن‌ها را توضیح می‌دهد، روابط را اثبات می‌کند و احتمالاً چند مثال کوتاه در حد وقت کلاس مطرح نموده، توضیح می‌دهد. روش دیگری که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد روش حل مسئله است. در این روش پس از تشریح مساله توسط استاد، فرآیند کشف توالی و ترتیب صحیح راه‌هایی که به یک هدف منتهی می‌شود، توسط دانشجو طی می‌شود. هدف از انجام این تحقیق مقایسه‌ی دو روش فوق در تدریس درس کاربرد موتور تلمبه در تاسیسات آب و فاضلاب بود.

  روش بررسی: جهت مقایسه‌ی روش‌های توضیحی (سخنرانی) و حل مساله دو گروه دانشجویان رشته‌ی بهداشت محیط در درس کاربرد موتور تلمبه در تاسیسات آب و فاضلاب انتخاب شدند و در هر گروه یکی از روش‌های فوق جهت تدریس انتخاب شد. جهت ارزشیابی هر دو روش یک پروژه‌ی واقعی طراحی و به دانشجویان ارایه شد تا آن را حل نمایند و در زمان مشخص شده، تحویل دهند. پروژه‌ی ارایه شده به هر دو گروه، مشابه و زمان ارایه نیز مشابه بود. جهت تحلیل نتایج بررسی، از پرسش‌نامه‌ای با 10 عامل که برای هر عامل امتیازات 1 تا3 منظور شده بود، استفاده گردید. جمع امتیازات هر عامل تجزیه و تحلیل شد و تاثیر روش به کار گرفته شده در تدریس، بررسی شد. تحلیل نتایج با استفاده از توزیع فراوانی و درصد محاسبه و از آزمون T جهت مقایسه‌ی میانگین‌ها استفاده شد.

  یافته‌ها: درصد افرادی که امتیازات 1، 2 و 3 را کسب کرده بودند، در گروه اول به ترتیب 7/32 ، 4/36 و 8/30 درصد و در گروه دوم این مقادیر به ترتیب 4/3، 5/12 و 84 درصد بود.

  نتیجه‌گیری: با مقایسه‌ی درصدها که اختلاف معنی‌دار آن‌ها با آزمون آماری تأیید شد ( 05/0 P <)، می‌توان نتیجه گرفت که روش حل مساله گزینه‌ی بهتری برای ارایه‌ی این درس می‌باشد، هر چند که این روش بسیار وقت‌گیر است.


صدیقه کمالی، الهام جعفری، افسانه فتحی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: یکی از بزرگترین معضلات آموزشی، افت تحصیلی دانشجویان است. بنابراین توجه به بهداشت روانی و پیشرفت تحصیلی این گروه اهمیت به‌سزایی دارد. پاره‌ای از مطالعات بیانگر ارتباط مستقیم بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی است، لیکن بعضی از صاحب نظران رابطه‌ی مستقیم این دو را مورد تردید قرار داده‌اند. این پژوهش با هدف تعیین همبستگی عزت نفس با پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشکده‌ی پرستاری و مامایی زنجان انجام شده است.

  روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه‌ی همبستگی بود، کلیه‌ی دانشجویان دانشکده‌ی پرستاری و مامایی زنجان که حداقل دو نیم‌سال سابقه‌ی تحصیلی داشتند، (182 نفر) در مطالعه شرکت کردند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه بود. پرسش‌نامه از دو بخش شامل: ویژگی‌های فردی و تحصیلی واحدهای پژوهش و آزمون 58 سوالی عزت نفس کوپراسمیت تشکیل شده بود.

  یافته‌ها: ضریب همبستگی پیرسون رابطه‌ی معنی‌داری بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانشجویان نشان داد (31/0= r ). ولی عزت نفس با سن و جنسیت ارتباط آماری معنی‌داری نداشت (05/0< P ). پیشرفت تحصیلی دانشجویان دختر به طور معنی‌داری بهتر از دانشجویان پسر بود (05/0> P ).

  نتیجه‌گیری: با توجه به وجود همبستگی مثبت بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانشجویان، به نظر می‌رسد استفاده از روش‌های تقویت عزت نفس می‌تواند در جلوگیری از افت تحصیلی دانشجویان نقش داشته باشد.


علی محمدی، محمدمسعود وکیلی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: رضایت، پاسخ مشتری به موفقیت سازمان است. در یک محیط رقابتی که سازمان‌ها برای جلب مشتریان با یک دیگر رقابت می‌کنند، رضایت مشتری یک عنصر کلیدی در کسب برتری و موفقیت هر سازمانی به شمار می‌رود. به همین خاطر، موسسات آموزش عالی به برآوردن نیازهای مشتری یعنی دانشجویان توجه زیادی نشان می‌دهند. این مطالعه با هدف سنجش رضایت‌مندی دانشجویان از خدمات آموزشی ارایه شده در دانشگاه علوم پزشکی زنجان و بررسی رابطه‌ی آن با ابعاد کیفیت خدمات انجام شد .

 

  روش بررسی: این پژوهش در سال 1388در دانشگاه علوم پزشکی زنجان به صورت مطالعه توصیفی- مقطعی انجام شده است. بدین‌منظور، یک نمونه 320 نفری از دانشجویان به روش طبقه‌ای نسبتی انتخاب شدند. برای سنجش ابعاد کیفیت خدمات از پرسش‌نامه سروکوال (SERVQUAL) استفاده شد. این پرسش‌نامه، علاوه بر سوالات کیفیت خدمات، حاوی 6 سوال مربوط به رضایتمندی کلی دانشجویان از جنبه‌های مختلف خدمات آموزشی می‌شد. تجزیه و تحلیل داده‌های این پژوهش با کمک نرم افزار آماری SPSS انجام شد. از آمار توصیفی مثل میانگین و آمار استنباطی و تحلیلی از قبیل ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون خطی استفاده شد .

 

  یافته‌ها: میانگین نمره‌ی رضایتمندی دانشجویان از کیفیت کلی خدمات آموزشی (06/1 ± 76/2) بود. در زمینه‌ی رضایتمندی از کیفیت

  کلی خدمات آموزشی، کم‌ترین میانگین نمره مربوط به دانشکده ی پزشکی با 24/2 و بیش‌ترین میانگین نمره مربوط به دانشکده‌ی داروسازی با 17/3 بود. تفاوت مشاهده در میانگین نمرات رضایتمندی بین دانشجویان دانشکده‌های مختلف در همه‌ی ابعاد خدمات آموزشی 02/14=f ، 001/0 >p معنی داربود. ضریب همبستگی بین رضایتمندی کلی دانشجویان با کیفیت کلی خدمات آموزشی با 51/0 =r ، ابعاد همدلی با49/0 =r ، بعد تضمین با 46/0 =r در سطح 01/0 >p معنی‌داری بود. تحلیل رگرسیون مرکب نشان داد که ابعاد پاسخ‌گویی و تضمین به طور مثبت با رضایتمندی کلی دانشجویان با خدمات آموزشی ارتباط معنی داری 05/0 >p داشتند .

 

  نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که ابعاد پاسخ‌گویی و تضمین در جلب رضایت دانشجویان از خدمات آموزشی در مقایسه با سایر ابعاد کیفیت خدمات مهم‌تر هستند. لذا مدیران، سیاست‌گزاران، مدرسان می‌توانند از اطلاعات این پژوهش در تخصیص مجدد منابع و تدوین استراتژی‌های بهبود کیفیت خدمات آموزشی استفاده نمایند


فرهاد رمضانی بدر، مرضیه شبان،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: تصمیم‌گیری بالینی یکی از مهم‌ترین فرآیندهایی است که همواره توسط پرستاران برای مراقبت از بیماران استفاده می‌شود. یکی از اهداف مهم در آموزش پرستاری ایجاد و توسعه مهارت تصمیم‌گیری بالینی در دانشجویان پرستاری است. اما برخی تحقیقات نشان می‌دهد که آموزش مهارت تصمیم‌گیری بالینی همیشه با مشکلاتی همراه بوده است. هدف از این مطالعه تعیین مهارت تصمیم‌گیری بالینی دانشجویان کارشناسی پرستاری سال چهارم می‌باشد .

 

  روش بررسی : در این مطالعه از روش توصیفی- مقطعی استفاده گردید. همه‌ی دانشجویان سال چهارم کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران (61 نفر) به روش سرشماری انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از یک پرسش‌نامه‌ی اطلاعات دموگرافیک و دو ابزار شامل مقیاس تصمیم‌گیری بالینی جنکینز در پرستاری و پرسش‌نامه‌ی موقعیت‌های شبیه‌سازی شده استفاده گردید. آزمون‌های آماری مورد استفاده آزمون‌های آماری T ، پیرسون، اسپیرمن، ضریب هم بستگی دو رشته‌ای نقطه‌ای بود .

 

  یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد که مهارت تصمیم‌گیری بالینی دانشجویان سال آخر کارشناسی پرستاری تقریباً متوسط بود. میانگین نمره‌ی کسب شده توسط دانشجویان مورد پژوهش در رابطه با مهارت تصمیم‌گیری بالینی 6/6±6/51 امتیاز بود که کمی بالاتر از حد متوسط قرار داشت. ارزیابی اجزای مختلف مهارت تصمیم‌گیری بالینی دانشجویان پرستاری شامل ارزش‌یابی مداوم پیامدها، توجه به ارزش‌ها و اهداف، جستجوی روش‌های مختلف مراقبتی و جستجوی اطلاعات غیر مخدوش نیز بیان‌گر مهارت ناکافی آن‌ها بود. هم‌چنین تجزیه و تحلیل داده‌ها ارتباط معنی‌داری بین متغیرهای دموگرافیک واحدهای مورد پژوهش و مهارت تصمیم‌گیری بالینی آن‌ها نشان نداد .

 

  نتیجه‌گیری: با وجود این که تصمیم‌گیری بالینی کارآمد یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حرفه‌ی پرستاری در مراقبت از بیمار است، اما طبق نتایج این مطالعه دانشجویان پرستاری از مهارت کافی تصمیم‌گیری بالینی برخوردار نبودند. این یافته گویای این موضوع است که برنامه‌ی آموزش کارشناسی پرستاری برای توسعه‌ی این مهارت در میان دانشجویان با چالش‌های قابل توجهی روبه‌رو است. به نظر می‌رسد تحقیقات دیگری برای تعیین علل مؤثر بر یادگیری این مهارت استدلالی و چگونگی ارتقای آن لازم باشد


حمیدرضا حریریان، علی آقاجانلو، رقیه جباری،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

  زمینه وهدف : ترک تحصیل و ترک حرفه یکی از مشکلات مهم رشته‌ی پرستاری است که سالیانه هزینه زیادی را متوجه سیستم آموزشی، بهداشتی و درمانی کشورها کرده، می‌تواند تاثیر نامطلوبی بر کیفیت و کمیت خدمات بهداشتی ارایه شده به مددجویان و نهایتا سلامت افراد جامعه گذارد. هدف از این مطالعه، بررسی نظرات دانشجویان پرستاری نسبت به حرفه‌ی پرستاری، ترک آن وتعیین دلایلی که به نظر آن‌ها بیشترین اولویت را در ترک رشته دارند، بود .

 

  روش‌بررسی : این مطالعه یک مطالعه‌ی توصیفی مقطعی بود. نمونه‌ها شامل 130 دانشجوی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال تحصیلی 88-87 بودند که به شیوه‌ی سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه‌ای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک، نظرات نسبت به حرفه و ترک آن بوده است .

 

  یافته‌ها : نتایج نشان می‌دهد که تنها 30 درصد دانشجویان نظر مثبتی نسبت به حرفه خود داشتند و 57 درصد آن‌ها موافق با ترک آن بوده‌اند. هم‌چنین 52 درصد تصمیم به تغییر رشته و 5/48 درصد تصمیم به انصراف از رشته داشتند. شش الویت اول دلایل ترک حرفه‌ی پرستاری به نظر واحدهای مورد پژوهش، نداشتن پایگاه مثبت اجتماعی، ناهماهنگی واقعیت با تصورات اولیه، وجود شکاف طبقاتی بین پزشکان و پرستاران، پایین بودن میزان حقوق و دست مزد پرستاران، نگرش منفی افراد تیم پزشکی به حرفه و نامناسب بودن محیط کار بالینی بودند .

 

  نتیجه‌گیری : در مجموع به نظر می‌رسد که دلایل اساسی ترک رشته که بار سنگینی را بر سیستم اقتصادی و بهداشتی درمانی جامعه وارد می‌کند در بسیاری از کشورها مشابه است، لذا فراخوانی برای ارایه‌ی راه کارهای مناسب جهت رفع این معضل از سوی مسوولین و برنامه‌ریزان مربوطه پیشنهاد می‌گردد


مژگان السادات اقوامی،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

file:///C:DOCUME~1DEAR-U~1LOCALS~1Tempmsohtml1�1clip_filelist.xml" > Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: یکی از رسالت‌های دانشکده‏های پرستاری، توانمندسازی دانشجویان، جهت پذیرش نقش‌های خطیر حرفه‌ی پرستاری است عملکرد پرستاری در بالین، باید تلفیقی از دانش نظری و عملی باشد، تا از ایجاد فاصله بین آموزش نظری و آموزش عملی جلوگیری نماید به همین منظور مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی رضایت دانشجویان پرستاری از کارورزی در عرصه انجام گردید.

روش بررسی: در این مطالعه از روش توصیفی- مقطعی و پرسشنامه پنج نقطه‌ای لیکرت استفاده گردید. نمونه‌ها به صورت سرشماری از 150 دانشجوی پرستاری ترم 7 و 8 در دانشکده‌های پرستاری و مامایی زنجان و ابهر انتخاب شدند. اطلاعات فردی و پاسخ 33 سوال در مورد آموزش‌های تئوری و بالینی- همکاری پرسنل پرستاری در بخش‌های مختلف بالینی در پرسشنامه ثبت گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از بسته‌ی آماری علوم اجتماعی آزمون‌های آماری T، کای دو، پیرسون استفاده گردید.

یافته‌ها: اکثریت دانشجویان از میزان آمادگی علمی و تبحر بالینی در کارورزی عرصه رضایتی متوسط تا خوب داشتند. از میزان واحد ارایه شده با توجه به بخش‌های بالینی مختلف وانطباق آموزش‌های بالینی و طرح درس مربوطه به میزان رضایتی خوب ودر پاسخ به زمان ساعات کارورزی میزان رضایت‌شان متوسط بود. میزان انطباق اهداف آموزش بالینی و تئوری و محتوای دروس نظری را در حد متوسط ارزیابی کردند و از همکاری پرسنل بالینی با آموزش پرستاری اظهار رضایت کرده بودند.

نتیجه گیری: همسان سازی زمانی و محتوایی دروس نظری و عملی، گردشی نمودن ساعات کارورزی و جذب انگیزه‌ی همکاری در پرسنل درمانی در ارتقای کیفیت و خدمات رسانی آموزشی و بالینی به مددجویان تاثیر گذار خواهد بود.


پرند پورقانع، دکتر محمد‌علی حسینی،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

nk href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CDEAR-U%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml" rel="File-List" > Normal 0 false false false

زمینه و هدف: یادگیری بالینی یک بخش مهم در فرآیند یاددهی یادگیری در بسیاری از رشته‌های علوم پزشکی از جمله پرستاری می‌باشد که در آن دانشجو در تعامل با محیط، مفاهیم آموخته شده را در حیطه‌ی عمل به کار می‌گیرد. پرستاران در یادگیری بالینی دانشجویان پرستاری تأثیر گذارند. از آنجا که دانشجویان پرستاری زمان زیادی از یادگیری خود را در بالین می‌گذرانند، بنابراین بهترین افرادی هستند که می‌توان از نظرات آنان در رابطه با میزان نقش پرستاران در آموزش و یادگیری بالینی دانشجویان آگاه شد.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع مقطعی است. روش نمونه‌گیری غیرتصادفی بوده است. نمونه‌های پژوهش 104 نفر از دانشجویان ترم‌های چهارم و ششم پرستاری دانشکده‌های پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی گیلان بودند. اعتبار پرسشنامه به روش اعتبار محتوایی و اعتماد پرسشنامه با فرمول آلفا‌ی کرونباخ سنجیده شد (با اعتماد 89 درصد).

یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که در اکثریت دانشجویان اعتقاد به نقش ضروری همکاری کادر پرستاری در آموزش بالینی آنان با 5/63 درصد موافقت کامل و 6/35 درصد موافقت، فراهم آوردن شرایط محیطی لازم توسط کادر پرستاری جهت یادگیری بالینی آنان با 6/60 درصد موافقت کامل و 5/38 درصد موافقت، افزایش اعتماد به نفس در آنان با حمایت پرستاران با 75/0 درصد موافقت کامل و 2/21 درصد موافقت و افزایش کارآیی دانشجویان با حمایت کادر پرستاری از آنان در موقعیت‌های جدید با 3/67 درصد موافقت کامل و 8/28درصد موافقت همراه بود.

نتیجه‌گیری: براساس نتایج پژوهش می‌توان گفت که با توجه به نقش مهم پرستاران در آموزش و یادگیری بالینی دانشجویان پرستاری، مسوولین آموزشی باید این نقش را پر رنگ‌تر نموده تا علاوه بر ارتقا‌ی پیشرفت یادگیری دانشجویان، در آینده نیز شاهد مراقبت مطلوب از مددجویان توسط این گروه باشیم.


رعنا رضایی سپاسی، زینت صفدری، آذر آوازه،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

file:///C:DOCUME~1DEAR-U~1LOCALS~1Tempmsohtml1�1clip_filelist.xml" > Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: شناسایی وضعیت اشتغال، عدم اشتغال به کار و علل آن می‌تواند اطلاعات مفیدی در زمینه‌ی نقـش حرفه‌ای و عملکرد دانش‌آموختگان و امکان برنامه‌ریزی آینده از نظر ظرفیت پذیرش دانشجو، شرایط فارغ التحصیلی، ضرورت ادامه یا قطع طرح نیروی انسانی و یا حتی شرایط استخدام و اشتغال را فراهم نماید. در صورتی که پذیرش دانشجویان و کیفیت برنامه‌های آموزشی با نیازهای واقعی جامعه و دولت هماهنگ نشده باشد، سبب افزایش نسبت بیکاری دانش‌آموختگان و اتلاف سرمایه‌ها و منابع می‌شود. این مطالعه با هدف تعیین علل عدم اشتغال در بین دانش‌آموختگان رشته‌ی مامایی دانشگاه علوم پزشکی قزوین صورت پذیرفت.

روش بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی، کلیه‌ی دانش آموختگان مقطع کاردانی مامایی که در فاصله‌ی سال‌های 1375 تا 85 وارد دانشگاه شده‌اند، طی سال‌های87تا 88 مورد بررسی قرار گرفتند. آدرس این افراد با مراجعه به بایگانی آموزش دانشکده‌ی پرستاری و مامایی قزوین به دست آمده و برای کلیه‌ی نمونه‌های در دسترس، پرسشنامه مدون از طریق پست ارسال گردید. پس از عودت پرسشنامه‌ها، داده‌های مربوط به 203 دانش آموخته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین سنی واحدهای مورد پژوهش 67/25 سال بود. 7/56 درصد در دوره‌ی روزانه و 3/43 درصد در دوره‌ی شبانه تحصیل نموده بودند. 34 درصد واحد‌های پژوهش شاغل، 5/35 درصد بیکار، 7/18 درصد دانشجو و 8/11 درصد در حال گذراندن طرح نیروی انسانی بودند. مدت بیکاری بعد از تحصیل در 66 درصد موارد دو سال و کمتر و در 3/4 درصد موارد هفت سال و بالاتر بوده است. اصلی‌ترین علل عدم اشتغال از نظر دانش‌آموختگان عدم نیاز بخش‌های خصوصی و دولتی، ادامه‌ی تحصیل و ضرورت کار در محیط نامناسب و دوردست بود.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه و مطالعات دیگر مبین این واقعیت است که اگر تعداد افراد مشمول طرح نیروی انسانی که به عنوان یک اشتغال موقت محسوب می‌شود، کنار گذارده شوند، آمار واقعی بیکاران در بین دانش‌آموختگان مامایی درصد قابل توجهی را شامل می‌گردد. با مهیا شدن بستر مناسب در زمینه‌ی فعالیت ماماها در بیمارستان‌ها، زایشگاه‌ها و مراکز بهداشتی و دریافت مجوز دفتر کارخصوصی می‌توان فرصت‌های شغلی بیشتری برای دانش آموختگان این رشته فراهم آورد.


دکتر مریم فضلی،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

nk href="file:///C:DOCUME~1DEAR-U~1LOCALS~1Tempmsohtml1�1clip_filelist.xml" rel="File-List" > Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: زنان نیمی از جمعیت بشری را تشکیل می‌دهند، سلامت آنان، سلامت نسل آینده‌است، با توجه به اثر تغییرات فیزیولوژیک و هورمونی زنان بر سلامت دهان و دندان و اثر سلامت دهان و دندان بر سلامت فرد، این مقاله به منظور معرفی راه‌کاری جهت هر چه بیشتر توجه دادن آحاد زنان جامعه بر حفظ سلامت دهان و دندان خود، تنظیم گردید.َ

روش بررسی: این مقاله با تکیه بر اصول دندانپزشکی جامعه نگر و بر اساس دندانپزشکی مبتنی بر شواهد، بر گرفته از قسمتی از نتایج مطالعات جامع بر روی سلامت دهان و دندان زنان 15 تا 60 ساله که در سال‌های 86 تا 89 انجام گرفت، تنظیم گردید.

یافته‌ها: از آنجایی که وضعیت سلامت و دهان و دندان گروه‌های مورد مطالعه وضعیت مناسبی نبود، نتایج حاصل از این مطالعات توجه به استراتژی‌های مهم پیشگیری از جمله دسترسی آسان به نیرو‌های مراقبت سلامت را آشکارتر نمود.

نتیجه‌گیری: با توجه به مراجعات مکرر زنان باردار و شیرده نزد ماماها و متخصصین زنان و زایمان و امکان ارایه‌ی مراقبت‌های اولیه حداقل در بحث آموزش، با ادغام بحث سلامت دهان و دندان در مباحث موجود در کوریکوم آموزشی مامایی و تعریف یک نقش جدید برای این گروه می‌توان در آینده از تأثیرات مثبت آن بسیار بهره برد.


سمیه مداحی، دکتر محمود کاظمی، دکتر جواد صالحی، دکتر علی رمضانی،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

nk href="file:///C:DOCUME~1DEAR-U~1LOCALS~1Tempmsohtml1�1clip_filelist.xml" rel="File-List" > Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه‌ی میزان بحران هویت با موفقیت تحصیلی در بین دانشجویان دانشگاه زنجان انجام شده است و در صدد پاسخگویی به این سئوال بود که آیا بین میزان بحران هویت در بین دانشجویان دختر و پسر در رشته‌های مختلف تحصیلی با موفقیت تحصیلی ارتباط وجود دارد یا خیر ؟

روش بررسی: نمونه‌ی پژوهش شامل 400 نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان (198 نفر دختر، 202 نفر پسر) بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز پژوهش از طریق دو پرسشنامه‌ی اطلاعات فردی و میانگین کل نمرات درسی دانشجویان و پرسشنامه هویت شخصی جمع‌آوری شد.

یافته‌ها: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که بین میزان بحران هویت با موفقیت تحصیلی رابطه معکوس و معنی‌داری وجود داشت. بین میزان بحران هویت در دختران و پسران تفاوت معنی‌دار مشاهده نشد. بین میزان بحران هویت در رشته‌های تحصیلی فنی مهندسی و علوم انسانی تفاوت معنی‌دار مشاهده نگردید.

نتیجه‌گیری: بین میزان بحران هویت با موفقیت تحصیلی ارتباط وجود دارد.


فریبا آربونی، دکتر عباسعلی نوریان، هاجر بخشوده،
دوره 3، شماره 5 - ( 11-1389 )
چکیده

  Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

چکیده

زمینه و هدف: ارزشیابی یکی از مهم‌ترین پایه‌های ارتقای کیفیت آموزش می‌باشد که هدف اصلی آن بهبود برنامه‌های آموزش و فعالیت‌های اعضای هیأت علمی است. نتایج ارزشیابی را می‌توان به عنوان بازخوردی برای اساتید و ارتقای نقاط ضعف و شناخت نقاط قوت در پی داشته باشد. این پژوهش در همین راستا جهت پی بردن به تاثیر ارزشیابی دانشجویان پزشکی بر بهبود تدریس اساتید انجام گردید.

روش بررسی: در این پژوهش که یک مطالعه‌ی توصیفی بود، تعداد 276 نفر دانشجو به‌عنوان نمونه‌ی تصادفی و کلیه‌ی اعضای هیأت علمی در حین تدریس (123 نفر) انتخاب شدند. ابزار گرد آوری اطلاعات، پرسشنامه‌ای مشتمل بر دو بخش اطلاعات دموگرافیک و فرم نظرسنجی مشتمل بر 25 سوال بر اساس مقیاس لیکرت در پنج بخش (محتوای آموزش، محتوای علمی، ارتباط استاد و دانشجو، مقررات و نحوه‌ی آزمون نهایی) که توسط محققین تهیه و آلفای آن با 96 درصد تایید گردید، بود. داده‌ها پس از جمع‌آوری با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل
قرار گرفت
.

یافته‌ها: در این مطالعه 82 نفر از دانشجویان پزشکی و 80 نفر از اعضای هیات علمی شرکت کردند. 8/73 درصد اساتید و 4/35 درصد دانشجویان مذکر بودند. نتایج نشان داد که اکثریت اساتید با 8/68 درصد و دانشجویان با 50 درصد بیشترین تأثیر ارزشیابی را در حیطه‌ی مقرراتی و کمترین تأثیر را در حیطه‌ی آزمون (اساتید با 27/41 درصد و دانشجویان با 36/33 درصد) می‌دانستند. در مقایسه‌ی بین دو دیدگاه مشاهده شد که اساتید (50 درصد) و دانشجویان (39 درصد) موافق تأثیر ارزشیابی بر عملکرد آموزشی اساتید بودند که به نظر می‌رسد اساتید نسبت به دانشجویان بیشتر موافق تأثیر ارزشیابی بودند. تفاوت معنی‌داری در هر پنج بعد، بین گروه دانشجویان و اعضای هیات علمی مشاهده گردید
(
0001/0=P).

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش دیدگاه اساتید و دانشجویان موید آن است که ارزشیابی تا حدود زیادی بر بهبود تدریس در ابعاد مختلف اثر بخش بوده، سیستم ارزشیابی به عنوان یک معیار می‌تواند برای رشد حرفه‌ای و کیفی تدریس از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد. لیکن برای رسیدن به ارتقای و پیشرفت در فرآیند یاددهی و یادگیری مستلزم مطالعات گسترده‌تری در خصوص روند فعلی ارزشیابی می‌باشیم.


علی آقاجانلو، حمید رضا حریریان، منصور غفوری فرد،
دوره 3، شماره 5 - ( 11-1389 )
چکیده

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

چکیده

مقدمه: توانایی واکنش سریع و مؤثر در مواجهه با افراد دچار ایست قلبی به مهارت پرسنل بهداشتی در انجام احیا قلبی- ریوی بستگی دارد. هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان مهارت انجام CPR در بین دانشجویان بهداشت می‌باشد.

روش کار: مطالعه‌ی حاضر یک تحقیق نیمه تجربی بود که برروی 16 نفر از دانشجویان بهداشت دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال 1388 انجام شد. ابزار تحقیق چک لیست مشاهده‌ای بود که مهارت CPR در سه مرحله Pretest، Post-test و Retest برروی مانکن CPR
تکمیل گردید.

نتایج: نتایج نشان داد که مهارت انجام CPR در بین دانشجویان بعد از 4 ساعت برنامه آموزشی افزایش پیدا کرد. در مرحله Pretest، هیچ یک از دانشجویان نمره‌ی قبولی کسب نکردند. مهارت دانشجویان در مرحله Post-test و Retest افزایش معنی‌دار داشت که نشان دهنده‌ی تأثیر مثبت آموزش مهارت‌های CPR می‌باشد.

نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق بیانگر شواهد قوی در حمایت از نقش حیاتی آموزش CPR در ارتقا دانشجویان به افراد مطمئن و شایسته در زمان وقوع اورژانس‌های قلبی می‌باشد.

 


صفحه 1 از 12    
اولین
قبلی
1
...
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb