جستجو در مقالات منتشر شده


28 نتیجه برای Higher Education

گیتی کریمخانلویی، سید نورالدین موسوی نسب، عارفه فیاضی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: در این مطالعه تفاوت‌های بین میزان موفقیت در دو روش آموزش سنتی و الکترونیکی درس زبان انگلیسی با هدف مقایسه‌ی این دو روش مورد بررسی قرار گرفت

  روش بررسی: شرکت کنندگان در این مطالعه، دانشجویان پزشکی و داروسازی بودند. تفاوت بین میزان موفقیت دانشجویان از نظر رشته‌ی تحصیلی، جنس و نوع آموزش مورد بررسی قرار گرفت.

  یافته‌ها: یافته‌های این مطالعه تفاوت محسوسی را بین دو گروه آموزش مجازی و آموزش سنتی نشان نداد.

  نتیجه‌گیری: این مطالعه گزارش Russel را که تفاوت معناداری بین دو روش آموزشی وجود ندارد، تایید می‌کند.


علی محمدی، محمدمسعود وکیلی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: رضایت، پاسخ مشتری به موفقیت سازمان است. در یک محیط رقابتی که سازمان‌ها برای جلب مشتریان با یک دیگر رقابت می‌کنند، رضایت مشتری یک عنصر کلیدی در کسب برتری و موفقیت هر سازمانی به شمار می‌رود. به همین خاطر، موسسات آموزش عالی به برآوردن نیازهای مشتری یعنی دانشجویان توجه زیادی نشان می‌دهند. این مطالعه با هدف سنجش رضایت‌مندی دانشجویان از خدمات آموزشی ارایه شده در دانشگاه علوم پزشکی زنجان و بررسی رابطه‌ی آن با ابعاد کیفیت خدمات انجام شد .

 

  روش بررسی: این پژوهش در سال 1388در دانشگاه علوم پزشکی زنجان به صورت مطالعه توصیفی- مقطعی انجام شده است. بدین‌منظور، یک نمونه 320 نفری از دانشجویان به روش طبقه‌ای نسبتی انتخاب شدند. برای سنجش ابعاد کیفیت خدمات از پرسش‌نامه سروکوال (SERVQUAL) استفاده شد. این پرسش‌نامه، علاوه بر سوالات کیفیت خدمات، حاوی 6 سوال مربوط به رضایتمندی کلی دانشجویان از جنبه‌های مختلف خدمات آموزشی می‌شد. تجزیه و تحلیل داده‌های این پژوهش با کمک نرم افزار آماری SPSS انجام شد. از آمار توصیفی مثل میانگین و آمار استنباطی و تحلیلی از قبیل ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون خطی استفاده شد .

 

  یافته‌ها: میانگین نمره‌ی رضایتمندی دانشجویان از کیفیت کلی خدمات آموزشی (06/1 ± 76/2) بود. در زمینه‌ی رضایتمندی از کیفیت

  کلی خدمات آموزشی، کم‌ترین میانگین نمره مربوط به دانشکده ی پزشکی با 24/2 و بیش‌ترین میانگین نمره مربوط به دانشکده‌ی داروسازی با 17/3 بود. تفاوت مشاهده در میانگین نمرات رضایتمندی بین دانشجویان دانشکده‌های مختلف در همه‌ی ابعاد خدمات آموزشی 02/14=f ، 001/0 >p معنی داربود. ضریب همبستگی بین رضایتمندی کلی دانشجویان با کیفیت کلی خدمات آموزشی با 51/0 =r ، ابعاد همدلی با49/0 =r ، بعد تضمین با 46/0 =r در سطح 01/0 >p معنی‌داری بود. تحلیل رگرسیون مرکب نشان داد که ابعاد پاسخ‌گویی و تضمین به طور مثبت با رضایتمندی کلی دانشجویان با خدمات آموزشی ارتباط معنی داری 05/0 >p داشتند .

 

  نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که ابعاد پاسخ‌گویی و تضمین در جلب رضایت دانشجویان از خدمات آموزشی در مقایسه با سایر ابعاد کیفیت خدمات مهم‌تر هستند. لذا مدیران، سیاست‌گزاران، مدرسان می‌توانند از اطلاعات این پژوهش در تخصیص مجدد منابع و تدوین استراتژی‌های بهبود کیفیت خدمات آموزشی استفاده نمایند


رعنا رضایی سپاسی، زینت صفدری، آذر آوازه،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

file:///C:DOCUME~1DEAR-U~1LOCALS~1Tempmsohtml1�1clip_filelist.xml" > Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: شناسایی وضعیت اشتغال، عدم اشتغال به کار و علل آن می‌تواند اطلاعات مفیدی در زمینه‌ی نقـش حرفه‌ای و عملکرد دانش‌آموختگان و امکان برنامه‌ریزی آینده از نظر ظرفیت پذیرش دانشجو، شرایط فارغ التحصیلی، ضرورت ادامه یا قطع طرح نیروی انسانی و یا حتی شرایط استخدام و اشتغال را فراهم نماید. در صورتی که پذیرش دانشجویان و کیفیت برنامه‌های آموزشی با نیازهای واقعی جامعه و دولت هماهنگ نشده باشد، سبب افزایش نسبت بیکاری دانش‌آموختگان و اتلاف سرمایه‌ها و منابع می‌شود. این مطالعه با هدف تعیین علل عدم اشتغال در بین دانش‌آموختگان رشته‌ی مامایی دانشگاه علوم پزشکی قزوین صورت پذیرفت.

روش بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی، کلیه‌ی دانش آموختگان مقطع کاردانی مامایی که در فاصله‌ی سال‌های 1375 تا 85 وارد دانشگاه شده‌اند، طی سال‌های87تا 88 مورد بررسی قرار گرفتند. آدرس این افراد با مراجعه به بایگانی آموزش دانشکده‌ی پرستاری و مامایی قزوین به دست آمده و برای کلیه‌ی نمونه‌های در دسترس، پرسشنامه مدون از طریق پست ارسال گردید. پس از عودت پرسشنامه‌ها، داده‌های مربوط به 203 دانش آموخته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین سنی واحدهای مورد پژوهش 67/25 سال بود. 7/56 درصد در دوره‌ی روزانه و 3/43 درصد در دوره‌ی شبانه تحصیل نموده بودند. 34 درصد واحد‌های پژوهش شاغل، 5/35 درصد بیکار، 7/18 درصد دانشجو و 8/11 درصد در حال گذراندن طرح نیروی انسانی بودند. مدت بیکاری بعد از تحصیل در 66 درصد موارد دو سال و کمتر و در 3/4 درصد موارد هفت سال و بالاتر بوده است. اصلی‌ترین علل عدم اشتغال از نظر دانش‌آموختگان عدم نیاز بخش‌های خصوصی و دولتی، ادامه‌ی تحصیل و ضرورت کار در محیط نامناسب و دوردست بود.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه و مطالعات دیگر مبین این واقعیت است که اگر تعداد افراد مشمول طرح نیروی انسانی که به عنوان یک اشتغال موقت محسوب می‌شود، کنار گذارده شوند، آمار واقعی بیکاران در بین دانش‌آموختگان مامایی درصد قابل توجهی را شامل می‌گردد. با مهیا شدن بستر مناسب در زمینه‌ی فعالیت ماماها در بیمارستان‌ها، زایشگاه‌ها و مراکز بهداشتی و دریافت مجوز دفتر کارخصوصی می‌توان فرصت‌های شغلی بیشتری برای دانش آموختگان این رشته فراهم آورد.


دکتر علی محمدی، محمد مسعود وکیلی،
دوره 3، شماره 5 - ( 11-1389 )
چکیده

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

چکیده

مقدمه: آموزش عالی نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع ایفا می‌کند. به خاطر این رسالت مهم، کیفیت خدمات در آموزش عالی در طی دو دهه اخیر توجه فزاینده‌ای به خود جلب نموده است. لذا، این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی در دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام شد.

روش بررسی: این پژوهش در سال 89 - 1388 به‌صورت مطالعه‌ی توصیفی- مقطعی انجام شده است. بدین‌منظور، یک نمونه‌ی 320 نفری از دانشجویان به روش طبقه‌ای نسبتی انتخاب شدند. داده‌های لازم در زمینه‌ی ادراک و انتظار دانشجویان با کمک پرسشنامه سروکوال (SERVQUAL) جمع‌آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده‌های این پژوهش با کمک آمارهای توصیفی مثل میانگین و تحلیلی از قبیل آزمونt  زوج، آنالیز واریانس یک طرفه انجام گردید.

نتایج: بیشترین و کمترین میانگین نمره‌ی ادراک دانشجویان به ترتیب به عبارات ثبت و نگهداری صحیح و بدون اشتباه اسناد آموزشی دانشجویان در بعد اطمینان (45/3) و اعلام ساعات مشخص به دانشجویان جهت صحبت درباره‌ی مشکلات آموزشی در بعد پاسخگویی (05/2) مربوط بود. بیشترین و کمترین میانگین ادراک از کیفیت خدمات به ترتیب به ابعاد اطمینان (16/3) و پاسخگویی (56/2) مربوط شد. تفاوت‌ها و شکاف ادراک و انتظار دانشجویان در همه ابعاد کیفیت خدمات آموزشی در سطح 001/0>P معنی‌دار بودند. مقایسه‌ی کیفیت خدمات آموزشی بر حسب دانشکده‌ی تحصیلی (22/24 = f ، 001/0>P) معنی‌دار بود.  

نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این مطالعه بیشترین شکاف کیفیت در بعد پاسخگویی بود. بهبود پاسخگویی، به عواملی چون توانمندسازی هیئت علمی و کارکنان، دسترسی دانشجو به اساتید و مدیران، اختصاص وقت کافی برای مشاوره و رفع مسایل آموزشی نیازمند است.
 

مجید دارابی، جمشید نارنجکار، محسن فرمهینی فراهانی، احیاء گرشاسبی، ایران یوسفی،
دوره 5، شماره 8 - ( 5-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت آموزشی مشخصه ی اصلی آموزش عالی محسوب می شود و راه حل بهبود آن هم ایجاد سازوکار مناسب و کارآمد ارزیابی می باشد. ارزیابی فرآیندی نظامدار برای جمع آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات به منظور بررسی میزان محقق شدن اهداف است. ضرورت ارتقای کیفیت آموزشی به خصوص در رشته پزشکی، مسوولان آموزشی دانشگاه شاهد را برآن داشت که هم راستا با حرکت جهانی و با بهره گیری از مدل ارزشیابی اعتبارسنجی در جهت بهبود کیفیت آموزشی در این دانشکده ی پزشکی اقدام نمایند. روش بررسی: روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع پیمایشی بود. اهداف تحقیق شامل بررسی میزان مطلوبیت ده عامل یعنی رسالت ها و اهداف دانشکده، ساختار سازمانی و مدیریت، اعضای هیات علمی، دانشجویان، فرایند تدریس و یادگیری، دوره ها، برنامه های آموزشی و درسی، دانش آموختگان، فضا، امکانات و تجهیزات آموزشی، پژوهشی، درمانی(آزمایشگاهی، تشخیصی)، پژوهش و نیروی انسانی اداری و پشتیبانی دانشکده ی پزشکی دانشگاه شاهد بود. جامعه ی آماری این تحقیق عبارتند از رئیس دانشکده، معاونین، مدیران گروه های آموزشی، اعضای هیات علمی، دانشجویان، فارغ التحصیلان و پرسنل اداری دانشکده؛ ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد بررسی قرار گرفته و تایید شد. برای قضاوت در خصوص سطح مطلوبیت در هر یک مولفه های مورد ارزیابی دانشکده(نشانگر، ملاک و عامل)، با توجه به میانگین محاسبه شده برای آن مولفه، مطلوبیت هر یک از مولفه ها در سه وضعیت نامطلوب(میانگین در محدوده پایین تر از 5/2 )، نسبتا مطلوب(میانگین در محدوده 5/2 تا 5/3) و مطلوب(میانگین در محدوده 5/3 تا 5) مورد قضاوت قرار گرفته است. یافته‌ها: از ده عامل مورد بررسی یک عامل مطلوب، هفت عامل نسبتا مطلوب و دو عامل نامطلوب ارزیابی شده است. نتیجه‌گیری : پپیشنهادات ارایه شده برای هر یک از عوامل ها، راهکارهای بهبود هر یک از عوامل ها را مشخص نموده که زمینه سازی و حمایت از اجرایی آن ها تضمین کیفیت را به دنبال دارد.
حسین احمدی، رضا قاسمی،
دوره 6، شماره 10 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از نگارش این مقاله توسعه‌ی مدلی در قالب کارت امتیازی متوازن و روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره در جهت ارزیابی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش‌عالی‌غیرانتفاعی، افزایش رضایت ذی‌نفعان و ارتقای ابعاد چهارگانه را در داخل سازمان به شکلی کارا و اثربخش بود. روش‌بررسی: این پژوهش مطالعه‌ا‌ی توصیفی، پیمایشی است که به منظور شناسایی و تعیین مهم‌ترین معیارهای ارزیابی مؤسسات آموزش‌عالی و ارایه ی مدلی جهت رتبه‌بندی این موسسات انجام شد. جامعه‌ی مورد مطالعه تعداد21 نفر خبره که متشکل از 5 نفر اعضای هیات علمی دانشگاه فردوسی و 16 نفر اعضای هیات علمی 8 موسسه مورد بررسی بودند و به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها عبارت بود از3 پرسشنامه‌ی مجزا که توسط خبرگان در3 مرحله با فواصل زمانی تکمیل شد. داده‌های جمع آوری شده از طریق نرم‌افزار آماری اکسل Excell، بررسی سپس توسط Expert Choice تعیین وزن‌ و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته‌ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که در مؤسسات آموزش عالی مهم‌ترین معیارها افزایش درآمد، شهرت، میزان قبولی در مقاطع تحصیلی بالاتر می‌باشد. همچنین با کمک مدل ارایه شده، موسسه آموزش عالی سجاد به عنوان برترین موسسه غیرانتفاعی شهر مشهد انتخاب شد که پس از ان نیز دانشگاه آزاد و موسسه خیام بودند. نتیجه‌گیری: بر اساس این پژوهش معیارهای مهم جهت ارزیابی سطح کیفی دانشگاه‌ها شناسایی و رتبه بندی شدند و با توجه به مدل ارایه شده به رتبه‌بندی مؤسسات آموزش عالی مشهد پرداختیم
آ علیرضا میرزایی کارزان، ستار کیخاونی، مرتضی حسین زاده، علی اشرف عیوضی،
دوره 6، شماره 11 - ( 7-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : نیازسنجی آموزشی اولین گام در برنامه ­ریزی برنامه­های توسعه­ی اعضای هیات علمی است که به نوبه خود موجب ارتقای کیفیت آموزش و پرورش می­شود. مطالعه­ی حاضر با هدف تعیین و اولویت بندی نیازهای آموزشی اعضای هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی ایلام انجام گرفت.

  روش بررسی : در پژوهشی توصیفی، جامعه ­ی آماری به دو گروه دسته بندی شد. بر اساس مدل نیازسنجی سه بعدی کافمن، ابتدا با استفاده از مصاحبه، اطلاعات کلی درخصوص نیازهای آموزشی اعضای هیات علمی از شرکت کنندگان گروه اول گرد آوری شد و سپس با روش کدگذاری سه مرحله ای اشتراوس و کوربین،گویه ها یا کدهای مربوطه، استخراج گردید که نهایتا در شش حیطه­ی کلی دسته بندی و تدوین شدند. در مرحله پایانی، میزان نیاز آموزشی و اولویت هر کدام از موضوعات حیطه ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته (روا و پایا85/0 r= ) از دیدگاه خود اعضای هیات علمی تعیین شد. تجزیه وتحلیل داده ها با روش های آمار توصیفی همچون فراوانی، میانگین، انحراف معیار و آزمون T استیودنت استفاده شد.

  یافته ها : نتایج نشان داد در حیطه ­ی آموزش و یادگیری، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به شیوه های نوین تدریس و کمترین نیاز آموزشی مربوط به برگزاری ژورنال کلاب؛ در حیطه­ی ارزشیابی آموزشی، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به شیوه های ارزشیابی دانشجو وکمترین نیاز آموزشی مربوط به ارزشیابی به شیوه­ی آزمون عینی ساختار مند ( OSCE ) ؛ در حیطه پژوهش، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به مقاله نویسی به زبان انگلیسی و کمترین نیاز آموزشی مربوط به اخلاق در پژوهش؛ در حیطه ­ی فناوری اطلاعات، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به آشنایی با مهارت های فناوری اطلاعات و کمترین نیاز آموزشی مربوط به استفاده از کامپیوتر در آموزش؛ در حیطه عمومی، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به شیوه ارتباط با دانشجو و کمترین نیاز آموزشی مربوط به اخلاق حرفه ای و در حیطه زبان انگلیسی، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به نگارش متون علمی به زبان انگلیسی و کمترین نیاز آموزشی مربوط به ترجمه متون تخصصی بود.

نتیجه گیری : از دیدگاه مطالعه شوندگان،کلیه ­ی موضوعات مورد بررسی در این تحقیق به عنوان نیاز آموزشی قلمداد شدند و در اولویت بندی حیطه های شش گانه باتوجه به میانگین امتیازات، اولویت اول مربوط به حیطه­ی زبان انگلیسی و اولویت آخر مربوط به حیطه ارزشیابی آموزشی بوده است.


روح اله باقری مجد، سکینه شاهی، یداله مهرعلیزاده،
دوره 6، شماره 12 - ( 9-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : آموزش الکترونیکی نوعی استفاده هدف­مند از سیستم الکترونیکی و کامپیوتری برای پشتیبانی از فرایند یادگیری می­باشد. با توجه به اینکه هدف آموزش الکترونیکی تحول در ابزار ها و روش ها در جهتی است که هر فرد در هر زمان و هر مکان بتواند با امکانات خودش و در زمانی که خود مشخص می کند مشغول یادگیری شود، طرح چالش­های آموزش الکترونیکی برای هـشدار به منظور ایجاد تمرکز بیشتر، انجام پیش­بینی لازم، تدارک و سرمایه­گذاری مناسب، و تهیه­ی برنامه استراتژیک در سیستم یادگیری اقدامی لازم و برای موفقیت آن ضروری است. هدف پژوهش حاضر بررسی موانع توسعه آموزش الکترونیکی در نظام آموزشی دانشگاه شهید چمران اهواز بود.

  روش بررسی: روش پژوهش در این مطالعه‏ ، روش آمیخته با الگوی کیفی، کمی، کیفی بود و با استفاده از مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته به انجام رسید. نمونه­های این تحقیق از 163 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، که با روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب شدند، تشکیل گردیده است.روایی و پایایی(92/0) ابزار مورد استفاده در این تحقیق بررسی و مناسب گزارش شدند. روش آماری به _ کار گرفته شده برای این مطالعه، میانگین ، انحراف استاندارد و تحلیل عاملی بوده است.

  یافته­ها : نتایج نشان داد که عامل مدیریتی با میانگین 07/4 ، عامل تکنولوژی با میانگین 03/4، عامل سازمانی با میانگین 85/3، عامل فردی با میانگین 83/3 به ترتیب بر موانع آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید چمران اهواز مؤثر بوده­اند.

  نتیجه­گیری : هر یک از عامل­های بخش نتایج، در آموزش عالی مجازی به‌صورت ترکیبی در آموزش عالی مهم و مؤثر می­باشند .

 


شهناز کفاشی،
دوره 6، شماره 12 - ( 9-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: آموزش عالی عنصر کلیدی توسعه‌ی انسانی در هر کشوراست. کیفیت آموزش عامل موثر بر خروجی سازمان‌های آموزشی می‌باشد که حرکت چرخه­ی فرهنگی و توسعه­ی اقتصادی را به دنبال دارد. در این پژوهش سعی در بررسی شکاف بین انتظارات و ادراک دانشجویان دانشکده مدیریت و اطلاع‌رسانی شیراز از کیفیت آموزش و شناسایی نقاط ضعف و قوت خدمات ارایه‌شده به دانشجویان شد و نتایج جالب‌توجهی در این زمینه به دست آمد .

  روش بررسی: این مطالعه­ی مقطعی در سال 1390 در بین کل دانشجویان دانشکده­ی مدیریت و اطلاع‌رسانی شیراز (247 نفر) انجام گرفت. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ای پنج بعدی برای سنجش کیفیت شامل ابعاد تضمین، پاسخگویی، همدلی، ملموس و فیزیکی و اطمینان بود. این پرسشنامه ادراکات و انتظارات دانشجویان از کیفیت خدمات آموزشی ارایه‌شده و نیز شکاف در کیفیت خدمات دریافتی را می­سنجد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری T و ANOVA تحلیل گردید.

  یافته ها : نتایج این پژوهش نشانگر این امر بود که بین انتظارات و ادراکات دانشجویان شکاف وجود دارد. بیشترین شکاف در بعد همدلی (11/7-) و کمترین شکاف در بعد فضای فیزیکی (72/3-) گزارش شده است. شکاف در بعد اطمینان (5/6-)، بعد تضمین کیفیت خدمات (9/6-) و بعد پاسخگویی (81/6-) بود. تفاوت شکاف کیفیت بین ابعاد مختلف کیفیت معنادار تفسیر گردید (0001/0 < p) و انتظار و ادراک دانشجویان بر حسب نوع رشته و مقطع تحصیلی تفاوت معنی‌دار داشت.

  نتیجه گیری: نتایج نشان می‌دهد در هیچ‌کدام از ابعاد کیفیت، خدمات در حد انتظار دانشجویان نبوده است. لذا برنامه‌ریزی‌هایی در جهت ارتقای کیفیت خدمات و نیز برآورده ساختن انتظارات دانشجویان باید انجام گیرد؛ ابعادی که بیشترین شکاف را دارند غالباً ابعادی بودند که از طریق فرایندهای ارتقایی ساده و صرف منابع نه چندان زیاد قابل اصلاح بوده ، می‌بایست در الویت اقدام قرار گیرند.

 


جواد زارعی، احمد عزیزی، اعظم کاظمی،
دوره 7، شماره 15 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: پیشرفت تحصیلی دانشجویان یکی از شاخص های مهم در ارزیابی کارایی نظام آموزش عالی است. یکی از مسایل مطرح در پیشرفت تحصیلی بررسی دلایل کاهش میل به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر می باشد. هدف از این مطالعه بررسی عوامل موثر بر کاهش میل به ادامه تحصیل در دانشجویان مقطع کارشناسی بود. روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی در پاییز سال 1390 انجام شده است. جمعیت مورد مطالعه شامل تمامی دانشجویان سال آخر مقطع کارشناسی دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای بود، که روایی و پایایی آن تایید شده بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی در نرم افزار SPSS (نسخه15) تحلیل گردیدند. یافته ها: ازمجموع 276 دانشجوی مورد مطالعه، 56 نفر(3/20درصد) قصد ادامه تحصیل را نداشتند. در مقایسه بین رشته های تحصیلی مختلف، بیشترین آمار مر بوط به رشته رادیوتراپی(4/30 درصد) و کمترین تعداد مربوط به رشته هوشبری(1/9 درصد) بود. بررسی دلایل مختلف برای کاهش میل به ادامه تحصیل نشان دادکه، نداشتن تاثیر در آینده شغلی و بازار کار (با میانگین8/2) به عنوان مهم ترین دلیل و مشکلات خانوادگی (با میانگین9/1) بعنوان کم اهمیت ترین دلیل موثر بر کاهش میل به ادامه تحصیل، ذکر شدند. نتیجه گیری: در مجموع می توان نتیجه گرفت به استثنای دلیل، کاهش تشویق توسط اساتید و گروه مربوطه سایر دلایل موثر ذکر شده بر کاهش میل به ادامه تحصیل ناشی از ساختار کلی آموزش عالی بوده و کمتر مربوط به عملکرد گروه های آموزشی بود.

عباس ثابت مهارلوئی، محمد حسن صیف، احمد رستگار، خدیجه احمد آبادی،
دوره 7، شماره 15 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف:در گستره هزاره جدید قصد کارآفرینانه میتواند راهکار ارزشمندی برای ایجاد تفکر کارآفرینی و اشتغال دانش‏آموختگان آموزش عالی و به موازات آن بهبود بحران بیکاری جامعه باشد. لذا, پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی عوامل مؤثر بر قصد کارآفرینانه دانشگاهی در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شده است. روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری و تحلیل اطلاعات و داده‏‏ها از نوع توصیفی- همبستگی می‏باشد . جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز می‏باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 170دانشجو تعیین و با روش تصادفی طبقه‏ای نمونه‏گیری شده است. گردآوری اطلاعات به روش میدانی و ترکیبی از پرسش‏نامه بسته صورت می‏گیرد و مقیاس اندازه‏گیری برای تمامی متغیرها بر اساس طیف 5 گزینه‏ای لیکرت صورت گرفته است. یافته‏ها :اطلاعات حاصله به روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت در مجموع 9 متغیر مختلف شامل 5 متغیر پیش‏بین(هنجارهای ذهنی, هنجاهای اجتماعی,تجربه کارآفرینانه , خود کارآمدی کارآفرینانه,تمایل به خطر پزیری)و سه متغیر واسطه ای ( مطلوبیت ادراک شده, امکان پذیری ادراک شده ,نگرش)مطرح شد و تاثیر هر یک برقصد کارآفرینانه مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که متغیرهای هنجارهای ذهنی، هنجارهای اجتماعی، تجربه کارآفرینانه، خودکارآمدی کارآفرینانه و تمایل به خطرپذیری به طور غیرمستقیم از طریق متغیرهای واسطه‏ای بر متغیر قصد کارآفرینانه دانشگاهی اثر معنادار دارند
حسین کریمی مونقی، زهرا مرضیه حسنیان، محمدرضا آهنچیان،
دوره 7، شماره 16 - ( 9-1393 )
چکیده

چکیده: مقدمه: دانش اساسی‌ترین سرمایهء سازمانها از جمله دانشگاه‌ها و آموزش علوم پزشکی است و اهمیت آن به دلیل توان بالقوه برای خلق ارزش‌ها و فوائد مستمر آن در جوامع انسانی است. دانشگاه‌های علوم پزشکی برای تبدیل شدن به سازمان دانش بنیان، بطور جدی وابسته به فعالیتهای مدیریت دانش می‌باشند. آشنایی اندک با فرآیند مدیریت دانش و ابهامات موجود در این حوزه، باعث بهره‌وری ناکافی و استفاده نامناسب از دانش در سازمان‌ها به ویژه سازمان‌های آموزشی می‌شود. علیرغم اهمیت دانش و مدیریت آن در علوم پزشکی، شناخت چندانی در مورد آن وجود ندارد، لذا این مقاله با هدف بررسی وضعیت مدیریت دانش و ابعاد آن در علوم پزشکی صورت می پذیرد. روش: برای رسیدن به هدف این مطالعه، یک مرور نقلی انجام شد. در این راستا مقالات مرتبط در منابع اینترنتی و پایگاه های علمی Science Direct، Elsevier ، Web of Sciences (ISI)، CINAHL، Embas،EBSCO ، Ovid، Google Scholar، proQuest و پایگاه های علمی داخل کشور مثل SID جستجو و مورد بررسی قرار‌گرفت، بدین ‌صورت که در ابتدا در سایت‌های مختلف علمی کلید‌ واژه‌های فارسی و انگلیسیِ دانش، مدیریت دانش، علوم پزشکی، آموزش عالی بصورت مجزا و ترکیبی وارد شد و مقالات چاپ شده در این زمینه بطور سریع مرور و سپس مقالاتی که با موضوع ارتباط بیشتری داشتند، انتخاب و مطالب آنها استخراج شد، سپس محتوای انتخاب شده به دقت مطالعه و خلاصه‌برداری شد. پس از شناخت کامل موضوع، جنبه-های مختلف آن مقایسه و توصیف شد. این مطالعه با بررسی هفده مقاله منتشر شده داخل و خارج از کشور در زمینه مدیریت دانش علوم پزشکی انجام گرفت. نتایج: نتایج مرور نشان داد که استادان، کارکنان و ذی‌نفعان نظام سلامت، ضمن تبدیل دانش ضمنی به صریح و کاربرد آن در راهنماهای بالینی، از طریق خلق، کسب، تسهیم و کاربرد دانش در جهت آموزش، یادگیری، پژوهش و ارتقاء سلامت جامعه تلاش به‌عمل می‌آورند. یادگیری سازمانی جریانی مداوم و همیشگی در دانشگاه‌های علوم پزشکی است. گنجاندن فراورده‌های مدیریت دانش در وسائل و تجهیزات و کاربرد آن برای آموزش و مراقبت از بیماران مانند سیستم‌های پشتیبانی کننده تصمیم‌گیری‌های بالینی بعد دیگری از مدیریت دانش در علوم پزشکی است. جهت اجرای مدیریت دانش لازم است که زیر ساختارهای مهم مدیریت دانش از جمله رهبری، فرهنگ و تکنولوژی مدیریت دانش در دانشگاه‌ها ایجاد و تداوم یابد. نتیجه‌گیری: مدیریت دانش رویکردی است که فعالیت‌های پیشرفته استادان، ذی‌نفعان و دانشجویان را از طریق خلق، کسب، تسهیم و کاربرد دانش برای هر گونه تغییر در محیط‌های دانشگاهی آماده می‌کند. این بدان معنا است که مدیریت دانش، دانشگاه-های علوم پزشکی را برای عملکرد دقیق‌تر، کارآمدتر و اثربخش‌تر ترغیب می‌کند. لازم است که اجرای برنامه‌های مدیریت دانش در آموزش علوم پزشکی ترویج شود.
روح اله باقری مجد، عبدالله پارسا، بهناز مهاجران، علیرضا قلعه ای، علیرضا حسین پور،
دوره 7، شماره 16 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: آگاهی اساتید و مدیران دانشگاه از جو سازمانی، ارزیابی را انعکاس می‌دهد که بینش ارزشمند از حمایت محیطی از یادگیری دانشجویان را فراهم می‌کند. هدف تحقیق به منظور بررسی حمایت سازمانی از ارزیابی عملکرد دانشجویان در دانشگاه شهید چمران اهواز‌ بوده است روش بررسی: روش تحقیق مورد نظر پیمایشی بوده است که در جامعه اعضا هیات علمی شهید چمران اهواز که با انتخاب تصادفی و مشارکت 100 نفر از اعضاء هیات علمی در تکمیل پرسشنامه حمایت سازمانی پترسون 1999و 2003 انجام شد. یافته‌ها: نتایج تحقیق دلالت دارند که در بخش اول رویکردهای سازمانی به ارزیابی دانشجویان(فعلی و قبلی) براستفاده سازمانی(اعمال سازمانی) معنی دار بوده است و اثرات ارزیابی فقط برای دانشجویان فعلی در هر دو بخش اثرات درونی و بیرونی معنی دار بوده است. در بخش دوم رویکردهای سازمانی به ارزیابی دانشجویان(فعلی و قبلی) بر حمایت سازمانی در مورد دانشجویان فعلی روی تاکیدات سازمانی، ارزشیابی طرح و طرحریزی آموزشی معنی دار و دانشجویان هر دو بخش فعلی و قبلی بر اهداف ارزیابی، رشد حرفه‌ای و پاداش اعضا هیات علمی معنی‌داربوده است و در بخش سوم حمایت سازمانی و مدیریتی بر استفاده سازمانی و اثرات ارزیابی در بخش‌های تاکیدات سازمانی، اهداف ارزیابی، ارزشیابی طرح، رشد حرفه‌ای و پاداش اعضا هیات علمی بر اعمال سازمانی و اثرات درونی معنی دار بوده است و بخش‌های تاکیدات سازمانی، اهداف ارزیابی، رشد حرفه‌ای و پاداش اعضا هیات علمی بر اثرات بیرونی معنی دار بوده است. نتایج: در زمینه سازمانی سه عامل حمایت سازمانی و مدیریتی از ارزیابی، رویکردهای سازمانی به ارزیابی دانشجو و استفاده سازمانی واثرات ارزیابی به عنوان بخش‌های مهم و اثرگذار در سازمان است.
رحمت اله مرزوقی، معصومه حیدری، فهیمه کشاورزی، الهام حیدری،
دوره 8، شماره 18 - ( 3-1394 )
چکیده

چکیده: زمینه و هدف: دانشگاه‌ها در محیطی فعالیت می‌کنند که به شدت پویا و متغیر می‌باشند و سکوت سازمانی می‌تواند از یک سو تحت تأثیر میزان اعتماد دانشجویان به مدیران شکل گیرد و از سوی دیگر، بر میزان رضایت تحصیلی دانشجویان تأثیر گذار باشد، این پویایی را دستخوش تغییر سازد. لذا هدف این پژوهش بررسی نقش سکوت سازمانی در تبیین ارتباط بین اعتماد دانشجویان به مدیران و رضایت تحصیلی آنان می باشد. روش بررسی: روش تحقیق توصیفی - پس رویدادی وروش آماری همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری است. نمونه ای 227 نفره به شیوه طبقه‌ای تصادفی از میان کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم پزشکی دانشگاه شیراز انتخاب گردید. ابزار اندازه‌گیری را پرسشنامه‌ی 39 گویه‌ای تشکیل می‌داد که پایایی آن از فرمول آلفای کرونباخ در سطح بالایی گزارش شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از شاخص های آمار توصیفی، میانگین، انحراف معیار و همچنین از روش تحلیل مسیر با استفاده از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌ها: تعداد کل نمونه آماری تحقیق 227 نفر بود که از این تعداد، 70 درصد دانشجویان زن، 30 درصد دانشجویان مرد بودند. متغیر اعتماد دانشجویان به مدیران بطور مستقیم و معنادار پیش‌بینی کننده رضایت تحصیلی دانشجویان می‌باشد. همچنین متغیر اعتماد دانشجویان به مدیران، پیش‌بینی کننده منفی و معنادار سکوت سازمانی دانشجویان می‌باشد. اما متغیر سکوت نقش میانجی یا واسطه ای بین متغیر اعتماد دانشجویان به مدیران و رضایت تحصیلی ندارد. نتیجه گیری: افزایش سطح اعتماد دانشجویان به مدیران دانشگاه می تواند در کاهش سکوت آنها تاثیر گذاشته و دانشگاه را از این منبع مهم در جهت فهم مشکلات و ارائه ایده‌های نو در راستای بهبود عملکرد دانشگاه محروم نسازد. با این حال کاهش سکوت تحصیلی لزوماً منجر به افزایش سطح رضایت تحصیلی نمی‌شود و رضایت تحصیلی می‌تواند مستقیماً و بدون واسطه سکوت سازمانی تحت تأثیر اعتماد دانشجویان به مدیران باشد. بنابراین اعتماد دانشجویان به مدیران می‌تواند مستقیماً منجر به افزایش رضایت تحصیلی شده و در نهایت اثربخشی سیستم های آموزش عالی را به ارمغان آورد.
عباس رجائی آذرخوارانی، سعید رجائی پور، رضا هویدا،
دوره 9، شماره 21 - ( 1-1395 )
چکیده

  زمینه و هدف : امروزه مراکز آموزش عالی خصوصاً دانشگاه ها از مهمترین سازمان های دانش محور محسوب می شوند ، به طوریکه ارتقاء رفتار تسهیم دانش در بین اعضای هیئت علمی دانشگاه موجب افزودن ذخیره دانشی در داخل حافظه سازمانی می گردد . لذا ، پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی میزان رفتار تسهیم دانش اعضای هیئت علمی دانشگاه های منتخب اصفهان انجام شده است .

  روش بررسی : روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود . جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاه های اصفهان ، علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان جمعاً به تعداد 1472 نفر می باشد . که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم ، تعداد 177 نفر انتخاب شدند . ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه تسهیم دانش با 10 سؤال با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود . روایی پرسشنامه به صورت محتوایی ، صوری و سازه مورد تأیید قرار گرفت و ضرایب پایایی آنها با استفاده از آلفای کرونباخ 87/0 محاسبه گردید . داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری 16 SPSS و 18 Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .

  یافته ها : نتایج نشان داد تفاوت معنادار و مثبتی بین میانگین رفتار تسهیم دانش اعضای هیئت علمی دانشگاه های منتخب اصفهان بر حسب جنس ، مرتبه علمی ، سنوات خدمت و دانشگاه محل خدمت وجود دارد .

  نتیجه گیری : با استقرار فرهنگ تسهیم دانش در دانشگاه می توان رفتار تسهیم دانش را بین اساتید ، دانشجویان و هم چنین بین اعضای هیئت علمی ارتقاء داد .


ابوالفضل قاسم زاده، شیوا ملکی، لیلی شریفی،
دوره 9، شماره 22 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: رعایت ملاحظات اخلاقی در آموزش عالی و ارتقاء اخلاق حرفه ای اساتید به عنوان الگوهای علمی و رفتاری، می تواند در اشاعه ی فرهنگ تسهیم دانش، اطلاعات، ایده ها و تخصص ها مؤثر باشد. به همین دلیل توجه به اخلاق حرفه‌ای و پیامدهای آن از اساسی‌ترین موضوعات پژوهشی در حوزه‌های سازمانی است. هدف پژوهش حاضر بررسی و کشف اثر میانجی اخلاق حرفه ای در روابط سرمایه فکری با قابلیت یادگیری سازمانی و تسهیم دانش است. روش: این تحقیق بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی است. جهت رسیدن به هدف پژوهش، نمونه ای به حجم 125 نفر از جامعه ی 171 نفری اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایلام به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد اخلاق حرفه ای، سرمایه فکری، قابلیت یادگیری سازمانی و تسهیم دانش جمع آوری گردید. به منظور بررسی روابط متغیرها در الگوی مفهومی از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که رابطه بین سرمایه فکری با تسهیم دانش از طریق اخلاق حرفه ای میانجیگری می شود. ولی نقش میانجی اخلاق حرفه ای در رابطه بین سرمایه فکری و قابلیت یادگیری سازمانی تأیید نشد. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین میزان همبستگی معنی دار به رابطه بین سرمایه فکری با قابلیت یادگیری سازمانی مربوط می شود. در الگوی مورد نظر، تمام وزن های رگرسیونی– به غیر از رابطه بین اخلاق حرفه ای و قابلیت یادگیری سازمانی– از نظر آماری معنی دار بودند. نتیجه گیری: توجه به اصول اخلاق حرفه ای و مدیریت و توسعه ی سرمایه ی فکری در دانشگاه ها که از آن ها انتظار می رود به عنوان کانون خلق دانش عمل کنند؛ می تواند در ترویج فرهنگ به اشتراک گذاری دانش در بین اعضا، از اهمیت قابل توجهی برخوردار باشد.


رضا عمید، مهدی کدخدازاده، مهدیه میراخوری، شیرین شیدفر، زهرا نسبی، محمدتقی باغانی،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: شناخت مسایل و مشکلات و نگرش دستیاران تخصصی در مورد رشته­ی تحصیلی خود به منظور برنامه ریزی در رفع آن ها و بهبود وضعیت از مهم ترین اهداف نظام آموزش عالی کشور می باشد که با وجود سال ها تجربه ی آموزشی و دانشگاهی در کشور همچنان کمبود اطلاعات در این زمینه احساس می شود. هدف از مطالعه­ی حاضر بررسی نگرش دستیاران رشته های مختلف تخصصی دندانپزشکی نسبت به موقعیت و آینده شغلی خود بود.

روش بررسی: این مطالعه­ی مقطعی بر روی تعدادی از دستیاران تخصصی شاغل به تحصیل در دانشکده­ی دندانپزشکی شهید بهشتی صورت گرفت. داده ها از طریق پرسشنامه­ای که توسط پژوهشگر تهیه و روایی و پایایی آن بررسی گردید. عوامل موثر بر نگرش دستیاران تخصصی نسبت به موقعیت شغلی در سه حیطه­ی رشته ی تحصیلی، دانشکده محل تحصیل و جایگاه دندانپزشکان جمع آوری و میانگین نمرات گزینه ها در 21 سوال به عنوان نمره ی نگرش دستیاران تخصصی تلقی می گردید و میانگین امتیاز کل سوالات پاسخ داده شده پرسشنامه ها، از 1 تا 4 تقسیم بندی و با کمک نرم افزار  spss16 تجزیه و تحلیل و از  روش های آمار توصیفی و تحلیلی استفاده شد.

یافته ها: میانگین و انحراف معیار نمره ی نگرش دستیاران تخصصی در دانشکده ی دندانپزشکی شهید بهشتی 3/0±62/2 به دست آمد (نسبتا راضی) که اندکی بیشتر از نمره ی 5/2 یا نصف میانگین نمره ی امتیاز کل سوالات پرسشنامه بود .

نتیجه گیری: نگرانی جدی دستیاران در مورد آینده­ی شغلی است که نیازمند توجه به عوامل فرهنگی و تجاری خاص خود است.


زهرا مسلمی، مهین قمی، سید داود محمدی،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: تفکرانتقادی یکی از اهداف آموزش عالی و مولفه­ای کلیدی در سلامت­روان دانشجویان است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه­ی مهارت­های تفکرانتقادی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم صورت گرفت.

روش بررسی: در این پژوهش توصیفی همبستگی در سال 1394، نمونه­ای شامل 303 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم به روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای نسبتی بر حسب جنسیت انتخاب شدند. داده­ها از طریق پرسشنامه مهارت­های تفکرانتقادی کالیفرنیا فرم(ب) و سلامت روان GHQ-28 جمع­آوری شد. سپس اطلاعات با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته­ها: میانگین نمره­ی مهارت­های تفکرانتقادی در بین دانشجویان این دانشگاه (15/3±84/9) و در حد ضعیف بود. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین مهارت­های تفکرانتقادی با سلامت روان(039/0- =r ؛  702/0 =p) و پیشرفت تحصیلی رابطه­ی معناداری وجود نداشت (081/0 =r ؛  284/0 =p). همچنین بین نمره­ی سلامت روان با پیشرفت تحصیلی رابطه­ی معناداری مشاهده نشد(150/0- =r ؛  141/0 =p). نتایج آزمون t مستقل نشان داد که بین میانگین نمره­ی مهارت­های تفکرانتقادی و سلامت روان دانشجویان دختر با دانشجویان پسر تفاوت معناداری وجود نداشت. اما بین پیشرفت تحصیلی دانشجویان دختر با پسر تفاوت معناداری وجود داشت (001/0=p). در نهایت، نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که مولفه­های سلامت روان و پیشرفت تحصیلی قادر به پیش­بینی مهارت­های تفکرانتقادی نبودند.

نتیجه­گیری: با توجه به اینکه تقویت تفکر انتقادی در روش­های یادگیری و تقویت آن در دانشجویان می­تواند باعث پیشرفت در یادگیری مهارت­ها و عوامل اثرگذار بر یادگیری آنها باشد. بنابراین می­توان با اصلاح و فراهم آوردن فرآیند و شیوه­های مناسب آموزشی در ایجاد تفکر انتقادی در دانشجویان نقش بسزایی را ایفا کرد.


حمید رضا صادقی گندمانی، نرگس ناصری بروجنی، نسرین رسول زاده، معصومه دل ارام،
دوره 9، شماره 24 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: پرورش تفکر انتقادی و مهارت های عملی در نظام آموزش پزشکی کشور همچنان به عنوان چالشی جدی و در خور توجه باقی مانده است.روش های متداول آموزشی از جمله سخنرانی که به عنوان روش غالب در نظام آموزش عالی به کار می رود، سبکی انفعالی است که تفکر انتقادی را نادیده می گیرد. بنابراین این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر آموزش  درس اصول و فنون پرستاری به روش نقشه­ی مفهومی و متداول بر مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان پرستاری انجام شده است.

روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی بر روی 70 نفر از دانشجویان ترم اول دانشکده­ی پرستاری و مامایی تهران انجام شد. دانشجویان  با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی ساده به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. محتوای آموزشی در گروه آزمون به روش نقشه مفهومی و در گروه کنترل به روش سخنرانی، نمایش و کار عملی ارایه شد. جمع آوری داده ها با پرسشنامه مشخصات فردی و آزمون تفکر انتقادی کالیفرنیا- فرم ب در ابتدا و چهار هفته پس از آخرین جلسه­ی آموزش انجام شد. داده ها در سطح معنی داری P<0/05 تجزیه و تحلیل شد.

یافته­ها: قبل از آموزش ، میانگین نمره­ی کل تفکر انتقادی در گروه نقشه مفهومی 66/2±71/9و در گروه متداول  14/2±64/9بود و تفاوت دو گروه معنی دار نبود (121/0P=)، اما پس از آموزش تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده شد ] 71/2±20/15در گروه نقشه مفهومی و06/2±25/10در گروه متداول، 01/0=P[. این تفاوت در تمامی مولفه ها معنی دار بود  (003/0P=).

نتیجه گیری: به­کارگیری راهبرد نقشه مفهومی در آموزش دانشجویان پرستاری می­تواند منجر به توسعه مهارت های تفکر انتقادی، به عنوان یکی از رسالت­های مهم آموزش عالی گردد. از این رو بهتر است در آموزش بالینی پرستاری به کار گرفته شود.


آرزو آزادمهر، ناصر ناستی زایی،
دوره 9، شماره 24 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سکوت سازمانی، حضور منفعلانه اعضای هیات ‌علمی و عدم گرایش آن‌ها به دخالت در امور سازمان، از پدیده‌های شایع در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی است که به نظر می‌رسد می‌تواند تحت تاثیر عواملی از جمله جو اخلاقی قرار بگیرد. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه­ی جو اخلاقی با سکوت سازمانی اعضای هیات علمی می‌باشد.

روش بررسی: روش پژوهش توصیفی - همبستگی بوده و روش جمع آوری داده‌ها شامل بررسی پیمایشی می‌باشد. جامعه­ی آماری شامل تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقه‌ای تعداد 183  نفر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور بررسی متغیرهای پژوهش از پرسشنامه‌های استاندارد جو اخلاقی و سکوت سازمانی استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه همزمان با کمک نرم افزارspss21  استفاده شد.

یافته‌ها: میانگین جو نوع‌دوستانه (71/0±99/3)، جو قانونی(91/0±65/3)، جو حقوقی(62/0±98/3)، جو ابزاری (08/1±14/3)، جو مستقل (48/0±31/4)، و سکوت سازمانی(33/0±19/3) بود. مقدار ضرایب همبستگی جو اخلاقی و مولفه‌های آن: نوع‌دوستانه، قانونی، حقوقی و اصولی، ابزاری و مستقل  با سکوت سازمانی به ترتیب برابر با  565/0-، 334/0-، 424/0-، 516/0-، 39/0 و 505/0- بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که جو اخلاقی 1/40 درصد از واریانس سکوت سازمانی را تبیین می‌کند که از بین جوهای اخلاقی: جو مستقل با مقدار β (268/0-)، جو ابزاری با مقدار β (266/0)، جو حقوقی و اصولی با مقدار β (243/0-) و جو نوع‌دوستانه با مقدار β (14/0-) از توان پیش‌بینی سکوت سازمانی اعضای هیات علمی برخوردار بوده‌اند (05/0p<).

نتیجه‌گیری: سکوت سازمانی اعضای هیات علمی ‌می‌تواند تحت تاثیر جوهای اخلاقی حاکم بر دانشگاه قرار بگیرد به طوری که جوهای نوع‌دوستانه، قانونی، حقوقی و اصولی و مستقل سکوت سازمانی اعضای هیات علمی را کاهش می‌دهد و جو ابزاری سکوت سازمانی را افزایش می‌هد.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb