جستجو در مقالات منتشر شده


59 نتیجه برای Medical Education

یحیی جابری، فریده نهاوندی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: روایی ارزشیابی دانشجویان از مهم‌ترین مسائل مطرح در آموزش پزشکی است. روایی انواع مختلفی دارد، روایی ملاکی یکی از انواع آن است. روایی ملاکی، در واقع در پی یافتن همبستگی ارزشیابی با یک ارزشیابی مرجع است. امتحانات دوره‌های مختلف آموزش پزشکی و همچنین امتحانات جامع علوم پایه و پیش کارورزی در واقع در پی پیش‌بینی احتمال موفقیت دانشجو در دوره‌ی بعدی هستند. بنابراین می‌توان روایی ملاکی آن‌ها را با میزان همبستگی آن با موفقیت دوره‌ی بعدی اندازه‌گیری کرد. این مطالعه در صدد بررسی روایی ملاکی ارزشیابی دوره‌های آموزشی بوده است.

  روش بررسی: در این مطالعه تعداد 58 دانشجوی پزشکی که تمام دوره‌های آموزشی خود را به پایان رسانده بودند، انتخاب و همبستگی معدل هر دوره با معدل دوره‌ی بعدی، معدل امتحانات جامع علوم پایه و پیش کارورزی با دوره‌ی بعدی و همچنین همبستگی معدل تجمعی دوره‌های قبل با دوره‌ی بعدی، محاسبه شد.

  یافته‌ها: همبستگی در غالب دوره‌های پیاپی بالاتر از 50/0 بوده، ولی به‌تدریج از علوم پایه به علوم بالینی کاهش یافته بود. بیشترین همبستگی بین معدل علوم پایه با فیزیوپاتولوژی با 834/0 r= و کمترین همبستگی بین امتحان جامع پیش کارورزی با دوره‌ی کارورزی با 415/0 r= بود. امتحانات جامع علوم پایه و پیش کارورزی همبستگی بهتری نسبت به معدل دوره‌ی مربوط به خود نداشتند در حالی که معدل تجمعی دوره‌های پیشین همبستگی بهتری را نسبت به معدل یک دوره به تنهائی نشان می‌داد.

  نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد روش ارزشیابی در امتحانات جامع که به صورت امتحان چهارجوابی است و در یک روز انجام می‌شود روایی ملاکی کمتری نسبت به امتحانات دوره‌های آموزشی دارد که معمولا به صورت مستمر و در طول دوره انجام می‌شود و شامل چندین امتحان است و در برخی از آن‌ها از روش‌های ارزشیابی دیگری مثل Tutor Report و OSCE کمک گرفته می‌شود.


سمیرا بصیرشبستری، رامین سرچمی، ایمان شیرین بک، فاطمه سفیدی،
دوره 4، شماره 7 - ( 11-1390 )
چکیده

مقدمه: کارگاه ، روش آموزشی مبتنی بر حل مسئله میباشد.تغییر عادات ناصحیح مشکل است بنابراین آموزش درست، مهم است. هدف این تحقیق ارزیابی تاثیر آموزش کارگاهی نسخه نویسی در دانشجویان دندانپزشکی قزوین بود. مواد و روس بررسی: جهت سنجش آگاهی دانشجویان در زمینه نسخه نویسی، پس از انجام مطالعه پایلوت، پرسشنامه ای پایا و روا طراحی نمودیم و آنرا قبل و یک ماه پس از برگزاری کارگاه، در اختیار 73 نفر از دانشجویان قرار دادیم.داده ها توسط آزمون تی تجزیه تحلیل آماری شدند. یافته ها: مقادیر آلفا کرونباخ قبل و بعد برگزاری کارگاه، تفاوت معنی داری در زمینه کیفیت نسخه نویسی نشان دادند. بحث: چالش در آموزش نسخه نویسی این است که آموزشهای موجود، بر اصول پایه فارماکولوژی متمرکزند. نتایج و نتیجه گیری:کارگاه مذکور در کیفیت نسخه نویسی دانشجویان ، موثربود. بنابراین با طراحی کارگاهها و بکارگیری روشهای تدریس نوین، مشکلات مربوط به روشهای آموزشی حل میشود.
فرح مادرشاهیان، محسن حسن ابادی، سهیلا خزاعی،
دوره 4، شماره 7 - ( 11-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: انتخاب رویکرد مبتنی بر شواهد جهت آموزش و تصمیم گیری در ارایه ی مراقبت نیازمند تعیین موانع و اثربخشی می باشد. در این مطالعه اثر گنجاندن مراقبت مبتنی بر شواهد در برنامه ی تدریس بر عملکرد دانشجویان مطالعه شده است. روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی چهل دانشجوی رشته ی پرستاری در بخش ارولوژی با نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آموزش مبتنی بر شواهد (20نفر) و رویکرد سنتی (20نفر) تخصیص یافتند. اطلاعات با پرسشنامه ی نظرات دانشجویان، رضایت بیماران و چک لیست ارزیابی کیفیت مراقبت، جمع آوری گردید و سپس با آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: مراقبت از بیماران در گروه مبتنی بر شواهد و سنتی به ترتیب 35درصد و 29درصد مطلوب، 55 درصد و 59 درصد متوسط و 10درصد و 12درصد نامطلوب بود. دانشجویان گروه مبتنی بر شواهد و سنتی به ترتیب 65درصد و 40درصد معتقد بودند که بر اساس نیاز بیمار جهت مراقبت تصمیم گیری می نمودند. 73درصد و 38درصد علاوه بر مشکل فعلی تمامی مشکلات بیمار را در نظر گرفته ، 64درصد و 45درصد اضطراب آنان کاهش یافته بود ( 045/0 P= ). بیماران دو گروه به ترتیب 52درصد و 40درصد رضایت زیاد داشتند. در آغاز آگاهی دانشجویان دو گروه از مراقبت بیماران ، تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشت(63/0 P=). نتیجه‌گیری: گنجاندن شواهد پژوهش در مراقبت های پرستاری نه تنها به اندازه ی رویکرد سنتی موثر است بلکه موجب ارتقای مراقبت های پرستاری با کیفیت بالا می گردد.
غفار علی محمودی، علیرضا آذرگون، وحید الماسی،
دوره 6، شماره 10 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: اساتید دانشگاه، نه تنها در زمینه‌ی علمی، بلکه در زمینه‌ی رفتار حرفه ای الگوی دانشجویان هستند. این مطالعه با هدف تعیین نظر کارآموزان و کارورزان رشته‌ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی لرستان از جنبه های مختلف رفتار حرفه ای اساتید گروه های آموزشی داخلی، جراحی، اطفال و زنان این دانشگاه انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه‌ی توصیفی در سال 1388 در دانشگاه علوم پزشکی لرستان انجام گردید. جامعه‌ی مورد مطالعه دانشجویان رشته‌ی پزشکی در مقطع کارآموزی و کارورزی بودند. اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. از دانشجویانی که دوره‌ی کارآموزی در بخش داخلی، جراحی، اطفال یا زنان را گذرانده بودند خواسته شد که پرسشنامه‌ی مربوط به هر بخش را تکمیل نمایند. داده ها به‌صورت درصد برای هر متغیر محاسبه گردید. یافته ها: صد و هفت نفر از دانشجویان پرسشنامه های این طرح را تکمیل نمودند. به ترتیب 1/48 ، 46/69، 75/63و 87/44 درصد از کارآموزان و کارورزان رفتار حرفه ای اساتید گروه آموزشی داخلی، جراحی، اطفال و زنان را در حد خوب و بسیار خوب می دانستند. از 14 معیار مورد بررسی اساتید گروه داخلی، جراحی و اطفال به ترتیب در 1، 10 و 3 معیار بیشترین امتیاز را دریافت کردند. نتیجه گیری: رفتار حرفه ای اساتید، به‌ویژه اساتید گروه های جراحی و اطفال، از دید دانشجویان در حد قابل قبولی بود. در برخی موارد تفاوت زیادی میان امتیاز کسب شده در معیارهای مختلف توسط گروه های آموزشی وجود داشت که می‌تواند ناشی از تفاوت های موجود بین گروه های آموزشی مختلف باشد
مریم اعلا، عظیم میرزازاده، میترا قریب، حمید رضا برادران، پاتریشیا خشایار،
دوره 6، شماره 10 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: سبک یادگیری یکی از عوامل تأثیرگذار بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی فراگیران است که پی بردن به آن سبب می‌شود هر فرد، روش یادگیری صحیح تری اتخاذ نماید. در حالی که سبک یادگیری مدرسان نیز در انتخاب محیط آموزشی و فعالیت های تدریس آن‌ها اثر‌گذار است، لذا این پژوهش با هدف بررسی سبک یادگیری دانشجویان و اعضای هیات علمی در مقطع پیش بالینی دوره پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت. روش بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی- مقایسه ای که در سال تحصیلی 91-90 انجام شد، 221 نفر از دانشجویان و 106 نفر از اعضای هیات علمی مقطع علوم پایه و مقطع مبانی طب بالینی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در مطالعه شرکت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد سبک های یادگیری کلب (Kolb) بود. یافته ها: بیشترین سبک های یادگیری در بین دانشجویان، سبک یادگیری همگرا 4/34 درصد و انطباق یابنده 8/30 درصد و در بین اعضای هیات علمی، همگرا 5/41 درصد و جذب کننده 4/26 درصد بود. بین سبک های یادگیری دانشجویان و اعضای هیات علمی تفاوت آماری معنی داری مشاهده شد (0001/0P<). سبک یادگیری دانشجویان در مقطع علوم پایه با مقطع مبانی طب بالینی نیز تفاوت آماری معنا دار (0001/0>P) داشت. اگر چه در سبک یادگیری اعضای هیات علمی در دو مقطع، تفاوت معنی دار آماری یافت نشد. نتیجه گیری: از آنجا که سبک های یاددهی موازی با سبک های یادگیری هستند و با توجه به تفاوت سبک یادگیری بین اعضای هیات علمی و دانشجویان، اعضای هیات علمی می توانند ضمن آگاهی از تفاوت موجود، برنامه ها و روش های آموزشی خود را به گونه ای سامان دهی نمایند که غالب دانشجویان را تحت پوشش قرار دهند. لذا با توجه به سبک یادگیری غالب دانشجویان که همگرا است پیشنهاد می گردد که از اساتید فارغ از ترجیحات خود، محیط‌های یادگیری متناسب با این سبک شامل فعالیت های آزمایشگاهی و آموزش کاربردهای عملی مطالب تدارک ببینند.
سعیده دریازاده، احمد جعفری، جلیل کوهپایه زاده، ژیلا شجری، مهدی هاشم زاده،
دوره 6، شماره 10 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف اصلی در آموزش پزشکی، توانمندسازی دانشجویان در راستای وظایفی که در آینده از آنها انتظار می رود، است. دندانپزشکی ترمیمی، ‏یکی از مهم‌ترین شاخه های دندانپزشکی و از شایع‌ترین نیازهای درمانی در جامعه ماست. هدف این پژوهش، تعیین میزان انطباق برنامه‌ی درسی ترمیمی دوره‌ی دندانپزشکی عمومی با نیازهای خدمات دندانپزشکی ترمیمی در جامعه، بود. روش بررسی: این پژوهش کمی_مقطعی، شامل دو مرحله و گرد آوری اطلاعات به وسیله دو چک لیست بود که روایی و پایایی آن‌ها تایید شد. در مرحله‌ی اول، ‏نیازهای دندانپزشکی ترمیمی 1027 نفر بیماران در یک کلینیک دندانپزشکی، با روش نمونه گیری غیر تصادفی ‏متوالی طی سه ماه استخراج و نتایج گزارش شد. در مرحله‌ی دوم، چک لیستی از سرفصل‌ها و حجم دروس ترمیمی به همراه خلاصه‌ی نتایج مرحله‌ی اول را در اختیار اعضای هیات علمی دندانپزشکی ترمیمی دو دانشگاه تهران و شاهد قرار دادیم و نظرات آنها را در ‏مورد میزان انطباق دروس ترمیمی دوره دندانپزشکی عمومی با نیازهای تحلیل شده مرحله‌ی قبلی، به‌وسیله چک لیست پرسیده و نتایج گزارش را گزارش نمودیم.‏ یافته‌ها: در مرحله‌ی اول 2362 مورد از انواع خدمات ترمیمی ارایه شده به بیماران استخراج شد. نتایج بررسی انطباق از دیدگاه اساتید نشان داد که سرفصل های همه دروس ترمیمی، انطباق کافی با نیازهای دندانپزشکی ترمیمی بیماران دارد ولی حجم دروس پوسیدگی شناسی و دندانپزشکی ترمیمی عملی3 انطباق لازم را با نیازها ندارد. نتیجه گیری: سرفصل‌های دروس دندانپزشکی ترمیمی مناسب بود؛ ولی از نظر حجم ناکافی بود. لذا طراحی برنامه بر روی حجم درس باید به نحوی انجام گیرد تا کاستی آن را برطرف و موجب ارتقای کیفیت آموزش گردد. برای این منظور، استفاده از بسته‌های آموزشی، فیلم و یا ماژول می‌تواند مفید باشد
آ علیرضا میرزایی کارزان، ستار کیخاونی، مرتضی حسین زاده، علی اشرف عیوضی،
دوره 6، شماره 11 - ( 7-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : نیازسنجی آموزشی اولین گام در برنامه ­ریزی برنامه­های توسعه­ی اعضای هیات علمی است که به نوبه خود موجب ارتقای کیفیت آموزش و پرورش می­شود. مطالعه­ی حاضر با هدف تعیین و اولویت بندی نیازهای آموزشی اعضای هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی ایلام انجام گرفت.

  روش بررسی : در پژوهشی توصیفی، جامعه ­ی آماری به دو گروه دسته بندی شد. بر اساس مدل نیازسنجی سه بعدی کافمن، ابتدا با استفاده از مصاحبه، اطلاعات کلی درخصوص نیازهای آموزشی اعضای هیات علمی از شرکت کنندگان گروه اول گرد آوری شد و سپس با روش کدگذاری سه مرحله ای اشتراوس و کوربین،گویه ها یا کدهای مربوطه، استخراج گردید که نهایتا در شش حیطه­ی کلی دسته بندی و تدوین شدند. در مرحله پایانی، میزان نیاز آموزشی و اولویت هر کدام از موضوعات حیطه ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته (روا و پایا85/0 r= ) از دیدگاه خود اعضای هیات علمی تعیین شد. تجزیه وتحلیل داده ها با روش های آمار توصیفی همچون فراوانی، میانگین، انحراف معیار و آزمون T استیودنت استفاده شد.

  یافته ها : نتایج نشان داد در حیطه ­ی آموزش و یادگیری، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به شیوه های نوین تدریس و کمترین نیاز آموزشی مربوط به برگزاری ژورنال کلاب؛ در حیطه­ی ارزشیابی آموزشی، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به شیوه های ارزشیابی دانشجو وکمترین نیاز آموزشی مربوط به ارزشیابی به شیوه­ی آزمون عینی ساختار مند ( OSCE ) ؛ در حیطه پژوهش، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به مقاله نویسی به زبان انگلیسی و کمترین نیاز آموزشی مربوط به اخلاق در پژوهش؛ در حیطه ­ی فناوری اطلاعات، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به آشنایی با مهارت های فناوری اطلاعات و کمترین نیاز آموزشی مربوط به استفاده از کامپیوتر در آموزش؛ در حیطه عمومی، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به شیوه ارتباط با دانشجو و کمترین نیاز آموزشی مربوط به اخلاق حرفه ای و در حیطه زبان انگلیسی، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به نگارش متون علمی به زبان انگلیسی و کمترین نیاز آموزشی مربوط به ترجمه متون تخصصی بود.

نتیجه گیری : از دیدگاه مطالعه شوندگان،کلیه ­ی موضوعات مورد بررسی در این تحقیق به عنوان نیاز آموزشی قلمداد شدند و در اولویت بندی حیطه های شش گانه باتوجه به میانگین امتیازات، اولویت اول مربوط به حیطه­ی زبان انگلیسی و اولویت آخر مربوط به حیطه ارزشیابی آموزشی بوده است.


محبوبه خورسندی، کبری علی ابادی ، محسن شمسی،
دوره 6، شماره 12 - ( 9-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : ارزشیابی در نظام آموزش پزشکی به دلیل لزوم تربیت نیروی انسانی کارآزموده و ارایه­ی خدمات بهداشتی و درمانی با کیفیت مطلوب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش مقایسه­ی دیدگاه دانشجویان و اساتید دانشگاه علوم پزشکی اراک از کیفیت تدریس اساتید به روش آنلاین بود.

  روش­بررسی : مطالعه­ی حاضر به صورت مقطعی بر روی 758 نفر از دانشجویان و 122 نفر از استادان دانشگاه علوم پزشکی اراک در سال 90-89 صورت پذیرفت. ابزار گرد آوری داده­ها، پرسشنامه­ی محقق ساخته بر اساس مقیاس لیکرت 5 گزینه ای بود که دید گاه اساتید و دانشجویان را نسبت به ارزیابی کیفیت تدریس اساتید به شیوه­ی آنلاین در ابعاد امنیت ارزیابی، جو کلاس، دقت و اقتصادی بودن ارزیابی بررسی می کرد. به منظورآنالیز داده ها از آمار توصیفی و جهت مقایسه­ی میانگین ها از تی مستقل استفاده گردید.

  یافته ­ ها : میانگین نمره­ی نگرش اساتید و دانشجویان نسبت به ارزیابی کیفیت تدریس اساتید با روش آن لاین به ترتیب برابر 30/7 ± 35/62 و 31/12 ± 89/57 بود که بین آن­ها اختلاف معنا داری وجود داشت (0001/0> p ).

  نتیجه­گیری : نظر به این که در این تحقیق استادان و دانشجویان دیدگاه مثبتی نسبت به ارزشیابی آنلاین داشتند، استفاده از این روش در سیستم ارزشیابی کیفیت تدریس استادان پیشنهاد می­گردد.


زهرا مهدوی لنجی، فاطمه قائدی حیدری،
دوره 7، شماره 13 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف:کدهای اخلاقی،به عنوان راهنمای عملی مراقبت‌های پرستاری تدوین یافته است و مرجع تصمیماتی است که در فرایند مراقبتی توسط پرستاران اتخاذ می‌گردد.با توجه به اهمیت موضوع اخلاق در پرستاری و اجرای تحقیقات عمدتا کیفی در این زمینه،هدف از این مطالعه کمی،مقایسه‌ی وضعیت اجرای کدهای اخلاقی در بین دانشجویان پرستاری و پرستاران شاغل در بیمارستان الزهرا شهر اصفهان می‌باشد. روش بررسی:این پژوهش یک مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی می‌باشد.ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه‌ای 31 آیتمی و برگرفته از کدهای اخلاقی منتشره توسط وزارت بهداشت برای پرستاران بود.این پرسشنامه علاوه بر بخش اطلاعات فردی،دارای دو بخش کدهای اخلاقی مربوط به ارایه‌ی خدمات بالینی(23 آیتم) و ارتباط با تیم درمان(8 آیتم)می‌باشد که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت.نمونه گیری به روش آسان بر روی 32 نفر از دانشجویان پرستاری و 40 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان الزهرا انجام گرفت. داده‌ها، با آزمون تی مستقل تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: در دانشجویان پرستاری و پرستاران به ترتیب میانگین سن 29/22(37/1)و47/29(34/7) سال بود.اکثر دانشجویان8/93 درصد و پرستاران5/87 درصد را زنان تشکیل می‌دادند. در بخش کدهای اخلاقی مربوط به ارایه‌ی خدمات بالینی تفاوت معنی‌داری بین گروه‌ها وجود نداشت،اما در بخش کدهای اخلاقی مربوط به ارتباط با تیم درمان پرستاران به طور معنی داری نمره بالاتری کسب کردند(04/0p=). نتیجه‌گیری: با توجه به حضور بیش تر پرستاران در بالین و مواجهه با موقیعت های اخلاقی، انتظار می رفت ایشان کدهای اخلاقی را بهتر از دانشجویان پرستاری رعایت کنند، اما این مورد، فقط در بخش ارتباط با تیم درمان محقق گردید. لذا پیشنهاد می شود که مدیران و مربیان پرستاری تدابیر لازم جهت رعایت بیش تر کدهای اخلاقی مربوط به ارایه‌ی خدمات بالینی، توسط دانشجویان پرستاری و به ویژه پرستاران اتخاذ کنند.
مینا توتونچی، نیکو یمانی، فریبا طالقانی، طاهره چنگیز،
دوره 7، شماره 14 - ( 3-1393 )
چکیده

مقدمه یکی از شاخص های ارتقاء مرتبه علمی، فعالیتهایی است که هیأت علمی در اداره و مدیریت دانشگاه و جامعه ارائه می‌دهد. هدف از این مطالعه ارزیابی منطقی بودن وقابلیت دستیابی شاخص های خدمات اجرایی ارتقاء مرتبه علمی از دیدگاه اعضای هیات علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران در سال 90-1389 است. روشها مطالعه‌ای توصیفی- مقطعی در 13 ‌دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام، و با نمونه‌گیری طبقه‌ای 350 نفرانتخاب شدند. پرسشنامه ای محقق ساخته با مقیاس درجه بندی 1 تا 5 نمره ای، منطقی بودن و قابلیت دستیابی به شاخص های خدمات اجرایی آئین‌نامه ارتقاء را بررسی نمود. میانگین و انحراف معیار نمرات منطقی بودن و قابلیت دستیابی هر شاخص محاسبه و گزارش شد. یافته ها: مجموع یازده شاخص خدمات اجرایی ارتقاء، از نظر منطقی‌بودن و قابلیت دستیابی به ترتیب میانگین 11/12±18/32 و 58/11±37/39 را از کل نمره 55 کسب نمودند. منطقی ترین نمره شاخص فعالیت‌ها را مجری طرح پژوهشی، فعالیت اجرایی در مرکز توسعه آموزش(EDC)، مدیریت در رده‌های مختلف، و قابل دستیابی‌ترین فعالیتها را، فعالیت در مجلات علمی، مجری طرح پژوهشی، فعالیت اجرایی در EDC، و فعالیت موثر در انجمن های علمی کسب نمودند. نتیجه گیری: هیأت علمی، شاخص های اجرایی ارتقاء را چندان منطقی ندانسته ولی دستیابی به این شاخص‌ها را تا حدی امکان‌پذیر می‌پندارند. بازنگری معیارهای ارتقاء و تطبیق آن با ارزش مسئولیت ها، همراه با توسعه مهارتهای مدیریتی، و ایجاد فرصت کافی برای مشارکت در انواع وظایف خدماتی وتسهیل همکاری با مجلات و انجمن‌های حرفه‌ای، می‌توانند دستیابی به شاخص‌های خدمات اجرایی ارتقاء را تسهیل نمایند. 

زیبا لوک زاده، امیرهوشنگ مهرپرور، محمدحسین داوری، مریم بهاءلو، مهدی میرزایی علویجه،
دوره 7، شماره 14 - ( 3-1393 )
چکیده

: زمینه و هدف: آموزش مداوم پزشکی، یک عنصر کلیدی در افزایش دانش، مهارت، کیفیت و اثربخشی سیستم بهداشتی درمانی است. در ابتدا این آموزش‌ها به صورت حضوری تعریف شدند، اما به دلایل متعددی روش آموزش غیر حضوری نیز برای آموزش مداوم مطرح گردید. این مطالعه با هدف تعیین دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در خصوص برگزاری آموزش مداوم غیر حضوری انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 74 نفر از اعضای هیأت علمی شرکت کننده در برنامه‌های آموزش مداوم در سال 1390 به روش نمونه گیری در دسترس، مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود (8/0=α). پرسشنامه‌ها به روش خود گزارش دهی تکمیل شد، و پس از ورود داده‌ها در نرم افزار SPSS(v.18) ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: 6/58% از افراد با اجرای برنامه های آموزش مداوم غیر حضوری موافق بودند و ترجیح می‌دادند بیش از 40% برنامه‌ها به صورت غیر حضوری صورت پذیرد. از بین این افراد، 7/53% الویت اول خود را در این خصوص، برنامه‌های اینترنتی بیان داشتند. نتیجه گیری: نگرش اکثر اعضاء هیأت علمی نسبت به برگزاری برنامه‌های آموزش مداوم غیر حضوری مثبت بود و با توجه به نتایج این مطالعه می‌توان اجرای برنامه‌های آموزش مداوم به شکل غیر حضوری از جمله آموزش مداوم اینترنتی را پیشنهاد داد.
مرتضی نصیری، مصطفی نصیری، سارا آدرویشی، طیبه هادیگل،
دوره 7، شماره 14 - ( 3-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: یادگیری از طریق تلفن همراه به عنوان مرحله جدیدی از توسعه یادگیری الکترونیکی، در پی ارایه فرصت هایی جهت انتقال اطلاعات، تقویت و بهبود یادگیری در دانشجویان می باشد که نقش آن در آموزش پزشکی به روشنی مشخص نیست. هدف این پژوهش مقایسه تأثیر آموزش آناتومی از طریق سخنرانی و تلفن همراه بر میزان یادگیری و یادداری دانشجویان پزشکی می باشد. روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون بر روی 62 دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر انجام شد. دانشجویان به روش سرشماری و تصادفی ساده، به دو گروه آموزش از طریق سخنرانی و آموزش از طریق تلفن همراه تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها، از آزمون محقق ساخته که شامل 30 سوال در حیطه دانش، فهم و کاربرد بود استفاده شد. پس از اجرای پیش آزمون، میزان تأثیر دو روش آموزشی بلافاصله و یک ماه بعد از آموزش بررسی شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS19 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: میانگین و انحراف معیار نمرات در جمع سطوح یادگیری در گروه سخنرانی قبل، بلافاصله و ۴ هفته بعد آموزش به ترتیب822/2±03/12، 294/3±10/21 و 01/4±30/19(001/0P<) و در گروه آموزش با تلفن همراه به ترتیب 706/3±3/14، 416/4±13/21، 177/3±33/21(001/0P<) بود. تفاوت معنی داری بین دو گروه در مرحله پس آزمون دیده نشد(1/0=P)، اما در مرحله یادداری(03/0=P) روش تلفن همراه موثرتر از سخنرانی نشان داده شد. نتیجه گیری: آموزش از طریق تلفن همراه مانند سخنرانی باعث ارتقای یادگیری و یادداری دانشجویان پزشکی می شود؛ ولی تأثیر آن بر یادداری بیشتراست.
سمیرا بصیر شبستری، ایمان شیرین بک، عباسعلی نوریان، مریم رستگار، فاطمه سفیدی،
دوره 7، شماره 15 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: پیرو افزایش توجه به ابعاد کمی و کیفی آموزش مداوم ، مقوله نیازسنجی در آموزش مداوم در کشور ما متداول گردید و یکی از اولویتهای پژوهشی مرکز مطالعات وتوسعه آموزش پزشکی قرار گرفته است. با توجه به فقدان انجام مطالعه در جامعه دندانپزشکان لذا برآن شدیم که به ارزیابی دیدگاه دندانپزشکان زنجان در زمینه برنامه های آموزش مداوم در سال 91-1390 بپردازیم. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی از 70 نفر دندانپزشکان عمومی شاغل در استان زنجان نهایتا 60 نفر پرسشنامه معتبر مربوط به ارزیابی کمی کیفی آموزش مداوم را تکمیل نمودند. اطلاعات جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 وارد کامپیوتر گردید و تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: جامعه مورد بررسی شامل 64% مرد و 36% زن با میانگین سنی 49/7±49/41 سال بودند. دندانپزشکان موثرترین نکته در افزایش بازدهی دوره های آموزش مداوم را مدرسین مجرب و مطرح(5/52%) و بهترین روش اجرای برنامه آموزش مداوم را برخورد عملی با بیمار(6/42%) برشمردند. مهمترین مشکل دندانپزشکان در برگزاری دوره آموزش مداوم فواصل طولانی زمانی بین برگزاری دوره های آموزشی (6/24%) بود.. اکثر دندانپزشکان (4/75%) با ارائه 5-10 برنامه در سال موافق بودند. 8/59% آنان موافق با ارائه برنامه های بازآموزی بصورت مجازی و با اتصال اینترنت بودند. اکثریت آنان اظهار داشتند که تطابق برنامه ها با نیازهای آموزشی در حد بالائی (88%) بود. نتیجه گیری: با توجه به موافقت اکثریت دندانپزشکان(60%) با برگزاری دوره های بازاموزی بصورت مجازی لذا ارائه برنامه ها طبق اولویتها با روشهای نوین آموزشی مورد درخواست دندانپزشکان توصیه میشود.
سعید بشیریان، فرزاد جلیلیان، مجید براتی، عهدیه غفاری،
دوره 7، شماره 15 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه، آموزش الکترونیک یکی از پیشرفته ترین تکنیک های آموزشی است. از این رو شناسایی جنبه ها و عوامل مرتبط با استفاده از آموزش الکترونیکی در بین اعضای هیئت علمی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. لذا، این مطالعه با بهره گیری از تئوری رفتار برنامه ریزی شده و با هدف بررسی عوامل مرتبط با استفاده از آموزش الکترونیکی انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 200 نفر از اعضاء هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان که با روش نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک و سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود. داده ها با استفاده از آزمون تی دانشجویی، آنالیزواریانس یک طرفه و رگرسیون لجستیک در نرم افزار SPSS-16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: شرکت کنندگان به ترتیب 3/52، 5/49 و 5/61 درصد نمرات قابل اکتساب برای نگرش، هنجارهای انتزاعی و کنترل رفتاری درک شده را به دست آوردند. از بین شرکت کنندگان در مطالعه 5/42 درصد هیچ گونه قصدی جهت استفاده از آموزش الکترونیک در آینده نداشتند. طبق یافته های تئوری رفتار برنامه ریزی، نگرش و کنترل رفتاری درک شده بهترین فاکتورهای پیش بینی کننده قصد رفتاری استفاده از آموزش الکترونیکی بودند. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاکی از قصد ضعیف اعضای هیات علمی نسبت به آموزش الکترونیکی بود؛ بنابراین، اجرای مداخلات آموزشی با بهره گیری از تئوری رفتار برنامه ریزی شده با تاکید بر نگرش و کنترل رفتاری درک شده بعنوان تسهیل کنندگان پذیرش آموزش الکترونیکی در برنامه های آموزشی آتی توصیه می گردد.
مهدی مشکی، عاطفه دهنوعلیان، ملیحه شارعی نیا،
دوره 7، شماره 16 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: اخیرا تغییرات زیادی درآموزش پزشکی درسراسر جهان رخ داده است به همین دلیل درک دانشجویان از محیط آموزشی موردتوجه خاصی قرار گرفته است. هدف ازاین پژوهش مقایسه درک دانشجویان در مرحله کارآموزی با دانشجویان در مرحله تئوری از محیط های آموزشی و مقایسه بین دو جنس ورشته های تحصیلی مختلف دردانشگاه علوم پزشکی گناباددر سال 1390 میباشد. روش بررسی: این پژوهش از نوع مقطعی می باشد که در آن 234 نفر از دانشجویان رشته های پرستاری و مامائی(98 نفر)، بهداشت(57 نفر)، پیراپزشکی(62 نفر)وپزشکی(17 نفر)دانشگاه علوم پزشکی گناباد شرکت کردند.ابزار گردآوری داده هاپرسشنامه استاندارد DREEM(Dundee Ready Educational Environment Measure) بود.این پرسشنامه استاندارد شامل50 سوال که در پنج حیطه یادگیری،اساتید،ادراک دانشجو از توانایی علمی خود، جوآموزشی وادراک دانشجو ازشرایط اجتماعی خودبود.داده های حاصل بعد ازورودبه نرم افزار SPSSنسخه 20 مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد میانگین کل امتیاز DREEM برای دانشجویان 52/108 از 200 بود. همچنین دانشجویان دوره تئوری درمقایسه با دانشجویان دوره کارآموزی رضایت بیشتری ازمحیط های یادگیری داشتند که این ازنظر آماری معنی دار می باشد (003/0 =P).بین دانشجویان دختر و پسردر دوگروه از نظر آماری تفاوتی مشاهده نشد. میانگین حیطه های پرسشنامه در بین رشته های مختلف دانشگاه نشان داد که بین رشته پرستاری و مامائی باپیراپزشکی رابطه معنی داری وجود دارد(01/0=P). بحث: به طور کلی اگرچه که دانشجویان محیط یادگیری را در دانشگاه مطلوب ارزیابی نمودند اما توجه بیشتر به رعایت اصول آموزشی و ایجاد فضای مناسب آموزشی جهت یادگیری بهتر دانشجویان ضروری است و استفاده از ابزارهائی مانند DREEM می تواند در فرایند تغییر در آموزش، کمک های ارزنده ای کند.
یوسف ادیب، اسکندر فتحی آذر، غلامعلی دهقانی،
دوره 7، شماره 16 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: برای ارتقای نظام آموزشی و بهبود یادگیری فراگیران، باید آموزش پزشکی مبتنی بر نظرات و اعتقادات شخصی به آموزش بر مبنای بهترین شواهد تغییر یابد. هدف این پژوهش، تبیین تجارب و دیدگاه های مدرسان و دانشجویان پزشکی در مورد نقش اعضای هیئت علمی در آموزش مبتنی بر شواهد بود. روش بررسی: این مطالعه در سال 1392 به روش کیفی و با بهره گیری از رویکرد تحلیل محتوا در دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. 13 نفر استاد و 5 نفر دانشجوی پزشکی به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب و تجارب و دیدگاه های آنان تا رسیدن به مرحله اشباع اطلاعاتی مورد استفاده قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه انفرادی نیمه ساختار یافته و برای تحلیل آن ها از روش تحلیل محتوای کیفی مورد استفاده شد. یافته ها: در این مطالعه چهار درون مایه اصلی استخراج گردید که عبارتند از: پژوهش در آموزش، روابط بین فردی، تبحر در تدریس و آموزش، و الگوی رفتاری برای دانشجویان. هر کدام از این درون مایه های اصلی شامل چندین درون مایه فرعی است. نتیجه گیری: براساس تجارب مشارکت کنندگان، برای مدرسان آموزش مبتنی بر شواهد نقش های متنوعی را می توان در نظر گرفت اما پژوهش در آموزش به عنوان محوری ترین نقش، سایر وظایف اعضای هیئت علمی را تحت تاثیر قرار می دهد. بهبود پژوهش در آموزش، می تواند ارائه آموزش مبتنی بر شواهد در حیطه پزشکی را تسهیل نماید.
حسین کریمی مونقی، زهرا مرضیه حسنیان، محمدرضا آهنچیان،
دوره 7، شماره 16 - ( 9-1393 )
چکیده

چکیده: مقدمه: دانش اساسی‌ترین سرمایهء سازمانها از جمله دانشگاه‌ها و آموزش علوم پزشکی است و اهمیت آن به دلیل توان بالقوه برای خلق ارزش‌ها و فوائد مستمر آن در جوامع انسانی است. دانشگاه‌های علوم پزشکی برای تبدیل شدن به سازمان دانش بنیان، بطور جدی وابسته به فعالیتهای مدیریت دانش می‌باشند. آشنایی اندک با فرآیند مدیریت دانش و ابهامات موجود در این حوزه، باعث بهره‌وری ناکافی و استفاده نامناسب از دانش در سازمان‌ها به ویژه سازمان‌های آموزشی می‌شود. علیرغم اهمیت دانش و مدیریت آن در علوم پزشکی، شناخت چندانی در مورد آن وجود ندارد، لذا این مقاله با هدف بررسی وضعیت مدیریت دانش و ابعاد آن در علوم پزشکی صورت می پذیرد. روش: برای رسیدن به هدف این مطالعه، یک مرور نقلی انجام شد. در این راستا مقالات مرتبط در منابع اینترنتی و پایگاه های علمی Science Direct، Elsevier ، Web of Sciences (ISI)، CINAHL، Embas،EBSCO ، Ovid، Google Scholar، proQuest و پایگاه های علمی داخل کشور مثل SID جستجو و مورد بررسی قرار‌گرفت، بدین ‌صورت که در ابتدا در سایت‌های مختلف علمی کلید‌ واژه‌های فارسی و انگلیسیِ دانش، مدیریت دانش، علوم پزشکی، آموزش عالی بصورت مجزا و ترکیبی وارد شد و مقالات چاپ شده در این زمینه بطور سریع مرور و سپس مقالاتی که با موضوع ارتباط بیشتری داشتند، انتخاب و مطالب آنها استخراج شد، سپس محتوای انتخاب شده به دقت مطالعه و خلاصه‌برداری شد. پس از شناخت کامل موضوع، جنبه-های مختلف آن مقایسه و توصیف شد. این مطالعه با بررسی هفده مقاله منتشر شده داخل و خارج از کشور در زمینه مدیریت دانش علوم پزشکی انجام گرفت. نتایج: نتایج مرور نشان داد که استادان، کارکنان و ذی‌نفعان نظام سلامت، ضمن تبدیل دانش ضمنی به صریح و کاربرد آن در راهنماهای بالینی، از طریق خلق، کسب، تسهیم و کاربرد دانش در جهت آموزش، یادگیری، پژوهش و ارتقاء سلامت جامعه تلاش به‌عمل می‌آورند. یادگیری سازمانی جریانی مداوم و همیشگی در دانشگاه‌های علوم پزشکی است. گنجاندن فراورده‌های مدیریت دانش در وسائل و تجهیزات و کاربرد آن برای آموزش و مراقبت از بیماران مانند سیستم‌های پشتیبانی کننده تصمیم‌گیری‌های بالینی بعد دیگری از مدیریت دانش در علوم پزشکی است. جهت اجرای مدیریت دانش لازم است که زیر ساختارهای مهم مدیریت دانش از جمله رهبری، فرهنگ و تکنولوژی مدیریت دانش در دانشگاه‌ها ایجاد و تداوم یابد. نتیجه‌گیری: مدیریت دانش رویکردی است که فعالیت‌های پیشرفته استادان، ذی‌نفعان و دانشجویان را از طریق خلق، کسب، تسهیم و کاربرد دانش برای هر گونه تغییر در محیط‌های دانشگاهی آماده می‌کند. این بدان معنا است که مدیریت دانش، دانشگاه-های علوم پزشکی را برای عملکرد دقیق‌تر، کارآمدتر و اثربخش‌تر ترغیب می‌کند. لازم است که اجرای برنامه‌های مدیریت دانش در آموزش علوم پزشکی ترویج شود.
منصور غفوری فرد، هادی حسنخانی،
دوره 8، شماره 17 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: حیطه جدید مراقبت های بهداشتی، عرصه همکاری گروه پزشکی، بیمارستانها، مراکز پزشکی و کارشناسان بیمه ها در یک محیط مجازی است که در آن محیط به تبادل اطلاعات می پردازند. این پیشرفت های تکنیکی و اقتصادی- اجتماعی فرصتی را فراهم کرده است که تعداد زیادی از بیماران به سیستم های اطلاعاتی مبتنی بر اینترنت دسترسی داشته باشند. این مطالعه با هدف بررسی ابعاد مختلف بیمارستان مجازی انجام شده است. روش بررسی: این مقاله نوعی مطالعه‌ی مروری- نقلی (Narrative review) است، که از طریق جستجوی کلمات کلیدی شامل بیمارستان مجازی، درمان و آموزش در پایگاه‌ها و بانک‌های اطلاعاتی PubMed، ISI Web of Science، Scopus، EMBASE، Medline، Elsevier و کتابخانه‌ی ملی دیجیتال پزشکی ایران انجام شد. در جستجوی اولیه 84 مقاله مرتبط یافت شد که پس از بررسی تک به تک مقالات و بر اساس اهداف مطالعه در مجموع 35 مقاله مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: بیمارستان های مجازی فرصتی را فراهم می کند تا کادر درمانی و بیماران بتوانند در یک محیط مجازی با یکدیگر ارتباط داشته باشند. بیمارستان های مجازی کابردهای مختلفی از قبیل آموزش دانشجویان گروه علوم پزشکی، رفع نیاز های مددجویان و بیماران، تخت های مجازی، استفاده کارکنان خدمات بهداشتی درمانی جهت ارائه خدمات، بیمارستان به عنوان کتابخانه مجازی داشته باشد. نتیجه گیری: استفاده از بیمارستان های مجازی در آینده نزدیک یکی از نیاز های اصلی جوامع بشری خواهد بود و مسئولین باید زیر ساخت های لازم در خصوص ارائه این خدمات را از طریق کامپیوتر های شخصی و موبایل و سایر وسایل ارتباطی فراهم نمایند.
فرح مادرشاهیان، محسن حسن آبادی، سهیلا خزاعی،
دوره 8، شماره 17 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: تدریس سنتی روش تحقیق با یادگیری و رضایت کم همراه است اما تدریس موثر موجب افزایش تواناییهای شغلی و نگرش مثبت نسبت به علم می گردد. در این بررسی تاثیر تدریس روش تحقیق بر مبنای"مراقبت مبتنی‌بر‌شواهد"، کاربردها و طراحی پژوهش بر شناخت، نگرش و رضایت از تدریس مطالعه شد. روش بررسی: در این مطالعه نیمه‌تجربی دانشجویان ترم‌5 رشته‌پرستاری دانشگاه‌ علوم‌پزشکی‌بیرجند، سال1391به روش سرشماری انتخاب و جهت آموزش روش‌تحقیق از کتب مرجع، تصادفی به2گروه39نفری تجربی‌و‌کنترل تخصیص‌یافتند. مداخله شامل ارتقاء‌ مهارتهای‌ ارائه"مراقبت ‌‌مبتنی‌بر‌ شواهد"، آموزش کاربردهای اصول تحقیق در دروس مختلف و مراقبت ها و طراحی گروهی 11پژوهش بود. تدریس گروه کنترل به روش بحث گروهی بود. دو‌ پرسشنامه محقق‌ساخته در آغاز و پایان مطالعه استفاده شد. پیامدهای مداخله، نمرات شناخت تحقیق، نگرش نسبت به فواید، ضرورت و بکارگیری اصول تحقیق و رضایت از تدریس بود که بترتیب توسط20سوال چهار گزینه، 12و21گویه دارای مقیاس‌لیکرت(نمره5-1)سنجش‌شد اطلاعات با آزمونهای کای‌دو، تی‌مستقل و ‌زوج در نرم افزارSPSS نسخه16تجزیه‌و‌تحلیل شد. یافته ها: پس از مداخله نمره کل شناخت گروه تجربی از تحقیق(59/8±05/6 )بالاتر از گروه کنترل(51/5±74/2)بود(041/0P<). نمره نگرش گروه تجربی نسبت به تحقیق پس از مداخله در مقایسه با گروه کنترل (028/0P<)و قبل مداخله بالاتر بود (015/0P<). نمره کل رضایت گروه تجربی(67/8±61/78)از تدریس بیشتر از گروه کنترل(24/9±23/71 )بود(001/0P<). نتیجه گیری: تدریس روش تحقیق توام با حمایت مداوم دانشجویان، مبتنی بر مراقبت مبتنی بر شواهد، کاربردها و طراحی‌ گروهی تحقیق می تواند با ایجاد ارتباط بین اصول، طراحی،اجراء و کاربردهای تحقیق موجب افزایش شناخت، بهبود نگرش و رضایت از تدریس شود.
منیژه سیاح ملی ، محمد برزگر، نعمت بیلان، سعید اصلان ابادی، منوچهر خوشباطن، عالیه قاسم زاده، محمد حسن کارگر ماهر،
دوره 8، شماره 18 - ( 3-1394 )
چکیده

مقدمه: آزمونهای چند گزینه ای رایج ترین نوع ارزیابی در آموزش علوم پزشکی بوده و اگر با دقت و مطابق با قواعد آزمون سازی تهیه شوند ، ابزار معتبری برای تضمین کیفیت آموزش خواهند بود. هدف این مطالعه مقایسه برخی شاخص های کیفیت سوالات چند گزینه ای امتحانات ارتقاء دانشگاه علوم پزشکی تبریز و دانشنامه کشوری رشته های دستیاری جراحی عمومی ،کودکان ،زنان و مامایی و داخلی در سالهای 1389 و 1390 با توجه خاص به مدیریت بهبود کیفیت و پایش آزمون های درون دانشگاهی بود.روش: در این مطالعه توصیفی – مقطعی ، 2400 سوال چهارگزینه ای مربوط به آزمون ها کتبی ارتقا و دانشنامه کشوری رشته های مذکور از نظر تاکسونومی و رعایت اصول ساختاری توسط اساتید خبره در زمینه علوم بالینی و آموزش پزشکی ، مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات جمع آوری شده بوسیله نرم افزارSPSS 18 با آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: کیفیت سوالات آزمون های درون دانشگاهی و دانشنامه کشوری رشته های مذکورمتفاوت و اختلاف بارزی داشتند. در مقایسه از نظر تاکسونومی و رعایت اصول ساختاری در آزمونهای دانشنامه کشوری رشته جراحی عمومی و درآزمون های ارتقا رشته داخلی وضعیت بهتری داشتند..سوالات آزمون های ارتقاء رشته های کودکان و جراحی عمومی در مقایسه با دانشنامه این رشته ها به طور قابل توجهی در سطوح پایین یادگیری (تاکسونومیI) طراحی و دارای اشکالات ساختاری بیشتری بودند. استنتاج : مدیریت بهبود کیفیت آزمون های دانشنامه و ارتقا رشته های دستیاری جهت پیشگیری از افت کیفیت آزمون ها با ارایه بازخورد به طراحان سوال ضروری میبا شد.

صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb