جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای حسینی

مریم دانایی، محمدعلی حسینی، بهناز حبیب خدا، مسعود فلاحی، فروزان شکوه،
دوره 2، شماره 3 - ( (پاییز و زمستان 88) 1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: امروزه جوامع از دانشگاه‌ها انتظار پاسخ به نیازهایشان را داشته، این امر از طریق انتقال و تبادل دانش بین دانشگاه، به عنوان تولید کننده‌ی دانش و سازمان‌ها و اجتماع به عنوان دریافت کننده‌ی دانش، امکان‌پذیر می‌باشد. دانشگاه به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع تولید دانش بایستی با سازمان‌های مصرف کننده‌ی این دانش ارتباط مناسبی داشته، از این طریق به انتقال موثر دانش به سازمان‌ها اقدام نماید. یکی از مهم‌ترین بخش‌های انتقال دانش، ترجمان یافته‌های پژوهشی به زبان مخاطبان و ذینفعان می‌باشد. عوامل مختلفی در فرآیند انتقال دانش نقش دارند .

 

  روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات ارزش‌یابی عمل کرد بوده که با روش توصیفی، مقطعی انجام شده است. جامعه‌ی مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه‌ی اعضای هیئت علمی و کارشناسان پژوهش دانشگاه بودند. نمونه‌ی مورد مطالعه شامل 40 نفر از این افراد که حاضر به مشارکت در پژوهش شدند که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند، بود. ابزار تحقیق پرسش نامه‌ی تهیه شده توسط کمیته‌ی ترجمان دانش دانشگاه علوم پزشکی تهران همراه با تغییرات بود که اعتبار و اعتماد علمی آن مجددا محاسبه شد. آلفای 94/0

 

  یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد: 47 درصد از شرکت کنندگان خانم، نیمی از افراد در مقطع تحصیلی دکترای، 68 درصد از شرکت کنندگان اعضای هیئت علمی، سابقه‌ی کار افراد 53 درصد بالاتر از ده سال و بیش از 85 درصد افراد دارای کارهای پژوهشی بودند. بیش از 70 درصد نمونه‌ها با مراکز دیگری غیر از محل کار خود مرتبط بودند. میانگین حاصل از سوالات بخش شناسایی نیاز مخاطبان و تبدیل آن به پروژه‌های تحقیقاتی 78/2، میانگین حاصل از سوالات بخش تولید شواهد قابل استفاده در تصمیم‌گیری‌ها 87/2 میانگین حاصل از سوالات بخش کاربرد نتایج پژوهش‌ها توسط کاربران نهایی 62/2 و در نهایت میانگین کل 75/2 بود .

  نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد، تفاوت چندانی در انتقال و ترجمان دانش بین زن و مرد و سابقه‌ی کار و انجام پژوهش وجود نداشته است. هم‌چنین میانگین کل ترجمان دانش در دانشگاه در حد متوسط و از وضعیت مناسب و ایده‌ال ترجمان دانش پایین‌تر بود. این امر بیان‌گر عدم انتقال مناسب یافته‌های پژوهشی است که با رفع موانع و ارایه‌ی راه برد‌های مناسبی هم‌چون، تشویق پژوهش گران به انتقال یافته‌های پژوهشی خود به کاربران، می‌توان ترجمان دانش در دانشگاه را ارتقا بخشید


پرند پورقانع، دکتر محمد‌علی حسینی،
دوره 3، شماره 4 - ( (بهار و تابستان 89) 1389 )
چکیده

nk href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CDEAR-U%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml" rel="File-List" > Normal 0 false false false

زمینه و هدف: یادگیری بالینی یک بخش مهم در فرآیند یاددهی یادگیری در بسیاری از رشته‌های علوم پزشکی از جمله پرستاری می‌باشد که در آن دانشجو در تعامل با محیط، مفاهیم آموخته شده را در حیطه‌ی عمل به کار می‌گیرد. پرستاران در یادگیری بالینی دانشجویان پرستاری تأثیر گذارند. از آنجا که دانشجویان پرستاری زمان زیادی از یادگیری خود را در بالین می‌گذرانند، بنابراین بهترین افرادی هستند که می‌توان از نظرات آنان در رابطه با میزان نقش پرستاران در آموزش و یادگیری بالینی دانشجویان آگاه شد.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع مقطعی است. روش نمونه‌گیری غیرتصادفی بوده است. نمونه‌های پژوهش 104 نفر از دانشجویان ترم‌های چهارم و ششم پرستاری دانشکده‌های پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی گیلان بودند. اعتبار پرسشنامه به روش اعتبار محتوایی و اعتماد پرسشنامه با فرمول آلفا‌ی کرونباخ سنجیده شد (با اعتماد 89 درصد).

یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که در اکثریت دانشجویان اعتقاد به نقش ضروری همکاری کادر پرستاری در آموزش بالینی آنان با 5/63 درصد موافقت کامل و 6/35 درصد موافقت، فراهم آوردن شرایط محیطی لازم توسط کادر پرستاری جهت یادگیری بالینی آنان با 6/60 درصد موافقت کامل و 5/38 درصد موافقت، افزایش اعتماد به نفس در آنان با حمایت پرستاران با 75/0 درصد موافقت کامل و 2/21 درصد موافقت و افزایش کارآیی دانشجویان با حمایت کادر پرستاری از آنان در موقعیت‌های جدید با 3/67 درصد موافقت کامل و 8/28درصد موافقت همراه بود.

نتیجه‌گیری: براساس نتایج پژوهش می‌توان گفت که با توجه به نقش مهم پرستاران در آموزش و یادگیری بالینی دانشجویان پرستاری، مسوولین آموزشی باید این نقش را پر رنگ‌تر نموده تا علاوه بر ارتقا‌ی پیشرفت یادگیری دانشجویان، در آینده نیز شاهد مراقبت مطلوب از مددجویان توسط این گروه باشیم.


سیما کرمانشاهی، ربابه معماریان، اکرم السادات حسینی، سوزان زمزم، فریال نظاملی،
دوره 4، شماره 6 - ( 7-1390 )
چکیده

مقدمه برنامه ریزی در آموزش پرستاری باید همواره در جهت ایجاد تعادل بین نیازهای سیستم سلامتی و خط مشی های آموزشی و مالی جامعه باشد. فلسفه آموزش پرستاری که تامین کننده قسمتی از مراقبت سلامتی جامعه است ، باید همواره خود را با نیاز جامعه منطبق سازد. اعلام رسمی و مکتوب رسالت, فلسفه و ارزش ها میتواند راهنمای عملی در آموزش, تحقیق, و تصمیم گیری در مورد برنامه درسی و روش های اجرایی باشد. این مطالعه در صدد بررسی ونقد فلسفه, رسالت و اهداف آموزش پرستاری است. روش بررسی از طریق جستجوی کامپیوتری در اینترنت و با مروری بر برنامه درسی کارشناس ارشدپرستاری ایران وکانادا ومطالعه مقالات مرتبط فلسفه و اهداف سطوح مختلف آموزش پرستاری ارشددر ایران و کانادا کوشش شده تا با توجه به معیارهای نقدنظام آموزشی, ارزیابی ازبرنامه آموزش پرستاری ارشد انجام شد. یافته ها برنامه کارشناس ارشدپرستاری در ایران, عمدتا دربردارنده واحدهای درسی نظری و تعداد محدودی واحد عملی است که در هر گرایش به صورت دروس منفک و عدم ارتباط دروس با یکدیگر تنظیم شده است. برنامه آموزش پرستاری در کشور ما دارای فلسفه رسالت و اهداف مکتوب و مشخص شده ای نیستند ومتناسب با نیاز جامعه نیست وبراساس مروربرتحقیقات انجام شده فاقد کیفیت لازم است وبرنامه کارشناس ارشدپرستاری درکانادا براساس فلسفه کمک به خانواده وبیماران برای حفظ سلامتی است. نتیجه گیری برنامه ها ازنظرتنظیم فلسفه, اهداف و رسالت آموزش پرستاری در سطح تکمیلی بایداصلاح شوند. بطوری که وظایف طراحی شده برای برنامه پرستاری بایدمرتبط با رشته بوده وواقع گرایانه باشدوبا فلسفه رسالت و دورنما رشته نیزهماهنگ.درعین حال به تغییرات رخ داده در کشور و جمعیت دانشجویان توجه بشود. کلمات کلیدی:برنامه آموزش پرستاری ،برنامه درسی کارشناس ارشدپرستاری،ایران ،کانادا
خانم زهرا تقربی، دکتر اسماعیل فخاریان، خانم فخرالسادات میرحسینی، دکتر سیداصغر رسولی نژاد، آقای حسین اکبری، آقای حسین عاملی،
دوره 4، شماره 6 - ( 7-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی عوامل موثر بر وضعیت تحصیلی از اهمیت ویژه برخوردار است. با توجه به تناقضات موجود در ارتباط با عوامل تاثیرگذار، مطالعه ای با هدف شناسایی عوامل پیش بینی کننده وضعیت تحصیلی بر روی کلیه دانش آموختگان رشته اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی کلیه دانش آموختگان رشته اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی کاشان از سال 1371 تا انتهای 1382 (230 نفر) به صورت سرشماری انتخاب شدند. پرسشنامه ای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک، معیارهای پذیرش، پیشینه و وضعیت تحصیلی دانش آموخته مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از آنالیز رگرسیون لجستیک تک متغیره و چند متغیره تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: آنالیز تک متغیره نشان داد استفاده از سهمیه های خاص(88/3 OR= ،044/0 p=) و معدل دیپلم پایین بر عملکرد تحصیلی تاثیر منفی دارند. رگرسیون لجستیک چندمتغیره نیز معدل دیپلم را به عنوان قویترین عامل پیش بینی کننده عملکرد تحصیلی معرفی نمود؛ این آنالیز نشان داد به ازاء افزایش هر نمره در معدل دیپلم احتمال موفقیت در تحصیل 5/24% افزایش می یابد. نتیجه گیری: با توجه به تاثیر معدل دیپلم بر عملکرد تحصیلی، لحاظ نمودن اهمیت معدل دیپلم در پذیرش دانشجو و تجدیدنظر در آرایش ترمی دروس دانشجویانی که معدل دیپلم مطلوبی ندارند؛ پیشنهاد میشود.
سعید مظلومی محمود آباد، پوریا حسینی، معصومه عباسی شوازی، مهدی میرزایی علویجه، فرشته رضایی،
دوره 6، شماره 10 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: توجه به امر تحقیق و پژوهش از مهم‌ترین عوامل رشد و شکوفایی در هر کشوری است. این پژوهش با هدف تعیین دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یزد در خصوص موانع انجام فعالیت‌های پژوهشی انجام شد. روش بررسی: پژوهش توصیفی حاضر با 384 نفر نمونه به روش تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب گردید، به صورت مقطعی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه‌ی 56 سوالی محقق ساخته دارای روایی و پایایی معتبر در 4 قسمت: 22 سوال دموگرافیک و زمینه‌ای، 15 گویه موانع شخصی انجام پژوهش (73/0α=) با محدوده امتیاز 15 تا 75 و 19 گویه موانع سازمانی (77/0α=) با محدوده‌ی امتیاز19 تا 95 بود که به صورت خودگزارش‌دهی تکمیل گردید. داده‌های با کمک آمار توصیفی و تحلیلی نظیر ضریب همبستگی پیرسون، ANOVA، T-test و رگرسیون خطی در سطح معناداری 05/0 مورد آزمون قرار گرفتند. یافته‌ها: میانگین سن دانشجویان 78/2±79/21 سال، 4/67 درصد زن و 6/32 درصد مرد بودند. میانگین نمره‌ی موانع شخصی 58/8±96/50 (94/67 درصد از نمره‌ی کامل) و موانع سازمانی 20/11±18/65 (61/68% از نمره کامل) بود. موانع شخصی زنان بیشتر از مردان بود (022/0P=). موانع شخصی دانشجویان شرکت کننده در کارگاه‌های روش تحقیق بالاتر بود (033/0P=). از موانع شخصی، عدم آشنایی کافی با اصول و روش‌های آماری و در موانع سازمانی، عدم ایجاد انگیزه‌ی کافی در پژوهشگران از طرف مسوولین بیشترین امتیاز را کسب کردند. نتیجه گیری: با توجه به علاقه مندی بالای موجود در بین دانشجویان نسبت به انجام فعالیت‌های پژوهشی و پتانسیل بالای آن‌ها، توجه به الویت‌های موانع شخصی و سازمانی متذکر در این پژوهش،مورد تاکید و توجه معاونت پژوهشی و آموزشی دانشگاه قرار گیرد.
مهدی رضائی، حمیدرضا خانکه، مهدی رصافیانی، محمدعلی حسینی،
دوره 7، شماره 13 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش بالینی یک از اجزای مهم و اساسی از برنامه آموزشی کاردرمانی است. با توجه به اهمیت نحوه‌ی شروع و برگزاری اولین کلینیک آموزشی، این مطالعه در پی بررسی تجربیات دانشجویان کاردرمانی در اولین کارآموزی بالینی است. روش بررسی: با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف، 8 دانشجوی کاردرمانی دانشگاه‌های علوم بهزیستی و علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی که اولین ترم آموزش بالینی را سپری کرده بودند، انتخاب و از آن‌ها مصاحبه‌ی نیمه ساختار یافته به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آنالیز محتوای گرنهایم استفاده شد. یافته‌ها: از مجموع هشت مصاحبه 254 کد اولیه به دست آمد. این کدها در طی فرآیند تجزیه و تحلیل به سه مفهوم اصلی شامل: مربی و آموزش بالینی، برنامه‌ی آموزشی و محیط آموزشی تقسیم و مفاهیم فرعی شامل اهمیت جلسات ابتدایی، تجربه ارتباط با مربی، نیاز به نظارت و فیدبک صحیح، نحوه‌ی تشکیل پرونده و گزارش نویسی، لکچر به‌عنوان استراتژی آموزشی، تنوع در ارزیابی عملکرد دانشجو، شکاف بین آموزش نظری و آموزش بالینی، مشاهده بالینی واحدی کم اثر، نقش برنامه ریزی، پرسنل بعنوان عوامل تاثیر گذار و ویژگی‌های مرکز و ساختار فیزیکی دسته بندی شدند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که دانشجویان کاردرمانی تجربه خوشایندی از اولین حضور خود در آموزش بالینی نداشته و با مشکلاتی روبرو بودند. لذا ضروری به‌نظر می‌رسد مسوولین در برنامه‌ریزی‌های آموزشی برای رفع این مشکلات به منظور تحقق بیشتر اهداف آموزش بالینی کاردرمانی تلاش بیشتری به کار بندند.
محمدرضا منصوریان، مرضیه حسینی، شهلا خسروان، علی عالمی،
دوره 7، شماره 13 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی دقیق و عینی صلاحیت بالینی و حرفه ای، یکی از مهم ترین ابعاد آموزش بالینی دانشجویان گروه پزشکی است. آزمون عینی ساختار یافته مهارت‌های عملی، طیف وسیعی از مهارت‌های فنی و اساسی را در موقعیت های تجربی ارزیابی می کند. این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر به به‌کارگیری آزمون عینی ساختار یافته مهارتهای عملیOSATS)Objective Structured Assessment of Technical Skills])[ و روش ارزیابی سنتی بر میزان رضایت دانشجویان و ارزیابان در دانشگاه علوم پزشکی گناباد انجام شد. روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه‌ی مداخله ای است. واحدهای مورد پژوهش 45 دانشجوی پرستاری و فوریت های پزشکی بودند که واحد اصول و فنون عملی را اخذ کرده و غیبت بیش از حد مجاز نداشتند و هر دو روش ارزشیابی عملی با ساختار عینی و سنتی در ارزیابی آن ها مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات از طریق پرسشنامه پژوهشگر ساخته و چک لیست جمع آوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه توسط 10 تن از اساتید مجرب مورد ارزیابی قرار گرفت و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 80 درصدتایید شد. داده‌ها با استفاده از آزمون های تی زوج و مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: یافته ها نشان داد میانگین نمره‌ی رضایت‌مندی دانشجویان از روش OSATS (3/74) بیشتر از روش سنتی(7/49) است و این تفاوت از نظر آماری معنا دار بود(0001/0.(P<هم‌چنین میزان رضایتمندی ارزیابان نیز از روش OSATS (3/76)بیشتر از روش سنتی(5/35)بود( 0001/0. (P<. 3/93 درصد دانشجویان موافق ادامه ارزشیابی به روش OSATSدر ترم های آینده هستند. نتیجه‌گیری: ارزشیابی ساختارمند عینی مهارت‌های عملی بیش از روش سنتی سبب رضایت دانشجویان می‌شود. مدرسین نیز نسبت به این نوع ارزشیابی دیدگاه مثبتی دارند.
عارفه شاهی، مهران شاهی، مریم آویژگان، فرحناز کمالی، سید سعید حسینی تشنیزی، بهجت ناصریان، اصغر رزم آرا،
دوره 7، شماره 16 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: نیازسنجی آموزشی اعضای هیات علمی با شناسایی و اولویت بندی نیازهای آموزشی ایشان، می تواند به سازماندهی بهتر امکانات و منابع موجود در دانشگاه و تامین اهداف عالی آن دانشگاه کمک نماید. این پژوهش با هدف معرفی و اولویت‏بندی نیازهای آموزشی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان بر اساس شرح وظایف و با نظرسنجی از خود ایشان انجام شد. روش ها: این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1390 به منظور نیازسنجی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان با حجم نمونه‏ی 60 نفر انجام شد. ابزار استفاده شده، پرسشنامه‌ی محقق ساخته ای بود که بر اساس دستورالعمل وزارتی شرح وظایف اساتید و نظرسنجی و مرور متون تهیه و تدوین گردید و دارای 6 حیطه و 59 موضوع یا زیرحیطه بود. مقیاس استفاده شده در آن برای هر زیرحیطه، مقیاس 6 درجه ای لیکرت بود که شامل موارد "بدون نیاز" تا "نیاز بسیار زیاد" می شد و در تجزیه و تحلیل از یک تا 6 را به خود اختصاص می داد. روایی پرسشنامه با نظر متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ 85/0 تامین شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS16 تجزیه و تحلیل شد. نتایج: میانگین و انحراف معیار نمرات کسب شده در حیطه‌های مختلف به ترتیب اولویت نمره شامل فعالیت اجرایی و مدیریتی (24/0±62/4)، پژوهش (55/0±61/4)، آموزش (75/0±60/4)، توسعه فردی (67/1±34/4)، فعالیت‌های تخصصی خارج از دانشگاه (13/0±33/4) و خدمات درمانی و ارتقای سلامت (9/0±79/3) بود. در بین زیرحیطه ها، مقاله نویسی به زبان انگلیسی با فراوانی 44 ( 3/73درصد) بالاترین فراوانی و نحوه انجام مکاتبات علمی داخلی وخارجی با فراوانی 43 (6/71 درصد) در مرتبه دوم قرار داشتند. نحوه پرورش تفکر انتقادی و قدرت استدلال، نحوه تهیه "راهنمای مطالعهStudy guide" ، نحوه آموزش و ارزشیابی اخلاق حرفه ای و همچنین مهارت تحلیل آماری داده ها، مشترکا" با فراوانی 42(70 درصد) در مرتبه سوم را به خود اختصاص دادند. بحث و نتیجه گیری: اعضای هیات علمی به آموزش در زمینه ی حیطه های مختلف وظایف خود نیاز دارند. ولیکن با توجه به نتایج این پژوهش لازمست اولویت بندی استخراج شده، مد نظر مسوولان توسعه ی کارایی اعضای هیات علمی دانشگاه قرار گیرد. کلید واژه: دانشگاه علوم پزشکی، عضو هیات علمی، نیازسنجی.
محمد علی حسینی، نادیا منتظر صومعه سرایی، شهرام یزدانی، محمد رضا نخستین،
دوره 8، شماره 17 - ( 1-1394 )
چکیده

مقدمه: یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده، امروزه بعنوان یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در موفقیت سازمانی محسوب می شود. این پژوهش با هدف تعیین قابلیت یادگیری سازمانی، موانع و تسهیل کننده های آن در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در سال 92-1391 انجام شده است روش مطالعه: در این مطالعه توصیفـی- مقطعی120 نفر از کارکنان و مدیران دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به روش تمام شماری انتخاب شده اند. ابزار مطالعه پرسشنامه قابلیت یادگیری سازمانی بوده که روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با روش لاوشه و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (86%) مورد تأیید قرار گرفتند. یافته ها: وضعیت یادگیری سازمانی در این دانشگاه بالاتر از سطح متوسط بدست آمد. (1125/120). همچنین مهمترین موانع با میانگین 95/3 مربوط به"عادت و تمایل به انجام کارها به روشهای قدیمی وکمبود حمایت مدیران ارشد" و مهمترین عامل تسهیل کننده با میانگین 24/4 مربوط به"ضروری دانستن بکارگیری آموخته ها در عمل"بوده است. نتایج تفاوت معناداری بین متغیر های جنس، سن، سطح تحصیلات، پست سازمانی، سابقه کاری و نوع استخدام با قابلیت یادگیری سازمانی نشان نداد. بحث و نتیجه گیری: نتایج بیانگر بالاتر از سطح متوسط بودن قابلیت یادگیری در آن بود. لیکن تا رسیدن به سطح مطلوب نیاز به تلاش بیشتری می باشد. توصیه می شود به منظور ارتقاء بهره وری سازمانی، تدابیر لازم جهت حذف یا کاهش موانع و همچنین تقویت تسهیل کننده های یادگیری سازمانی در دانشگاه اندیشیده شود.


سید محسن حسینی نژاد، اکرم ثناگو، سهیلا کلانتری، لیلا جویباری، سمیرا سعیدی،
دوره 9، شماره 22 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: اخلاق تحصیلی به ارزش هایی نظیر صداقت، تکیه بر تلاش شخصی، عدم سو استفاده از زحمات دیگران، رفتار نوعدوستانه و رعایت شان و احترام دیگران اشاره دارد. دانشجویان به اشکال مختلف با موقعیت ها و تقاضاهایی در محیط دانشگاه مواجه هستند که در آن شرایط رفتارهای مختلف اخلاقی و غیر اخلاقی از خود نشان می دهند. این مطالعه با هدف تبیین دیدگاه و تجربیات دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گلستان در سال 1392 از اخلاق تحصیلی در محیط آموزشی انجام شده است. روش: در این پژوهش کیفی 12 دانشجوی پزشکی با استفاده از نمونه گیری مبتنی بر هدف و حداکثر تنوع وارد مطالعه شدند. ابزار گرداوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختار بوده است. حداقل یک سوال باز شامل "وقتی می گویم اخلاق در محیط آموزش چه چیزی به ذهن شما می آید" در تمامی مصاحبه ها تکرار شد. نمونه گیری تا رسیدن به اشباع (تکرار پذیری) داده ها ادامه یافت. مصاحبه ها ضبط، دست نویس و مطابق روش "تحلیل محتوای مرسوم" تحلیل شدند. یافته ها: "احترام به شان استاد"، "حفظ شان کلاس"، "احترام و حفظ شان همکلاسی"، ، "در پی کسب علم و دانش بودن" از مضامین اصلی مطالعه بود. بحث: دانشجویان دانشگاه و محیط اموزشی را مکانی مقدسی و رعایت اخلاق را از واجبات آن می دانستند. بروز رفتارهای ناهنجار نه تنها باعث از بین رفتن شان دانشجو می شده است بلکه می توانست جو اموزشی را دچار تشنج نماید و باعث برداشت متفاوتی از محیط آموزشی شود.


کبری علیگلبندی، پژمان محمدعلیزاده، فتانه عموئی، نسیم قهرانی، علی اصغر نادی قرا، عارف حسینیان،
دوره 10، شماره 27 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: شایستگی و کیفیت تدریس اساتید نقشی اساسی در کیفیت یادگیری فعال دانشجویان ایفا می­کند. این پژوهش با هدف قابلیت پیش­بینی ­کنندگی مولفه­ های شایستگی و کیفیت تدریس اساتید نسبت به یادگیری فعال دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام پذیرفت.
روش بررسی: در این مطالعه­ 359 نفر از دانشجویان این دانشگاه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ­ای انتخاب و جهت تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد. برای تعیین روایی 3 پرسشنامه­ ی حاضر از روایی صوری و محتوایی و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ بررسی و  مقدار   53/0 برای پرسشنامه شایستگی اساتید، مقدار  894/0 برای پرسشنامه کیفیت تدریس اساتید و مقدار  938/0 برای یادگیری فعال دانشجویان محاسبه گردید. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون­ های پارامتریک استفاده شد.
یافته ها: یافته ­ها نشان داد که مقدار متغیرهای شایستگی اساتید، کیفیت تدریس اساتید و یادگیری فعال دانشجویان با سطح معناداری برابر با 001/0 بیشتر از متوسط در بین دانشکده های تابعه بود. بین متغیرکیفیت تدریس و یادگیری فعال، با سطح معناداری 001/0 و ضریب همبستگی 61/0 و بین متغیرهای شایستگی اساتید و یادگیری فعال با سطح معناداری 001/0 و ضریب همبستگی 65/0 رابطه معناداری وجود داشت. یافته ها نشان دهنده­ ی وجود همبستگی خطی بین متغیر های شایستگی و کیفیت تدریس نسبت به یادگیری فعال با مقدار آماره­ی F برابر با 958/126 و سطح معناداری برابر با 0001/0بود.
نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه به نظر می رسد بین کیفیت تدریس و شایستگی اساتید رابطه­ ی معناداری وجود داشته و کیفیت تدریس و شایستگی اساتید می تواند یادگیری فعال دانشجویان را پیش بینی نماید.
 
فخرالسادات میرحسینی، هومان منوچهری، سولماز موسوی، فاطمه حسن شیری، شعله بیگدلی، زهرا رحیمی مقدم، میمنت حسینی،
دوره 10، شماره 27 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: از وظایف برنامه‌ریزان آموزش دنبال کردن برنامه‌های پویا با هدف ارتقای مستمر و ایجاد فرصت یادگیری بهینه برای یادگیرندگان است. از چالش‌های مهم آموزش بالینی، تمایل مدرسین به استفاده  از روش های آموزشی سنتی و دشواری ارزیابی و نظارت بر فعالیت های دانشجو در کارآموزی است. این مطالعه با هدف تلفیق روش‌های ارزیابی مبتنی بر عملکرد، لاگ‌بوک داپز (مشاهده مستقیم مهارت انجام رویههای بالینی) در ارایه و ارزشیابی کارآموزی عرصه دانشجویان کارشناسی هوشبری انجام شد.
روش‌ بررسی: این مطالعه دانش‌پژوهی با سنجش از طریق ارزشیابی و فقط پس آزمون، از تابستان سال1390 برای اولین بار در کشور انجام شد و طی مراحل نیازسنجی، طراحی، اجرا و ارزشیابی کارآموزی به روش تلفیقی با مشارکت  17 دانشجوی دوره­ ی اول کارشناسی هوشبری دانشکده­ ی پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کاشان صورت گرفت. داده‌های حاصل از اجرا و ارزشیابی کارآموزی با روش‌های آمار توصیفی در نرم‌افزار SPSS 16 تحلیل شد.
یافته‌ها: مشارکت‌کنندگان، میزان تاثیر روش تلفیقی را در حیطه‌های مختلف یادگیری، تعامل با گروه‌های مختلف درمانی و ارزیابی کلی آموزش، به‌ترتیب 6/70 ، 5/76 و 100% متوسط به بالا اعلام نمودند، دستیابی به اهداف کلی آموزشی دوره در همه‌ی موارد، خوب و بسیار خوب نشان داده شد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از اجرای کارآموزی نشان داد شیوه تلفیقی از دیدگاه ذینفعان، در هدایت فعالیت‌های دانشجویان در طول دوره و تعامل آنان با دیگر گروه‌ها، موفق عمل کرده است. به ‌عبارتی، استفاده از این الگو می‌تواند در ارتقای عملکرد تیمی در آموزش، افزایش کسب مهارت‌های بالینی و یادگیری عمیق‌تر کمک موثری نماید.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb