جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای رحیمی

آقای حمید رحیمی، آقای علی سیادت، آقای رضا هویدا، آقای حسنعلی نصرآبادی، آقای آرش شاهین،
دوره 4، شماره 6 - ( 7-1390 )
چکیده

چکیده هدف: هدف تحقیق تحلیل عارضه‌ های سازمانی دانشگاه‌ علوم پزشکی اصفهان در مقایسه با سایر دانشگاه های دولتی اصفهان بر اساس الگوی شش جعبه و ارتباط آن با سلامت سازمانی بود. سوالات تحقیق با توجه به تحلیل عارضه‌ های سازمانی دانشگاه های دولتی شهر اصفهان بر اساس مدل شش جعبه و ارتباط آن با سلامت سازمانی بر حسب متغیرهای جمعیت شناختی طرح گردید. روش: روش تحقیق از نوع توصیفی – همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه‌های دولتی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1390-1389 بالغ بر1544 نفر بوده که از میان آنها 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته عارضه‌ های سازمانی در قالب 77 سوال و پرسشنامه محقق ساخته سلامت سازمانی در قالب 26 سوال بود که پایایی پرسشنامه ها از طریق ضریب آلفای کرانباخ 94/0 و 96/0 برآورد گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها در سطح آمار استنباطی(آزمون همبستگی، رگرسیون، تحلیل واریانس چندگانه و غیره) صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد رابطه مثبت و معناداری بین هر یک از مولفه های عارضه یابی با سلامت سازمان وجود دارد. تفاوت معناداری بین میانگین دیدگاه اعضای هیأت علمی در مورد عارضه یابی بر حسب جنسیت و مرتبه علمی نشان نمی دهداما این تفاوت دیدگاهها بر حسب رشته تحصیلی، وضعیت استخدامی و سنوات خدمت و دانشگاه محل خدمت معنادار است. همچنین تفاوت معناداری بین میانگین سلامت سازمانی اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی اصفهان بر حسب جنسیت، رشته تحصیلی،دانشگاه محل خدمت و وضعیت استخدامی نشان نمی دهد؛اما این تفاوت دیدگاهها بر حسب مرتبه علمی و سابقه خدمت معنادار است.
سعید رجایی پور، حمید رحیمی، راضیه آقابابایی،
دوره 4، شماره 7 - ( 11-1390 )
چکیده

زمینه و هدف : هدف اصلی این پژوهش تحلیل استراتژی های خود رهبری و ارتباط آن با توانمندسازی روانشناختی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا ، توصیفی همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش کلیه ی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی90-1389بالغ بر643 نفر بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم 106 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش بررسی: ابزار جمع آوری داده‌ها دو پرسشنامه ی استاندارد خود رهبری با 31 سوال و ضریب پایایی 81 درصد وپرسشنامه ی محقق ساخته ی توانمندسازی روانشناختی با 20 سوال و ضریب پایایی89 درصد بود. تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون، ضریب رگرسیون، تحلیل واریانس چندگانه) صورت گرفت. نتیجه گیری: یافته های یژوهش نشان داد که بین استراتژی های خود رهبری و توانمندسازی روانشناختی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان رابطه ی مثبت وجود دارد و نیز از بین استراتژی های خودرهبری، استراتژی های رفتارمحور دارای اهمیت بیشتری در پیش بینی توانمندسازی روانشناختی اعضای هیات علمی است.
حمید رحیمی، علی یزدخواستی، راضیه آقابابایی،
دوره 5، شماره 9 - ( 10-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف پژوهش تحلیل کاربست سبک های مذاکره‌ در راهبردهای مدیریت تعارض مدیران دانشگاه علوم پزشکی کاشان بود. سووالات پژوهش براساس چهار سبک مذاکره (واقع گرایی، تحلیلی، هنجاری، شهودی) و سه استراتژی مدیریت تعارض (راه حل گرایی، عدم مقابله و کنترل) طراحی شد. روش بررسی: نوع پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی مدیران دانشگاه علوم پزشکی کاشان به تعداد 95 نفر بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 84 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه ی مهارت های مذاکره با 50گویه و پرسشنامه ی مدیریت تعارض با 44 گویه استفاده گردید که ضریب پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 90/0 و 88/0 به دست آمد. یافته‌ها:یافته ها نشان می دهد میانگین هر یک از مولفه های سبک مذاکره و راهبردهای مدیریت تعارض بالاتر از حد متوسط است. همچنین بین سبک های مذاکره و راهبردهای مدیریت تعارض رابطه وجود دارد. نتیجه‌گیری:بیشترین کاربست سبک های مذاکره توسط مدیران مربوط به سبک واقع گرایی و کمترین مربوط به سبک مذاکره تحلیلی و بیشترین استفاده از استراتژی های مدیریت تعارض مربوط به استراتژی راه حل گرایی و کمترین استفاده مربوط به استراتژی کنترل بوده است.
محمد امینی، حمید رحیمی، زهره صمدیان،
دوره 6، شماره 10 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این پژوهش تحلیل و ارزیابی موانع اثربخشی دروس معارف اسلامی در دانشگاه علوم پزشکی کاشان بود. روش بررسی: جامعه‌ی آماری این تحقیق شامل کلیه‌ی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان به تعداد 2457نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم، تعداد 106 دانشجو به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته در قالب 61 سوال بود که ضریب پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 83/0برآورد شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری استباطی (آزمونT، تحلیل واریانس و ...) استفاده گردید. یافته‌ها: یافته ها نشان داد که وضعیت کلی اجرای برنامه های درسی معارف اسلامی در دانشگاه ها نسبتاً درحد مطلوب بود؛ ولی در عین حال مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی مانع اثربخشی و تأثیرگذاری لازم روی دانشجویان می‌گردید. نتیجه گیری: در بین عوامل درونی مولفه‌ی ارزشیابی و در میان عوامل بیرونی عامل اجتماع و شرایط محیطی از نظر دانشجویان عمده ترین موانع اثربخشی دروس معارف اسلامی می باشد
زهرا تقوائی یزدلی، علی یزدخواستی، حمید رحیمی،
دوره 6، شماره 12 - ( 9-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: مجموعه تجاربی که فراگیران در نظام آموزشی کسب می­کنند، محدود به برنامه­ی درسی آشکار نیست و عوامل دیگری در قالب برنامه­ی درسی پنهان، در شکل گیری یادگیری­های دانشجویان نقش قابل توجهی دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی مؤلفه­های برنامه­ی درسی پنهان دانشگاه علوم پزشکی کاشان از دیدگاه دانشجویان بود.

  روش بررسی: روش انجام پژوهش، از نوع توصیفی پیمایشی و جامعه­ی آماری شامل دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان در سال تحصیلی 92-1391 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه­ای متناسب با حجم تعداد 111 نفر از دانشجویان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه برنامه­ی درسی پنهان با 36 گویه بود که ضریب پایایی آن با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ 86/0 به­دست آمد. روایی پرسشنامه به صورت محتوایی مورد تایید کارشناسان قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی (فراوانی، درصد و میانگین) و استنباطی (آزمون t و تحلیل واریانس چندگانه) انجام گردید.

  یافته­ها: یافته ها نشان داد میانگین جایگاه برنامه درسی پنهان به میزان 26/3 بالاتر از حد متوسط است. همچنین بین دیدگاه دانشجویان در مورد جایگاه برنامه­ی درسی پنهان تفاوت معناداری وجود نداشت.

  نتیجه­گیری : تغییر و بهبود عناصر برنامه­ی درسی پنهان در راستای رشد مهارت­های دانشجویان و خنثی سازی مشکلاتی که در این مسیر می­تواند ایجاد کند، ضروری است.


سجاد رحیمی، زهرا مقدم، محمد حسین باقیانی مقدم، عاطفه زاهدی، سپیده مهدوی،
دوره 8، شماره 17 - ( 1-1394 )
چکیده

مقدمه: قبولی بدون وقفه یا با وقفه دانشجو از مقطع کارشناسی به مقطع کارشناسی ارشد تحت تأثیر عوامل متعددی می باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل موثر بر قبولی باوقفه و بدون وقفه دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی یزد در آزمون کارشناسی ارشد انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی بوده که به روش مقطعی طی سال1392 بر روی کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی یزد انجام شد.دانشجویانی که با استفاده از سهمیه استعداد درخشان وارد دوره کارشناسی ارشد شده بودند از مطالعه خارج شدند. داده ها، با استفاده از نرم افزار آماری 19SPSS بوسیله آزمونهای آماری کای دو، تی مستقل و آنالیز واریانس در سطح معنی داری05/0=α مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: 49 نفر(8/35%)از دانشجویان بدون وقفه و 88 نفر(2/64%) از آنها با وقفه وارد دوره کارشناسی ارشد شده بودند. اختلاف معناداری بین طول دوره مطالعه ، میانگین مدت زمان مطالعه در طی 24 ساعت شبانه روز و میانگین معدل دوره کارشناسی در بین دو گروه وجود داشت.بین قبولی با وقفه و بدون وقفه دانشجویان در آزمون کارشناسی ارشد با وضعیت تأهل دانشجویان، دانشگاه مقطع کارشناسی، سطح تحصیلات پدر ، وضعیت اشتغال پدر و مادر، استفاده از جزوات کلاسی و اساتید، استفاده از کتب تستی و کمک درسی به همراه آزمون های آزمایشی، تلاش، اراده و برنامه ریزی صحیح فرد و انگیزه دانشجویان برای ورود به دوره کارشناسی ارشد تفاوت معناداری وجود داشت. (05/0>P).. نتیجه گیری: پیشینه تحصیلی قوی ، تلاش و برنامه ریزی صحیح، انگیزه بالا برای ادامه تحصیل و استفاده از کتابهای تستی و کمک درسی به همراه آزمون های آزمایشی و جزوات کلاسی اساتید منجر به افزایش شانس قبولی بدون وقفه دانشجویان در آزمون کارشناسی ارشد خواهد شد.

محمد امینی، حمید رحیمی، سارا مرادی،
دوره 9، شماره 22 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ﻳﻜﻲ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﻬﻢ ﺑﻘﺎی ﻫﺮ ﺳﺎزﻣﺎن ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ اﻓﺰاﻳﺶ ﺑﻬﺮه وری ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد، ﺑﺮﺧﻮرداری از اﻧﺴﺠﺎم در ارزش ﻫﺎ و ﺑﺎورﻫﺎ و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﻠﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ آن ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. لذا ﻫﺪف از ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺣﺎﺿﺮ، ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﺆﻟﻔﻪ ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ در داﻧﺸﮕﺎه ﻋﻠﻮم ﭘﺰﺷﻜﻲ اراک ﺑﻮد. روش: نوع تحقیق توصیفی پیمایشی بود. جامعه مورد نظر، کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اراک به تعداد 273 نفر بودند که با استفاده از فرمول کوکران 162 نفر به عنوان نمونه بدست آمد. ابزار پژوهش، پرسش نامه فرهنگ سازمانی در 42 گویه در قالب چهار مولفه (فرهنگ عقلانی، توسعه ای، اجماعی و سلسله مراتبی) با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه بصورت محتوایی توسط متخصصان تایید شد. پایایی پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ 84/0 برآورد گردید. تحلیل داده ها در سطح توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون t تک نمونه ای و تحلیل واریانس چندگانه) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد فرهنگ سازمانی دانشگاه علوم پزشکی اراک در بعد عقلانی دارای میانگین 57/0±4/3، توسعه ای 56/0±33/3 و اجماعی 62/0±27/3 بالاتر از حد متوسط و در سلسله مراتبی با میانگین 63/0±69/2 پایین تر از حد متوسط است. نتیجه گیری: اعضای هیات علمی، فرهنگ سازمانی دانشگاه علوم پزشکی اراک را بیشتر عقلانی، توسعه ای و اجماعی می دانند و معتقدند که فرهنگ دانشگاه، بر ﻧﻮآوری و ﺗﻮﺳﻌﻪ، رﻳﺴﻚ ﭘﺬﻳﺮی و ﺧﻼﻗﻴﺖ، رقابت، تحقق اهداف و اثربخشی تاکید بیشتری دارد و رﺳﻤﻴﺖ ﮔﺮاﻳﻲ، تمرکز، قوانین و مقررات رسمی و ثبات کمتر مورد تاکید است. کلید واژه: فرهنگ سازمانی، دانشگاه، اعضای هیات علمی


الهه رحیمی نیا، حوریه رحیمی نیا، غلامرضا شریفی راد،
دوره 9، شماره 24 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: شیوه ها و سبک های یادگیری که یکی از عوامل موثر در یادگیری است را می توان تغییرات نسبتا پایدار از نحوه دریافت و تعامل و سازش فرد با محیط یادگیری بیان کرد. از آنجایی که وظیفه یاددهی و بهبود وضعیت و شرایط موجود برای یادگیری دانشجویان،  یکی از فعالیت­های کلیه­ی مراکز آموزشی محسوب می­گردد، لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی مراحل و سبک­های یادگیری بر اساس نظریه­ی کلب در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم انجام گرفت.

روش بررسی: مطالعه­ی حاضر یک مطالعه توصیفی-مقطعی است که در سال 94 بر روی 279 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم که به روش نمونه گیری سهمیه­ای انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری داده­ها پرسشنـامه استاندارد شده سبـک­های یادگیری کلب ( (Kolb بود. داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: میانگین سنی دانشجویان 38/4 ± 23/22سال و میانگین معدل تحصیلی 65/1± 85/16بود. به طور کلی سبک یادگیری دانشجویان 9/38 درصد همگرا، 5/37 درصد جذب کننده، 2/13 درصد واگرا و 4/10 درصد انطباق یابنده بود. بین سبک­های یادگیری و جنسیت ارتباط معنی داری وجود داشت (p=0.01).

نتیجه گیری: با توجه به اینکه سبک ترجیحی اکثر دانشجویان همگرا و جذب کننده بود، لذا پیشنهاد می­شود که از روش­های آموزش بصری (مانند نقشه و دیاگرام)، خود آموزی، آموزش انفرادی و تاکید بر کاربردهای عملی مطالب در تدریس استفاده گردد.


حمید رحیمی،
دوره 10، شماره 26 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: هوش معنوی و سرمایه روان شناختی، رویکردی هستند که به فرد در جهت هماهنگی با محیط، سلامت، بهبود عملکرد و خلاقیت یاری می­رسانند. لذا هدف تحقیق حاضر تحلیل رابطه­ی بین هوش معنوی و سرمایه روان شناختی با عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان بود.
روش بررسی: نوع تحقیق توصیفی–همبستگی بود. جامعه­ی آماری شامل دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان بودند که تعداد 294 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه­ای به­عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه هوش معنوی در 40 گویه و پرسشنامه سرمایه روان شناختی در 24 گویه با مقیاس پنج درجه­ای لیکرت بود. روایی ابزارها، به­صورت محتوایی تایید شد. پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هوش معنوی 82/0 و سرمایه روان شناختی 91/0 برآورد گردید. تحلیل داده­ها در سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 انجام گرفت.
یافته­ها: یافته­ها نشان داد میانگین مولفه­های هوش معنوی (50/0±20/3) و سرمایه روان شناختی (41/0±51/3) بالاتر از حد متوسط بود. بین هوش معنوی و عملکرد تحصیلی (25/0=P-Value) و سرمایه روان شناختی و عملکرد تحصیلی (19/0=P-Value) رابطه مثبت و معنادار وجود داشت.
نتیجه گیری: طبق یافته­ها، هوش معنوی و سرمایه روان شناختی بالاتر با عملکرد تحصیلی بهتر، همراه بود. از طریق توجه به رشد ابعاد هوش‌ معنوی و سرمایه روان شناختی، می‌توان زمینه‌های بهبود عملکرد تحصیلی در دانشجویان را فراهم آورد.
فخرالسادات میرحسینی، هومان منوچهری، سولماز موسوی، فاطمه حسن شیری، شعله بیگدلی، زهرا رحیمی مقدم، میمنت حسینی،
دوره 10، شماره 27 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: از وظایف برنامه‌ریزان آموزش دنبال کردن برنامه‌های پویا با هدف ارتقای مستمر و ایجاد فرصت یادگیری بهینه برای یادگیرندگان است. از چالش‌های مهم آموزش بالینی، تمایل مدرسین به استفاده  از روش های آموزشی سنتی و دشواری ارزیابی و نظارت بر فعالیت های دانشجو در کارآموزی است. این مطالعه با هدف تلفیق روش‌های ارزیابی مبتنی بر عملکرد، لاگ‌بوک داپز (مشاهده مستقیم مهارت انجام رویههای بالینی) در ارایه و ارزشیابی کارآموزی عرصه دانشجویان کارشناسی هوشبری انجام شد.
روش‌ بررسی: این مطالعه دانش‌پژوهی با سنجش از طریق ارزشیابی و فقط پس آزمون، از تابستان سال1390 برای اولین بار در کشور انجام شد و طی مراحل نیازسنجی، طراحی، اجرا و ارزشیابی کارآموزی به روش تلفیقی با مشارکت  17 دانشجوی دوره­ ی اول کارشناسی هوشبری دانشکده­ ی پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کاشان صورت گرفت. داده‌های حاصل از اجرا و ارزشیابی کارآموزی با روش‌های آمار توصیفی در نرم‌افزار SPSS 16 تحلیل شد.
یافته‌ها: مشارکت‌کنندگان، میزان تاثیر روش تلفیقی را در حیطه‌های مختلف یادگیری، تعامل با گروه‌های مختلف درمانی و ارزیابی کلی آموزش، به‌ترتیب 6/70 ، 5/76 و 100% متوسط به بالا اعلام نمودند، دستیابی به اهداف کلی آموزشی دوره در همه‌ی موارد، خوب و بسیار خوب نشان داده شد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از اجرای کارآموزی نشان داد شیوه تلفیقی از دیدگاه ذینفعان، در هدایت فعالیت‌های دانشجویان در طول دوره و تعامل آنان با دیگر گروه‌ها، موفق عمل کرده است. به ‌عبارتی، استفاده از این الگو می‌تواند در ارتقای عملکرد تیمی در آموزش، افزایش کسب مهارت‌های بالینی و یادگیری عمیق‌تر کمک موثری نماید.
 
علی اکبر عجم، ام البنین همتی پور، حسین رحیمی،
دوره 11، شماره 30 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اینکه ادراک دانشجویان نسبت به مولفه‌های برنامه­ ی درسی و اشتیاق تحصیلی از متغیرهای مهم و تاثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان در نظام آموزش عالی است، هدف این پژوهش بررسی رابطه­ ی ادراک دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی نسبت به مولفه‌های برنامه­ ی درسی با اشتیاق تحصیلی آنان بود.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- همبستگی جامعه­ی آماری شامل تمام دانشجویان مشغول به تحصیل دانشکده ­های پرستاری، مامایی و بهداشت دانشگاه علوم پزشکی گناباد در سال 1395بود، حجم نمونه براساس نمونه­ گیری تصادفی نسبتی با استفاده از جدول Krejcie & Morgan، 230 نفر تعیین شد. به منظور جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه ادراک دانشجویان از مولفه‌های برنامه­ی درسی و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم افزار spss  نسخه 20 و آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و آزمون  Tمستقل استفاده شد.
یافته­ ها: بین کلیه­ ی مولفه‌های برنامه ­ی ‌درسی با اشتیاق تحصیلی رابطه ­ی مثبت و معنادار وجود داشت. می ­توان بر اساس مولفه‌های برنامه ­ی ‌درسی اشتیاق تحصیلی را پیش‌بینی کرد (0001/0=P ،81/29=f)، هم‌چنین بین اشتیاق تحصیلی دانشجویان رشته‌های مختلف علوم پزشکی تفاوت معناداری مشاهده نگردید. اشتیاق تحصیلی بین دختران و پسران تفاوت معناداری وجود داشت(021/0=P ،33/2=t).
نتیجه­ گیری: با توجه به اینکه بین همه مولفه‌های برنامه ­ی درسی با اشتیاق تحصیلی رابطه­ ی مثبت و معنادار وجود داشت، استفاده از روش­ های جذاب آموزشی، آموزش شیوه­ های مختلف ارزشیابی و طراحی محتوای کارآمد و به‌روز پیشنهاد می‌گردد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb