جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای سلطانی

علیرضا سلطانیان، سعید بشیریان، مجید براتی،
دوره 8، شماره 18 - ( 3-1394 )
چکیده

مقدمه: بکارگیری روشهای نوین فعال و مشارکتی در تدریس، بعنوان یکی از روش های آموزشی دانشجو محور موجب افزایش دانش دانشجویان می گردد. در این مطالعه، چند روش و شیوه آموزشی ترکیب شده و برای تدریس آمار بکار رفته است و بدنبال آن به مقایسه تاثیر روش ترکیبی با روش آموزش کلاسیک پرداختیم. روش کار: در مطالعه حاضر 20 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته های پرستاری با گرایش مراقبت های ویژه، بیوشیمی، بیوتکنولوژی و MPh گرایش مدیریت، را به دو گروه روش آموزشی کلاسیک (گروه کنترل) و ترکیبی (گروه تجربی) تقسیم و به مقایسه تاثیر دو روش پرداختیم. در این مطالعه تقسیم تصادفی بر مبنای رشته های تحصیلی صورت گرفت. نتایج: آزمون من-ویتنی یو نشان داد که متوسط نمره دانش آمار دانشجویان در ابتدای مطالعه (Pre-test) تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشته (p=0.32) در حالی که در انتهای مطالعه نمره دانش آمار دانشجویان در دو گروه تفاوت معنی داری با یکدیگر داشتند (p<0.001)، بطوریکه میانه نمره دانش آمار گروه مداخله 09/18 و میانه نمره دانش آمار دانشجویان شرکت کننده در گروه کنترل 33/13 بود. در این مطالعه نگرش داتشجویان نسبت به روش تدریس ترکیبی مثبت تر بود. نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که برای تدریس درس آمار روش ترکیبی نسبت به روش کلاسیک که یک روش استاد محور است در انتقال مفاهیم آمار و نگرش مثبت دانشجویان موثرتر می باشد. واژه های کلیدی: یادگیری، تکنولوژی، آمار، آموزش
پرویز ترک زبان، مهدی کدخدازاده، سپیده سیدزاده صابونچی، علی رضا سلطانیان،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف : در راستای ارایه­ی خدمات، ارزیابی میزان موفقیت و مفید بودن روند آموزش و تعیین فاکتورهای موثر از عوامل مهم در تامین و ارتقای سطح سلامت افراد جامعه می باشد . لذا این مطالعه با هدف بررسی میزان تحقق اهداف آموزشی یکی از بخش های آموزشی دانشکده دندانپزشکی در همدان در سال تحصیلی91-90 انجام شد .

روش بررسی : در مطالعه­ی حاضر 28 دانشجوی سال آخر دانشکده­ی دندانپزشکی همدان که واحد پریودنتولوژی 4 عملی را اخذ نموده بودند، شرکت داشتند و بر اساس چک لیست و پرسشنامه تعیین شده توسط گروه, مورد ارزیابی قرار گرفتند . در انتها داده ها جمع آوری شده و با بهره گیری از آزمون دقیق فیشر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .

یافته ها : مطالعه­ی حاضر نشان داد تحقق اهداف آموزشی در بخش پریودنتولوژی  6/3%در حد مطلوب و 7/60% در حد نسبتا مطلوب و7/35% در حد نا مطلوب بود.این میزان با متغیرهای جنسیت و سهمیه ورودی نیز ارتباط معنی داری نشان داد(05/0P<).

نتیجه گیری : نتایج حاصل از این پژوهش مشخص کردکه تحقق اهداف آموزشی بخش پریودنتولوژی به احتساب مجموع درجه مطلوب و  نسبتا مطلوب به میزان3/64 % در حد خوب  تحقق یافته است. برای ارتقای کیفیت آموزش  خصوصا در مقاطع  بالینی  و عملی شناسایی ضعف های آموزشی و فاکتورهای دخیل می تواند بسیار کمک کننده باشد.


نادر آقاخانی، امین سهیلی، سامره اقتدار، فاطمه سارا اپرناک، بهروز سلطانی، افسانه خداپرست، لعیا مسرورفر،
دوره 10، شماره 26 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: عدم کسب توانمندی، یکی از مشکلات دانش آموختگان رشته­ی پرستاری در حیطه­ی آموزش بالینی است و نظارت در آموزش بالینی از جمله راهکارهای محوری جهت ارتقاء مهارت‌های بالینی می­باشد. لذا مطالعه­ی حاضر با هدف تعیین تاثیر نظارت در آموزش بالینی بر یادگیری مهارت‌های بالینی دانشجویان پرستاری انجام گردید.
روش بررسی: مطالعه­ی حاضر از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون و پس‌ آزمون بود که در آن 32 نفر از دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی ارومیه در سال 1394 که شرایط ورود به مطالعه را داشتند به صورت تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل تخصیص شدند. دوره 6 هفته­ای کارآموزی برای گروه آزمون- بر اساس فرایند نظارت بالینی و برای گروه کنترل بر اساس روش مرسوم اجرا گردید. جهت جمع آوری داده­ها از چک لیست ارزیابی مهارت­های بالینی استفاده گردید.
یافته ها: گروه آزمون در مهارت‌های بالینی از قبیل تشخیص و کاربرد داروهای مورد استفاده، آموزش به بیمار و همراهان، رعایت نکات ایمنی در ایزولاسیون مستقیم و معکوس، رعایت اصول صحیح پانسمان و نمونه گیری، رگ گیری، مشارکت تیمی، پیشگیری از عفونت، رعایت نکات ایمنی و بکارگیری فرآیند پرستاری در مقایسه با گروه کنترل اختلاف معنی داری داشتند (001/0p<).
نتیجه گیری: میزان یادگیری و کسب مهارت‌های عملی در صورت اعمال نظارت در آموزش بالینی بیشتر از روش­های مرسوم کارآموزی است؛ لذا اجرای این روش به شکل گسترده­تر برای دانشجویان پرستاری در دیگر دوره­های کارآموزی نیز  توصیه می­گردد.


کامران سلطانی عربشاهی، زهره سهرابی، محمد حسن کشاورزی، قباد رمضانی،
دوره 12، شماره 33 - ( 3-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی رابطه ابعاد انگیزش خودتعیین گری با اشتیاق شغلی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
روش بررسی: روش انجام مطالعه توصیفی - همبستگی بود. جامعه‌­ی آماری مورد مطالعه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران  در چهار دانشکده ( بهداشت- پزشکی- پیراپزشکی و دانشکده‌­ی علوم رفتاری و سلامت روان) بودند. با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 100 نفر به‌­عنوان نمونه مطالعه انتخاب شدند. ابزار اصلی دو پرسشنامه اشتیاق شغلی(سالوناوا و شوفلی با پایایی 99/0) و انگیزش شغلی با 5 مقیاس(کوداس و همکاران با پایایی 91/0) بود. برای تحلیل داده‌­ها از نرم افزار (spss  نسخه 21) و آزمون­‌های نرمالیتی، همبستگی و رگرسیون چندگانه بهره گرفته شد.
یافته‌­ها: براساس یافته‌­های به دست آمده 44 درصد افراد مورد مطالعه مرد و 56 درصد دیگر زن بوده‌­اند. رابطه­‌ی مثبت و معناداری بین ( انگیزش درونی، خودپذیر و درون فکنی شده) و رابطه‌­ی منفی معنی داری بین (بی انگیزه گی درونی و بی انگیزگی بیرونی) با اشتیاق شغلی در اعضای هیات علمی مشاهده شد. نتایج نشان داد که 22 درصد از واریانس اشتیاق شغلی براساس ابعاد انگیزش خود تعیین گری شغلی قابل پیش بینی است و  17 درصد از واریانس انگیزش خود تعیین گری براساس ابعاد اشتیاق شغلی قابل پیش بینی است.
نتیجه گیری: می توان گفت که سطوح بالای انگیزش شغلی خودتعیین کننده به پیامدهای مثبتی مانند اشتیاق شغلی می انجامد.  با توجه به اینکه انگیزش شغلی براساس ابعاد اشتیاق شغلی قابل پیش بینی است، بنابراین لازم است تا برنامه ریزان و دست اندرکاران با تدابیر لازم در پی بالا نگهداشتن انگیزش شغلی اعضای هیات علمی باشند.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb