جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای علامی

مرجان نصیری اصل، عباس علامی،
دوره 4، شماره 6 - ( 7-1390 )
چکیده

مقدمه و هدف: ادغام به عنوان یک استراتژی آموزشی مهم به منظور اصلاح تکرارهای غیر ضروری مطالب در سیستم های آموزشی سنتی، پذیرفته شده است. ادغام دروس نظری از اهداف آموزشی دانشگاه علوم پزشکی قزوین می باشد. بنابراین فارماکولوژی برای دانشجویان مقطع فیزیوپاتولوژی به صورت مشترک با دروس گروه های داخلی و پاتولوژی ارائه گردید. هدف از این مطالعه، بررسی نظر دانشجویان در مورد کیفیت ارائه فارماکولوژی به شکل ادغام یافته با سایر دروس دوره فیزیوپاتولوژی می باشد. مواد و روش کار: این مطالعه مقطعی با نظرسنجی از 36 دانشجوی رشته پزشکی مقطع فیزیوپاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی قزوین در خصوص کیفیت ارائه درس فارماکولوژی در قالب طرح ادغام انجام پذیرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای حاوی 18 سوال درباره کیفیت دوره با استفاده از مقیاس‌ لیکرت بود. داده‌ها با روش های آماری توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: 5/69 درصد از دانشجویان بر این باور بودند که ارائه درس فارماکولوژی در قالب طرح ادغام مناسب بوده و 8/77 درصد از دانشجویان از گذراندن آن ابراز رضایت نموده اند. با این حال 9/38 درصد از دانشجویان به تکرار مطالب داروشناسی در دروس بالینی و 6/55 درصد به وجود تضادهایی میان ارائه روش درمان دارویی در درس فارماکولوژی با دروس درمان شناسی اشاره نموده اند. در مجموع 5/80 درصد از آنان با ادامه اجرای این طرح در دانشگاه موافق بودند. نتیجه گیری: نظر سنجی نشان می دهد که دانشجویان از ارائه درس فارماکولوژی به شکل ادغام یافته رضایت دارند، ولی به منظور پیشگیری از بروز ناهماهنگی میان دروس هم زمان ارائه شده در دوره فیزیوپاتولوژی می بایست تلاش هایی صورت گیرد.


عباس علامی، فاطمه صفاری،
دوره 7، شماره 13 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: منظور از برگزاری آزمون آسکی، ارزشیابی مهارت های دانشجویان در مقاطع بالینی است. در ایران استفاده از سناریوهای کتبی در ایستگاه های آزمون آسکی متداول است. هدف از این بررسی تعیین ضریب همبستگی نتایج آزمون آسکی با آزمون پیش کارورزی در صورت استفاده از این نوع طراحی ایستگاه بود. روش بررسی: این مطالعه مقطعی (Cross sectional)، بر روی نمرات آزمون آسکی 48 دانشجوی سال پنجم پزشکی دوره کارآموزی در سال 1391 صورت گرفت. همبستگی نمرات هر یک از ایستگاه ها و نمره‌ی کل آزمون آسکی با نمره‌ی آزمون پیش کارورزی به روش ضریب همبستگی R Pearson محاسبه شد. جهت تعیین همسانی درونی نمرات ایستگاه های آزمون، همبستگی نمره هر ایستگاه با نمره کل دانشجو در آزمون آسکی نیز محاسبه شد. یافته‌ها: در این پژوهش بین نمرات امتحان پیش کارورزی و نمرات آزمون آسکی ارتباط معنی داری یافت نشد. همبستگی منفی بین نمرات دو ایستگاه انجام پروسیجر بر روی مولاژ و آزمون پیش کارورزی وجود داشت. ضریب همبستگی نمرات آزمون پیش کارورزی با میانگین نمرات 3 ایستگاه عملی 07/0- با 65/0 P=و ضریب همبستگی آن با میانگین نمرات 6 ایستگاه مبتنی بر سناریو کتبی 32/0 با 02/0 P= محاسبه شد که مورد اخیر از نظر آماری معنی دار بود. در بررسی ثبات درونی آزمون، ایستگاه طب داخلی با 81/0 بالاترین و ایستگاه سنجش مهارت معاینه‌ی چشم با 17/0 از پایین ترین ضریب همبستگی برخوردار بودند. نتیجه‌گیری: پیشنهاد می شود از طراحی ایستگاه ها مبتنی بر سناریوهای کتبی خودداری شود. در غیر این صورت آزمون آسکی همان بخش هایی از صلاحیت های بالینی که در آزمون پیش کارورزی مورد ارزیابی قرار می گیرد را خواهد سنجید.
فریبا درخشان، عباس علامی، سلیمان احمدی،
دوره 8، شماره 20 - ( 10-1394 )
چکیده

سابقه و هدف: طراحی دقیق سؤالات آزمون ارتقا مبتنی با اصول استاندارد از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف از این مطالعه ارزیابی کیفی و کمی سوالات آزمون ارتقاء دستیاری سال های 91 و 92 دانشگاه علوم پزشکی قزوین و بررسی ارتباط بین سطوح تاکسونومی با شاخص های کمی سؤالات آزمون ارتقا دستیاری است. روش‌ - کار: کلیه سؤالات آزمون ارتقا دستیاری در 7 رشته تخصصی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال‌های 91 و 92 مورد مطالعه قرار گرفت. تاکسونومی سؤالات در سه سطح دانش، درک و کاربرد تعیین گردید. قدرت افتراق در چهار گروه خوب، متوسط، ضعیف و منفی بررسی شد. درجه دشواری در 5 سطح ساده، متوسط، دشوار، خیلی دشوار و فوق العاده دشوار تقسیم بندی گردید. اطلاعات وارد نرم‌افزار SPSS v.19 شد.جهت بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون کای زوجی و ANOVA استفاده شد. یافته ها: از مجموع 2100 سؤال، 38درصد تاکسونومی یادآوری، 1/24درصد در سطح درک و 9/37درصد در سطح کاربرد بود. قدرت افتراق 9/24 درصد سؤالات منفی، 1/34 درصد ضعیف، 5/22 درصد متوسط و 5/18درصد خوب بود. ازنظر درجه دشواری، ۱/۲۲درصد سؤالات ساده، ۶/۲۲درصد متوسط، ۵/۲۴درصد دشوار، ۵/۱۷درصد خیلی دشوار و ۲/۱۳درصد فوق‌العاده دشوار بود. ارتباط معناداری بین تاکسونومی و قدرت افتراق بدست آمد، سوالات با تاکسونومی یادآوری قدرت افتراق کمتر و در سوالات با تاکسونومی درک و کاربرد قدرت افتراق بالاتر بود(001/0>p). نتیجه گیری: افزایش سطح تاکسونومی سؤالات می‌تواند باعث بهبود قدرت افتراق سؤالات آزمون گردد. با توجه به این‌که سؤالات طراحی‌شده با تاکسونومی دو و سه کمتر از حد استاندارد بود(سطح استاندارد در آزمون‌های,post graduate 80 درصد می‌باشد) پیشنهاد می‌گردد اساتید در آزمون ارتقا، تعداد سوالات بیشتری با تاکسونومی بالاتر طرح نمایند.


سید هادی حکاک، عباس علامی، فریبا درخشان، مهناز عباسی،
دوره 10، شماره 25 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش مداوم طی سال‌های اخیر با چالش‌هایی مواجه بوده است. بیشتر مطالعات، اثربخشی برنامه‌های برگزارشده را متوسط ارزیابی نموده‌اند؛ بنابراین با توجه به اهمیت موضوع و پیشینه تحقیقات به آسیب‌شناسی آموزش مداوم کنونی به روش کیفی از دیدگاه پزشکان عمومی پرداخته شد.

روش بررسی: این پژوهش در سال 1394 با رویکرد کیفی، در میان جامعه­ی پژوهش پزشکان عمومی قزوین با نمونه‌گیری مبتنی بر هدف تا اشباع داده‌ها و روش جمع‌آوری اطلاعات  با بحث گروهی متمرکز انجام شد. تمامی گفتگوها ضبط شدند. تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها به روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شد.

یافته‌ها: 23 نفر در سه بحث گروهی متمرکز شرکت داشتند. تحلیل داده‌ها، منجر به استخراج 6 درون‌مایه، 22 طبقه، 51 زیر طبقه، و 67 راه‌حل پیشنهادی گردید. درون‌مایه شرکت‌کنندگان (2 طبقه)، مدرسین (3 طبقه)، سیاست‌گذاری (5 طبقه)، طراحی (4 طبقه)، موضوع (3 طبقه) و محتوا (2 طبقه) نمایان شدند. در طبقه شرکت‌کنندگان: مشکلات پایه‌ای یادگیری و انگیزه پایین پزشکان؛ در طبقه مدرسین: نداشتن بیان خوب، ناآشنایی با مشکلات پزشکان، فراموش‌شدن هدف؛ در سیاست‌گذاری: دخیل نبودن نظرات پزشکان، انگیزه پایین دانشگاه‌ها در برگزاری باکیفیت برنامه‌ها، زیرساخت نامناسب آموزش‌ها، زمان نامناسب برگزاری، جدایی دفتر آموزش مداوم از پزشکان، عدم توجه به نتایج ارزشیابی‌ها و عدم اطلاع مدرسین از نتایج آن‌ها؛ در طراحی: عدم استفاده از فناوری مناسب، هم‌سطح نبودن گروه هدف و کسل‌کننده بودن؛ در موضوع: متناسب نبودن موضوعات با نیازها، عدم تمرکز روی موضوع برنامه، متنوع نبودن موضوعات؛ در محتوا: عدم تعیین اولویت‌ها در تولید محتوا، کاربردی و به‌روز نبودن محتوای برنامه‌ها، بومی و ملموس نبودن محتوا و عدم هماهنگی بین مدرسین در ارایه محتوا بود.

نتیجه‌گیری: تمامی مراحل آموزش مداوم از نیازسنجی تا ارزشیابی برنامه‌ها  نیاز به بازنگری و مداخله دارد. توجه به افزایش توانمندی‌های مدرسین، تطابق اهداف آموزش با نیازهای پزشکان، بازنگری روش‌های آموزشی مورداستفاده، ارایه­ی بازخورد ساختارمند به برگزارکنندگان و مدرسین ضروری است. همچنین به‌کارگیری شاخص‌های واقعی‌تر جهت ارزشیابی برنامه‌ها همچون بهبود عملکرد بالینی پزشکان باید مدنظر قرار گیرد.


حبیب رهبان، عباس علامی، نوید محمدی،
دوره 10، شماره 26 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: بررسی متون از گنجاندن آموزش تعهدات حرفه‌ای در آموزش دوره پزشکی عمومی حمایت می‌کند. در این مطالعه ما نگرش دانشجویان نسبت به آموزش تعهدات حرفه‌ای در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1394را ارزیابی نمودیم.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی از تمام کارآموزان و کارورزان پزشکی دانشگاه دعوت شد. داده‌ها بر اساس پرسشنامه‌ای تغییر یافته بر اساس ملاحظات فرهنگی کشورمان جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل توسط نرم‌افزار SPSS انجام شد.

نتایج: در مجموع 131 کارآموز و کارورز پزشکی (6/62% مونث) با متوسط سن ۱٫۱۲ ± ۲۴٫۶ سال در مطالعه شرکت کردند. ۴۲% از شرکت‌کنندگان کارآموز و 57% کارورز بودند. بیشتر دانشجویان معتقد بودند که یادگیری اخلاق و تعهدات حرفه‌ای لازم است و باید آموزش داده شود. از نظر نیمی از فراگیران، اخلاق پزشکی باید به طور رسمی در برنامه درسی دانشکده آموزش داده شود در حالی که دیگران ترجیح می‌دادند به عنوان یک درس انتخابی در نظر گرفته شود. اکثریت شرکت‌کنندگان (۹۴٫۵٪) معتقد بودند برای یادگیری تعهدات حرفه‌ای به بیش از فقط یک درس نظری نیاز است. یک رویکرد طولی برای آموزش اخلاق پزشکی و تعهدات حرفه‌ای به جای یک رویکرد مقطعی (محدود به زمان مشخصی از دوره) مورد نظر بود. اختلاف معنی‌داری بین نگرش کارآموزان و کارورزان در مورد ضرورت یادگیری مادام العمر و داشتن دانش روز (۰٫۰۴۴P = )، همکاری بین‌رشته‌ای و کار گروهی  (۰٫۰۳۲p =) و اهمیت آموزش مداوم (۰٫۰۳P = ) وجود داشت. همچنین، فراوانی رفتارهای حرفه‌ای [به‌عنوان مثال، تعداد مقالات پژوهشی خوانده شده در هفته (۰٫۰۲۵P =) ، استفاده از نت‌های قبلی (۰٫۰۱۵=P ) و مشارکت در خدمات اجتماعی در چند سال گذشته (۰٫۰۴۷P =)] بر اساس سطح آموزش دارای تفاوت معنی‌دار آماری بود.

نتیجه گیری: دانشجویان پزشکی نگرش مثبتی نسبت به بیشتر اصول تعهد حرفه‌ای (همدلی، کار تیمی و یادگیری مادام العمر) دارند، اما آنها را در رفتار خود استفاده نمی‌کنند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb