جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای ناستی زایی

آرزو خواجه داد میر، ناصر ناستی زایی، عبدالوهاب پورقاز،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: اهمال‌کاری تحصیلی یکی از پدیده‌های شایع در بین دانشجویان است که می‌تواند تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله نحوه‌ی مدیریت کلاس قرار بگیرد. هدف مطالعه­ی حاضر بررسی رابطه‌ی مدیریت کلاس با اهمال‌کاری تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان بود.

روش بررسی: پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع رگرسیون است. جامعه­ی آماری آن شامل کلیه­ی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان در نیمه اول سال تحصیلی 95-1394 بود که به شیوه­ی نمونه‌گیری طبقه‌ای دردسترس تعداد 328 نفر از طریق دو پرسشنامه مدیریت کلاس محقق ساخته و اهمال‌کاری تحصیلی سواری مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه همزمان با کمک نرم افزارspss21  استفاده شد.

یافته‌ها: میانگین مدیریت کلاس (346/0± 35/3)، طراحی و سازماندهی (452/0± 49/3)، رهبری (422/0± 58/3)،  نظارت و کنترل (48/0± 42/3)، ارزشیابی (708/0± 92/2)، اهمال‌کاری تحصیلی (169/1± 05/2) بود. مقدار ضریب همبستگی مدیریت کلاس و مولفه‌های طراحی و سازماندهی، رهبری، نظارت و کنترل، ارزشیابی با اهمال‌کاری تحصیلی به ترتیب637/0-، 3/0-، 391/0-، 414/0-، 544/0- بود (01/0p<). بر اساس نتایج رگرسیون مولفه‌های مدیریت کلاس 5/41 درصد از اهمال‌کاری تحصیلی را تببین می‌کنند (01/0p<).

نتیجه‌گیری: اساتید دانشگاه با بهبود مهارت‌های طراحی و سازماندهی، رهبری، نظارت و کنترل و ارزشیابی می‌توانند کلاس درس خود را به طور موثر و کارآمدی مدیریت کنند که پیامد آن کاهش میزان اهمال‌کاری تحصیلی دانشجویان خواهد بود.


آرزو آزادمهر، ناصر ناستی زایی،
دوره 9، شماره 24 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سکوت سازمانی، حضور منفعلانه اعضای هیات ‌علمی و عدم گرایش آن‌ها به دخالت در امور سازمان، از پدیده‌های شایع در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی است که به نظر می‌رسد می‌تواند تحت تاثیر عواملی از جمله جو اخلاقی قرار بگیرد. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه­ی جو اخلاقی با سکوت سازمانی اعضای هیات علمی می‌باشد.

روش بررسی: روش پژوهش توصیفی - همبستگی بوده و روش جمع آوری داده‌ها شامل بررسی پیمایشی می‌باشد. جامعه­ی آماری شامل تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقه‌ای تعداد 183  نفر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور بررسی متغیرهای پژوهش از پرسشنامه‌های استاندارد جو اخلاقی و سکوت سازمانی استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه همزمان با کمک نرم افزارspss21  استفاده شد.

یافته‌ها: میانگین جو نوع‌دوستانه (71/0±99/3)، جو قانونی(91/0±65/3)، جو حقوقی(62/0±98/3)، جو ابزاری (08/1±14/3)، جو مستقل (48/0±31/4)، و سکوت سازمانی(33/0±19/3) بود. مقدار ضرایب همبستگی جو اخلاقی و مولفه‌های آن: نوع‌دوستانه، قانونی، حقوقی و اصولی، ابزاری و مستقل  با سکوت سازمانی به ترتیب برابر با  565/0-، 334/0-، 424/0-، 516/0-، 39/0 و 505/0- بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که جو اخلاقی 1/40 درصد از واریانس سکوت سازمانی را تبیین می‌کند که از بین جوهای اخلاقی: جو مستقل با مقدار β (268/0-)، جو ابزاری با مقدار β (266/0)، جو حقوقی و اصولی با مقدار β (243/0-) و جو نوع‌دوستانه با مقدار β (14/0-) از توان پیش‌بینی سکوت سازمانی اعضای هیات علمی برخوردار بوده‌اند (05/0p<).

نتیجه‌گیری: سکوت سازمانی اعضای هیات علمی ‌می‌تواند تحت تاثیر جوهای اخلاقی حاکم بر دانشگاه قرار بگیرد به طوری که جوهای نوع‌دوستانه، قانونی، حقوقی و اصولی و مستقل سکوت سازمانی اعضای هیات علمی را کاهش می‌دهد و جو ابزاری سکوت سازمانی را افزایش می‌هد.


فاطمه مودی، عزیزالله اربابی سرجو، ناصر ناستی زایی،
دوره 10، شماره 25 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: هنگامی که دانشگاهی می‌خواهد به سمت کارآفرینی حرکت کند، باید فرهنگ کل دانشگاه به فضای کارآفرینانه تبدیل شود .بر اساس اهمیت فرهنگ کارآفرینانه و عوارض شناخته شده آن و بنا بر گزارشاتی که از نامطلوب بودن آن در بعضی دانشگاه‌ها ارایه شده است، مطالعه­ی حاضر با هدف بررسی شکاف میان ادراکات و انتظارات اعضای هیات علمی از توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام گرفت.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی است. جامعه­ی آماری تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقه‌ای تعداد 205 عضو هیات علمی در خردادماه 1395 انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه­ی توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی با ضریب آلفای کرونباخ 71/0 بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تی گروه‌های هم‌بسته با کمک نرم افزار SPSS21 استفاده شد.

یافته‌ها: میانگین ادراکات از توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی و هر سه مولفه‌ی آن (عامل مدیریتی، عامل انسانی-روان‌شناختی و جهت‌گیری‌های استراتژیک) از میانگین انتظارات اعضای هیات علمی پایین‌تر بود (05/0P>). هم‌چنین بین ادراکات و انتظارات اعضای هیات علمی از توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی بر حسب جنسیت تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (05/0P<).

نتیجه‌گیری: بین وضع موجود و مطلوب توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی شکاف معنی‌داری وجود دارد و برای کاهش این شکاف، مدیران عالی دانشگاه باید به عوامل موثر در توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی یعنی عامل مدیریتی، عامل انسانی-روان‌شناختی و جهت‌گیری‌های استراتژیک توجه بیشتری داشته باشند.


منیژه شمسی، ناصر ناستی زایی،
دوره 11، شماره 32 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: هوش معنوی، سرمایه‌­ی اجتماعی و سرمایه‌­ی روان‌شناختی، رویکردهایی هستند که به فرد در جهت هماهنگی با محیط، سلامت و بهبود عملکرد یاری می‌رسانند. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی نقش واسطه‌ای هوش معنوی در رابطه بین سرمایه اجتماعی و سرمایه روان‌شناختی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان بود.
روش بررسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهشی تحلیلی و همبستگی است. به شیوه­‌ی نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم و به شیوه­‌ی تصادفی و بر اساس فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 341 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 98-1397مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمعآوری اطلاعات از سه پرسشنامه‌ی هوش معنوی (کینگ)، سرمایه اجتماعی () و سرمایه روان‌شناختی (لوتانز و همکاران) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزارspss16  و لیزرل استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین سنی دانشجویان 79/3±42/27 سال بود. میانگین سرمایه اجتماعی24/11±68/52 (از 90)، سرمایه روان‌شناختی 79/12±77/88 (از 120) و هوش معنوی 87/11 ± 61/63 (از 92) بود. مقدار ضریب همبستگی سرمایه‌­ی اجتماعی با سرمایه­‌ی روان‌شناختی (01/0p< 335/0r=)، سرمایه‌­ی اجتماعی با هوش معنوی (01/0, p<359/0r=هوش معنوی با سرمایه­‌ی روان‌شناختی (01/0, p<585/0r=) مثبت و معنی‌دار بود. اثر مستقیم سرمایه­‌ی اجتماعی بر سرمایه‌­ی روان‌شناختی (11/2, t= 12/0β=)، اثر مستقیم سرمایه­‌ی اجتماعی بر هوش معنوی (78/6t= ،42/0β=) و اثر مستقیم هوش معنوی بر سرمایه‌­ی روان‌شناختی (25/9, t=64/0β=) مثبت و معنی‌دار بود. اثر غیرمستقیم سرمایه­‌ی اجتماعی بر سرمایه‌­ی روان‌شناختی با نقش میانجی هوش معنوی (268/0β=) نیز مثبت و معنی‌دار بود.
نتیجه‌گیری: طبق یافتهها، هوش معنوی و سرمایه‌­ی اجتماعی با سرمایه­‌ی روان‌شناختی دانشجویان رابطه مثبت داشتند. بنابراین از طریق توجه به رشد ابعاد هوش معنوی و سرمایه‌­ی اجتماعی، می‌توان زمینه‌­های بهبود سرمایه­‌ی روان‌شناختی در دانشجویان را فراهم آورد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb