جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای کریمی

الهام جعفری، صدیقه کمالی، نورالسادات کریمیان، افسانه فتحی،
دوره 3، شماره 5 - ( 11-1389 )
چکیده

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

چکیده

زمینه و هدف: مساله بیکاری دانش آموختگان آموزش عالی یکی از چالش‌های اساسی اقتصادی و اجتماعی کشور است. هدف از مطالعه‌ی حاضر تعیین وضعیت اشتغال دانش آموختگان مامایی و پرستاری دانشگاه علوم پزشکی زنجان بود.

روش بررسی: در این مطالعه‌ی مقطعی کلیه‌ی دانش آموختگان پرستاری و مامایی که در فاصله‌ی سال‌های 83 تا 87 فارغ التحصیل شده بودند، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS11 بر روی 203 پرسشنامه تکمیل شده انجام شد.

یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که 55/27 درصد دانش‌آموختگان مامایی فاقد شغل بوده، 08/4 درصد شاغلین دارای وضعیت استخدام پیمانی،
37/18 درصد قراردادی و 31/15 درصد خدمت طرح نیروی انسانی بودند.
43/11 درصد از دانش‌آموختگان پرستاری بیکار بوده، 05/39 درصد شاغلین را نیروهای طرحی و بیش از یک سوم را نیروهای قراردادی و پیمانی تشکیل می‌دهند. بیش از 70 درصد دانش آموختگان در مراکز دولتی و اکثریت در بیمارستان‌ها اشتغال داشتند.

نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش مبین نرخ بالای بیکاری در دانش آموختگان مامایی و وضعیت شغلی نامطمئن در فارغ التحصیلان پرستاری است. از طرفی سهم مراکز غیر دولتی در این خصوص بسیار ناچیز است.
 

حسین کریمی مونقی، زهرا مرضیه حسنیان، محمدرضا آهنچیان،
دوره 7، شماره 16 - ( 9-1393 )
چکیده

چکیده: مقدمه: دانش اساسی‌ترین سرمایهء سازمانها از جمله دانشگاه‌ها و آموزش علوم پزشکی است و اهمیت آن به دلیل توان بالقوه برای خلق ارزش‌ها و فوائد مستمر آن در جوامع انسانی است. دانشگاه‌های علوم پزشکی برای تبدیل شدن به سازمان دانش بنیان، بطور جدی وابسته به فعالیتهای مدیریت دانش می‌باشند. آشنایی اندک با فرآیند مدیریت دانش و ابهامات موجود در این حوزه، باعث بهره‌وری ناکافی و استفاده نامناسب از دانش در سازمان‌ها به ویژه سازمان‌های آموزشی می‌شود. علیرغم اهمیت دانش و مدیریت آن در علوم پزشکی، شناخت چندانی در مورد آن وجود ندارد، لذا این مقاله با هدف بررسی وضعیت مدیریت دانش و ابعاد آن در علوم پزشکی صورت می پذیرد. روش: برای رسیدن به هدف این مطالعه، یک مرور نقلی انجام شد. در این راستا مقالات مرتبط در منابع اینترنتی و پایگاه های علمی Science Direct، Elsevier ، Web of Sciences (ISI)، CINAHL، Embas،EBSCO ، Ovid، Google Scholar، proQuest و پایگاه های علمی داخل کشور مثل SID جستجو و مورد بررسی قرار‌گرفت، بدین ‌صورت که در ابتدا در سایت‌های مختلف علمی کلید‌ واژه‌های فارسی و انگلیسیِ دانش، مدیریت دانش، علوم پزشکی، آموزش عالی بصورت مجزا و ترکیبی وارد شد و مقالات چاپ شده در این زمینه بطور سریع مرور و سپس مقالاتی که با موضوع ارتباط بیشتری داشتند، انتخاب و مطالب آنها استخراج شد، سپس محتوای انتخاب شده به دقت مطالعه و خلاصه‌برداری شد. پس از شناخت کامل موضوع، جنبه-های مختلف آن مقایسه و توصیف شد. این مطالعه با بررسی هفده مقاله منتشر شده داخل و خارج از کشور در زمینه مدیریت دانش علوم پزشکی انجام گرفت. نتایج: نتایج مرور نشان داد که استادان، کارکنان و ذی‌نفعان نظام سلامت، ضمن تبدیل دانش ضمنی به صریح و کاربرد آن در راهنماهای بالینی، از طریق خلق، کسب، تسهیم و کاربرد دانش در جهت آموزش، یادگیری، پژوهش و ارتقاء سلامت جامعه تلاش به‌عمل می‌آورند. یادگیری سازمانی جریانی مداوم و همیشگی در دانشگاه‌های علوم پزشکی است. گنجاندن فراورده‌های مدیریت دانش در وسائل و تجهیزات و کاربرد آن برای آموزش و مراقبت از بیماران مانند سیستم‌های پشتیبانی کننده تصمیم‌گیری‌های بالینی بعد دیگری از مدیریت دانش در علوم پزشکی است. جهت اجرای مدیریت دانش لازم است که زیر ساختارهای مهم مدیریت دانش از جمله رهبری، فرهنگ و تکنولوژی مدیریت دانش در دانشگاه‌ها ایجاد و تداوم یابد. نتیجه‌گیری: مدیریت دانش رویکردی است که فعالیت‌های پیشرفته استادان، ذی‌نفعان و دانشجویان را از طریق خلق، کسب، تسهیم و کاربرد دانش برای هر گونه تغییر در محیط‌های دانشگاهی آماده می‌کند. این بدان معنا است که مدیریت دانش، دانشگاه-های علوم پزشکی را برای عملکرد دقیق‌تر، کارآمدتر و اثربخش‌تر ترغیب می‌کند. لازم است که اجرای برنامه‌های مدیریت دانش در آموزش علوم پزشکی ترویج شود.
نیکو یمانی، رضا جفایی دلویی، حسین کریمی مونقی، علیرضا ایرج پور، لیدا جراحی،
دوره 8، شماره 17 - ( 1-1394 )
چکیده

مقدمه: در الگوهای نوین آموزشی آمادگی فراگیران آن چنان مهم است که به اهمیت آن برای مشارکت فعال و خود انگیزشی فراگیران تأکید شده است؛ چرا که در یادگیری نقش بسزایی ایفا می کند. آموزش بین حرفه ای، یکی از الگوهای نوین آموزشی است که با افزایش همکاری ها، کیفیت ارائه خدمات و مراقبت از بیمار را بهبود بخشند. لذا هدف از این مطالعه بررسی آمادگی دانشجویان پزشکی عمومی و کارشناسی رادیولوژی و پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد و نیز تعیین ارتباط آن با متغیرهای زمینه ای است. روش‌ پژوهش: در مطالعه توصیفی مقطعی حاضر جامعه پژوهش شامل دانشجویان رشته های کارشناسی رادیولوژی، پرستاری و پزشکی که دوره کارآموزی و کارورزی را میگذرانند می باشد. زمان انجام پژوهش سال 91-92 است. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از ابزار آمادگی برای یادگیری بین حرفه ای استفاده شد. یافته ها: تعداد 330 نفر به پرسشنامه ها پاسخ دادند و داده های 305 پرسشنامه تحلیل شد.. میانگین امتیاز آمادگی دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای یادگیری بین حرفه ای 19/72 میانگین امتیاز دانشجویان رادیولوژی 84/72 و میانگین دانشجویان پزشکی 45/68 بدست آمد. همچنین انحراف معیار نمرات دانشجویان به ترتیب 36/9, 86/7 و 85/9 بدست آمد. رابطهء بین نمرات آمادگی دانشجویان برای یادگیری بین حرفه ای و متغیر جنسیت و رشته تحصیلی معنادار نبود. بین آمادگی دانشجویان رادیولوژی و پزشکی و متغیر سن رابطه معنی داری وجود نداشت، اما در دانشجویان پرستاری این رابطه معنی دار بود. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که دانشجویان در هر سه گروه از میزان آمادگیی بالاتر از حد متوسط که همان میانگین نمرات کل در پرسشنامه است برخوردارند. با توجه به اینکه در این مطالعه امادگی دانشجویان در حد بالاتر از متوسط که سطح مطلوبی است، قرار داشت و از طرفی ارتباطی بین آمادگی دانشجویان و متغیرهای زمینه ای وجود نداشت، این امکان را به برنامه ریزان و مدیران آموزشی میدهد تا بتوانند با محدودیتهای کمتر و در نظر گرفتن سایر عوامل در جهت توسعه آموزش بین حرفه ای گام بردارند.
حسین کریمی مونقی، اکرم ژیانی فرد، حمید جعفرزاده، حمید رضا بهنام، جلیل توکل افشاری،
دوره 8، شماره 18 - ( 3-1394 )
چکیده

اهمیت موضوع: ارزشیابی عملکرد اعضای هیأت علمی همواره با مسایل مختلفی دست به گریبان است لذا این مطالعه با هدف توصیف و شناسایی تجارب اعضای هیأت علمی در مورد روند ارتقاء، طراحی و اجرا شده است. روش پژوهش: این مطالعه مقطعی- توصیفی می‌باشد که داده‌ها با استفاده از پرسشنامه محقق‌ ساخته جمع آوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصان و برای اطمینان از پایایی آن ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد(76%). مشارکت‌کنندگان اساتید ارتقاءیافته دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودند که به روش تصادفی طبقه‌ای 122 نفر وارد مطالعه شدند. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی تجزیه و تحلیل شد. نتایج و یافته‌ها: 2/66% از اساتید گروه علوم بالینی و پایه در مورد زیرمعیارهای «ماده فرهنگی» و 1/54% در مورد «عملکرد هیأت ممیزه»، همچنین اعضای هیأت علمی گروه علوم بالینی در مورد زیرمعیارهای «کلیات فرآیند ارتقاء» و «عملکرد هیأت اجرایی جذب» به ترتیب 1/55% و 5/63%؛ گزینه «مخالفم» را انتخاب کرده‌اند و فقط بین دو گروه آموزشی بالینی و پایه از نظر متغیر «ماده فرهنگی» تفاوت آماری معنی‌داری مشاهده شد (02/0>p). اعضای هیأت علمی در مورد زیرمعیارهای «ماده آموزش»، «ماده پژوهش»، «ماده اجرایی»، «ارزیابی اولیه پرونده»، «عملکرد کمیته منتخب» و «عملکرد کمیته تخصصی» به ترتیب1/63%، 59%، 59%، 6/74%، 4/66% و1/63%؛ «گزینه موافقم» را انتخاب کردند و تنها بین دو گروه آموزشی بالینی و پایه از نظر متغیر «عملکرد کمیته منتخب» تفاوت آماری معنی‌داری وجود داشت (05/0>p). در قسمت سوالات باز پرسشنامه اساتید مدون کردن فرایند ارتقاء را به عنوان بهترین راه برای حل مشکلات دراین زمینه بیان کردند. نتیجه نهایی: در مطالعه‌ی حاضر، کلیات فرآیند ارتقاء، ماده فرهنگی، عملکرد هیأت اجرایی جذب و عملکرد هیأت ممیزی میانگین کمتری کسب نموده‌اند، بنابراین شیوه‌های ارتقای شفاف و منصفانه، تدوین شاخص‌های کیفی و کمی مناسب برای سنجش فعالیت‌ها، همگن سازی فرآیندها و به کارگیری نیروی متخصص در کمیته‌های ارتقاء دانشگاه ضروری به نظر می‌رسد.


زهرا کریمیان، جواد کجوری، محمد مهدی ثاقب،
دوره 8، شماره 20 - ( 10-1394 )
چکیده

مقدمه: در سال‌های اخیر تلاش‌های بسیاری درآموزش و توسعه پزشکی مبتنی بر شواهد در دانشگاه‌های علوم پزشکی به انجام رسیده است. تحقیقات گواه بر آن است که آموزش و توانمندسازی دستیاران بالینی، دانشجویان پزشکی و پزشکان عمومی به شیوه های مختلفی در کشورمان و در دانشگاه های دنیا در حال اجراست اما به رغم تاثیرات مثبتی که این آموزشها برافزایش دانش، مهارت و نگرش فراگیران داشته است، در برخی موارد این دوره ها نتوانسته است تاثیرات ماندگاری بر رفتار و عملکرد دانشجویان، دستیاران و پزشکان ایجاد نماید. تحقیق حاضر با هدف بررسی موانع کاربست و نهادینه سازی پزشکی مبتنی بر شواهد در بخش های بالینی انجام شده است. مواد و روش ها: تحقیق حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای دیدگاه دستیاران بالینی شرکت کننده در دوره های آموزشی EBM و خبرگان آموزش پزشکی انجام شده است. ابتدا با استفاده از یک پرسشنامه 6 سوالی وضعیت موجود کاربست EBM شناسایی شد و سپس دلایل عدم کاربست آموخته های علمی در محیط های واقعی از طریق طرح سوال کیفی بررسی گردید. در مورد گروه متخصصین بالینی، با روش گروه کانونی نظرات 10 نفر از اساتید خبره بالینی که دوره های آموزش پزشکی و نیز EBM را گذرانده بودند گردآوری و تحلیل شد. نتایج با استفاده از تحلیل محتوای کمی و کیفی به صورت کدگذاری باز و مقوله بندی، طبقه بندی گردید. نتایج: بعد از تحلیل دیدگاه‌های تشریحی و باز دستیاران و اعضای هیات علمی، موانع کاربست پزشکی مبتنی بر شواهد در محیط‌های بالینی از دیدگاه دستیاران در31 گویه دسته‌بندی شد که به 7 مؤلفه اصلی حجم کاری، امکانات و تسهیلات، کمیّت و کیفیت آموزش، پیگیری و پاسخگویی، نگرش‌ حاکم بر محیط‌های بالینی، موانع مرتبط با اعضای هیات علمی و موانع مربوط به دستیاران دسته بندی گردید. خلاصه دیدگاه 10 نفر از متخصصین بالینی نیز شامل 19 گویه و 5 مؤلفه بدست آمد. نتیجه گیری: توسعه و نهادینه شدن پزشکی مبتنی بر شواهد بیش از هر عامل دیگر از نگرش‌های حاکم بر محیط و باور افراد تاثیر می‌پذیرد. اما ایجاد و تقویت این رویکرد مستلزم تامین سخت‌افزارها، قوانین، حمایت‌های مدیران، آموزش و توانمند سازی و احساس‌مسئولیت پذیری و پاسخگویی است که مجموعه این عوامل می تواند زمینه کاربست پزشکی مبتنی بر شواهد در بخشهای بالینی رافراهم آورد. واژه های کلیدی: پزشکی مبتنی بر شواهد، موانع، بخش بالینی، دستیار


نسرین باغداری، مرضیه ترکمن نژاد سبزواری، حسین کریمی مونقی، مصطفی راد، مهدی امیری،
دوره 9، شماره 22 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: انتقال خبر بد، برای بیمار و پرسنل درمانی بسیار استرس زا می باشد. روش صحیح و کاربردی آموزش انتقال خبر بد از دغدغه های آموزش پزشکی می باشد. لذا این مطالعه با هدف مقایسه­ی اثر آموزش بر مبنای استراتژی اسپایکس(SPIKES) با دو رویکرد ایفای نقش و مولتی­مدیا بر آگاهی و نگرش دانشجویان مامایی، در انتقال خبر بد به بیمار انجام شد.

روش کار: این مطالعه کارآزمایی بالینی سه گروهه بر روی 90 دانشجوی مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. دانشجویان به صورت تصادفی انتخاب شده و با دو رویکرد متفاوت مولتی مدیا و ایفای­نقش آموزش دیدند. گروه کنترل بدون مداخله­ی آموزشی بود. قبل و دو هفته بعد از آموزش، آزمون آگاهی و نگرش به صورت کتبی به عمل آمد.

یافته ها: مقایسه­ی میانگین نمرات آگاهی و نگرش بعد از مداخله در سه گروه، اختلاف معنی داری را بین گروه های ایفای نقش و  مولتی مدیا با گروه کنترل  نشان داد (05/0>P). علاوه بر این میانگین نمره نگرش بعد از مداخله در گروه مولتی مدیا بالاتر از گروه ایفای نقش بوده و از تفاوت آماری معنا داری برخوردار بود (0.045=P).

نتیجه گیری:  آموزش با استفاده از مولتی مدیا به صورت غیرحضوری و ایفای نقش می تواند آگاهی دانشجویان را در زمینه انتقال خبر بد، به یک میزان افزایش دهد؛ در حالی­که نگرش دانشجویان با رویکرد مولتی مدیا بیشتر از آموزش با استفاده از ایفای نقش تغییر می­نماید.


سونیا سادات سلوتی، مهدی ابراهیمی، حسین کریمی مونقی، خدیجه جامی الاحمدی،
دوره 9، شماره 22 - ( 4-1395 )
چکیده

مقاله انگلیسی می باشد.مقاله انگلیسی می باشد.مقاله انگلیسی می باشد.مقاله انگلیسی می باشد.مقاله انگلیسی می باشد.مقاله انگلیسی می باشد.مقاله انگلیسی می باشد.مقاله انگلیسی می باشد.مقاله انگلیسی می باشد.
مقاله انگلیسی می باشد
مقاله انگلیسی می باشد
مقاله انگلیسی می باشد
مقاله انگلیسی می باشد
مقاله انگلیسی می باشد
مقاله انگلیسی می باشد
سعید واقعی، اعظم سالارحاجی، حسین کریمی مونقی، سید علیرضا سعادت جو، آزاده بانژاد،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به غیرقابل پیش بینی بودن وقایع در محیط روانپزشکی و جایگزین شدن تجارب معمول بالینی با تکالیفی از جمله ارتباط درمانی با مددجویان، به کارگیری روش­های نوین سنجش در این محیط ها  بدون در نظر گرفتن میزان پذیرش و رضایتمندی دانشجویان امکان پذیر نخواهد  بود. تعیین تاثیر به کارگیری پورت فولیو بر میزان رضایتمندی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری در کارآموزی روان هدف این مطالعه بود.

روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی، 60 نفر از دانشجویان ترم چهار پرستاری که در حال گذراندن کارآموزی روان در بیمارستان روانپزشکی ابن سینای مشهد (تابستان 1394) بودند؛ به طور غیرتصادفی در دو گروه پورت فولیو (ارزشیابی پورت فولیو) و اهداف آموزشی (روش معمول ارزشیابی) مورد مطالعه قرار گرفتند. قبل از مداخله، اهداف آموزشی برای دو گروه  یکسان سازی شده بود. ابزار جمع آوری داده ها  شامل پرسشنامه رضایتمندی دانشجویان و آزمون  کتبی عملکردی (پیشرفت تحصیلی) بود؛ که در پایان کارآموزی اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه 5/11 و آزمون های آماری تی- مستقل، دقیق فیشر و مجذور کای انجام شد.

یافته ها: 6/51% درصد (31 نفر)دانشجویان مورد مطالعه مذکر و 3/48% درصد (29 نفر) آنها مؤنث بودند. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که از نظر میانگین نمره رضایتمندی دانشجویان، بین گروه پورت فولیو (5/2 ± 3/34) و اهداف آموزشی(2/4 ± 5/30) تفاوت آماری معنادار وجود داشت(001/0>p)؛ همچنین از نظرمیانگین نمره­ی پیشرفت تحصیلی بین گروه پورت فولیو (7/14±8/61) و اهداف آموزشی (2/14±0/53) نیز، تفاوت آماری معناداری وجود داشت (02/0p= ).

نتیجه گیری : به کارگیری پورت فولیو در آموزش می تواند موجب افزایش رضایتمندی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری در کارآموزی روان شود. لذا، توصیه می شود که مربیان پرستاری از آن جهت سنجش بالینی دانشجویان استفاده نمایند.


حسین کریمی مونقی، علی مشکین یزد،
دوره 10، شماره 25 - ( 3-1396 )
چکیده

تغییر نگرش از یادگیری معلم محور به یادگیری دانشجو محوردرآموزش عالی مسوولیتی جدید را برای مدرسان و دانشجویان فراهم ساخته است که یکی از محورهای اصلی آن انتخاب مناسب ترین رویکرد آموزش است (1). آموزش مبتنی بر تیم یکی از رویکردهای مطرح در نظام آموزشی است که در خصوص ویژگی ها و کاربرد آن آگاهی لازم وجود ندارد. لذا در این دست نوشته آموزش مبتنی بر تیم به عنوان یکی از رویکردهای نوین در بحث آموزش با تمرکز بر شرایط اجرای یادگیری مبتنی بر تیم، اصول یادگیری مبتنی بر تیم، فرآیند طراحی آموزشی برای یادگیری مبتنی بر تیم و راهکارهای ارتقای یادگیری مبتنی بر تیم  ارایه می شود. شرایط اجرای یادگیری مبتنی بر تیم: هدف از اجرای یادگیری مبتنی بر تیم ایجاد یک محیط فعال و مشارکتی است.
زهرا کریمیان، محمود ابوالقاسمی،
دوره 11، شماره 29 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات نشان داده است نوع و حجم فعالیت­‌های اعضای هیات علمی در رشته­‌های مختلف متفاوت است و این تفاوت از ماهیت رشته تاثیر می­‌پذیرد. تحقیق حاضر با هدف بررسی دیدگاه اعضای هیات علمی در مورد سهم کارکردهای دانش پژوهی مبتنی بر تفاوت­‌های رشته‌­ای انجام شده است.
روش‌ بررسی: تحقیق حاضر توصیفی پیمایشی و در سال1393 انجام شد. جامعه ­آماری 1200 عضو هیات علمی دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز بود که بر اساس جدول مورگان، 300 نفر به عنوان نمونه برآوردگردید. 265 پرسشنامه بازگردانده ­شد. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر 37 سوال در مقیاس لیکرت بود که روایی­ صوری و محتوایی با دیدگاه 5 متخصص و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ 91/0 تایید ­شد. نتایج با استفاده از آزمون ­آنوا تحلیل گردید.
یافته‌ها: درهمه رشته‌­ها پژوهش بیشترین و دانش پژوهی تعهد [همزبانی با جامعه] کمترین سهم را داشت. سهم پژوهش در رشته‌­های فنی مهندسی، علوم پایه و علوم پایه پزشکی بیشتر بود(P value<0.05)، و همزبانی با جامعه در علوم انسانی و علوم پزشکی بیشتر بود(P value <0.05). نیمرخ وضعیت بهینه در رشته‌­ی مهندسی، علوم پایه محض و علوم پایه پزشکی نزدیکی بیشتری داشت و کشش آن به سمت پژوهش بود درحالی­‌که نیمرخ رشته­‌های علوم انسانی، پیراپزشکی و بالینی کشش بیشتری نسبت به آموزش داشت.
نتیجه گیری: سهم هر یک از کارکردها با توجه به ماهیت رشته متفاوت است. این موضوع مهم باید در آیین نامه­ ها و اصلاحات نظام ارزیابی فعالیت ­های اعضای هیات­ علمی در نظر گرفته شود.

وجیهه ظهورپرونده، شهلا کریمی،
دوره 11، شماره 32 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: پاسخ­گو‏یی اجتماعی در آموزش پزشکی به معنای خواستن و توانایی تطابق با نیازهای بیماران و سیستم مراقبت از بیمار به صورت ملی و جهانی است. سرعت تغییرات در نظام سلامت و نیازهای جامعه، بازنگری در آموزش پزشکی، به نحوی که پزشکانی متناسب و آماده رویارویی با مشکلات قرن بیست و یکم تربیت کند، ضروری می‏‌نماید.از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نیازهای آموزشی پزشکان عمومی برای پاسخگویی اجتماعی می­‌باشد.
روش بررسی: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه‌­ی گردآوری داده­‌ها توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه‌­ی آماری شامل صاحب نظران دانشگاه علوم پزشکی مشهد، اساتید دانشکده‌­ی پزشکی، و پزشکان شاغل در سیستم بهداشتی درمانی بودند. با توجه به اهداف تحقیق از روش نمونه گیری، غیر تصادفی مبتنی بر هدف بود. برای گردآوری داده­‌ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی و تحلیل عاملی تایید و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ  85/0  محاسبه شد. داده‌­ها با استفاده از نرم افزار  SPSS و Amos تحلیل شدند.
یافته‌­ها: یافته‌­ها نشان داد بین مولفه‌­ی بالینی و مولفه­‌ی پژوهش رابطه وجود دارد. بین مولفه‌­ی آموزشی و مولفه­‌ی بالینی رابطه وجود دارد. بین مولفه‌­ی حمایتی و مولفه‌­ی آموزشی رابطه وجود دارد. بین مولفه­‌ی حمایتی و مولفه‌­ی بالینی رابطه وجود دارد ولی بین مولفه­‌ی آموزش و مولفه­‌ی پژوهش و همچنین بین مولفه­‌ی حمایتی و مولفه­‌ی پژوهش رابطه معناداری یافت نشد. در نهایت این که بین پاسخگویی اجتماعی و حوزه‌­های آموزشی، بالینی و پژوهشی رابطه­‌ی معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق بیان‌گر اهمیت پرداختن به پاسخگویی اجتماعی در برنامه‌­های آموزشی پزشکان عمومی بر اساس مدل CARE  به عنوان یک ابزار راهنما برای اجرای برنامه پاسخ­گویی است.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb