جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای آموزش مداوم

پوران مختاری زنجانی، ترانه امامقلی خوشه چین، پروین شیری قیداری،
دوره 3، شماره 5 - ( 11-1389 )
چکیده

Normal 0 false false false

چکیده

زمینه و هدف: یکی از اساسی‌ترین مراحل هر برنامه‌ریزی آموزشی تعیین نیازهای فراگیران در جهت نیل به اهداف و اولویت‌های آموزشی است. از آنجایی‌که برگزاری دوره‌های مختلف آموزش مداوم جهت ارتقا‌ی مهارت‌های گروه پزشکی و پیراپزشکی یکی از وظایف دانشگاه‌های علوم پزشکی است، بررسی نیازها و اولویت‌های آموزشی مشمولین شرکت‌کننده در دوره‌ها جهت افزایش کارآیی و اثر بخشی آموزشی ضروری و سودمند می‌باشد. در این راستا تحقیقی به منظور بررسی نظرات و تعیین نیازهای آموزشی پرسنل مامایی شهر زنجان صورت گرفت.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی است. جامعه‌ی پژوهش شامل کلیه‌ی پرسنل مامایی شاغل در بیمارستان، درمانگاه‌ها و پایگاه‌های بهداشتی شهر زنجان بودند. تعداد نمونه بر اساس سرشماری 43 نفر بود. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک، اولویت‌ها و نیازهای آموزشی و اهداف شرکت در دوره‌ها بود، که پس از تعیین پایایی و روایی توسط خود همکاران در یک مرحله تکمیل و جمع آوری شد.

یافته‌ها: از 43 نفر همکار ماما شاغل در مراکز 34 نفر با میانگین سنی 1/4±3/34، در تحقیق شرکت نمودند. بیش از 75 درصد از همکاران فقط در دوره‌های مختلف آموزشی داخل استان شرکت نموده بودند. 7/61 درصد در دوره‌های آموزشی غیر مرتبط با رشته‌ی مامایی نیز شرکت نموده بودند که دلایل عمده‌ی آن را به ترتیب علاقمندی، معرفی شدن از سوی واحد مربوطه و کسب امتیاز شغلی بیان نمودند. بیشترین نیاز آموزشی آنان به ترتیب شامل 5/73 درصد در رابطه با داروها و درمان‌های جدید در حیطه‌ی مامایی و زنان، 7/61 درصد در مورد وسایل و تکنیک‌های جدید مراقبتی در زنان و مامایی و 9/52 درصد در رابطه با اورژانس‌های زنان و مامایی بود. بیشترین مشکل، مربوط به نداشتن تبحر کافی مدرسان و بیشترین پیشنهاد در مورد برگزاری منظم دوره‌ها به‌صورت مدون بود.

نتیجه‌گیری: از آنجایی‌که ماماها به‌عنوان عضوی از گروه‌های بهداشتی، درمانی سهم مهمی در بهبود شاخص‌های سلامت کشور دارند و با توجه به اینکه هدف دوره‌های آموزشی، آموزش مستمر و به روز کردن اطلاعات شرکت کنندگان جهت پاسخگویی به نیازهای آموزشی شخصی و ارتقا‌ی سطح علمی و عملی همگام با تغییرات و تحولات روز است، آگاهی مسوولین و برنامه‌ریزان دوره‌های مختلف آموزشی، از نیازها و انگیزه‌های این گروه از پرسنل بهداشتی، درمانی امری ضروری می باشد.
 

آ علیرضا میرزایی کارزان، ستار کیخاونی، مرتضی حسین زاده، علی اشرف عیوضی،
دوره 6، شماره 11 - ( 7-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : نیازسنجی آموزشی اولین گام در برنامه ­ریزی برنامه­های توسعه­ی اعضای هیات علمی است که به نوبه خود موجب ارتقای کیفیت آموزش و پرورش می­شود. مطالعه­ی حاضر با هدف تعیین و اولویت بندی نیازهای آموزشی اعضای هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی ایلام انجام گرفت.

  روش بررسی : در پژوهشی توصیفی، جامعه ­ی آماری به دو گروه دسته بندی شد. بر اساس مدل نیازسنجی سه بعدی کافمن، ابتدا با استفاده از مصاحبه، اطلاعات کلی درخصوص نیازهای آموزشی اعضای هیات علمی از شرکت کنندگان گروه اول گرد آوری شد و سپس با روش کدگذاری سه مرحله ای اشتراوس و کوربین،گویه ها یا کدهای مربوطه، استخراج گردید که نهایتا در شش حیطه­ی کلی دسته بندی و تدوین شدند. در مرحله پایانی، میزان نیاز آموزشی و اولویت هر کدام از موضوعات حیطه ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته (روا و پایا85/0 r= ) از دیدگاه خود اعضای هیات علمی تعیین شد. تجزیه وتحلیل داده ها با روش های آمار توصیفی همچون فراوانی، میانگین، انحراف معیار و آزمون T استیودنت استفاده شد.

  یافته ها : نتایج نشان داد در حیطه ­ی آموزش و یادگیری، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به شیوه های نوین تدریس و کمترین نیاز آموزشی مربوط به برگزاری ژورنال کلاب؛ در حیطه­ی ارزشیابی آموزشی، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به شیوه های ارزشیابی دانشجو وکمترین نیاز آموزشی مربوط به ارزشیابی به شیوه­ی آزمون عینی ساختار مند ( OSCE ) ؛ در حیطه پژوهش، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به مقاله نویسی به زبان انگلیسی و کمترین نیاز آموزشی مربوط به اخلاق در پژوهش؛ در حیطه ­ی فناوری اطلاعات، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به آشنایی با مهارت های فناوری اطلاعات و کمترین نیاز آموزشی مربوط به استفاده از کامپیوتر در آموزش؛ در حیطه عمومی، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به شیوه ارتباط با دانشجو و کمترین نیاز آموزشی مربوط به اخلاق حرفه ای و در حیطه زبان انگلیسی، بالاترین نیاز آموزشی مربوط به نگارش متون علمی به زبان انگلیسی و کمترین نیاز آموزشی مربوط به ترجمه متون تخصصی بود.

نتیجه گیری : از دیدگاه مطالعه شوندگان،کلیه ­ی موضوعات مورد بررسی در این تحقیق به عنوان نیاز آموزشی قلمداد شدند و در اولویت بندی حیطه های شش گانه باتوجه به میانگین امتیازات، اولویت اول مربوط به حیطه­ی زبان انگلیسی و اولویت آخر مربوط به حیطه ارزشیابی آموزشی بوده است.


رحیم سروری زنجانی، احمد جلیلوند، سعید ذبیحیان، علی رمضانی،
دوره 6، شماره 11 - ( 7-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف :تشکیل آزمایشگاه مرجع سلامت ،خود یک سرفصل جدیدی برای اجرا و ارتقا ­ی برنامه های آموزشی جامع می باشد.از طرفی دیگر ، آگاهی از دیدگاه مخاطبین برنامه های آموزشی مداوم در مورد جنبه های مختلف این برنامه اهمیت ویژه ای دارد.هدف از این مطالعه، تعیین وضعیت و چگونگی اجرای برنامه های آموزش مداوم از دیدگاه کارکنان آزمایشگاه ­ های پزشکی و انگیزه ی آنان از شرکت در این برنامه ها بود.

  روش بررسی : در این مطالعه ­ی توصیفی – مقطعی 89 نفر از پرسنل آزمایشگاهی شهر زنجان در سال 1387 پرسشنامه ای را تکمیل کردند که شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیک و 23 سوال شامل فهرستی از ویژگی ­ های برنامه ­ های آموزش مداوم ، وضعیت مطلوب و انگیزه ی آنان از شرکت در چنین برنامه ­ هایی بود.تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از فراوانی ، میانگین و انحراف معیار صورت پذیرفت و مقایسه ­ی بین گروه ­ ها با کمک آزمون مجذور کای انجام شد.

  یافته ها : نمره ی میانگین و انحراف معیار برای میزان رضایت از شرکت در برنامه های آموزشی در گذشته 92/0 ± 1/2 و برای میزان ضرورت اجرای برنامه ها67/0 ± 39/4 بود (ازنمره ی 5). انگیزه ی اصلی از شرکت در برنامه های آموزشی مداوم در 4/58 درصد افراد ،تحکیم اطلاعات قبلی و کسب اطلاعات جدید بود و 6/78 درصد آنان ، روش حضوری را روش آموزشی مطلوب می داستند.

  نتیجه گیری :نتایج مبین اینست که اکثریت کارکنان آزمایشگاه ­ ها ، نگرش مثبت و انگیزه ی علمی نسبت به برنامه های آموزش مداوم دارند؛ اگر چه این برنامه ها در گذشته مطابق انتظارات آن ­ ها نبوده است. به هر حال بر مبنای دیدگاه آنان و نیاز سنجی ، طراحی پروتکل ویژه ای برای اجرای برنامه ­ های آموزشی مورد نیاز می ­ یاشد.


زیبا لوک زاده، امیرهوشنگ مهرپرور، محمدحسین داوری، مریم بهاءلو، مهدی میرزایی علویجه،
دوره 7، شماره 14 - ( 3-1393 )
چکیده

: زمینه و هدف: آموزش مداوم پزشکی، یک عنصر کلیدی در افزایش دانش، مهارت، کیفیت و اثربخشی سیستم بهداشتی درمانی است. در ابتدا این آموزش‌ها به صورت حضوری تعریف شدند، اما به دلایل متعددی روش آموزش غیر حضوری نیز برای آموزش مداوم مطرح گردید. این مطالعه با هدف تعیین دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در خصوص برگزاری آموزش مداوم غیر حضوری انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 74 نفر از اعضای هیأت علمی شرکت کننده در برنامه‌های آموزش مداوم در سال 1390 به روش نمونه گیری در دسترس، مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود (8/0=α). پرسشنامه‌ها به روش خود گزارش دهی تکمیل شد، و پس از ورود داده‌ها در نرم افزار SPSS(v.18) ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: 6/58% از افراد با اجرای برنامه های آموزش مداوم غیر حضوری موافق بودند و ترجیح می‌دادند بیش از 40% برنامه‌ها به صورت غیر حضوری صورت پذیرد. از بین این افراد، 7/53% الویت اول خود را در این خصوص، برنامه‌های اینترنتی بیان داشتند. نتیجه گیری: نگرش اکثر اعضاء هیأت علمی نسبت به برگزاری برنامه‌های آموزش مداوم غیر حضوری مثبت بود و با توجه به نتایج این مطالعه می‌توان اجرای برنامه‌های آموزش مداوم به شکل غیر حضوری از جمله آموزش مداوم اینترنتی را پیشنهاد داد.
سمیرا بصیر شبستری، ایمان شیرین بک، عباسعلی نوریان، مریم رستگار، فاطمه سفیدی،
دوره 7، شماره 15 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: پیرو افزایش توجه به ابعاد کمی و کیفی آموزش مداوم ، مقوله نیازسنجی در آموزش مداوم در کشور ما متداول گردید و یکی از اولویتهای پژوهشی مرکز مطالعات وتوسعه آموزش پزشکی قرار گرفته است. با توجه به فقدان انجام مطالعه در جامعه دندانپزشکان لذا برآن شدیم که به ارزیابی دیدگاه دندانپزشکان زنجان در زمینه برنامه های آموزش مداوم در سال 91-1390 بپردازیم. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی از 70 نفر دندانپزشکان عمومی شاغل در استان زنجان نهایتا 60 نفر پرسشنامه معتبر مربوط به ارزیابی کمی کیفی آموزش مداوم را تکمیل نمودند. اطلاعات جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 وارد کامپیوتر گردید و تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: جامعه مورد بررسی شامل 64% مرد و 36% زن با میانگین سنی 49/7±49/41 سال بودند. دندانپزشکان موثرترین نکته در افزایش بازدهی دوره های آموزش مداوم را مدرسین مجرب و مطرح(5/52%) و بهترین روش اجرای برنامه آموزش مداوم را برخورد عملی با بیمار(6/42%) برشمردند. مهمترین مشکل دندانپزشکان در برگزاری دوره آموزش مداوم فواصل طولانی زمانی بین برگزاری دوره های آموزشی (6/24%) بود.. اکثر دندانپزشکان (4/75%) با ارائه 5-10 برنامه در سال موافق بودند. 8/59% آنان موافق با ارائه برنامه های بازآموزی بصورت مجازی و با اتصال اینترنت بودند. اکثریت آنان اظهار داشتند که تطابق برنامه ها با نیازهای آموزشی در حد بالائی (88%) بود. نتیجه گیری: با توجه به موافقت اکثریت دندانپزشکان(60%) با برگزاری دوره های بازاموزی بصورت مجازی لذا ارائه برنامه ها طبق اولویتها با روشهای نوین آموزشی مورد درخواست دندانپزشکان توصیه میشود.
مهدی محمدی، رضا ناصری جهرمی، زینب مختاری، اطهر راسخ جهرمی، علیرضا عابدی، راحیل ناصری جهرمی،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاری یکی از مشاغل حوزه سلامت است که علاوه بر ارایه­ی خدمات درمانی، به آموزش مداوم نیاز دارند تا علاوه بر بهسازی فردی، از آخرین دستاوردهای علم پزشکی نیز آگاه شوند. هدف از پژوهش حاضر، ارزشیابی عوامل مؤثر بر انتقال یادگیری دوره‏های آموزش ضمن خدمت پرستاری به محیط کار بر اساس مدل انتقالی هالتون بود.

روش بررسی: پژوهش حاضر، مطالعه‌ای از نوع توصیفی- مقطعی است. جامعه­ی آماری شامل تمامی پرستاران دانشگاه علوم پزشکی جهرم در سال 1394و معیار ورود به پژوهش، شرکت در دوره‏های آموزشی تخصصی ضمن خدمت بود. به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 95 نفر از پرستاران به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش پرسشنامه­ی سیستم انتقال یادگیری مبتنی بر مدل هالتون بود که پس از محاسبه روایی و پایایی، بین نمونه‌های مطالعه توزیع گردید. با استفاده از روش‌های آمار استنباطی و نرم‌افزار SPSS21 داد‌ه‌ها تحلیل شدند.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار عوامل فردی 78/0 ± 80/2، عوامل سازمانی 66/0 ± 68/2 و عوامل آموزشی 54/1 ± 74/2 بوده است. نتایج نشان داد که عوامل فردی، سازمانی و آموزشی موثر بر انتقال یادگیری دوره‏های آموزش ضمن خدمت به محیط کار از دیدگاه پرستاران دانشگاه علوم پزشکی جهرم از سطح متوسط بیشتر اما از سطح مطلوب کمتر می‌باشند. همچنین مشخص گردید که عامل موثر غالب از دید آنان عامل فردی می‌باشد (05/0 > P).

نتیجه‌گیری: باید با توجه ویژه به اثربخشی دوره‌های آموزشی ضمن خدمت پرستاران و ایجاد انگیزش، زمینه­ی انتقال آموخته‌های آنان را به محیط کار فراهم نمود.


سید هادی حکاک، عباس علامی، فریبا درخشان، مهناز عباسی،
دوره 10، شماره 25 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش مداوم طی سال‌های اخیر با چالش‌هایی مواجه بوده است. بیشتر مطالعات، اثربخشی برنامه‌های برگزارشده را متوسط ارزیابی نموده‌اند؛ بنابراین با توجه به اهمیت موضوع و پیشینه تحقیقات به آسیب‌شناسی آموزش مداوم کنونی به روش کیفی از دیدگاه پزشکان عمومی پرداخته شد.

روش بررسی: این پژوهش در سال 1394 با رویکرد کیفی، در میان جامعه­ی پژوهش پزشکان عمومی قزوین با نمونه‌گیری مبتنی بر هدف تا اشباع داده‌ها و روش جمع‌آوری اطلاعات  با بحث گروهی متمرکز انجام شد. تمامی گفتگوها ضبط شدند. تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها به روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شد.

یافته‌ها: 23 نفر در سه بحث گروهی متمرکز شرکت داشتند. تحلیل داده‌ها، منجر به استخراج 6 درون‌مایه، 22 طبقه، 51 زیر طبقه، و 67 راه‌حل پیشنهادی گردید. درون‌مایه شرکت‌کنندگان (2 طبقه)، مدرسین (3 طبقه)، سیاست‌گذاری (5 طبقه)، طراحی (4 طبقه)، موضوع (3 طبقه) و محتوا (2 طبقه) نمایان شدند. در طبقه شرکت‌کنندگان: مشکلات پایه‌ای یادگیری و انگیزه پایین پزشکان؛ در طبقه مدرسین: نداشتن بیان خوب، ناآشنایی با مشکلات پزشکان، فراموش‌شدن هدف؛ در سیاست‌گذاری: دخیل نبودن نظرات پزشکان، انگیزه پایین دانشگاه‌ها در برگزاری باکیفیت برنامه‌ها، زیرساخت نامناسب آموزش‌ها، زمان نامناسب برگزاری، جدایی دفتر آموزش مداوم از پزشکان، عدم توجه به نتایج ارزشیابی‌ها و عدم اطلاع مدرسین از نتایج آن‌ها؛ در طراحی: عدم استفاده از فناوری مناسب، هم‌سطح نبودن گروه هدف و کسل‌کننده بودن؛ در موضوع: متناسب نبودن موضوعات با نیازها، عدم تمرکز روی موضوع برنامه، متنوع نبودن موضوعات؛ در محتوا: عدم تعیین اولویت‌ها در تولید محتوا، کاربردی و به‌روز نبودن محتوای برنامه‌ها، بومی و ملموس نبودن محتوا و عدم هماهنگی بین مدرسین در ارایه محتوا بود.

نتیجه‌گیری: تمامی مراحل آموزش مداوم از نیازسنجی تا ارزشیابی برنامه‌ها  نیاز به بازنگری و مداخله دارد. توجه به افزایش توانمندی‌های مدرسین، تطابق اهداف آموزش با نیازهای پزشکان، بازنگری روش‌های آموزشی مورداستفاده، ارایه­ی بازخورد ساختارمند به برگزارکنندگان و مدرسین ضروری است. همچنین به‌کارگیری شاخص‌های واقعی‌تر جهت ارزشیابی برنامه‌ها همچون بهبود عملکرد بالینی پزشکان باید مدنظر قرار گیرد.


حبیب رهبان، عباس علامی، نوید محمدی،
دوره 10، شماره 26 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: بررسی متون از گنجاندن آموزش تعهدات حرفه‌ای در آموزش دوره پزشکی عمومی حمایت می‌کند. در این مطالعه ما نگرش دانشجویان نسبت به آموزش تعهدات حرفه‌ای در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1394را ارزیابی نمودیم.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی از تمام کارآموزان و کارورزان پزشکی دانشگاه دعوت شد. داده‌ها بر اساس پرسشنامه‌ای تغییر یافته بر اساس ملاحظات فرهنگی کشورمان جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل توسط نرم‌افزار SPSS انجام شد.

نتایج: در مجموع 131 کارآموز و کارورز پزشکی (6/62% مونث) با متوسط سن ۱٫۱۲ ± ۲۴٫۶ سال در مطالعه شرکت کردند. ۴۲% از شرکت‌کنندگان کارآموز و 57% کارورز بودند. بیشتر دانشجویان معتقد بودند که یادگیری اخلاق و تعهدات حرفه‌ای لازم است و باید آموزش داده شود. از نظر نیمی از فراگیران، اخلاق پزشکی باید به طور رسمی در برنامه درسی دانشکده آموزش داده شود در حالی که دیگران ترجیح می‌دادند به عنوان یک درس انتخابی در نظر گرفته شود. اکثریت شرکت‌کنندگان (۹۴٫۵٪) معتقد بودند برای یادگیری تعهدات حرفه‌ای به بیش از فقط یک درس نظری نیاز است. یک رویکرد طولی برای آموزش اخلاق پزشکی و تعهدات حرفه‌ای به جای یک رویکرد مقطعی (محدود به زمان مشخصی از دوره) مورد نظر بود. اختلاف معنی‌داری بین نگرش کارآموزان و کارورزان در مورد ضرورت یادگیری مادام العمر و داشتن دانش روز (۰٫۰۴۴P = )، همکاری بین‌رشته‌ای و کار گروهی  (۰٫۰۳۲p =) و اهمیت آموزش مداوم (۰٫۰۳P = ) وجود داشت. همچنین، فراوانی رفتارهای حرفه‌ای [به‌عنوان مثال، تعداد مقالات پژوهشی خوانده شده در هفته (۰٫۰۲۵P =) ، استفاده از نت‌های قبلی (۰٫۰۱۵=P ) و مشارکت در خدمات اجتماعی در چند سال گذشته (۰٫۰۴۷P =)] بر اساس سطح آموزش دارای تفاوت معنی‌دار آماری بود.

نتیجه گیری: دانشجویان پزشکی نگرش مثبتی نسبت به بیشتر اصول تعهد حرفه‌ای (همدلی، کار تیمی و یادگیری مادام العمر) دارند، اما آنها را در رفتار خود استفاده نمی‌کنند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb