جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای درخشان

فریبا درخشان، عباس علامی، سلیمان احمدی،
دوره 8، شماره 20 - ( 10-1394 )
چکیده

سابقه و هدف: طراحی دقیق سؤالات آزمون ارتقا مبتنی با اصول استاندارد از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف از این مطالعه ارزیابی کیفی و کمی سوالات آزمون ارتقاء دستیاری سال های 91 و 92 دانشگاه علوم پزشکی قزوین و بررسی ارتباط بین سطوح تاکسونومی با شاخص های کمی سؤالات آزمون ارتقا دستیاری است. روش‌ - کار: کلیه سؤالات آزمون ارتقا دستیاری در 7 رشته تخصصی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال‌های 91 و 92 مورد مطالعه قرار گرفت. تاکسونومی سؤالات در سه سطح دانش، درک و کاربرد تعیین گردید. قدرت افتراق در چهار گروه خوب، متوسط، ضعیف و منفی بررسی شد. درجه دشواری در 5 سطح ساده، متوسط، دشوار، خیلی دشوار و فوق العاده دشوار تقسیم بندی گردید. اطلاعات وارد نرم‌افزار SPSS v.19 شد.جهت بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون کای زوجی و ANOVA استفاده شد. یافته ها: از مجموع 2100 سؤال، 38درصد تاکسونومی یادآوری، 1/24درصد در سطح درک و 9/37درصد در سطح کاربرد بود. قدرت افتراق 9/24 درصد سؤالات منفی، 1/34 درصد ضعیف، 5/22 درصد متوسط و 5/18درصد خوب بود. ازنظر درجه دشواری، ۱/۲۲درصد سؤالات ساده، ۶/۲۲درصد متوسط، ۵/۲۴درصد دشوار، ۵/۱۷درصد خیلی دشوار و ۲/۱۳درصد فوق‌العاده دشوار بود. ارتباط معناداری بین تاکسونومی و قدرت افتراق بدست آمد، سوالات با تاکسونومی یادآوری قدرت افتراق کمتر و در سوالات با تاکسونومی درک و کاربرد قدرت افتراق بالاتر بود(001/0>p). نتیجه گیری: افزایش سطح تاکسونومی سؤالات می‌تواند باعث بهبود قدرت افتراق سؤالات آزمون گردد. با توجه به این‌که سؤالات طراحی‌شده با تاکسونومی دو و سه کمتر از حد استاندارد بود(سطح استاندارد در آزمون‌های,post graduate 80 درصد می‌باشد) پیشنهاد می‌گردد اساتید در آزمون ارتقا، تعداد سوالات بیشتری با تاکسونومی بالاتر طرح نمایند.


سید هادی حکاک، عباس علامی، فریبا درخشان، مهناز عباسی،
دوره 10، شماره 25 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش مداوم طی سال‌های اخیر با چالش‌هایی مواجه بوده است. بیشتر مطالعات، اثربخشی برنامه‌های برگزارشده را متوسط ارزیابی نموده‌اند؛ بنابراین با توجه به اهمیت موضوع و پیشینه تحقیقات به آسیب‌شناسی آموزش مداوم کنونی به روش کیفی از دیدگاه پزشکان عمومی پرداخته شد.

روش بررسی: این پژوهش در سال 1394 با رویکرد کیفی، در میان جامعه­ی پژوهش پزشکان عمومی قزوین با نمونه‌گیری مبتنی بر هدف تا اشباع داده‌ها و روش جمع‌آوری اطلاعات  با بحث گروهی متمرکز انجام شد. تمامی گفتگوها ضبط شدند. تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها به روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شد.

یافته‌ها: 23 نفر در سه بحث گروهی متمرکز شرکت داشتند. تحلیل داده‌ها، منجر به استخراج 6 درون‌مایه، 22 طبقه، 51 زیر طبقه، و 67 راه‌حل پیشنهادی گردید. درون‌مایه شرکت‌کنندگان (2 طبقه)، مدرسین (3 طبقه)، سیاست‌گذاری (5 طبقه)، طراحی (4 طبقه)، موضوع (3 طبقه) و محتوا (2 طبقه) نمایان شدند. در طبقه شرکت‌کنندگان: مشکلات پایه‌ای یادگیری و انگیزه پایین پزشکان؛ در طبقه مدرسین: نداشتن بیان خوب، ناآشنایی با مشکلات پزشکان، فراموش‌شدن هدف؛ در سیاست‌گذاری: دخیل نبودن نظرات پزشکان، انگیزه پایین دانشگاه‌ها در برگزاری باکیفیت برنامه‌ها، زیرساخت نامناسب آموزش‌ها، زمان نامناسب برگزاری، جدایی دفتر آموزش مداوم از پزشکان، عدم توجه به نتایج ارزشیابی‌ها و عدم اطلاع مدرسین از نتایج آن‌ها؛ در طراحی: عدم استفاده از فناوری مناسب، هم‌سطح نبودن گروه هدف و کسل‌کننده بودن؛ در موضوع: متناسب نبودن موضوعات با نیازها، عدم تمرکز روی موضوع برنامه، متنوع نبودن موضوعات؛ در محتوا: عدم تعیین اولویت‌ها در تولید محتوا، کاربردی و به‌روز نبودن محتوای برنامه‌ها، بومی و ملموس نبودن محتوا و عدم هماهنگی بین مدرسین در ارایه محتوا بود.

نتیجه‌گیری: تمامی مراحل آموزش مداوم از نیازسنجی تا ارزشیابی برنامه‌ها  نیاز به بازنگری و مداخله دارد. توجه به افزایش توانمندی‌های مدرسین، تطابق اهداف آموزش با نیازهای پزشکان، بازنگری روش‌های آموزشی مورداستفاده، ارایه­ی بازخورد ساختارمند به برگزارکنندگان و مدرسین ضروری است. همچنین به‌کارگیری شاخص‌های واقعی‌تر جهت ارزشیابی برنامه‌ها همچون بهبود عملکرد بالینی پزشکان باید مدنظر قرار گیرد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb