جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای ملکی

عطااله ملکی،
دوره 1، شماره 1 - ( ( پاييز و زمستان 87 ) 1387 )
چکیده

فراگیرندگان زبان دوم در حین به‌کارگیری آن دچار مشکلات ارتباطی می‌شوند. یکی از راه‌های مقابله با این مشکلات استفاده از استراتژی‌های ارتباطی مؤثر است. استراتژی‌های ارتباطی در واقع کوششی هستند که به کمک آن کاربران زبان دوم جبران خلا‌ی ارتباطی را می‌نمایند. در این مقاله امکان‌پذیری آموزش استراتزی‌های ارتباطی و روش‌های آموزش آن‌ها در کلاس مورد بحث قرار‌گرفته‌اند.
عطااله ملکی،
دوره 2، شماره 2 - ( ( بهار و تابستان 88 ) 1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاه علوم پزشکی زنجان از دانش کافی و مهارت در زبان انگلیسی برای پیشرفت تحصیلی‌شان برخوردار نیستند. در دانشگاه چندین واحد اجباری زبان انگلیسی را به عنوان بخشی از کل برنامه‌ی درسی دوره‌ی خود می‌گذرانند، ولی نتیجه‌ی کوشش آن‌ها تا حد زیادی بی‌حاصل می‌باشد. این مسئله ممکن است در ارتباط با روش آموزش و کتاب‌های درسی باشد. روش آموزش فعلی در دانشگاه روش سنتی دستور زبان و ترجمه می‌باشد. در این تحقیق برای کشف علت این مسئله روش فوق با روش جدید ارتباطی مقایسه شده، نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  روش بررسی: دو گروه از دانشجویان بهداشت محیط به صورت غیرتصادفی انتخاب و به دو کلاس تقسیم شدند. هر کلاس با یکی از روش‌ها، آموزش داده شد. طول دوره‌ی آموزش یک ترم کامل تحصیلی بود. پیش از شروع دوره‌ی آموزشی، یک آزمون تافل برای تعیین سطح دانش زبانی دانشجویان برگزار گردید. در پایان دوره همان تست تکرار شده، نتایج با استفاده از میانگین‌ها وآزمون T مورد آنالیز قرارگرفت.

  یافته‌ها: تحلیل داده‌ها، فرضیه‌ی تحقیق را مبنی بر اینکه بین روش آموزش زبان و یادگیری آن ارتباط وجود دارد، تایید نمود )0431/0( p =. همچنین یافته‌های تحقیق نشان دادند که نمره‌ی آزمون‌ها از توزیع زمان برخوردار بودند. میانگین نمره‌ در روش دستور زبان و ترجمه 07/1 و میانگین نمره در روش ارتباطی 575/1 بود.

  نتیجه‌گیری: به طور کلی، یافته‌ها، فرضیه‌ی اصلی تحقیق را تایید نمودند. بنابراین استفاده از روش ارتباطی در آموزش زبان انگلیسی توصیه می‌شود.


دکتر عطااله ملکی، مگنولیا کاظمی،
دوره 3، شماره 5 - ( 11-1389 )
چکیده

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

چکیده

زمینه و هدف: مطابقت و تناسب کتاب آموزشی با برآورده ساختن نیازهای دانشجویان در طول دوره‌ی آموزش، موفقیت تحصیلی در مقاطع بالاتر ایجاد انگیزه و علاقه برای یادگیری بیشتر و در نهایت موفقیت در آینده‌ی شغلی و حرفه‌ای آن‌ها تاثیر به‌سزایی دارد. این تحقیق کتاب آموزش زبان تخصصی پزشکی که به عنوان یکی از کتاب‌های مورد استفاده برای دانشجویان پزشکی در ایران می‌باشد را مورد ارزشیابی قرار داده و بر اساس بررسی نیازهای دانشجویان پزشکی یکی از دانشگاه‌های علوم پزشکی در ایران و ایده‌ها و نظرات استاد زبان تخصصی صورت گرفته است. این مطالعه درصدد بررسی نیازهای اصلی دانشجویان پزشکی در یادگیری متون و بررسی کارآیی و مفید بودن این متون در برآورده کردن آن
نیازها بوده است.

روش بررسی: در این تحقیق مشخصات دانشجویان و فرم‌های نیازسنجی برای مشخص کردن نیازهای زبان تخصصی پزشکی 50 دانشجوی پزشکی و همچنین پرسشنامه‌ی ارزشیابی کتاب برای بررسی نظرات استاد در مورد جنبه‌هایی از کتاب استفاده گردید. داده‌ها بر اساس آمار توصیفی و آمار استنباطی تحلیل شدند.

یافته‌ها: نیازسنجی دانشجویان نشان می‌دهد که کتاب آموزش زبان تخصصی پزشکی به طور کامل نیازهای دانشجویان را با توجه به سطح دانش زبان انگلیسی آن‌ها، مهارت‌های زبانی، مهارت‌های جانبی، روش‌های یادگیری ارجح، نوع تعاملی که دانشجویان آن را ترجیح می‌دهند و فعالیت‌های ارتباطی برآورده نمی‌سازد.

نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که در تدوین کتاب آموزش زبان تخصصی پزشکی باید نیازهای دانشجویان با توجه به سطح دانش و مهارت‌های زبانی و جانبی و نوع روش‌های یادگیری که فعالیت‌های ارتباطی و علمی دانشجویان را برآورده می‌سازد، لحاظ گردد.
 

خانم سلیمه گوهری نژاد، دکتر محمدرضا ملکی، خانم راضیه خواجه کاظمی، آقای علیرضا عباسی، خانم فرناز عطار جان نثار نوبری،
دوره 4، شماره 6 - ( 7-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: در دنیای متغیر کنونی، بسیاری از سازمان‌ها، بدنبال راه‌هایی هستند تا از طریق آنها به مزیت رقابتی دست یابند و خدمات و محصولات خود را از دیگران متمایز سازند. یکی از استراتژیهای موجود برای دستیابی به این مهم، ارائه خدمات باکیفیت است. بنابراین این مطالعه، با هدف اندازه گیری کیفیت خدمات آموزشی ارائه شده به دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی تهران و با استفاده از مدل SERVQUAL انجام شد.

روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- مقطعی است. جامعه پژوهش را دانشجویان تحصیلات تکمیلی که حداقل یک ترم تحصیلی را پشت سر گذاشته اند تشکیل می دهد. نمونه پژوهش متشکل از 97 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی میباشد. که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. گردآوری داده ها به کمک پرسشنامه پایا و روا صورت گرفت .پرسشنامه، شکاف کیفیت را در پنج بعد خدمت اندازه گیری نمود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPPS16 و آماره‌های توصیفی و آزمون ویلکاسون تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بر اساس نظرات دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی در هر پنج بعد خدمت و تمام عبارات مربوط به هر بعد شکاف کیفیت وجود دارد. بیشترین شکاف کیفیت در بعد پاسخگویی (84/0 ± 66/1-) مشاهده شد و بعد از آن به ترتیب ابعاد تضمین (89/0 ±56/1)، ملموس بودن (82/0 ± 28/1-)، قابلیت اطمینان (74/0 ± 28/1-) و همدلی(77/0±23/1-) قرار داشتند. تفاوت مشاهده شده بین شکاف کیفیت در ابعاد مختلف خدمات آموزشی از نظر آماری معنیدار بود. (P=0/0001) نتیجه‌گیری: براساس نتایج، انتظارات دانشجویان فراتر از درک آنها از وضعیت موجود است و در هیچکدام از ابعاد خدمت انتظارات آنها برآورده نشده است. لذا در برنامه‌ریزی جهت ارتقای کیفیت خدمات آموزشی در مقاطع تحصیلات تکمیلی باید در راستای برآورده نمودن انتظارات دانشجویان تلاش نمود و ابعادی که بیشترین شکاف را دارند در اولویت قرار گیرد. کلید واژه ها: کیفیت، خدمات آموزشی، دانشجو


سایه سادات موسوی صاحب الزمانی، اعظم ملکی، سقراط فقیه زاده، سیما اوجاقلو، مریم نوروزی،
دوره 8، شماره 20 - ( زمستان 1394 )
چکیده

مقدمه: یادگیری های مبتنی بر فناوری نوین اطلاعاتی، بسیاری از کمبود های نظام آموزشی را برطرف نموده و باعث ایجاد تغییرات اساسی در نظام آموزش شده است. در جهت پیاده سازی این شیوه نوین آموزش مطالعه ای با هدف بررسی آمادگی یادگیری الکترونیکی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام شد. روش کار: پژوهش توصیفی مقطعی حاضر بر روی 120 نفر از دانشجویان که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند، انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه استاندارد آمادگی یادگیری الکترونیکی watkins بودکه در سه سطح کم، متوسط و خوب برررسی شد. تحلیل آماری مورد استفاده در این پژوهش آمار توصیفی و آزمون کای دو بود. یافته ها: نتایج نشان داد اکثریت دانشجویان از آمادگی کلی خوبی برخوردارند. امادگی دانشجویان در 4 حیطه دسترسی به فناوری ، انگیزش ، توانایی یادگیری از طریق رسانه ،گفتگو های گروهی اینترنتی متوسط و در حیطه های مهارت و ارتباطات و موفقیت در یادگیری الکترونیک خوب بود که با رشته (001/0p=) و مقطع تحصیلی(006/0p=) دانشجویان ارتباط معنی داری داشت درحالیکه با جنس ، سن وترم تحصیلی این ارتباط معنی دار نبود. نتیجه گیری: علی رغم اینکه آمادگی اکثریت دانشجویان در حد مطلوب بود بررسی آمادگی سایر عوامل از جمله سازمانها ، مدیران، اساتید نیز باید مد نظر قرار گیرد. با توجه به مرتبط بودن عوامل جمعیت شناختی با آمادگی، انجام مداخلات مناسب در جهت بالابردن سطح آمادگی دانشجویان مخصوصا در مقاطع کارشناسی ضروری به نظر می رسد.


حسن نجفی، حسن ملکی، محسن فرمهینی فراهانی، رضا جعفری هرندی،
دوره 9، شماره 21 - ( بهار 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: هر شغلی دارای کدهای اخلاقی متناسب با ساختار ویژه خود است که اخلاق حرفه‌ای نام دارد. اساتید دانشگاه‌ها به عنوان افرادی که مسئولیت تعلیم و تربیت دانشجویان را به عهده دارند باید نسبت به اخلاق حرفه‌ای تدریس آگاهی داشته باشند و با پایبندی به آن سلامت ﻓﺮایند یاددهی - ﻳﺎدﮔﻴﺮی را تضمین‌ نمایند. این پژوهش با هدف ارزیابی ابعاد اخلاق حرفه‌ای تدریس اعضای هیأت علمی از دیدگاه دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد انجام شد. روش بررسی: مطالعه توصیفی – مقطعی حاضر با مشارکت 90 دانشجو که با روش نمونه گیری طبقه‌ای تصادفی انتخاب شده بودند انجام پذیرفت. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه محقق ساخته مشتمل بر 6 بعد و 48 گویه بود که روایی محتوایی و صوری آن از دید متخصصان مورد تأیید قرار گرفته و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 92/0 تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری 20 SPSS و به کمک آمار توصیفی و T تک نمونه‌ای انجام گرفت. یافته‌ها: دانشجویان ویژگی‌های شخصیتی (71/0±40/3)، اشراف بر محتوا (79/0±39/3)، تسلط بر روش‌های تدریس (86/0±33/3)، شناخت وجوه مختلف یادگیرنده (82/0±04/3)، ارزشیابی استاندارد (86/0±42/3) و رعایت قوانین آموزشی (83/0±63/3) که ابعاد اخلاق حرفه‌ای تدریس اعضای هیأت علمی می‌باشند را در حد بالاتر از متوسط ارزیابی نمودند. نتیجه‌گیری: تلاش در جهت تهیه و تدوین منشور اخلاق حرفه‌ای تدریس در دانشگاه‌ها با کمک مسئولین امر و صاحب‌نظران از یکسو و گنجاندن آن در محتوای برنامه‌های درسی ضمن خدمت اساتید از سوی دیگر می‌تواند کمک شایانی به بهبود وضعیت این امر نماید.


ابوالفضل قاسم زاده، شیوا ملکی، لیلی شریفی،
دوره 9، شماره 22 - ( تابستان 1395 )
چکیده

مقدمه: رعایت ملاحظات اخلاقی در آموزش عالی و ارتقاء اخلاق حرفه ای اساتید به عنوان الگوهای علمی و رفتاری، می تواند در اشاعه ی فرهنگ تسهیم دانش، اطلاعات، ایده ها و تخصص ها مؤثر باشد. به همین دلیل توجه به اخلاق حرفه‌ای و پیامدهای آن از اساسی‌ترین موضوعات پژوهشی در حوزه‌های سازمانی است. هدف پژوهش حاضر بررسی و کشف اثر میانجی اخلاق حرفه ای در روابط سرمایه فکری با قابلیت یادگیری سازمانی و تسهیم دانش است. روش: این تحقیق بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی است. جهت رسیدن به هدف پژوهش، نمونه ای به حجم 125 نفر از جامعه ی 171 نفری اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایلام به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد اخلاق حرفه ای، سرمایه فکری، قابلیت یادگیری سازمانی و تسهیم دانش جمع آوری گردید. به منظور بررسی روابط متغیرها در الگوی مفهومی از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که رابطه بین سرمایه فکری با تسهیم دانش از طریق اخلاق حرفه ای میانجیگری می شود. ولی نقش میانجی اخلاق حرفه ای در رابطه بین سرمایه فکری و قابلیت یادگیری سازمانی تأیید نشد. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین میزان همبستگی معنی دار به رابطه بین سرمایه فکری با قابلیت یادگیری سازمانی مربوط می شود. در الگوی مورد نظر، تمام وزن های رگرسیونی– به غیر از رابطه بین اخلاق حرفه ای و قابلیت یادگیری سازمانی– از نظر آماری معنی دار بودند. نتیجه گیری: توجه به اصول اخلاق حرفه ای و مدیریت و توسعه ی سرمایه ی فکری در دانشگاه ها که از آن ها انتظار می رود به عنوان کانون خلق دانش عمل کنند؛ می تواند در ترویج فرهنگ به اشتراک گذاری دانش در بین اعضا، از اهمیت قابل توجهی برخوردار باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb