جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای مودی

غفار علی محمودی، علیرضا آذرگون، وحید الماسی،
دوره 6، شماره 10 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: اساتید دانشگاه، نه تنها در زمینه‌ی علمی، بلکه در زمینه‌ی رفتار حرفه ای الگوی دانشجویان هستند. این مطالعه با هدف تعیین نظر کارآموزان و کارورزان رشته‌ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی لرستان از جنبه های مختلف رفتار حرفه ای اساتید گروه های آموزشی داخلی، جراحی، اطفال و زنان این دانشگاه انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه‌ی توصیفی در سال 1388 در دانشگاه علوم پزشکی لرستان انجام گردید. جامعه‌ی مورد مطالعه دانشجویان رشته‌ی پزشکی در مقطع کارآموزی و کارورزی بودند. اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. از دانشجویانی که دوره‌ی کارآموزی در بخش داخلی، جراحی، اطفال یا زنان را گذرانده بودند خواسته شد که پرسشنامه‌ی مربوط به هر بخش را تکمیل نمایند. داده ها به‌صورت درصد برای هر متغیر محاسبه گردید. یافته ها: صد و هفت نفر از دانشجویان پرسشنامه های این طرح را تکمیل نمودند. به ترتیب 1/48 ، 46/69، 75/63و 87/44 درصد از کارآموزان و کارورزان رفتار حرفه ای اساتید گروه آموزشی داخلی، جراحی، اطفال و زنان را در حد خوب و بسیار خوب می دانستند. از 14 معیار مورد بررسی اساتید گروه داخلی، جراحی و اطفال به ترتیب در 1، 10 و 3 معیار بیشترین امتیاز را دریافت کردند. نتیجه گیری: رفتار حرفه ای اساتید، به‌ویژه اساتید گروه های جراحی و اطفال، از دید دانشجویان در حد قابل قبولی بود. در برخی موارد تفاوت زیادی میان امتیاز کسب شده در معیارهای مختلف توسط گروه های آموزشی وجود داشت که می‌تواند ناشی از تفاوت های موجود بین گروه های آموزشی مختلف باشد
فیروز محمودی، زینب چراغی،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: گسترش سریع دانش و اطلاعات، گسیختگی و پراکندگی بخش­های گوناگون برنامه­درسی سنتی، ارتباط کمتر آن با جهان واقعی یادگیرندگان موجب توجه هر چه بیشتر به مقوله تلفیق برنامه­های ­درسی شده است. هدف این پژوهش مقایسه دیدگاه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز با دانشگاه تبریز در گام­های تلفیق بود.

روش بررسی: روش پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی بود. جامعه­ی آماری در این پژوهش کلیه­ی اعضای هیات علمی شاغل در دانشگاه تبریز به تعداد 650 نفر و اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز به تعداد 324 نفر بود. براساس جدول مورگان، 242 نفر از اعضای هیات علمی شاغل در دانشگاه تبریز و 177 نفر از اعضای هیات علمی دانشکده علوم پزشکی تبریز به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه­ی محقق‌ساخته گردآوری شد. داده‌های به دست آمده از طریق نرم افزار   SPSS 22و با استفاده از شاخص­های پراکندگی و آزمون آماری تحلیل واریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته­ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که بین نظرات اعضای هیات علمی دانشـگاه علـوم پزشکی تبریز و دانشگاه تبریز در گام­های آگاهی، هماهنگ­سازی، لانه­ای، چندرشته­ای و بین رشته­ای تفاوت معنادار وجود دارد. میانگین اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی نسبت به اعضای هیات علمی دانشگاه تبریز در گام­های ذکر شده بیشتر بود. اما در گام های جداسازی، هماهنگ‌سازی زمانی، به اشتراک‌گذاری، همبستگی، مکمل، فرارشته ای بین دو گروه تفاوت معنی­داری وجود نداشت.

نتیجه­گیری: نتایج نشان داد اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز نسبت به اعضای هیات علمی دانشگاه تبریز به گام­های  آگاهی، هماهنگ­سازی، لانه­ای، چندرشته­ای، و بین­رشته­ای توجه بیشتری دارند. بنابراین در برنامه­های درسی رشته­های پزشکی میزان توجه به تلفیق بیشتر است، که این امر می­تواند ناشی از ماهیت دروس رشته­ی علوم پزشکی باشد.


فیروز محمودی، زهرا صمدی، زینب فیض اله زاده،
دوره 9، شماره 24 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهارت های مورد نیاز برای زندگی اجتماعی، مهارت های ارتباطی میان فردی است.  ارزیابی مهارت­های میان فردی در عصر حاضر به علت رشد و توسعه شبکه­های اجتماعی بسیار حایز اهمیت است. بنابراین ضرورت دارد ابزاری در این زمینه تعبیه شود. این پژوهش با هدف اعتباریابی پرسشنامه مهارت­های ارتباطی میان فردی فترو (2000) در بین دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی تبریز انجام گرفت.

روش بررسی: در این پژوهش توصیفی، تعداد 750 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی تبریز با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده وارد مطالعه شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه­ی استاندارد آزمون مهـارت‌های ارتباطـی میان فردی فتـرو بود که دارای 65 سؤال  با مقیاس 5 درجه­ای لیکرت بود. تحلیل داده ها، با بکارگیری آزمون‌ آماری تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد.

یافته­ها: از بین 750 نمونه پژوهش، 423 نفر از نمونه‌ها دانشجویان دانشگاه تبریز و 327 نفر از دانشجویان علوم پزشکی تبریز بودند. با اجرای تحلیل عاملی اکتشافی بر روی 65 گویه، 6 عامل استخراج گردید و 54 گویه باقی ماند. برای نام گذاری عامل­های جدید از پرسشنامه­ی اصلی و پیشینه نظری و پژوهشی استفاده شد. این 6 عامل (همدلی و صمیمیت، ابراز وجود، مهارت­های ارتباطی، توانایی حفظ ارتباطات، حل تعارض و مهارت­های گوش دادن) 26/45 درصد کل واریانس را تبیین می­کنند.

نتیجه­گیری: با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی عاملی اکتشافی، پرسشنامه­ی جدید نسبت به پرسشنامه­ی اصلی با تعداد گویه های کمتر و مولفه­های بیشتر می­ تواند برای سنجش مهارت­های ارتباطی میان فردی مورد استفاده محققان قرار بگیرد.


فاطمه مودی، عزیزالله اربابی سرجو، ناصر ناستی زایی،
دوره 10، شماره 25 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: هنگامی که دانشگاهی می‌خواهد به سمت کارآفرینی حرکت کند، باید فرهنگ کل دانشگاه به فضای کارآفرینانه تبدیل شود .بر اساس اهمیت فرهنگ کارآفرینانه و عوارض شناخته شده آن و بنا بر گزارشاتی که از نامطلوب بودن آن در بعضی دانشگاه‌ها ارایه شده است، مطالعه­ی حاضر با هدف بررسی شکاف میان ادراکات و انتظارات اعضای هیات علمی از توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام گرفت.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی است. جامعه­ی آماری تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقه‌ای تعداد 205 عضو هیات علمی در خردادماه 1395 انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه­ی توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی با ضریب آلفای کرونباخ 71/0 بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تی گروه‌های هم‌بسته با کمک نرم افزار SPSS21 استفاده شد.

یافته‌ها: میانگین ادراکات از توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی و هر سه مولفه‌ی آن (عامل مدیریتی، عامل انسانی-روان‌شناختی و جهت‌گیری‌های استراتژیک) از میانگین انتظارات اعضای هیات علمی پایین‌تر بود (05/0P>). هم‌چنین بین ادراکات و انتظارات اعضای هیات علمی از توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی بر حسب جنسیت تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (05/0P<).

نتیجه‌گیری: بین وضع موجود و مطلوب توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی شکاف معنی‌داری وجود دارد و برای کاهش این شکاف، مدیران عالی دانشگاه باید به عوامل موثر در توسعه­ی فرهنگ کارآفرینی یعنی عامل مدیریتی، عامل انسانی-روان‌شناختی و جهت‌گیری‌های استراتژیک توجه بیشتری داشته باشند.


فیروز محمودی، زهرا صمدی شهرک، خانم زینب فیض اله زاده،
دوره 10، شماره 28 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از موضوعات اساسی در ارزیابی کیفیت  آموزش عالی میزان توجه به مهارت­ های مورد نیاز زمانی و مکانی است. این مطالعه با هدف بررسی میزان دستیابی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز به مهارت­ های عمومی قرن 21 انجام گرفت.
روش بررسی: روش مطالعه ی  توصیفی- مقطعی بود که 300 نفر از دانشجویان علوم پزشکی به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع ­آوری اطلاعات از پرسش­نامه محمودی و مولا استفاده شد که روایی آن از طریق نظر متخصصان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ (90/0) مورد تایید قرار گرفت.
یافته­ها: نتایج نشان داد میزان مهارت­ های عمومی قرن 21 دانشجویان علوم پزشکی در حیطه­ ی شناختی- مهارتی و حیطه­ ی عاطفی با توجه به میانگین نظری (3) در حد متوسط بوده p < 0/0001))، ولی در حیطه­ ی فرهنگی- اجتماعی از حد متوسط تا حدودی بالاتر بوده p < 0/0001)) و از وضعیت مطلوبی برخوردار بودند.
نتیجه­ گیری: میزان دستیابی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی به سطوح بالای حیطه ­ی شناختی و عاطفی مربوط به مهارت­ های عمومی قرن 21 توجه در حد متوسط بوده و برای دستیابی به وضعیت مطلوب، باید فرایند یاددهییادگیری و برنامه ­های درسی مورد بازنگری قرار گیرند.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb