جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای میرزازاده

مریم اعلا، عظیم میرزازاده، میترا قریب، حمید رضا برادران، پاتریشیا خشایار،
دوره 6، شماره 10 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: سبک یادگیری یکی از عوامل تأثیرگذار بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی فراگیران است که پی بردن به آن سبب می‌شود هر فرد، روش یادگیری صحیح تری اتخاذ نماید. در حالی که سبک یادگیری مدرسان نیز در انتخاب محیط آموزشی و فعالیت های تدریس آن‌ها اثر‌گذار است، لذا این پژوهش با هدف بررسی سبک یادگیری دانشجویان و اعضای هیات علمی در مقطع پیش بالینی دوره پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت. روش بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی- مقایسه ای که در سال تحصیلی 91-90 انجام شد، 221 نفر از دانشجویان و 106 نفر از اعضای هیات علمی مقطع علوم پایه و مقطع مبانی طب بالینی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در مطالعه شرکت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد سبک های یادگیری کلب (Kolb) بود. یافته ها: بیشترین سبک های یادگیری در بین دانشجویان، سبک یادگیری همگرا 4/34 درصد و انطباق یابنده 8/30 درصد و در بین اعضای هیات علمی، همگرا 5/41 درصد و جذب کننده 4/26 درصد بود. بین سبک های یادگیری دانشجویان و اعضای هیات علمی تفاوت آماری معنی داری مشاهده شد (0001/0P<). سبک یادگیری دانشجویان در مقطع علوم پایه با مقطع مبانی طب بالینی نیز تفاوت آماری معنا دار (0001/0>P) داشت. اگر چه در سبک یادگیری اعضای هیات علمی در دو مقطع، تفاوت معنی دار آماری یافت نشد. نتیجه گیری: از آنجا که سبک های یاددهی موازی با سبک های یادگیری هستند و با توجه به تفاوت سبک یادگیری بین اعضای هیات علمی و دانشجویان، اعضای هیات علمی می توانند ضمن آگاهی از تفاوت موجود، برنامه ها و روش های آموزشی خود را به گونه ای سامان دهی نمایند که غالب دانشجویان را تحت پوشش قرار دهند. لذا با توجه به سبک یادگیری غالب دانشجویان که همگرا است پیشنهاد می گردد که از اساتید فارغ از ترجیحات خود، محیط‌های یادگیری متناسب با این سبک شامل فعالیت های آزمایشگاهی و آموزش کاربردهای عملی مطالب تدارک ببینند.
آزیتا یداللهی، عظیم میرزازاده، لادن فتی،
دوره 6، شماره 11 - ( 7-1392 )
چکیده

زمینه و هدف : شناسایی فاکتورهای موثر در پیشرفت تحصیلی دانشجویان و توجه به آن­ها، گامی به سوی توسعه‌ی پایدار می‌باشد. هدف از انجام این پژوهش پیش­بینی موفقیت تحصیلی از طریق مولفه‌های تفکر نقاد و برخی از متغیرهای جمعیت شناختی می‌باشد.

روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی می‌باشد که در آن 114دانشجوی پزشکی سال اول دانشگاه علوم پزشکی تهران شرکت کردند. جامعه­ی آماری کلیه­ی دانشجویان رشته پزشکی ورودی سال 90 بودند. دانشجویان پرسشنامه مهارت­های تفکر نقاد کالیفرنیا (فرم ب) را در ابتدای سال تحصیلی تکمیل نمودند شاخص پیشرفت تحصیلی  که معدل دانشجویان بود در پایان یک سال تحصیلی  به همراه  برخی از متغییرهای جمعیت شناختی آن­ها جمع آوری شد. و در تحلیل نتایج از آمارهای توصیفی شامل میانگین، انحراف استاندارد، کمینه و بیشینه و نیز از آمار استنباطی رگرسیون چندگانه‌ی گام‌به‌گام استفاده شد.

یافته ها: نتایج رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد بین چهار خرده مقیاس تفکر نقاد و موفقیت تحصیلی رابطه‌ای وجود ندارد و تنها بین خرده مقیاس "تفسیر" و موفقیت تحصیلی رابطه معناداری وجود داشت (251/0=R) و در مجموع 3/6 درصد موفقیت تحصیلی را تبیین می‌کردند (063/0=R2). همچنین، در صورت تعمیم نتایج نمونه­ی مورد مطالعه به جامعه­ی اصلی متغیرهای پیش‌بین قادر به تبیین 4/5 درصد از واریانس موفقیت تحصیلی می‌باشند (054/0=R2Adj). ضریب رگرسیون متغیر پیش‌بین تفسیر نشان می‌دهد که این متغیر می‌توانند تغییرات مربوط به موفقیت تحصیلی را به گونه‌ای معنادار تبیین کنند (0001/0>P).

نتیجه‌گیری: با توجه به پژوهش‌های صورت گرفته در دنیا در خصوص عوامل موثر بر تفکر نقاد حجم  مطالب درسی و نحوی ارزشیابی بر پرورش این عملکرد ذهنی بسیار تاثیر­گذار می­باشند نتایج در پژهش حاضر حاکی از این است که تراکم مطالب درسی مجال تفکر را از فراگیران سلب می‌نماید همچنین استفاده از روش‌های ارزشیابی که بر مبنای حفظ کردن حجم وسیعی از اطلاعات تئوری و غیر کاربردی هستند، باعث می‌شود دانشجویان به سمت روش‌های یادگیری حفظی و بدون تفکر و استدلال سوق داده ‌شوند. لذا ضروری است بر روی حجم محتوای آموزشی و نحوی ارزشیابی دانشجویان تمرکز بیشتری صورت گیرد همچنین برای نحوی پذیرش دانشجویان باید تدابیری اندیشید که تاثیر سهمیه در آن معقولتر شود‌‌



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2020 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb