جستجو در مقالات منتشر شده


18 نتیجه برای اثربخشی

احمد اصل هاشمی،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: در حال حاضر مصائب ناشی از سوانح طبیعی یکی از موانع اصل توسعه پایدار است و عدم آمادگی مقابله با آن تلفات و خسارات سنگینی را به ملت ها و دارائی های آنها وارد می کند که بعضا" جبران ناپدیر است و از آثار و عواقب ناشی از بلایای طبیعی می توان آلودگی منابع آب ، آوارگی مردم ، افزایش ناقلین و ...... را نام برد که بعد از بروز بلایای طبیعی بسیار محسوس است . لذا برای تقلیل عواقب ناشی از آن، ارتقاء سطح آگاهی و نگرش با تدوین برنامه های آموزشی مدون برای شهروندان ضروری است . بنابراین بررسی اثربخشی ارائه واحد اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری در افزایش آگاهی و بهبود نگرش دانشجویان مزبور در هنگام بروز بلایای طبیعی اساس این تحقیق بوده تا مشخص شود که ارائه این درس تا چه اندازه قادر به افزایش آگاهی و بهبود نگرش در این دانشجویان واقع می شود.
روش تحقیق: این پژوهش یک مطالعه توصیفی – تحلیلی و مداخله ای است که برروی تعداد 60 نفر از دانشجویان رشته های بهداشت محیط و مبارزه با بیماری ها انجام گرفت که پس از همسان سازی (Match ) آنان براساس نمرات پیش آزمون دانش یا آگاهی به دو گروه مورد و شاهد( هر کدام 30 نفر) تقسیم گردیدند که برای گروه مورد درس اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری به مدت یک ترم تحصیلی ارائه ولی برای دانشجویان گروه شاهد این درس ارائه نگردید و بعد از مداخله در پایان ترم تحصیلی از هر دو گروه آزمون دانش و نگرش همانند پیش آزمون بعمل آمده و اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون آماری ناپارامتریک مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها :یافته ها نشان داد که در میانگین آگاهی و نگرش آزمودنی های گروه شاهد به علت عدم مداخله تغییر اساسی صورت نگرفته ولی در میانگین آگاهی آزمودنی های گروه مورد به واسطه آموزش اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری 97/12 نسبت به قبل از مداخله افزایش یافته و میانگین نگرش گروه مورد نیز به واسطه آموزش اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری 86/57 نسبت به قبل از مداخله بهبود حاصل شده است. همچنین بررسی های آماری با استفاده از آزمون ویل کاکسون نشان داد که تفاوت معنی دار آماری بین نگرش و دانش آزمودنی ها در گروه مورد وجود داشته (001/0≥ ). ولی بین نگرش و دانش آزمودنی ها در گروه شاهد تفاوت معنی داری آماری وجود ندارد (001/0≤ ) و نتایج حاصله از مقایسه میانگین نمرات نگرش و دانش آزمودنی ها بعد از مداخله در دو گروه مورد و شاهد با استفاده از آزمون من ویتنی یو تست نیز نشان از موثر بودن آموزش اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری برای دانشجویان گروه مورد در حیطه های نگرش و دانش آنها است (001/0≥ ) و نهایتا" در این مطالعه بین رشته تحصیلی و جنسیت آزمودنی های گروه مورد با میزان آگاهی و بهبود دانشجویان گروه مورد رابطه ای وجود پیدا نشد (001/0≤ ).
نتیجه گیری : نتایج حاصل از این پژوهش گویای تاثیر ارائه درس اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری در افزایش میزان آگاهی و بهبود نگرش دانشجویان رشته های بهداشتی بود که میتوان اظهار نمود که ارائه این درس با توجه به بلاخیز بودن کشورمان و ضرورت آگاهی کلیه شهروندان علی الخصوص دانشجویان رشته های مختلف در مقابله با عواقب ناشی از این بلایا برای تمامی رشته های دانشگاهی ضرورت دارد .
مصطفی راد، نعمت اله شموسی، محمد حسن رخشانی،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

file:///C:DOCUME~1DEAR-U~1LOCALS~1Tempmsohtml1�1clip_filelist.xml" > Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف:
زبان انگلیسی بی‌گمان مهم‌ترین زبان دنیاست. از طرفی زبان انگلیسی به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباطی برای استفاده از منابع و مآخذ علمی و پژوهشی و بهره‌گیری از فن آوری‌های پیشرفت، از اساسیَ‌ترین مهارت‌های مورد نیاز برای زندگی در جهان امروز است، ولی نقایص زیادی در آموزش و یادگیری آن در کشور ما وجود دارد که در اکثر اوقات فراگیران به هنگام عمل از بکار بستن آن در حیطه‌های مختلف عاجزند. هدف این مطالعه تعیین میزان اثر بخش بودن آموزش زبان انگلیسی دانشگاهی در مقطع کارشناسی از دیدگاه دانشجویان و فارغ التحصیلان پرستاری و مامایی بود.
 

روش بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی، 297 نفر از دانشجویان و فارغ التحصیلان پرستاری و مامایی که به روش تصادفی خوشه‌ای انتخاب شده بودند، پرسشنامه اثربخشی زبان را تکمیل کردند.

 

یافته‌ها: 56 درصد شرکت کنندگان در مطالعه، پرسنل پرستاری و مامایی و 44 درصد دانشجو بودند، میانگین نمرات در حیطه‌ی اثربخشی کاربرد زبان در پژوهش 054/2 بود که 75 درصد سوال شوندگان نمره‌ی کمتر از 5/2 (از 5-0) را کسب کردند. میانگین نمرات در حیطه‌ی دانش عمومی زبان 57/2 بود که 75 درصد سوال شوندگان نمره‌ی کمتر از 1/3 (از 5-0) را کسب کردند. میانگین نمرات در حیطه‌ی دانش تخصصی 34/2 بود که 75 درصد سوال شوندگان نمره‌ی کمتر از 7/2 (از 5-0) را کسب کردند. دیدگاه فارغ التحصیلان پرستاری و پرستاران در حیطه‌ی دانش عمومی زبان انگلیسی با میانگین رتبه‌ی 64/161 بود که در مقایسه با دیدگاه دانشجویان پرستاری و مامایی 96/129 بود. بر اساس آزمون آماری من ویتنی با 002/0P = اختلاف معنی‌داری در این زمینه وجود داشت.

 

نتیجه‌گیری: میانگین نمرات در مجموع حیطه‌های مختلف نشان می‌دهد، آموزش زبان موثر نمی‌باشد.


فرح مادرشاهیان، محسن حسن ابادی، سهیلا خزاعی،
دوره 4، شماره 7 - ( 11-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: انتخاب رویکرد مبتنی بر شواهد جهت آموزش و تصمیم گیری در ارایه ی مراقبت نیازمند تعیین موانع و اثربخشی می باشد. در این مطالعه اثر گنجاندن مراقبت مبتنی بر شواهد در برنامه ی تدریس بر عملکرد دانشجویان مطالعه شده است. روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی چهل دانشجوی رشته ی پرستاری در بخش ارولوژی با نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آموزش مبتنی بر شواهد (20نفر) و رویکرد سنتی (20نفر) تخصیص یافتند. اطلاعات با پرسشنامه ی نظرات دانشجویان، رضایت بیماران و چک لیست ارزیابی کیفیت مراقبت، جمع آوری گردید و سپس با آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: مراقبت از بیماران در گروه مبتنی بر شواهد و سنتی به ترتیب 35درصد و 29درصد مطلوب، 55 درصد و 59 درصد متوسط و 10درصد و 12درصد نامطلوب بود. دانشجویان گروه مبتنی بر شواهد و سنتی به ترتیب 65درصد و 40درصد معتقد بودند که بر اساس نیاز بیمار جهت مراقبت تصمیم گیری می نمودند. 73درصد و 38درصد علاوه بر مشکل فعلی تمامی مشکلات بیمار را در نظر گرفته ، 64درصد و 45درصد اضطراب آنان کاهش یافته بود ( 045/0 P= ). بیماران دو گروه به ترتیب 52درصد و 40درصد رضایت زیاد داشتند. در آغاز آگاهی دانشجویان دو گروه از مراقبت بیماران ، تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشت(63/0 P=). نتیجه‌گیری: گنجاندن شواهد پژوهش در مراقبت های پرستاری نه تنها به اندازه ی رویکرد سنتی موثر است بلکه موجب ارتقای مراقبت های پرستاری با کیفیت بالا می گردد.
سید جلیل میرمحمدی میبدی، سید سعید مظلومی محمود آبادی، زهرا شریف پور، حسن شهبازی، اعظم محمدلو،
دوره 5، شماره 9 - ( 10-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: تدریس اثربخش، مجموعه رفتارهای معلم است که باعث دستیابی به اهداف آموزشی و بهبود بخشیدن به کیفیت آموزش می شود. بازخورد دانشجویان به عنوان مشتریان اصلی در آموزش ، که برخی آن را تنها اطلاعات ملموس برای ارزشیابی فعالیت اساتید می دانند، اطلاعات ویژه ای را دراختیار مدرس قرار می دهد که وی می تواند در بهبود عملکرد و اثربخشی خود از آن ها بهره گیرد؛ لذا برآن شدیم ویژگی های تدریس اثربخش را از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد مورد بررسی قرار دهیم. روش بررسی: مطالعه ی حاضر توصیفی _ تحلیلی از نوع مقطعی می باشد.جامعه ی مورد بررسی 256 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یزد بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی مورد تایید قرار گرفته بود، روش نمونه گیری چندمرحله ای طبقه ای بوده که پس از جمع آوری با استفاده از آزمون های آماری C‏hi square، ANOVA و T-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داده که اولویت های حیطه های تدریس اثربخش ازدیدگاه دانشجویان به ترتیب ارتباط بین فردی، مهارت های تدریس، ویژگی های فردی، مهارت ارزشیابی ورعایت قوانین آموزشی بود و به طورکلی مهم ترین ویژگی های تدریس اثر بخش به ترتیب تسلط برموضوع درس(76/2)، لحن وکلامی احترام آمیز(73/2) و حفظ شخصیت دانشجو و احترام به او(7/2)بود. نتیجه‌گیری: با توجه به نظرات دانشجویان پیشنهاد می شود برگزاری کارگاه ها و دوره های آموزشی مناسب و هدفدار جهت بهبود فرایند یاددهی- یادگیری و آشنایی اساتید با روش های نوین و موثر تدریس و استراتژی های آموزشی مبتنی بر تحقیقات همچنین تقویت مهارت های ارتباطی مدرسین و توجه به مولفه های این حیطه در گزینش، جذب و ارزشیابی آن ها پیشنهاد می گردد
محمد امینی، حمید رحیمی، زهره صمدیان،
دوره 6، شماره 10 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این پژوهش تحلیل و ارزیابی موانع اثربخشی دروس معارف اسلامی در دانشگاه علوم پزشکی کاشان بود. روش بررسی: جامعه‌ی آماری این تحقیق شامل کلیه‌ی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان به تعداد 2457نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم، تعداد 106 دانشجو به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته در قالب 61 سوال بود که ضریب پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 83/0برآورد شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری استباطی (آزمونT، تحلیل واریانس و ...) استفاده گردید. یافته‌ها: یافته ها نشان داد که وضعیت کلی اجرای برنامه های درسی معارف اسلامی در دانشگاه ها نسبتاً درحد مطلوب بود؛ ولی در عین حال مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی مانع اثربخشی و تأثیرگذاری لازم روی دانشجویان می‌گردید. نتیجه گیری: در بین عوامل درونی مولفه‌ی ارزشیابی و در میان عوامل بیرونی عامل اجتماع و شرایط محیطی از نظر دانشجویان عمده ترین موانع اثربخشی دروس معارف اسلامی می باشد
زیبا لوک زاده، امیرهوشنگ مهرپرور، محمدحسین داوری، مریم بهاءلو، مهدی میرزایی علویجه،
دوره 7، شماره 14 - ( 3-1393 )
چکیده

: زمینه و هدف: آموزش مداوم پزشکی، یک عنصر کلیدی در افزایش دانش، مهارت، کیفیت و اثربخشی سیستم بهداشتی درمانی است. در ابتدا این آموزش‌ها به صورت حضوری تعریف شدند، اما به دلایل متعددی روش آموزش غیر حضوری نیز برای آموزش مداوم مطرح گردید. این مطالعه با هدف تعیین دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در خصوص برگزاری آموزش مداوم غیر حضوری انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 74 نفر از اعضای هیأت علمی شرکت کننده در برنامه‌های آموزش مداوم در سال 1390 به روش نمونه گیری در دسترس، مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود (8/0=α). پرسشنامه‌ها به روش خود گزارش دهی تکمیل شد، و پس از ورود داده‌ها در نرم افزار SPSS(v.18) ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: 6/58% از افراد با اجرای برنامه های آموزش مداوم غیر حضوری موافق بودند و ترجیح می‌دادند بیش از 40% برنامه‌ها به صورت غیر حضوری صورت پذیرد. از بین این افراد، 7/53% الویت اول خود را در این خصوص، برنامه‌های اینترنتی بیان داشتند. نتیجه گیری: نگرش اکثر اعضاء هیأت علمی نسبت به برگزاری برنامه‌های آموزش مداوم غیر حضوری مثبت بود و با توجه به نتایج این مطالعه می‌توان اجرای برنامه‌های آموزش مداوم به شکل غیر حضوری از جمله آموزش مداوم اینترنتی را پیشنهاد داد.
رحمت اله مرزوقی، معصومه حیدری، فهیمه کشاورزی، الهام حیدری،
دوره 8، شماره 18 - ( 3-1394 )
چکیده

چکیده: زمینه و هدف: دانشگاه‌ها در محیطی فعالیت می‌کنند که به شدت پویا و متغیر می‌باشند و سکوت سازمانی می‌تواند از یک سو تحت تأثیر میزان اعتماد دانشجویان به مدیران شکل گیرد و از سوی دیگر، بر میزان رضایت تحصیلی دانشجویان تأثیر گذار باشد، این پویایی را دستخوش تغییر سازد. لذا هدف این پژوهش بررسی نقش سکوت سازمانی در تبیین ارتباط بین اعتماد دانشجویان به مدیران و رضایت تحصیلی آنان می باشد. روش بررسی: روش تحقیق توصیفی - پس رویدادی وروش آماری همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری است. نمونه ای 227 نفره به شیوه طبقه‌ای تصادفی از میان کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم پزشکی دانشگاه شیراز انتخاب گردید. ابزار اندازه‌گیری را پرسشنامه‌ی 39 گویه‌ای تشکیل می‌داد که پایایی آن از فرمول آلفای کرونباخ در سطح بالایی گزارش شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از شاخص های آمار توصیفی، میانگین، انحراف معیار و همچنین از روش تحلیل مسیر با استفاده از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌ها: تعداد کل نمونه آماری تحقیق 227 نفر بود که از این تعداد، 70 درصد دانشجویان زن، 30 درصد دانشجویان مرد بودند. متغیر اعتماد دانشجویان به مدیران بطور مستقیم و معنادار پیش‌بینی کننده رضایت تحصیلی دانشجویان می‌باشد. همچنین متغیر اعتماد دانشجویان به مدیران، پیش‌بینی کننده منفی و معنادار سکوت سازمانی دانشجویان می‌باشد. اما متغیر سکوت نقش میانجی یا واسطه ای بین متغیر اعتماد دانشجویان به مدیران و رضایت تحصیلی ندارد. نتیجه گیری: افزایش سطح اعتماد دانشجویان به مدیران دانشگاه می تواند در کاهش سکوت آنها تاثیر گذاشته و دانشگاه را از این منبع مهم در جهت فهم مشکلات و ارائه ایده‌های نو در راستای بهبود عملکرد دانشگاه محروم نسازد. با این حال کاهش سکوت تحصیلی لزوماً منجر به افزایش سطح رضایت تحصیلی نمی‌شود و رضایت تحصیلی می‌تواند مستقیماً و بدون واسطه سکوت سازمانی تحت تأثیر اعتماد دانشجویان به مدیران باشد. بنابراین اعتماد دانشجویان به مدیران می‌تواند مستقیماً منجر به افزایش رضایت تحصیلی شده و در نهایت اثربخشی سیستم های آموزش عالی را به ارمغان آورد.
مجتبی پنجه پور، نگار عطایی،
دوره 8، شماره 19 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: بیوشیمی بالینی از جمله دروسی است که علاوه بر بیوشیمی پایه در کوریکولوم دانشجویان رشته داروسازی برنامه ریزی شده و یادگیری عمیق و تفهیمی آن، می تواند در تخصص حرفه ای داروسازی نقش مهمی داشته باشد. با توجه به مشکل در فراگیری و ماندگار بودن این درس و جهت ایجاد علاقه بیشتر در دانشجویان، پژوهش حاضر، تدریس بیوشیمی بالینی به دو روش فعال تعاملی و تدریس سخنرانی استاد محور را مورد مقایسه قرار می دهد. روش بررسی: این مطالعه به روش نیمه تجربی بر روی 65 نفر دانشجوی ترم 5 داروسازی در ارائه درس دو واحدی بیوشیمی بالینی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان طی نیمسال اول 92-91 انجام گرفت.ابتدا دانشجویان در مورد روش تدریس تعاملی توجیه شدند و سپس به گروههای 7-5 نفره تقسیم‌بندی شده و به هر گروه یکی از مباحث درسی انتخابی محول گردید و یک نفر از گروه، مبحث موردنظر را برای دیگر دانشجویان در کلاس تدریس ‌کرد. کلیه مراحل آماده سازی و ارائه درس، زیر نظر استاد انجام می گرفت. میزان رضایتمندی دانشجویان از روش تعاملی از طریق پرسشنامه محاسبه گردید. همچنین به منظور مقایسه کاملتر این دوروش، نمرات آزمون این دانشجویان، با دانشجویان ترم 5 نیمسال اول 91-90 که تنها روش تدریس اعمال شده برای آنها، روش استادمحور بود، مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها به روش t-test و مربع کا و با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از نظرسنجی از دانشجویان نشان می دهد که میانگین نمره رضایتمندی دانشجویان از روش مشارکتی، 64 درصد است. همچنین میانگین نمره حاصل از تاثیر این روش در ایجاد انگیزه و علاقه به درس بیوشیمی برابر با 62.2 درصد، در یادگیری موثرتر 66.2 درصد و در تشویق دانشجویان برای مشارکت در کار گروهی 57درصد میباشد. اختلاف معنی داری بین میانگین نمرات امتحان پایان ترم بین دو گروه مشاهده نگردید. نتیجه گیری: از آنجا که 5/73 درصد از دانشجویان مورد بررسی، بیوشیمی را به عنوان یکی از دروس مهم و مفید در رشته تحصیلی خود میدانند و براساس میزان رضایتمندی دانشجویان در استفاده از روشهای تدریس متنوع در یادگیری بهتر و موثر این درس که برابر با 5/76درصد میباشد و باتوجه به میزان 64 درصدی رضایت دانشجویان از روش تدریس تعاملی که بیشتر از روش سخنرانی توسط استاد است، پیشنهاد میشود که در تدریس بیوشیمی که از دروس پایه ای برای رشته های زیرگروه پزشکی است، از روش های متنوع تدریس و روشهایی که در آنها دانشجو در یادگیری خود مشارکت دارد، استفاده شود. نتایج این پژوهش میتواند نقطه شروعی باشد برای تغییر رویکرد آموزشی از «استاد محوری» به «دانشجو محوری» و از «یاددهی استاد» به «یادگیری دانشجو » باشد.
محمد امینی، حمید رحیمی، سارا مرادی،
دوره 9، شماره 22 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ﻳﻜﻲ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﻬﻢ ﺑﻘﺎی ﻫﺮ ﺳﺎزﻣﺎن ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ اﻓﺰاﻳﺶ ﺑﻬﺮه وری ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد، ﺑﺮﺧﻮرداری از اﻧﺴﺠﺎم در ارزش ﻫﺎ و ﺑﺎورﻫﺎ و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﻠﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ آن ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. لذا ﻫﺪف از ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺣﺎﺿﺮ، ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﺆﻟﻔﻪ ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ در داﻧﺸﮕﺎه ﻋﻠﻮم ﭘﺰﺷﻜﻲ اراک ﺑﻮد. روش: نوع تحقیق توصیفی پیمایشی بود. جامعه مورد نظر، کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اراک به تعداد 273 نفر بودند که با استفاده از فرمول کوکران 162 نفر به عنوان نمونه بدست آمد. ابزار پژوهش، پرسش نامه فرهنگ سازمانی در 42 گویه در قالب چهار مولفه (فرهنگ عقلانی، توسعه ای، اجماعی و سلسله مراتبی) با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه بصورت محتوایی توسط متخصصان تایید شد. پایایی پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ 84/0 برآورد گردید. تحلیل داده ها در سطح توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون t تک نمونه ای و تحلیل واریانس چندگانه) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد فرهنگ سازمانی دانشگاه علوم پزشکی اراک در بعد عقلانی دارای میانگین 57/0±4/3، توسعه ای 56/0±33/3 و اجماعی 62/0±27/3 بالاتر از حد متوسط و در سلسله مراتبی با میانگین 63/0±69/2 پایین تر از حد متوسط است. نتیجه گیری: اعضای هیات علمی، فرهنگ سازمانی دانشگاه علوم پزشکی اراک را بیشتر عقلانی، توسعه ای و اجماعی می دانند و معتقدند که فرهنگ دانشگاه، بر ﻧﻮآوری و ﺗﻮﺳﻌﻪ، رﻳﺴﻚ ﭘﺬﻳﺮی و ﺧﻼﻗﻴﺖ، رقابت، تحقق اهداف و اثربخشی تاکید بیشتری دارد و رﺳﻤﻴﺖ ﮔﺮاﻳﻲ، تمرکز، قوانین و مقررات رسمی و ثبات کمتر مورد تاکید است. کلید واژه: فرهنگ سازمانی، دانشگاه، اعضای هیات علمی


محمد زارع، مصطفی سالاری، راحله ساریخانی،
دوره 9، شماره 22 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: توجه به راهبردهای آموزشی نظریه بارشناختی، می‌تواند موجب اثربخشی فرآیند یاددهی-یادگیری گردد. لذا هدف از این پژوهش بررسی رعایت راهبردهای آموزشی نظریه بارشناختی بر میزان بارشناختی بیرونی و یادگیری در درس فیزیولوژی بود.

مواد و روش‌ها: در این پژوهش از طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم‌پزشکی کرمانشاه که درس فیزیولوژی را در نمیسال دوم سال تحصیلی 94-93 به عنوان درس انتخابی خود داشتند، تشکیل می‌دادند. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس به تعداد 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش گماشته شدند (دو گروه 20 نفره). ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه سنجش بارشناختی بیرونی و آزمون یادگیری (پیش‌آزمون با پایایی 87/0 و پس‌آزمون 89/0 و با تأیید روایی صوری توسط اساتید به عنوان متخصص موضوع) بود. برای تحلیل داده‌ها از آزمون آماری تی‌مستقل و نرم افزار spss نسخه 18 استفاده شد.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاکی از کاهش میزان بارشناختی بیرونی (23/10:t , 001/0 p >) و افزایش میزان یادگیری ( 32/4t= , 001/0) در دانشجویان گروه آزمایش در درس فیزیولوژی، نسبت به گروه کنترل بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به تأثیر استفاده از راهبردهای آموزشی نظریه بارشناختی بر میزان بارشناختی‌بیرونی و افزایش میزان یادگیری، استفاده از این راهبردها می‌تواند یادگیری اثربخش را برای یادگیرندگان ایجاد نماید. بنابراین به مجریان آموزش توصیه می‌شود که این راهبردها را در آموزش خود مورد توجه قرار دهند و رهنمودهای آن را بکارگیرند.


سعید مشتاقی، محمد افضل زاده،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی کاربردپذیری نظریه­ی راسل و پتری (1992) در پیش­بینی پیشرفت تحصیلی دانشجویان بر مبنای سیاهه سنجش اثربخشی یادگیری دانشگاهی (CLEI) بود.

روش بررسی: این مطالعه همبستگی روی 245 دانشجوی (136 زن و 109 مرد) دانشگاه علوم پزشکی دزفول که به روش تصادفی انتخاب شدند، صورت گرفت. برای جمع­آوری داده­ها از نسخه سوم ابزار CLEI استفاده شد. میانگین نمره­ی درسی به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. برای تحلیل داده­ها از شاخص­های آمار توصیفی، ضریب همبستـگی پیرسـون و تحلیـل رگرسـیون چندگانه از نرم­افزار SPSS 18 استفاده شد.

یافته­ ها: نتایج نشان داد که بین عوامل ششگانه موثر در یادگیری دانشگاهی با پیشرفت درسی دانشجویان رابطه­ی مثبت معنادار وجود دارد؛ به­علاوه، از میان عوامل مورد سنجش، عامل خودکارآمدی تحصیلی و سازماندهی و توجه در مطالعه بیشترین توان تبیین پیشرفت درسی را دارند.

نتیجه­ گیری: یافته­های این مطالعه بر اهمیت بررسی عوامل مختلف بر مبنای مدل راسل و پتری و تاثیر آن بر متغیرهای تحصیلی تاکید داشت.


مهدی محمدی، رضا ناصری جهرمی، زینب مختاری، اطهر راسخ جهرمی، علیرضا عابدی، راحیل ناصری جهرمی،
دوره 9، شماره 23 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاری یکی از مشاغل حوزه سلامت است که علاوه بر ارایه­ی خدمات درمانی، به آموزش مداوم نیاز دارند تا علاوه بر بهسازی فردی، از آخرین دستاوردهای علم پزشکی نیز آگاه شوند. هدف از پژوهش حاضر، ارزشیابی عوامل مؤثر بر انتقال یادگیری دوره‏های آموزش ضمن خدمت پرستاری به محیط کار بر اساس مدل انتقالی هالتون بود.

روش بررسی: پژوهش حاضر، مطالعه‌ای از نوع توصیفی- مقطعی است. جامعه­ی آماری شامل تمامی پرستاران دانشگاه علوم پزشکی جهرم در سال 1394و معیار ورود به پژوهش، شرکت در دوره‏های آموزشی تخصصی ضمن خدمت بود. به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 95 نفر از پرستاران به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش پرسشنامه­ی سیستم انتقال یادگیری مبتنی بر مدل هالتون بود که پس از محاسبه روایی و پایایی، بین نمونه‌های مطالعه توزیع گردید. با استفاده از روش‌های آمار استنباطی و نرم‌افزار SPSS21 داد‌ه‌ها تحلیل شدند.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار عوامل فردی 78/0 ± 80/2، عوامل سازمانی 66/0 ± 68/2 و عوامل آموزشی 54/1 ± 74/2 بوده است. نتایج نشان داد که عوامل فردی، سازمانی و آموزشی موثر بر انتقال یادگیری دوره‏های آموزش ضمن خدمت به محیط کار از دیدگاه پرستاران دانشگاه علوم پزشکی جهرم از سطح متوسط بیشتر اما از سطح مطلوب کمتر می‌باشند. همچنین مشخص گردید که عامل موثر غالب از دید آنان عامل فردی می‌باشد (05/0 > P).

نتیجه‌گیری: باید با توجه ویژه به اثربخشی دوره‌های آموزشی ضمن خدمت پرستاران و ایجاد انگیزش، زمینه­ی انتقال آموخته‌های آنان را به محیط کار فراهم نمود.


سید هادی حکاک، عباس علامی، فریبا درخشان، مهناز عباسی،
دوره 10، شماره 25 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش مداوم طی سال‌های اخیر با چالش‌هایی مواجه بوده است. بیشتر مطالعات، اثربخشی برنامه‌های برگزارشده را متوسط ارزیابی نموده‌اند؛ بنابراین با توجه به اهمیت موضوع و پیشینه تحقیقات به آسیب‌شناسی آموزش مداوم کنونی به روش کیفی از دیدگاه پزشکان عمومی پرداخته شد.

روش بررسی: این پژوهش در سال 1394 با رویکرد کیفی، در میان جامعه­ی پژوهش پزشکان عمومی قزوین با نمونه‌گیری مبتنی بر هدف تا اشباع داده‌ها و روش جمع‌آوری اطلاعات  با بحث گروهی متمرکز انجام شد. تمامی گفتگوها ضبط شدند. تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها به روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شد.

یافته‌ها: 23 نفر در سه بحث گروهی متمرکز شرکت داشتند. تحلیل داده‌ها، منجر به استخراج 6 درون‌مایه، 22 طبقه، 51 زیر طبقه، و 67 راه‌حل پیشنهادی گردید. درون‌مایه شرکت‌کنندگان (2 طبقه)، مدرسین (3 طبقه)، سیاست‌گذاری (5 طبقه)، طراحی (4 طبقه)، موضوع (3 طبقه) و محتوا (2 طبقه) نمایان شدند. در طبقه شرکت‌کنندگان: مشکلات پایه‌ای یادگیری و انگیزه پایین پزشکان؛ در طبقه مدرسین: نداشتن بیان خوب، ناآشنایی با مشکلات پزشکان، فراموش‌شدن هدف؛ در سیاست‌گذاری: دخیل نبودن نظرات پزشکان، انگیزه پایین دانشگاه‌ها در برگزاری باکیفیت برنامه‌ها، زیرساخت نامناسب آموزش‌ها، زمان نامناسب برگزاری، جدایی دفتر آموزش مداوم از پزشکان، عدم توجه به نتایج ارزشیابی‌ها و عدم اطلاع مدرسین از نتایج آن‌ها؛ در طراحی: عدم استفاده از فناوری مناسب، هم‌سطح نبودن گروه هدف و کسل‌کننده بودن؛ در موضوع: متناسب نبودن موضوعات با نیازها، عدم تمرکز روی موضوع برنامه، متنوع نبودن موضوعات؛ در محتوا: عدم تعیین اولویت‌ها در تولید محتوا، کاربردی و به‌روز نبودن محتوای برنامه‌ها، بومی و ملموس نبودن محتوا و عدم هماهنگی بین مدرسین در ارایه محتوا بود.

نتیجه‌گیری: تمامی مراحل آموزش مداوم از نیازسنجی تا ارزشیابی برنامه‌ها  نیاز به بازنگری و مداخله دارد. توجه به افزایش توانمندی‌های مدرسین، تطابق اهداف آموزش با نیازهای پزشکان، بازنگری روش‌های آموزشی مورداستفاده، ارایه­ی بازخورد ساختارمند به برگزارکنندگان و مدرسین ضروری است. همچنین به‌کارگیری شاخص‌های واقعی‌تر جهت ارزشیابی برنامه‌ها همچون بهبود عملکرد بالینی پزشکان باید مدنظر قرار گیرد.


فخرالسادات میرحسینی، هومان منوچهری، سولماز موسوی، فاطمه حسن شیری، شعله بیگدلی، زهرا رحیمی مقدم، میمنت حسینی،
دوره 10، شماره 27 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: از وظایف برنامه‌ریزان آموزش دنبال کردن برنامه‌های پویا با هدف ارتقای مستمر و ایجاد فرصت یادگیری بهینه برای یادگیرندگان است. از چالش‌های مهم آموزش بالینی، تمایل مدرسین به استفاده  از روش های آموزشی سنتی و دشواری ارزیابی و نظارت بر فعالیت های دانشجو در کارآموزی است. این مطالعه با هدف تلفیق روش‌های ارزیابی مبتنی بر عملکرد، لاگ‌بوک داپز (مشاهده مستقیم مهارت انجام رویههای بالینی) در ارایه و ارزشیابی کارآموزی عرصه دانشجویان کارشناسی هوشبری انجام شد.
روش‌ بررسی: این مطالعه دانش‌پژوهی با سنجش از طریق ارزشیابی و فقط پس آزمون، از تابستان سال1390 برای اولین بار در کشور انجام شد و طی مراحل نیازسنجی، طراحی، اجرا و ارزشیابی کارآموزی به روش تلفیقی با مشارکت  17 دانشجوی دوره­ ی اول کارشناسی هوشبری دانشکده­ ی پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کاشان صورت گرفت. داده‌های حاصل از اجرا و ارزشیابی کارآموزی با روش‌های آمار توصیفی در نرم‌افزار SPSS 16 تحلیل شد.
یافته‌ها: مشارکت‌کنندگان، میزان تاثیر روش تلفیقی را در حیطه‌های مختلف یادگیری، تعامل با گروه‌های مختلف درمانی و ارزیابی کلی آموزش، به‌ترتیب 6/70 ، 5/76 و 100% متوسط به بالا اعلام نمودند، دستیابی به اهداف کلی آموزشی دوره در همه‌ی موارد، خوب و بسیار خوب نشان داده شد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از اجرای کارآموزی نشان داد شیوه تلفیقی از دیدگاه ذینفعان، در هدایت فعالیت‌های دانشجویان در طول دوره و تعامل آنان با دیگر گروه‌ها، موفق عمل کرده است. به ‌عبارتی، استفاده از این الگو می‌تواند در ارتقای عملکرد تیمی در آموزش، افزایش کسب مهارت‌های بالینی و یادگیری عمیق‌تر کمک موثری نماید.
 
شهرام شایان، مسیح صبوری، امید آقاداودی، مسعود برومند، حبیب الله رضایی،
دوره 10، شماره 27 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: در راستای الکترونیکی شدن فرایندهای آموزش و یادگیری و ارزشیابی، هدف از انجام این مطالعه بررسی اثربخشی و کارایی استفاده از نرم افزار جامع مدیریت آزمون (نجما) در برگزاری آزمون­ های ارتقا و گواهینامه دستیاران تخصصی بالینی پزشکی بوده است.
روش بررسی: در یک مطالعه ­ی  توصیفی مقطعی در سال 1394، در گروه­ های بالینی دانشکده­ ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، هزینه­ های مربوط به برگزاری آزمون­ های ارتقا و گواهینامه دستیاران در سال­ های 1393 به روش سنتی و1394 به روش نجما مقایسه گردید. شاخص­ های کمی و کیفی تعداد 6300 سوال مربوط به 42 دفترچه آزمون 21 رشته­ ی بالینی به تفکیک روش برگزاری ارزیابی شد. از کل اعضای هیات علمی گروه ­های بالینی دانشکده­ ی پزشکی نیز در مورد مزیت­ های هر یک از دو روش سنتی و نجما نظرسنجی شد.
یافته­ ها: هزینه­ های برگزاری آزمون در روش نجما کمتر از روش سنتی بود. از کل 377 نفر عضو هیات علمی بالینی دانشکده­ ی پزشکی، 8/64 درصد از اساتید موافق با برگزاری آزمون­ ها به روش نجما به جای روش سنتی بودند. شاخص ­های کمی و کیفی آزمون و میزان ایرادهای ساختاری سوالات در بین دو روش سنتی و نجما تفاوت آماری معنی داری با یکدیگر نداشت.
نتیجه گیری: با توجه به قابلیت­ های نرم افزار نجما در مدیریت آزمون­ های کشوری، می­توان علاوه بر کاهش هزینه ­ها و وقت صرف شده و رضایت­ مندی بیشتر اساتید، با حذف مراحل واسطه ­ای از مرحله طراحی تا آنالیز سوالات امتحان، افزایش امنیت آزمون را نسبت به روش­ های سنتی تامین کرد.
 
مصطفی راد،
دوره 10، شماره 28 - ( 12-1396 )
چکیده

هدف آموزش پرستاری تربیت پرستارانی است که توان مراقبت از مددجویان را در محیط بالینی داشته باشند. یادگیری بالینی به عنوان بخش مهم و اساسی آموزش پرستاری می باشد (1).  دوره اینترشیپ دانشجویان پرستاری، آموزش حین خدمت است و یادگیری  دانشجویان از طریق تمرین مکرر در عرصه بالین و کاربرد در عمل  محقق می شود. این دوره، گذر از دوران دانشجویی و تبدیل شدن وی به پرستار می باشد. علاوه بر این علی رغم مطرح نشدن در برنامه آموزشی، دانشجویان انترشیپ کمبود نیروی انسانی درعرصه بالین تا حدی برطرف می شود (2).


علی جنتی، فریبا دهقانی میلق، محمدرضا نریمانی، معصومه قلیزاده، ندا کبیری،
دوره 11، شماره 29 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی و برطرف کردن نقاط قوت و ضعف درس کارآموزی در رشته­‌ی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در بهبود کیفیت و اثربخشی این درس امری ضروری می­‌باشد. مطالعه­‌ی حاضر با هدف بررسی دیدگاه دانشجویان رشته‌­ی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی دانشکده­‌ی مدیریت و اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز درباره­‌ی مشکلات دروس کارآموزی طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: مطالعه­‌ی حاضر یک مطالعه‌­ی توصیفی کیفی می‌­باشد که در سال 1393 بر روی دانشجویان رشته‌­ی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی دانشکده‌­ی مدیریت و اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شده است. داده‌­ها از طریق برگزاری چهار جلسه بحث گروهی متمرکز با حضور 8 تا 10 نفر در هر جلسه جمع آوری و به روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: مشکلات درس کارآموزی در عرصه 1 تا 4 مقطع کارشناسی رشته‌­ی مدیریت در 3 حیطه مشکلات مربوط به مربیان، مشکلات مربوط به فیلد کارآموزی و مشکلات مربوط به کارپوشه ارایه شده به منظور ارزیابی از دیدگاه دانشجویان بررسی شدند. در هر حیطه درون مایه­‌های اصلی و فرعی استخراج شدند که در مجموع شامل 8 درون مایه اصلی و 30 درون مایه فرعی بودند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه­‌ی حاضر توصیه می­‌گردد به منظور برطرف کردن بخشی از نقاط ضعف این درس، بازنگری کلی در کوریکولوم کارآموزی در عرصه شامل اصلاح طرح درس و سرفصل­‌های دروس، اصلاح و بازنگری اساسی کارپوشه بر اساس به روز ترین مطالب مرتبط نظام سلامت و نیاز بازار کار انجام گیرد.

ناصر ملک پور، اعظم نوری، طیبه صمدپوراملشی،
دوره 11، شماره 30 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: پرونده­های پزشکی یکی از ارزشمندترین ابزارها جهت ارزیابی کیفیت خدمات سازمان­های مراقبتی می­باشد. سیر بیماری آخرین وضع روزانه بیمار‌را نشان می­دهد. هدف این مطالعه، تعیین تاثیر آموزش تلفیقی روشSOAP   استاندارد بر ثبت صحیح سیر بیماری در پرونده­ی پزشکی بیماران توسط دستیاران تخصصی جراحی عمومی است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت نیمه تجربی با همکاری 10 نفر از دستیاران تخصصی بخش جراحی عمومی سال یک تا چهار بیمارستان شهید مدرس وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 95 صورت گرفت. نمونه­ها شامل پرونده­ی بیماران به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. تعداد 412 پرونده از نظر سیر بیماری به­وسیله فرم پرسشنامه­ای که بر‌اساس استاندارد مستندات پزشکی (سیر بیماری براساس SOAP) وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طراحی گردیده بود، قبل از انجام مداخله و تعداد 420 پرونده بعد از انجام مداخله‌ مورد بررسی قرار گرفت. مداخله‌ شامل آموزش نکات استاندارد و ثبت صحیح سیر بیماری طبق SOAP از طریق همتا به روش حل مساله و با استفاده از پست الکترونیک (آموزش تلفیقی) بود. اطلاعات فرم­ها وارد برنامه­ی نرم افزاری SPSSنسخه 5/18 گردید. برای تحلیل داده­های با متغیرهای کمی از آزمون تی زوج و برای متغیرهای کیفی اسمی دوحالتی از آزمون مک نمار استفاده شد.
یافته­ها: ثبت گزارش سیر بیماری در بدو ورود، حین درمان و در زمان ترخیص، قبل و بعد از آموزش بر اساس SOAP  استاندارد تفاوت معنی داری را نشان داد (005/0 P=). بین وضعیت درج اطلاعات مربوط به پزشک (نوشتن اسم بیمار، توالی گزارش سیر بیماری، ثبت ساعت) قبل و بعد از آموزش تفاوت معنی دار مشاهده گردید (005/0P=).
نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده بهبود ثبت وضعیت ملاحظات عمومی، اقدامات مراقبتی و تشخیصی، طرح درمان و رعایت اصول استاندارد در برگ سیر بیماری توسط دستیاران جراحی عمومی بعد از انجام آموزش تلفیقی بود.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb