جستجو در مقالات منتشر شده


290 نتیجه برای دانشگاه

ترانه امام قلی خوشه چین، فاطمه شجاعی، الهه احمدنیا،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

مقدمه:در دنیای پیچیده امروز یادگیری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و آموزش نیز بنیان همه یادگیریهاست. همچنین آموزش به خصوص آموزش بالینی نیاز به بستری مناسب و تجهیزات و امکانات کافی برای یادگیری دارد، حتی تامین وسایل و امکانات رفاهی دانشجویان نیز در این میان نقش بسزایی دارد.
هدف : این پژوهش با هدف تعین وضعیت امکانات آموزشی بیمارستانها از نظر دانشجویان مامایی در دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام پذیرفت.
مواد و روشها :این پژوهش از نوع مطالعه توصیفی می‌باشد که 36 نفر از دانشجوبان ترم سوم و پنجم مقطع کاردانی مامایی در آن شرکت نمودند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای بود که بر اساس معیار لیکرت طراحی شده بود و نظرات دانشجویان را در مورد وضعیت امکانات آموزشی بیمارستانها مورد بررسی قرار می‌داد. این پرسشنامه در یک مرحله توسط واحدهای نمونه تکمیل گردیده است.برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و نرم‌‌افزار SPSS 11 استفاده شده است.
یافته‌ها: درنتایج بدست آمده از این تحقیق اکثر دانشجویان امکانات آموزشی بیمارستانها را در سطح متوسط ارزیابی کردند. اما در این میان از موارد چندی مانند تعداد کمدهایی که در بیمارستان در ختیار دانشجویان قرار می گیرد ( 42/ 64 %) ، وجود محلی برای استراحت دانشجویان ( 44/69 %) و تنوع بیماران جهت آشنایی با موارد مختلف بیماری (18/72%) در سطح کم و خیلی کم بود.
نتیجه گیری : اگر چه امکانات آموزشی بیمارستانها در سطح متوسط ارزیابی گردیده ، اما تقویت جنبه های مثبت و اصلاح نواقص و نقطه ضعف ها می تواند گامی موثر در راستای ارتقای کیفیت آموزش بالینی باشد بنابراین بهبود امکانات و تجهیزات از مهمترین وظایف مسئولین دانشگاهها جهت پیشرفت آموزش بالینی و ارتقاء علمی و عملی دانشجویان می‌باشد.همچنین توصیه می شود با ارزیابی های مکرر عرصه های بالینی و مقایسه وضعیت موجود با وضعیت قبل یا بعد نقاط ضعف و قوت موثر در آموزش بالینی را شناسایی کرد.
فریبا آربونی، عباسعلی نوریان، سید نورالدین موسوی نصب،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزشیابی استادان متداول‌ترین روش جهت سنجش کیفیت آموزش می‌باشد. دانشجویان بیش از دست‌اندرکاران در جریان روند آموزش قرار‌دارند بنابراین با نظرخواهی از آنان دیدگاه کاملی برای مسئولین در مورد نقاط قوت و ضعف استادان به‌دست می‌آید. هدف از این پژوهش بررسی حیطه‌های موجود در فرم‌های ارزشیابی از دیدگاه دانشجویان در دانشکده‌های پزشکی، پیراپزشکی و پرستاری و مامایی می‌باشد.
روش بررسی: این تحقیق به صورت توصیفی انجام گرفت. 1683 برگ ارزشیابی دانشجویان از استادان هیأت علمی (73 نفر) مربوط به دانشکده‌های پزشکی، پیراپزشکی و پرستاری- مامایی بررسی شد. پرسش‌نامه‌ی دانشجویان پزشکی حاوی 15 سؤوال و دانشجویان پیراپزشکی و پرستاری مامایی
21 سؤوال بود که بر اساس مقیاس لیکرات از حیطه‌های مختلف مقرراتی، علمی و آموزشی، نظارتی و نگرشی تشکیل شده بود. نمرات سؤوالات از نمره‌ی 100 محاسبه شد، نمرات بالاتر بیانگر عملکرد مطلوب‌تراستادان می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها به‌صورت آمار توصیفی با نرم‌افزار SPSS
انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد مقایسه در سطوح کلی بین دانشکده‌ها، دانشکده‌ی پیراپزشکی با میانگین کل و انحراف معیار 61/3 ±50/85 نسبت به سایر دانشکده‌ها برتری دارد. دانشکده‌ی پیراپزشکی در حیطه‌ی مقرراتی با میانگین و انحراف معیار 89/3±01/91، دانشکده‌ی پزشکی در حیطه‌ی نگرشی با میانگین و انحراف معیار 45/5±48/90 و دانشکده‌ی پرستاری مامایی در حیطه‌ی مقرراتی با میانگین و انحراف معیار 25/4±34/88 بیشترین امتیاز را داشتند. نتیجه‌نهایی نشان می‌دهد، حیطه‌ی علمی و آموزشی نسبت به سایر حیطه‌ها در سطح پایین‌تر می‌باشد. نتایج حیطه‌ها (علمی و آموزشی، نظارتی و نگرشی) بین دانشکده‌ها معنی‌دار می‌باشد (0001/0=P).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد با برنامه‌ریزی جهت برگزاری کارگاه‌های آموزشی، روش تدریس و تحقیق جهت ارتقای آموزش استادان، اعطا‌ی فرصت مطالعاتی و تشویق انجام کارهای تحقیقاتی و پژوهشی گام مؤثری جهت ارتقای سطح علمی و بالاخره عملکرد بالای استادان خواهد بود.


عباس عزت شوکتی، عباسعلی نوریان، سید نوالدین موسوی نسب،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از روش‌های ارتقای کیفیت آموزش، ارزشیابی از فعالیت‌های آموزشی اعضای هیأت علمی است. دانشجویان و مدیران گروه‌ها مناسب‌ترین مراجع برای ارزیابی فعالیت‌های آموزشی اعضای هیأت علمی می‌باشند. میزان مطابقت نتایج نظرسنجی از مدیران گروه‌ها با نتایج نظرسنجی از دانشجویان تا حدی بیانگر میزان دقت و صداقت دانشجویان و مدیران گروه‌ها در ارزشیابی اعضای هیأت علمی است. این تحقیق به منظور تعیین میزان تطابق نتایج نظرسنجی از دانشجویان با نتایج نظرسنجی از مدیران گروه‌ها در ارزشیابی اعضای هیأت علمی صورت گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه، نظرسنجی‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ انجام شد. پرسش‌نامه‌ی نظرسنجی از مدیران گروه‌ها دارای 18 سؤال، پرسش‌نامه نظرسنجی از دانشجویان حاوی 16 سؤال و پرسش‌نامه‌ی نظرسنجی از کارآموزان و کارورزان شامل 28 موضوع ‌بود. روایی فرم‌ها توسط مدیران گروه‌ها، کارشناسان ارزشیابی دانشگاه و همچنین توسط افراد صاحب‌نظر مورد ارزیابی قرار گرفته و پایایی پرسش‌نامه‌ها با استفاده از آزمون مجدد تأیید شدند. گستره‌ی گزینه‌های پرسش‌نامه‌ها بر اساس مقیاس لیکرت انجام گرفت. در کل تعداد 25 مدیر گروه آموزشی (از 106 نفر اعضای هیأت علمی واجد شرایط) و 921 دانشجو از 1100 دانشجوی پیش‌بینی شده پرسش‌نامه را تکمیل نمودند. تجزیه و تحلیل داده‌ با استفاده از نرم‌افزار SPSS صورت گرفته است.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد نتایج نظرسنجی از مدیران گروه‌ها با نتایج نظرسنجی از دانشجویان در ارزشیابی استادان در 61 درصد اعضای هیأت علمی عضو جامعه مورد مطالعه با هم مطابقت دارند. دانشجویان و مدیران گروه‌های آموزشی، هر یک انتظاراتی از اعضای هیات علمی دارند که این انتظارات کاملا در یک راستا نیستند و اصولا معیارهای آن‌ها نیز برای ارزیابی اعضای هیأت علمی متفاوت می‌باشد. با این توضیح نتایج نظرسنجی از آن‌ها نیز تطبیق صددرصد نخواهند داشت و میزان تطبیق محاسبه شده (61 درصد) با حداکثر تعدیل شده قابل‌تجزیه و تحلیل خواهد بود. در آنالیز نتایج ارزشیابی، میزان تطبیق نتایج نظرسنجی‌ها هر اندازه بالاتر و به اپتیمم نزدیکتر باشد، حاکی از این است که ارزیابی اعضای هیات علمی توسط دانشجویان و مدیران گروه‌ها با دقت و صداقت بیشتری انجام گرفته است.
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد برگزاری کارگاه‌های آموزشی، حمایت‌های مادی و معنوی از اعضای هیأت علمی، کاهش واحدهای اضافی تدریس
(تا حد موظفی)، تبیین اهداف ارزشیابی (برای دانشجویان، مدیران گروه‌ها و اعضای هیأت علمی)، اعطای فرصت مطالعاتی، کاهش تعارضات بین مدیر و اعضای گروه از جمله اقداماتی می‌باشند، می‌توانند میزان تطابق را بهبود بخشند. به منظور ارتقای سیستم آنالیز نتایج ارزشیابی توصیه می‌شود روش تطابق نتایج و روش تعدیل حداکثر تطبیق در تحلیل نتایج ارزشیابی به‌کار گرفته شود.


احمد اصل هاشمی،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: در حال حاضر مصائب ناشی از سوانح طبیعی یکی از موانع اصل توسعه پایدار است و عدم آمادگی مقابله با آن تلفات و خسارات سنگینی را به ملت ها و دارائی های آنها وارد می کند که بعضا" جبران ناپدیر است و از آثار و عواقب ناشی از بلایای طبیعی می توان آلودگی منابع آب ، آوارگی مردم ، افزایش ناقلین و ...... را نام برد که بعد از بروز بلایای طبیعی بسیار محسوس است . لذا برای تقلیل عواقب ناشی از آن، ارتقاء سطح آگاهی و نگرش با تدوین برنامه های آموزشی مدون برای شهروندان ضروری است . بنابراین بررسی اثربخشی ارائه واحد اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری در افزایش آگاهی و بهبود نگرش دانشجویان مزبور در هنگام بروز بلایای طبیعی اساس این تحقیق بوده تا مشخص شود که ارائه این درس تا چه اندازه قادر به افزایش آگاهی و بهبود نگرش در این دانشجویان واقع می شود.
روش تحقیق: این پژوهش یک مطالعه توصیفی – تحلیلی و مداخله ای است که برروی تعداد 60 نفر از دانشجویان رشته های بهداشت محیط و مبارزه با بیماری ها انجام گرفت که پس از همسان سازی (Match ) آنان براساس نمرات پیش آزمون دانش یا آگاهی به دو گروه مورد و شاهد( هر کدام 30 نفر) تقسیم گردیدند که برای گروه مورد درس اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری به مدت یک ترم تحصیلی ارائه ولی برای دانشجویان گروه شاهد این درس ارائه نگردید و بعد از مداخله در پایان ترم تحصیلی از هر دو گروه آزمون دانش و نگرش همانند پیش آزمون بعمل آمده و اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون آماری ناپارامتریک مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها :یافته ها نشان داد که در میانگین آگاهی و نگرش آزمودنی های گروه شاهد به علت عدم مداخله تغییر اساسی صورت نگرفته ولی در میانگین آگاهی آزمودنی های گروه مورد به واسطه آموزش اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری 97/12 نسبت به قبل از مداخله افزایش یافته و میانگین نگرش گروه مورد نیز به واسطه آموزش اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری 86/57 نسبت به قبل از مداخله بهبود حاصل شده است. همچنین بررسی های آماری با استفاده از آزمون ویل کاکسون نشان داد که تفاوت معنی دار آماری بین نگرش و دانش آزمودنی ها در گروه مورد وجود داشته (001/0≥ ). ولی بین نگرش و دانش آزمودنی ها در گروه شاهد تفاوت معنی داری آماری وجود ندارد (001/0≤ ) و نتایج حاصله از مقایسه میانگین نمرات نگرش و دانش آزمودنی ها بعد از مداخله در دو گروه مورد و شاهد با استفاده از آزمون من ویتنی یو تست نیز نشان از موثر بودن آموزش اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری برای دانشجویان گروه مورد در حیطه های نگرش و دانش آنها است (001/0≥ ) و نهایتا" در این مطالعه بین رشته تحصیلی و جنسیت آزمودنی های گروه مورد با میزان آگاهی و بهبود دانشجویان گروه مورد رابطه ای وجود پیدا نشد (001/0≤ ).
نتیجه گیری : نتایج حاصل از این پژوهش گویای تاثیر ارائه درس اقدامات بهداشتی در شرایط اضطراری در افزایش میزان آگاهی و بهبود نگرش دانشجویان رشته های بهداشتی بود که میتوان اظهار نمود که ارائه این درس با توجه به بلاخیز بودن کشورمان و ضرورت آگاهی کلیه شهروندان علی الخصوص دانشجویان رشته های مختلف در مقابله با عواقب ناشی از این بلایا برای تمامی رشته های دانشگاهی ضرورت دارد .
محمدمسعود وکیلی، عباسعلی نوریان، سید نورالدین موسوی نسب،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه شرایط و امکانات آموزشی یکی از عوامل مؤثر بر جریان یادگیری است، ولی بدون شک نیروی انسانی و به خصوص معلم، یکی از مهم‌ترین عوامل تشکیل‌دهنده‌ی محیط‌های آموزشی است. معلم اساسی‌ترین عامل برای ایجاد شرایط مطلوب جهت تحقق هدف‌های آموزشی است. معلم می‌تواند نقص کتاب‌های درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران نماید و یا بهترین شرایط و موضوع تدریس را با عدم‌توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب، به محیطی غیرفعال و غیرجذاب تبدیل کند. در فرآیند تدریس تنها علم و مهارت معلم نیست که مؤثر واقع می‌شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر فراگیران تأثیر می‌گذارد. در این تحقیق هدف مطالعه خصوصیات یک مدرس خوب از دیدگاه استادان و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان بوده است.

روش‌بررسی: این پژوهش یک مطالعه‌ی توصیفی است که به منظور تعیین نگرش نسبت به خصوصیات یک مدرس خوب انجام شد. جامعه‌ی مورد مطالعه به تعداد 144 نفر از کلیه‌ی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی زنجان و 50 درصد از جامعه‌ی 850 نفری دانشجویان به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها عبارت بود از دو پرسش‌نامه‌ی مجزا که توسط افراد مورد مطالعه تکمیل شد. داده‌های جمع آوری شده از طریق نرم‌افزار آماری اکسل ( Excell) استخراج و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که در حیطه‌ی مقررات آموزشی، از نظر دانشجویان در دسترس بودن استاد و از نظر استادان حضور به موقع استاد در کلاس، در حیطه‌ی علمی، آموزشی از نظر هر دو گروه تسلط علمی استاد، در حیطه‌ی ارزیابی و نظارت از نظر دانشجویان پاسخگویی به سؤوالات فراگیران و از نظر استادان طرح سؤوال در هر جلسه و در حیطه‌ی اخلاقی، رفتاری از نظر هر دو گروه شیوایی بیان مهم‌ترین ویژگی‌های یک مدرس خوب می‌باشند.

نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان به این نتیجه رسید که یک مدرس خوب فردی است که علاوه بر توانایی علمی و تخصصی، در سایر حیطه‌ها و ابعاد ازجمله روش تدریس، اخلاقی- رفتاری، نحوه‌ی ارزیابی و سنجش فراگیران از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد و تمامی ابعاد از نظر فراگیران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.


رحیم سروری زنجانی، جواد تاج کی، سعیده مظلوم زاده، محمدرضا جعفری،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1387 )
چکیده

مقدمه: بی تردید اساسی ترین و مهم ترین دغدغه هر انسان در طول زندگی انتخاب شغل است. رشته داروسازی به عنوان یک رشته از علوم، مورد علاقه و انتخاب بسیاری از جوانان می باشد. شناخت انگیزه ها و علایق دانشجویان و ارتقاء آنها می تواند موجب موفقیت دانشجویان شود. این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر در انتخاب رشته داروسازی در میان دانشجویان داروسازی زنجان در سال 1387 انجام شد.
روش ها: در این مطالعه توصیفی پرسشنامه ای شامل 17 سئوال در مورد انگیزه های ورود به رشته داروسازی تهیه و در اختیار دانشجویان دانشکده داروسازی زنجان (89 نفر) قرار داده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استفاده از آزمون من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: داشتن فرصت شغلی زیاد و علاقه به ساخت دارو و کسب موقعیت اجتماعی مهمترین انگیزه در انتخاب رشته داروسازی بود و کمترین تاثیر را توصیه دوستان و توصیه خانواده و کار در بیمارستان داشتند. مقاسیه دو جنس نیز نشان داد دانشجویان پسر عوامل کسب درآمد و کسب موقعیت اجتماعی را بیش از دانشجویان دختر در انتخاب رشته خود دخالت داده بودند.
نتیجه گیری: عوامل انتخاب رشته در بین دانشجویان داروسازی زنجان مشابه با بسیاری از مطالعات انجام شده برای رشته های پزشکی و دندان پزشکی می باشد. با شناخت این عوامل می توان جایگاه داروساز را به عنوان تیم پزشکی ارتقاء دهیم.

عطااله ملکی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاه علوم پزشکی زنجان از دانش کافی و مهارت در زبان انگلیسی برای پیشرفت تحصیلی‌شان برخوردار نیستند. در دانشگاه چندین واحد اجباری زبان انگلیسی را به عنوان بخشی از کل برنامه‌ی درسی دوره‌ی خود می‌گذرانند، ولی نتیجه‌ی کوشش آن‌ها تا حد زیادی بی‌حاصل می‌باشد. این مسئله ممکن است در ارتباط با روش آموزش و کتاب‌های درسی باشد. روش آموزش فعلی در دانشگاه روش سنتی دستور زبان و ترجمه می‌باشد. در این تحقیق برای کشف علت این مسئله روش فوق با روش جدید ارتباطی مقایسه شده، نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  روش بررسی: دو گروه از دانشجویان بهداشت محیط به صورت غیرتصادفی انتخاب و به دو کلاس تقسیم شدند. هر کلاس با یکی از روش‌ها، آموزش داده شد. طول دوره‌ی آموزش یک ترم کامل تحصیلی بود. پیش از شروع دوره‌ی آموزشی، یک آزمون تافل برای تعیین سطح دانش زبانی دانشجویان برگزار گردید. در پایان دوره همان تست تکرار شده، نتایج با استفاده از میانگین‌ها وآزمون T مورد آنالیز قرارگرفت.

  یافته‌ها: تحلیل داده‌ها، فرضیه‌ی تحقیق را مبنی بر اینکه بین روش آموزش زبان و یادگیری آن ارتباط وجود دارد، تایید نمود )0431/0( p =. همچنین یافته‌های تحقیق نشان دادند که نمره‌ی آزمون‌ها از توزیع زمان برخوردار بودند. میانگین نمره‌ در روش دستور زبان و ترجمه 07/1 و میانگین نمره در روش ارتباطی 575/1 بود.

  نتیجه‌گیری: به طور کلی، یافته‌ها، فرضیه‌ی اصلی تحقیق را تایید نمودند. بنابراین استفاده از روش ارتباطی در آموزش زبان انگلیسی توصیه می‌شود.


حسین معصومی جهندیزی، رحیم سروری زنجانی، نورالدین موسوی نسب، غلامرضا بیگدلی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: ارزشیابی برای اصلاح امور و بدون نقص انجام دادن کارها ضروری است. ارزشیابی اساتید یک امر بسیار مهم و ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین نظرات دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان درباره‌ی فرم جاری ارزشیابی اساتید انجام شد.

  روش بررسی: در یک مطالعه‌ی مقطعی، 742 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی زنجان که به‌طور تصادفی نمونه‌گیری شده بودند، در سال 1388 مورد بررسی قرار گرفتند. حجم نمونه در هر دانشکده، تعداد 250 نفر در نظر گرفته شد. فرم ارزیابی جاری اساتید تکثیر و در اختیار دانشجویان قرار گرفت و پس از تکمیل و جمع‌آوری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته‌ها: براساس نتایج به‌دست آمده، اکثریت دانشجویان شرکت کننده در این مطالعه، با ارزیابی جاری موافق بودند (6/85 درصد). میانگین و انحراف معیار کلی نظرات دانشجویان برابر با 67± 02/40 بود که در محدوده‌ی کاملا موافق و موافق قرار داشت.

  نتیجه‌گیری: با توجه به این مطالعه، می‌توان نتیجه گرفت که دید دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان نسبت به فرم ارزشیابی اساتید مثبت است و از طرف دانشجویان این دانشگاه مورد قبول است.


علی محمدی، محمدمسعود وکیلی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: رضایت، پاسخ مشتری به موفقیت سازمان است. در یک محیط رقابتی که سازمان‌ها برای جلب مشتریان با یک دیگر رقابت می‌کنند، رضایت مشتری یک عنصر کلیدی در کسب برتری و موفقیت هر سازمانی به شمار می‌رود. به همین خاطر، موسسات آموزش عالی به برآوردن نیازهای مشتری یعنی دانشجویان توجه زیادی نشان می‌دهند. این مطالعه با هدف سنجش رضایت‌مندی دانشجویان از خدمات آموزشی ارایه شده در دانشگاه علوم پزشکی زنجان و بررسی رابطه‌ی آن با ابعاد کیفیت خدمات انجام شد .

 

  روش بررسی: این پژوهش در سال 1388در دانشگاه علوم پزشکی زنجان به صورت مطالعه توصیفی- مقطعی انجام شده است. بدین‌منظور، یک نمونه 320 نفری از دانشجویان به روش طبقه‌ای نسبتی انتخاب شدند. برای سنجش ابعاد کیفیت خدمات از پرسش‌نامه سروکوال (SERVQUAL) استفاده شد. این پرسش‌نامه، علاوه بر سوالات کیفیت خدمات، حاوی 6 سوال مربوط به رضایتمندی کلی دانشجویان از جنبه‌های مختلف خدمات آموزشی می‌شد. تجزیه و تحلیل داده‌های این پژوهش با کمک نرم افزار آماری SPSS انجام شد. از آمار توصیفی مثل میانگین و آمار استنباطی و تحلیلی از قبیل ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون خطی استفاده شد .

 

  یافته‌ها: میانگین نمره‌ی رضایتمندی دانشجویان از کیفیت کلی خدمات آموزشی (06/1 ± 76/2) بود. در زمینه‌ی رضایتمندی از کیفیت

  کلی خدمات آموزشی، کم‌ترین میانگین نمره مربوط به دانشکده ی پزشکی با 24/2 و بیش‌ترین میانگین نمره مربوط به دانشکده‌ی داروسازی با 17/3 بود. تفاوت مشاهده در میانگین نمرات رضایتمندی بین دانشجویان دانشکده‌های مختلف در همه‌ی ابعاد خدمات آموزشی 02/14=f ، 001/0 >p معنی داربود. ضریب همبستگی بین رضایتمندی کلی دانشجویان با کیفیت کلی خدمات آموزشی با 51/0 =r ، ابعاد همدلی با49/0 =r ، بعد تضمین با 46/0 =r در سطح 01/0 >p معنی‌داری بود. تحلیل رگرسیون مرکب نشان داد که ابعاد پاسخ‌گویی و تضمین به طور مثبت با رضایتمندی کلی دانشجویان با خدمات آموزشی ارتباط معنی داری 05/0 >p داشتند .

 

  نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که ابعاد پاسخ‌گویی و تضمین در جلب رضایت دانشجویان از خدمات آموزشی در مقایسه با سایر ابعاد کیفیت خدمات مهم‌تر هستند. لذا مدیران، سیاست‌گزاران، مدرسان می‌توانند از اطلاعات این پژوهش در تخصیص مجدد منابع و تدوین استراتژی‌های بهبود کیفیت خدمات آموزشی استفاده نمایند


سید ابوالفضل قریشی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

  زمینه وهدف: نگرش دانشجویان پزشکی نسبت به روان‌پزشکی، به طور وسیع در کشورهای دیگر مورد پژوهش قرار گرفته است. نگرش مثبت به روان پزشکی می‌تواند پزشکان آینده را نسبت به نیازهای روان شناختی و اختلالات روان پزشکی همراه بیماران، در تمام شاخه‌های پزشکی پاسخگوتر نماید. شمار زیادی از بیماران روانی به پزشکان غیر روان پزشک مراجعه می‌کنند و بخش زیادی از اختلالات سوماتیک تحت تاثیر عوامل سایکولوژیکال قرار دارد. هدف از این پژوهش، ارزیابی نگرش دانشجویان رشته‌ی پزشکی نسبت به روان پزشکی و هم‌چنین تاثیر گذراندن بخش روان‌پزشکی روی نگرش دانشجویان پزشکی بود .

 

  روش بررسی: 144 دانشجو در مقاطع فیزیوپاتولوژی، استاجری واینتری در دانشگاه علوم پزشکی زنجان با پر کردن پرسش‌نامه در پژوهش شرکت داده شدند. در این مطالعه یک ارزیابی کلی از نگرش دانشجویان پزشکی به حسب مقاطع تحصیلی بدست آمد. هم‌چنین در مقطع استاجری، دانشجویان به دو گروه تقسیم شدند، یک گروه، کسانی که بخش روان‌پزشکی را نگذرانده بودند و یک گروه کسانی که بخش روان‌پزشکی را گذرانده بودند و نگرش این دو گروه با هم مقایسه شد .

 

  یافته‌ها: دانشجویان در کل با نمره‌ی میانگین 74/80 نگرش مطلوبی نسبت به روان پزشکی نشان دادند (نمره‌ی خنثی 72) بهبود در نگرش دانشجویان با افزایش تمایل شغلی به روان‌پزشکی همراهی داشت (144 :n ، 01/0 :P). هم‌چنین در مقایسه بین دو گروه استاجری، نشان داده شد گذراندن بخش روان‌پزشکی موجب افزایش نگرش دانشجویان پزشکی نسبت به روان پزشکی شده است (57 :n ، 015/0:P).

 

  نتیجه‌گیری: این پژوهش اثر مثبت آموزش روان پزشکی روی نگرش دانشجویان نسبت به روان پزشکی را تایید کرد. بنابراین آموزش روان‌پزشکی در دانشکده‌ی پزشکی، پزشکان آینده را نسبت به نیازهای روان شناختی بیماران پاسخگوتر می نماید


مهدی موسایی فرد، کوروش امینی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: با توجه به این که روش‌های تدریس مرسوم و سنتی معلم محور بوده قادر به انتقال تمام مهارت‌ها و معلومات مورد نظر به دانشجویان نمی‌باشند، شیوه‌های جدید آموزشی اکثرا رویکرد دانشجو محور پیدا کردند تا بتوانند اهداف آموزشی مورد نظر را محقق نموده، دانش آموخته توانمندی از نظر علمی و عملی به جامعه تحویل دهند و (Problem Basic Learning) PBL از جمله روش‌های تدریسی است که از محاسن زیادی در این خصوص برخوردار است. لذا در این مطالعه، از روش تدریس PBL تعدیل شده در تدریس بخشی از مبحث CCU دانشجویان ترم 5 پرستاری استفاده و دیدگاه دانشجویان مذکور در مقایسه آن با روش سخنرانی مورد بررسی قرار گرفته است .

 

  روش بررسی: در این مطالعه 50 درصد جلسات اول واحد CCU به روش سخنرانی و 50 درصد جلسات انتهای ترم به روش PBL تعدیل شده برگزار گردید. تعداد دانشجویان 25 نفر بودند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه‌ای بود که شامل 7 سوال مقایسه‌ای در مورد میزان یادگیری، میزان ماندگاری ذهنی مطالب تدریس شده (عمق یادگیری)، کاربردی بودن مطالب، جذابیت (رضایت‌مندی) کلاس، احتمال پاسخ‌گویی به سوالات امتحان، ایجاد انگیزه‌ی مطالعه و توصیه کلی به استفاده از نوع روش تدریس در کلاس بود که پس از تکمیل پرسش‌نامه‌ها، نتایج استخراج و در قالب جداول توزیع فراوانی ارایه گردید .

 

  یافته‌ها: بر اساس یافته‌های به دست آمده از این پژوهش، دانشجویان در پاسخ به هر 7 سوال پژوهش، روش PBL را بهتر از روش سخنرانی ارزیابی نموده‌اند. به طوری‌ که 92/31 درصد آن‌ها PBL را در ایجاد انگیزه و مطالعه، 46/88 درصد آنان جذابیت و رضایت‌مندی توسط PBL ، 48/81 درصد آنان میزان ماندگاری ذهنی مطالب (عمق یادگیری) در روش PBL ، 76 درصد آنان کاربردی بودن مطالب در روش PBL ، 37/70 درصد آنان میزان یادگیری در روش PBL و 85/51 درصد آنان احتمال پاسخ‌گویی به سوالات امتحان در روش PBL را بیشتر از روش سخنرانی ارزیابی کرده، نهایتا توصیه‌ی کلی 37/70 درصد دانشجویان این است که استفاده از روش تدریس PBL در کلاس‌های درسی بهتر است .

 

  نتیجه‌گیری: با توجه به مزایای خاص روش تدریس PBL از قبیل ایجاد فرصت تفکر انتقادی، تعمیق مطالب و مهارت‌ها در اذهان، افزایش میزان یادگیری، کاربردی‌تر بودن مطالب تدریس شده، افزایش انگیزه و علاقه دانشجویان به کلاس و درس، پاسخ‌گویی بهتر به سوالات امتحان، بهتر است دانشگاه‌ها جهت تربیت دانشجویانی با معلومات و توانمند، فرصت‌ها و امکانات لازم را برای استفاده از روش تدریس PBL فراهم نمایند تا فارغ التحصیلان رشته‌های علوم پزشکی بتوانند نیازهای بهداشتی درمانی جامعه را به نحو مطلوبی پاسخ‌گو باشند. در این خصوص افزایش توانمندی اعضای هیت علمی دانشگاه‌ها در به کارگیری روش‌های تدریس دانشجو محور و جدید نیز مفید خواهد بود


فرهاد رمضانی بدر، مرضیه شبان،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: تصمیم‌گیری بالینی یکی از مهم‌ترین فرآیندهایی است که همواره توسط پرستاران برای مراقبت از بیماران استفاده می‌شود. یکی از اهداف مهم در آموزش پرستاری ایجاد و توسعه مهارت تصمیم‌گیری بالینی در دانشجویان پرستاری است. اما برخی تحقیقات نشان می‌دهد که آموزش مهارت تصمیم‌گیری بالینی همیشه با مشکلاتی همراه بوده است. هدف از این مطالعه تعیین مهارت تصمیم‌گیری بالینی دانشجویان کارشناسی پرستاری سال چهارم می‌باشد .

 

  روش بررسی : در این مطالعه از روش توصیفی- مقطعی استفاده گردید. همه‌ی دانشجویان سال چهارم کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران (61 نفر) به روش سرشماری انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از یک پرسش‌نامه‌ی اطلاعات دموگرافیک و دو ابزار شامل مقیاس تصمیم‌گیری بالینی جنکینز در پرستاری و پرسش‌نامه‌ی موقعیت‌های شبیه‌سازی شده استفاده گردید. آزمون‌های آماری مورد استفاده آزمون‌های آماری T ، پیرسون، اسپیرمن، ضریب هم بستگی دو رشته‌ای نقطه‌ای بود .

 

  یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد که مهارت تصمیم‌گیری بالینی دانشجویان سال آخر کارشناسی پرستاری تقریباً متوسط بود. میانگین نمره‌ی کسب شده توسط دانشجویان مورد پژوهش در رابطه با مهارت تصمیم‌گیری بالینی 6/6±6/51 امتیاز بود که کمی بالاتر از حد متوسط قرار داشت. ارزیابی اجزای مختلف مهارت تصمیم‌گیری بالینی دانشجویان پرستاری شامل ارزش‌یابی مداوم پیامدها، توجه به ارزش‌ها و اهداف، جستجوی روش‌های مختلف مراقبتی و جستجوی اطلاعات غیر مخدوش نیز بیان‌گر مهارت ناکافی آن‌ها بود. هم‌چنین تجزیه و تحلیل داده‌ها ارتباط معنی‌داری بین متغیرهای دموگرافیک واحدهای مورد پژوهش و مهارت تصمیم‌گیری بالینی آن‌ها نشان نداد .

 

  نتیجه‌گیری: با وجود این که تصمیم‌گیری بالینی کارآمد یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حرفه‌ی پرستاری در مراقبت از بیمار است، اما طبق نتایج این مطالعه دانشجویان پرستاری از مهارت کافی تصمیم‌گیری بالینی برخوردار نبودند. این یافته گویای این موضوع است که برنامه‌ی آموزش کارشناسی پرستاری برای توسعه‌ی این مهارت در میان دانشجویان با چالش‌های قابل توجهی روبه‌رو است. به نظر می‌رسد تحقیقات دیگری برای تعیین علل مؤثر بر یادگیری این مهارت استدلالی و چگونگی ارتقای آن لازم باشد


مریم دانایی، محمدعلی حسینی، بهناز حبیب خدا، مسعود فلاحی، فروزان شکوه،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: امروزه جوامع از دانشگاه‌ها انتظار پاسخ به نیازهایشان را داشته، این امر از طریق انتقال و تبادل دانش بین دانشگاه، به عنوان تولید کننده‌ی دانش و سازمان‌ها و اجتماع به عنوان دریافت کننده‌ی دانش، امکان‌پذیر می‌باشد. دانشگاه به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع تولید دانش بایستی با سازمان‌های مصرف کننده‌ی این دانش ارتباط مناسبی داشته، از این طریق به انتقال موثر دانش به سازمان‌ها اقدام نماید. یکی از مهم‌ترین بخش‌های انتقال دانش، ترجمان یافته‌های پژوهشی به زبان مخاطبان و ذینفعان می‌باشد. عوامل مختلفی در فرآیند انتقال دانش نقش دارند .

 

  روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات ارزش‌یابی عمل کرد بوده که با روش توصیفی، مقطعی انجام شده است. جامعه‌ی مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه‌ی اعضای هیئت علمی و کارشناسان پژوهش دانشگاه بودند. نمونه‌ی مورد مطالعه شامل 40 نفر از این افراد که حاضر به مشارکت در پژوهش شدند که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند، بود. ابزار تحقیق پرسش نامه‌ی تهیه شده توسط کمیته‌ی ترجمان دانش دانشگاه علوم پزشکی تهران همراه با تغییرات بود که اعتبار و اعتماد علمی آن مجددا محاسبه شد. آلفای 94/0

 

  یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد: 47 درصد از شرکت کنندگان خانم، نیمی از افراد در مقطع تحصیلی دکترای، 68 درصد از شرکت کنندگان اعضای هیئت علمی، سابقه‌ی کار افراد 53 درصد بالاتر از ده سال و بیش از 85 درصد افراد دارای کارهای پژوهشی بودند. بیش از 70 درصد نمونه‌ها با مراکز دیگری غیر از محل کار خود مرتبط بودند. میانگین حاصل از سوالات بخش شناسایی نیاز مخاطبان و تبدیل آن به پروژه‌های تحقیقاتی 78/2، میانگین حاصل از سوالات بخش تولید شواهد قابل استفاده در تصمیم‌گیری‌ها 87/2 میانگین حاصل از سوالات بخش کاربرد نتایج پژوهش‌ها توسط کاربران نهایی 62/2 و در نهایت میانگین کل 75/2 بود .

  نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد، تفاوت چندانی در انتقال و ترجمان دانش بین زن و مرد و سابقه‌ی کار و انجام پژوهش وجود نداشته است. هم‌چنین میانگین کل ترجمان دانش در دانشگاه در حد متوسط و از وضعیت مناسب و ایده‌ال ترجمان دانش پایین‌تر بود. این امر بیان‌گر عدم انتقال مناسب یافته‌های پژوهشی است که با رفع موانع و ارایه‌ی راه برد‌های مناسبی هم‌چون، تشویق پژوهش گران به انتقال یافته‌های پژوهشی خود به کاربران، می‌توان ترجمان دانش در دانشگاه را ارتقا بخشید


حمیدرضا حریریان، علی آقاجانلو، رقیه جباری،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

  زمینه وهدف : ترک تحصیل و ترک حرفه یکی از مشکلات مهم رشته‌ی پرستاری است که سالیانه هزینه زیادی را متوجه سیستم آموزشی، بهداشتی و درمانی کشورها کرده، می‌تواند تاثیر نامطلوبی بر کیفیت و کمیت خدمات بهداشتی ارایه شده به مددجویان و نهایتا سلامت افراد جامعه گذارد. هدف از این مطالعه، بررسی نظرات دانشجویان پرستاری نسبت به حرفه‌ی پرستاری، ترک آن وتعیین دلایلی که به نظر آن‌ها بیشترین اولویت را در ترک رشته دارند، بود .

 

  روش‌بررسی : این مطالعه یک مطالعه‌ی توصیفی مقطعی بود. نمونه‌ها شامل 130 دانشجوی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال تحصیلی 88-87 بودند که به شیوه‌ی سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه‌ای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک، نظرات نسبت به حرفه و ترک آن بوده است .

 

  یافته‌ها : نتایج نشان می‌دهد که تنها 30 درصد دانشجویان نظر مثبتی نسبت به حرفه خود داشتند و 57 درصد آن‌ها موافق با ترک آن بوده‌اند. هم‌چنین 52 درصد تصمیم به تغییر رشته و 5/48 درصد تصمیم به انصراف از رشته داشتند. شش الویت اول دلایل ترک حرفه‌ی پرستاری به نظر واحدهای مورد پژوهش، نداشتن پایگاه مثبت اجتماعی، ناهماهنگی واقعیت با تصورات اولیه، وجود شکاف طبقاتی بین پزشکان و پرستاران، پایین بودن میزان حقوق و دست مزد پرستاران، نگرش منفی افراد تیم پزشکی به حرفه و نامناسب بودن محیط کار بالینی بودند .

 

  نتیجه‌گیری : در مجموع به نظر می‌رسد که دلایل اساسی ترک رشته که بار سنگینی را بر سیستم اقتصادی و بهداشتی درمانی جامعه وارد می‌کند در بسیاری از کشورها مشابه است، لذا فراخوانی برای ارایه‌ی راه کارهای مناسب جهت رفع این معضل از سوی مسوولین و برنامه‌ریزان مربوطه پیشنهاد می‌گردد


مژگان السادات اقوامی،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

file:///C:DOCUME~1DEAR-U~1LOCALS~1Tempmsohtml1�1clip_filelist.xml" > Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: یکی از رسالت‌های دانشکده‏های پرستاری، توانمندسازی دانشجویان، جهت پذیرش نقش‌های خطیر حرفه‌ی پرستاری است عملکرد پرستاری در بالین، باید تلفیقی از دانش نظری و عملی باشد، تا از ایجاد فاصله بین آموزش نظری و آموزش عملی جلوگیری نماید به همین منظور مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی رضایت دانشجویان پرستاری از کارورزی در عرصه انجام گردید.

روش بررسی: در این مطالعه از روش توصیفی- مقطعی و پرسشنامه پنج نقطه‌ای لیکرت استفاده گردید. نمونه‌ها به صورت سرشماری از 150 دانشجوی پرستاری ترم 7 و 8 در دانشکده‌های پرستاری و مامایی زنجان و ابهر انتخاب شدند. اطلاعات فردی و پاسخ 33 سوال در مورد آموزش‌های تئوری و بالینی- همکاری پرسنل پرستاری در بخش‌های مختلف بالینی در پرسشنامه ثبت گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از بسته‌ی آماری علوم اجتماعی آزمون‌های آماری T، کای دو، پیرسون استفاده گردید.

یافته‌ها: اکثریت دانشجویان از میزان آمادگی علمی و تبحر بالینی در کارورزی عرصه رضایتی متوسط تا خوب داشتند. از میزان واحد ارایه شده با توجه به بخش‌های بالینی مختلف وانطباق آموزش‌های بالینی و طرح درس مربوطه به میزان رضایتی خوب ودر پاسخ به زمان ساعات کارورزی میزان رضایت‌شان متوسط بود. میزان انطباق اهداف آموزش بالینی و تئوری و محتوای دروس نظری را در حد متوسط ارزیابی کردند و از همکاری پرسنل بالینی با آموزش پرستاری اظهار رضایت کرده بودند.

نتیجه گیری: همسان سازی زمانی و محتوایی دروس نظری و عملی، گردشی نمودن ساعات کارورزی و جذب انگیزه‌ی همکاری در پرسنل درمانی در ارتقای کیفیت و خدمات رسانی آموزشی و بالینی به مددجویان تاثیر گذار خواهد بود.


مصطفی راد، نعمت اله شموسی، محمد حسن رخشانی،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

file:///C:DOCUME~1DEAR-U~1LOCALS~1Tempmsohtml1�1clip_filelist.xml" > Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف:
زبان انگلیسی بی‌گمان مهم‌ترین زبان دنیاست. از طرفی زبان انگلیسی به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباطی برای استفاده از منابع و مآخذ علمی و پژوهشی و بهره‌گیری از فن آوری‌های پیشرفت، از اساسیَ‌ترین مهارت‌های مورد نیاز برای زندگی در جهان امروز است، ولی نقایص زیادی در آموزش و یادگیری آن در کشور ما وجود دارد که در اکثر اوقات فراگیران به هنگام عمل از بکار بستن آن در حیطه‌های مختلف عاجزند. هدف این مطالعه تعیین میزان اثر بخش بودن آموزش زبان انگلیسی دانشگاهی در مقطع کارشناسی از دیدگاه دانشجویان و فارغ التحصیلان پرستاری و مامایی بود.
 

روش بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی، 297 نفر از دانشجویان و فارغ التحصیلان پرستاری و مامایی که به روش تصادفی خوشه‌ای انتخاب شده بودند، پرسشنامه اثربخشی زبان را تکمیل کردند.

 

یافته‌ها: 56 درصد شرکت کنندگان در مطالعه، پرسنل پرستاری و مامایی و 44 درصد دانشجو بودند، میانگین نمرات در حیطه‌ی اثربخشی کاربرد زبان در پژوهش 054/2 بود که 75 درصد سوال شوندگان نمره‌ی کمتر از 5/2 (از 5-0) را کسب کردند. میانگین نمرات در حیطه‌ی دانش عمومی زبان 57/2 بود که 75 درصد سوال شوندگان نمره‌ی کمتر از 1/3 (از 5-0) را کسب کردند. میانگین نمرات در حیطه‌ی دانش تخصصی 34/2 بود که 75 درصد سوال شوندگان نمره‌ی کمتر از 7/2 (از 5-0) را کسب کردند. دیدگاه فارغ التحصیلان پرستاری و پرستاران در حیطه‌ی دانش عمومی زبان انگلیسی با میانگین رتبه‌ی 64/161 بود که در مقایسه با دیدگاه دانشجویان پرستاری و مامایی 96/129 بود. بر اساس آزمون آماری من ویتنی با 002/0P = اختلاف معنی‌داری در این زمینه وجود داشت.

 

نتیجه‌گیری: میانگین نمرات در مجموع حیطه‌های مختلف نشان می‌دهد، آموزش زبان موثر نمی‌باشد.


پرند پورقانع، دکتر محمد‌علی حسینی،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

nk href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CDEAR-U%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml" rel="File-List" > Normal 0 false false false

زمینه و هدف: یادگیری بالینی یک بخش مهم در فرآیند یاددهی یادگیری در بسیاری از رشته‌های علوم پزشکی از جمله پرستاری می‌باشد که در آن دانشجو در تعامل با محیط، مفاهیم آموخته شده را در حیطه‌ی عمل به کار می‌گیرد. پرستاران در یادگیری بالینی دانشجویان پرستاری تأثیر گذارند. از آنجا که دانشجویان پرستاری زمان زیادی از یادگیری خود را در بالین می‌گذرانند، بنابراین بهترین افرادی هستند که می‌توان از نظرات آنان در رابطه با میزان نقش پرستاران در آموزش و یادگیری بالینی دانشجویان آگاه شد.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع مقطعی است. روش نمونه‌گیری غیرتصادفی بوده است. نمونه‌های پژوهش 104 نفر از دانشجویان ترم‌های چهارم و ششم پرستاری دانشکده‌های پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی گیلان بودند. اعتبار پرسشنامه به روش اعتبار محتوایی و اعتماد پرسشنامه با فرمول آلفا‌ی کرونباخ سنجیده شد (با اعتماد 89 درصد).

یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که در اکثریت دانشجویان اعتقاد به نقش ضروری همکاری کادر پرستاری در آموزش بالینی آنان با 5/63 درصد موافقت کامل و 6/35 درصد موافقت، فراهم آوردن شرایط محیطی لازم توسط کادر پرستاری جهت یادگیری بالینی آنان با 6/60 درصد موافقت کامل و 5/38 درصد موافقت، افزایش اعتماد به نفس در آنان با حمایت پرستاران با 75/0 درصد موافقت کامل و 2/21 درصد موافقت و افزایش کارآیی دانشجویان با حمایت کادر پرستاری از آنان در موقعیت‌های جدید با 3/67 درصد موافقت کامل و 8/28درصد موافقت همراه بود.

نتیجه‌گیری: براساس نتایج پژوهش می‌توان گفت که با توجه به نقش مهم پرستاران در آموزش و یادگیری بالینی دانشجویان پرستاری، مسوولین آموزشی باید این نقش را پر رنگ‌تر نموده تا علاوه بر ارتقا‌ی پیشرفت یادگیری دانشجویان، در آینده نیز شاهد مراقبت مطلوب از مددجویان توسط این گروه باشیم.


رعنا رضایی سپاسی، زینت صفدری، آذر آوازه،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

file:///C:DOCUME~1DEAR-U~1LOCALS~1Tempmsohtml1�1clip_filelist.xml" > Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: شناسایی وضعیت اشتغال، عدم اشتغال به کار و علل آن می‌تواند اطلاعات مفیدی در زمینه‌ی نقـش حرفه‌ای و عملکرد دانش‌آموختگان و امکان برنامه‌ریزی آینده از نظر ظرفیت پذیرش دانشجو، شرایط فارغ التحصیلی، ضرورت ادامه یا قطع طرح نیروی انسانی و یا حتی شرایط استخدام و اشتغال را فراهم نماید. در صورتی که پذیرش دانشجویان و کیفیت برنامه‌های آموزشی با نیازهای واقعی جامعه و دولت هماهنگ نشده باشد، سبب افزایش نسبت بیکاری دانش‌آموختگان و اتلاف سرمایه‌ها و منابع می‌شود. این مطالعه با هدف تعیین علل عدم اشتغال در بین دانش‌آموختگان رشته‌ی مامایی دانشگاه علوم پزشکی قزوین صورت پذیرفت.

روش بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی، کلیه‌ی دانش آموختگان مقطع کاردانی مامایی که در فاصله‌ی سال‌های 1375 تا 85 وارد دانشگاه شده‌اند، طی سال‌های87تا 88 مورد بررسی قرار گرفتند. آدرس این افراد با مراجعه به بایگانی آموزش دانشکده‌ی پرستاری و مامایی قزوین به دست آمده و برای کلیه‌ی نمونه‌های در دسترس، پرسشنامه مدون از طریق پست ارسال گردید. پس از عودت پرسشنامه‌ها، داده‌های مربوط به 203 دانش آموخته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین سنی واحدهای مورد پژوهش 67/25 سال بود. 7/56 درصد در دوره‌ی روزانه و 3/43 درصد در دوره‌ی شبانه تحصیل نموده بودند. 34 درصد واحد‌های پژوهش شاغل، 5/35 درصد بیکار، 7/18 درصد دانشجو و 8/11 درصد در حال گذراندن طرح نیروی انسانی بودند. مدت بیکاری بعد از تحصیل در 66 درصد موارد دو سال و کمتر و در 3/4 درصد موارد هفت سال و بالاتر بوده است. اصلی‌ترین علل عدم اشتغال از نظر دانش‌آموختگان عدم نیاز بخش‌های خصوصی و دولتی، ادامه‌ی تحصیل و ضرورت کار در محیط نامناسب و دوردست بود.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه و مطالعات دیگر مبین این واقعیت است که اگر تعداد افراد مشمول طرح نیروی انسانی که به عنوان یک اشتغال موقت محسوب می‌شود، کنار گذارده شوند، آمار واقعی بیکاران در بین دانش‌آموختگان مامایی درصد قابل توجهی را شامل می‌گردد. با مهیا شدن بستر مناسب در زمینه‌ی فعالیت ماماها در بیمارستان‌ها، زایشگاه‌ها و مراکز بهداشتی و دریافت مجوز دفتر کارخصوصی می‌توان فرصت‌های شغلی بیشتری برای دانش آموختگان این رشته فراهم آورد.


دکتر جعفر عطاری‌مقدم، صدیقه مخلص پور، دکتر مجید ولی‌زاده، دکتر سعید ممتازی، دکتر فرانک شریفی، دکتر صمد قدرتی، دکتر علیرضا خادم المله، دکتر بهرام حاجی‌کریم،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

file:///C:DOCUME%7E1DEAR-U%7E1LOCALS%7E1Tempmsohtml1%EF%BF%BD1clip_filelist.xml" style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif" > Normal 0 false false false

مقدمه: مطالعات متعددی نشان می‌دهد که ارتباط خوب پزشک- بیمار بر پیش آگهی وضعیت سلامتی فرد تاثیر مثبتی دارد. همچنین میزان رضایت‌مندی بیماران از خدمات بهداشتی درمانی، بسیار به ارتباط موثر پزشک- بیمار مرتبط است.

روش بررسی: این مطالعه بر روی دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام شد. 33 نفر انتخاب شدند و مهارت‌های ارتباطی پزشک-بیمار در یک کارگاه سه روزه برای آن‌ها تدریس شد. قبل و پس از مداخله، دانش و آگاهی آن‌ها در مورد مهارت‌های ارتباطی سنجیده شد. همچنین میزان رضایت‌مندی دانشجویان از کارگاه ارزیابی گردید. سپس اطلاعات به دست آمده آنالیز شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که 85 درصد شرکت کنندگان از کارگاه راضی بودند. تفاوت میانگین نمره‌ی کلی آزمون قبل و پس از مداخله، از نظر آماری معنادار بود (005/0P=.) همچنین پس از آموزش، نمرات زیر مقیاس‌های آزمون فوق نیز تفاوت معناداری با قبل از آموزش داشت.

نتیجه‌گیری: آموزش کارگاهی مهارت‌های ارتباطی پزشک- بیمار به دانشجویان پزشکی در ارتقا‌ی دانش و آگاهی آن‌ها از مهارت‌های ارتباطی بسیار موثر است.


دکتر مریم فضلی،
دوره 3، شماره 4 - ( 1-1389 )
چکیده

nk href="file:///C:DOCUME~1DEAR-U~1LOCALS~1Tempmsohtml1�1clip_filelist.xml" rel="File-List" > Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: زنان نیمی از جمعیت بشری را تشکیل می‌دهند، سلامت آنان، سلامت نسل آینده‌است، با توجه به اثر تغییرات فیزیولوژیک و هورمونی زنان بر سلامت دهان و دندان و اثر سلامت دهان و دندان بر سلامت فرد، این مقاله به منظور معرفی راه‌کاری جهت هر چه بیشتر توجه دادن آحاد زنان جامعه بر حفظ سلامت دهان و دندان خود، تنظیم گردید.َ

روش بررسی: این مقاله با تکیه بر اصول دندانپزشکی جامعه نگر و بر اساس دندانپزشکی مبتنی بر شواهد، بر گرفته از قسمتی از نتایج مطالعات جامع بر روی سلامت دهان و دندان زنان 15 تا 60 ساله که در سال‌های 86 تا 89 انجام گرفت، تنظیم گردید.

یافته‌ها: از آنجایی که وضعیت سلامت و دهان و دندان گروه‌های مورد مطالعه وضعیت مناسبی نبود، نتایج حاصل از این مطالعات توجه به استراتژی‌های مهم پیشگیری از جمله دسترسی آسان به نیرو‌های مراقبت سلامت را آشکارتر نمود.

نتیجه‌گیری: با توجه به مراجعات مکرر زنان باردار و شیرده نزد ماماها و متخصصین زنان و زایمان و امکان ارایه‌ی مراقبت‌های اولیه حداقل در بحث آموزش، با ادغام بحث سلامت دهان و دندان در مباحث موجود در کوریکوم آموزشی مامایی و تعریف یک نقش جدید برای این گروه می‌توان در آینده از تأثیرات مثبت آن بسیار بهره برد.



صفحه 1 از 15    
اولین
قبلی
1
...
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله توسعه آموزش می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Journal of Medical Education Development

Designed & Developed by : Yektaweb