جستجو در مقالات منتشر شده


131 نتیجه برای Lead

د کتر علیرضا شغلی، د کتر یدا... حمیدی،
دوره 10، شماره 41 - ( 10-1381 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: هزینه‌ی تمام شده خدمات بهداشتی و درمانی عاملی اساسی در سیاست گزاری و انتخاب راهکار های ارایه خدمات بهداشتی و درمانی می باشد. تکنیک هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC ) یک روش نوین هزینه یابی است که با میزان دقت بالایی هزینه ی تمام شده خدمات بهداشتی را محاسبه می کند. در پژوهش حاضر با به کار گیری روش فوق ، هزینه‌ی تمام شده خدمات ارایه شده در مرکز بهداشت شهرستان زنجان در سال مالی 1378 محاسبه شد. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی ابتدا فرایندهای مرکز بهداشت شهرستان زنجان پس از شناسایی به چهار سطح حمایت ستادی، حمایت برنامه بهداشتی ، حمایت فعالیت های همگن بهداشتی ( خوشه بهداشتی ) و سطح ارایه خدمات بهداشتی، تقسیم و اطلاعات مالی مرکز بهداشت توسط برنامه نرم افزاری استاندارد ثبت شد. برای محاسبه‌ی هزینه‌ی تمام شده هر خدمت، اطلاعات مربوط به فراوانی وقوع خدمت در سال 1378 و زمان متوسط ارایه خدمت گردآوری شد و در مرحله بعد هزینه‌ی کلیه‌ی فرایندهای شناسایی شده (به جز هزینه های مربوط به خدمات مستقیم ارایه شده به گیرندگان خدمات بهداشتی) محاسبه و در لیست یکی از سه سطح فوق الذکر (هزینه های سرباری) قرار گرفت. در آخرین مرحله سهم هریک از خدمات بهداشتی و درمانی از فرایندهای سه سطح مذکور ( منابع غیر مستقیم ) ردیابی و با اضافه نمودن هزینه‌ی منابع مستقیم، هزینه‌ی تمام شده هر یک از خدمات بهداشتی محاسبه شد. یافته ها: فرایند بازدید از کارخانجات صنعتی، پر هزینه ترین وفرایند معاینه دانش آموزان در مدارس شهری، کم هزینه ترین خدمت ارزیابی شدند. در سطح حمایت ستادی صدور احکام کارگزینی گران ترین و صدور احکام ماموریت ارزان ترین خدمت بود. در سطح حمایت از برنامه بهداشتی، فرایند آموزش امور دارویی گران ترین و برنامه ریزی امور بیماری ها ارزان ترین خدمت بود. در سطح حمایت از خوشه بهداشتی، پایش بهداشت محیط و تعمیر و نگه داری گران ترین و امور دارویی و سرایداری ارزان ترین خدمت ها بودند. نتیجه گیری و توصیه ها : غیر از هزینه های سطح ارایه‌ی خدمت بهداشتی، سایر هزینه ها سرباری محسوب می شوند. با توجه به اینکه ABC قادر به تفکیک این نوع هزینه ها است، به کمک آن و با مدیریت صحیح هزینه در این سه سطح می توان بهره وری را افـــزایش داد. به کار گیری این روش برای تعیین تعرفه خدمـــات بهداشتی و درمانی و هزینه‌ی کـــــارایی واگذاری امور به بخش خصوصی توصیه می شود. واژگان کلیدی:هزینه یابی بر مبنای فعالیت، هزینه یابی خدمات بهداشتی، مرکز بهداشت


دكتر بابک رفیع زاده، دكتر علی نقی کاظمی ، دكتر حمید رضا امیر مقدمی، دكتر نورالدین موسوی نسب،
دوره 12، شماره 47 - ( 4-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: واکسیناسیون هپاتیت B حداقل در 90 درصد موارد همراه با تولید آنتی بادی خوب بوده است ولی در مطالعات متعددی دیده شده که سطح این آنتی بادی به مرور زمان کاهش می‌یابد. از آنجا که میزان کاهش در جوامع مختلف متفاوت است، مطالعه‌ی حاضر به منظور تعیین سطح سرمی پادتن هپاتیت B علیه آنتی ژنS در کودکان 7 تا 9 ساله‌ی واکسینه شده‌ی روتین کشوری در شهر زنجان در سال 1382 انجام شد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی توصیفی تعداد 273 دانش‌آموز از 10 مدرسه‌ی ابتدایی شهر زنجان به روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای تصادفی انتخاب شدند. پس از اخذ رضایت نامه‌ی کتبی از والدین و تهیه‌ی 5 میلی‌لیتر از خون نمونه‌ها، سطح سرمی پادتن هپاتیت B علیه آنتی ژن S با کیت ایتالیایی رادیم با روش الیزا اندازه‌گیری شد. تمام سرم‌ها از نظرسطح پادتن هپاتیت B علیه آنتی‌ژن C نیز کنترل شدند. اطلاعات در چهار گروه دارای پادتن هپاتیت صفر، کمتر از 10، بین 10 تا 100 و بیشتر از 100 واحد در میلی لیتر طبقه بندی و سطح سرمی 10 واحد در میلی‌لیتر به عنوان پاسخ‌گویی ضعیف تعیین و میزان واقعی آن در جامعه برآورد گردید. یافته‌ها: از 273 نمونه مورد بررسی، در 5/29 درصد نمونه‌های مورد مطالعه هیچ سطحی از پادتن هپاتیت B علیه آنتی ژن S یافت نشد. در 5/22 درصد افراد میزان آنتی‌بادی زیر 10، در 5/27 درصد بین 10 تا 100 و در 5/20 درصد موارد آنتی بادی بالای 100 واحد در میلی‌لیتر بود. در واقع 52 درصد از نمونه‌ها آنتی بادی کمتر از 10 و 48 درصد آنتی‌بادی بالای 10 واحد در میلی لیتر داشتند. کاهش سطح آنتی بادی در پسران و دختران یکسان بود. 1 درصد از کودکان مورد مطالعه دارای پادتن هپاتیت B علیه آنتی ژن C بودند. نتیجه گیری و توصیه‌ها: کاهش سطح سرمی آنتی بادی هپاتیت B علیه آنتی ژن S 5 سال پس از واکسیناسیون بارز است، ولی این یافته لزوم تجویز دوز یادآور را تایید یا رد نمی‌کند. البته افت آنتی بادی الزاماً به منزله‌ی استعداد به عفونت نیست و ممکن است شخص در مواجه با ویروس بتواند آنتی بادی بسازد. از این رو انجام مطالعات بیشتر با حجم نمونه‌ی بالاتر توصیه می‌گردد.
دکتر مرتضی جبارپور بنیادی، حسین نداف نیا، دکتر محمد برزگر، دکتر هرمز آیرملو، دکتر رضا خندقی، دکتر محمد امین بخش، محمد شیمیا، امید عمرانی،
دوره 12، شماره 49 - ( 10-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: بیماری آتروفی عضلانی ـ نخاعی یک گروه از اختلالات ماهیچه‌ای- عصبی ارثی است که با تحلیل نورون‌های حرکتی نخاع همراه بوده و سبب ضعف عضلانی می‌گردد. یکی از ژن‌هایی که مانع از مرگ نورون حرکتی می‌شود ژن NAIP می‌باشد. حذف شدگی این ژن معمولاٌ در بیماران تیپ I این بیماری دیده می‌شود. این مطالعه با هدف بررسی فرکانس و نقش بیماری‌زایی این ژن در مبتلایان به آتروفی عضلانی ـ نخاعی در منطقه‌ی آذربایجان شرقی در سال‌های 1383 و 1384 بررسی گردید. مواد و روش‌ها: این مطالعه‌ی توصیفی بر روی 50 فرد مبتلا به بیماری آتروفی عضلانی ـ نخاعی انجام شد. DNA آنان استخراج و بررسی ژنتیک مولکولی بر روی نمونه ها صورت گرفت. اگزون‌های 5 و 13 ژن NAIP و ریزماهواره‌ی D5S1416 در این نمونه‌ها با استفاده از روش واکنش زنجیره‌ای پلی مراز (PCR) چندگانه تکثیر یافته و محصول بر روی ژل آگارز و ژل پلی آکریل آمید با استفاده از رنگ آمیزی‌های اتیدیوم برماید و نیترات نقره به ترتیب الکتروفورز گردید و مورد بررسی مولکولی قرار گرفت. فراوانی تیپ‌های مختلف بیماری آتروفی عضلانی ـ نخاعی دارای حذف شدگی ژن NAIP محاسبه گردید. جهت تعیین ارتباط بین جنس و شدت بیماری، از آزمون کای دو استفاده گردید. یافته‌ها: از 50 بیمار مبتلا به آتروفی عضلانی ـ نخاعی، 28 درصد حذف شدگی در ژن NAIP را نشان دادند که همه‌ی نمونه‌ها متعلق به تیپ I بیماری بودند و شدت بیماری در آن‌ها شدیدترین وضعیت را داشت. 9 نفر (64 درصد) از مبتلایان که در آن‌ها ژن مورد مطالعه حذف شده بود، محصول ازدواج فامیلی بودند. شدت بیماری در بیماران تیپ I فاقد ژن NAIP در مقایسه با بیماران تیپ I دارای ژن سالم خیلی بیشتر بود (05/0P<). نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: در 28 درصد از مبتلایان، حذف شدگی ژن NAIP مشاهده شد. ازدواج فامیلی یکی از عوامل افزایش دهنده‌ی خالص شدگی جهش ژنی و تولد نوزادان مبتلا در جامعه مورد بررسی می‌باشد. توصیه می‌گردد خانواده‌هایی که در آن‌ها بیماری آتروفی عضلانی ـ نخاعی مشاهده شده است، جهت تشخیص قبل از تولد به مراکز تشخیص ژنتیک مولکولی مراجعه نموده و اقوام نزدیک این افراد از ازدواج خویشاوندی خودداری نمایند.


دکتر مهرداد شریعتی، دکتر مختار مختاری، شیدا شهیدیان،
دوره 13، شماره 50 - ( 1-1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف : یکی از مشکلات ناشی از مصرف زیره‌ی سبز بروز اختلال در اعمال تولید مثلی در انسان و سایر حیوانات است. با توجه به عدم انجام تحقیقات جامع در رابطه با اثر این گیاه بر روند اسپرماتوژنز و تولید هورمون تستوسترون در جنس نر، تحقیق حاضر با هدف تعیین تاثیر عصاره‌ی الکلی زیره‌ی سبز بر فرآیند اسپرم سازی و ترشح هورمون تستوسترون در موش صحرایی نر بالغ در کازرون در سال 1383 انجام گرفت. روش بررسی: در این تحقیق تجربی از 50 موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در 5 گروه 10 تایی استفاده شد و پس از تعیین مقدار دوز کشنده (120 میلی گرم بر وزن بدن)، مقادیر 30 ، 60 و 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به عنوان دوزهای زیر کشنده از زیره‌ی سبز به صورت داخل صفاقی به مدت بیست و یک روز به شکل یک روز در میان به سه گروه تجربی 1،2 و 3 تزریق شد. گروه شاهد فقط حلال دارو ( آب مقطر ) دریافت کرد و به گروه کنترل نیز هیچ ماده‌ای داده نشد. نتایج با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تی مورد تجریه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج سنجش‌های هورمونی نشان داد مقدار 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، از عصاره‌ی الکلی زیره‌ی سبز، سطح تستوسترون سرم خون را به میزان 5/71 درصد کاهش می‌دهد (05/0 P=) ولی در سطح هورمون‌های FSH و LH سرم خون کاهش معنی داری دیده نشد. بررسی‌های بافت شناسی بیضه نشان داد که تعداد سلول‌های اسپرم در غلظت‌های 30 ، 60 و 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به ترتیب 7/19، 3/48 و 5/89 درصد کاهش یافته اما هیچ‌گونه اثرات جانبی زیان آوری به دنبال تزریق این عصاره مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های تحقیق می‌توان اعلام کرد که عصاره‌ی الکلی گیاه زیره‌ی سبز با دوز 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در موش‌ها احتمالاً از طریق تأثیر مستقیم بر بافت بیضه باعث تضعیف عملکرد آن و کاهش میزان تستوسترون و اسپرماتوژنز می‌گردد. انجام مطالعات فراساختاری بیضه و بررسی تاثیر این گیاه بر تغییرات هورمونی در سطح هیپوتالاسموس و رشد و نمو جنین پیشنهاد می‌گردد.


مریم زعیمی پور کرمانشاهی، دکتر زهره ونکی، دکتر ابراهیم حاجی زاده،
دوره 13، شماره 50 - ( 1-1384 )
چکیده

چکیده زمینه وهدف: مطالعات متعددی در مورد بررسی رفتارهای مدیران پرستاری و توانمندسازی پرسنل پرستاری نشان داده‌اند که مدیران با رفتارهای اثربخش خود، می‌توانند سبب توانمندسازی پرسنل شده و بر رضایت شغلی، حس تعهد، مسئولیت پذیری، بهره وری و کیفیت ارایه خدمات تأثیر مثبت گذارند. هدف از مطالعه‌ی حاضر نیز تعیین تاثیر بازآموزی مهارت‌های مدیریتی مدیران پرستاری بر توانمندسازی پرسنل پرستاری در تهران در سال 1383 می‌باشد. روش بررسی: این مطالعه‌ی نیمه تجربی ( از نوع قبل و بعد) بر روی 111 نفر از پرسنل پرستاری یکی از بیمارستان‌های آموزشی منتخب شهر تهران انجام گرفت. قبل از مداخله، توانمند سازی پرسنل پرستاری از طریق پرسش نامه (که قبلا پایایی و روایی آن تعیین شده بود) مورد سنجش قرار گرفت. سپس برنامه‌ی بازآموزی ( به مدت3 ماه متوالی) برای تمامی مدیران پرستاری(20 n=) همان بیمارستان به عنوان مداخله انجام گرفت. مدیران موظف بودند یادگیری خود را در قالب رفتارها و تصمیم گیری‌های مدیریتی در طول مدت آموزش و یک ماه پس از اتمام آن به کار گیرند و گروه محققین به عنوان مشاور همواره در معیت آنان بودند. یک ماه پس از اتمام بازآموزی مجدداٌ توانمندی پرسنل بررسی شد. داده‌ها طبقه‌بندی و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی (آزمون آماری تی زوج و آنالیز رگرسیون ) تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: 73 درصد پرسنل پرستاری قبل از مداخله و 74 درصد آنان پس از مداخله دارای توانمندی درحدمتوسط بودند. میانگین توانمندی پرسنل قبل از مداخله 18 ± 5/96 بود که پس از مداخله به 1/16± 9/106 افزایش یافت. آزمون آماری تی زوج تفاوت معناداری را بین توانمندی پرسنل قبل و پس از مداخله نشان داد (001/0 P=). آنالیز رگرسیون چندگانه‌ی گام به گام نشان داد که پیشگویی کننده‌های توانمندی پرسنل در مرحله‌ی قبل و پس از مداخله، تغییر در ابعاد روحیه و درک محیط سالم می‌باشند. نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد که تغییر رفتارهای مدیران منجر به افزایش توانمندی پرسنل پرستاری گردیده است. از این رو به نظر می‌رسد برنامه‌ی بازآموزی مهارت‌های رهبری و مدیریتی مدیران پرستاری با ارتقای دانش کاربردی مدیران و اثربخشی بیشتر رفتارهای آنان، سبب توانمندسازی سازمانی و روانی پرسنل پرستاری و ارتقا‌ی عملکرد حرفه‌ای آنان می‌گردد.


کبری نوریان، افسانه کاظمیان، یوسف اصلانی، معصومه دل آرام،
دوره 13، شماره 50 - ( 1-1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بیماری سکته‌ی مغزی سومین علت طبی مرگ در کشورهای پیشرفته است که نقایص عصبی گوناگونی را به دنبال دارد. نظر به اهمیت به کارگیری اقدامات توانبخشی بر کاهش عوارض ناشی از این بیماری، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین تاثیر اقدامات توانبخشی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سکته‌ی مغزی در شهر کرد در سال 1383 انجام گرفت. روش بررسی: این پژوهش نیمه تجربی دو مرحله‌ای (قبل و بعد) بر روی 30 بیمار مبتلا به سکته‌ی مغزی بستری در بیمارستان انجام شد که به روش نمونه گیری آسان انتخاب شده و دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند. اطلاعات با استفاده از پرسش‌نامه‌ی کیفیت زندگی در چهار حیطه (جسمانی، روانی، سلامت عمومی، عملکرد اجتماعی) قبل و پس از مداخله جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار )و استنباطی (آزمون تی زوج، ویلکاکسون و تی مستقل) استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین امتیازات کیفیت زندگی در حیطه های عملکرد جسمانی، روان شناختی، عملکرد اجتماعی و سلامت عمومی بعد از اقدامات توانبخشی افزایش معنی‌داری داشته است (05/0 P=). هم‌چنین امتیاز کلی کیفیت زندگی بعد از اقدامات توانبخشی نسبت به قبل از آن افزایش معنی‌داری داشت (05/0 P=). نتیجه‌گیری: انجام اقدامات توانبخشی بر روی ابعاد مختلف کیفیت زندگی تاثیر مثبتی دارد. ایجاد و تقویت مراکز توانبخشی، آموزشی و حمایتی امکان بهره‌مند شدن این بیماران را از این اقدامات فراهم می‌آورد و گام مهمی در راستای استقلال هر چه بیشتر آنان است.


دکتر سید نجات حسینی، دکتر سیدنورالدین موسوی نسب، دکتر حسن سلیمی،
دوره 13، شماره 50 - ( 1-1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک یکی از روش‌های جراحی کم تهاجمی است که دارای نتایج خوب و فواید بسیاری از نظر اقتصادی است. مطالعات متعددی نتایج این جراحی را مورد بررسی قرار داده‌ و نتایج متفاوتی را گزارش نموده‌اند. با توجه به راه اندازی این روش جراحی در زنجان و عدم وجود اطلاعات دقیق در خصوص نتایج آن، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین نتایج کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک طی سال 1381 تا 1383 در زنجان انجام گرفت. روش بررسی : این مطالعه‌ی توصیفی بر روی 79 بیمار انجام گرفت که دارای کولیک صفراوی بوده و به روش مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند. بیماران تحت عمل جراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک قرار گرفتند. نتایج عمل جراحی شامل عوارض، مدت زمان بستری، مدت عمل جراحی، متوسط زمان شروع تغذیه‌ی خوراکی و میزان تبدیل لاپارسکوپی به عمل باز در بیماران مورد بررسی قرار گرفت. نتایج با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین مدت زمان بستری بعد از عمل 20 ساعت و 40 دقیقه، میانگین مدت زمان عمل جراحی لاپارسکوپی 34 دقیقه، متوسط مدت زمان شروع تغذیه‌ی خوراکی 5/10 ساعت، میزان عوارض پس از عمل جراحی 5/2 درصد و میزان تبدیل لاپارسکوپی به عمل باز 5 درصد می‌باشد. نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه‌ی حاضر با نتایج مطالعات قبلی مطابقت داشته ولی میزان تبدیل شدن به عمل باز کمی بیشتر بود. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش توسعه‌ی انجام کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک در سطح شهرستان زنجان توصیه می‌گردد.


دکتر محمد مهدی سلطان دلال، زهره قلاوند، بهرام نیک منش،
دوره 13، شماره 52 - ( 7-1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: آئروموناس عامل بسیاری از عفونت‌ها در انسان می‌باشد که از نمونه‌های مختلف مواد غذایی حتی آب قابل شرب جدا گردیده است. مطالعات متعددی شیوع آئروموناس را در بیماران اسهالی برابر با شیوع شیگلا و گاهی بیشتر ذکر کرده‌اند. با توجه به گزارشات متفاوت در این خصوص، مطالعه‌ی حاضر به منظور تعیین میزان آلودگی به پاتوژن‌های روده‌ای، به ویژه آئروموناس در اسهال کودکان و تعیین حساسیت آن‌ها به آنتی بیوتیک طی سال‌های 1382 تا 1383 در تهران انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی 310 نمونه‌ی‌ مدفوع کودکان زیر10سال مبتلا به اسهال از نظر آئروموناس، پلزیوموناس و هم‌چنین از نظر سایر باکتری‌های پاتوژن مانند سالمونلا، شیگلا و اشریشیاکلی آنتروپاتوژن و از نظر انگل‌های روده‌ای مورد بررسی قرار گرفتند. حساسیت آنتی بیوتیکی این عامل به روش دیسک دیفوزیون بر روی ایزوله‌های آئروموناس انجام شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی (آزمون کای دو، تی و دقیق فیشر) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: نتایج نشان ‌داد که در کودکان مبتلا به اسهال شیوع آئروموناس 5/4 درصد و بیشتر از سالمونلا و اشریشیاکلی آنتروپاتوژن می‌باشد و آئروموناس دومین پاتوژن شایع بعد از شیگلا می‌باشد. تمام سویه‌های آئروموناس حساس به سفتی‌زوکسیم، سیپروفلوکساسین، جنتامایسین و مقاوم به آمپی‌سیلین بودند. نتیجه‌گیری: گونه‌های آئروموناس در اسهال کودکان دارای اهمیت اتیولوژیکی بوده و در بررسی باکتریولوژیکی مدفوع، وجود این باکتری می‌بایستی مدنظر گرفته شود. انجام تحقیقات بیشتر توصیه می‌گردد.


مژده منصوری، حسن ناوی پور، دکتر ربابه معماریان،
دوره 14، شماره 54 - ( 1-1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری پوستی مزمن غیر قابل پیش‌بینی و دارای دوره‌ی عود کنندگی است که عوارض آن باعث بروز ناتوانی و روان پریشی مبتلایان می‌گردد. شواهد حاکی از آن است که علاوه بر روش‌های درمانی, اجرای برنامه‌ی مراقبت از خود می‌تواند به عنوان روشی کم هزینه در کاهش عوارض این بیماری مطرح باشد. از این رو مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین تاثیر به کارگیری برنامه‌ی خود مراقبتی بر کاهش شدت عوارض بیماری پسوزیاریس در سال 1382 در تهران انجام گرفت. روش بررسی: این پژوهش نیمه تجربی (قبل و بعد) بر روی 50 بیمار مبتلا انجام شد. برنامه‌ی خود مراقبتی (در حیطه‌های غذا, دارو, استحمام, شستشو, نوع لباس, درجه‌ی حرارت ...) به صورت آموزش چهره به چهره و به صورت عملی اجرا شد. نمونه‌ها در طول سه ماه هر دو هفته یک بار از نظر شدت عوارض (خشکی پوست شامل ترک خوردگی و پوسته ریزی, خارش و وجود پلاک جدید) مورد بررسی قرار گرفتند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه، چک لیست خود گزارشی وچک لیست مشاهده‌ای با مقیاس لیکرت با همبستگی 5/92 درصد استفاده شد که روایی آن از طریق روش اعتبار محتوا تعیین شده بود. اطلاعات با استفاده از آزمون‌های تی زوج و ویلکاسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که 64 درصد از افراد مورد مطالعه مرد، ‌54 درصد شاغل، 72 درصد متأهل و 42 درصد با سطح سواد بالاتر از دیپلم بودند. 34 درصد دارای سن ابتلای 11 تا 20 سال با میانگین مدت زمان ابتلای 9/11 سال بودند. نتایج نشان داد که پس از مداخله میانگین شدت ترک خوردگی از 34/2 به 04/0, شدت پوسته‌ریزی از 48/4 به 5/0, شدت خارش از 5/2 به 54/0 و وسعت ضایعات از 77/81 به 33/27 کاهش یافت (0001/0 P=). مقایسه‌ی رفتارهای مراقبت از خود قبل و پس از مداخله نیز نشان داد که میزان تمامی رفتارهای خود مراقبتی افزایش معنی‌داری داشته است (001/0 P=). نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که اجرای برنامه‌ی خود مراقبتی در کاهش شدت عوارض پوستی موثر است. به کارگیری این روش کم هزینه و قابل دسترس در برنامه‌ی مراقبتی بیماران به منظور کاهش مشکلات جسمی، روحی، خانوادگی و اجتماعی بیماران پیشنهاد می‌گردد.


دکتر علی محمدی، دکتر علیرضا شغلی،
دوره 14، شماره 54 - ( 1-1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بهبود کیفیت خدمات بیمارستان‌ها به مصرف بهینه‌ی منابع، ارتقای کیفیت مراقبت و رضایت جامعه کمک می‌کند. از آنجایی که شناخت ادراک و انتظار کارکنان منجر به افزایش بهره وری و بهبود فرآورده‌های سازمان و تامین نیازهای حال و آینده‌ی مشتریان می‌گردد, این مطالعه با هدف تعیین وضعیت مولفه‌های مدیریت کیفیت فراگیر (TQM) در طی سال 1382 تا 1383 در بیمارستان‌های استان زنجان انجام شد. روش بررسی: این مطالعه‌ی توصیفی بر روی 256 نفر از کارکنان رسته‌های شغلی مختلف بیمارستان‌های استان زنجان انجام شد که به روش نمونه‌گیری تصادفی و طبقه‌ای انتخاب شده بودند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه‌ای (مقیاس لیکرت) شامل وضعیت مطلوب (انتظارات) و وضعیت موجود (ادراک) مولفه‌های مدیریت کیفیت فراگیر بود که توسط نمونه‌های پژوهش تکمیل گردید. شکاف بین انتظارات و ادراک کارکنان از تفاضل نمرات ادراک و انتظارات محاسبه شد. نتایج با استفاده از آزمون آماری کروسکال والیس و ویلکاکسون تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: میانگین شکاف بین وضع مطلوب (انتظارات) و وضع موجود (ادراک) از نظر آماری در همه‌ی مولفه های TQM معنی‌دار بود (01/0 P=). مولفه‌ی نظام پاداش و قدردانی از نظر کارکنان مهم‌ترین مولفه ارزیابی شد و منفی‌ترین نمره‌ی شکاف را داشت (میانگین نمره‌ی شکاف=74/2-). مولفه‌های فرهنگ کیفیت و توانمند‌سازی کارکنان به ترتیب در مقام‌های دوم و سوم اهمیت قرار داشتند. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه ایجاد نظام پاداش و قدردانی منصفانه، فرهنگ نوع‌آوری وخلاقیت و توانمند ساختن کارکنان مهم‌ترین پیش نیاز‌های اجرای موفق TQM در بیمارستان‌ها است. از این رو توصیه می‌گردد سیاست گزاران و مدیران بیمارستان‌ها در راستای ایجاد نظام پاداش و قدردانی عادلانه و مبتنی بر عملکرد اثربخش و کارآمد، محیط توانمند ساز و فرهنگ‌سازی را برنامه‌ریزی نمایند.


رمضان فلاح، دکتر بهناز فلک الافلاکی،
دوره 14، شماره 55 - ( 4-1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف : عفونت سیستم ادراری (UTI ) از عفونت‌های نسبتاً شایع در کودکان است. UTI معمولاً عفونت صعودی است که توسط باکتری‌های دستگاه گوارش ایجاد می‌شود. میزان شیوع آن در طی سال اول زندگی بالاست. مهم‌ترین عارضه‌ی آن ایجاد اسکار در کلیه است که می‌تواند منجر به نارسایی کلیه و‌یا هیپرتانسیون شود. با توجه به خواص ایمنی شیر مادر در مقایسه با شیر خشک، این مطالعه با هدف بررسی اثر حفاظتی شیر مادر علیه UTI در کودکان زیر‌ یک سال انجام گرفت. روش بررسی : این مطالعه‌ی مورد - شاهدی بر روی 100 کودک زیر‌یک سال (50 کودک مورد و 50 کودک شاهد) انجام شد. گروه مورد از مراجعه کنندگان به درمانگاه کلیه‌ یا بستری شده در بخش اطفال بیمارستان ولی عصر(عج) در سال 1384 با سابقه‌ی حداقل‌یک بار UTI ، انتخاب شدند. کودکان گروه شاهد که فاقد UTIبودند از مهد کودک انتخاب شدند و از نظر سن، جنس و ختنه شدن در پسرها مشابه بودند. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری کای دو و دقیق فیشر آنالیز شد. یافته ها : 9 نفر (1/32 درصد) از کودکان مبتلا به UTI و 25 نفر (3/83 درصد) از کودکان سالم، فقط با شیر مادر تغذیه شدند. اثر حفاظتی شیر مادر علیه UTIدر کودکانی که فقط با شیر مادر تغذیه شدند،90 درصد بیشتر از کودکانی بود که فقط مصرف شیر خشک داشتند و از نظر آماری ارتباط معنی دار بود (0005/0(P=. اثر حفاظتی توأم شیر مادر و شیر خشک علیه UTIدر برابر کودکانی که فقط با شیرخشک تغذیه شدند، 71 درصد بیشتر بود ( 7/53 درصد در مقابل 80 درصد) ( 038/0 =P). اثر حفاظتی شیر مادر علیه UTI ، در پسران بیشتر از دختران بود . نتیجه گیری :نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که مصرف شیر مادر در پیشگیری از عفونت‌های ادراری کودکان زیر یک‌سال مؤثر است، بنابراین پیشنهاد می‌گردد مطالعه‌ای با حجم نمونه‌ی بیشتر انجام گیرد تا امکان ارزیابی بهتر در تمام مسایل فراهم گردد.


دکتر سپیده سخنور،
دوره 14، شماره 56 - ( 7-1385 )
چکیده

چکیده زمینه و‌هدف : بیماران مبتلا به سندروم کرونری حاد شامل بیماران انفارکتوس حاد میوکارد با یا بدون صعود قطعه‌یST و بیماران مبتلا به آنژین ناپایدار می‌باشند. قسمت خلفی بطن چپ یکی از قسمت‌هایی است که از نظر الکتروکاردیوگرافی در روش متداول 12 اشتقاقی پنهان می‌باشد. تحقیق حاضر به منظور بررسی تغییرات الکتروکاردیوگرافی در روش 15 اشتقاقی در بیماران مبتلا به سندروم کرونری حاد در بیمارستان شهید بهشتی زنجان طی سال 1380 انجام شد. روش‌بررسی: این مطالعه توصیفی و آینده نگر بوده و 347 بیمار طی یک‌ سال مورد بررسی قرار گرفتند. از بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس بیمارستان که با درد قلبی مراجعه کرده و در گروه سندروم کرونری حاد قرار می‌گرفتند، علاوه بر نوار قلبی استاندارد 12 اشتقاقی، 3 اشتقاق خلفی شامل V9 - V8- V7نیز به طور همزمان گرفته شد. معیارهای مورد بررسی، صعود یا نزول قطعه‌ی‌ ≤ ST 1 میلی‌متر در دو یا بیش از دو اشتقاق خلفی مجاور هم بوده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از محاسبه‌ی درصدها برای حساسیت، نسبت احتمال و حدود اطمینان 95 درصد استفاده شد. یافته‌ها: تغییرات قطعه‌ی ST (شامل صعود و نزول قطعه‌ی ≤ ST1 میلی‌متر و T منفی) در تعداد قابل توجهی از بیماران (75 بیمار از 347 بیمار) در 3 اشتقاق اضافی دیده شد. حساسیت صعود ST برای بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد با صعود ST (74 بیمار‌) در الکتروکاردیوگرام 15 اشتقاق در مقابل الکتروکاردیوگرام 12 اشتقاق، از 5/68 درصد به 7/90 درصد افزایش یافت. نسبت احتمال (odd's ratio) در روش 15 اشتقاقی نسبت به روش 12 اشتقاقی 5/4 بود (09/2 تا 69/9 CI=) که این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار می‌باشد (0005/0(P=. حساسیت نزول ST برای بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد با نزول ST (34 بیمار) در 15 اشتقاق در مقابل 12 اشتقاق از 5/31 درصد به 7/40 درصد افزایش یافت. نسبت احتمال در 15 اشتقاق نسبت به 12 اشتقاق 49/1 بود (85/0 تا 61/2=CI ) که این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار نیست (257/0=P). حساسیت صعود ST برای بیماران مبتلا به آنژین ناپایدار (239 بیمار ) در 15 اشتقاق در مقابل 12 اشتقاق از صفر به 5 درصد و حساسیت نزول ST برای بیماران مبتلا به آنژین ناپایدار در 15 اشتقاق در مقابل 12 اشتقاق از 9/5 درصد به 12درصد افزایش یافت. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که تغییرات قطعه‌ی ST در اشتقاق‌های خلفی در بیماران با انفارکتوس قلبی و آنژین ناپایدار نسبتاً شایع است و اضافه کردن اشتقاق‌های خلفی می‌تواند حساسیت تشخیصی را تغییر بدهد.


حسام مودی، دکتر اصغر اکبری، فاطمه غیاثی، دکتر حمید رضا محمود زاده ثاقب، دکتر زهرا حیدری، دکتر حمیرا رشیدی،
دوره 14، شماره 57 - ( 10-1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: یکی از مشکلات شایع ‌دربیماران مبتلا به دیابت شیرین, نارسایی درترمیم زخم پای آنان می‌باشد که منجر به قطع پا یا ساق می‌گردد. تلاش‌های فراوانی برای درمان زخم پای بیماران دیابتی صورت گرفته است و هدف این مطالعه بررسی تاثیر درمان مکشی- فشاری (VCT)در ترمیم زخم پای بیمار دیابتی می‌باشد. روش بررسی: این کارآزمایی بالینی یک‌سو کور در سال 1385 در شهر زاهدان انجام شد. 22 اندام مبتلا به زخم پای دیابتی در22 بیمار از طریق نمونه‌گیری در دسترس مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران به صورت تصادفی در یکی از دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. اندازه‌گیری مساحت سطح زخم با روش استریولوژی و از طریق روش شمارش نقاط منظم با بهره‌گیری از اصول کاوالیه قبل از درمان و 3 هفته بعد ازآن انجام گردید. گروه آزمایش علاوه بر درمان متداول، با سیستم مکشی ـ فشاری دستگاه وازوترین نیز درمان شد. برای گروه کنترل فقط درمان متداول یعنی دبریدمان, درمان سیستمیک (آنتی‌بیوتیک), شست وشو با نرمال سالین و بانداژ روزانه انجام گرفت. از آزمون‌t زوج برای مقایسه‌ی داده‌های قبل و بعد درمان درون‌گروهی و tمستقل برای مقایسه‌ی داده‌های بین‌گروهی استفاده شد. یافته‌ها: میانگین مساحت سطح زخم پا درگروه آزمایش از 3/10±05/48 میلی‌مترمربع به 4/4±6/34 میلی‌مترمربع (01/0P<) ودرگروه کنترل از 4/14±9/59 میلی‌مترمربع به 8/13±8/56 میلی‌مترمربع کاهش یافت (01/0P<). میزان بهبودی زخم پا در گروه کنترل 6 درصد و در گروه آزمایش 4/28 درصد بود (05/0>P). کاهش میانگین مساحت سطح زخم پا بعد از درمان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بیشتر بود (01/0P<). نتیجه‌گیری: زمانی که درمان مکشی ـ فشاری با مراقبت مناسب از زخم پا، توأم شود سبب افزایش ترمیم زخم پای دیابتی می‌شود. پیشنهاد می‌شود که بیماران مبتلا به زخم پای دیابتی و زخم‌های مزمن بدون بهبود, برای ترمیم زخم و حفظ اندام از درمان مکشی - فشاری دستگاه وازوترین استفاده نمایند.


ناصر احمد بیگی لاهیجانی، دکتر یوسف مرتضوی، دکتر مسعود سلیمانی، آزاده امید خدا،
دوره 15، شماره 58 - ( 1-1386 )
چکیده

چکیده سابقه و هدف: امروزه سلول‌های بنیادی مزانشیمی (MSCs ) از بافت‌های مختلف انسانی از جمله مغزاستخوان جدا می‌گردند. این سلول‌ها قدرت تکثیر نسبتا بالایی داشته و به رده‌های مختلف سلولی با منشأ مزودرمی و غیرمزودرمی تمایز پیدا‌ می‌کنند و از این‌رو، امیدهایی را در درمان بیماری‌های مختلف به ‌وجود آورده‌اند. خصوصیات منحصر به فرد این سلول‌ها همانند منبع قابل دسترس، جداسازی راحت، تکثیر سریع، توانایی مهاجرت به بافت‌های آسیب دیده سبب شده است تا از این سلول‌ها در درمان بیماری‌ها و مهندسی بافت استفاده گردد. فراوانی کم این سلول‌ها در بدن و نیاز به تعداد زیاد آن‌ها در مصارف بالینی، تکثیر آن‌ها را در محیط آزمایشگاه اجتناب‌ناپذیر می‌سازد، اما تکثیر بیش از حد سلول‌ها قبل از پیوند می‌تواند منجر به پیری آن‌ها شده و ممکن است عوارض نامطلوبی را پس از پیوند برای بیمار در پی داشته باشد. روش ‌بررسی: سلول‌های بنیادی مزانشیمی از آسپیره‌ی مغزاستخوان انسانی جدا و کشت داده شدند پس از پاساژ اول، برخی مارکرهای سطحی سلولی و قدرت تمایز آ‌‌ن‌ها مورد ارزیابی قرارگرفت و پاساژ سلول‌ها تا نقطه‌ی توقف رشد ادامه‌ یافت، سپس با تکنیک ساترن بلات پس از پاساژهای متعدد تغییرات طول تلومر، به‌ عنوان نشان‌گر پیری در آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد رابطه‌ی مستقیمی بین تکثیر سلول‌ها و کاهش طول تلومر وجود دارد؛ در اکثر نمونه‌ها طول تلومر پس از میانگین 9 پاساژ به اندازه‌ی 1کیلوباز(kb ) کاهش پیدا کرد که این امر نشان‌دهنده‌ی پیری این سلول‌ها به دلیل تکثیر زیاد در محیط in vitro می‌باشد. نتیجه‌گیری: توصیه می‌نماییم برای استفاده از MSCs در مصارف بالینی بهتر است از پاساژهای اولیه استفاده شود. اگرچه تعداد این سلول‌ها در پاساژهای اولیه خیلی زیاد نیست ولی توانایی تکثیر، تمایز و لانه‌گزینی آن‌ها حفظ شده و احتمال این‌که این تعداد کم، پتانسیل ترمیم بافت را داشته باشند بیشتر از سلول‌های زیاد در پاساژهای انتهایی می‌باشد.


سینا میرزااحمدی، دکتر صفر فرج نیا، دکتر ماندانا رفیعی، دکتر محمد حسین صومی، آیلار نخلبند، هانیه رضایی، لیلا محمدنژاد،
دوره 15، شماره 58 - ( 1-1386 )
چکیده

چکیده سابقه و هدف: تب مدیترانه‌ای فامیلی (FMF) یک بیماری ژنتیکی اتوزومی مغلوب است که با حملات دوره‌ای تب‌دار که با دردهای شدید شکمی، التهاب ریه، آرتریت و راش‌های پوستی همراه می‌گردد، مشخص می‌شود. شدت علایم بالینی این بیماری در بیماران مختلف بسیار متغیر بوده اما اطلاعات کمی در مورد علت اصلی این تفاوت‌ها وجود دارد. این مطالعه به بررسی ژنتیکی یک بیمار آذری مبتلا به FMF شدید و والدین او می‌پردازد. روش‌ بررسی: بیمار مورد بررسی یک پسر6 ماهه می‌باشد که دچار تب‌های عودکننده به همراه درد شدید شکمی و راش‌های پوستی می‌باشد. جهت شناسایی نوع جهش یا جهش‌های ژنتیکی مسبب بیماری، آزمایش‌های مولکولی با استفاده از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) و تعیین توالی اگزون 10 ژن MEFV انجام گرفت. یافته‌ها: بررسی‌ها توسط روش‌های ARMS-PCR و تعیین توالی اگزون 10 وجود جهش هتروزیگوت مرکب M694 V/ M680 I را در اگزون 10 ژن مربوطه در فرد بیمار نشان داد. پدر و مادر بیمار به ‌ترتیب دارای جهش هتروزیگوت از نوع M680 I و M694 Vبوده و هیچ‌گونه سابقه‌ای از حملات بیماری FMF نداشته‌اند. نتیجه‌گیری: به ‌نظر می‌رسد همراهی دو جهش M680 I و M694 V حتی در شکل هتروزیگوت مرکب می‌تواند به بیماری FMF با فنوتیپ شدید منجر شود. این مورد اولین گزارش شروع زود‌هنگام و فنوتیپ شدید FMF ناشی از جهش هتروزیگوت مرکب 694V/680I در یک بیمار ایرانی می‌باشد.


محمد رضا دین محمدی، کورش امینی، محمد رضا یزدانخواه،
دوره 15، شماره 59 - ( 4-1386 )
چکیده

چکیده سابقه و هدف: اعتیاد به مواد مخدر به عنوان نابسامانی اجتماعی، پدیده‌ای است که آن را بلای هستی‌سوز نام نهاده‌اند. یکی از مسایلی که پدیده‌ی اعتیاد را پیچیده‌تر کرده است موضوع عود آن است، چرا که حدود50 درصد از معتادان ایرانی پس از ترک به سمت مصرف مجدد موادمخدر روی می‌آورند. هدف از این مطالعه تعیین عوامل محیطی و اجتماعی مرتبط با بازگشت به مواد افیونی در معتادان خود‌معرف می‌باشد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، تعداد 96 نفر از معتادان مرد خودمعرف مراجعه‌کننده به مرکز پذیرش، درمان و پیگیری سازمان بهزیستی زنجان از طریق نمونه‌گیری آسان انتخاب شدند. ابزار مطالعه پرسشنامه بوده که پس از تعیین اعتبار محتوا و پایایی (آزمون مجدد) مربوطه مورد استفاده قرار گرفت. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌ی ساختاریافته و توسط دو کارشناس آموزش‌دیده‌، در مدت سه ماه انجام یافت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و نرم‌افزارSPSS _ Win استفاده گردید. یافته‌ها: بررسی یافته‌های پژوهش نشان داد که میانگین سنی واحدهای پژوهش 66/34 سال با انحراف معیار 52/8 سال بود‌ه ‌است. تمام واحدهای پژوهش حداقل یک‌ بار سابقه‌ی ترک مصرف موادمخدر را تجربه کرده بودند. بررسی دیدگاه‌های واحدهای پژوهش در زمینه‌ی عوامل شغلی، نداشتن شغل دایم (51 درصد)، در زمینه‌ی عوامل اقتصادی، فشار هزینه‌های زندگی (1/53 درصد)، در زمینه‌ی عوامل تحصیلی، کم سوادی (3/33 درصد) و بیسوادی (8/19 درصد)، در زمینه‌ی عوامل خانوادگی مجرد، عامل عدم وجود ارتباطات مناسب در خانواده (7/43 درصد) و در زمینه‌ی عوامل خانوادگی متأهل، عدم تفاهم با همسر (5/22 درصد) و برخورد بد همسر و فرزندان (2/21 درصد) بیشترین اهمیت را داشته‌اند. در زمینه‌ی عوامل اجتماعی، در دسترس بودن مواد افیونی (4/85 درصد)، مرسوم بودن استفاده از مواد‌ افیونی در جامعه (2/80) و معاشرت با دوستان معتاد و منحرف (8/70 درصد) به ترتیب دارای بیشترین اهمیت از دیدگاه واحد‌های پژوهش بوده‌ است. نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که در بین عوامل مورد بررسی، عوامل اجتماعی، شغلی و اقتصادی بیشترین میزان پاسخ‌های مثبت را از دیدگاه واحدهای پژوهش کسب کرده‌اند. در ادامه پیشنهاداتی بر اساس یافته‌های پژوهش ارایه شده است.


ایرج جعفری انارکولی، دکتر علیرضا محمودیان، دکتر حسن حقیر، دکتر مختار جعفر پور،
دوره 15، شماره 59 - ( 4-1386 )
چکیده

چکیده عصب سیاتیک بزرگ‌ترین شاخه‌ی‌ شبکه‌ی ساکرال و قطورترین عصب بدن (به عرض 2سانتی‌متر) است که به وسیله‌ی شاخه‌های قدامی L4 - S3 تشکیل و از طریق سوراخ سیاتیک بزرگ و از زیر عضله‌ی‌ پیریفورمیس از لگن خارج شده، وارد ناحیه‌ی گلوتئال می‌گردد. سپس از فاصله‌ی بین تروکانتر بزرگ و برجستگی ایسکیال عبور کرده، وارد خلف ران می‌شود که معمولا در زاویه‌ی فوقانی حفره‌ی رکبی با تقسیم به دو شاخه‌‌ی انتهایی به نام عصب‌های تی‌بیال و پرونئال مشترک پایان می‌یابد. اگرچه تقسیم عصب سیاتیک به دو شاخه‌‌ی اصلی انتهایی در لگن شایع است ولی وقوع هم‌زمان واریاسیون‌هایی نظیر تقسیم عصب سیاتیک به دو شاخه‌‌ی انتهایی در حفره‌ی لگنی، وجود عضله‌‌ی پیریفورمیس با دو بخش فوقانی و تحتانی کاملا مجزا، تقسیم عصب گلوتئال تحتانی به دو دسته‌‌‌ی الیاف فوقانی و تحتانی، عبور شاخه‌‌ی پرونئال مشترک به همراه الیاف فوقانی عصب گلوتئال تحتانی از بین دو قسمت عضله‌‌ی پیریفورمیس و عبور شاخه‌‌ی تی‌بیال به همراه الیاف تحتانی عصب مذکور از زیر بخش تحتانی عضله‌‌‌ در ناحیه‌ی گلوتئال یک طرف پدیده‌ای نادر و بسیار مهم است که می‌تواند از نظر گیرافتادن این عناصر در بین دو بخش عضله‌‌‌ و ایجاد سندرم پیریفورمیس و همین‌طور به لحاظ مجاورت نزدیک‌تر با محل تزریقات عضلانی ناحیه‌ی گلوتئال دارای اهمیت فوق‌العاده باشد. این واریاسیون نادر برای متخصصین علوم پزشکی به‌ خصوص جراحان و متخصصین علوم تشریح بسیار ارزشمند است و آگاهی از وجود چنین واریاسیونی می‌تواند از عوارض جانبی در حین عمل جراحی بکاهد.


دکتر جعفر نوروزاده، ابراهیم افتخار، فریبرز حق پرست، دکتر کمال خادم وطن، مهناز اخلاصمند،
دوره 15، شماره 60 - ( 3-1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: در ایران حدود 38 درصد از علل مرگ و میر را بیماری‌های قلبی، عروقی تشکیل می‌دهد. امروزه مشخص شده است که عوامل خطر رایج بیماری‌های قلبی، عروقی به تنهایی نمی‌توانند شیوع بالای بیماری را توجیه کنند. برخی مطالعات نقش استرس‌اکسیداتیو را در افزایش مرگ و میر ناشی از بیماری دخیل دانسته‌اند. هدف از این مطالعه ارزیابی شاخص‌های استرس‌اکسیداتیو در افراد با گرفتگی عروق کرونر و نیز بیماران مبتلا به سکته‌ی قلبی در مقایسه با گروه کنترل می‌باشد. روش‌بررسی: در این مطالعه سه گروه شامل 38 بیمار با گرفتگی عروق کرونر و بدون سکته‌ی قلبی (متوسط سن 6/8 ± 5/56 سال)، 20 بیمار مبتلا به سکته‌ی قلبی (متوسط سن 7/7 ± 8/50 سال) و 55 نفر شخص سالم (متوسط سن 5/8 ± 8/49 سال) به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. مقادیر ویتامین E با HPLC، گلوتاتیون و مالون‌دی‌آلدئید با اسپکتروفتومتر اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: سطوح پلاسمایـی مالون‌دی‌آلدئید در هر دو گروه بیمار نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری را (05/0 >P) نشان داد. سطوح پلاسمایی ویتامین E در بیمارانی که تنها گرفتگی عروق کرونر داشتند و گلوتاتیون هر دو گروه بیمار در مقایسه با گروه کنترل کاهش نشان دادند (05/0 >P). بین مقادیر مالون‌دی‌آلدئید، ویتامین E و گلوتاتیون دو گروه بیمار اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: کاهش مولکول‌های آنتی‌اکسیدان به‌ ویژه گلوتاتیون و افزایش چربی‌های اکسیده از طریق القا‌ی برخی مسیرهای انتقال سیگنال شاید بتواند در پاتوژنز بیماری‌های قلبی، عروقی و صدمات بافتی مربوطه دخیل باشد.


دکتر رضا قادری، دکتر طوبی کاظمی، دکتر اصغر زربان، مهدی عرفانیان،
دوره 15، شماره 60 - ( 3-1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: شواهدی مبنی بر نقص سنتز بعضی از اسید‌های چرب در بروز درماتیت سبورئیک و افزایش لیپیدهای سرم در فعالیت قارچ‌های لیپوفیلیک (قارچ پیتی ‌روسپوروم اوال) وجود دارد و مطالعات اپیدمیولوژیک رابطه‌ای بین سطح آنتی‌اکسیدان‌ها و لیپید‌های سرم در بعضی از درماتیت‌ها را مطرح کرده است. این مطالعه جهت بررسی ارتباط بین سطح آنتی‌اکسیدان‌های پلاسما و لیپید‌های سرم با درماتیت‌سبورئیک انجام شد. روش‌بررسی: در این مطالعه‌ی مورد- شاهدی، 70 بیمار مبتلا به درماتیت‌سبورئیک با 70 فرد سالم به ‌عنوان شاهد که از نظر جنس و سن همسان شده ‌بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. در هر دو گروه سطوح لیپید‌ها و آنتی‌اکسیدان‌های پلاسمــا با روش FRAPاندازه‌گیری شد. در افراد مبتلا علاوه بر تهیه‌ی گسترش مرطوب از ضایعه‌ی پوستی، با استفاده از محلول 15 درصد پتاس جهت تأیید تشخیص و شدت پیتی‌‌روسپوروم اوال، نیز نمونه‌گیری انجام ‌شد. اطلاعات به‌ دست آمده با نرم‌افزار SPSS و آزمـون هایT-Test و Chi-Square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یــافته‌ها: میانگین سطح کلسترول گروه مورد (9/39 ± 5/210 میلی‌گرم ‌بر ‌دسی‌لیتر) بالاتر از گروه شاهد (1/39 ± 5/166 میلی‌گرم‌ بر ‌دسی‌لیتر) بود و این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار بود (001/0P<). میانگین سطح تری‌گلیسرید گروه مورد (3/65 ± 1/138 میلی‌گرم ‌بر ‌دسی‌لیتر) بالاتر از گروه شاهد (2/44 ± 7/91 میلی‌گرم‌ بر دسی‌لیتر) بود و این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار بود (001/0P<). اختلاف معنی‌داری بین میانگین سطح HDL در گروه مورد و شاهد مشاهده نگردید (177/0P<) اما اختلاف معنی‌داری بین میانگین سطح LDL گروه مورد (6/37 ± 5/143 میلی‌گرم ‌بر دسی‌لیتر) و از گروه شاهد (6/35 ± 3/106 میلی‌گرم ‌بر ‌دسی‌لیتر) به‌دست آمد. اختلاف معنی‌داری بین میانگین سطح آنتی‌اکسیدان‌های پلاسما درگروه مورد و شاهد به ‌دست نیامد (05/0P>). نتیجه‌گیری: طبق یافته‌های این مطالعه مشخص گردید که بین بیماری درماتیت‌سبورئیک با سطوح کلسترول تام، تری‌گلیسرید و LDL پلاسمای خون رابطه وجود دارد اما ارتباطی بین درماتیت‌سبورئیک با سطوح آنتی‌اکسیدان‌های پلاسما وHDL وجود نداشت.


دکتر محمود هاشمی تبار، دکتر محمود اوراضی زاده، لعیا سادات خرسندی،
دوره 16، شماره 62 - ( 1-1387 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: آپوپتوز (مرگ برنامه‌ریزی شده‌ی سلول) یک فرآیند تنظیمی مهم در ساخت اسپرم است. افزایش غیرطبیعی آپوپتوز در سلول‌های زایای اسپرم منتهی به عدم تعادل بین تکثیر و مرگ سلولی می‌شود و در نتیجه به روند ساخت اسپرم آسیب می‌رساند. برخی مطالعات نشان می‌دهند گلوکوکورتیکوییدها هموستاز بیضه را با کاهش دادن سطح تستوسترون تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. در این مطالعه اثر دگزامتازون، یک ترکیب گلوکوکورتیکوییدی پرمصرف، بر بیان پروتئین FasL، یک پروتئین پیش‌آپوپتوزی مهم، در سلول‌های زایای اسپرم در موش سوری بررسی شده است. روش بررسی: 24 سر موش سوری نر بالغ (6 تا 8 هفته) به ‌طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: گروه آزمایش اول و دوم به ترتیب 2 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم و 7 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم دگزامتازون به ‌صورت تزریق داخل‌صفاقی به مدت 7 روز دریافت کردند. گروه شاهد تنها نرمال‌سالین به مدت 7 روز دریافت کرد. یک روز پس از آخرین تزریق موش‌ها قربانی شده و بیضه‌ها در محلول فرمالین جهت انجام مطالعات ایمنوهیستوشیمی قرار داده شدند. واکنش ایمنی مثبت با استفاده از روش نیمه‌کمی H-score سنجیده شد. یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهند بیان FasLدر اپی‌تلیوم منی‌ساز وابسته به مراحل اسپرماتوژنز است و مرحله‌ی VII حساس‌ترین مرحله نسبت به دگزامتازون می‌باشند. در گروهی که 2 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم دگزامتازون دریافت کرده بود FasL تنها در مرحله‌ی VII سیکل اسپرماتوژنز بیان شده بود و میانگین H-score در این مرحله افزایش قابل‌ملاحظه‌ای یافته بود (05/0P<). در گروه دریافت‌کننده 7 میلی‌گرم به ‌ازای هر کیلو‌گرم دگزامتازون میانگین H-score در تمام مراحل سیکل اسپرماتوژنز، به‌ ویژه مرحله‌ی VII سیکل اسپرماتوژنز افزایش یافته بود (05/0P<). تعداد سلول‌های اسپرماتوسیت در این گروه کاهش چشمگیری نشان داد. نتیجه‌گیری: به ‌نظر می‌رسد ترکیبات گلوکوکورتیکوییدی مانند دگزامتازون با تحت‌تأثیر قرار دادن پروتئین‌های پیش‌آپوپتوزی باعث ایجاد آپوپتوز می‌شوند.



صفحه 1 از 7    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb