جستجو در مقالات منتشر شده


669 نتیجه برای Rat

دكتر شهربانو عریان ، مهدی راهنما،
دوره 5، شماره 21 - ( 10-1376 )
چکیده


دکتر فرنوش فرضی، دکتر علی میر منصوری، دکتر میر جلال جلالی، دکتر زهرا محتشم امیری،
دوره 10، شماره 40 - ( 7-1381 )
چکیده

خلاصه سابقه وهدف: استفاده وسیع از بی حسی منطقه ای و به خصوص بی حسی نخاعی (SA) در اعمال جراحی سزارین می تواند با عوارضی مانند افت فشار خون در مادر و در نتیجه آسفیکسی جنین همراه باشد. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش تزریق افدرین و آتروپین در پیشگیری از هیپوتانسیون ناشی از بی حسی نخاعی در خانم های باردار کاندید سزارین بیمارستان الزهرای رشت در سال 1380، انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی و دو سویه کور بود که برروی 96 خانم باردار کاندید سزارین الکتیو انجام شـد. بیماران به طور تصادفی به 4 گروه 24 نفری (شاهد ، تجویز 30 میلی گرم افدرین عضلانی 15 دقیقه قبل از SA, تجویز 30 میلی گرم افدرین وریدی طی یک دقیقه بعد از SAو تجــویز 5/0 میلی گرم آتروپین وریدی طی یک دقیقه بعد از SA) تقسیم شدند. فشار خون, تعــــداد نبـــض (PR) و اشباع اکسیژن خون شـریانی )2( SaO یک بار قبل از SA و پس از آن نیز تا دقیقه 40 به فواصل هر 3 تا 5 دقیقه کنترل شدند. هیپوتانسیون شدید به صورت کاهش فشار خون سیستولیک بیش از 30 درصد نسبت به فشار خون اولیه یا کاهش آن به کمتر از 90 میلی متر جیوه در بیمارانی که فشار خون طبیعی داشتند، تعریف شد. بیماران با لیدوکایین 5 درصد هیپر بار تحت SA قرار گرفتند. بروز هیپوتانسیون در گروه ها با آزمون های آماری کای دو و آنالیز واریانس مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که شیوع هیپوتانسیون شدید در گروه شاهد 42 درصد، گروه افدرین عضلانی 21 درصد، گروه افدرین وریدی 17 درصد و در گروه آتروپین 5/37 درصد بود. از نظر بروز هیپوتانسیون تنها بین گروه افــدرین وریدی و گروه شاهد تفاوت معنی دار وجود داشت (05/0 p< ). PR در گروه افدرین عضلانی افزایش داشت و بیشترین شیوع هیپوتانسیون خفیف نیز در این گروه بود. افدرین وریدی هیچ تاثیر سویی بر PR مادران و یا نبض وآپگار نوزادان نداشت. نتیجه گیری و توصیه ها: تجویز پروفیلاکتیک 30 میلی گرم افدرین وریدی طی یک دقیقه بعد از بی حسی نخاعی در بیماران سزارینی به میزان قابل توجهی از بروز هیپوتانسیون شدید پیشگیری نموده و بیماران از ثبات همودینامیکی بیشتری برخوردار خواهند بود.


دکتر زهرا سید بنکدار، دکتر منصور کریمی فر، دکتر شیوا صیرفیان، دکتر اسماعیل زمزمی،
دوره 10، شماره 40 - ( 7-1381 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: نفریت لوپوسی به خصوص از نوع پرولیفراتیو منتشر یکی از پی آمدهای بالقوه مهلک و معلولیت زای لوپوس می باشد و باید به صورت جدی و تهاجمی درمان شود . با توجه به عدم اطلاع کافی در مورد میزان اثر درمانی سیکلوفسفامید وریدی در بیماران نفریت لوپوسی پرولیفراتیو در ایران، مطالعه حاضر در طی سالهای 81ـ1376 در اصفهان انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطــــالعه به روش نیمه تجـربی بر روی 14 بیمــــار مبتلا به نفـــــریت لـــوپوسی پرولیفراتیو منتشر [Diffuse Proliferative Glomerulonephritis (DPGN)] بستری انجام گرفت. وضعیت سدیمان ادراری، اوره و کراتینین سرم و آزمایش 24 ساعته ادرار از نظر پروتئین و کراتینین قبل از مداخله با وضعیت موارد مذکور در ماه های 6، 12 و 24 ، پس از تزریق وریدی سیکلوفسفامید به میزان 15 میلی گرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن مقایسه شد و میزان رمیسیون نسبی و رمیسیون کامل برآورد گردید. جهت بررسی مؤثر بودن درمان از آزمون t زوج و جهت ارزیابی تفاوت پاسخ به درمان در بین دو جنس از آزمون کای دو استفاده شد. یافته ها: 14 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. موارد رمیسیون نسبی به تفکیک در ماههای 6، 12 و 24 مطالعه به ترتیب 5 نفر (7/35 درصد) و 1 نفر (1/7 درصد) و صفر بود، تفاوت میزان رمیسیون نسبی در ماه ششم به طور معنی داری بیش از ماه 12 بود (05/0P<) . موارد رمیسیون کامل در ماههای 6، 12 و 24 مطالعه به ترتیب 2 نفر (3/14 درصد)، 4 نفر (6/28 درصد) و 4 نفر (6/28 درصد) بود (05/0 (P< . موارد رمیسیون کامل تجمعی در پایان 24 ماه 10 نفر (4/71 درصد) بود. متوسط زمان رمیسیون نسبی و کامل به ترتیب9/2 7/7 ماه و 6/7 6/15 ماه بود. میزان رمیسیون کلیوی در زنان و مردان تفاوت معنی داری نداشت. نتیجه گیری و توصیه ها: استفاده از پالس درمانی با سیکلوفسفامید وریدی در رمیسیون کلیوی بیماران با نفریت لوپوسی پرولیفراتیو منتشر مؤثر است. انجام مطالعات گسترده تر با طول مدت پی گیری بیشتر را توصیه می نماید.


دکتر محمد خانی، محمد مسعود وکیلی، عبدا... انصاری، دکتر نورالدین موسوی نسب،
دوره 10، شماره 40 - ( 7-1381 )
چکیده

خلاصه‌ سابقه‌ و هدف‌: با توجه‌ به‌ شیوع‌ پرفشاری خون، روند رو به‌ افزایش‌ آن‌ در مناطق‌ شهری و عدم اطلاع کافی از شیوع آن در مناطق روستایی دور افتاده، این تحقیق به‌ منظور تعیین‌ شیوع‌ پرفشاری خون و برخی‌ عوامل‌ خطر مرتبط‌ با آن‌ در جمعیت تحت پوشش مراکز بهداشتی‌ و درمانی‌ روستایی‌ شهرستان‌ طارم‌ در سال‌ 1380 انجام‌ گرفت‌. مواد و روش‌ ها: این‌ تحقیق‌ به‌ روش‌ مقطعی بر روی‌ تعداد 1500 نفر روستایی‌ بالای‌ 15 سال‌ که‌ به طور تصادفی‌ چند مرحله‌ای‌ انتخاب‌ شده بودند، انجام‌ گرفت‌. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه و به روش مصاحبه و مشاهده توسط 10 نفر بهورز آموزش دیده جمع آوری و فشار خون، قد و وزن نیز با استفاده از فشار سنج جیوه ای یکسان، متر پارچه ای و ترازوی استاندارد اندازه گیری شد. کسانی‌ که‌ فشار خون سیستولیک بیشتر از 140 میلی‌ متر جیوه‌ داشتند ( پس از تایید مجدد بالا بودن فشار خون در اندازه گیری یک هفته بعد) به‌ عنوان افراد دارای‌ فشار خون‌ بالا تلقی‌ شدند. پس از تعیین شیوع پرفشاری خون، رابطه سن‌، جنس‌ و توده‌ بدنی‌ با فشار خون‌ بالا در نمونه‌ها تعیین‌ و حدود اطمینان آن در جامعه‌ برآورد گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و برای تعیین ارتباط بین عوامل از آزمون آماری کای دو استفاده شد. یافته‌ها: از بین 1500 فرد مورد بررسی‌‌، 42 درصد مرد و 58 درصد زن بودند. شیوع‌ پرفشاری‌ خون‌ در نمونه‌ها به میزان‌ 3/12 درصد تعیین‌ و میزان واقعی آن در جامعه با 95 درصد اطمینان از 7/10 تا 14 درصد برآورد شد. در این مطالعه میان فشار خون بالا با سن و شاخص توده بدنی ارتباط مستقیم و معنی دار آماری مشاهده شد (0001/0 P<). ولی در رابطه با جنس ارتباطی مشاهده نگردید. نتیجه‌گیری‌ و توصیه‌ها: به نظر می‌رسد پرفشاری خون‌ در منطقه‌ روستایی‌ طارم‌ با توجه به سبک زندگی متفاوت آنان از زندگی شهر نشینی بیش از حد انتظار می باشد. انجام‌ مطالعات بیشتر برای‌ شناخت‌ عوامل‌ مرتبط با افزایش شیوع پرفشاری خون و به‌ دنبال‌ آن‌ مطالعات مداخله ای برای کاهش‌ مشکل‌ را توصیه‌ می‌نماید.


دکتر امیر هوشنگ محمد علیزاده، دکتر افشین فرهانچی، دکتر محمد فلاح، دکتر زهره طبایی، فرهاد صفری،
دوره 10، شماره 40 - ( 7-1381 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: جهت انجام آندوسکوپی به عنوان یک روش تشخیصی و درمانی، به آرام بخشی کوتاه مدت، مناسب و کافی نیاز است. آرام بخشی هوشیارانه حالتی است که به بیمار اجازه می دهد تا یک روش تهاجمی را ضمن حفظ عملکرد قلبی تنفسی تحمل نماید. با توجه به توصیه داروهای مختلف جهت ایجاد آرام بخشی در بیماران تحت آندوسکوپی، این مطالعه با هدف مقایسه اثرات و عوارض دو داروی پروپوفول و میدازولام در این بیماران در سال 1380 انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه، یک کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور است که برروی 70 نفر از بیمارانی که جهت آندوسکوپی و یا کولونوسکوپی به بیمارستان اکباتان شهر همدان مراجعه نموده بودند و از نظر بیماری زمینه ای در درجه بندی I یا II از نظر انجمن بی هوشی آمریکا قرار داشتند، انجام گرفت. پس از تقسیم تصادفی بیماران به دو گروه درمانی (پروپوفول) و گروه شاهد (میدازولام)، برای تمام بیماران 5 میلی گرم بر کیلو گرم داروی فنتانیل به عنوان مسکن تزریق شد و پس از 3 دقیقه محتوی یکی از سرنگهای A (پروپوفول 05/0 میلی گرم بر کیلو گرم) یا سرنگ B (میدازولام 03/0 میلی گرم بر کیلو گرم) توسط متخصص بی هوشی تزریق شد. سپس دو گروه از نظر درد هنگام تزریق، میزان آرامش هوشیارانه، میزان رضایت از عمل، مدت زمان ریکاوری، وجود تهوع و استفراغ، افت فشارخون و افت درصد اشباع اکسیژن با هم مقایسه و داده ها با استفاده از آزمون های t ، دقیق فیشر و کای دو تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: میانگین امتیاز آرام بخشی هوشیارانه در گروه میدازولام 1/4 و در گروه پروپوفول 4 بود. میانگین زمان ریکاوری در گروه میدازولام 3/15 و در گروه پروپوفول 8/14 دقیقه بود. در مجموع 14 نفر(40 درصد) از بیماران گروه میدازولام و 7نفر (20 درصد) از گروه پروپوفول دچار عارضه شدند که این اختلاف معنی دار نبود. میانگین امتیاز درد در گروه میدازولام7/2 در مقابل 6/2 در گروه پروپوفول بود. میانگین امتیاز رضایت نیز در گروه میدازولام (23/3) در مقابل 2/3 در گروه پروپوفول بود که این اختلاف معنی دار نبود. نتیجه گیری و توصیه ها: بر اساس نتایج این تحقیق بین دو گروه پروپوفول و میدازولام از نظر آرام بخشی هوشیارانه، رضایت بیمار، زمان ریکاوری، میزان درد حین تزریق و عوارض (تهوع، افت فشارخون و افت درصد اشباع اکسیژن خون) تفاوت معنی دار آماری وجود نداشت. انجام مطالعات با حجم نمونه بیشتر توصیه می گردد.


د کتر علیرضا شغلی، د کتر یدا... حمیدی،
دوره 10، شماره 41 - ( 10-1381 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: هزینه‌ی تمام شده خدمات بهداشتی و درمانی عاملی اساسی در سیاست گزاری و انتخاب راهکار های ارایه خدمات بهداشتی و درمانی می باشد. تکنیک هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC ) یک روش نوین هزینه یابی است که با میزان دقت بالایی هزینه ی تمام شده خدمات بهداشتی را محاسبه می کند. در پژوهش حاضر با به کار گیری روش فوق ، هزینه‌ی تمام شده خدمات ارایه شده در مرکز بهداشت شهرستان زنجان در سال مالی 1378 محاسبه شد. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی ابتدا فرایندهای مرکز بهداشت شهرستان زنجان پس از شناسایی به چهار سطح حمایت ستادی، حمایت برنامه بهداشتی ، حمایت فعالیت های همگن بهداشتی ( خوشه بهداشتی ) و سطح ارایه خدمات بهداشتی، تقسیم و اطلاعات مالی مرکز بهداشت توسط برنامه نرم افزاری استاندارد ثبت شد. برای محاسبه‌ی هزینه‌ی تمام شده هر خدمت، اطلاعات مربوط به فراوانی وقوع خدمت در سال 1378 و زمان متوسط ارایه خدمت گردآوری شد و در مرحله بعد هزینه‌ی کلیه‌ی فرایندهای شناسایی شده (به جز هزینه های مربوط به خدمات مستقیم ارایه شده به گیرندگان خدمات بهداشتی) محاسبه و در لیست یکی از سه سطح فوق الذکر (هزینه های سرباری) قرار گرفت. در آخرین مرحله سهم هریک از خدمات بهداشتی و درمانی از فرایندهای سه سطح مذکور ( منابع غیر مستقیم ) ردیابی و با اضافه نمودن هزینه‌ی منابع مستقیم، هزینه‌ی تمام شده هر یک از خدمات بهداشتی محاسبه شد. یافته ها: فرایند بازدید از کارخانجات صنعتی، پر هزینه ترین وفرایند معاینه دانش آموزان در مدارس شهری، کم هزینه ترین خدمت ارزیابی شدند. در سطح حمایت ستادی صدور احکام کارگزینی گران ترین و صدور احکام ماموریت ارزان ترین خدمت بود. در سطح حمایت از برنامه بهداشتی، فرایند آموزش امور دارویی گران ترین و برنامه ریزی امور بیماری ها ارزان ترین خدمت بود. در سطح حمایت از خوشه بهداشتی، پایش بهداشت محیط و تعمیر و نگه داری گران ترین و امور دارویی و سرایداری ارزان ترین خدمت ها بودند. نتیجه گیری و توصیه ها : غیر از هزینه های سطح ارایه‌ی خدمت بهداشتی، سایر هزینه ها سرباری محسوب می شوند. با توجه به اینکه ABC قادر به تفکیک این نوع هزینه ها است، به کمک آن و با مدیریت صحیح هزینه در این سه سطح می توان بهره وری را افـــزایش داد. به کار گیری این روش برای تعیین تعرفه خدمـــات بهداشتی و درمانی و هزینه‌ی کـــــارایی واگذاری امور به بخش خصوصی توصیه می شود. واژگان کلیدی:هزینه یابی بر مبنای فعالیت، هزینه یابی خدمات بهداشتی، مرکز بهداشت


د کتر محمد جواد احسانی اردکانی، د کتر علی جعفری مهر، د کتر مهدی هدایتی، د کتر محمد رضا زالی،
دوره 10، شماره 41 - ( 10-1381 )
چکیده

خلاصه سابقه هدف: هپاتیت A یک بیماری ویروسی است که اغلب از راه دستگاه گوارش انتقال می یابد. این بیماری شیوع نسبتاً بالایی در کشورهای در حال توسعه دارد، به طوری که بیشتر افراد در سنین کودکی به آن مبتلا می‌شوند. از آنجا که مطالعات اپیدمیولوژیک در این زمینه در کشور ما ناچیز است، این مطالعه برای بررسی فراوانی هپاتیت A در کودکان مراجعه‌کننده به بیمارستان های شهر تهران در سال 1381 انجام شد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی 1018 کودک 6 ماه تا 15 سال مراجعه کننده به چهار بیمارستان اصلی کودکان شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. این افراد به سه گروه تقسیم شدند : گروه اول (6 ماه تا 9/4 سال؛ تعداد : 469 نفر)، گروه دوم ( 5تا9/9 سال، تعداد : 290 نفر) و گروه سوم (10 تا15 سال، تعداد : 259 نفر). سرم این افراد برای بررسی وجود ایمونوگلولین G بر ضد هپاتیت A به وسیله روش الایزا بررسی شد. آنالیز آماری نتایج حاصل از این مطالعه به کمک آزمون کای دو انجام شد. یافته ها: فراوانی کلـی هپاتیت A در جمـعیت مطالـعه شـده 3/22درصد ( در جامعه 9/24- 7/19درصد با حدود اطمینان 95 درصد) بود. شیوع در گروه اول 1/21 درصد، در گروه دوم 21 درصد و در گروه سوم 9/25 درصد بود. تفاوت معــنی داری در فراوانی وجود IgG بر ضـــد هـــپاتیت A در گــروه های سنــی مختلف و نیز بین پسران و دختران مشاهده نشد. نتیجه گیری و توصیه ها: یافته های فوق حکایت از تغییر اپیدمیولوژی هپاتیت A در جمعیت مطالعه شده دارد. با توجه به احتمال همه گیری ناگهانی در مناطق با آلودگی متوسط تا پایین به علت مجاورت با مناطق با آلودگی زیاد‌، تغییر در راهکارهای پیشگیری و درمان هپاتیت A و ایمن سازی علیه آن الزامی به نظر می رسد. واژگان کلیدی: هپاتیت A، اپیدمیولوژی، بررسی سرولوژیک


دکتر لیلا کسراییان، دکتر سیداردشیر تراب جهرمی،
دوره 11، شماره 42 - ( 1-1382 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: علی‌رغم اهمیت تزریق خون به‌عنوان تنها راه نجات بیمار در برخی موارد حاد ، بیماری‌های منتقله از راه خون یکی از معضلات بهداشتی در علم انتقال خون می‌باشد. در این میان بیماری ایدز با احتمال انتقال 90 تا 100 درصد از راه انتقال خون اهمیت ویژه‌ای دارد. مطالعه‌ی حاضر به منظور بررسی فراوانی ویروس ایدز در داوطلبان اهدای خون در شهر شیراز از سال 1377 تا 1381 انجام گرفت. مواد و روش‌ها: این مطالعه‌ی توصیفی بر روی 615790 فرد داوطلب اهدای خون انجام شد. تمام نمونه ‌ها به وسیله روش غربالگری الایزا از نظر ویروس ایدز بررسی شده و کلیه‌ی موارد مثبت، با وسترن بلات مورد بررسی مجدد قرار گرفتند. موارد مثبت وسترن بلات به عنوان مثبت واقعی در نظر گرفته شد. وضعیت مبتلایان به ایدز از نظر سن، جنس، تاهل و دفعات اهدای خون و هم‌راهی با بیماری هپاتیت B وC مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزار Spss و با شاخص‌های آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: فراوانی موارد مثبت ایدز در این مطالعه 5/5 در هر صد هزار نفر گزارش شد. میانگین سنی مبتلایان به ایدز 2/4 ± 4/33 سال با محدوده‌ی سنی 56 ـ 20 سال بود . در این مطالعه 8/5 درصد مبتلایان زن و 2/94 درصد مرد بودند. 4/79 درصد مبتلایان متاهل و بقیه‌ مجرد بودند. 4/32 درصد مبتلایان جزء دهندگان بار اول و 6/67 درصد جزء دهندگان مکرر بودند. نسبت مبتلایان به ایدز در داوطلین بار اول بیشتر از داوطلبین مکرر بود. تفاوتی از لحاظ آماری از نظر ابتلا به ایدز بین داوطلبین متاهل و مجرد وجود نداشت. در 4/10 درصد مبتلایان علاوه بر ایدز ابتلای هم‌زمان به هپاتیت C و در 2/5 درصد آن‌ها هپاتیت B نیز وجود داشت. نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: شیوع موارد مثبت ایدز در کشور ما در داوطلبان اهدای خون نسبت به سایر کشورها پایین تر بوده و این سلامت خون‌های اهدایی در کشور ما را نسبت به سایر کشورها نشان می‌‌دهد. با توجه به پایین بودن سن مبتلایان به ایدز و جوان بودن جمعیت، اجرای برنامه‌های آموزشی وسیع به منظور پیش‌گیری برای جوانان توصیه می شود.


د كتر عبدالوهاب مرادی، د كتر زهره یعقوب نژاد، دكتر امیرحسین محققی، دكتر شهرام شهرکی، د كتر اباصلت برجی، محمدرضا فیروزکوهی، ابراهیم میری مقدم، مالک رخشانی، د كتر اسماعیل صانعی مقدم،
دوره 11، شماره 43 - ( 4-1382 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: ویروس انسانی لوسمی سلول T تیپ 1 (HTLV1) عامل بیماری لوسمی سلول T بزرگسالان (ATL) و بیماری میلوپاتی وابسته به HTLV1 و فلج اسپاستیک تروپیکال (TSP) می‌باشد. این ویروس ازطریق انتقال خون یا سرسوزن به ویژه در معتادین تزریقی و هم‌چنین از طریق شیردادن و تماس جنسی ازمرد به زن انتقال می‌یابد. این مطالعه برای یافتن وفور آنتی بادی برعلیه ویروس فوق دربیماران تالاسمی ماژور، به عنوان یک گروه پرخطر و مقایسه‌ی آن با افراد سالم در شهر زابل و زاهدان در سال 1380 انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه‌ی کوهورت تاریخی بر روی 190 بیمار شناخته شده با تالاسمی ماژور و 189 فرد سالم از شهرهای زابل و زاهدان انجام شد. از کلیه‌ی افراد 3 میلی لیتر خون در لوله‌ی فاقد ضد انعقاد گرفته و سرم آن‌ها جدا شد. سپس به روش الیزا آنتی بادی ضد HTLV1 در آن‌ها جستجو شده و در موارد مثبت برای تعیین تیپ ویروس از روش وسترن بلات استفاده شد. نتایج با استفاده از آمار توصیفی بیان و برای مقایسه‌‌ی گروه‌ها از آزمون کای دو استفاده شد. یافته‌ها: آنتی بادی برعلیه HTLV1 در 6/1 درصد بیماران تالاسمیک و 5/0 درصد افراد سالم یافت شد. هیچ یک از افراد مثبت، سابقه‌ی دریافت خون از استان خراسان را نداشته، و هیچ رابطه‌ای بین سن، جنس، فامیل بودن پدر و مادر، وجود فرد تالاسمیک در خانواده و سابقه‌ی مسافرت به استان خراسان با ابتلا به HTLV1 دیده نشد. نتیجه گیری و توصیه‌ها: نتایج حاکی از آن است که احتمالاً راه اصلی انتقال HTLV1 در کشور ما انتقال خون می‌باشد. بنابراین لازم است ابتدا تمام جمعیت اهداکننده‌ی خون و سپس فقط اهداکننده های جدید از نظر وجود HTLV1 بررسی شوند تا با تشخیص موارد سرولوژیک مثبت از انتقال این ویروس به بقیه‌ی افراد جلوگیری شود. واژگان کلیدی: HTLV1، تالاسمی ماژور، انتقال خون
، مظفری نورامیر، طلایی سعید، امیرمقدمی حمیدرضا، طلایی سلماز، مهناز افشین جو، د كتر محمد رضا حمزه پور، غلامعلی تقی پور،
دوره 11، شماره 44 - ( 7-1382 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: دوره‌ی مراقبت پس از بی هوشی زمانی پر خطر برای کودکان بیمار است . کنترل غیر تهاجمی گازهای خون از انجام روش‌های تهاجمی جلوگیری کرده و ضمن کنترل مداوم، صرفه جویی در هزینه‌ها را نیز به دنبال دارد. این تحقیق به منظور مقایسه‌ی درصد اشباع اکسیژن خون شریانی حاصل از پالس اکسی متری و آزمایش گازهای‌ خون شریانی درکودکان 1 تا 36 ماهه‌ی تحت عمل جراحی قلب بستری در بخش مراقبت‌های ویژه‌ی کودکان بیمارستان قلب شهید رجایی در سال 1376 انجام گرفته است . مواد و روش‌ها: این تحقیق یک مطالعه‌ی تحلیلی است که بر روی 50 کودک انجام شد. روش انتخاب نمونه‌ها نمونه‌گیری مبتنی بر هدف بوده و پس از 4 ساعت از بدو ورود کودکان یک میلی‌لیتر خون شریانی برای آزمایش گازهای خون شریانی گرفته و هم زمان مشاهده‌ی پالس اکسی ـ متری بر روی آن‌ها انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و مشخصات نمونه ها با اطلاعات حاصل از پرونده، آزمایشات و مشاهده‌ی علایم حیاتی بیمار بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از شاخص‌های میانگین، انحراف معیار، آزمون تی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته‌ها: از 50 کودک مورد بررسی، 57 درصد تحت عمل جراحی قلب بازو 43 درصد تحت عمل جراحی قلب بسته قرار گرفته بودند. 42درصد کودکان در سنین 12 تا 36 ماه و 6 درصد بین گروه سنی 1 تا 5 ماهه بودند. بین درصد اشباع اکسیژن شریانی حاصل از پالس اکسی متری با درصد اشباع اکسیژن در آزمایش خون شریانی همبستگی قوی وجود داشت ( 995% = r ). بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که می‌توان از پالس اکسی متری به عنوان یک وسیله‌ی غیر تهاجمی در مورد اطفال تحت جراحی قلب استفاده کرد. استفاده از فرمول به دست آمده در این تحقیق برای تبدیل درصد اشباع اکسیژن به دست آمده از پالس اکسی متری به درصد اشباع آن در اندازه گیری خون شریانی توصیه می‌شود. واژگان کلیدی: پالس اکسی متری، آزمایش خون شریانی، در صد اشباع اکسیژن خون شریانی
د كتر معتمد نیلوفر، د كتر هادی نگین، د كتر طالعی عبدالرسول،
دوره 12، شماره 46 - ( 1-1383 )
چکیده

سابقه و هدف: سرطان پستان شایع ترین سرطان زنان در تمام دنیا می باشد که در صورت تشخیص زودهنگام، از قابل علاج ترین سرطان ها به شمار می رود. از آنجا که تعیین عوامل خطرساز این سرطان می تواند در تشخیص زودرس و درمان آن بسیار موثر باشد، این تحقیق با هدف تعیین برخی عوامل خطرساز سرطان پستان در سال 1380 در شیراز انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه مورد ـ شاهدی بر روی 102 بیمار (مراجعه کننده به درمانگاه مطهری شیراز طی مرداد تا آبان ماه 1380) به عنوان گروه مورد و 278 نفر (انتخاب شده به طور تصادفی از بین 985 نفر خانمی که طی مطالعه بزرگ غربال گری سال 1374 شهر شیراز با ماموگرافی، سالم تشخیص داده شده بودند) به عنوان گروه شاهد انجام گرفت. اطلاعات از طریق مصاحبه و پرسش نامه جمع آوری و برای بررسی اثر عوامل خطر مختلف از تخمین خطر نسبی استفاده گردید.یافته ها: عوامل خطر استاندارد نشده ای که احتمال سرطان پستان را به طور معنی داری افزایش می دادند به ترتیب شدت ارتباط عبارت بودند از: افزایش سن، تعداد زایمان (صفر)، وضعیت اجتماعی - اقتصادی (بالاترین سطح)، سن اولین ازدواج (پس از 25 سالگی)، سن اولین حاملگی کامل (پس از 34 سالگی)، وضعیت ازدواج (زنان ازدواج نکرده) و عدم شیردهی (05/0=P). سن قاعدگی و سن یائسگی عوامل خطر معنی داری برای سرطان پستان نبودند. البته پس از استاندارد کردن، سطح اجتماعی - اقتصادی و سن ازدواج از نظر برخی عوامل دیگر، رابطه آن ها با سرطان پستان هم چنان معنی دار باقی ماند (05/0 =P)، اما شیردهی اثر حفاظتی خود را از دست داد.نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و عدم وجود برنامه گسترده و همگانی غربال گری سرطان پستان توسط ماموگرافی در ایران، به نظر می رسد هم گام با ارتقای آموزش، بایستی بر انجام غربال گری سرطان پستان در زنانی که از نظر عوامل خطرساز احتمال بیشتری برای ابتلا به سرطان پستان دارند، تاکید بیشتری داشت. به علاوه به منظور روشن شدن نکات مبهم در مورد سایر عوامل خطر، انجام مطالعات با حجم نمونه های بزرگتر و گروه های شاهد مختلف توصیه می شود.
دكتر سید محمد حسین نوری موگهی ، مجید کاتبی، علی اکبر رجب زاده ، ولی ا... مرادی ،
دوره 12، شماره 47 - ( 4-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: متوکسالن دارویی است که از آن به منظور معالجه‌ی بیماری‌های پوستی استفاده می‎شود. از آنجا که گزارش‌هایی مبنی بر بروز اختلالات سلولی به دنبال مصرف این دارو وجود دارد، هدف از انجام این مطالعه تعیین اثر مصرف متوکسالن بر کبد در دوره‌ی بارداری در سال 1381 تا 1382 در دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌باشد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی 40 سر خرگوش آلبینو (32 راس ماده و 8 راس نر) با وزن تقریبی 5/2 تا 3 کیلو گرم و سن متوسط 5/5 تا 6 ماه از انستیتو پاستور ایران تهیه و به 4 گروه تقسیم شدند. یک گروه به عنوان شاهد و سه گروه به عنوان آزمون برای بررسی تاثیرات دارو در سه مرحله‌ی مختلف بارداری (قبل از تمایز ، دوران جنینی،پایان بارداری ) در نظر گرفته شدند . پس از آمیزش و انجام لقاح موفق ، مقدار 6/0 میلی‌گرم بر کیلو گرم دارو به مدت هشت روز به صورت یک روز درمیان به طور خوراکی، به گروه‌های آزمون داده شد . پس از زایمان و رشد نوزادان تا مرحله‌ی بلوغ (چهارده هفتگی ) مراحل مختلف تشریح و آماده‌سازی بافت کبدی نسل جدید انجام و به روش هماتوکسیلین ـ ائوزین رنگ‎آمیزی شدند. سپس سیتومورفولوژی هپاتوسیت‌های گروه شاهد و گروه‌های آزمون با میکروسکوپ نوری مطالعه و مورد مقایسه قرار گرفتند. یافته‌ها: هیپرتروفی هپاتوسیت‌ها، واکوئولاسیون شدید سیتوپلاسمی، از بین رفتن دیواره‎های بین سلولی و در تعدادی از سلول‌ها، تخریب هسته‎ها قابل مشاهده بود. نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: با عنایت به اهمیت حیاتی عملکرد صحیح هپاتوسیت‌ها چه در دوران جنینی و چه در زمان بلوغ و با توجه به تاثیرات زیان‎آور احتمالی داروی متوکسالن بر جنین انسان، توصیه می‌شود تجویز دارو در زمان بارداری با دقت بیشتری انجام پذیرد. انجام مطالعات بیشتر در این زمینه پیشنهاد می‌گردد.
ماهرخ دولیتان ، حاجیه جعفری ، مهندس ناصر ولایی، د كتر مریم افراخته، د كتر فروغ اعظم طالبان ، د كتر لطیف گچکار،
دوره 12، شماره 47 - ( 4-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: با توجه به اهمیت و شیوع دیسمنوره در بین زنان و دختران سنین باروری و وجود گزارشاتی مبنی بر تاثیر روغن ماهی بر دیسمنوره، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر روغن‌ ماهی در درمان دیسمنوره‌ی اولیه دانشجویان شهر تهران در سال 1382 انجام گرفت. مواد و روش‌ها: این کارآزمایی بالینی، بر روی 80 دختر دانشجوی مجرد و مبتلا به دیسمنوره‌ی اولیه که شرایط لازم جهت ورود به مطالعه را داشتند انجام گرفت. ابتدا در طی یک سیکل قاعدگی پرسش نامه‌ای توسط نمونه‌های پژوهش در مورد مشخصات دموگرافیک، ورزش، عوامل استرس زا، استفاده از مسکن و شدت درد در اولین سیکل قاعدگی (با استفاده از نمودار سنجش درد) تکمیل شد. سپس افرادی که درد خفیف داشتند (درجه‌ی 0 تا 3 خط کش درد) از مطالعه حذف و بقیه در دو گروه متوسط (درجه‌ی 4 تا 7) و شدید (درجه‌ی 8 تا 10) بلوک بندی شدند. به تمام نمونه‌ها کپسول‌های 1 گرمی روغن ماهی به مقدار 2 گرم روزانه در دو دوز منقسم صبح و شب از روز 15 سیکل قاعدگی به مدت 45 روز متوالی تجویز شد. میزان مصرف مسکن و شدت درد در دو سیکل حین مصرف روغن ماهی و دو سیکل بعد از مصرف روغن ماهی به روش قبل توسط دانشجویان ثبت شد و تغییر وضعیت دیسمنوره‌ی متوسط و شدید با آزمون مک نمار و آزمون علامت مورد قضاوت آماری قرار گرفت. یافته‌ها: میانگین سنی افراد 52/2±1/22 سال بود. عوامل مؤثر بر شدت دیسمنوره‌ی قبل و پس از درمان اختلاف معنی داری نداشتند. فراوانی دیسمنوره‌ی شدید از 50 درصد قبل از درمان به 25/21 درصد (0001/0 P=) بعد از درمان کاهش پیدا کرد. مصرف مسکن نیز بعد از درمان کاهش یافت. در ضمن عوارض جانبی جدی نیز با مصرف روغن ماهی مشاهده نگردید. دیسمنوره‌ی شدید از 50 درصد در مرحله‌ی اول به 2/21 درصد بعد از درمان و پس از دو ماه پی‌گیری به 8/16 درصد کاهش یافت (0001/0 P=). نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: مصرف کپسول روغن ماهی با دوز دو گرم در روز به مدت 45 روز، سبب کاهش دیسمنوره‌ی اولیه می‌گردد. بررسی تاثیر بلند مدت رژیم دارویی به مدت 6 ماه توصیه می‌گردد.
آذر آوازه، نسرین الهی ، مرضیه اسدی ذاکر، دكتر عبدالرحمن راسخ ، فاطمه حاجی حسینی،
دوره 12، شماره 47 - ( 4-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: فلبیت ناشی از تزریق، شایع‎ترین عارضه‌ی تزریق‎های داخل وریدی است .شیوع بالای فلبیت یکی از مسائل مهم تزریقات وریدی است که توجه زیادی را به خود معطوف داشته و در تحقیقات بسیاری استفاده از داروهایی مثل آنتی سپتیک‌ها، هپارین، استروییدها و به کار بردن فیلتر برای کاهش وقوع فلبیت، تجربه شده است. از این رو مطالعه‌ی حاضر به منظور تعیین تاثیر پماد نیترو گلیسرین موضعی بر بروز و شدت فلبیت ناشی از کاتترهای وریدی در سال 1382 در زنجان انجام گرفت. مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی دوسوکور است. حجم نمونه شامل 82 نفر از بیماران بستری در بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می‌باشد که به روش مبتنی بر هدف انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه شاهد و مورد قرار داده شدند. پس از جای‌گذاری کاتتر وریدی، در گروه مورد پماد نیتروگلیسیرین و در گروه شاهد دارونما به میزان 5/1 سانتی متر و به وسعت 2×4 سانتی متر در قسمت دیستال کاتتر استعمال گردید و روی آن با گاز استریل 5×5 سانتی‌متر‌ی پوشانده شد. پس از 12 ساعت محل کاتتر از نظر وجود و یا عدم وجود علایم فلبیت و شدت آن با استفاده از چک لیست بررسی و پانسمان با استعمال مجدد پمادها، تعویض ‎گردید. این عمل در 24 ، 36 ، 48 ، 60 ، و 72 ساعت بعد نیز تکرار شد. نتایج با استفاده از آزمون تی، کای دو و خطر نسبی تجزیه و تحلیل گردید. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد بین فراوانی (001/0 P=) و شدت بروز فلبیت (005/0 P=) در گروه مورد و شاهد اختلاف معنی‌دار آماری وجود دارد. هم‌چنین نتایج حاکی از افزایش طول عمر کاتتر در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بود (01/0 P=). نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: استفاده از پماد نیترو گلیسیرین در مواردی که نیاز به کاتتر گذاری بیش از 48 ساعت وجود دارد پیشنهاد می‌گردد. انجام تحقیقات وسیع‌تر، با حجم نمونه‌ی بالاتر توصیه می‌گردد.
دكتر اسماعیل ندیمی، د كتر حسین نوق، د كتر جعفر احمدی،
دوره 12، شماره 47 - ( 4-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: آنژین صدری ناپایدار یک مرحله‌ی حاد و مهم در بیماری‌های عروق کرونر است که علایم و پیش آگهی آن بسیار متغیر است. در سال‌های اخیر اهمیت پاتوفیزیولوژی فعال شدن پلاکت‌ها و شاخص‌های التهابی در آنژین صدری ناپایدار روشن شده است. هدف این مطالعه تعیین نقش پروتئین فاز حاد و شمارش سلول‌های نوتروفیل خون با بروز حوادث عروق کرونر در یک پی‌گیری شش ماهه است که در سال 1381 در رفسنجان انجام گردید. مواد و روش‌ها: این مطالعه با طراحی هم‌گروهی روی 100 بیمار مبتلا به آنژین صدری ناپایدار کلاس IIIB طبقه بندی براون والد انجام شد. در هنگام بستری نمونه‌ی خون تهیه و پروتئین فاز حاد و هم‌چنین سلول‌های سفید اندازه‌گیری شد. بیماران به مدت شش ماه پی‌گیری شدند. حوادث کرونر شامل نیاز به بستری مجدد، انفارکتوس حاد قلبی، آنژیوگرافی کرونر و نیاز به باز کردن عروق در طول پی‌گیری مورد بررسی قرار گرفتند. جهت تعیین رابطه‌ی بین مواجهه و پی‌آمد از خطر نسبی استفاده گردید نتایج با آزمون کای دو و تی مورد قضاوت آماری قرار گرفتند. یافته‌ها: از بیماران مورد مطالعه 50 درصد مرد و 50 درصد زن بودند. 20 درصد بیماران بستری مجدد داشتند، انفارکتوس قلبی در 4 درصد، آنژیوگرافی کرونر در 28 درصد، نیاز به باز کردن عروق در 23 درصد و مرگ در 4 درصد موارد رخ داد. ارتباط معنی‌داری بین مثبت بودن پروتئین فاز حاد و حوادث عروق کرونر وجود داشت (009/0 P= و 8/1 RR=). در بیمارانی که تعداد نوتروفیل‌های خون آن‌ها بیش از 70 درصد بود، حوادث عروق کرونر به طور قابل توجهی بالاتر بود (007/0 P= و 95/1 RR=). نتیجه گیری و توصیه‌ها: بین مثبت بودن پروتئین فاز حاد و سلول‌های سفید با حوادث عروق کرونر در بیماران مبتلا به آنژین صدری ناپایدار ارتباط مثبت معنی‌داری وجود دارد. بر این اساس می‌توان از آن‌ها به عنوان شاخص‌های پیش‌گویی کننده‌ی خطر استفاده کرد. انجام مطالعات بیشتر توصیه می‌گردد.
دكتر نورالدین موسوی نسب، د كتر علیرضا شغلی، د كتر مهدی علیزاده،
دوره 12، شماره 47 - ( 4-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: سیاست گذاری در سیستم سلامت بیش از هر چیزی نیازمند اطلاعات دقیق در مورد بیماری‌ها و جراحات می‌باشد. به این منظور کشورهای عضو سازمان جهانی بهداشت به طور فزاینده‌ای در حال محاسبه‌ی بار بیماری‌ها در سطح ملی هستند. هدف از مطالعه‌ی حاضر نیز تعیین بار حاصل از مرگ و میر زودرس در جمعیت ساکن استان زنجان در سال 1381 می‌باشد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی توصیفی کلیه‌ی داده‌های خام مربوط به مرگ و میر، با استفاده از چک لیست، ازمرکز ثبت موارد مرگ دانشگاه علوم پزشکی زنجان استخراج گردید. با محاسبه‌ی سال‌های از دست رفته‌ی عمر به علت مرگ و با استفاده از روش‌های ارایه شده توسط سازمان بهداشت جهانی، بار حاصل از مرگ زودرس در گروه‌های مختلف بیماری‌ها تعیین شد. یافته‌ها: از میان 4199 مرگ ثبت شده در سال 1381، تعداد 4118 مورد مرگ (98 درصد) جهت محاسبه‌ی سال‌های از دست رفته‌ی عمر به علت مرگ مورد آنالیز قرار گرفت. بیماری‌های غیر واگیر منجر به 3289 مرگ (9/79 درصد)، جراحات منجر به 754 مورد مرگ (3/18 درصد) و بیماری‌های واگیر، علل مادری، پره ناتال و تغذیه ‌ای منجر به 73 مورد مرگ (8/1 درصد) شده‌اند. پنج علت اول مرگ زودرس در مردان به ترتیب جراحات غیر عمدی، بیماری‌های قلبی عروقی، نئوپلاسم‌های بدخیم، جراحات عمدی و آنومالی‌های مادرزادی بودند. این پنج علت اول در زنان به ترتیب شامل بیماری‌های قلبی عروقی، جراحات غیر عمدی، آنومالی‌های مادرزادی، نئوپلاسم‌های بدخیم و بیماری‌های ریوی بودند. سال‌های از دست رفته‌ی عمر به علت مرگ زودرس در مردان 8/1 برابر زنان بود. نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: از آنجا که بیماری‌های قلبی عروقی، جراحات غیر عمدی و نئوپلاسم‌های بدخیم مسئول 75 درصد از سال‌های از دست رفته‌ی عمر به علت مرگ زودرس می‌باشند، انجام مطالعات استانی و ملی در خصوص تعدیل اثر بیماری‌های فوق در جامعه و اندازه‌گیری پی‌آمد آن در بهبود سال‌های از دست رفته‌ی عمر توصیه می‌شود.
دكتر بابک رفیع زاده، دكتر علی نقی کاظمی ، دكتر حمید رضا امیر مقدمی، دكتر نورالدین موسوی نسب،
دوره 12، شماره 47 - ( 4-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: واکسیناسیون هپاتیت B حداقل در 90 درصد موارد همراه با تولید آنتی بادی خوب بوده است ولی در مطالعات متعددی دیده شده که سطح این آنتی بادی به مرور زمان کاهش می‌یابد. از آنجا که میزان کاهش در جوامع مختلف متفاوت است، مطالعه‌ی حاضر به منظور تعیین سطح سرمی پادتن هپاتیت B علیه آنتی ژنS در کودکان 7 تا 9 ساله‌ی واکسینه شده‌ی روتین کشوری در شهر زنجان در سال 1382 انجام شد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی توصیفی تعداد 273 دانش‌آموز از 10 مدرسه‌ی ابتدایی شهر زنجان به روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای تصادفی انتخاب شدند. پس از اخذ رضایت نامه‌ی کتبی از والدین و تهیه‌ی 5 میلی‌لیتر از خون نمونه‌ها، سطح سرمی پادتن هپاتیت B علیه آنتی ژن S با کیت ایتالیایی رادیم با روش الیزا اندازه‌گیری شد. تمام سرم‌ها از نظرسطح پادتن هپاتیت B علیه آنتی‌ژن C نیز کنترل شدند. اطلاعات در چهار گروه دارای پادتن هپاتیت صفر، کمتر از 10، بین 10 تا 100 و بیشتر از 100 واحد در میلی لیتر طبقه بندی و سطح سرمی 10 واحد در میلی‌لیتر به عنوان پاسخ‌گویی ضعیف تعیین و میزان واقعی آن در جامعه برآورد گردید. یافته‌ها: از 273 نمونه مورد بررسی، در 5/29 درصد نمونه‌های مورد مطالعه هیچ سطحی از پادتن هپاتیت B علیه آنتی ژن S یافت نشد. در 5/22 درصد افراد میزان آنتی‌بادی زیر 10، در 5/27 درصد بین 10 تا 100 و در 5/20 درصد موارد آنتی بادی بالای 100 واحد در میلی‌لیتر بود. در واقع 52 درصد از نمونه‌ها آنتی بادی کمتر از 10 و 48 درصد آنتی‌بادی بالای 10 واحد در میلی لیتر داشتند. کاهش سطح آنتی بادی در پسران و دختران یکسان بود. 1 درصد از کودکان مورد مطالعه دارای پادتن هپاتیت B علیه آنتی ژن C بودند. نتیجه گیری و توصیه‌ها: کاهش سطح سرمی آنتی بادی هپاتیت B علیه آنتی ژن S 5 سال پس از واکسیناسیون بارز است، ولی این یافته لزوم تجویز دوز یادآور را تایید یا رد نمی‌کند. البته افت آنتی بادی الزاماً به منزله‌ی استعداد به عفونت نیست و ممکن است شخص در مواجه با ویروس بتواند آنتی بادی بسازد. از این رو انجام مطالعات بیشتر با حجم نمونه‌ی بالاتر توصیه می‌گردد.
د کتر محمد پالیزوان، احسان اله غزنوی،
دوره 12، شماره 48 - ( 7-1383 )
چکیده

خلاصه مقدمه: با توجه به شیوع و عوارض حملات تشنجی و اهمیت مهار آن، تحقیق حاضر به منظور تعیین نقش گیرنده های اپیوییدی و کانال های کلسیمی حساس به ولتاژ بر روی کیندلینگ ایجاد شده با پنتیلن تترازول در سال 1383 در اراک انجام گرفت. مواد و روش ها: این تحقیق تجربی بر روی 24 موش صحرایی نژاد ویستار انجام گرفت. به منظور ایجاد کیندلینگ شیمیایی، پنتیلن تترازول با غلظت‌هایی که در ابتدا تشنج زا نیستند ( 5/37 میلی‌گرم بر کیلو گرم، داخل صفاقی) هر 48 ساعت یک بار به موش ها تزریق شد. پس از تزریق دارو، رفتار‌های حیوان به مدت 20 دقیقه تحت نظر گرفته شد و پاسخ های تشنجی بر اساس معیار پنج رتبه ای طبقه بندی شد. پس از برقراری کیندلینگ، موش‌ها به چهار گروه تقسیم شدند و به هر یک از گروه‌ها 20 دقیقه قبل از تزریق پنتیلن تترازول به ترتیب نالوکسان، وراپامیل (هریک به میزان 10 میلی گرم بر کیلو گرم)، نالوکسان و وراپامیل به صورت هم‌زمان و حلال نالوکسان و وراپامیل (گروه شاهد) تزریق گردید و اثر این مواد بر روی مرحله‌ی تشنج، مدت زمان مرحله‌ی 5 تشنج و معکوس مدت زمانی که طول می‌کشد حیوان وارد مرحله‌ی 5 شود، مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از آزمون‌ آماری ویلکاکسون تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: وراپامیل مدت زمان مرحله‌ی 5 و معکوس مدت زمان ورود به مرحله‌ی 5 را به طور معنی داری (05/0 P=) کاهش داد. نالوکسان تاثیری بر روی هیچ‌کدام از پارامتر های تشنج نداشت، در حالی که تزریق هم‌زمان وراپامیل و نالوکسان اثرات ضد تشنجی شدیدی را بر روی کیندلینگ ناشی از تزریق داخل صفاقی پنتیلن تترازول ایفا نمود و بر روی همه‌ی پارامترهای تشنجی اثر کاهنده‌ی معنی‌داری داشت (05/0P=). نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: تجویز هم‌زمان وراپامیل و نالوکسان به عنوان مهار کننده‌ی مؤثر در تشنجات ایجاد شده توسط کیندلینگ شیمیایی با پنتیلن تترازول عمل می‌کند. انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه به عنوان یک روش درمانی ضد صرع توصیه می‌گردد. واژگان کلیدی: پنتیلن تترازول, کیندلینگ, وراپامیل, نالوکسان


د کتر زهرا رضایی، د کتر الهام صدیقی مقدم پور، د کتر فریبا یارندی،
دوره 12، شماره 48 - ( 7-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه وهدف: با توجه به میزان بروز حاملگی نا به جا و برخی عوارض ناشی از جراحی و وجود گزارشات متفاوت در خصوص اثر بخشی متوترکسات در درمان حاملگی نا به جا، این مطالعه به منظور مقایسه‌ی اثر متوترکسات تک دوز و سالپنگوستومی از طریق لاپاراسکوپی در درمان حاملگی نابه‌جای پاره‌نشده در سال 1381 تا 1383 در تهران انجام شد. مواد و روش‌ها: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، 40 خانم واجد شرایط با حاملگی نابه جای پاره‌نشده‌ی کوچک (کمتر از 5/3 سانتی‌متر) پس از اخذ رضایت، به طور تصادفی در دو گروه تزریق عضلانی تک دوز متوترکسات (50 میلی گرم بر متر مربع) و سالپنگوستومی لاپاراسکوپیک تحت درمان قرار گرفتند. سطح سرمی HCG در همه‌ی خانم‌ها قبل از درمان و روزهای 4،7 و سپس هر هفته‌ پس از درمان تا رسیدن به سطح کمتر از 10 واحد در لیتر اندازه‌گیری شد. در صورتی که سطح HCG روز هفتم نسبت به روز چهارم کمتر از 15درصد کاهش یافته بود، یک دوز متوترکسات (یا یک دوز اضافی) تزریق می‌شد. تحلیل HCG بدون نیاز به درمان جانشین به عنوان موفقیت در نظر گرفته شد. نتایج با استفاده از آزمون‌های آماری تی، دقیق فیشر و کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج بررسی 40 خانم دارای حاملگی نا به جا در دو گروه درمانی نشان داد که میزان موفقیت در هر دو گروه 95درصد بود. میانه‌ی زمان تحلیل HCG در گروه متوتروکسات 28 روز (دامنه: 7 تا 49) و در گروه سالپنگوستومی لاپاراسکوپیک 5/17 روز (دامنه: 7 تا 35) بود. این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار نبود. الگوی تحلیل HCG سرم در گروه متوترکسات نشان‌گر افزایش آن در روز چهارم نسبت به قبل از درمان در 75 درصد موارد بود. در حالی‌که همه خانم‌ها در گروه سالپنگوستومی کاهش فوری HCG سرم را بعد از جراحی تجربه کردند. عارضه شدیدی در هیچ یک از گروه‌های درمانی مشاهده نشد. نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: میزان موفقیت درمانی با متوترکسات تک دوز به اندازه‌ی روش سالپنگوستومی لاپاراسکوپیک در درمان حاملگی نا به جای پاره‌نشده، بالا می‌باشد. از این رو استفاده از متوترکسات در مواقعی که به لاپاراسکوپی دسترسی وجود ندارد، پیشنهاد می‌شود. واژگان کلیدی: حاملگی نا به جای پاره‌نشده، متوترکسات، لاپاراسکوپی، سالپنگوستومی



صفحه 1 از 34    
اولین
قبلی
1
...
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb