جستجو در مقالات منتشر شده


28 نتیجه برای بیضه

دكتر داود سهرابی ، دكتر کاظم پریور ، دكتر افسانه بقائی ،
دوره 4، شماره 15 - ( 4-1375 )
چکیده


داود سهرابی ، دكتر کاظم پریور، دكتر شهربانو عریان ،
دوره 5، شماره 18 - ( 1-1376 )
چکیده


دكتر علیرضا کمالی ، دكتر فاطمه جعفری ،
دوره 8، شماره 33 - ( 10-1379 )
چکیده


مهرداد شریعتی، کاظم پریور، شهربانو عریان، عباس شکروی، ربابه علی زاده،
دوره 11، شماره 42 - ( 1-1382 )
چکیده

سابقه و هدف: با توجه به مشکل رشد جمعیت و گسترش روش های پیش گیری از باروری در مردان، استفاده از ترکیبات شیمیایی با خاصیت کاهش باروری به شکل برگشت پذیر در مردان مد نظر قرار گرفته است. در این پژوهش تاثیر یکی از مشتقات جدید فنانترولین به نام 2 و 6ـ دی آمینو پیریدینیوم که در شرایط مناسب در آزمایشگاه شیمی آلی دانشگاه تربیت معلم سنتز شده است، بر محور هورمونی هیپوفیز - گناد و تغییرات بافت بیضه و تولید اسپرم در سال 82 ـ1381 مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش ها: در این مطالعه ی تجربی که در محیط آزمایشگاهی انجام شد، تعداد 50 موش سوری نر بالغ نژاد Balb/C انتخاب و به پنج گروه 10 تایی تقسیم شدند. گروه اول هیچ دارویی دریافت نکرده و به گروه دوم سرم نمکی تزریق شد و سه گروه تجربی دیگر مقادیر 15، 20 و 25 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن از ترکیب 2 و 6ـ دی آمینو پیریدینیوم به عنوان دوزهای زیر کشنده به صورت داخل صفاقی به مدت بیست روز به شکل یک روز در میان دریافت کردند. سپس مقادیر هورمون های FSH و LH و تستوسترون در سرم اندازه گیری و بیضه ها خارج و از نظر هیستولوژیکی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج با آزمون آماری آنالیز واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد مقدار 25 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن از ترکیب 2 و 6 دی آمینو پیریدینیوم، سطح تستوسترون سرم را به طور معنی داری کاهش می دهد ولی در سطح سرمی هورمون های FSH و LH کاهش معنی داری دیده نشد. بررسی های هیستولوژیکی بر روی بافت بیضه، کاهش معنی داری را در تعداد انواع سلول های جنسی نشان داد ((P<0.05. نتیجه گیری و توصیه ها: بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق می توان بیان کرد که این مشتق از ترکیب مس دار فنانترولین با دوز 25 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در موش ها، احتمالا از طریق تاثیر مستقیم بر بافت بیضه باعث تضعیف عملکرد آن و کاهش میزان تستوسترون و تولید اسپرم می گردد.


د كتر سهرابی داوود، طاهری شهلا،
دوره 11، شماره 44 - ( 7-1382 )
چکیده

سابقه و هدف: با توجه به مصرف روزانه مقادیر زیادی از داروها جهت کنترل بیماری ها و افزایش طول عمر، توجه افراد به اثرات جانبی این مواد بر سیستم های مختلف بدن معطوف شده است. مترونیدازول به عنوان یکی از داروهای پرمصرف همواره از نظر ایجاد عوارض خاص مورد توجه بوده است. به منظور بررسی اثرات احتمالی این دارو با مقادیر معمولی مصرف آن در انسان بر سیستم تناسلی نر، مطالعه حاضر بر روی موش های صحرایی نر در دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال های 1381 تا 1382 انجام گرفت. مواد و روش ها: این پژوهش به روش تجربی در محیط آزمایشگاهی بر روی 24 موش صحرایی نر بالغ در سه گروه 8 تایی شامل دو گروه تجربی و یک گروه شاهد انجام گرفت. به گروه شاهد به مدت 60 روز آب آشامیدنی معمولی و به گروه اول تجربی روزانه 200 میلی گرم به ازای هر کیلو وزن بدن و به گروه دوم تجربی روزانه 400 میلی گرم به ازای هر کیلو وزن بدن پودر مترونیدازول محلول در آب به مدت 60روز داده شد. در پایان، بعد از بی هوشی موش ها در هر سه گروه، عمل خارج کردن بیضه ها انجام و مقاطع بافتی تهیه شده پس از رنگ آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین مورد مطالعه بافت شناسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که در گروه های تجربی وزن بیضه ها کاهش معنی داری را در مقایسه با گروه کنترل نشان داد ((P<0.001. کاهش سلول های دودمان اسپرم در گروه های تجربی نسبت به گروه کنترل معنی دار بود ((P<0.001. کاهش سلول های لیدیگ فقط در گروه دوم تجربی معنی دار بود (P<0.001). تفاوت تعداد سلول های سرتولی در هیچ یک از گروه های تجربی نسبت به گروه کنترل معنی دار نبود.نتیجه گیری و توصیه ها: مترونیدازول بر بافت بیضه تاثیر گذاشته و موجب تضعیف عمل کرد بیضه می شود. از این رو پیشنهاد می شود این دارو با احتیاط بیشتری تجویز شده و در صورت امکان در مردان از داروهای جایگزین استفاده شود.
د كتر مختار مختاری، د كتر سعید خاتم ساز، زهره ملکی تکلیمی،
دوره 12، شماره 46 - ( 1-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: گزارش‌های پراکنده‌ای از اثرات داروی کوتریموکسازول بر روی اسپرماتوژنز ارایه شده، اما در مورد اثر این دارو بر رفتارهای جنسی سوابقی مشاهده نشده است. طبق گزارشات، تاثیر کوتریموکسازول در روند اسپرماتوژنز و بافت شناسی بیضه به اثبات رسیده است. هدف از این تحقیق تعیین تاثیر داروی کوتریموکسازول بر رفتارهای تولید مثلی موش‌های صحرایی نر بالغ در سال 1382 می‌باشد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی تعداد 50 سر موش صحرایی نر بالغ از نژاد ویستار انتخاب و به 5 گروه 10 تایی تقسیم شدند. وزن موش‌ها 200 تا 220 گرم بود. گروه شم حلال دارو و گروه‌های تجربی نیز به ترتیب مقادیر 120، 60 و 30 میلی گرم بر کیلو گرم داروی کوتریماکسازول دریافت کردند، گروه کنترل نیز هیچ ماده‌ای دریافت نمی‌کرد. دارو به مدت 14 روز به صورت زیر جلدی تزریق شد. پس از هر بار تزریق رفتارهای جنسی مشاهده و در پایان روز چهاردهم بیضه‌ها خارج و مقاطع بافتی تهیه و به وسیله‌ی میکروسکوپ نوری بررسی شدند. یافته‌ها: مدت زمان تاخیر در جفت گیری، مدت زمان تاخیر در دخول، دوره‌ی زمانی پس انزالی و مدت زمان تاخیر در انزال افزایش معنی داری را در مقایسه با گروه کنترل نشان ‌دادند (05/0 P<) و تعداد دفعات جفت گیری همراه با دخول و دوره‌ی زمانی بین دخولی کاهش یافتند (05/0 P<). فاکتورهای تعداد دفعات جفت گیری بدون دخول و کفایت جفت‌گیری هیچ تغییری را نشان ندادند. بررسی هیستولوژیکی بافت بیضه نشان داد که تجویز کوتریموکسازول با مقدار 120 میلی گرم بر کیلو گرم باعث کاهش تراکم اسپرماتوزویید‌ها در لوله‌های منی ساز و کاهش سلول‌های سرتولی می‌شود اما تغییری از نظر آرایش و تعداد سلول‌های لایدیگ به وجود نمی‌آورد. نتیجه گیری و توصیه‌ها: بر اساس این تحقیق و مطالعات سایر محققان احتمالاً کوتریموکسازول باعث کاهش انگیزش و عملکرد جنسی می‌شود. هم‌چنین کوتریموکسازول با تاثیر مستقیم بر بافت بیضه باعث از بین رفتن اسپرماتوزویید و کاهش سلول‌های سرتولی می‌شود. واژگان کلیدی: کوتریموکسازول، رفتارهای جنسی، بافت بیضه، اسپرماتوژنز، موش صحرایی
دکتر مهرداد شریعتی، دکتر مختار مختاری، شیدا شهیدیان،
دوره 13، شماره 50 - ( 1-1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف : یکی از مشکلات ناشی از مصرف زیره‌ی سبز بروز اختلال در اعمال تولید مثلی در انسان و سایر حیوانات است. با توجه به عدم انجام تحقیقات جامع در رابطه با اثر این گیاه بر روند اسپرماتوژنز و تولید هورمون تستوسترون در جنس نر، تحقیق حاضر با هدف تعیین تاثیر عصاره‌ی الکلی زیره‌ی سبز بر فرآیند اسپرم سازی و ترشح هورمون تستوسترون در موش صحرایی نر بالغ در کازرون در سال 1383 انجام گرفت. روش بررسی: در این تحقیق تجربی از 50 موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در 5 گروه 10 تایی استفاده شد و پس از تعیین مقدار دوز کشنده (120 میلی گرم بر وزن بدن)، مقادیر 30 ، 60 و 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به عنوان دوزهای زیر کشنده از زیره‌ی سبز به صورت داخل صفاقی به مدت بیست و یک روز به شکل یک روز در میان به سه گروه تجربی 1،2 و 3 تزریق شد. گروه شاهد فقط حلال دارو ( آب مقطر ) دریافت کرد و به گروه کنترل نیز هیچ ماده‌ای داده نشد. نتایج با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تی مورد تجریه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج سنجش‌های هورمونی نشان داد مقدار 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، از عصاره‌ی الکلی زیره‌ی سبز، سطح تستوسترون سرم خون را به میزان 5/71 درصد کاهش می‌دهد (05/0 P=) ولی در سطح هورمون‌های FSH و LH سرم خون کاهش معنی داری دیده نشد. بررسی‌های بافت شناسی بیضه نشان داد که تعداد سلول‌های اسپرم در غلظت‌های 30 ، 60 و 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به ترتیب 7/19، 3/48 و 5/89 درصد کاهش یافته اما هیچ‌گونه اثرات جانبی زیان آوری به دنبال تزریق این عصاره مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های تحقیق می‌توان اعلام کرد که عصاره‌ی الکلی گیاه زیره‌ی سبز با دوز 100 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در موش‌ها احتمالاً از طریق تأثیر مستقیم بر بافت بیضه باعث تضعیف عملکرد آن و کاهش میزان تستوسترون و اسپرماتوژنز می‌گردد. انجام مطالعات فراساختاری بیضه و بررسی تاثیر این گیاه بر تغییرات هورمونی در سطح هیپوتالاسموس و رشد و نمو جنین پیشنهاد می‌گردد.


دکتر مهرداد مدرسی،
دوره 13، شماره 53 - ( 10-1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: گیاه گلرنگ (Carthamus tinctorius) از دیرباز توسط افراد شناخته شده و از آن به عنوان داروی مسهل، مسکن، معرق، ضدالتهاب، تحلیل برنده‌ی تومور و قاعده‌آور استفاده می‌شود. شواهد نشان‌گر آن است که این گیاه به عنوان عامل محرک جنسی و افزایش‌ دهنده‌ی قدرت جنسی نیز استفاده می‌شود و برای درمان ناتوانی جنسی بسیار مفید است. بنابراین تحقیق حاضر به منظور تعیین تاثیر عصاره‌ی این گیاه بر محور هورمونی هیپوفیز ـ گناد و تغییرات بافت بیضه طی سال 1382 تا 1383 در مبارکه اصفهان انجام گرفت. روش بررسی: در این تحقیق تجربی چهار گروه موش که هر یک شامل هشت موش نر بالغ بودند به ترتیب به عنوان گروه کنترل و گروه‌های تیمار 1، 2 و 3 مورد بررسی قرار گرفتند. عصاره‌ی گیاه گلرنگ در سه غلظت متفاوت 7/0، 4/1 و 8/2 میلی‌گرم در روز به صورت داخل صفاقی در یک دوره‌ی بیست روزه به موش‌های گروه تیمار 1، 2 و 3 تزریق شد. هر یک از گروه‌های تیمار با گروه کنترل از نظر پارامترهایی نظیر وزن بیضه، تغییرات بافت‌شناسی بیضه، تعداد اسپرم و غلظت هورمون‌های LH, FSH و تستوسترون موجود در سرم خون با استفاده از آزمون‌های آماری توکی و آنالیز واریانس مقایسه گردیدند. یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که گیاه گلرنگ می‌تواند عامل تغییردهند‌ه‌ی پتانسیل تولید مثل جنس نر باشد و فعالیت‌های تولید مثلی را تغییر دهد و نیز بر عملکرد اندوکرین بیضه‌ها مؤثر واقع شود، به طوری که تزریق عصاره‌ی گلرنگ در دو دوز 4/1 و 2/8 میلی‌گرم در روز به طور معنی‌داری سبب افزایش غلظت تستوسترون موجود در سرم گردیده (01/0 P=) و موجب خود کنترل فیزیکی منفی ترشح تستوسترون شد. در نتیجه‌ی تزریق عصاره‌ی این گیاه تغییرات بافتی، تغییر در تعداد اسپرم و وزن بیضه‌ها چشمگیر نبود. نتیجه‌گیری: گیاه گلرنگ قادر است با ایجاد تغییر در محور هورمونی هیپوفیز ـ گناد در فعالیت‌های تولید مثلی مؤثر واقع شود. انجام تحقیقات بیشتر توصیه می‌گردد.


دکتر مجید اقدسی، دکتر شهربانو عریان، دکتر کاظم پریور،
دوره 15، شماره 58 - ( 1-1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: با توجه به استفاده‌ی روزافزون از مواد مخدر و نقش این ترکیبات بر ناباروری انسان، امروزه مراکز تحقیقاتی جهان در پی یافتن ترکیبات فارماکولوژیکی بوده که بتوانند اثرات مواد‌ مخدر را معکوس نموده و معضل ناباروری را از طریق تجویز ترکیباتی نظیر GnRH و آنالوگ‌های آن که اثرات جانبی ناخواسته نیز ندارند، حل نمایند. روش بررسی: در این مطالعه از موش‌های نر بالغ 200 تا250 گرمی استفاده شد که در زمان‌های مختلف ( 5 ، 10 و 15 روز ) مورفین را با دوز 5 میلی‌گرم بر کیلو‌گرم به صورت درون صفاقی به موش‌های نر تزریق نموده و هر دوره در 5 گروه 8 تایی مورد بررسی قرار گرفتند. گروه اول، شامل موش‌های دست نخورده بدون هیچ تزریق بود. به گروه دوم سالین، به گروه سوم مورفین، به گروه چهارم نالوکسان و به گروه پنجم فرتاژیل(Fertagyl ) تزریق شد. سپس موش‌های هر گروه بی‌هوش شده و خون‌گیری انجام گرفت. یافته‌ها: بررسی نتایج نشان داد که مورفین باعث کاهش معنی‌داری در وزن و قطر بیضه‌ها، وزن موش‌ها و رفتار آن‌ها از جنبه‌ی تغذیه و اعمال رفتاری شده است. از سوی دیگر بر میزان هورمون LH و تستوسترون تأثیر معنی‌داری در همه‌ی گروه‌ها ( 05/0< P ) مشاهده شده ولی در مورد هورمون FSH تأثیر معنی‌داری مشاهده نگردید. نتیجه‌گیری: با توجه به این که در گروه‌های تجربی که به آ‌ن‌ها نالوکسان و GnRH تزریق شد، تفاوت معنی‌داری مشاهده نگردید. بنابراین پیشنهاد می‌شود از نالوکسان و GnRH به عنوان آنتاگونیست‌های اوپیوییدی جهت رفع عقیمی ناشی از اعتیاد به مورفین استفاده شود.


دکتر مهرداد شریعتی، اسفندیار شریفی، مرضیه کاوه،
دوره 15، شماره 61 - ( 10-1386 )
چکیده

چکیده

 زمینه و هدف: هسته‌ی‌ خرما دارای ترکیباتی است که از نظر شیمیایی از اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع، روی، کادمیم، کلسیم و پتاسیم تشکیل شده است. اسیدهای چرب اشباع شامل اسیدهای استئاریک و پالمیتیک و غیراشباع شامل اسیدهای لینولییک و اولئیک می‌باشند که می‌توانند باعث مهار عملکرد آنزیم 5-آلفا- ردوکتاز شوند. با توجه به این ‌که از پودر هسته‌ی‌ خرما در جهت درمان برخی بیماری‌ها مانند پیری زودرس، کم‌خونی و ضعف قوای جنسی استفاده شده است، تصمیم گرفته شد، تأثیر این پودر بر وضعیت باروری در موش صحرایی نر بررسی شود.

روش بررسی: تحقیق حاضر با هدف تعیین تأثیر پودر هسته‌ی خرما بر ترشح هورمون تستوسترون و فرآیند اسپرم‌سازی در موش صحرایی نر بالغ انجام شد. به ‌این منظور از 45 سر موش صحرایی نر بالغ از نژاد ویستار در 5 گروه نه‌تایی استفاده شد. گروه کنترل فقط آب و غذای استاندارد دریافت کرد، گروه سالین حلال دارو (نرمال‌سالین) و گروه‌های تجربی 05/0، 1/0 و 2/0 میلی‌گرم بر کیلوگرم پودر هسته‌ی خرما دریافت کردند که به صورت خوراکی و به مدت 21 روز به حیوانات داده شد. نتایج حاصل بر اساس برنامه‌های آماری Excell ، آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون T مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: نتایج سنجش‌های هورمونی حاکی است که مقادیر 1/0 و 2/0 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن از پودر هسته‌ی‌ خرما، افزایش معنی‌داری در میزان تستوسترون نسبت به گروه کنترل و شاهد نشان داد (05/0P<) ولی در سطح هورمون‌های FSH و LH خون تغییر معنی‌داری دیده نشد. هم‌چنین مقادیر فوق باعث کاهش معنی‌دار هورمون دی‌هیدروتستوسترون در خون گروه تجربی دریافت‌کننده‌ی دوز حداکثر شدند (05/0 P<). بررسی‌های بافت‌شناسی بیضه نشان داد که تراکم اسپرم‌ در لوله‌های اسپرم‌ساز گروه‌های تجربی افزایش یافته بود (05/0 P<).

نتیجه‌گیری: هسته‌ی خرما موجب افزایش تستوسترون و کاهش غلظت دی‌هیدروتستوسترون می‌شود که احتمالا با ترکیباتی چون اسیدهای پالمیتیک، استئاریک، لینولئیک و اولئیک که مهارکننده‌ی آنزیم 5-آلفا- ردوکتاز می‌باشند، مرتبط است.


دکتر محمود هاشمی تبار، دکتر محمود اوراضی زاده، لعیا سادات خرسندی،
دوره 16، شماره 62 - ( 1-1387 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: آپوپتوز (مرگ برنامه‌ریزی شده‌ی سلول) یک فرآیند تنظیمی مهم در ساخت اسپرم است. افزایش غیرطبیعی آپوپتوز در سلول‌های زایای اسپرم منتهی به عدم تعادل بین تکثیر و مرگ سلولی می‌شود و در نتیجه به روند ساخت اسپرم آسیب می‌رساند. برخی مطالعات نشان می‌دهند گلوکوکورتیکوییدها هموستاز بیضه را با کاهش دادن سطح تستوسترون تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. در این مطالعه اثر دگزامتازون، یک ترکیب گلوکوکورتیکوییدی پرمصرف، بر بیان پروتئین FasL، یک پروتئین پیش‌آپوپتوزی مهم، در سلول‌های زایای اسپرم در موش سوری بررسی شده است. روش بررسی: 24 سر موش سوری نر بالغ (6 تا 8 هفته) به ‌طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: گروه آزمایش اول و دوم به ترتیب 2 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم و 7 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم دگزامتازون به ‌صورت تزریق داخل‌صفاقی به مدت 7 روز دریافت کردند. گروه شاهد تنها نرمال‌سالین به مدت 7 روز دریافت کرد. یک روز پس از آخرین تزریق موش‌ها قربانی شده و بیضه‌ها در محلول فرمالین جهت انجام مطالعات ایمنوهیستوشیمی قرار داده شدند. واکنش ایمنی مثبت با استفاده از روش نیمه‌کمی H-score سنجیده شد. یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهند بیان FasLدر اپی‌تلیوم منی‌ساز وابسته به مراحل اسپرماتوژنز است و مرحله‌ی VII حساس‌ترین مرحله نسبت به دگزامتازون می‌باشند. در گروهی که 2 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم دگزامتازون دریافت کرده بود FasL تنها در مرحله‌ی VII سیکل اسپرماتوژنز بیان شده بود و میانگین H-score در این مرحله افزایش قابل‌ملاحظه‌ای یافته بود (05/0P<). در گروه دریافت‌کننده 7 میلی‌گرم به ‌ازای هر کیلو‌گرم دگزامتازون میانگین H-score در تمام مراحل سیکل اسپرماتوژنز، به‌ ویژه مرحله‌ی VII سیکل اسپرماتوژنز افزایش یافته بود (05/0P<). تعداد سلول‌های اسپرماتوسیت در این گروه کاهش چشمگیری نشان داد. نتیجه‌گیری: به ‌نظر می‌رسد ترکیبات گلوکوکورتیکوییدی مانند دگزامتازون با تحت‌تأثیر قرار دادن پروتئین‌های پیش‌آپوپتوزی باعث ایجاد آپوپتوز می‌شوند.


دکتر مهرداد مدرسی، دکتر منوچهر مصری پور، مهران اسدی مرغملکی، محمد کاظم همدانیان،
دوره 16، شماره 63 - ( 4-1387 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: با توجه به استفاده‌ی وسیع از زعفران به‌ عنوان چاشنی و رنگ در غذاها و کاربردهای درمانی این گیاه، تحقیقات اخیر نشان داده‌است؛ ترکیبات اصلی زعفران شامل کاروتنوییدهای کروسین، کروستین، پیکروکروسین و سافرانال موجب بروز تغییرات فیزیولوژیک در بخش‌های مختلف بدن می‌شود. هدف از تحقیق حاضر، تعیین اثرات احتمالی عصاره‌ی زعفران بر غلظت هورمون‌های FSH، LH و تستوسترون در موش سوری است. روش بررسی: به ‌این منظور چهار گروه هشت‌تایی از موش‌های آزمایشگاهی کوچک نر بالغ مورد استفاده قرار گرفت. گروه کنترل نرمال‌سالین دریافت کرد و سه گروه دیگر سه دوز متفاوت (25، 50 و 100 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم در 48 ساعت) از عصاره‌ی زعفران را به مدت 20 روز دریافت کردند. برای تعیین سطح سرمی FSH، LH و تستوسترون سنجش ایمونو‌آنزیمی به ‌وسیله‌ی الایزا صورت گرفت. یافته‌ها: میانگین سطح سرمی FSH در گروه تجربی که 100 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم در هر 48 ساعت عصاره‌ی زعفران دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت اما بین سایر گروه‌ها و گروه کنترل تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. همچنین سطوح سرمی LH و تستوسترون نیز در گروه تجربی 100 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم در 48 ساعت در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت اما تفاوت مشخصی بین سایر گروه‌های تجربی و گروه کنترل مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: نتایج فوق نشان می‌دهد زعفران با تأثیر بر عملکرد درون‌ریز محور هیپوفیز- بیضه ممکن است در فعالیت‌های دستگاه تولید‌مثل جنس نر در موش سوری تأثیر داشته‌ باشد.


رحمت اله پرندین، دکتر حمید رضا صادقی پور رودسری، دکتر سیروس شمیلی، دکتر حمید رضا قاسمپور،
دوره 16، شماره 65 - ( 10-1387 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: در طی سا‌ل‌های گذشته بررسی اثرات مشتقات گیاهی بر باروری پستانداران آزمایشگاهی در کشورهای مختلف مورد توجه فراوانی قرار‌گرفته است، ولی در کشور ما توجه زیادی به این مهم نشده ‌است. انگیزه‌ی انجام این آزمایش بررسی اثرات عصاره‌ی آبی کندر بر باروری موش‌های صحرایی نر بود. روش بررسی: عصاره‌ی آبی کندر پس از تهیه، به ‌صورت خوراکی با دوزهای 200 و 400 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن حیوان برای مدت 60 روز از راه دهانی تجویز شد. سپس شاخص‌های مختلف باروری از قبیل وزن بدن و اندام‌های تناسلی، میزان تحرک و تعداد اسپرم، میزان باروری، میزان ذخیره‌ی اسپرم اپیدیدیمی، میزان تولید روزانه‌ی اسپرم توسط بیضه‌ها و میزان هورمون تستوسترون خون مورد سنجش قرار‌گرفت. یافته‌ها: پس از ارزیابی، افزایش معنی‌داری در وزن بدن و اندام‌های تولیدمثلی نسبت به گروه کنترل، به ‌ویژه در گروه با دوز بالاتر مشاهده شد. نتایج حاصل از بررسی بین میزان درصد تحرک و تعداد اسپرم‌ها، میزان باروری، میزان تولید روزانه‌ی اسپرم توسط بیضه‌ها، میزان ذخیره اپیدیدیمی و میزان تستوسترون سرم در مقایسه گروه کنترل و گروه با دوز 200 میلی‌گرم بر کیلو‌گرم (برای همه‌ی موارد 05/0 P<) و گروه با دوز 400 میلی‌گرم بر کیلو‌گرم (به ترتیب با 001/0 P<، 01/0P<، 05/0P<، 05/0P<، 05/0P<، 05/0P<) اختلاف معنی‌داری را نشان داد. نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق تغییرات معنی‌داری را در افزایش میزان شاخص‌های باروری نشان داد که با توجه به نتایج به‌ دست آمده از این پژوهش می‌توان نتیجه‌گیری کرد که عصاره‌ی آبی کندر دارای اثرات افزایش‌دهنده‌ی باروری در موش‌ صحرایی نر می‌باشد. واژگان‌کلیدی: باروری، موش صحرایی نر، کندر


فاطمه رضائیان، فرناز ضامن میلانی، سیده فائزه میر یوسفی عطا، دکتر عباسعلی جعفری، دکتر عبدالحسن کاظمی، دکتر جواد مهتدی‌نیا، دکتر رضا مهدوی، مرتضی واحد جباری، سید جمال قائم مقامی، دکتر علی رضا استاد رحیمی،
دوره 17، شماره 68 - ( 7-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: آلودگی گندم‌های نگهداری شده به کپک‌های مولد زرالنون بیانگر خطر سلامتی در مصرف کنندگان می‌باشد که توجه مسئولین سلامت مواد غذایی و قانون گذاران این حوزه را به خود جلب کرده است. زرالنون، مایکوتوکسینی استروژنیک و غیراستروئیدی است که در انسان و حیوانات اختلالاتی مانند بلوغ زودرس جنسی، بزرگی پستان، تغییر وزن غدد، عدم توازن هورمونی، سرطان پستان و سرویکس، نازایی، کاهش باروری و وزن نوزادان و سقط به وجود می‌آورد. انواع کپک فوزاریوم و به طور عمده فوزاریوم گرامیناروم و فوزاریوم کالموروم، مولد این سم می‌باشد. با توجه به اهمیت موضوع، آلودگی گندم‌های انبار شده به قارچ‌های مولد این مایکوتوکسین بررسی گردید. روش بررسی: 162 نمونه از گندم‌های انبار شده استان با ثبت اطلاعات مربوطه جمع‌آوری گردید. آلودگی نمونه‌ها با آزمایش مستقیم، کشت و اسلاید کالچر بررسی شد. یافته‌ها: از 162 نمونه‌ی گندم، دو نمونه استریل و شش نمونه آلودگی باکتریال داشتند. بیشترین آلودگی قارچی، مربوط به آلودگی نمونه‌ها با آسپرژیلوس نیجر (43 درصد) و سپس کپک‌های موکوراسه، پنیسیلیوم، انواع دیگر آسپرژیلوس‌ها، انواع کپک‌های شفاف و سیاه، انواع مخمرها و شبه مخمرها بود. با توجه به تاکید این پژوهش بر آلودگی گندم‌ها به زرالنون، آلودگی 55 نمونه (34 درصد) از مجموع 162 نمونه به کپک‌های مولدزرالنون یعنی فوزاریوم شناسایی شد. نتیجه‌گیری: با وجود مخاطرات ناشی از آلودگی غلات و به‌ویژه گندم به زرالنون، مطالعه‌ی جامعی در مورد آلودگی غلات به زرالنون در ایران صورت نگرفته است و با عنایت به نقش زرالنون در اختلالات ناباروری و سایر عوارض میکوتوکسیکوزیس، لزوم انجام مطالعات تکمیلی و اجرای روش‌های حذف و یا کاهش مایکوتوکسین‌ها در مواد غذایی پر مصرف مانند غلات در کشور ضرورت بیشتری می‌یابد.


فرهاد مرتضی‌زاده، دکتر محمدمحسن تقوی، دکتر منصوره موحدین، حمید‌رضا جعفری‌نوه،
دوره 18، شماره 72 - ( 9-1389 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: در سال‌های اخیر کوشش‌هایی برای تکامل روش‌های جدید ناباوری در مردان صورت گرفته است، اما هنوز عقیم سازی مردان از طریق بستن لوله‌ها (وازکتومی) تنها روش قابل اعتماد می‌باشد. در مطالعه‌ی تجربی حاضر، اثرات تجویز تستوسترون توام با امواج فرا صوت در عقیم سازی موش‌ها‌ی بالغ نر مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: 28 موش سوری بالغ نر به شکل تصادفی به چهار گروه به ترتیب تقسیم شدند. گروه نرمال، گروه تستوسترون، گروه امواج فراصوت، گروه تستوسترون و امواج فراصوت. حیوانات به‌مدت شش هفته به ترتیب تحت تجویز نرمال سالین، تستوسترون، امواج فراصوت و تستوسترون همراه با امواج فراصوت قرار گرفتند. سپس زنده ماندن، تحرک و تعداد اسپرم‌ها ارزیابی شد. همچنین پارامترهای مورفومتریک شامل قطر لوله‌ها مطالعه شد. یافته‌ها: تعداد اسپرم‌ها در گروه تستوسترون نسبت به گروه‌های کنترل اول و سوم کاهش معنی‌داری داشت (01/0P ≤ ). درصد زنده ماندن اسپرم در گروهی که تستوسترون را به تنهایی دریافت کردند، نسبت به دو گروه دیگر کاهش معنی‌داری دیده شد (001/0P ≤ ). تفاوت معنی‌داری در رابطه با درصد تحرک اسپرم مشاهده نشد. قطر لوله‌های اسپرم ساز و میانگین تعداد سلول‌های اسپرماتوگونی در گروه امواج فراصوت تغییر پیدا کرد. در این گروه به دلیل فشردگی بیشتر لوله‌های اسپرم ساز، تعداد سلول‌های بیشتری شمرده شد. ارتفاع اپی تلیوم در گروه تستوسترون کاهش نشان داد. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که امواج فرا صوت در جذب تستوسترون تاثیری ندارد و تغییرات بافت‌شناسی ناشی از تابش امواج، بیشتر مکانیکی و یا حرارتی می‌باشد.


زهره احمدی، دکتر مینا رمضانی، دکتر داود سهرابی،
دوره 19، شماره 74 - ( 1-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سفیکسیم یک آنتی بیوتیک باکتریال با طیف گسترده است که توانایی مقابله با پاتوژن‌های گوناگون به ویژه ارگانیسم‌های گرم منفی را دارد. امروزه اکثر پزشکان به‌طور گسترده از سفالوسپورین‌ها، به‌‌ویژه سفیکسیم در درمان بیماری‌های عفونی استفاده می‌کنند. با توجه به اثرات جانبی برخی از آنتی‌بیوتیک‌ها بر دستگاه تولید مثلی، هدف از این تحقیق بررسی اثرات سفیکسیم بر روی بافت بیضه و هورمون‌های محور هیپوفیز- گنادی در موش‌های کوچک آزمایشگاهی است. روش بررسی: در این تحقیق از 18 سرموش سوری نر نژاد Balb/C با سن 12تا16 هفته و وزن تقریبی 5±35 گرم در سه گروه 6 تایی شامل شاهد، حلال و تجربی استفاده شد. گروه تجربی به مدت 10 روز متوالی سفیکسیم با دوز 5/0 گرم بر کیلو‌گرم در حلالی به نام دی متیل سولفوکسید به صورت داخل صفاقی دریافت کرد، گروه حلال در این مدت فقط حلال دارو را دریافت کرد و گروه شاهد ماد‌های دریا‌فت ننمود. موش‌ها پس از وزن کشی کشته شده، میزان هورمون‌ها با روش رادیو ایمنواسی اندازه‌گیری شد. پس از ثابت کردن بافت‌ها در فیکساتیو بوین، مقاطع 5 میکرومتری از بافت بیضه تهیه شد و رنگ آمیزی به روش هماتوکسیلین- ایوزین انجام شد. مقاطع تهیه شده توسط میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرارگرفت. یافته‌‌ها: کاهش معنی‌داری در تعداد سلول‌های اسپرم‌ساز، سرتولی، لایدیگ و همچنین میزان هورمون محرک فولیکولی در گروه تجربی در مقایسه با گروه‌های شاهد و حلال مشاهده شد (01/0P<) و (05/0P<). هورمون دی هیدراپی‌آندروسترون کاهش معنی‌داری در گروه تجربی نسبت به حلال نشان داد (05/0P<). تفاوت معنی‌داری در سایر فاکتورهای مورد مطالعه در بین گروه‌ها مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: کاهش هورمون FSH ممکن است اثرات منفی روی تولید اسپرم و پتانسیل تولید مثلی‌‌ موش نر داشته باشد. از طرفی با کاهش سلول‌های زاینده و کند شدن روند اسپرماتوژنز پیشنهاد می‌‌شود، در تجویز داروی سفیسکیم با احتیاط بیشتری عمل شود.


دکتر علیرضا وحیدی، دکتر محمد علی خلیلی، امید امینی‌راد،
دوره 19، شماره 76 - ( 3-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: یکی از علل ناباروری مردان عدم تحرک مناسب اسپرم است. برای بهبود آن می‌توان در تکنیک‌های آزمایشگاهی تولیدمثل (ART) آدنوزین را به محیط کشت اسپرم افزود. هدف از این مطالعه تعیین اثر دوزهای مختلف آدنوزین بر پارامتر تحرک در نمونه‌های انزالی افراد بارور و نابارور بود. روش بررسی: در این مطالعه تجربی از نوع آزمایشگاهی، تعداد 60 نمونه مایع منی مردان مراجعه کننده به مرکز ناباروری یزد، طبق دستورالعملWHO آنالیز و پارامترهای تعداد، مرفولوژی و تحرک اسپرم (سریع، آهسته و بی‌تحرک) در آن‌ها بررسی شده و بر اساس آن به دو گروه بارور و نابارور تقسیم شدند. نمونه‌ها پس از شستشو به روش Swim-up به 4 قسمت مساوی تقسیم و به هرکدام دوزهای 0، 2، 5 و10 میلی‌گرم آدنوزین اضافه و مجددا آنالیز میکروسکوپی شدند. نتایج با روش آماری Paired T-test وIndependent T-test تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: در ارزیابی اولیه پارامترهای اسپرم به‌جز تحرک آهسته، تفاوت معنی‌داری داشتند. آدنوزین در گروه بارور سبب افزایش تعداد اسپرم در دوز 5 میلی‌گرم و افزایش تحرک سریع و کاهش اسپرم‌های بی‌تحرک در دوزهای 5 و10 میلی‌گرم و نیز کاهش درصد اسپرم با تحرک آهسته شد. در گروه نابارور این افزایش دوز تنها سبب بهبود تعداد اسپرم در دوز 5 نسبت به 2 میلی‌گرم گردید، و بر تحرک آهسته بی‌تاثیر بود. در تحرک سریع فقط دوز 5 موثر بود و دوز 10 میلی‌گرم اثری نداشت. همچنین در دوزهای 5 و10 میلی‌گرم کاهش اسپرم‌های بی‌تحرک معنی‌دار بود. نتیجه‌گیری: افزودن 5 میلی‌گرم آدنوزین به محیط کشت اسپرم می‌تواند سبب افزایش تحرک اسپرم پیشرونده‌ی مردان نابارور شود.


مریم فخرایی، دکتر وحید نجاتی، دکتر نوروز دلیرژ،
دوره 20، شماره 78 - ( 1-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ترکیبات فلزات سنگین مانند وانادیوم، نیکل و کبالت می‌توانند در درمان برخی بیماری‌ها مفید باشند. گزارشات متعددی مبنی بر اثرات زیستی ترکیبات وانادیوم از قبیل اثرات شبه‌انسولینی و ضد فشارخون وجود دارد. همچنین مطالعات متعددی دررابطه با اثرات ضد سرطانی ترکیبات وانادیوم بر روی رده‌های مختلف سلولی شده است. هدف از این مطالعه ارزیابی نقش نوعی ترکیب شیف باز اکسو وانادیوم 1و3- دی آمینو پروپان وانادیوم (استیل استات) 3- متوکسی در ممانعت از تقسیمات سلولی و القای آپوپتوز بر روی رده‌ی سلولی 562K بود. روش بررسی: با استفاده از روش رنگ سنجی (Assay MTT) مشاهده شد که میزان فعالیت حیاتی سلول‌ها‌ی 562K وابسته به غلظت ترکیب وانادیوم مورد استفاده است، یعنی با افزایش غلظت این ترکیب تا 350 میگروگرم در میلی‌لیتر و به مدت 48 ساعت انکوباسیون در شرایط in vitro اثرات غیرسیتوتوکسیسیتی مشاهده شد. برای بررسی اینکه این ترکیب دارای اثرات ضدتوموری است، مطالعات بیشتری انجام شد. براساس اطلاعات حاصل از MTT غلظت‌های 150، 250و350 میکروگرم بر میلی لیتر از ترکیب وانادیوم مورد نظر انتخاب و به مدت 12، 24و 48 ساعت انکوبه گردید. نتایج حاصل از این یافته‌ها نشان ‌داد که ترکیب وانادیوم در غلظت‌های غیرسیتوتوکسیسیتی دارای اثرات القای آپوپتوز و توقف چرخه‌ی سلولی در فاز 0/G1 G می‌باشد. یافته‌ها: نتایج حاصل از آپوپتوز به وسیله‌ی فلوسایتومتری نشان دهنده‌ی القای آپوپتوز وابسته به غلظت و مدت زمان ترکیب وانادیوم مورد نظر در غلظت‌های غیرسیتوتوکسیسیتی ‌بود. بیشترین درصد آپوپتوز 96/37 درصد در 48 ساعت انکوباسیون و در معرض 350 میکرو‌گرم در میلی‌لیتر از این ترکیب رخ داد. هم‌چنین نتایج حاصل از بررسی چرخه‌ی سلولی حاکی از توقف چرخه‌ی سلولی در فاز G0/G1 ‌بود. نتیجه‌گیری: شیف –باز وانادیوم سنتزی مورد مطالعه دارای اثرات ممانعت از تقسیمات سلولی و القای آپوپتوز بر روی رده‌ی سلولی 562K می‌باشد. بدین‌ترتیب به نظر می‌رسد که ترکیب یاد شده می‌تواند به عنوان کاندیدایی جهت یافتن داروهای ضد سرطانی جدید مورد توجه قرار گیرد.


دکتر رضا اقدام ضمیری، دکتر مینوش مقیمی، دکتر نورالدین موسوی نسب، دکتر حمید‌رضا امیر مقدمی، دکتر مریم جغتایی، دکتر عبدالامیر فیضی،
دوره 20، شماره 81 - ( 7-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: افزایش سطح سرمی -HCG و بروز گیرنده‌ی آن و همچنین افزایش بروز مولکولی آن که به روش PCR اندازه‌گیری می‌شود، در بسیاری از بافت‌های تومورال دیده شده است و در بسیاری از تومورها با تهاجمی‌تر بودن تومور در ارتباط می‌باشد. در این مطالعه، هدف بررسی ارتباط سطح سرمی -HCG با گرید سرطان پستان و شیمی درمانی در بیماران مبتلا به سرطان پستان بود. روش بررسی: این مطالعه به‌صورت مقطعی در شهر زنجان در سال‌های 1388 تا 1389 انجام گردید. 66 مورد نمونه‌ی سرمی از سرطان پستان بعد از جراحی و قبل از شروع شیمی درمانی تهیه شد. آزمایش Total , Free -HCG به روش الکتروکمولومینسنس اسی انجام شد. همچنین بعد از اتمام 8 کورس شیمی درمانی این آزمایش تکرار شد. بیماران از نظر گرید سلولی به دو گروه Poor و Mild to Moderate تقسیم شدند و T -HCG سرمی در 2 گروه با هم و همچنین قبل و بعد از درمان مقایسه گردید. نتایج: در گروه Mild to Moderate به تعداد 37 نفر میانگین -HCG miu/ml SD2/1± 09/1 و در گروه Poor به تعداد 29 نفر میانگین -HCG miu/ml SD2/1± 2/1 ‌بود (75/0 P=). میانگین B-HCG قبل از درمان miu/ml SD4/1± 15/1 و بعد از درمان miu/ml SD4/1± 17/1 ‌بود (24/0P=). نتیجه‌گیری: در این مطالعه سطح سرمی-HCG T هیچ ارتباط معنی‌داری با گرید سلولی در سرطان پستان نداشت و شیمی درمانی تأثیری در میزان سطح سرمی آن ایجاد نکرد.


دکتر معصومه صوفیان، فاطمه ذوالفقاری، دکتر حسین سرمدیان، دکتر آمیتیس رمضانی، دکتر علی اصفر فرازی،
دوره 20، شماره 82 - ( 5-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بروسلوز بیماری مشترک انسان و حیوان می‌باشد که می‌تواند بسیاری از اعضا و بافت‌ها را درگیر کند. اپیدیدیموارکیت بروسلایی یکی از عوارض موضعی بروسلوز می‌باشد هدف این مطالعه مقایسه‌ی ویژگی‌های اپیدمیولوژیک، بالینی و آزمایشگاهی اپیدیدیموارکیت بروسلایی و اپیدیدیموارکیت غیراختصاصی بود. روش بررسی: این مطالعه‌ی تحلیلی- مقطعی بر روی دو گروه از بیماران مبتلا به اپیدیدیموارکیت بروسلایی و اپیدیدیموارکیت غیراختصاصی در بیمارستان ولی‌عصر اراک طی سال‌های 1385 تا1390 انجام شد. 40 بیمار مبتلا به اپیدیدیموارکیت بروسلایی با 40 بیمار مبتلا به اپیدیدیموارکیت باکتریال (غیر بروسلایی) مقایسه شدند و نتایج با استفاده از روش Student T test و Mann-Whitney U test و آزمون Chi-Square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: در این مطالعه از نظر سنی (82/0P=)، وجود تب (17/0P=)، سابقه‌ی دستکاری ارولوژیک (23/0P=)، افزایش ESR (28/0P=) و CRP (45/0P=) تفاوت معناداری بین دو گروه یافت نشد؛ ولی از نظر وجود تورم و درد مفاصل (02/0P=)، افزایش گلبول‌های سفید (05/.>P)، پیوری (002/0P=) علایم ادراری شامل شوزش و تکرر ادرار (004/0P=)، وجود تعریق (05/0>P) و محل سکونت (004/0P=) تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده گردید. نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که وجود اپیدیدیموارکیت بدون علایمی نظیر دیزوری، فرکونسی، لوکوسیتوز و پیوری احتمالا به نفع اپیدیدیموارکیت بروسلایی است و در مناطق اندمیک بروسلوز به نظر می‌رسد پزشکان بتوانند از این یافته‌ها در تشخیص و درمان سریع‌تر اپیدیدیموارکیت بروسلایی استفاده کنند.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb