جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای اسکندری

سهیلا ربیع سیاهکلی، محمدحسین پورمعماری، طاهره خالق دوست محمدی، فریدون اسکندری، آذر آوازه،
دوره 18، شماره 70 - ( 1-1389 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بستری شدن یکی از اعضای خانواده در بیمارستان، به‌خصوص در بخش مراقبت ویژه می‌تواند موجب ایجاد اضطراب در خانواده بیمار گردد. لذا مطالعه‌ای به منظور تعیین عوامل مرتبط بر اضطراب خانواده‌ی بیماران بستری در بخش‌های مراقبت ویژه شهر رشت در سال 1385 انجام گردید. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 218 نفر از افراد خانواده‌ی 130 بیمار بستری در بخش‌های مراقبت ویژه‌ی بیمارستان آموزشی پورسینا و رازی مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق ساخت و دیگری پرسشنامه استاندارد بررسی اضطراب و افسردگی بیمارستانی (HADS) بود. داده‌ها پس از جمع‌آوری با آزمون‌های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که 1/77 درصد از اعضای خانواده‌ی بیماران مضطرب بودند. از میان عوامل مؤثر در اضطراب خانواده‌ی بیماران، در آزمون رگرسیون لجستیک ضریب شانس اضطراب را در اعضای خانواده با توجه به تفاوت‌های فردی به ازای افزایش هر واحد کاهش سطح هوشیاری در بیمار 726/9 بار افزایش، در خانواده‌های با جنس مونث 171/6 بار افزایش، خانواده‌هایی که در تصمیم‌گیری برای پی‌گیری درمان بیمارشان نقش داشتند 433/6 بار و سن در افراد خانواده 939/0 بار افزایش نشان داد. نتیجه‌گیری: نتایج نقش چندین عامل مرتبط در ایجاد اضطراب در خانواده‌ی بیمار را نشان داد. لذا پیشنهاد می‌گردد، این عوامل در زمان پذیرش بیمار مورد بررسی قرار گرفته، مراقبت پرستاری جهت تسکین اضطراب در بیمار و اعضای خانواده به اجرا درآید.


دکتر آتوسا دبیری اسکویی، دکتر سعیده مظلوم زاده، دکتر حمید‌رضا امیر مقدمی، دکتر انیسه اکبر شاهی، دکتر مهدی اسکندری،
دوره 19، شماره 77 - ( 4-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: با وجود گذشت سال‌ها پژوهش مداوم، علت افزایش فشار‌خون حین بارداری مشخص نشده است و اختلالات مربوط به فشار خون در بین مهم‌ترین مشکلات حل نشده مامایی قرار دارد. مطالعه‌ی حاضر جهت بررسی رابطه‌ی بین سطح لپتین سرم و ابتلا به پره‌اکلامپسی در مادران باردار مراجعه کننده به بیمارستان ولیعصر زنجان از اول فروردین 1385 تا اول فروردین 1386 انجام شده است. روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه‌ی مقطعی است که بر روی 30 نفر خانم باردار مبتلا به پره اکلامپسی و 30 نفر خانم باردار با فشارخون نرمال که همگی در سه ماهه‌ی آخر دوره بارداری قرار داشتند انجام گرفته است. گروه مورد، کسانی بودند که فشار خون بیشتر یا مساوی 90/140، پروتیئنوری بیشتر از 300 میلی‌گرم در 24 ساعت و یا +1 و بیشتر باDipstick داشتند. گروه شاهد را خانم‌های باردار با فشارخون طبیعی تشکیل می‌دادند. نمونه‌ها با استفاده از کیت لپتین به روش الایزا بررسی شد. به‌منظور مقایسه‌ی میانگین‌ها از آزمون Test- T مستقل استفاده گردید. یافته‌ها: علیرغم بالاتر بودن میانگین سطح لپتین سرم در گروه کنترل، اختلاف معنی‌دار نبود (به‌ترتیب 6/33±92/57 و 6/34±8/45 نانو‌گرم در دسی‌لیتر و 18/0=P). در مقایسه‌ی میانگین سطح لپتین سرم براساس 29BMI> اختلاف معنی‌داری در دو گروه مورد و کنترل وجود نداشت (به‌ترتیب 72/39±12/51 و 84/34±75/56 نانو‌گرم در دسی‌لیتر، 64/0=P) اما براساس 29 BMI میانگین سطح لپتین سرم در گروه کنترل به طور معنی‌داری بیشتر بود (به‌ترتیب ng/dl 51/32±26/60 و10/22±75/36 نانو گرم در دسی‌لیتر، 07/0=P). نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که ارتباطی بین سطح لپتین افزایش یافته و پره اکلامپسی وجود ندارد. به‌نظر می‌رسد برای رسیدن به نتایج شفاف‌ ‌تر در خصوص ارتباط سطح لپتین سرم و پره‌اکلامپسی احتیاج به مطالعات با طراحی‌های آینده‌نگر و نمونه‌هایی با تعداد بیشتر می‌باشد.


دکتر مهدی اسکندری، دکتر سعیده مظلوم زاده، محمود حکمی، دکتر ندا تاجیک نیا، دکتر آتوسا دبیری اسکویی، گودرز کلی فرهود،
دوره 20، شماره 83 - ( 6-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: با توجه به تأثیر سوء عدم تحرک بر سیستم‌های فیزیولوژیکی بدن از جمله سیستم تنفس و لزوم عملکرد مطلوب آن، در این مطالعه تأثیر ورزش در طول یک ترم واحد تربیت بدنی بر عملکرد سیستم تنفس توسط شاخص‌های ارزیابی کننده‌ی عملکرد ریوی به روش اسپیرومتری در دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی زنجان مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: این مطالعه بر روی کلیه‌ی 141 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی زنجان ورودی مهر سال 1388 که واحد تربیت بدنی 1 را اخذ کرده بودند، انجام شد. در طول ترم همه‌ی شرکت کنندگان تحت یک برنامه‌ی ورزشی منظم قرار گرفتند. در پایان ترم و در آخرین جلسه‌ی واحد تربیت بدنی 1 و قبل از انجام هرگونه فعالیت ورزشی آزمون اسپیرومتری بر اساس شاخص‌های %FEV1/ FVC , FEF25-75 PEFR , FVC , FEV1 به‌همان ترتیب اول ترم برای هر نفر 3 مرتبه انجام شد. در نهایت نتایج آزمون اسپیرومتری ابتدا و انتهای ترم با استفاده از آزمون آماری T زوجی مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج: گذراندن یک ترم واحد تربیت بدنی باعث افزایش معنی‌دار تمامی شاخص‌های ارزیابی کننده عملکرد ریوی شد (0001/0P<). بیشترین و کمترین اختلاف میانگین قبل و بعد از آزمون به‌ترتیب مربوط به‌شاخص‌های PEF/PPEFو FEV1 /FVC بود. نتیجه گیری: با توجه به بی‌تحرکی طولانی مدت به‌منظور درس خواندن برای کنکور، گذراندن یک ترم واحد تربیت بدنی تأثیر قابل توجهی را بر روی تست‌های ارزیابی عملکرد تنفسی نشان داد.


سهیلا ربیع سیاهکلی، آذر آوازه، فریدون اسکندری، زینب قهرمانی، میثم نعمتی خواه، مهناز افشین جو، مژگان السادات اقوامی،
دوره 22، شماره 90 - ( ويژه نامه قرآن پژوهي 1393 )
چکیده

مقدمه: همیشه بستری شدن در بیمارستان برای اقوام و بستگان بیمار ایجاد تنش و اضطراب زیادی می‌کند. یکی از مواردی که به استناد آیه‌ی مبارکه، أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» (الرعد- 28) در آرامش افراد و پیشگیری از اختلالات روانی نقش بسیار مهمی داشته، ایمان به خدا است. توکل به خداوند باعث کاهش نگرانی‌های ناشی از بیماری‌های مهم، صبر برمصایب و پذیرش خواست الهی و تن دادن به عوارض و معلولیت‌های دراز مدت و پرهیز از عوامل بروز دهنده یا تشدید کننده اختلالات روانی و پیامدهای دیگر می‌شود. روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه‌ی توصیفی- همبستگی است که میزان اضطراب و افسردگی 100 نفر از خانواده بیماران بستری در بخش‌های مراقبت ویژه با ابزار HADS (Hospital Anxiety Depression Scale) و ابزار سنجش اعتقادات مذهبی که در مطالعات آقا محمدی و همکاران نیز به‌کار رفته است، سنجیده شد. بعد از نمونه‌گیری، داده‌ها با استفاده از با آزمون‌های آماری کای دو، آزمون همبستگی و آزمون رگرسیون لجستک به‌منظور بررسی متغیرهای موثر در اضطراب و افسردگی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که 2/53 درصد افراد مورد پژوهش دارای نشانه‌ی اضطراب و 4/56 درصد دارای نشانه‌های افسردگی بودند. افرادی که علایم اضطراب و افسردگی در آنان مشاهده نشد، دارای اعتقادات مذهبی در حد شدید بودند که آزمون کای دو ارتباط بین علایم اضطراب و افسردگی را با میزان اعتقادات مذهی معنی‌دار نشان داد (05/0P<). 2/33 درصد از خانواده‌های دارای علایم اضطراب و 2/31 درصد از خانواده‌های دارای علایم افسردگی از اعتقادات مذهبی در حد متوسط برخوردار بودند. آزمون آماری کای دو این ارتباط را معنی‌دار نشان داد (05/0P<). نتیجه‌گیری: اعتقادات مذهبی و یاری خواستن از خداوند اثر مثبتی بر کاهش افسردگی و اضطراب خانواده‌های بیماران دارد. تقویت باورها و اعتقادات می‌تواند بر کاهش بروز علایم و عوارض ناشی از افسردگی همچون اقدام به خودکشی، اعتیاد، بزه کاری‌ها، اختلالات شخصیت، سلامت جنسی موثر باشد.


ذکریا اسکندری، دکتر فرهاد طارمیان، دکتر محمد‌علی نظری، دکتر مریم بختیاری، دکتر سعید ممتازی، مظاهر رضایی،
دوره 22، شماره 92 - ( 3-1393 )
چکیده

زمینه وهدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر بخشی درمان نوروفیدبک واقعی در مقایسه با نوروفیدبک غیر واقعی (پلاسیبو) در کاهش شدت علایم افسردگی اساسی و تغییر امواج آلفا و بتا به سمت الگوی مطلوب در مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی بود. روش بررسی: در پژوهش حاضر با استفاده از طرح تک آزمودنی تجربی، 6 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با تشخیص روانپزشک و تایید افسردگی اساسی توسط محقق با استفاده از مصاحبه بالینی ساختار یافته به‌صورت جایگزینی تصادفی در دو گروه نوروفیدبک واقعی و نوروفیدبک غیرواقعی (پلاسیبو) جای داده شدند. هر دو گروه به مدت 20 جلسه هفته‌ای 2 بار تحت مداخله قرار گرفته‌اند و همچنین دو گروه قبل، حین و بعد از اتمام مداخله با پرسشنامه‌ی افسردگی بک- ویرایش دوم، مقیاس افسردگی ارزیابی شدند. داده‌های تحقیق از طریق تحلیل میزان اثر، درصد بهبودی و نمودار‌ها مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها: داده‌های حاصل از میزان اثر، درصد بهبودی و بررسی نمودار‌های دو گروه حاکی از آنند که نوروفیدبک واقعی در مقایسه با نوروفیدبک غیر واقعی در تنظیم امواج مغزی و کاهش شدت علایم افسردگی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی موثرتر بود و تفاوت معنی‌داری از نظر بالینی در دو گروه مشاهده گردید. میزان اثردر آلفای راست در گروه آزمایش و کنترل به ترتیب 21/2، 48/0 میزان اثردر بتای چپ در گروه آزمایش و کنترل به ترتیب 2 و 51/0 به‌دست آمد. میزان بهبودی در گروآزمایش 48 درصد و در گروه کنترل 23 درصد بهبودی مشاهده گردید. نتیجه گیری: اثر بخشی نوروفیدبک واقعی ناشی از تغییرات پلاسیبو (نوروفیدبک غیر واقعی) نبوده، می‌تواند به عنوان یک درمان مکمل برای اختلال افسردگی اساسی به کار برده شود.


دکتر محمد رضا بیگدلی، دکتر حسین مصطفوی، راهله غلام‌زاده، دکتر مهدی اسکندری،
دوره 24، شماره 104 - ( 3-1395 )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: یکی از عوارض عمده‌ی ایسکمی مغزی، افزایش محتوای آب بافتی در مغز است که باعث افزایش مرگ و میر می‌شود. اخیرا استراتژی‌های درمانی بر مکانیسم‌های پیش شرطی سازی دارویی متمرکز شده‌اند. اریتروپویتین یک هورمون گلیکوپروتئینی است که اثر ضد التهابی و آنتی اکسیدانی آن را در مغز تایید شده و ممکن است در کاهش ادم مغزی موثر باشد.

روش بررسی: موش‌های صحرایی نر ویستار به 5 گروه 6 تایی شامل: شم، کنترل، 3 گروه پیش درمان تقسیم شدند. گروه‌های پیش درمان شامل تک دوز (5/0 ساعت قبل از القای سکته)، دو دوز (5/0 و 48 ساعت قبل از القای سکته) و سه دوز (5/0، 48 و 96 ساعت قبل از القای سکته) بودند که 1000 واحد بر کیلوگرم اریتروپویتین را به به صورت داخل صفاقی دریافت کردند. 5/0 ساعت بعد از آخرین تزریق، حیوانات به مدت 60 دقیقه تحت ایسکمی مغزی با مدل انسداد شریان مغزی- میانی قرار گرفتند و 24 ساعت بعد از برقراری مجدد جریان خون، از لحاظ محتوای آب بافتی مغز، هموگلوبین و هماتوکریت بررسی شدند.

یافته‌ها: محتوای آب بافتی مغز در گروه پیش درمان دریافت کننده‌ی اریتروپویتین با دوز کمتر، به‌طور معناداری کاهش یافت اما در گروه‌های پیش درمان دریافت کننده دارو با دوز بیشتر افزایش معنادار نشان داد. همچنین میزان هموگلوبین و هماتوکریت در گروه‌های پیش درمان نسبت به گروه کنترل افزایش یافت.

نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان داد که پیش درمان تک دوز اریتروپویتین ادم مغزی را در مدل سکته‌ی مغزی ایسکمیک در موش صحرایی کاهش می‌دهد.


اکرم شیری، مینا شعبانی، نورالدین موسوی نسب، فاطمه اسکندری،
دوره 25، شماره 111 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سوء مصرف مواد و اختلالات وابسته به آن شیوع بالایی در میان بیماران روانپزشکی دارد. این مطالعه به‌منظور بررسی فراوانی مصرف مواد در بیماران با اختلالات روانپزشکی بخش روان بیمارستان شهید بهشتی انجام شد تا از این طریق بتوان تدابیر درمانی مناسب‌تری اتخاذ نموده و از تحمیل هزینه‌های درمانی اضافی و بی‌نتیجه به بیمار، خانواده و جامعه جلوگیری کرد.

روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی - مقطعی بود. جامعه‌ی مورد نظر 270 نفر از بیماران روانپزشکی بستری شده در بخش روان بیمارستان شهید بهشتی بودند که به روش نمونه‌گیری آسان انتخاب شدند. بیماران پرسشنامه‌های دموگرافیک را تکمیل نموده و با استفاده از راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی- ویرایش چهارم (DSM-IV) شناسایی شدند. اطلاعات با استفاده از آزمون (t-test) و آزمون خی دو ) x2 ( مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته‌ها: در این مطالعه 270 بیمارکه شامل 137 نفر مرد و 133 نفر زن بودند مورد بررسی قرار گرفتند که 72 نفر (7/26 درصد) مصرف مواد داشتند.60 نفر (8/43 درصد) از بیماران مرد و 12 نفر (9 درصد) از بیماران زن مصرف مواد داشتند و مصرف مواد در بین بیماران سایکوتیک (3/41 درصد) شایع‌تر از بقیه موارد بود. ارتباط معنی‌دار آماری میان مصرف مواد و جنس، شغل، محل سکونت، سابقه‌ی مصرف سیگار، زمان شروع مصرف مواد و همچنین نوع بیماری وجود داشت ولی این رابطه میان مصرف مواد و وضعیت تاهل، سن، تحصیلات و سابقه‌ی
بستری دیده نشد
.

نتیجه گیری: در این مطالعه فراوانی بالایی از مصرف مواد در بین بیماران با اختلالات روانپزشکی دیده شد و به نظر می‌رسد غربالگری مصرف مواد در میان بیماران روانپزشکی بخصوص بیماران با اختلالات خلقی و سایکوتیک و همچنین بررسی اختلالات روانپزشکی افراد با سوء مصرف مواد از لحاظ ابتلا به بیماری‌های روانپزشکی به دلیل عوارض و عواقب فردی، اقتصادی و اجتماعی و دگرگون ساختن درمان امری لازم و ضروری است.


دکتر محسن داداشی، سمیه بسطامی، ذکریا اسکندری،
دوره 25، شماره 112 - ( 5-1396 )
چکیده

چکیده

زمینه وهدف: یکی از چالش برانگیزترین مولفه‌های اعتیاد، ولع و نشانه‌های مرتبط با مصرف مواد می‌باشد که اقدامات درمانی را با شکست مواجه کرده و منجر به عود مصرف مواد می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی تحریک با جریان مستقیم از طریق جمجمه (tDCS) به قشر پیش پیشانی خلفی جانبی چپ (LDLPFC) بر ولع مصرف مواد و نشانه‌های سوگیری توجه در مردان وابسته به اپیوم بود.

روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. تعداد 44 نفر به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (22 نفر) و کنترل (22 نفر) قرار گرفتند. قبل از شروع مداخله درمانی برای گروه آزمایش، هر دو گروه با پرسشنامه‌های ولع مصرف مواد و آزمون کامپیوتری استروپ هیجان مورد آزمون قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 10 جلسه
20 دقیقه‌ای توسط دستگاه استیمولاتور با باشدت 2 میلی‌آمپر تحریک الکتریکی مغز را دریافت نمودند. پس از خاتمه طرح درمانی برای گروه آزمایش، هر دو گروه مورد آزمون پرسشنامه‌های ولع مصرف مواد و آزمون کامپیوتری استروپ هیجان قرار گرفتند و داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که tDCS آندی قشر پیش پیشانی پشتی جانبی چپ موجب کاهش سطح ولع مصرف و کاهش سوگیری
توجه در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، در افراد وابسته به اپیوم شده بود.و بین آزمودنی‌های دو گروه آزمایش و کنترل، در نمرات پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت (001/0
P<).

نتیجه گیری: براساس یافته‌های این پژوهش tDCS آندی قشر پیش پیشانی پشتی جانبی چپ، تلویحات مهمی در زمینه کاهش ولع مصرف مواد و بهبودی نشانه‌های سوگیری توجه در افراد وابسته به اپیوم داشته و به‌عنوان شیوه درمانی موثری جهت استفاده در کلینیک‌های درمان اعتیاد توصیه می‌گردد.


سارا احتشامی پویا، دکتر سعید ممتازی، دکتر آذرخش مکری، ذکریا اسکندری، دکتر محسن داداشی،
دوره 26، شماره 117 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سوءمصرف مت آمفتامینها یکی ازجدیدترین معضلات بشری در سال‌های اخیر و یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌های انسانی می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی مدل درمانی ماتریکس در سوء مصرف کنندگان مت آمفتامین بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی بود که با پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری همه‌ی افراد مبتلا به سوء مصرف مواد محرک در شهر زنجان بودند. 40 نفر از افرادی که به کلینیک‌های روان پزشکی و روان شناسی بالینی و مراکز ترک اعتیاد مراجعه کرده بودند به صورت نمونه‌گیری در دسترس گرد آوری شدند و به دو گروه درمان دارویی و ترکیبی (درمان دارویی و مدل درمانی ماتریکس) تقسیم شدند. در مرحله پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه شاخص شدت اعتیاد و آزمایش ادرار اجرا شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون کای دو تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: در متغیرهای وضعیت شغلی، مصرف موادمخدر، الکل، وضعیت حقوقی، خانوادگی و روانی مداخله موثر بود (001/0P=). در شاخص وضعیت پزشکی شدت اعتیاد، بین دوگروه تفاوت معناداری مشاهده نشد (111/0P=). آزمون کای دو نشان داد که در گروه مداخله تعداد دفعات مثبت بودن آزمایش ادرار در پس آزمون کاهش یافت (005/0P=).
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که درمان ماتریکس می‌تواند شاخص‌های شدت اعتیاد را کاهش داده و آزمایش ادرار مثبت در بیماران مبتلا به سوءمصرف کنندگان مت آمفتامین را کاهش دهد.

 
دکتر محسن داداشی، دکتر فرهاد طارمیان، دکتر سعید ممتازی، مهدی خانی، ذکریا اسکندری، دکتر علیرضا آرمانی کیان، دکتر بهروز بیرشک،
دوره 26، شماره 117 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال اضطراب فراگیر یکی از شایعترین اختلالات روان پزشکی است که با نگرانی افراطی و غیر قابل کنترل مشخص می‌شود و همبودی بالایی با سایر اختلالات اضطرابی و افسردگی دارد. این پژوهش با هدف مقایسه‌ی اثربخشی درمان فراشناختی، دارودرمانی (SSRIs) وEEG بیوفیدبک در درمان اختلال اضطراب فراگیر انجام شد.
روش‌بررسی: 42 بیمار سرپایی مبتلا به GAD بر اساس معیارهای DSM-IV-TR، به شیوه نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در سه گروه درمان فراشناختی، دارودرمانی و EEG بیوفیدبک جایگزین شدند. بیماران در هر گروه به مدت 10 هفته مورد درمان قرار گرفتند. مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7)، و دامنه‌ی امواج مغزی آلفا در ناحیه اکسی پیتال (O1 و O2) با استفاده از دستگاه EEG  بیوفیدبک در مرحله پیش آزمون و پس آزمون ثبت شد. در طول تحقیق 36 بیمار به درمان ادامه دادند و 6 نفر از درمان خارج شدند. نتایج با استفاده از آزمون‌های آماری، ANCOVA، ANOVA، آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر، آزمون کلموگروف- اسمیرنف و آزمون تعقیبی LSD تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج به دست آمده بیانگر این بود که هر سه روش درمانی در درمان اختلال اضطراب فراگیر موثر بوده است (001/0P<). همچنین نتایج نشان داد که درمانEEG  بیوفیدبک در مقایسه با درمان فراشناختی و دارودرمانی منجر به بهبودی معناداری در شدت علائم اضطراب فراگیر و افزایش دامنه امواج آلفا می‌شود (001/0 P<). ولی درمان فراشناختی و دارودرمانی به سطح معناداری نرسیدند.
نتیجه گیری: درمان EEG  بیوفیدبک نسبت به درمان فراشناختی و دارودرمانی در بهبودیGAD و افزایش دامنه امواج آلفا در ناحیه اکسی پیتال برتری داشت.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb