جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای اصغری

امیر واحدیان عظیمی، دکتر محمد اصغری جعفر آبادی، دکتر میترا پیامی بوساری، محمد باقر کشافی،
دوره 20، شماره 81 - ( 7-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بیماری قلبی عروقی شایع‌ترین علت مرگ در بیشتر کشورهای جهان و ایران و مهم‌ترین عامل از کار افتادگی بوده که سبب تنش و استرس بیماران مبتلا می‌شود. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آرام سازی پیشرونده‌ی عضلانی بر استرس درک شده بیماران مبتلا به انفارکتوس قلبی انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه‌ی کارآزمایی بالینی تصادفی شده پس از نمونه‌گیری به روش در دسترس، نمونه‌ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد تخصیص داده شدند. روش کار در این مطالعه به صورت یک جلسه آشنایی سازی نمونه‌ها با اهداف و روش مداخله و 120 جلسه اجرای تکنیک در گروه آزمون در مدت دو ماه بود. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه‌ی استرس درک شده و چک لیست خود گزارش دهی بودند. یافته‌ها: در این مطالعه 66 نفر شرکت داشتند. آزمون آنوا با اندازه‌های تکراری در مورد متغیر استرس درک شده بین افراد گروه آزمون و شاهد قبل از مداخله عدم معنی‌داری و در دو زمان 1 و 2 ماه بعد از مداخله معنی‌داری را نشان داد (001/0P<). نتیجه‌گیری: اجرای تکنیک آرام سازی پیشرونده‌ی عضلانی بر استرس درک شده بیماران مبتلا به انفارکتوس قلبی موثر بوده، استفاده از این تکنیک در جهت کاهش، تعدیل و اصلاح سطوح استرس عملی و امکان پذیر خواهد بود.


دکتر پروین دهقان، دکتر بهرام پورقاسم گرگری، زینب فغفوری، شبنم سالک زمانی، دکتر محمد اصغری جعفر آبادی،
دوره 22، شماره 91 - ( 2-1393 )
چکیده

چکیده زمینه و اهداف: با توجه به شیوع بالای دیابت و افزایش علاقمندی به استفاده از غذاهای عملکردی جهت کنترل بیماری‌های مزمن نظیر دیابت نوع 2، مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی مقایسه‌ی اثرات اینولین و اینولین غنی شده با الیگو فروکتوز بر شاخص‌های گلیسمی و فشار خون زنان مبتلا به دیابت نوع 2 طراحی شد. روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، 76 زن دیابتی نوع 2 به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. گروه‌های مداخله، روزانه 10 گرم اینولین غنی شده با الیگو فروکتوز (n=27) و یا اینولین (n=24) و افراد گروه دارونما (n=25)، روزانه 10 گرم مالتودکسترین به مدت 8 هفته دریافت کردند. دریافت‌های غذایی، شاخص‌های تن سنجی، گلیسمی و فشار خون در ابتدا و بعد از 8 هفته مکمل یاری اندازه‌گیری شد. آزمون‌های تی زوج، ANOVA و ANCOVA برای مقایسه‌ی متغیرهای کمی مورد استفاده قرار گرفت. یافته‌ها: در پایان مطالعه، کاهش معنی‌دار در دریافت انرژی و کربوهیدرات، شاخص‌های تن سنجی، فشارخون سیستولیک، HbA1c و انسولین سرم بین گروه‌های مداخله و دارونما وجود داشت (05/0P<). در گروه اینولین در مقایسه با گروه اینولین غنی شده با الیگوفروکتوز کاهش در دریافت کربوهیدرات (50/16 درصد)، انسولین سرم (50/18 درصد) و شاخص حساسیت انسولین (QUICKI) (70/16 درصد) معنی‌دار بود. نتیجه‌گیری: احتمالاً مکمل یاری زنان دیابتی با فروکتان‌ها به ویژه فروکتان‌های طولانی زنجیر (اینولین) با بهبود دریافت‌های غذایی، شاخص‌های گلیسمی و فشارخون به کنترل بیماری دیابت کمک می‌نماید.


داود ذوالفقاری، دکتر غلامرضا کاکا، دکتر مینو صدری، دکتر سید همایون صدرایی، عسگر امامقلی، دکتر محمد اصغری جعفر آبادی، غلامرضا حرفه دوست،
دوره 22، شماره 92 - ( 3-1393 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: پلی لاکتید کو پلی گلیکولید (Poly D,L-lactic-co-glycolic acid=PLGA) به‌عنوان پلیمری زیست سازگار و زیست تخریب‌پذیر شناخته شده است. این پلیمر اخیرا در مهندسی بافت بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی رفتار بیولوژیک سلول‌های استرومایی مغز استخوان (=BMSCs Bone Marrow Stromal Cells) در کشت با نانوالیاف PLGA پوشش داده شده با ژلاتین و یا پلی ال لایزین می‌باشد. روش بررسی: در این مطالعه ابتدا به روش الکتروریسی نانو الیاف PLGA در حلال هگزا فلورو بیس پروپانول تهیه و توسط ژلاتین و پلی ال لایزین به‌طور جداگانه پوشش (Coat) داده شدند. ویژگی‌های این پلیمر با روش میکروسکوپ الکترونی روبشی (Scanning Electron Microscopy =SEM) و آنالیز زاویه‌ی تماسی (Contact Angle) مورد بررسی قرار گرفت. پس از استحصال سلول‌های BMSCs رت و رسیدن به پاساژ دو، سلول‌ها در چهار گروه بدون نانو الیاف، نانو الیاف PLGA، نانوالیاف PLGA پوشش داده شده با ژلاتین و نانوالیاف PLGA پوشش داده شده با پلی ال لایزین کشت داده شدند. تکثیر سلول‌ها در روزهای دوم، چهارم و ششم توسط اکریدین اورنج و مورفولوژی سلول‌ها با نانو الیاف به‌وسیله‌ی SEM مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: محدوده‌ی قطر نانو الیاف PLGA حاصل از الکتروریسی بین 270 تا 700 نانومتر بود. میانگین زاویه‌ی تماس برای PLGA 66/107 درجه، PLGA پوشش داده شده با ژلاتین 58/64 درجه و برای PLGA پوشش داده شده با پلی ال لایزین 12/40 درجه را نشان داد. همچنین یافته‌ها نشان دهنده‌ی کاهش معنی‌دار میزان تکثیر سلول‌ها در گروه نانوالیاف PLGA تنها (P<0/05) بود. اما این میزان در گروه‌های نانوالیاف پوشش داده شده با پلی ال لایزین و ژلاتین به ترتیب افزایش یافته بود. نتیجه گیری: کشت سلول‌های شوان با نانوالیاف PLGA پوشش داده شده با ژلاتین و به‌خصوص پلی ال‌لایزین منجر به ارایه‌ی داربستی زیست‌تخریب پذیر به همراه سلول شوان شد.


راحله مرادی، دکتر لیدا مقدم بنائم، دکتر شهلا رودبار محمدی، دکتر محمد اصغری، مریم رودباری،
دوره 22، شماره 93 - ( 4-1393 )
چکیده

مقدمه: ولوواژینیت کاندیدایی یکی از شایع‌ترین عفونت‌های تناسلی است که تشخیص گونه‌های مختلف آن برای طرح درمان مناسب مهم می‌باشد. IUD از جمله روش‌های مؤثر و طولانی اثر پیشگیری از بارداری است که می‌تواند با کاندیدیازیس واژینال در ارتباط باشد. این پژوهش به منظور بررسی شیوع گونه‌های کاندیدا، قبل و سه ماه پس از جایگذاریIUD ، در مراجعین به مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، در فاصله‌ی آبان 1390 تا شهریور 1391 صورت گرفت. روش بررسی: از 95 زن متقاضی گذاشتن IUDTcu380A که در معاینه‌ی واژینال دارای علایم عفونت واژینال نبوده و در 2 هفته‌ی اخیر سابقه‌ی مصرف دارو‌های آنتی‌بیوتیکی یا ضدقارچی نداشتند، قبل و سه ماه بعد از جایگذاری IUD ، سواب سرویکوواژینال تهیه شد. نمونه‌ها در محیط سابورو دکستروز آگار کشت داده شد. کلنی مخمر شیری رنگ به‌دست آمده، به محیط کشت کروم آگار منتقل و از طریق ایجاد رنگ، گونه‌های قارچی از یکدیگر افتراق داده شد. 05/0P< معنی‌دار در نظر گرفته شد. یافته‌ها: شیوع ولوواژینیت کاندیدایی، پس از جایگذاری IUD افزایش یافت. 24 مورد کاندیدیازیس (3/25 درصد) در برابر 11 مورد (6/11 درصد)، (007/0P=). قبل از جایگذاری IUD و نیز سه ماه بعد از آن، کاندیدا آلبیکنس و سپس کاندیدا گلابراتا بیشترین شیوع را داشتند. نتیجه‌گیری: افزایش شیوع ولوواژینیت کاندیدایی، پس از جایگذاری IUD، طراحی مطالعات بزرگتری را برای ارزیابی عوارض ناشی از آن پیشنهاد می‌کند. شیوع رو به افزایش کاندیدا گلابراتا که یکی از گونه‌های مقاوم به داروهای ضدقارچی دسته آزول است، قابل توجه می‌باشد.


دکتر مریم رف رف، مینا ملکیان، دکتر محمد اصغری جعفر آبادی، دکتر اکبر علی عسگرزاده، سمیرا پورمرادیان،
دوره 23، شماره 96 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت ملیتوس و به‌ویژه نوع 2 آن یکی از عوامل اصلی افزایش بار بیماری در کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران به‌شمار می‌رود. اخیراً تخم شنبلیله به‌عنوان یکی از گیاهان دارویی، در زمینه درمان دیابت مورد توجه می‌باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی اثر مصرف تخم شنبلیله بر فاکتورهای متابولیکی سرم و سطوح ICAM-1 در بیماران دیابتی نوع 2 طراحی گردید. روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل‌دار سه سوکور بوده و بر روی 88 بیمار دیابتی (زن و مرد) انجام گرفت. گروه مداخله (n=44) به‌مدت 8 هفته روزانه 10 گرم پودر تخم شنبلیله و گروه کنترل (n=44) روزانه 5 گرم نشاسته قبل از وعده غذایی در دو نوبت دریافت کردند. ارزیابی تن سنجی، پرسشنامه 24 ساعت یادآمد خوراک و نمونه‌گیری خون ناشتا قبل و بعد از مطالعه انجام شد. یافته‌ها: بین دو گروه از نظر BMI، انرژی و پروتئین دریافتی تفاوت معنی‌داری در ابتدای مطالعه وجود داشت. سطوح FBS،HbA1c، انسولین سرم، HOMA-IR بعد از مداخله در گروه دریافت کننده‌ی تخم شنبلیله و با تعدیل متغیرهای BMI، انرژی، پروتئین دریافتی و مقادیر پایه، کاهش یافته و ICAM-1 سرم تغییر معنی‌داری نداشت (به‌ترتیب 0/007 P=،0/0001 P=،0/03 P= ، P =0/003 ، P=0/064). نتیجه گیری: تخم شنبلیله باعث بهبود متابولیسم گلوکز گردید. استفاده از این گیاه در دوز و مدت به‌کار رفته اثر معنی‌داری بر فاکتور التهابی ICAM-1 نداشت. احتمال می‌رود استفاده از تخم شنبلیله در کنترل قند خون و عواض ناشی از آن در بیماران دیابتی نوع 2 موثر باشد.


دکتر مریم رف رف، صفورا نبوی، دکتر محمد حسین صومی، دکتر عزیز همایونی راد، دکتر محمد اصغری جعفر آبادی،
دوره 23، شماره 99 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: شواهدی مبنی بر اثرات مفید پروبیوتیک‌ها در بیماری کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر مصرف ماست پروبیوتیک در مقایسه با ماست معمولی بر آنزیم‌ها و بافت کبد در افراد مبتلا به NAFLD بود. روش بررسی: این مطالعه روی 72 بیمار مبتلا به NAFLD انجام شد. افراد به روش تخصیص تصادفی به یکی از دو گروه مداخله یا کنترل تخصیص داده شدند (36= n در هر گروه) و به مدت 8 هفته روزانه به‌ترتیب 300 گرم ماست پروبیوتیک و 300 گرم ماست معمولی مصرف کردند. دریافت‌های غذایی، شاخص‌های تن‌سنجی، اولتراسونوگرافی کبدی و سطح سرمی آنزیم‌های کبدی در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه‌گیری شد. آنالیز آماری با نرم افزار SPSS و آزمون‌های کای دو، تی مستقل، تحلیل کواریانس و تی زوجی انجام شد. یافته‌ها: دو گروه از نظر ویژگی‌های پایه در شروع مطالعه تفاوت معنی‌داری نداشتند. مصرف ماست پروبیوتیک در مقایسه با ماست معمولی موجب کاهش 06/13 درصد در سطح آنزیم آلانین آمینو ترانسفراز (ALT) گردید و سطح سرمی آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST) را به میزان 87/13 درصد کاهش داد (به‌ترتیب 02/0> Pو 005/0>P). در دو گروه تفاوت معنی‌داری در نسبت AST/ALT پس از مداخله دیده نشد (05/0P). نتیجه‌گیری: مصرف ماست پروبیوتیک غلظت ALT و ASTسرم را در بیماران مبتلا به NAFLD کاهش داده و موجب بهبود اکوژنیسته بافت کبد گردید و احتمال می‌رود در بهبود بیماری کبد چرب سودمند باشد.


دکتر رحیم یوسفی، حمید اصغری، الهه طغیانی،
دوره 24، شماره 107 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های قلب و عروق از شایع‌ترین بیماری‌ها در ممالک پیشرفته می‌باشند و در سایر کشورها به‌سرعت در حال افزایش هستند. از آنجا که بیماری قلبی و عروقی روان تنی محسوب می‌شوند در بررسی عوامل موثر در پیدایش آن باید به ترکیبی از عوامل زیستی و روانی توجه داشت. هدف پژوهش حاضر مقایسه‌ی طرح واره‌های ناسازگار اولیه و تنظیم شناختی هیجان در بیماران قلبی و افراد عادی بود.

روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه پس‌رویدادی می‌باشد که به روش مقطعی انجام شده است. جامعه‌ی آماری پژوهش حاضر کلیه‌ی بیماران قلبی مراجعه‌کننده به مراکز درمانی شهر ارومیه در سال 1392 بود. از جامعه‌ی فوق تعداد 96 بیمار دارای تشخیص بیماری قلبی- عروقی به شیوه‌ی هدفمند انتخاب شدند. گروه افراد عادی (92=N) نیز از همراهان بیماران به‌صورت در دسترس انتخاب شدند. به‌منظور آزمون فرضیه پژوهش از روش تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. در این پژوهش از پرسشنامه‌ی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، نسخه‌ی کوتاه پرسشنامه طرح‌واره‌های ناسازگار یانگ (YSQ-SF) و پرسشنامه‌ی تنظیم شناختی هیجان (CERQ) استفاده شد.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد تفاوت دو گروه در طرح‌واره‌های حوزه محدودیت‌های مختل، هشداری معنادار می‌باشد، همچنین تفاوت دو گروه مبتلا به بیماری قلبی و گروه عادی تنها در دو طرح واره بازداری هیجانی و خویشتن‌داری/ خود انضباطی ضعیف معنادار بود. بین دو گروه از لحاظ سبک‌های تنظیم هیجان تفاوت معناداری یافت نشد.

نتیجه‌گیری: طرح واره‌های ناسازگار اولیه از عوامل شخصیتی تاثیرگذار در اختلالات قلبی عروقی است و باید به نقش آن‌ها در این اختلالات توجه کرد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb