جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای بابایی

دكتر محمد بابایی بروجنی ،
دوره 2، شماره 7 - ( دو فصلنامه 7-8 1373 )
چکیده


دكتر شمس وزیریان ، د كتر میترا همتی ، د كتر سیدابوالحسن سیدزاده، دكتر هما بابایی، دكتر فریدون آشنایی،
دوره 11، شماره 43 - ( تير 1382 )
چکیده

سابقه و هدف: عفوت ادراری یکی از شایع ترین بیماری های عفونی باکتریال در کودکان است و تشخیص به موقع، نقش مهمی در پیش گیری از عوارض ثانویه آن دارد. روش انتخابی تشخیص عفونت ادراری کشت ادرار است، ولی اعتبار آزمایش تجزیه ادرار به عنوان یک آزمون غربال گری مورد بحث است. مطالعه حاضر به منظور تعیین قدرت تشخیصی آزمایش تجزیه ادرار برای تشخیص عفونت ادراری، در بیمارستان های شهید فهمیده و رازی کرمانشاه در طی سال های 78-1377 انجام شد.مواد و روش ها: این مطالعه به صورت تحلیلی از نوع مقایسه آزمون ها بر روی بیماران مشکوک به عفونت ادراری انجام شد. بیمارانی وارد مطالعه شدند که 72 ساعت قبل از مراجعه آنتی بیوتیک دریافت نکرده و قادر به جمع آوری ادرار به روش مید استریم باشند. هرنمونه ادرار علاوه بر کشت ، از نظر تعداد لکوسیت و باکتری در هرشان میکروسکوپی و وجود خون، پروتیین و نیتریت با نوار ادرار از نوع Behring آلمان بررسی شد. معیار مثبت برای کشت، وجود باکتری با تعداد کلنی بیش از 105 در نظر گرفته شد. در تجزیه ادرار، باکتری به هر تعداد و لکوسیت بیش از 5 عدد در یک شان میکروسکوپی و وجود پروتیین +1، خون +1 و نیتریت مثبت در نوار، مثبت در نظر گرفته شد. در نهایت هر کدام از شاخص ها با کشت ادرار مقایسه و میزان حساسیت و ویژگی، ارزش پیش بینی مثبت و منفی هر شاخص محاسبه شد.یافته ها: 221 بیمار شامل، 163 دختر و 58 پسر مورد مطالعه قرار گرفتند. کشت ادرار در 6/69 درصد موارد مثبت شد. میزان حساسیت و ویژگی برای لکوسیت به ترتیب 3/86 درصد و73 درصد، در مورد نیتریت 66 درصد و 3/84 درصد، پروتیین 9/56 درصد و 2/35 درصد، خون 61 درصد و 44 درصد و باکتری در ادرار 9/71 درصد و 8/71 درصد بود. نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج این مطالعه نشان داد که بیشترین حساسیت مربوط به لکوسیت (3/86 درصد) و بیشترین ویژگی مربوط به نیتریت (3/84 درصد) است. با توجه به پایین بودن حساسیت، آزمایش تجزیه ادرار با استفاده از نوار Behring یک روش مناسب برای غربال گری نمی باشد.
دکتر نوشین افشار مقدم، دکتر مژگان مختاری، دکتر محمد بابایی،
دوره 13، شماره 52 - ( مهر 1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سرطان پستان شایع‌ترین نوع سرطان در زنان می‌باشد. مهم‌ترین عامل مؤثر در پیش آگهی این سرطان گرفتاری گره‌های لنفاوی می‌باشد. از آنجا که ارتباط بین ارتشاح لنفوسیتی و پیش آگهی سرطان پستان مورد اختلاف نظر است، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین واکنش لنفوسیتی استرومال وگرفتاری گره‌های لنفاوی در کارسینوم داکتال مهاجم درجه‌ی یک پستان در سال 1383 در اصفهان انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه‌ی مقطعی، 182 بافت سرطان پستان فیکس شده در فرمالین و قالب گیری شده در پارافین ارزیابی شدند. نمونه‌ها بر مبنای تعداد گره‌های لنفاوی گرفتار و سن، طبقه‌بندی و سپس ارتباط بین این عوامل و ارتشاح لنفوسیتی استرومال ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری تی، آنالیز واریانس یک طرفه و کای دو استفاده شد. یافته‌ها: بین واکنش استرومال لنفوسیتی وگرفتاری گره‌های لنفاوی ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده شد (001/0P=). بین وضعیت یائسگی و ارتشاح لنفوسیتی استرومال ارتباط معنی‌داری وجود نداشت (09/0=P). نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که در تومورهایی که ارتشاح استرومال لنفوسیتی شدید دارند، احتمال گرفتاری گره‌های لنفاوی زیاد می‌باشد. انجام مطالعات بیشتر پیشنهاد می‌گردد.


دکتر فریده گلبابایی، زهرا حسنی، دکتر سید جمال الدین شاهطاهری، دکتر محمود محمودی، آرام تیرگر،
دوره 13، شماره 53 - ( دى 1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: پراکندگی و انتشار فلزات سنگین در محیط اعم از محیط کار و محیط زیست یکی از معضلات بهداشتی حاصل از فعالیت‌های بشری است که در بسیاری از جوامع با خطرات جدی برای سلامت عموم مردم و به ویژه کارگران در صنایع تولید یا مصرف کننده‌ی آن‌ها همراه است. از این رو مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین میزان مواجهه‌ی کارگران با فلزات سنگین، در صنایع ذوب روی شهر زنجان طی سال 1383 تا 1384 انجام شد. روش بررسی: این مطالعه‌ی توصیفی در 6 واحد صنعتی شهر زنجان انجام شد و در طی آن تراکم فلزات سنگین سرب، روی، کبالت، کادمیوم، و نیکل در هوا اندازه‌گیری شد. جمع‌آوری نمونه‌ها از طریق نمونه برداری‌های رو بسته (Closed-face) محتوی فیلترهای غشایی استرسلولزی با قطر منافذ 8/0 میکرون و منطبق با روش موسسه‌ی ملی بهداشت و ایمنی شغلی آمریکا (NIOSH) انجام شد. تعیین مقدار فلزات سنگین با استفاده از روش جذب اتمی و پردازش داده‌ها نیز با کمک نرم افزار آماری SPSS (ویرایش 5/11) صورت پذیرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین میزان مواجهه‌ی کارگران با فلزات سنگین سرب، روی، کبالت، کادمیوم و نیکل به ترتیب 058/0 ،518/2 ،0025/0، 003/0، 0108/0 میلی گرم بر مترمکعب بوده است. بر اساس نتایج تحقیق، تراکم سرب در 25 درصد از کارگران بیش از حد مجاز تشخیص داده شد، اما مواجهه‌ی کارگران با آمیزه ای از فلزات سنگین به طور همزمان پس از محاسبه‌ی مخلوط مقادیر، گویای مواجهه‌ی بالاتر از حد مجاز در بیش از 75 درصد از کارگران می‌باشد. نتیجه‌گیری: علیرغم سابقه‌ی نسبتا" کم (کمتر از پانزده سال ) صنعت ذوب روی در استان زنجان و جوان بودن نیروهای کار، مواجهه‌ی بیش از حد مجاز بسیاری از کارگران با فلزات سنگین، احتمال اختلالات سوء ناشی از مواجهه با این فلزات را در سال‌های آتی افزایش می‌دهد. از این رو به منظور حفاظت از سرمایه‌های ملی و انسانی کشور، به کارگیری اقدامات پیشگیری هر چه جدی تر در قالب پایش سلامت کارگران و استفاده از روش‌های کنترلی کارآمد توصیه می گردد.


سمیه وندقانونی، دکتر محمدعلی حسین پورفیضی، اسماعیل بابایی، دکتر وحید منتظری، دکتر منیره حلیمی،
دوره 16، شماره 64 - ( 7-1387 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سرطان تیروئید شایع‌ترین بدخیمی غدد درون‌ریز می‌باشد. به ‌دلیل ناهمگونی بالای ندول‌های توموری و غیرتوموری تیروئید از نظر ویژگی‌های آسیب‌شناسی و فقدان مارکرهای مولکولی مناسب، تلاش‌های گسترده‌ای جهت شناسایی مارکرهای مولکولی برای تشخیص این ضایعات توموری در حال انجام است. Survivinجدیدترین عضو خانواده‌ی پروتئین‌های مهارکننده‌ی مرگ برنامه‌ریزی شده سلولی، اخیرا به عنوان یک مارکر مولکولی جدید در سرطان مورد توجه قرار گرفته است. مطالعات، بیان متمایز Survivin و واریانت‌های پیرایشی آن را در سلول‌های سرطانی در مقایسه با سلول‌های بالغ نرمال نشان می‌دهند. در این تحقیق بیان ژن Survivin و واریانت‌های پیرایشی 2B وEx3∆ آن به عنوان مارکر‌های مولکولی جدید در تومورهای تیروئید مورد بررسی قرار گرفته است. روش بررسی: 61 نمونه‌ی بافتی تیروئید شامل 14 نمونه‌ی حاشیه‌ی تومور، 11 نمونه‌ی غیرتوموری و 36 نمونه‌ی توموری جمع‌آوری شدند و سطوح بیان ژن Survivin و واریانت‌های آن توسط روش RT-PCR نیمه‌کمی بررسی شد. یافته‌ها: میزان بیان Survivin در تومورهای تیروئیدی در مقایسه با نمونه‌های حاشیه‌ی تومور و غیرتوموری به ‌طور معنی‌داری افزایش ‌یافت. همچنین گروه توموری نسبت به گروه حاشیه‌ی تومور افزایش معنی‌داری را در شدت بیان واریانت ΔEx3 نشان داد (05/0 P<). mRNA واریانت 2B نیز در نمونه‌های توموری در مقایسه با نمونه‌های غیرتوموری به میزان کمتری دیده شد. نتیجه‌گیری: این نتایج بیانگر نقش ژن Survivin در ایجاد تومورهای تیروئیدی بوده و برای اولین بار نیز ارتباط بین بیان واریانت ΔEx3 و طبیعت این تومورها را مطرح می‌سازد. بنابراین آشکارسازی بیان Survivin و واریانت‌های جدید پیرایشی آن می‌تواند در تشخیص ندول‌های توموری و تفکیک آن از انواع غیرتوموری تیروئید در کنار سایر روش‌های روتین آزمایشگاهی مورد استفاده قرارگیرد.


دکتر کیقباد قدیری، دکتر پرویز احمدی، دکتر رامین عبیری، دکتر سید ابوالحسن سیدزاده، دکتر هما بابایی، دکتر علی اصغر صالحی، دکتر شمس وزیریان،
دوره 17، شماره 67 - ( 6-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: عفونت ادراری یکی از شایع‌ترین عفونت‌های باکتریال در سنین کودکی است که می‌تواند منجر به عوارض جدی مثل نارسایی مزمن کلیه و افزایش فشار خون شود. مصرف به‌جا و یا نابه‌جای آنتی‌بیوتیکی‌ها منجر به بروز مقاومت میکروب‌ها می‌شود. هدف از این مطالعه تعیین حساسیت ضد میکروبی (MIC) آنتی‌بیوتیک‌های مورد استفاده در درمان عفونت ادراری ناشی ازE.coli در کودکان به روش E-test بود. روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی با نمونه‌گیری غیر تصادفی آسان بر روی 87 نمونه سوش E.coli ادراری از بیماران مبتلا به عفونت ادراری انجام شد. MIC هر آنتی‌بیوتیک با روش E-test تعیین گردید و به منظور طبقه‌بندی از معیار کمیته‌ی ملی استاندارد‌های آزمایشگاهی آمریکا استفاده گردید. یافته‌ها: از میان 87 بیمار، 57 نفر (5/65 درصد) دختر و 30 نفر (5/34 درصد) پسر بودند. میانگین سنی پسران 41 ماه و دختران 61 ماه بود (015/0=P). MIC صدک 50 و 90 هر آنتی‌بیوتیک به ترتیب در مورد آمپی‌سیلین 256و256، آمیکاسین 8/4و5/1، جنتامایسین 32و38/0، نالیدیکسیک اسید 256و5/1، سفتریاکسون 32و023/0، سفکسیم 256و19/0 و کوتریموکسازول 32و32 بود. حساسیت ضد میکروبی در برابر آمپی‌سیلین 8/21 درصد، آمیکاسین 92 درصد، جنتامایسین 5/75 درصد، سفتریاکسون 4/72 درصد، سفکسیم 5/65 درصد، نالیدیکسیک اسید 4/64 درصد و کوتریموکسازول 4/41 درصد بود. نتیجه‌گیری: به طور کلی مقاومت آنتی‌بیوتیکی در این مطالعه بالا بود. کمترین مقاومت مربوط به آنتی‌بیوتیک آمیکاسین بود. پیشنهاد می‌گردد با توجه به افزایش قابل توجه و روز افزون مقاومت E.coli به آمپی‌سیلین وکوتریموکسازول در کودکان، در مورد استفاده از آن‌ها به عنوان درمان تجربی تجدید نظر گردد و همچنین به‌جای آن‌ها از آنتی‌بیوتیک‌های آمیکاسین و جنتامایسین و با اثر کمتر سفتریاکسون، سفکسیم و نالیدیکسیک اسید در درمان عفونت ادراری در کودکان استفاده گردد.


دکتر هما بابایی، دکتر علی اصفر عالیپور، لیلا مرادی فرا دنبه، منصور رضایی،
دوره 20، شماره 83 - ( 6-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: میزان بقا‌ی نوزادان نه تنها وابسته به وزن هنگام تولد و سن داخل رحمی آن‌ها است بلکه به سایر عوامل و وضعیت فیزیولوژیک آن‌ها به‌ویژه شدت بیماری در ساعات اولیه‌ی زندگی نیز بستگی دارد. این مطالعه به‌منظور ارزیابی ابزار نمره‌دهی وضعیت فیزیولوژیک حاد نوزادان (SNAP-II) و برخی عوامل دیگر در پیش بینی پیامد نوزادان بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه‌ی توصیفی تحلیلی برروی تمامی نوزادان بستری شده در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه از آبان ماه سال 1388 لغایت فروردین‌ماه سال 1389 انجام شد. یافته‌های دموگرافیک، نمره‌ی آپگار در دقیقه اول و پنجم، مرکز ارجاع نوزاد، سابقه‌ی بستری قبلی، تشخیص اولیه و نهایی جمع‌آوری و ثبت شدند. نمره‌ی SNAP-II در طی 12 ساعت اول از زمان بستری نوزاد محاسبه شد. نوزادان از زمان بستری تا ترخیص و یا مرگ پیگیری شدند. نتایج با آزمون‌های t مستقل و مجذور کای تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: تعداد 287 نوزاد وارد مطاالعه شدند. میزان مرگ نوزادان 6/13 درصد (39 نفر) بود. میزان مرگ ومیر با میانگین وزن بدو تولد نوزاد (0001/0P<)، سن داخل رحمی (003/0P=)، نمره‌ی آپگار دقایق اول و پنجم تولد و نمره‌ی SNAP-II بیشتر از 40 (0001/0P<)، رابطه‌ی آماری معناداری داشتند. رابطه‌ی آماری معنی‌داری بین جنس، مرکز ارجاع و سابقه‌ی بستری قبلی نوزادان با فوت آنان وجود نداشت. نتیجه گیری: نمره‌ی ابزارSNAP-II بیش از 40 و میانگین وزن بدو تولد بیشترین ارزش تشخیصی در پیش بینی میزان مرگ نوزادان را دارد. نمره‌ی آپگار دقیقه اول و پنجم و سن داخل رحمی نیز از عوامل مفید دیگری برای تعیین احتمال مرگ در نوزادان می‌باشند.


دکتر هما بابایی، دکتر سجاد جلیلیان، دکتر منصور رضایی،
دوره 21، شماره 89 - ( 6-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: عدم تحمل شیر به علت دیس‌موتیلیتی دستگاه گوارش یک مشکل شایع در نوزادان نارس می‌باشد. اریترومایسین اثرات پروکینیتیک بر روی حرکت معده و روده دارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر اریترومایسین خوراکی بر روی میزان تحمل شیر در نوزادان نارس بود. روش بررسی: این کارآزمایی بالینی بر روی70 نوزاد نارس، با سن حاملگی بین 28 تا 34 هفته، که در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه بستری بودند، انجام گرفت. 35 نوزاد در گروه کنترل تنها شیر مادر دریافت ‌کردند و 35 نوزاد درگروه درمان علاوه بر شیر مادر، اریترومایسین خوراکی 5/2 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن هر 6 ساعت به مدت 10 روز دریافت نمودند. زمان رسیدن به تغذیه‌ی کامل خوراکی، مدت زمان بستری در بیمارستان، دفعات استفراغ روزانه و حجم باقیمانده لاواژ معده در دو گروه با استفاده از آزمون‌های tو مجذور کای مقایسه شدند. یافته‌ها: تفاوت معناداری بین دو گروه ازنظر توزیع جنسی، وزن تولد، سن حاملگی و سن شروع تغذیه وجود نداشت. همچنین زمان رسیدن به تغذیه‌ی کامل خوراکی نیزدر دو گروه اختلاف چشم‌گیری نداشت (058/0P=). دفعات حجم باقیمانده‌ی معده در گروه کنترل به‌طور چشم‌گیری بیشتر از گروه درمان بود (92/2±11/5 در مقابل 88/1±23/2) (003/0P=). هیچ یک از نوزادان در دو گروه دچار انتروکولیت نکروزان، آریتمی قلبی و استنوز هیپرتروفیک پیلور نشدند. نتیجه‌گیری: استفاده پروفیلاکتیک از اریترومایسین خوراکی با دز پیشنهادی در نوزادان نارس با سن حاملگی کمتر از 34 هفته باعث کاهش رزیدی و معده می‌شود؛ اما زمان رسیدن به تغذیه‌ی کامل خوراکی را کاهش نمی‌دهد.


دکتر سید باقر علیپور، رویا فتاحی، دکتر رمضان خان بابایی، دکتر روح‌اله عبدالله پور،
دوره 24، شماره 102 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: نانوذرات اکسید منیزیم به طور گسترده در زمینه‌های زیادی از جمله جذب، کاتالیز، الکترونیک، سرامیک و ضد باکتری مورد استفاده قرار می‌گیرند. هدف از این مطالعه بررسی اثر نانوذره اکسید منیزیم بر تغییرات هیستوپاتولوژی و بیومارکرهای آسیب به کبد آمینوترانسفراز و آلکالن فسفاتاز (ALT,AST,ALP) در موش باردار نژاد NMRI می‌باشد.

روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی، 35 سر موش ماده نژاد NMRI به‌طور تصادفی به یک گروه کنترل و چهار گروه تیمار تقسیم شدند
(7
n=). به موش‌های گروه‌های تیمار، نانو ذره اکسید منیزیم با غلظت‌های 50، 100، 150 و 200 میلی‌گرم بر کیلوگرم به‌صورت داخل صفاقی تزریق شد. پس از خونگیری از گوشه‌ی داخلی چشم و جدا کردن سرم، فعالیت آنزیم‌های کبد آنالیز شد. سپس، همه‌ی موش‌ها به وسیله‌ی جابجایی مهره گردن کشته شدند و نمونه‌های بافتی برای ارزیابی هیستولوژی با هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی شدند. آنالیز آماری با استفاده از SAS انجام گردید.

یافته‌ها: غلظت‌های مختلف نانو ذرات اکسید منیزیم اثر معنی‌داری بر وزن کبد و وزن بدن نداشت. فعالیت آنزیم‌های سرم مرتبط با کبد در تمام غلظت‌های نانوذره اکسید منیزیم در سطح کمتراز پنج صدم نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری یافت (05/0 P<). در مطالعه‌ی هیستوپاتولوژی، تجمع و تقسیم سلولی در اطراف مجاری سینوسی، تخریب سلول‌های کبدی، ارتشاح سلول‌های التهابی و دژنرسانس در اطراف ورید مرکزی مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: پارامترهای بیوشیمیایی و یافته‌های هیستوپاتولوژی کبد نشان داد که قرار گرفتن در معرض نانوذره اکسید منیزیم می‌تواند درجات مختلفی از آسیب کبدی در مسیر وابسته به دوز القا کند.


نسرین عمو علی، دکتر فرهاد دریانوش، دکتر محمدعلی بابایی بیگی، دکتر مهدی محمدی،
دوره 24، شماره 106 - ( 5-1395 )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: نشانگرهای زیستی مختلفی در بروز هیپرتروفی پاتولوژیک بطن چپ مشاهده می‌شود که از جمله می‌توان به کاردیوتروپین-1 اشاره کرد. هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی تاثیر 12 هفته فعالیت هوازی بر سطوح سرمی کاردیوتروپین-1، هیپرتروفی بطن چپ و فشارخون زنان سالمند مبتلا به فشار خون بالا بود.

روش بررسی: در این مطالعه 40 زن سالمند با دامنه‌ی سنی 50 تا 70 سال انتخاب و بر اساس درصد چربی و شاخص توده‌ی بدنی به دو گروه
20 نفره (کنترل و آزمایش) تقسیم شدند. برنامه‌ی تمرینی شامل تمرینات هوازی از نوع فزاینده بود که سه جلسه در هفته و به مدت 12 هفته اجرا گردید. قبل از شروع تمرینات و 24 ساعت پس از انجام آخرین جلسه، ترکیبات بدن، نمونه‌های خونی و اکوکاردیوگرافی قلب گرفته شد. ارزیابی یافته‌ها با استفاده از آزمون
t وابسته و t مستقل در سطح معنی‌داری 05/0 P≤انجام شد.

یافته‌ها: طبق نتایج به دست آمده مشخص گردید تفاوت معناداری در میزان ضخامت دیواره‌ی بطن چپ (0001/0P=) و فشار خون سیستولیک (03/0P=) وجود دارد اما تفاوت معناداری در سطوح کاردیوتروپین-1 (54/0P=) و فشارخون دیاستولیک مشاهده نشد (14/0P=).

نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد فعالیت ورزشی هوازی با تاثیر مثبت بر عملکرد قلب می‌تواند به‌طور بالقوه‌ای اختلال عملکرد دیاستولیک که با هیپرتروفی بطن چپ همراه است را معکوس کند. همچنین نشان داده شد پاسخ و ترشح کاردیوتروپین-1، به‌شدت و مدت فعالیت ورزشی بستگی دارد.


دکتر مریم بابایی، دکتر افشار رمضانپور،
دوره 26، شماره 114 - ( 1-1397 )
چکیده

سندرم پاپیلون- لفور (PLS) یک اختلال آتوزومال مغلوب بسیار نادر است. این بیماری با تخریب شدید پریودنشیوم و ضایعات پوستی هایپرکراتوتیک روی کف دست، پا، زانو وآرنج و در برخی موارد با کلسیفیکاسیون dura مشخص می شود. این تغییرات معمولا با هم در سن بین 2 تا 4 سالگی ظاهر می‌شود. تغییرات شدید پریودنتال منجر به از دست رفتن زودهنگام دندان‌های شیری و دائمی می‌شود. یک کودک 4 ساله، با شکایت درد و لقی دندان‌ها و مشکل در جویدن به مطب خصوصی ارجاع داده شده بود. لقی شدید دندان‌های مولر وجود داشت. پلاک‌های کراتوتیک اریتماتوز در کف دست وپا دیده می‌شد. براساس یافته‌های کلینیکی، رادیوگرافی و پاتولوژیک این بیماری به‌عنوان پاپیلون لفور سندرم برای اولین بار در زنجان تشخیص داده شد بیمار درمان‌های پریودنتال و درماتولوژی لازم را دریافت نمود.
پاپیلون لفور سندرم کیفیت زندگی فرد را در سنین خیلی پایین تحت تاثیر قرار می‌دهد. از آنجایی که درگیری پریودنتال و پوستی از مشخصه اصلی این بیماری است، هر دو گروه درمانی (درماتولوژیست و پریودنتیست) باید آگاهی خوبی از تشخیص و درمان به موقع آن داشته باشند. تشخیص اولیه PLS پروگنوز و کیفیت زندگی فرد را بهبود می‌بخشد.
واژگان کلیدی: پاپیلون لفور سندرم، کراتودرم کف دست و پا، پریودنتیت
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | J Adv Med Biomed Res

Designed & Developed by : Yektaweb