جستجو در مقالات منتشر شده


44 نتیجه برای جعفری

ایرج جعفری انارکولی ،
دوره 6، شماره 22 - ( 1-1377 )
چکیده


دكتر علیرضا کمالی ، دكتر فاطمه جعفری ،
دوره 8، شماره 33 - ( 10-1379 )
چکیده


د کتر محمد جواد احسانی اردکانی، د کتر علی جعفری مهر، د کتر مهدی هدایتی، د کتر محمد رضا زالی،
دوره 10، شماره 41 - ( 10-1381 )
چکیده

خلاصه سابقه هدف: هپاتیت A یک بیماری ویروسی است که اغلب از راه دستگاه گوارش انتقال می یابد. این بیماری شیوع نسبتاً بالایی در کشورهای در حال توسعه دارد، به طوری که بیشتر افراد در سنین کودکی به آن مبتلا می‌شوند. از آنجا که مطالعات اپیدمیولوژیک در این زمینه در کشور ما ناچیز است، این مطالعه برای بررسی فراوانی هپاتیت A در کودکان مراجعه‌کننده به بیمارستان های شهر تهران در سال 1381 انجام شد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی 1018 کودک 6 ماه تا 15 سال مراجعه کننده به چهار بیمارستان اصلی کودکان شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. این افراد به سه گروه تقسیم شدند : گروه اول (6 ماه تا 9/4 سال؛ تعداد : 469 نفر)، گروه دوم ( 5تا9/9 سال، تعداد : 290 نفر) و گروه سوم (10 تا15 سال، تعداد : 259 نفر). سرم این افراد برای بررسی وجود ایمونوگلولین G بر ضد هپاتیت A به وسیله روش الایزا بررسی شد. آنالیز آماری نتایج حاصل از این مطالعه به کمک آزمون کای دو انجام شد. یافته ها: فراوانی کلـی هپاتیت A در جمـعیت مطالـعه شـده 3/22درصد ( در جامعه 9/24- 7/19درصد با حدود اطمینان 95 درصد) بود. شیوع در گروه اول 1/21 درصد، در گروه دوم 21 درصد و در گروه سوم 9/25 درصد بود. تفاوت معــنی داری در فراوانی وجود IgG بر ضـــد هـــپاتیت A در گــروه های سنــی مختلف و نیز بین پسران و دختران مشاهده نشد. نتیجه گیری و توصیه ها: یافته های فوق حکایت از تغییر اپیدمیولوژی هپاتیت A در جمعیت مطالعه شده دارد. با توجه به احتمال همه گیری ناگهانی در مناطق با آلودگی متوسط تا پایین به علت مجاورت با مناطق با آلودگی زیاد‌، تغییر در راهکارهای پیشگیری و درمان هپاتیت A و ایمن سازی علیه آن الزامی به نظر می رسد. واژگان کلیدی: هپاتیت A، اپیدمیولوژی، بررسی سرولوژیک


ماهرخ دولیتان ، حاجیه جعفری ، مهندس ناصر ولایی، د كتر مریم افراخته، د كتر فروغ اعظم طالبان ، د كتر لطیف گچکار،
دوره 12، شماره 47 - ( تير 1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: با توجه به اهمیت و شیوع دیسمنوره در بین زنان و دختران سنین باروری و وجود گزارشاتی مبنی بر تاثیر روغن ماهی بر دیسمنوره، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر روغن‌ ماهی در درمان دیسمنوره‌ی اولیه دانشجویان شهر تهران در سال 1382 انجام گرفت. مواد و روش‌ها: این کارآزمایی بالینی، بر روی 80 دختر دانشجوی مجرد و مبتلا به دیسمنوره‌ی اولیه که شرایط لازم جهت ورود به مطالعه را داشتند انجام گرفت. ابتدا در طی یک سیکل قاعدگی پرسش نامه‌ای توسط نمونه‌های پژوهش در مورد مشخصات دموگرافیک، ورزش، عوامل استرس زا، استفاده از مسکن و شدت درد در اولین سیکل قاعدگی (با استفاده از نمودار سنجش درد) تکمیل شد. سپس افرادی که درد خفیف داشتند (درجه‌ی 0 تا 3 خط کش درد) از مطالعه حذف و بقیه در دو گروه متوسط (درجه‌ی 4 تا 7) و شدید (درجه‌ی 8 تا 10) بلوک بندی شدند. به تمام نمونه‌ها کپسول‌های 1 گرمی روغن ماهی به مقدار 2 گرم روزانه در دو دوز منقسم صبح و شب از روز 15 سیکل قاعدگی به مدت 45 روز متوالی تجویز شد. میزان مصرف مسکن و شدت درد در دو سیکل حین مصرف روغن ماهی و دو سیکل بعد از مصرف روغن ماهی به روش قبل توسط دانشجویان ثبت شد و تغییر وضعیت دیسمنوره‌ی متوسط و شدید با آزمون مک نمار و آزمون علامت مورد قضاوت آماری قرار گرفت. یافته‌ها: میانگین سنی افراد 52/2±1/22 سال بود. عوامل مؤثر بر شدت دیسمنوره‌ی قبل و پس از درمان اختلاف معنی داری نداشتند. فراوانی دیسمنوره‌ی شدید از 50 درصد قبل از درمان به 25/21 درصد (0001/0 P=) بعد از درمان کاهش پیدا کرد. مصرف مسکن نیز بعد از درمان کاهش یافت. در ضمن عوارض جانبی جدی نیز با مصرف روغن ماهی مشاهده نگردید. دیسمنوره‌ی شدید از 50 درصد در مرحله‌ی اول به 2/21 درصد بعد از درمان و پس از دو ماه پی‌گیری به 8/16 درصد کاهش یافت (0001/0 P=). نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: مصرف کپسول روغن ماهی با دوز دو گرم در روز به مدت 45 روز، سبب کاهش دیسمنوره‌ی اولیه می‌گردد. بررسی تاثیر بلند مدت رژیم دارویی به مدت 6 ماه توصیه می‌گردد.
نسرین جعفری ورجوشانی ، دكتر منیره انوشه، دكتر فضل ا... احمدی ، معصومه نمدیان ،
دوره 12، شماره 47 - ( تير 1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: پرفشاری خون خطری جدی برای سلامت جامعه و از علل مهم ناتوانی ومرگ ومیر است. با توجه به اهمیت به کار‌گیری روش‌های غیر دارویی مؤثر برای پیشگیری و کنترل این بیماری، این مطالعه با هدف تعیین تاثیر برنامه‌ی مشاوره با خانواده بر میزان فشار خون زنان مبتلا به این بیماری در روستای نیماور زنجان در سال 1383 انجام گرفت. مواد و روش‌ها: این مطالعه‌ با طراحی کارآزمایی بالینی، انجام شد. فشار خون کلیه‌ی زنان متاهل روستا بر اساس معیار لیگ بین المللی فشار خون اندازه‌گیری شد و زنانی که فشار خون آنان در سه بار کنترل بالاتر یا مساوی 140 بر روی 90 میلی‌لیتر جیوه بود وارد پژوهش شدند. جهت تایید روایی پرسش‌نامه از روش اعتبارمحتوی و برای تایید پایایی آن از آزمون مجدد استفاده شد. سپس به مدت یک ماه برای خانواده‌ی زنان مبتلا برنامه‌ی مشاوره (برای هر خانواده تقریبا 10 جلسه بر حسب نیاز اجراء گردید) و به طور هفتگی فشار خون زنان مبتلا اندازه‌گیری شد. فشارخون نمونه‌ها یک ماه قبل، حین مشاوره و2 ماه بعد از آن بررسی و ثبت گردید. تفاوت میانگین فشارخون‌های قبل و پس از مشاوره با استفاده از آزمون‌های آنالیز واریانس و تی زوج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: تحقیق روی 41 نفر انجام گرفت. میانگین فشارخون سیستولی مدد جویان از 2/18 ± 3/166 میلی‌متر جیوه قبل از مشاوره، به 9/12±2/141 میلی متر جیوه در ماه سوم پس از مشاوره کاهش یافته است (0001/0 P=). هم‌چنین میانگین فشارخون دیاستولی از 49/7 ±9/102 میلی متر جیوه قبل ازمشاوره به 90 میلی متر جیوه در ماه سوم پس از مشاوره کاهش یافت (0001/0P=). بین میانگین فشار خون سیستولی و دیاستولی هر یک از ماه‌های اول، دوم و سوم پس از مشاوره با قبل از مشاوره اختلاف معنی‌داری وجود داشت (0001/0 P=). نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: مشاوره باخانواده روش موثری در کنترل فشار خون می‌باشد، از این رو با توجه به جامعه‌ی پژوهش (روستایی)، حجم نمونه و اثر بخشی این روش، انجام مطالعات گسترده‌تر در جوامع شهری، توصیه‌می‌گردد.
دکتر محمدرضا جعفری، دکتر هادی رنجدوست، دکتر محمد باقر آیت اللهی،
دوره 14، شماره 54 - ( فروردين 1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: تعدادی از داروها در بازار ایران موجود می‌باشند که جزء فهرست دارویی رسمی ایران نیستند ولی به علل مختلفی توسط پزشکان تجویز می‌شوند, با توجه به غیر مجاز بودن فروش این داروها در داروخانه, داروهای مذکور با قیمت‌ها و در مکان‌های متفاوت به فروش می‌رسند و بدیهی است که ضمانتی از نظر تقلبی نبودن یا تاریخ مصرف چنین داروهایی وجود ندارد. از این رو مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین فراوانی داروهای غیر رسمی که به طور شایع‌تری توسط پزشکان تجویز می‌شوند, در نیمه‌ی دوم سال 1384 در استان زنجان انجام شد. روش بررسی: این مطالعه‌ی توصیفی در 26 داروخانه‌ی منتخب استان زنجان که به روش نمونه‌گیری آسان انتخاب شده بودند انجام شد. ابزار جمع آوری داده‌ها, فرم اطلاعاتی بود که توسط داروخانه‌ها تکمیل گردید و روند جمع‌آوری اطلاعات هر دو هفته پی‌گیری شد. داده‌ها جمع‌آوری, طبقه بندی و با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: در مجموع 1894 مورد دارو در داروخانه‌ها ثبت شده بود. از این تعداد، داروی ففول با 643 مورد (94/33 درصد) بیشترین فراوانی را داشت و داروهای بعدی به ترتیب شامل استئوکیر با 170 مورد (97/8 درصد)، کترل با 141 مورد (44/7 درصد)، ترکیبات گلوکزامین/کندروایتین/ ام اس ام با 132 مورد (97/6 درصد) و داروی ترس اوریکس با 112 مورد (91/5 درصد) بودند که در رده‌های دوم تا پنجم قرار داشتند. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج تحقیق داروهای خارج از فهرست رسمی ثبت شده، در 3 گروه قرار داشتند. گروه اول داروهای دارای مشابه داخلی بودند که تاکنون برتری آن‌ها نسبت به داروهای داخلی اثبات نشده است (مانند ففول، استئوکیر). گروه دوم داروهایی بودند که برتری آن‌ها نسبت به داروهای داخلی بارز بوده و یا فاقد مشابه داخلی بودند (مانند گلوکز امین / کندروایتین) و گروه آخر داروهایی که برتری خاصی نسبت به داروهای داخلی نداشتند (مانند قطره میم و کیدیکیر). از این رو پیشنهاد می‌شود که تاثیر بالینی نمونه‌های خارجی با داخلی به طور دقیق مقایسه و در صورت مناسب بودن نتایج، به فهرست داروهای رسمی ایران اضافه گردند.


دکتر محمدرضا جعفری، پوریا تبریزیان، فاطمه فکرمندی، سمانه عنصری،
دوره 14، شماره 56 - ( مهر 1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: تحقیقات بسیاری در زمینه‌ی اثرات ضد‌درد حاصل از تجویز خوراکی یا تزریقی انواع روغن‌ها انجام شده است. یکی از این مطالعات نشان داده که تجویز خوراکی روغن سویا بر درد ناشی از سرطان استخوان اثر مفیدی داشته است. با توجه به گزارشات پیشین درمورد تأثیر بی‌دردی روغن سویا در تجویز محیطی و از آن‌جایی که در تحقیقات مختلف این روغن به عنوان حلال‌ و یا در تهیه‌ی امولسیون برای مطالعه‌ی اثر ضددرد داروهای نامحلول در آب مورد استفاده قرار می‌گیرد، اثر ضددرد روغن سویا در تزریق درون بطن مغزی موش سوری مورد بررسی قرار گرفت . روش بررسی: برای انجام این تحقیق از موش‌های سوری نر استفاده شده ‌است. ابتدا موش‌ها استریوتاکس شده و یک کانال از جنس فولاد ضدزنگ در بطن راست مغزی حیوان قرار داده شد. پس از گذشت یک هفته از انجام جراحی بعد از تزریق سرم فیزیولوژی یا روغن سویا آزمایش درد با روش فرمالین در موش‌ها انجام گرفت و اثر ضددرد روغن سویا ارزیابی گردید. یافته‌ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهند که تزریق روغن سویای خالص دارای اثر بی‌دردی است، اما در غلظت10 درصد فاقد اثر ضددرد می‌باشد. نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه با نتایج مطالعات دیگر در رابطه با تأثیر ضددرد تجویز محیطی روغن سویا، همسو می‌باشد. بنابراین پیشنهاد می‌گردد برای تهیه‌ی امولسیون داروهای نامحلول در آب با روغن سویا و انجام مطالعات از حداقل غلظت این روغن استفاده شود.


دکتر محمد رضا جعفری، سمیه گل محمدی، فرشته غیاثوند،
دوره 14، شماره 57 - ( دى 1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: کانابینوییدها اثر بی‌دردی وابسته به دوز درحیوانات و انسان دارند که این اثر از طریق گیرنده‌های کانابینوییدی (CB1 ،CB2 ) انجام می‌گیرد. بعضی مطالعات نشان داده‌اند که گیرنده‌های CB2 درسیستم عصبی‌مرکزی (CNS ) وجود ندارند ولی برخی محققین به حضور تعداد کم (اما با اهمیت) از این نوع گیرنده در سیستم اعصاب مرکزی اعتقاد دارند. تا به امروز مطالعه‌ای در مورد تزریق مرکزی یک آگونیست گیرنده‌ی CB2 و بررسی تأثیر بی‌دردی آن انجام نشده است. در مطالعه‌ی حاضر اثر بی‌دردی تزریق مرکزی و محیطی JWH133 به عنوان یک آگونیست گیرنده‌ی CB2 مورد بررسی قرار گرفته است. روش ‌بررسی: در این تحقیق از موش‌های سوری نر استفاده شده است. جهت بررسی اثر مرکزی دارو، ابتدا موش‌ها استریوتاکس شده و یک کانول از جنس فولاد ضدزنگ در بطن چپ مغزی حیوان قرار داده شد. پس از یک هفته، JWH133به طور مستقیم داخل بطن مغز تزریق گردید. برای بررسی اثر محیطی، داروی JWH133 به صورت صفاقی تزریق گردید. ارزیابی درد با استفاده از روش فرمالین در موش‌ها انجام شد. یافته‌ها: تزریق داخل مغزی داروی JWH133 فاقد اثر بی‌دردی بوده ولی تزریق داخل صفاقی این ماده اثر بی‌دردی نشان داده است. نتیجه‌گیری: با توجه به بی‌اثر بودن تزریق مرکزی آگونیست گیرنده‌ی CB2‌‌ ، شاید بتوان پیش‌بینی کرد که در مغز موش، گیرنده‌ی CB2 مؤثر بر بی‌دردی وجود نداشته باشد.


دکتر محمد برزگر، دکتر محمد رضا رشیدی، دکتر امیر حسین جعفری روحی، دکتر ابوالقاسم جویبان، دکتر فرناز جباری بر، دکتر آرمن ملکیان،
دوره 15، شماره 58 - ( بهار 1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: به‌ علت تغییرات زیاد کینتیک داروهای ضدتشنج در کودکان، قضاوت در مورد کارآیی فنوباربیتال و فنی‌توئین وریدی در درمان صرع پایدار مقاوم، نیازمند تعیین سطح خونی داروهای مزبور می‌باشد. علت انجام این مطالعه، تعیین و مقایسه‌ی سطوح سرمی فنوباربیتال و فنی‌توئین به‌ عنوان دو داروی مهم و شایع به‌ کار رفته در خط اول درمان کودکان مبتلا به صرع پایدار و صرع پایدار مقاوم می‌باشد. روش بررسی: سطح سرمی فنی‌توئین و فنوباربیتال در 20 کودک (1 ماهه تا 12 ساله) مبتلا به صرع پایدار مقاوم (کاندید برای دریافت میدازولام) با 20 کودک مبتلا به صرع پایدار مراجعه‌کننده به بخش اورژانس بیمارستان کودکان دانشکده‌ی پزشکی تبریز که از نظر سن، جنس، اتیولوژی، شکل تشنج و مصرف داروهای تشنجی قبلی با یکدیگر جور شده بودند، مقایسه گردید. یافته‌ها: در بیماران مبتلا به صرع پایدار و صرع پایدار مقاوم میانگین سطح سرمی فنوباربیتال به ترتیب 7/12 ± 03/28 و 78/20 ± 22/37 میکروگرم به ازای هر میلی‌لیتر و سطح سرمی فنی‌توئین به ترتیب 80/16 ± 38/30 و 81/14 ± 42/31 میکروگرم به ازای هر میلی‌لیتر اندازه‌گیری شد. اختلاف معنی‌داری بین میانگین سطح سرمی فنوباربیتال (1/0 P=) و فنی‌توئین (8/0 P=) در دو گروه فوق وجود نداشت. ارتباط معنی‌داری بین سطح خونی فنوباربیتال با افزایش سن در گروه صرع پایدار (1/0 P=) و گروه صرع پایدار مقاوم (8/0 P=) مشاهده نگردید. برخلاف آن افزایش سطح خونی فنی‌توئین با افزایش سن در گروه صرع پایدار (004/0 P=) و گروه صرع پایدار مقاوم (01/0 P=) همراه بود. سطح خونی داروها در هر دو گروه در محدوده‌ی درمانی بود. نتیجه‌گیری: تغییرات بالای فارماکوکینتیک داروهای ضد‌تشنج در کودکان تفاوتی در سطح خونی داروهای فنی‌توئین و فنوباربیتال وریدی در دو گروه صرع پایدار و صرع پایدار مقاوم ایجاد نمی‌کند و مقاوم شدن صرع پایدار شاید به‌ ‌دلیل ماهیت بیماری یا سایر علل ناشناخته است که جهت شناخت آن‌ها مطالعات دیگری پیشنهاد می‌شود.


دکتر سیمین آتش خویی، دکتر مهین جعفری جاوید،
دوره 15، شماره 59 - ( تابستان 1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ترامادول داروی ضد‌درد با اثر آگونیستی مخدری و مهار برداشت مونوآمین است که ممکن است به عنوان ضددرد در حول و حوش عمل و کمک به بی‌دردی بعد از عمل استفاده شود. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثر تجویز قبل از عمل (بی‌دردی از قبل داده شده) ترامادول در مقایسه با دارونما در شدت درد، مصرف ضددرد و اثرات جانبی بعد از عمل می‌باشد. روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، دوسوکور و دارونما-کنترل، 70 بیمار نازا با کلاس I یا II درجه‌بندی انجمن متخصصین بیهوشی آمریکا جهت لاپاراسکوپی تشخیصی زنان انتخاب شدند. یک ساعت قبل از عمل به 35 بیمار 50 میلی‌گرم ترامادول داخل عضلانی تزریق شد و 35 بیمار دیگر نرمال‌سالین دریافت کردند. یافته‌ها: بیمارانی که ترامادول قبل از عمل گرفتند، نمره‌ی درد پایین‌تر در 6 ساعت اول پس از عمل داشتند (به ترتیب 94/0± 31/1 در مقابل 55/0± 93/2، 0001/0 p< ). ده (57/28 درصد) بیمار گروه ترامادول و 33 (28/94 درصد) بیمار گروه دارونما درد بعد از عمل داشتند (0001/0 p< ). میانگین مصرف ترامادول بعد از عمل به طور معنی‌دار در گروه مورد (92/25 ± 46/9 میلی‌گرم) کم‌تر از گروه دارونما (96/37 ± 95/45 میلی‌گرم) بود (0001/0p< ). سطح آرام‌بخشی بعد از عمل در 15 (71/0 p=) و 30 (88/0=p ) دقیقه بعد از عمل در دو گروه بیماران تفاوت معنی‌دار نداشت. فراوانی تهوع بعد از عمل در بیماران گروه مورد (71/5 درصد) به طور معنی‌دار کم‌تر از گروه دارونما (71/25 درصد) بود (04/0 p=). نتیجه‌گیری: تجویز یک دوز 50 میلی‌گرم ترامادول عضلانی یک ساعت قبل از عمل، بی‌دردی از قبل داده شده‌ی مؤثری در بیماران تحت لاپاراسکوپی تشخیصی زنان بدون اثر در سطح آرام‌بخشی بیماران فراهم می‌آورد. واژ‌گان‌کلید‌ی: ترامادول، بی‌دردی از قبل داده شده، درد پس از عمل، عوارض جانبی


ایرج جعفری انارکولی، دکتر علیرضا محمودیان، دکتر حسن حقیر، دکتر مختار جعفر پور،
دوره 15، شماره 59 - ( تابستان 1386 )
چکیده

چکیده عصب سیاتیک بزرگ‌ترین شاخه‌ی‌ شبکه‌ی ساکرال و قطورترین عصب بدن (به عرض 2سانتی‌متر) است که به وسیله‌ی شاخه‌های قدامی L4 - S3 تشکیل و از طریق سوراخ سیاتیک بزرگ و از زیر عضله‌ی‌ پیریفورمیس از لگن خارج شده، وارد ناحیه‌ی گلوتئال می‌گردد. سپس از فاصله‌ی بین تروکانتر بزرگ و برجستگی ایسکیال عبور کرده، وارد خلف ران می‌شود که معمولا در زاویه‌ی فوقانی حفره‌ی رکبی با تقسیم به دو شاخه‌‌ی انتهایی به نام عصب‌های تی‌بیال و پرونئال مشترک پایان می‌یابد. اگرچه تقسیم عصب سیاتیک به دو شاخه‌‌ی اصلی انتهایی در لگن شایع است ولی وقوع هم‌زمان واریاسیون‌هایی نظیر تقسیم عصب سیاتیک به دو شاخه‌‌ی انتهایی در حفره‌ی لگنی، وجود عضله‌‌ی پیریفورمیس با دو بخش فوقانی و تحتانی کاملا مجزا، تقسیم عصب گلوتئال تحتانی به دو دسته‌‌‌ی الیاف فوقانی و تحتانی، عبور شاخه‌‌ی پرونئال مشترک به همراه الیاف فوقانی عصب گلوتئال تحتانی از بین دو قسمت عضله‌‌ی پیریفورمیس و عبور شاخه‌‌ی تی‌بیال به همراه الیاف تحتانی عصب مذکور از زیر بخش تحتانی عضله‌‌‌ در ناحیه‌ی گلوتئال یک طرف پدیده‌ای نادر و بسیار مهم است که می‌تواند از نظر گیرافتادن این عناصر در بین دو بخش عضله‌‌‌ و ایجاد سندرم پیریفورمیس و همین‌طور به لحاظ مجاورت نزدیک‌تر با محل تزریقات عضلانی ناحیه‌ی گلوتئال دارای اهمیت فوق‌العاده باشد. این واریاسیون نادر برای متخصصین علوم پزشکی به‌ خصوص جراحان و متخصصین علوم تشریح بسیار ارزشمند است و آگاهی از وجود چنین واریاسیونی می‌تواند از عوارض جانبی در حین عمل جراحی بکاهد.


ایرج جعفری انارکولی، دکتر مجتبی سنکیان، شهریار احمدپور، دکتر حسین حقیر، دکتر شکوفه بنکداران، دکتر عیدالرضا وارسته،
دوره 15، شماره 60 - ( پاييز 1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: دیابت قندی یک اختلال مزمن متابولیک همراه با افزایش قند خون می‌باشد که به طور نامطلوبی هر دو سیستم عصبی مرکزی و محیطی را درگیر می‌کند. از آن‌جا که ژن‌های خانواده‌ی Bcl-2 نقش مهمی در تنظیم آپوپتوز دارند، هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی اثرات انسولین و اسیداسکوربیک بر بیان ژن‌های خانواده‌ی Bcl-2 نظیر Bax (القا‌کننده‌ی آپوپتوز)، Bcl-2 و Bcl-xL (مهارکننده‌ی آپوپتوز) در هیپوکامپ موش‌های‌‌ صحرایی‌های دیابتی شده توسط استرپتوزوسین می‌باشد. روش‌بررسی: پنج گروه شش‌تایی از موش‌های صحرایی‌ نژاد ویستار شامل گروه کنترل (C) و چهار گروه دیابتی (D، I، AA و I+AA) در این مطالعه استفاده شد. دیابت به‌ وسیله‌ی تزریق استرپتوزوسین (60 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم، داخل‌صفاقی) القا شد. شش هفته پس از القای دیابت، گروه I تحت‌تیمار با انسولین (4 تا 6 واحد به ازای هر کیلو‌گرم در روز، داخل‌صفاقی)، گروه AA تحت‌تیمار با اسید‌اسکوربیک (200 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم در روز، زیر‌جلدی) و گروه I+AA تحت‌تیمار با انسولین به ‌اضافه‌ی اسیداسکوربیک قرار گرفتند. گروه D (دیابتی کنترل) نرمال‌سالین دریافت‌ کردند. بعد از دو هفته تیمار، میزان بیان ژن‌های B‏cl-2 ، Bcl-xL و Bax در سطح mRNA و پروتئین به شکل نیمه‌کمی بررسی شد. یافته‌ها: موش‌های ‌صحرایی گروه دیابتی (D ) افزایش میزان Bax و کاهش میزان Bcl-2 و Bcl-xL را هم در سطح mRNA و هم در سطح پروتئین نشان دادند و هم‌چنین در این گروه نسبت Bax/Bcl-2 و Bax/Bcl-xL نیز در مقایسه با گروه Cبیشتر بود (به ترتیب 01/0P< و 001/0P< ). تیمار با انسولین و اسید‌اسکوربیک به تنهایی و به‌ صورت ترکیبی در سطح mRNA و پروتئین میزان Bcl-2 و Bcl-xL را افزایش و میزان Bax را کاهش داد. علاوه بر این، نسبت Bcl-2/Bax و Bcl-xL/Bax نیز در این گروه‌ها در مقایسه با گروه دیابتی (D) بیشتر بود (برای گروه‌های I و I+AA ، 001/0P< و برای گروه AA ، به ترتیب 05/0P< برای Bcl-2و 01/0P< برای Bcl-xL). نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان می‌دهد استفاده از انسولین و اسید‌اسکوربیک به تنهایی و به‌ صورت ترکیبی احتمالا می‌توانند از طریق افزایش میزان بیان ژن‌های Bcl-2 و Bcl-xL و کاهش میزان بیان ژن Bax، آپوپتوز را در هیپوکامپ موش‌‌های صحرایی دیابتی مهار کنند. مهار آپوپتوز احتمالا می‌تواند نقص در یادگیری و حافظه‌ی ناشی از تخریب هیپوکامپ را در دیابت کاهش دهد.


زهرا عبدی، دکتر سید همایون صدرایی، غلامرضا کاکا، دکتر مهوش جعفری، دکتر مهدی صابری، دکتر محمد حسن حسینی اکبری، دکتر حسین دشت نورد، علی پندوه،
دوره 16، شماره 65 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سولفور- موستارد عامل شیمیایی تاول‌زا می‌باشد که به عنوان یک تهدید نظامی به ‌شمار می‌رود. استنشاق گاز موستارد باعث التهاب و آسیب راه‌های هوایی و برونشیول‌ها می‌شود. ماست‌سل‌ها در واکنش‌های دفاعی نظیر مواجهه با ترکیبات شیمیایی مانند سولفور- موستارد، افزایش می‌یابد. اثر حفاظتی هگزامتیلن‌تتراآمین در محیط کشت بر سلول‌های ریه‌ی انسان در برابر سولفور- موستارد گزارش شده است. همچنین اثرات مثبت هگزامتیلن‌تترآمین در محیط in vivo در برابر عامل شیمیایی فسژن مؤثر نشان داده شده است. هدف از این مطالعه بررسی میزان تأثیر هگزامتیلن تترآمین بر تعداد ماست‌سل‌های موجود در پرده‌ی جنب موش‌های صحرایی نر آلوده به سولفور- موستارد می‌باشد. روش بررسی: در این تحقیق از تعداد 27 موش صحرایی نر بالغ از نژاد آلبینو- ویستار به وزن 20±200 گرم استفاده شد. موش‌ها به صورت تصادفی به 5 گروه شامل گروه نرمال‌سالین، گروه فقط هگزامتیلن‌تتراآمین (فقط دارو)، گروه فقط سولفور- موستارد، گروه دارو قبل از مواجهه با سولفور- موستارد و گروه دارو بعد از مواجهه با سولفور موستارد، تقسیم شدند. گروه‌ فقط سولفور موستارد، قبل و بعد از مواجهه محلول سولفور- موستارد را و گروه اول نرمال‌سالین را به صورت داخل‌تراشه‌ای دریافت نمودند. سه گروه فقط دارو، به مدت 14 روز دارو را قبل از مواجهه به صورت داخل‌صفاقی دریافت کردند. در پایان آزمایش‌ها تغییرات وزن بدن، میزان آسیب بافت ریوی و نیز تعداد ماست‌سل‌های موجود در لایه‌ی احشایی پرده‌ی جنب موش‌ها در گروه‌های مختلف مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج حاصل از شمارش ماست‌سل‌ها در گروه‌های مختلف افزایش معنی‌دار میانگین تعداد ماست‌سل‌ها در گروه فقط سولفور موستارد (HD) در مقایسه با گروه سالین و فقط دارو (HMT) را نشان داد. همچنین مقایسه‌ی میانگین تعداد ماست‌سل‌های گروه HD در مقایسه با گروه‌های قبل و بعد از مواجهه معنی‌دار و نشان‌دهنده‌ی کاهش میانگین تعداد ماست‌سل‌های گروه قبل و بعد از مواجهه نسبت به گروه HD بود. نتیجه‌گیری: هگزامتیلن تتراآمین دارای اثرات محافظتی و درمانی بر بافت ریه در برابر سولفور- موستارد می باشد. واژگان کلیدی: سولفور- موستارد، پرده‌ی جنب احشایی، ماست‌سل، هگزامتیلن‌تتراآمین، موش صحرایی نر


دکتر زهرا قهرمانی، دکتر سوده رضائی کلج، دکتر محمد رضا زرین دست، دکتر بیژن جهانگیری، دکتر محمد رضا جعفری،
دوره 17، شماره 67 - ( 6-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: JWH133 به عنوان آگونیست گیرنده‌ی کانابینوئیدی-2 شناخته شده است که واجد اثر ضد درد است. سلکوکسیب (یک مهار کننده‌ی اختصاصی آنزیم سیکلوکسیژناز 2) به عنوان یک داروی ضد ‌درد، کاربرد بالینی دارد و احتمالا در مسیر سیکلوکسیژناز به همراه اثر بی‌دردی کانابینوئیدها دخالت می‌نماید. هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی اثر سلکوکسیب با دوز معمول و ناچیز بر بی‌دردی حاصل از JWH133 بوده است. روش‌بررسی: در این مطالعه تداخل احتمالی تزریق دوز معمول (50 تا200 میلی‌گرم بر کیلوگرم) و بسیار ناچیز (25 و 50 نانو‌گرم بر کیلوگرم) سلکوکسیب برروی اثر بی‌دردی حاصل از تزریق داخل صفاقی JWH133 با استفاده از آزمون فرمالین در موش سوری بررسی شده است. یافته‌ها: JWH133 فقط در مرحله‌ی یک آزمون فرمالین، اثر بی‌دردی نشان داد. دوز معمول (50 تا 200 میلی‌گرم بر کیلوگرم) و دوز بسیار ناچیز سلکوکسیب (25 تا50 نانو‌گرم بر کیلوگرم) اثر بی‌دردی JWH133 را تقویت نمود. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که سلکوکسیب اثر بی‌دردی حاصل از JWH133 را تحت تاثیر قرار ‌داده است و در ضمن دوز معمول سلکوکسیب در تضاد با دوز بسیار ناچیز این دارو در آزمون فرمالین در موش سوری تاثیر گذار بوده ‌است.


المیرا دارابی، دکتر حسن اصیلیان، رضا غلام نیا، دکتر عباس رضایی، دکتر احمد جنیدی جعفری، دکتر علی خوانین،
دوره 17، شماره 68 - ( 7-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ترکیبات PCB از جمله آلاینده‌های خطرناک شغلی و محیطی هستند که چالش‌های شغلی و زیست محیطی عمده‌ای را ایجاد نموده‌اند. این ترکیبات بسته به راه ورود، سن، جنس، غلظت و سطح مواجهه سبب انواع مختلف اثرات بهداشتی می‌شوند. هدف از این مطالعه تجزیه‌ی روغن‌های آسکارل با استفاده از فرآیند فوتولیز به منظور کاهش مواجهه‌ی کارگران بود. روش بررسی: راکتور فوتوشیمیایی مبتنی بر فرآیند فوتولیز با روش UV/H2O2 با مشخصات بشر 500 میلی‌لیتری، لامپ کم فشار اشعه UV-C و طول موج 254 نانومتر محیا گردید. لامپ در داخل بشر به شکل غوطه‌ور قرار گرفت. pH نمونه‌ها و دما به‌طور مداوم مورد پایش قرار‌گرفت. آزمایش‌ها هر یک سه بار تکرار شد. روغن‌های آسکارل با استفاده از دستگاه GC/ECD مورد تجزیه قرار گرفت. یافته‌ها: میانگین حذف برای مجموع PCB ها برحسب شدت با یک، دو و سه لامپ به ترتیب 5/77، 9/82 و 2/85 درصد بود. میانگین حذف برحسب عدم استفاده و به‌کارگیری از H2O2 به میزان 10 و 20 درصد به ترتیب 5/74، 79و 5/94 درصد بود. میانگین حذف برحسب نسبت حلال مورد استفاده به روغن آسکارل به میزان 1به1، 2به1 و3به1 به ترتیب 55، 64 و84 درصد بود. نتیجه‌گیری: نتایج بررسی ما بر روی فوتولیز UV-C در حضور حلال و اکسیدکننده‌های قوی نظیر H2O2 روی ترکیبات PCB، منجر به تجزیه یا کاهش میزان PCB در روغن ترانسفورمر شد. به این ترتیب با استفاده از این روش میزان مواجهه شغلی و زیست محیطی با ترکیبات PCB را می‌توان کاهش داد.


فاطمه رضائیان، فرناز ضامن میلانی، سیده فائزه میر یوسفی عطا، دکتر عباسعلی جعفری، دکتر عبدالحسن کاظمی، دکتر جواد مهتدی‌نیا، دکتر رضا مهدوی، مرتضی واحد جباری، سید جمال قائم مقامی، دکتر علی رضا استاد رحیمی،
دوره 17، شماره 68 - ( 7-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: آلودگی گندم‌های نگهداری شده به کپک‌های مولد زرالنون بیانگر خطر سلامتی در مصرف کنندگان می‌باشد که توجه مسئولین سلامت مواد غذایی و قانون گذاران این حوزه را به خود جلب کرده است. زرالنون، مایکوتوکسینی استروژنیک و غیراستروئیدی است که در انسان و حیوانات اختلالاتی مانند بلوغ زودرس جنسی، بزرگی پستان، تغییر وزن غدد، عدم توازن هورمونی، سرطان پستان و سرویکس، نازایی، کاهش باروری و وزن نوزادان و سقط به وجود می‌آورد. انواع کپک فوزاریوم و به طور عمده فوزاریوم گرامیناروم و فوزاریوم کالموروم، مولد این سم می‌باشد. با توجه به اهمیت موضوع، آلودگی گندم‌های انبار شده به قارچ‌های مولد این مایکوتوکسین بررسی گردید. روش بررسی: 162 نمونه از گندم‌های انبار شده استان با ثبت اطلاعات مربوطه جمع‌آوری گردید. آلودگی نمونه‌ها با آزمایش مستقیم، کشت و اسلاید کالچر بررسی شد. یافته‌ها: از 162 نمونه‌ی گندم، دو نمونه استریل و شش نمونه آلودگی باکتریال داشتند. بیشترین آلودگی قارچی، مربوط به آلودگی نمونه‌ها با آسپرژیلوس نیجر (43 درصد) و سپس کپک‌های موکوراسه، پنیسیلیوم، انواع دیگر آسپرژیلوس‌ها، انواع کپک‌های شفاف و سیاه، انواع مخمرها و شبه مخمرها بود. با توجه به تاکید این پژوهش بر آلودگی گندم‌ها به زرالنون، آلودگی 55 نمونه (34 درصد) از مجموع 162 نمونه به کپک‌های مولدزرالنون یعنی فوزاریوم شناسایی شد. نتیجه‌گیری: با وجود مخاطرات ناشی از آلودگی غلات و به‌ویژه گندم به زرالنون، مطالعه‌ی جامعی در مورد آلودگی غلات به زرالنون در ایران صورت نگرفته است و با عنایت به نقش زرالنون در اختلالات ناباروری و سایر عوارض میکوتوکسیکوزیس، لزوم انجام مطالعات تکمیلی و اجرای روش‌های حذف و یا کاهش مایکوتوکسین‌ها در مواد غذایی پر مصرف مانند غلات در کشور ضرورت بیشتری می‌یابد.


صدیقه کمالی، الهام جعفری، دکتر سعیده مظلوم‌زاده،
دوره 17، شماره 69 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: کمردرد یکی از شایع ترین شکایات زنان باردار است که منجر به ناتوانی در انجام فعالیتهای روزمره، اشتغال و اختلال خواب در ایشان می‌شود. مطالعه‌ی حاضر به منظور تعیین تاثیر چرخش لگنی نشسته برناتوانی فیزیکی زنان نخست زای مبتلا به کمردرد در سه ماهه‌ی سوم بارداری انجام شده است. روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی بر روی 60 زن نخست‌زای مراجعه کننده جهت مراقبت‌های پری ناتال به سه درمانگاه بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام شد. ابتدا 60 زن نخست‌زا به طور آسان انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمون به مدت 8 هفته در طول سه ماهه سوم حاملگی چرخش لگنی نشسته را انجام دادند. جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه و با استفاده از مقیاس VAS و Disability Rating Index (DRI) در روزهای 0 و 56 (قبل و بعد از مداخله) انجام شد. یافته‌ها: تفاوت آماری معنی‌داری از نظر سن، شغل، تحصیلات، شاخص توده‌ی بدنی و شدت ناتوانی فیزیکی بین دو گروه قبل از مداخله دیده نشد. شدت ناتوانی فیزیکی در گروه آزمون بعد از مداخله به طور معنی‌داری کاهش یافته بود (0001/0P<)، در حالی‌که در گروه شاهد شدت ناتوانی فیزیکی با پیشرفت بارداری افزایش یافته بود (0001/0P<). همچنین در گروه آزمون انجام چرخش لگنی نشسته باعث کاهش شدت کمردرد در مقایسه با قبل از مداخله و گروه شاهد شده بود (0001/0P<). نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد استفاده از تمرینات ورزشی از جمله، چرخش لگنی نشسته در زنان بارداری که از کمردرد و ناتوانی ناشی از آن رنج می‌برند و در عین حال مایل به استفاده از درمان‌های تهاجمی و داروهای شیمیایی تسکین درد نیستند، اقدام موثری می‌باشد.


سمیه محمدی، دکتر محمدجواد حسین زاده، دکتر مهرداد کریمی، دکتر آرش حسین نژاد، دکتر محمدرضا اشراقیان، دکتر سید حسین حسینی، مظاهر رحمانی، آرزو کریمی، دکتر نازیلا جعفری،
دوره 18، شماره 70 - ( 1-1389 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: آدیپونکتین، آدیپوسایتوکین جدیدی است که می‌تواند حساسیت به انسولین را افزایش دهد. در مطالعات پیشین فعالیت‌های ضد چاقی و ضددیابتی چای سبز دیده شده است. در این مطالعه به بررسی تاثیر مصرف عصاره‌ی چای سبز بر سطح سرمی آدیپونکتین و وضعیت مقاومت به انسولین در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو پرداخته شد. روش بررسی: این پژوهش بر روی 58 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو با 25BMI ≥ مراجعه کننده به درمانگاه دیابت بیمارستان شریعتی تهران انجام شد. افراد واجد شرایط به‌طور تصادفی به مدت 8 هفته کپسول عصاره‌ی چای سبز و یا شبه دارو را دریافت کردند. قبل و بعد از انجام مداخله نمونه‌های خونی جهت انجام تست‌های بیوشیمیایی شامل سطوح آدیپونکتین و انسولین ناشتای سرم، سطح قند‌خون ناشتا، تست تحمل گلوکز خوراکی، پروفایل چربی، HbA1C، در هر دو گروه جمع‌آوری شد. مشخصات تن سنجی و یادآمد سه روزه خوراک برای همه بیماران تکمیل شد. یافته‌ها: نتایج آنالیز کوواریانس تاثیر معنی‌دار مصرف عصاره‌ی چای سبز در افزایش لگاریتم سطح آدیپونکتین سرم (15/0±10/0 میکروگرم در میلی‌لیتر) را نشان داد ( 03/0 = P). ارتباط مستقل و معکوس بین سطح سرمی آدیپوسایتوکین و مقدار (Waist to Hip Ratio) WHR بیماران به‌دست آمد (7/2= t و 009/0=P). نتایج به‌دست آمده تاثیر معنی‌دار مصرف عصاره‌ی چای سبز در کنترل وزن، BMI و سطح HbA1C (05/0 >P) را نشان داد. نتیجه‌گیری: مصرف عصاره‌ی چای سبز می‌تواند از طریق افزایش سطوح سرمی آدیپونکتین، کنترل وزن، BMI و کنترل سطح HbA1C در کنترل عوارض بیماری دیابت نوع دو موثر باشد.


آذر آوازه، نسرین جعفری، سهیلا ربیع سیاهکلی، دکتر سعیده مظلوم زاده،
دوره 18، شماره 71 - ( 3-1389 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: امروزه زنان بیش از مردان جان خود را در اثر بیماری‌های قلبی و عروقی از دست می‌دهند. سبک زندگی ناسالم در ابتلا به عوامل خطر بیماری‌های قلبی عروقی تاثیر مستقیم دارد. تغذیه و فعالیت بدنی دو عامل عمده در تعیین سبک زندگی هستند. بررسی سبک زندگی زنان به لحاظ نقش مهم در تعین سبک زندگی خانواده می‌تواند مشکلات را شناسایی و در تدوین برنامه‌های ارتقای سلامتی راهنما باشد. روش بررسی: طی مطالعه‌ی توصیفی، مقطعی وسیع سبک زندگی و عوامل خطرزای بیماری‌های قلبی و عروقی در سطح شهر زنجان با استفاده از پرسشنامه استاندارد مونیکا مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه داده‌های مربوط به 997 زن بالای بیست سال مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: اکثریت نمونه‌های مورد پژوهش از اثر ورزش و تغذیه‌‌ی سالم در پیشگیری از بیماری‌های قلبی، عروقی از آگاهی (7/66 درصد) و نگرش (4/62 درصد) در سطح خوب برخوردار بودند. اما تنها 6/ 23 نمونه‌ها در زمینه‌ی ورزش و 1/24 درصد در زمینه‌ی تغذیه دارای عملکرد خوب بودند. آزمون آماری کای دو بین میزان کلسترول خون (02/0=P)، قند خون ناشتا (02/0=P) و فشار خون (03/0=P) واحدهای مورد پژوهش با انجام ورزش ارتباط معنادار آماری نشان داد. ولی بین میزان آگاهی واحدهای مورد پژوهش در خصوص تغذیه با میزان قند خون، فشار خون و کلسترول و عملکرد ارتباط معناداری مشاهده نگردید. نتیجه‌گیری: آگاهی و دانش به تنهایی نمی‌تواند عملکرد افراد را تضمین نماید. لزوم انجام مداخلات جهت ارتقای رفتارهای بهداشتی ضـروری است.


فرهاد مرتضی‌زاده، دکتر محمدمحسن تقوی، دکتر منصوره موحدین، حمید‌رضا جعفری‌نوه،
دوره 18، شماره 72 - ( 9-1389 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: در سال‌های اخیر کوشش‌هایی برای تکامل روش‌های جدید ناباوری در مردان صورت گرفته است، اما هنوز عقیم سازی مردان از طریق بستن لوله‌ها (وازکتومی) تنها روش قابل اعتماد می‌باشد. در مطالعه‌ی تجربی حاضر، اثرات تجویز تستوسترون توام با امواج فرا صوت در عقیم سازی موش‌ها‌ی بالغ نر مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: 28 موش سوری بالغ نر به شکل تصادفی به چهار گروه به ترتیب تقسیم شدند. گروه نرمال، گروه تستوسترون، گروه امواج فراصوت، گروه تستوسترون و امواج فراصوت. حیوانات به‌مدت شش هفته به ترتیب تحت تجویز نرمال سالین، تستوسترون، امواج فراصوت و تستوسترون همراه با امواج فراصوت قرار گرفتند. سپس زنده ماندن، تحرک و تعداد اسپرم‌ها ارزیابی شد. همچنین پارامترهای مورفومتریک شامل قطر لوله‌ها مطالعه شد. یافته‌ها: تعداد اسپرم‌ها در گروه تستوسترون نسبت به گروه‌های کنترل اول و سوم کاهش معنی‌داری داشت (01/0P ≤ ). درصد زنده ماندن اسپرم در گروهی که تستوسترون را به تنهایی دریافت کردند، نسبت به دو گروه دیگر کاهش معنی‌داری دیده شد (001/0P ≤ ). تفاوت معنی‌داری در رابطه با درصد تحرک اسپرم مشاهده نشد. قطر لوله‌های اسپرم ساز و میانگین تعداد سلول‌های اسپرماتوگونی در گروه امواج فراصوت تغییر پیدا کرد. در این گروه به دلیل فشردگی بیشتر لوله‌های اسپرم ساز، تعداد سلول‌های بیشتری شمرده شد. ارتفاع اپی تلیوم در گروه تستوسترون کاهش نشان داد. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که امواج فرا صوت در جذب تستوسترون تاثیری ندارد و تغییرات بافت‌شناسی ناشی از تابش امواج، بیشتر مکانیکی و یا حرارتی می‌باشد.



صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb