جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای جعفری انارکولی

ایرج جعفری انارکولی ،
دوره 6، شماره 22 - ( 1-1377 )
چکیده


ایرج جعفری انارکولی، دکتر علیرضا محمودیان، دکتر حسن حقیر، دکتر مختار جعفر پور،
دوره 15، شماره 59 - ( تابستان 1386 )
چکیده

چکیده عصب سیاتیک بزرگ‌ترین شاخه‌ی‌ شبکه‌ی ساکرال و قطورترین عصب بدن (به عرض 2سانتی‌متر) است که به وسیله‌ی شاخه‌های قدامی L4 - S3 تشکیل و از طریق سوراخ سیاتیک بزرگ و از زیر عضله‌ی‌ پیریفورمیس از لگن خارج شده، وارد ناحیه‌ی گلوتئال می‌گردد. سپس از فاصله‌ی بین تروکانتر بزرگ و برجستگی ایسکیال عبور کرده، وارد خلف ران می‌شود که معمولا در زاویه‌ی فوقانی حفره‌ی رکبی با تقسیم به دو شاخه‌‌ی انتهایی به نام عصب‌های تی‌بیال و پرونئال مشترک پایان می‌یابد. اگرچه تقسیم عصب سیاتیک به دو شاخه‌‌ی اصلی انتهایی در لگن شایع است ولی وقوع هم‌زمان واریاسیون‌هایی نظیر تقسیم عصب سیاتیک به دو شاخه‌‌ی انتهایی در حفره‌ی لگنی، وجود عضله‌‌ی پیریفورمیس با دو بخش فوقانی و تحتانی کاملا مجزا، تقسیم عصب گلوتئال تحتانی به دو دسته‌‌‌ی الیاف فوقانی و تحتانی، عبور شاخه‌‌ی پرونئال مشترک به همراه الیاف فوقانی عصب گلوتئال تحتانی از بین دو قسمت عضله‌‌ی پیریفورمیس و عبور شاخه‌‌ی تی‌بیال به همراه الیاف تحتانی عصب مذکور از زیر بخش تحتانی عضله‌‌‌ در ناحیه‌ی گلوتئال یک طرف پدیده‌ای نادر و بسیار مهم است که می‌تواند از نظر گیرافتادن این عناصر در بین دو بخش عضله‌‌‌ و ایجاد سندرم پیریفورمیس و همین‌طور به لحاظ مجاورت نزدیک‌تر با محل تزریقات عضلانی ناحیه‌ی گلوتئال دارای اهمیت فوق‌العاده باشد. این واریاسیون نادر برای متخصصین علوم پزشکی به‌ خصوص جراحان و متخصصین علوم تشریح بسیار ارزشمند است و آگاهی از وجود چنین واریاسیونی می‌تواند از عوارض جانبی در حین عمل جراحی بکاهد.


ایرج جعفری انارکولی، دکتر مجتبی سنکیان، شهریار احمدپور، دکتر حسین حقیر، دکتر شکوفه بنکداران، دکتر عیدالرضا وارسته،
دوره 15، شماره 60 - ( پاييز 1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: دیابت قندی یک اختلال مزمن متابولیک همراه با افزایش قند خون می‌باشد که به طور نامطلوبی هر دو سیستم عصبی مرکزی و محیطی را درگیر می‌کند. از آن‌جا که ژن‌های خانواده‌ی Bcl-2 نقش مهمی در تنظیم آپوپتوز دارند، هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی اثرات انسولین و اسیداسکوربیک بر بیان ژن‌های خانواده‌ی Bcl-2 نظیر Bax (القا‌کننده‌ی آپوپتوز)، Bcl-2 و Bcl-xL (مهارکننده‌ی آپوپتوز) در هیپوکامپ موش‌های‌‌ صحرایی‌های دیابتی شده توسط استرپتوزوسین می‌باشد. روش‌بررسی: پنج گروه شش‌تایی از موش‌های صحرایی‌ نژاد ویستار شامل گروه کنترل (C) و چهار گروه دیابتی (D، I، AA و I+AA) در این مطالعه استفاده شد. دیابت به‌ وسیله‌ی تزریق استرپتوزوسین (60 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم، داخل‌صفاقی) القا شد. شش هفته پس از القای دیابت، گروه I تحت‌تیمار با انسولین (4 تا 6 واحد به ازای هر کیلو‌گرم در روز، داخل‌صفاقی)، گروه AA تحت‌تیمار با اسید‌اسکوربیک (200 میلی‌گرم به ازای کیلوگرم در روز، زیر‌جلدی) و گروه I+AA تحت‌تیمار با انسولین به ‌اضافه‌ی اسیداسکوربیک قرار گرفتند. گروه D (دیابتی کنترل) نرمال‌سالین دریافت‌ کردند. بعد از دو هفته تیمار، میزان بیان ژن‌های B‏cl-2 ، Bcl-xL و Bax در سطح mRNA و پروتئین به شکل نیمه‌کمی بررسی شد. یافته‌ها: موش‌های ‌صحرایی گروه دیابتی (D ) افزایش میزان Bax و کاهش میزان Bcl-2 و Bcl-xL را هم در سطح mRNA و هم در سطح پروتئین نشان دادند و هم‌چنین در این گروه نسبت Bax/Bcl-2 و Bax/Bcl-xL نیز در مقایسه با گروه Cبیشتر بود (به ترتیب 01/0P< و 001/0P< ). تیمار با انسولین و اسید‌اسکوربیک به تنهایی و به‌ صورت ترکیبی در سطح mRNA و پروتئین میزان Bcl-2 و Bcl-xL را افزایش و میزان Bax را کاهش داد. علاوه بر این، نسبت Bcl-2/Bax و Bcl-xL/Bax نیز در این گروه‌ها در مقایسه با گروه دیابتی (D) بیشتر بود (برای گروه‌های I و I+AA ، 001/0P< و برای گروه AA ، به ترتیب 05/0P< برای Bcl-2و 01/0P< برای Bcl-xL). نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان می‌دهد استفاده از انسولین و اسید‌اسکوربیک به تنهایی و به‌ صورت ترکیبی احتمالا می‌توانند از طریق افزایش میزان بیان ژن‌های Bcl-2 و Bcl-xL و کاهش میزان بیان ژن Bax، آپوپتوز را در هیپوکامپ موش‌‌های صحرایی دیابتی مهار کنند. مهار آپوپتوز احتمالا می‌تواند نقص در یادگیری و حافظه‌ی ناشی از تخریب هیپوکامپ را در دیابت کاهش دهد.


دکتر محسن علیپور، دکتر داود سهرابی، دکتر محمد‌رضا غلامی، دکتر ایرج جعفری انارکولی،
دوره 19، شماره 77 - ( 4-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ایسکمی ریپرفیوژن نقش مهمی در گسترش نوروپاتی‌های مختلف ایفا می‌نماید. در این مطالعه آسیب ناشی از ایسکمی ریپرفیوژن و نقش آمینوگوانیدین در بهبود عملکرد عصب سیاتیک بر اساس شاخص‌های رفتاری، مورد ارزیابی قرار گرفت. روش بررسی: در این مطالعه تجربی تعداد 72 سر موش صحرایی به 12 گروه 6 تایی تقسیم شدند. مدل ایسکمی توسط بستن شریان‌های ایلیاک مشترک راست و شریان رانی با استفاده از تکنیک Slipknot به مدت 3 ساعت ایجاد شد. گروه‌های تحت درمان 24 ساعت پس از ایسکمی 150 میلی‌گرم در کیلو‌گرم آمینوگوانیدین دریافت نمودند. در پایان دوره‌های ریپرفیوژن، عملکرد پای عقبی حیوان با استفاده از شاخص‌های رفتاری بر اساس هماهنگی در قدم زدن، رفلکس سرعتی، گسترش پنجه، حساسیت به نیشگون، موقعیت پا و در مشت گرفتن مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها: نقایص عملکردی پای عقبی در همه گروه‌های تحت ریپرفیوژن به‌طور معنی‌دار مشهود بود و حداکثر نقایص رفتاری در روز هفتم ریپرفیوژن اتفاق افتاد. مقایسه‌ی نمرات رفتاری در گروه‌های تحت درمان با آمینوگوانیدین و گروه‌های کنترل، بهبود اعمال حرکتی و نیز Time Course بهتر در بهبودی را آشکار نمود. نتیجه گیری: نتایج ما پیشنهاد می‌کند که آمینوگوانیدین یک اثر نوروپروتکتیو در برابر آسیب ناشی از ایسکمی - ریپرفیوژن عصب سیاتیک در موش صحرایی اعمال می‌کند و عملکرد عصب را بر اساس شاخص‌های رفتاری حرکتی بهبود می‌بخشد. تحقیقات بیشتری جهت دستیابی به مکانیزم‌های مسؤول اثر حفاظتی آمینوگوانیدین در برابر ضایعات عصب سیاتیک مورد نیاز می‌باشد.


امیر دایی، رضا سالاری نیا، دکتر علیرضا بیگلری، دکتر ایرج جعفری انارکولی، دکتر سعیده مظلوم زاده،
دوره 20، شماره 80 - ( 5-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: به دنبال بروز آسیب طناب نخاعی و وقایع پاتوفیزیولوژیکی رخ داده در محل ضایعه محیط نامناسبی برای ترمیم به‌وجود می‌آید. مهم‌ترین آن‌ها مرگ نورون‌ها، تشکیل کیست و زخم گلیال و ناکارآمدی مونوسیت‌ها می‌باشد. روش‌های نوین درمانی آسیب نخاعی، عمدتا مبتنی بر سلول درمانی می‌باشد که سلول‌های استرومایی مشتق شده از مغز استخوان BMSCs و سلول‌های مونوسیت از توجه بیشتری برخوردار می باشند. هدف ما از این مطالعه مقایسه‌ی اثر ترمیمی سلول‌های بنیادی استرومایی و مونوسیت در مدل آسیب نخاعی در موش صحرایی بود. روش بررسی: موش‌های صحرایی به صورت تصادفی به سه گروه شش تایی تقسیم شدند و به روش Weight Dropping آسیب نخاعی ایجاد شد و روز چهارم، تزریق به صورت موضعی صورت گرفت. گروه اول نرمال سالین، گروه دوم سلول‌های بنیادی استرومایی و گروه سوم نیز مونوسیت دریافت داشتند. تست بهبود حرکتی BBB به مدت چهار هفته صورت گرفت و دو هفته قبل از اتمام کار بیوتین دکستران آمین (BDA) به‌صورت داخل مغزی تزریق شد و در انتهای هفته‌ی چهارم رنگ آمیزی بافتی انجام شد. یافته‌ها: نتایج تست حرکتی BBB نشان دهنده‌ی تفاوت معنی‌داری در نمرات گروه دوم و سوم نسبت به گروه کنترل نبود؛ اما نتایج شمارش آکسون‌ها تفاوت معنی‌داری بین گروه کنترل و گروه‌های دوم و سوم نشان داد. مقایسه‌ی نتایج تست حرکتی و شمارش آکسون‌ها بین گروه دوم و سوم معنی‌دار نبود. نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که سلول‌های استرومایی و مونوسیت برای سلول درمانی آسیب نخاعی مناسب باشند. استفاده از حیوانات بیشتر و همینطور ادامه‌ی مطالعه برای مدت زمان بیشتر پیشنهاد می‌گردد.


دکتر ایرج جعفری انارکولی، دکتر حسین یرزگر گنجی،
دوره 20، شماره 83 - ( 6-1391 )
چکیده

چکیده شریان آگزیلاری ادامه‌ی شریان تحت ترقوه‌ای است که از کنار خارجی دنده اول شروع شده و در کنار تحتانی عضله گرد بزرگ با تبدیل شدن به شریان بازویی پایان می‌یابد. واریاسیون شاخه‌های منشعب از شریان آگزیلاری شایع می‌باشد که یک مورد نادر آن در هنگام تشریح به روش کلاسیک (Grand's Method) حفره‌ی زیر بغل سمت چپ یک جسد مذکر با سن تقریبی 25تا30 سال در سالن تشریح دانشگاه علوم پزشکی زنجان مشاهده گردید. علی رغم وجود تنه‌ی توراکوآکرومیال، بخش دوم شریان آگزیلاری دارای یک تنه‌ی مشترک برای شریان‌های سینه‌ای خارجی و توراکودورسال بود. که شاخه‌ی توراکودورسال همراه با عصب و ورید توراکودورسال وارد عضله‌ی پهن پشتی شده است. از آنجا که شریان آگزیلاری بعد از شریان پوپلیتئال بیشتر از بقیه‌ی شریان‌های بدن در معرض پارگی و آسیب می‌باشد و به‌خصوص در مواردی مثل جاانداختن دررفتگی قدیمی مفصل شانه و یا برداشتن عقده‌های لنفاوی آگزیلاری؛ بنابراین آگاهی کامل از آناتومی طبیعی و واریاسیون های شریان آگزیلاری برای متخصصین علوم پزشکی به‌خصوص جراحان عروق، متخصصین ارتوپدی، رادیولوژیست‌ها و متخصصین علوم تشریح فوق العاده مفید خواهد بود .


دکتر علیرضا عبدانی پور، دکتر رضا نجات بخش، دکتر ایرج جعفری انارکولی، مهرداد قربانلو، علی نیک فر، امبر نوریان،
دوره 24، شماره 105 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه تحقیقات بسیاری درباره تاثیر عصاره‌ی گیاهان مختلف روی بیماری‌های سیستم عصبی انجام می‌شود. در این مطالعه تاثیر عصاره‌ی هیدروالکلی گل گیاه اسطوخودوس بر روی رشد و تکثیر سلول‌های بنیادی عصبی موش صحرایی و همچنین خاصیت آنتی اپوپتوزی عصاره‌ی گیاه اسطوخودوس مورد بررسی قرارگرفت.

روش بررسی: سلول‌های بنیادی عصبی از هیپوکمپ مغز نوزاد موش صحرایی استخراج شد. به منظور تعیین بهترین غلظت عصاره‌ی
گیاه اسطوخودوس، سلول‌ها به مدت 48 ساعت با غلظت‌های 200، 400، 600، 800 و 1000 میکروگرم به ازای هر میلی‌لیتر محیط کشت تیمار شدند و میزان تکثیر سلولی با روش
MTT بررسی گردید. همچنین اثر ضدآپوپتوزی این گیاه با القای آپوپتوز توسط اتانول و استفاده از کیت تانل بررسی گردید.

یافته‌ها: نتایج به‌دست آمده در این مطالعه نشان داد که عصاره‌ی گیاه اسطوخودوس تکثیر سلول‌های بنیادی عصبی را به‌طور معنی‌داری نسبت به گروه کنترل افزایش می‌دهد و میزان آپوپتوز القا شده با اتانول نیز در حضور عصاره در موش صحرایی کاهش می‌یابد.

نتیجه گیری: عصاره گیاه اسطوخودوس می‌تواند بر روی افزایش تکثیر و کاهش آپوپتوز در سلول‌های بنیادی عصبی موش صحرایی موثر باشد.


معصومه قلی ن‍‍ژاد، دکتر علیرضا عبدانی پور، دکتر امیر حسین تارمچی، دکتر ایرج جعفری انارکولی، علی نیک فر،
دوره 25، شماره 112 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: تولید بیش از حد رادیکال‌های آزاد در طی استرس‌های اکسیداتیو می‌تواند به بیومولکول‌های مهم بدن آسیب‌های جدی وارد نموده و مسیرهای مرگ برنامه‌ریزی شده سلولی را در بدن فعال نماید. مرگ سلول‌های عصبی باعث بروز بسیاری از بیماری‌های مخرب سیستم عصبی می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر آدنوزین بر مهار آپوپتوز در آسیب اکسیداتیو ناشی از هیدروژن پراکسید در سلول‌های بنیادی عصبی مشتق از سلول‌های استرومایی مغز استخوان بود.

روش بررسی: سلول‌های بنیادی عصبی مشتق از سلول‌های استرومایی مغز استخوان با دوز‌های مختلف آدنوزین برای مدت 48 ساعت تیمار شدند سپس به مدت 30 دقیقه در معرض 125 میکرومولار هیدروژن پراکساید قرار گرفتند. با روش MTT و رنگ آمیزی تانل تاثیر آدنوزین در بقای سلول‌ها و میزان آپوپتوز نسبت به گروه کنترل بررسی شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که در شرایط آسیب اکسیداتیو، میزان آپوپتوز در سلول‌های بنیادی عصبی مشتق از مغز استخوان تیمار شده با 6 میکرومولار آدنوزین در مقایسه با گروه کنترل به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (05/0>P).

نتیجه‌گیری: یافته‌های ما نشان داد که آدنوزین از مرگ سلول‌های بنیادی عصبی در برابر آسیب‌های اکسیداتیو محافظت می‌کند. احتمالا این دارو می‌تواند برای بقای سلول‌های عصبی و درمان بیماری‌های سیستم عصبی کاندید مناسبی باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb