جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای جمشیدی

دكتر علی اکبر جمشیدی ، دكتر محمد درخشان ، دكتر مینا ایزدیار ، دكتر سید حسین شمس، طاهره زندیه ،
دوره 1، شماره 3 - ( دو فصلنامه 3-4 1372 )
چکیده


دكتر منوچهر مهرام، دكتر جلال درخشنده ، دكتر محمدرضا جمشیدی ، معصومه یکتاپرست،
دوره 8، شماره 33 - ( 10-1379 )
چکیده


د كتر جمشیدی علی اکبر، اسماعیل زاده عبدالرضا، دكتر کوشا علی،
دوره 12، شماره 46 - ( فروردين 1383 )
چکیده

سابقه و هدف: نظر به عدم اطلاع از وضعیت مبتلایان به بدخیمی های خونی در استان و با توجه به این که تا سال 1378، بیمارستان دکتر بهشتی تنها مرکز بیماری های داخلی و اطفال منطقه بوده است، به منظور تعیین اپیدمیولوژی مبتلایان به بدخیمی های خونی، این تحقیق بر روی مراجعین به بیمارستان فوق طی سال های 1370 تا 1378 انجام گرفت.مواد و روش ها: تحقیق با استفاده از اطلاعات موجود در پرونده کلیه مبتلایان به بدخیمی انجام شد.برای کلیه بیماران شاخص های خونی اندازه گیری و برای بیمارانی که علایمی از بدخیمی خونی داشتند و یا مشکوک بودند آسپیراسیون مغز استخوان انجام شده بود. اطلاعات از پرونده بیماران استخراج و نوع بدخیمی بر اساس یافته های مورفولوژیک، رنگ آمیزی های سیتوشیمی و فلوسیتومتری مشخص و با آمار توصیفی ارایه گردید.یافته ها: از 184 بیمار، 68 نفر (37 درصد) مبتلا به لوسمی حاد لنفوبلاستیک، 47 نفر (5/25 درصد) لوسمی حاد میلوبلاستیکی، 23 بیمار (5/12 درصد) لوسمی میلیوییدی مزمن، 23 بیمار (5/12درصد) لوسمی مزمن لنفوسیتیک، 14 بیمار (6/7 درصد) مالتیپل میلوما بودند. شایع ترین نوع لوسمی حاد لنفوبلاستیکی، به ترتیب L1 و L2 و شایع ترین نوع لوسمی حاد میلوبلاستیک به ترتیب M3 وM4 M2 بودند.از نظر جنس، در تمامی بدخیمی ها، جنس مذکر بیشتر از مونث بوده و در مورد لوسمی مزمن لنفوستیک 87 درصد بیماران مرد بودند. از نظر علایم بالینی 75 درصد بیماران مبتلا به لوسمی حاد، دارای ضعف و بی حالی، 5/62 درصد دارای تب و 1/57 درصد بیماران مبتلا به لوسمی مزمن میلیوییدی، دارای درد شکم بودند. در یافته های آزمایشگاهی بیماران مبتلا به لوسمی حاد، 4/49 درصد بیماران دارای شمارش گلبول سفید پایین تر از 10 هزار بودند.نتیجه گیری و توصیه ها: بین یافته های این مطالعه از نظر نوع لوسمی شایع (حاد و مزمن) و خصوصیات دموگرافیک بیماران با سایر گزارش ها تفاوت هایی وجود دارد. انجام مطالعات بیشتر در خصوص بررسی علل تفاوت های موجود توصیه می گردد.
دکتر احمدرضا حسین پور1، د کتر کاظم محمد، د کتر سید رضا مجدزاده، د کتر محسن نقوی، د کتر فرید ابوالحسنی، د کتر کورش هلاکویی نایینی، د کتر قاسم زمانی، د کتر حمیدرضا جمشیدی، آنجِلیکا سوسا، د کتر نیکو اسپی بروک10،
دوره 12، شماره 48 - ( 7-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: با توجه به وجود شواهد جهانی دال بر بالاتر بودن میزان مرگ و میر و ابتلای کودکان متعلق به طبقه‌ی اجتماعی ـ اقتصادی پایین‌تر، این مطالعه با هدف ارزیابی نابرابری اجتماعی ـ اقتصادی در مرگ و میر کودکان زیر پنج سال طی سال‌های 1364 تا 1378 ایران انجام شد. مواد و روش‌ها: این مطالعه‌ی توصیفی با استفاده از داده‌های مطالعه‌ی سلامت و جمعیت شناسی سال 1379 در ایران انجام شد. برای بررسی نابرابری مرگ و میر در سطح کشوری 47896 نفر (متولدین سال‌های 1374 تا 78) و برای بررسی نابرابری در سطح استانی 187292 نفر (متولدین سال‌های 1364 تا 1378) مورد بررسی قرار گرفتند. مدل پروبیت رتبه‌ای سلسله‌ای دو حالتی برای ایجاد شاخص وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی خانوار مورد استفاده قرار گرفت. نابرابری در مرگ و میر کودکان زیر پنج سال با استفاده از نسبت شانس مرگ و میر زیر پنج سال پایین‌ترین به بالاترین پنجک اجتماعی ـ اقتصادی در هر دو سطح کشوری و استانی محاسبه شد. یافته‌ها: روند نزولی در میزان مرگ و میر کودکان زیر پنج سال از پایین‌ترین به بالاترین پنجک وجود داشت و نسبت شانس پایین‌ترین به بالاترین پنجک در کل کشور برابر 63/2 (فاصله اطمینان با احتمال 95 درصد از 83/1 تا 5/30) بود. علاوه بر این نابرابری مرگ و میر کودکان زیر پنج سال بین پایین‌ترین و بالاترین پنجک در تمامی استان‌ها معنی‌دار و به نفع قشر مرفه بود. با وجود این، مقدار نابرابری میان استان‌های مختلف متفاوت بود. نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: نابرابری اجتماعی- اقتصادی در مرگ و میر کودکان زیر پنج سال در سطح کشوری و در تمامی استان‌ها به نفع قشر مرفه است. سنجش متوسط سلامت به تنهایی روش دقیقی برای توصیف سلامت جامعه نیست و توزیع سلامت در جامعه نیز شاخص کلیدی و مهمی است که باید هنگام برنامه ریزی در حوزه‌ی سلامت و سیاست‌گذاری‌های ارتقاء سلامت مد نظر قرار گیرد. واژگان کلیدی: مرگ و میر کودکان، نابرابری اجتماعی ـ اقتصادی، وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی، ایران


دکتر فرهاد غریبدوست، دکتر منصور کریمی فر، دکتر محمود اکبریان، دکتر علی پاشا میثمی، دکتر فرهاد شهرام، دکتر فریدون دواچی، دکتر احمدرضا جمشیدی، دکتر معصومه اخلاقی، دکتر عبدالهادی ناجی، دکتر شهرزاد خسروی،
دوره 14، شماره 54 - ( فروردين 1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بیماری لوپوس اریتماتوز سیستمیک (SLE)، بیماری است که می‌تواند فرد را دچار عوارض تهدید کننده‌ی حیات ‌کند. با توجه به شواهدی مبنی بر نقش مهم اندازه‌گیری سطح سرمی تری گلسیرید (TG) و لیپوپروتئین با دانسیته‌ی بالا (HDL) و تومورنکروز فاکتور آلفا (TNF-α) و رسپتورهای محلول نوع 1 و 2 آن در ارزیابی فعالیت لوپوس, این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین عوامل مذکور با فعالیت لوپوس در سال 1384 در تهران انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه‌ی مقطعی از 86 بیمار مبتلا به SLE که بر اساس معیارهای ورود به مطالعه به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده بودند, نمونه‌های خون ناشتا تهیه و فعالیت بیماری با روش (The Systemic Lupus Erythematosus Disease Activity Index [SLEDAI]) محاسبه و کسب امتیاز 6 و بالاتر به عنوان لوپوس فعال و امتیاز کمتر از 6 به عنوان لوپوس خاموش تلقی شد. سطح سرمی TNF-α , sTNFR1،sTNFR2 به روش الیزا (Bender Medsystem) و سطح چربی‌های خون (TG وHDL) بعد از 12 ساعت ناشتایی به وسیله‌ی تست‌های مرسوم شیمیایی اندازه‌گیری شد. نتایج با استفاده از آزمون‌های آماری تی, من ویتنی و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: 46 نفر (5/53 درصد) از افراد دارای بیماری غیر فعال و 40 نفر (5/46 درصد) دارای بیماری فعال بودند. سطح TG با فعالیت بیماری, sTNFR2 (001/0 P=) و TNF-α (01/0 P=) ارتباط معنی‌دار مستقیم داشت. برعکس سطح سرمی HDL با SLEDAI (007/0 P=), TNF-α (01/0 P=) و sTNFR1 (001/0 P=) ارتباط معکوس داشت. بین TG و HDL باsTNFR2 ارتباط معنی‌داری مشاهده نشد. استفاده از آنالیز رگرسیون چند متغیره‌ی خطی نشان داد که سه متغیر TG, sTNFR1 و sTNFR2 برای پیش‌گویی فعالیت بیماری، در مدل نهایی نگه داشته می‌شوند و TNF-α و HDL از مدل خارج می‌شوند. نتیجه‌گیری: دیس لیپوپروتئینمی (افزایش TG و کاهش HDL) با فعالیت بیماری SLE ارتباط مستقیم دارد که به دنبال افزایش فعالیت TNF-α و رسپتورهای محلول آن صورت می‌گیرد. بر این اساس سطح سرمی TG , HDL , TNF-α و رسپتورهای محلول آن با فعالیت لوپوس ارتباط داشته و شاخص‌های با ارزشی برای ارزیابی فعالیت بیماری لوپوس می باشند.


دکتر مهدی قائمی، دکتر محمدرضا جمشیدی، دکتر رضا امینی،
دوره 15، شماره 60 - ( پاييز 1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: چاقی یک معضل پاندمیک در حال افزایش است که عرصه‌های مختلف سلامتی و پزشکی از جمله بیهوشی را تحت‌تأثیر قرار داده است. مطالعه‌ی حاضر برای پاسخ به این سئوال که روش مناسب بیهوشی در افراد چاق کدام است انجام گرفت. هدف این مطالعه بررسی اثرات چاقی بر روی کاهش فشار‌خون، دوز افدرین، سطح بی‌حسی و طول مدت انجام بی‌حسی نخاعی در هنگام سزارین است. روش بررسی: این مطالعه به روش هم‌گروهی انجام شد. گروه مطالعه، 40 نفر خانم حامله با BMI بیش از 30 و گروه شاهد 40 نفر با BMI کم‌تر از 30 و کاندید عمل سزارین الکتیو بودند. در هر دو گروه 70 میلی‌گرم لیدوکائین از فضای بین‌مهره‌ای 5- L 4L داخل نخاع تزریق شد. سپس در هر دو گروه میانگین افت فشار‌خون، مقدار و دفعات تزریق افدرین، سطح بلوک حسی و مدت زمان انجام بی‌حسی اندازه‌گیری شد و با استفاده از تست‌های آماری با هم مقایسه گردید. یافته‌ها: میانگین افت فشار‌خون و سطح بی‌حسی در دو گروه از نظر آماری با هم مشابه بودند. مدت زمان انجام بی‌حسی، دوز کلی و فراوانی دفعات تجویز افدرین در افراد چاق بیشتر بود. Relative Risk این‌که زنان چاق دو یا بیش از دو بار افدرین دریافت کنند، 63/1 برابر زنان معمولی بود. نتیجه‌گیری: بی‌حسی نخاعی روش مناسبی برای بیهوشی سزارین در افراد چاق است و افت فشار‌خون به‌ راحتی با افدرین کنترل می‌شود.


دکتر علی اکبر جمشیدی، افشین مطبوعی،
دوره 16، شماره 62 - ( 1-1387 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: گاستروانتریت یکی از بیماری‌های مهم در تمام نقاط دنیا می‌باشد. این بیماری در بین کودکان، سالمندان و افراد دارای نقص ایمنی و سوء‌تغذیه اهمیت بیشتری دارد. شیگلا به عنوان مهم‌ترین عامل اسهال خونی سالانه باعث مرگ بسیاری از مردم جهان می‌شود. افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی به‌‌ واسطه‌ی پلاسمید در این باکتری از معضلات بهداشتی محسوب می‌شود. این تحقیق با هدف ارایه‌ی الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی شیگلا در مرکز آموزشی پزشکی شهید دکتر بهشتی زنجان انجام پذیرفت. روش ‌بررسی: در این مطالعه در طی سال‌های 1382 تا 1386 بر روی بیماران مبتلا به اسهال آزمایش کشت و کامل مدفوع با روش‌های رایج انجام گرفت و پس از ایزوله کردن شیگلا، تعیین سروتایپ شد. سپس آنتی‌بیوگرام به روش انتشار دیسک به عمل آمد. یافته‌ها: از مجموع 682 مورد نمونه مدفوع اسهالی که تحت بررسی قرار گرفتند، 134 مورد (6/19 درصد) شیگلا ایزوله شد. در این بین (53 درصد) مذکر و (47 درصد) مؤنث بودند. بیشترین تعداد در مرداد ماه و کم‌ترین در اسفند ماه بود. از مجموع شیگلاهای جدا شده از کشت مدفوع بیماران شیگلا فلکسنری (7/62 درصد)، شیگلا بوئیدی (1/20 درصد) و شیگلا دیسانتری (2/17 درصد) بودند. در آنتی‌بیوگرام به عمل آمده بالاترین حساسیت به سیپروفلوکساسین (8/88 درصد) و بالاترین مقاومت به آمپی‌سیلین (100 درصد) مشاهده شد. نتیجه‌گیری: با توجه به مصرف بی‌رویه‌ی آنتی‌بیوتیک‌ها و در نتیجه افزایش مقاومت نسبت به داروها بعضی از آنتی‌بیوتیک‌ها را باید از فهرست دارویی برای درمان شیگلا حذف کرد.


دکتر محمد رضا جمشیدی، دکتر محمد حسین مقیمی، دکتر سارا مدنی، دکتر شهرزاد ایزدی، دکتر بهناز فلک الافلاکی،
دوره 23، شماره 98 - ( 3-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: تهوع و استفراغ بعد از عمل PONV)) یک احساس ناخوشایند و شیوع آن بهدنبال عمل کله سیستکتومی لاپاروسکوپیک بسیار زیاد است. این مطالعه بر آن است که اثر دو داروی دگزامتازون و پروپوفول را در پیشگیری از PONV مقایسه نماید. روش بررسی: 60 بیمار با ASA 1-2 که تحت کوله سیستکتومی لاپاروسکوپیک قرار گرفته بودند و درتمامی بیماران روش بیهوشی، عمومی و مشابه بود انتخاب گردیدند. بیماران بهطور تصادفی وارد یکی از سه گروه مورد مطالعه (با 20 نفر در هر گروه) شدند: گروه 1 پروپوفول با دوز 5/0 میلیگرم در کیلوگرم (وریدی)، گروه 2 دگزامتازون با دوز 8 میلیگرم (وریدی) و گروه 3 نرمال سالین 9/0 درصد به عنوان پلاسبو بلافاصله بعد از عمل دریافت کردند. یک و 24 ساعت بعد از جراحی، بیماران با سطح هوشیاری 0 تا 2، از نظر وجود حالت تهوع و استفراغ مورد پرسش قرار گرفتند. یافته ها: در طی 1 تا 24 ساعت پس از جراحی، (PONV) در گروه دگزامتازون بهطور معنیدار کمتر از دو گروه دیگر بود. PONV در گروه پروپوفول کمتر از گروه پلاسبو بوده است. نتیجه گیری: یک دوز منفرد دگزامتازون پس از جراحی، در جلوگیری از بروز تهوع و استفراغ پس از کوله سیستکتومی لاپاروسکوپیک موثر میباشد. دگزامتازون در جلوگیری از (PONV) موثرتر از پروپوفول می‌باشد.


دکتر ترانه نقیبی، پرنیان فضلی، دکتر محمد رضا جمشیدی،
دوره 24، شماره 105 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: آسیب تروماتیک مغز یکی از علل مهم مورتالیتی و موربیدیتی درکل جهان و دومین علت مرگ در ایران می‌باشد. حدود نیمی از این بیماران هموگلوبین کمتر از 9 گرم بر دسی‌لیتر در هفته‌ی اول پذیرش دارند. با توجه به آسیب ثانویه‌ی بافت مغز ناشی از آنمی و با در نظر گرفتن عوارض انتقال خون بر آن شدیم تا ارتباط بین غلظت هموگلوبین و مورتالیتی را در بیماران ترومای مغزی بررسی کنیم.

روش بررسی: یک مطالعه کوهورت رتروسپکتیو روی بیماران آسیب تروماتیک مغزی انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، پیامدهای فیزیولوژیک و بالینی و هموگلوبین، روزانه از پرونده‌های بیماران استخراج گردید. از 168 بیمار با آسیب تروماتیک مغزی بر اساس معیارهای ورود و خروج، 117 بیمار وارد مطالعه شدند. بیماران بر اساس غلظت میانگین هموگلوبین 7 روزه به 4 گروه تقسیم گردیدند. جهت مدل‌سازی ارتباط بین غلظت میانگین هموگلوبین 7 روزه و مورتالیتی بیمارستانی از رگرسیون لجستیک استفاده شد.

یافته‌ها: 104نفر از بیماران مرد بودند. بین میانگین سنی، جنس و تعداد روزهای اتصال به ونتیلاتور بین گروه‌ها اختلاف آماری معناداری وجود نداشت. در بین چهار گروه، میزان مورتالیتی، تعداد واحدهای خون دریافتی و تعداد روزهای بستری اختلاف آماری معنادار بود. آنالیز چند متغیری داده‌ها نشان داد که متوسط غلظت هموگلوبین زیر 9 گرم بر دسی‌لیتر در ارتباط مستقل با افزایش مورتالیتی بیمارستانی است.

نتیجه‌گیری: غلظت میانگین هموگلوبین 7 روزه‌ی زیر 9 گرم بر دسی لیتر بیماران با آسیب تروماتیک مغزی در ارتباط مستقل با افزایش مورتالیتی بیمارستانی است.


دکتر محمدرضا جمشیدی، دکتر فرناز قطره سامانی، گودرز گلی فرهود، دکتر صمد قدرتی، دکتر بهناز فلک افلاکی،
دوره 24، شماره 105 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: پنومونی ناشی از ونتیلاتور یک عفونت شایع در بخش مراقبت ویژه بوده و با افزایش عوارض و مرگ و میر همراه است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مراقبت دهانی به روشی مکانیکی (مسواک)، دارویی (کلرهگزیدین) و ترکیبی (مسواک و کلرهگزیدین) در پیشگیری از بروز پنومونی ناشی از ونتیلاتور در بیماران بدحال بستری در بخش مراقبت‌های ویژه پایه ریزی شد.

روش بررسی: بیماران بستری در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان آیت اله موسوی زنجان که در طی 24 ساعت تحت انتوباسیون قرار می‌گرفتند جهت شرکت در مطالعه انتخاب شدند. 180 بیمار به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند که شامل: 1. گروه اول (60 نفر) استفاده از محلول دهانی 12/0 درصد کلرهگزیدین؛ 2. گروه دوم (61 نفر) استفاده از مسواک؛ 3. گروه سوم (59 نفر) استفاده‌ی توام از محلول دهانی 12/0درصد کلرهگزیدین و مسواک. پنومونی وابسته به ونتیلاتور نیز با نمره دهی بالینی عفونت ریوی تعیین شد.

یافته‌ها: در بین سه گروه تفاوت قابل ملاحظه‌ای از نظر میزان بروز پنومونی وابسته به ونتیلاتور وجود نداشت. در روز سوم 4/29 و در روز هفتم
4/59 درصد بیماران پنومونی داشتند. میزان بروز پنومونی در روز سوم و روز هفتم بین سه گروه تفاوت معنی‌داری نداشت.

نتیجه‌گیری: روش‌های مکانیکی و دارویی یا ترکیبی مراقبت دهان و دندان بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه، هیچ ارجحیتی بر یکدیگر در کاهش میزان بروز پنومونی ندارند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | J Adv Med Biomed Res

Designed & Developed by : Yektaweb