جستجو در مقالات منتشر شده


24 نتیجه برای حیدری

دكتر عاصفه حیدریبگی، دكتر ابوالحسن احمدیانی،
دوره 3، شماره 11 - ( دو فصلنامه 11-12 1374 )
چکیده


دكتر علیرضا خلج، د كتر سیاوش جاویدان، دكتر عباس معینی ، اصغر حیدری ، دكتر محمد علی پنکه،
دوره 8، شماره 30 - ( دو فصلنامه 30-31 1379 )
چکیده


رجب زاده علی اکبر، د کتر حیدری زهرا، د کتر محمودزاده ثاقب حمیدرضا، د کتر نوری موگهی سیدمحمدحسین، مرادی ولی اله، د کتر حسینی پناه سیدمحمد،
دوره 11، شماره 45 - ( دى 1382 )
چکیده

سابقه و هدف: سرب از دسته فلزات سنگینی است که ممکن است اثرات مخربی بر سیستم خون سازی و ایمنی بدن داشته باشد. از آنجا که طحال عضو مشترکی برای دو سیستم فوق می باشد، این مطالعه با هدف بررسی تغییرات فراساختمانی و الگوی گرانول های سیتوپلاسمی نوتروفیل های طحال جنین موش به دنبال مسمومیت مزمن با استات سرب در سال 1381 انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه تجربی بر روی 30 سر موش ماده و 6 سر موش نر از نژاد اسپراگوداولی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند انجام گرفت. پس از یک هفته سازش با محیط، جفت گیری انجام و پس از مشاهده پلاگ واژینال، موش های حامله به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم شدند. در تمام طول بارداری گروه آزمایش روزانه محلول استات سرب 13/0 درصد و گروه شاهد آب مقطر به عنوان آب آشامیدنی مصرفی دریافت کردند. پس از زایمان، از نوزادان هر دو گروه مورد و شاهد 10 نمونه به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شد. نمونه های طحال در محلول گلوتارآلدهاید 2 درصد ثابت شده و پس از طی مراحل آماده سازی نمونه، توسط میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفتند.یافته ها: تغییرات فرا ساختمانی در نوتروفیل ها شامل هسته های نامنظم با فرورفتگی های عمیق، پاکت های غشای پلاسمایی، حضور واکوئل هایی با مواد هتروژن، افزایش میزان قنات های شبکه اندوپلاسمی خشن و متسع شدن آن ها، دیده شد. شکل میتوکندری ها و الگوی گرانول های سیتوپلاسمیک هیچ تفاوتی نشان نداد.نتیجه گیری و توصیه ها: به نظر می رسد که اثرات سرب ناشی از تداخل عمل آن با اعمال آنزیمی سلول و یا تجمع سرب در ارگانل های سلولی باشد.


حسام مودی، دکتر اصغر اکبری، فاطمه غیاثی، دکتر حمید رضا محمود زاده ثاقب، دکتر زهرا حیدری، دکتر حمیرا رشیدی،
دوره 14، شماره 57 - ( دى 1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: یکی از مشکلات شایع ‌دربیماران مبتلا به دیابت شیرین, نارسایی درترمیم زخم پای آنان می‌باشد که منجر به قطع پا یا ساق می‌گردد. تلاش‌های فراوانی برای درمان زخم پای بیماران دیابتی صورت گرفته است و هدف این مطالعه بررسی تاثیر درمان مکشی- فشاری (VCT)در ترمیم زخم پای بیمار دیابتی می‌باشد. روش بررسی: این کارآزمایی بالینی یک‌سو کور در سال 1385 در شهر زاهدان انجام شد. 22 اندام مبتلا به زخم پای دیابتی در22 بیمار از طریق نمونه‌گیری در دسترس مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران به صورت تصادفی در یکی از دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. اندازه‌گیری مساحت سطح زخم با روش استریولوژی و از طریق روش شمارش نقاط منظم با بهره‌گیری از اصول کاوالیه قبل از درمان و 3 هفته بعد ازآن انجام گردید. گروه آزمایش علاوه بر درمان متداول، با سیستم مکشی ـ فشاری دستگاه وازوترین نیز درمان شد. برای گروه کنترل فقط درمان متداول یعنی دبریدمان, درمان سیستمیک (آنتی‌بیوتیک), شست وشو با نرمال سالین و بانداژ روزانه انجام گرفت. از آزمون‌t زوج برای مقایسه‌ی داده‌های قبل و بعد درمان درون‌گروهی و tمستقل برای مقایسه‌ی داده‌های بین‌گروهی استفاده شد. یافته‌ها: میانگین مساحت سطح زخم پا درگروه آزمایش از 3/10±05/48 میلی‌مترمربع به 4/4±6/34 میلی‌مترمربع (01/0P<) ودرگروه کنترل از 4/14±9/59 میلی‌مترمربع به 8/13±8/56 میلی‌مترمربع کاهش یافت (01/0P<). میزان بهبودی زخم پا در گروه کنترل 6 درصد و در گروه آزمایش 4/28 درصد بود (05/0>P). کاهش میانگین مساحت سطح زخم پا بعد از درمان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بیشتر بود (01/0P<). نتیجه‌گیری: زمانی که درمان مکشی ـ فشاری با مراقبت مناسب از زخم پا، توأم شود سبب افزایش ترمیم زخم پای دیابتی می‌شود. پیشنهاد می‌شود که بیماران مبتلا به زخم پای دیابتی و زخم‌های مزمن بدون بهبود, برای ترمیم زخم و حفظ اندام از درمان مکشی - فشاری دستگاه وازوترین استفاده نمایند.


دکتر محمد تقی هدایتی، سعید کابلی، دکتر زهره حاج حیدری، دکتر طاهره شکوهی، دکتر رضا علی محمد پور،
دوره 15، شماره 59 - ( تابستان 1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: مطالعات متعددی بر روی آنتی‌ژن‌ها‌ی کلادوسپوریوم هرباروم (ک. هرباروم) نشان داده ‌است که این آنتی‌ژن‌ها نقش مهمی در تولید IgE اختصاصی در افراد آتوپیک داشته و موجب بدتر شدن وضعیت کلینیکی این‌گونه بیماران ازجمله درماتیت آتوپیک می‌شوند. لذا در مطالعه‌ی حاضر اجزا‌‌ی آلرژی‌زای ک. هرباروم با روش ایمونوبلاتینگ مورد بررسی قرار گرفته است. روش بررسی: ک. هرباروم در محیط سابورو دکستروز آگار کشت داده شد. توده‌ی میسیلیومی جمع‌آوری شده با استفاده از ازت مایع و دانه‌های شیشه‌ای (glass bead) شکسته شد. سپس نمونه‌ها سانتریفیوژ شده و محلول رویی (عصاره‌ی خام) با روش SDS-PAGE تفکیک شد. پس از انجام بلاتینگ، اجزا‌ی پروتئینی با سرم بیماران مورد مطالعه مجاور شدند و باند‌های پاسخ‌دهنده به IgE با آنتی‌بادی‌های ضد IgEانسانی که به‌ وسیله‌ی آنزیم نشان‌دار شده بود، در یک سوبسترای رنگی نمایان شد. یافته‌ها: در SDS-PAGE عصاره‌ی خام ک. هرباروم تعداد 16 باند با وزن مولکولی بین 1/15تا110 کیلودالتون را نشان داد. باند‌های 1/15، 4/18، 1/25، 3/36، 45 و 54 کیلودالتونی به عنوان باندهای قوی معین شدند. در ایمونوبلاتینگ، باندهای پروتئینی با وزن‌های مولکولی 1/15، 4/18، 42 و 110 کیلودالتونی با IgE سرم‌های بیماران مبتلا به درماتیت آتوپیک واکنش قوی نشان دادند. نتیجه‌گیری: نتایج فوق نشان داد که باندهای قوی در SDS-PAGE ، بیشترین واکنش را با آنتی‌بادی‌های IgE ضد ک. هرباروم در تکنیک ایمونوبلاتینگ داشته‌اند. لذا قدرت باند‌ها در SDS-PAGE می‌تواند در پاسخ به IgE اثرگذار باشد. مانند دیگر مطالعات، ما نیز تصور می‌کنیم که آنتی‌ژن‌های ک. هرباروم می‌تواند شروع‌کننده‌ی واکنش‌های آلرژیک در بیماران مبتلا به درماتیت‌آتوپیک باشد.


فضه حیدری، دکتر پریسا فرنیا، دکتر جمیله نوروزی، دکتر احمد مجد، الهه تاج‌الدین، دکتر محمدرضا مسجدی، دکتر علی‌اکبر ولایتی،
دوره 17، شماره 67 - ( 6-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: با توجه به انتشار جهانی مایکوباکتریوم‌های آتیپیک، شناسایی و تشخیص این نوع از مایکوباکتریوم‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اخیراً مطالعات مولکولی انجام شده با استفاده از روش‌های انگشت‌نگاری ژنتیکی که پر هزینه و وقت‌گیر است، لوکوس‌های اختصاصی مربوط به مایکوباکتریوم‌ها را شناسایی کرده ‌است. در این مطالعه علاوه بر روش hsp65 PCR-RFLP ، لوکوسQUB3232(590bp) با استفاده از روش توالی‌های تکراری پشت سرهم (VNTR) برای تمایز مایکوباکتریوم‌های آتیپیک از مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: این بررسی بر روی 371 نمونه‌ی ریوی و خارج ریوی جدا شده از بیماران با علائم سل ریوی انجام شد. بعد از جدا سازی و کشت این نمونه‌ها با استفاده از محیطLJ ، تست‌های افتراقی شامل احیای نیترات، آزمایش فعالیت کاتالاز، آزمایش نیاسین، سرعت رشد و تولید پیگمان انجام شد. سپس حساسیت دارویی با روش نسبتی صورت گرفت DNA .به روش فنل- کلروفرم استخراج و قطعه‌ی hsp65 توسط PCR تکثیریافت. قطعات تکثیر یافته توسط آنزیم‌های AvaII ,HpaIIو HphIهضم و الگوی بدست آمده، روی اگارز 3 درصد الکتروفورز شد. همچنین لوکوس QuB3232(590bp)با استفاده از روش VNTR در نمونه‌های مایکوباکتریوم‌های آتیپیک و توبرکلوزیس کمپلکس مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. یافته‌ها: از مجموع 371 نمونه، 32 نمونه (6/8 درصد) مقاوم به دارو (MDR)، 184 نمونه (5/49 درصد) حساس و 155 نمونه (41 درصد) غیر MDR گزارش شدند که 15 درصد از نمونه‌های MDR و 22 درصد از نمونه‌های غیر MDR مربوط به مایکوباکتریوم‌های آتیپیک بودند. از مجموع 43 نمونه‌ی آتیپیک، 12 نمونه، سریع‌الرشد (9/27 درصد) و بقیه، کند رشد (1/72درصد) بودند. از میان کند رشدها، 58 درصد مایکوباکتریوم سیمیه و 19 درصد مایکوباکتریوم کانزاسی جدا گردید. لوکوس QuB3232با حساسیتی برابر 80 درصد توانست مایکوباکتریوم‌های آتیپیک و توبرکلوزیس کمپلکس را از یکدیگر تمایز دهد. نتیجه‌گیری: لوکوس QuB3232 دارای قدرت افتراق بالایی بین مایکوباکتریوم‌های آتیپیک و تیپیک می‌باشد. بنابراین می‌توان به‌جای PCR-RFLP ، لوکوس QuB3232 را با استفاده از روش VNTR برای تمایز این دو دسته مورد استفاده قرار داد. واژگان کلیدی: مایکوباکتریوم‌های آتیپیک، VNTR، لوکوس QuB3232


دکتر هاله رحمانپور، رقیه حیدری، دکتر سید نورالدین موسوی نسب، دکتر فرانک شریفی، دکتر شیوا فکری،
دوره 17، شماره 67 - ( 6-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) شایع‌ترین اختلال اندوکرین (هورمونِی) زنان در دوران باروری است. مطالعات کمی در رابطه با بررسی شیوع این سندرم در کشور ما انجام شده است. با توجه به زمان شروع PCOS از دوران نوجوانی و عوارض بعدی آن، این مطالعه با هدف تعیین شیوع PCOS در نوجوانان شهر زنجان انجام شد. روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه توصیفی مبتنی بر جامعه بود که در آن 1882 نفر نوجوان دختر 14 تا18 ساله، به صورت تصادفی از دبیرستان‌های شهر زنجان وارد مطالعه شدند. تشخیص PCOS از طریق گرفتن شرح حال و انجام معاینه براساس وجود الیگومنوره و علائم بالینی هیپر آندروژنیسم شامل هیرسوتیسم، آکنه و ریزش موی با الگوی مردانه انجام شد. به دلیل وجود ارتباط بین چاقی و PCOS، BMI و شیوع چاقی مرکزی در همه افراد تعیین شد. نتایج حاصله با استفاده از آزمون کای دو تجزیه و تحلیل شده و سطح معنی‌داری 05/0 از نظر آماری معنی‌دار در نظر گرفته شد. یافته‌ها: در این مطالعه شیوع PCOS9/2 درصد (54 نفر)، شیوع اختلال قاعدگی 9/16 درصد (281نفر)، هیرسوتیسم 6/8 درصد (161 نفر)، آکنه 7/11 درصد (220نفر) و آلوپسی مردانه 9/6 درصد (130 نفر) بود. بین افراد نرمال و مبتلا به PCOS از نظر اضافه وزن و شیوع چاقی مرکزی تفاوتی وجود نداشت. نتیجه‌گیری: شیوع PCOS در شهر زنجان مشابه جوامع دیگر ‌بود. با توجه به عوارض PCOS بهتر است تشخیص و درمان از سنین نوجوانی شروع شود.


علی حیدری، کریم قاضی خانلو‌ثانی، دکتر ایرج صالحی، دکتر علی اکبر شرفی، نیما رستم پور،
دوره 19، شماره 74 - ( 1-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: استفاده از تشعشعات یونیزان در حین برخی از اعمال جراحی (به‌ویژه جراحی ارتوپدی) از اجزای لاینفک این آزمون‌ها به شمار می‌رود. لذا پزشکان و کارکنان شاغل در مراکزی که از این تجهیزات استفاده می‌نمایند، در معرض خطر تابش تشعشعی قرار دارند. در این مطالعه میزان دوز تشعشعی رسیده به کارکنان شاغل در اتاق عمل به‌هنگام آزمون‌های پرتونگاری در حین عمل بررسی گردید. روش بررسی: تعداد 30 نفر کارکنان اتاق عمل شاغل در بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی همدان، (غیر از پزشکان و پرستاران) از لحاظ میزان تشعشع دریافتی و با استفاده از تراشه‌های دوزیمتر ترمولومینسانس (TLD) مورد پایش قرار گرفتند. به‌طوری‌که هر یک از کارکنان تعداد 3 عدد تراشه‌ی ترمولومینسانس را بر روی روپوش خود نصب نمودند. به‌منظور تخمینی از آزمون‌های High Risk، پرسشنامه‌ای نیز در اختیار کارکنان قرار داده شد و در آن تعداد آزمون‌های جراحی که تحت کنترل آزمون‌های رادیولوژی بود و کارکنان در آن شرکت داشتند، ثبت گردید. یافته‌ها: میزان حداقل و حداکثر دوز دریافتی چهار ماهه در کارکنان اتاق عمل و هوشبری (به استثنای پزشکان و پرستاران) در محدوده‌ی 24/0 تا 56/0 میلی سیورت تعیین گردید. با محاسبات ریاضی نیز می‌توان حدود دوز سالانه را در کارکنان اتاق عمل بین 73/0 و68/1 میلی سیورت پیش بینی نمود (بدون کسر مقدار تابش زمینه). از آنجایی‌که میزان دقت دوزیمترهای TLD در حد 1/0 میلی سیورت است، می‌توان گفت میزان دوز رسیده به اغلب کارکنان در حد بسیار ناچیز و قابل مقایسه با تابش‌های زمینه می‌باشد. نتیجه‌گیری: میزان دوز دریافتی کارکنان هوشبری و اتاق عمل در حد ناچیزی برآورد گردید که کمتر از مقدار حد دوز سالیانه پیشنهاد شده توسط سازمان‌های بین‌المللی حفاظت در برابر تشعشع است. اما استفاده از لوازم ثبت تشعشع به‌منظور آگاهی از تابش‌های بیش از حد مجاز ضروری به نظر می‌رسد.


دکتر محبوبه سترکی، دکتر محمود رفیعیان، دکتر اسفندیار حیدریان، دکتر کیهان قطره، نجمه شاهین فرد، رویا انصاری، زهرا فروزنده،
دوره 20، شماره 79 - ( 3-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: تغییرات کمیتی لیپیدهای پلاسما بعد از غذا نقش مهمی در پاتوژنز آترواسکلروز بازی می‌کند. وجود ترکیبات آنتی اکسیدانی در قره‌قات ما را برآن داشت تا تاثیرات احتمالی –حمایتی این گیاه را بر روی برخی ریسک فاکتورهای آترواسکلروز، به دنبال مصرف غذا، در خرگوش‌های هیپرکلسترولمیک بررسی نماییم. روش بررسی: در این تحقیق مداخله‌ای تعداد 24 خرگوش نرنیوزیلندی به‌طور تصادفی به 3 گروه 8 تایی به شرح زیر تقسیم شدند: گروه اول رژیم معمولی، گروه دوم رژیم پرکلسترول (1 درصد)، گروه سوم رژیم پر کلسترول و 2 درصد پودر قره قات دریافت کردند. فاکتورهای گلوکز، توتال کلسترول (TC)، تری‌گلیسرید (TG)، آپولیپو پروتئین B (ApoB)، ترانس آمینازهای کبدی (ALT ,AST)، لیپو پروتئین با دانسیته‌ی پایین (LDL-C) نیترات، نیتریت، فیبرینوژن و فاکتور VII قبل از آزمایش و سه ساعت پس از تیمار، اندازه‌گیری و در گروه‌های مختلف با استفاده از آزمون واریانس یک طرفه و پس آزمون دانت با یکدیگر مقایسه شدند. 05/0P< معنی‌دار تلقی شد. یافته‌ها: مصرف پودر قره‌قات کاهش معنی‌داری را در سطح LDL-C، توتال کلسترول، آنزیم‌های کبدی (ALT، AST)، ApoB و فیبرینوژن نسبت به گروه رژیم پرکلسترول نشان داد (05/0P<). مصرف قره‌قات تغییر معنی‌داری برروی میزان گلوکز، تری‌گلیسرید (TG)، فاکتور VII، نیتریت و نیترات ایجاد نکرد (05/0P>). نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان دهنده‌ی تأثیرمثبت مصرف حاد قره‌قات برروی برخی از ریسک فاکتورهای آترواسکلروز درهیپرلیپیدمی بعد از غذا می‌باشد.


دکتر کامران موسوی حسینی، دکتر صالح نصیری، مجید حیدری،
دوره 21، شماره 85 - ( 2-1392 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: پلاسمای انسانی منشا پروتئین‌ها و آنزیم‌های متفاوتی می‌باشد که دارای اثرات دارویی متفاوتی می‌باشند. از این داروها می‌توان فاکتورهای انعقادی هشت و نه، ایمونوگلوبولین‌ها، و آلبومین را نام برد. آلبومین دارای مولکولی زنجیره‌ای با 585 آمینو اسید می‌باشد. آلبومین دارای 17 پل دی سولفیدی می‌باشد که ایجاد یک پروتئین کروی پایدار می‌نماید. وزن مولکولی آلبومین حدود 66500 دالتون می‌باشد که حدود 80 درصد فشار انکوتیک خون را سبب می‌شود. هدف از این مطالعه، تهیه‌ی آلبومین از پلاسمای انسانی با استفاده از اتانول و دمای پایین بوده است. روش بررسی: در این مطالعه پلاسمای مورد استفاده از نوع FFP و اتانول مصرفی از نوع تجاری با خلوص 94 تا 96 درصد ‌بود. مواد شیمیایی مصرفی شامل سدیم هیدروکساید، سدیم کلراید، اکتانوئیک اسید Analytical Grade و از شرکت مرک بود. در این مطالعه جداسازی آلبومین از پلاسمای انسانی با استفاده از اتانول در دمای پایین صورت پذیرفت. با تنظیم پارامترهایی از قبیل pH ، درجه حرارت، و درصد غلظت الکل در شرایط مختلف اجزای مختلف خونی از پلاسما جدا گردید که شامل قسمت‌های یک تا پنج ‌بود. هر کدام از این اجزا می‌تواند منبع خوبی جهت جداسازی پروتئین‌ها و آنزیم‌ها در مراحل بعدی باشد. جزء اول منبع خوبی برای فیبرینوژن و فاکتور هشت انعقادی، جزء دوم مناسب برای تهیه‌ی ایمونوگلوبولین‌ها و در نهایت جزء پنجم منبع بسیار مناسب جهت تهیه‌ی آلبومین ‌بود. یافته‌ها: در این مطالعه آلبومین با دو غلظت پنج و بیست درصد تهیه گردید و مقایسه‌ی کیفیت در دو غلظت حکایت از خلوص بیش از 95 درصد داشت. در تهیه‌ی آلبومین با غلظت 5 درصد راندمان 71 درصد و در تهیه‌ی آلبومین با غلظت 20 درصد راندمان 5/75 درصد به‌دست آمد. نتیجه‌گیری: آلبومین تهیه شده خلوص بیش از 95 درصد را نشان داد و میزان پلیمر آن کمتر از 5 درصد بود. در تهیه‌ی آلبومین 5 درصد می‌توان از غلظت پایین‌تر پایدار کننده‌ی سدیم کاپریلات استفاده نمود و همچنین در فرمولاسیون نشان داده شده که فرآیند تهیه را می‌توان با pH حدود7/4 به‌جای 5/6 شروع نمود، زیرا امکان آلودگی کاهش می‌یابد.


دکتر اکرم آهنگرپور، علی‌اکبر عروجن، حمید حیدری،
دوره 21، شماره 87 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری دیابت می‌تواند سبب اختلالات جنسی در بیماران شود. با توجه به تاثیر گیاه بیلهر بر هورمون‌های جنسی در مطالعات اخیر، تصمیم به بررسی اثر عصاره‌ی آبی‌الکلی این گیاه بر سطوح تستوسترون، FSH سرم، مورفولوژی بیضه و تعداد اسپرم موش‌های مدل دیابتی نیکوتین آمید- STZ (استرپتوزوسین) گرفته شد. روش بررسی: در این مطالعه تجربی 42 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (150 تا 250 گرم) استفاده شد. برای ایجاد مدل دیابتی، 1 دوز نیکوتین‌آمید (120 میلی‌گرم در کیلو‌گرم) و STZ (60 میلی‌گرم در کیلو‌گرم) به‌صورت داخل صفاقی به حیوانات تزریق گردید. حیوانات به 6 گروه 7تایی؛ کنترل، دیابتی، دیابتی+گلی‌بنکلامید (6/0 میلی‌گرم در کیلو‌گرم) و غلظت‌های مختلف 100، 200و400 میلی‌گرم در کیلو‌گرم عصاره‌ی آبی‌الکلی تقسیم شدند. عصاره‌ها به‌صورت 5 روز در هفته، به‌مدت 3 هفته، گاواژ شدند. 24ساعت بعد از آخرین گاواژ تحت یک بیهوشی عمیق با اتر و خونگیری از قلب حیوان، سطوح تستوسترون و FSH سرم مورد سنجش قرار گرفت. سپس مورفولوژی بیضه و در نهایت تعداد اسپرم دم اپیدیدیم حیوانات اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از روش آماری ANOVA یکطرفه مقایسه گردید و مقادیرP کمتر از 05/0 معنی‌دار تلقی شد. یافته‌ها: سطح تستوسترون سرم در گروه دیابتی افزایش معنی‌داری را در مقایسه با سایر گروه‌ها (05/0=P) به استثنای گروه کنترل از خود نشان داد. غلظت 200 میلی‌گرم در کیلو‌گرم عصاره‌ی بیلهر افزایش معنی‌داری در تعداد اسپرم‌ها در مقایسه با گروه‌های دیابتی (003/0=P) و دیگر گروه‌ها (05/0>P) ایجاد نمود. نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر این مطلب بود که عصاره‌ی آبی‌الکلی گیاه بیلهر منجر به بهبود روند تولید اسپرم و افزایش تعداد اسپرم‌ها در موش‌های صحرایی می‌شود و این اثر احتمالا به دلیل حضور فلاونوئیدهای موجود در این گیاه صورت گرفته است.


دکتر نوروز نجف‌زاده، شیرین حیدری تجدید، نسرین تاتا،
دوره 21، شماره 88 - ( 5-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: سلول‌های بنیادی فولیکول مو چند توان هستند و در ناحیه‌ی بالج واقع در فولیکول مو قرار دارند. این سلول‌ها قدرت تکثیری بالایی دارند. رتینویید‌ها باعث متمایز شدن سلول‌های اپیدرم و کراتینه شدن آن‌ها می‌شود. ال- ترانس رتینوئیک اسید برای درمان برخی بیماری‌های پوستی نظیر ملاسما، ایکتیوز و اکنه استفاده می‌شود، لذا مطالعه‌ی تاثیر ال- ترانس رتینوئیک اسید روی سلول‌های بنیادی فولیکول مو و تعیین غلظت موثر آن برای بقای سلول‌های بنیادی فولیکول مو ضروری به نظر می‌رسد. روش بررسی: در این مطالعه، سلول‌های بنیادی فولیکول موی مشتق از سبیل موش سوری Balb/c بعد از جداسازی و کشت در آزمایشگاه، تحت تیمار غلظت‌های مختلف ال- ترانس رتینوئیک اسید قرار گرفتند. غلظت‌های 5/0 تا 20 (به ترتیب: 5/0،1، 5، 10، 15 و 20) میکرومولار ال- ترانس رتینوئیک اسید برای بررسی اثرات مهاری یا تکثیری مورد بررسی قرار گرفت. اثرات سیتوتوکسیسیتی رتینوئیک اسید، با استفاده از روش MTT بررسی شد. جهت بررسی مرگ و میر و بقا‌ی سلول‌ها، از روش رنگ‌آمیزی آکریدین اورنج/اتیدیوم برماید استفاده شد و نتایج با میکروسکوپ فلورسنت مورد بررسی قرار گرفت و تعداد سلول‌های زنده، آپوپتوتیک و نکروتیک با استفاده از نرم‌افزار Image J شمارش شدند. یافته‌‌ها: نتایج حاصل از رنگ آمیزی نشان داد که غلظت 10 میکرومولار و بالاتر ال- ترانس رتینوئیک اسید باعث مرگ آپوپتوتیک و نکروتیک سلول‌های بنیادی فولیکول مو می‌شود و مقدار IC50 به‌دست آمده از منحنی پاسخ غلظت، 3/14 میکرومولار بود. نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که سلول‌های بنیادی فولیکول موی موش سوری در صورتی‌که در آزمایشگاه، تحت تاثیر غلظت‌های بالاتر از ده میکرومولار قرار گیرند با مرگ آپوپتوز یا نکروز از بین می‌روند و لذا از غلظت‌های بالاتر ال- ترانس رتینوئیک اسید می‌توان جهت از بین بردن موه‌های زاید استفاده کرد و از غلظت‌های پایین این ماده هم می‌توان جهت درمان بیماری‌های پوستی استفاده کرد.
زینب قهرمانی، دکتر نرگس حیدری، دکتر مینا شعبانی، مژگان السادات اقوامی، مهری حریری،
دوره 22، شماره 90 - ( ويژه نامه قرآن پژوهي 1393 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: معلولین با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند که علاوه بر سلامت جسمی می‌تواند سلامت روان آن‌ها را به خطر بیندازد. پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهند مذهب و سلامت روانی با یکدیگر رابطه دارند. روی آوردن محققین به مذهب و مطالعه‌ی روانشناختی آن در دهه‌های اخیر روزافزون بوده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه‌ی بین باور مذهبی و سلامت روانی بود. روش بررسی: تعداد 88 نفر از اعضای جامعه معلولین شعبه‌ی زنجان در آذر و دی‌ماه 1390 گروه نمونه‌ی پژوهش حاضر را تشکیل ‌دادند. آزمودنی‌ها با دو آزمون جهت‌گیری مذهبی آلپورت و پرسشنامه‌ی سلامت عمومی (GHQ) مورد بررسی قرار گرفتند. این آزمون‌ها پیشتر برای جامعه‌ی ایرانی ترجمه و استاندارد شده‌اند. نتایج آزمون‌ها پس از نمره‌گذاری با آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد بین نمره‌ی کل مذهبی با نمره‌ی زیر مقیاس سوم سلامت عمومی (چگونگی کنار آمدن با موقعیت‌های متداول زندگی) در سطح معناداری 01/0 (29/0r=- و 006/0P=) و نمره‌ی مذهب درونی با همین زیر مقیاس در سطح معناداری 05/0 (224/0r=- و 036/0P=) ارتباط معنی‌دار معکوسی یافت شد. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد افراد معلول به نقش ایمان در احساس سلامتی خود واقف نیستند و بنابراین اقداماتی در این زمینه می‌تواند سلامت آن‌ها را ارتقا دهد.


دکتر فرانک شریفی، دکتر آفاق انجم شعاع، دکتر میترا پیامی، علیرضا حیدری صومعه،
دوره 23، شماره 97 - ( 2-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: جانبازان جنگی، به دلیل معلولیت‌های موجود و نیز وضعیت روانی خاص، از گروه‌های در معرض خطر برای بیماری‌های قلبی عروقی محسوب می شوند. این مطالعه، به منظور ارزیابی فاکتورهای خطر بیماری‌های قلبی عروقی و سندروم متابولیک در بین جانبازان جنگی در زنجان، در سال 1390 پایه‌ریزی و انجام شد. روش بررسی: این مطالعه بر روی 360 مرد، شامل: 120 فرد جانباز مبتلا به بیماری استرس مزمن ناشی از تروما (PTSD) و120 مرد جانباز دارای افسردگی اساسی (MDD) و بدون PTSDو 120 نفر مرد سالم، به عنوان گروه شاهد، انجام شد. از طریق مصاحبه و معاینه، فرم اطلاعاتی: شامل وضعیت دموگرافیک و شاخص‌های آنتروپومتریک، جهت کلیه افراد تکمیل و اندازه‌گیری سطح سرمی قند، تری‌گلیسرید سرم و توتال کلسترول و کلسترول با دانسیته بالا(HDL)، انسولین سرم و آنزیم‌های کبدی در حالت ناشتا و در یک آزمایشگاه انجام شد. در نهایت میزان فراوانی ریسک فاکتورهای قلبی عروقی و سندرم متابولیک سنجیده و در بین گروه‌ها مقایسه شد. یافته‌ها: در این مطالعه، شیوع سندرم متابولیک در افراد جانباز با PTSD، 2.29 درصد و در افراد جانباز افسرده بدون PTSD، 5/27 درصد بود که نسبت به گروه شاهد (3/18 درصد)، بالاتر بود. 4/18 درصد جانبازان با PTSD ، در برآورد خطر 10 ساله ابتلا به حوادث قلبی عروقی، با استفاده از سیستم امتیازدهی فرامینگهام پرخطر محسوب می شدند که به مراتب بیش از دو گروه دیگر بود (001/0:P). بیشترین فاکتور خطر در جانبازان با PTSD، افزایش وزن و چاقی بود که 58 درصد افراد را شامل می‌شد. نتیجه‌گیری: درصد شیوع سندرم متابولیک در افراد جانباز با PTSD به مراتب بیش از جمعیت عمومی و دیگر افراد جانباز است. این مسئله توجه خاص به تغییر شیوه زندگی و نیز آموزش این افراد را برای پیشگیری از بیماری های قلبی عروقی، یادآور می شود.


زهرا ربیعی، دکتر اسفندیار حیدریان، دکتر محمود رفیعیان کوپایی،
دوره 23، شماره 98 - ( 3-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: تغییرات قابل توجه در عملکرد سیستم عصبی مرکزی در دوره مختصری از قطع جریان خون مغز مشاهده می شود. بیماران مبتلا به سکته مغزی تغییرات شناختی، عاطفی و الکتروفیزیولوژیک در طی فاز بهبودی نشان می‌دهند. اسطوخودوس متعلق به خانواده Labiatae است و دارای مصرف زیاد در تولید لوازم آرایشی و بهداشتی است و همچنین به عنوان اهداف درمانی در طب گیاهی به کار می رود. هدف از این مطالعه بررسی اثر عصاره اتانولی اسطوخدوس بر میزان ادم مغزی در مدل سکته ی مغزی رت است. روش بررسی: عصاره اسطوخدوس (با دوزهای mg/kg100 و 200) به مدت 20 روز متوالی به موش های صحرایی به صورت داخل صفاقی تزریق شد. 2 ساعت بعد از آخرین دوز، جراحی بستن شریان مغزی انجام شد و 24 ساعت بعد از القای ایسکمی میزان ادم مغزی اندازه گیری شد و ظرفیت آنتی اکسیدانی سرم و بافت مغز در گروههای دست نخورده اندازه گیری شد. یافته‌ها: این تحقیق نشان می دهد که تیمار موش های صحرایی با عصاره اتانولی اسطوخدوس باعث یک کاهش معنی دار در میزان آب مغزی در مقایسه با گروه ایسکمی گردیده است. عصاره اسطوخدوس باعث افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی سرم و بافت مغز در گروههای دست نخورده در مقایسه با گروه کنترل شد. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که عصاره اسطوخدوس فعالیت نوروپروتکتیو در برابر ایسکمی مغزی داشته که مکانیسم آن ممکن است در ارتباط با افزایش فعالیت سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی خارجی و مهار استرس اکسیداتیو در مغز موش های صحرایی باشد.


دکتر مجید محمد شاهی، دکتر فاطمه حیدری، دکتر مجید کاراندیش، سارا ابراهیمی، محمد حسین حنیفی زاده،
دوره 23، شماره 99 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی وضعیت التهابی خفیفی است. به نظر می‌رسد بین کفایت رژیمی و فاکتور‌های التهابی ارتباط وجود دارد Healthy Eating Index(HEI) یکی از شاخص‌های مهم ارزیابی کفایت رژیمی می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر آموزش HEI بر سطوح سرمی فاکتور‌های التهابی در زنان چاق انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی، 60 زن چاق با 30P). نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد بهبود کیفیت رژیم غذایی ممکن است بتواند به‌عنوان فاکتوری مستقل در پیشگیری از بیماری‌های مزمن از طریق تعدیل شرایط التهابی ایفای نقش کند.


دکتر مهران محسنی، کریم داداشی، اعظم حیدری،
دوره 23، شماره 100 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: با گسترش صنعتی فناوری نانو و افزایش کاربرد آن در تکنولوژی‌های مدرن، بررسی و مطالعه اثرات سوء این نانوذرات حائز اهمیت می‏باشد. لذا این مطالعه با هدف ارزیابی اثر سمیت حاد نانو ذرات مولیبدن بر برخی فاکتورهای بیوشیمیایی مربوط به عملکرد کلیه در سرم خون موش انجام شده است. روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 24 سر موش صحرایی نر به‌صورت تصادفی در چهار گروه شش تایی، یک گروه شاهد و سه گروه تیمار قرار گرفتند. گروه شاهد یک میلی‌لیتر آب مقطر و گروه‌های تیمار روزانه به‌ترتیب مقادیر 5، 10 و 15 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن از نانوذرات مولیبدن دارای ابعاد 10 نانومتر به مدت 28 روز متوالی به‌صورت تزریق داخل صفاقی دریافت کردند. بعد از آخرین دوز دریافتی از موش‏ها خونگیری به‌عمل آمد و سطح سرمی نیتروژن اوره خون (BUN)، کراتینین، پروتئین تام و آلبومین سنجیده شد و نتایج گروه‌ها با یکدیگر مقایسه گردید. یافته‌ها: میزان BUN و کراتینین در گروه‏ دریافت کننده دوز 15 میلی‌گرم بر کیلوگرم نسبت به گروه شاهد کاهش معنی‏‏داری داشت (05/0>P). سطح سرمی آلبومین در گروه‏های دریافت کننده دوز 15 و 10 میلی‌گرم بر کیلوگرم نسبت به گروه شاهد کاهش معنی‌دار داشت (05/0>P). به‌علاوه کاهش معنی‏دار سطح سرمی پروتئین تام در هر سه گروه دریافت کننده دوز 15، 10و 5 میلی‌گرم بر کیلوگرم نسبت به گروه شاهد مشاهده گردید (05/0>P). نتیجه‌گیری: مطالعه‌ی حاضر نشان داد که نانوذرات مولیبدن با ابعاد 10 نانومتر در غلظت‌های مورد مطالعه موجب کاهش سطح کراتینین و BUN سرم می‏شود.


دکتر بهزاد حیدری، دکتر یحیی جوادیان، دکتر رقیه اکبری،
دوره 24، شماره 102 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ضعف عضلانی اندام تحتانی خصوصا عضله‌ی چهار سر ران به‌عنوان یک فاکتورخطر شناخته شده در بروز و پیشروی استئوآرتریت زانو می‌باشد. هدف مطالعه‌ی حاضر، مقایسه‌ی قدرت عضلات چهارسر ران در بیماران استئوآرتریت زانو با شاهدان بدون علامت و بررسی ارتباط کاهش قدرت عضله‌ی چهارسر ران با درد زانو و شدت تغییرات رادیوگرافیک در استئو آرتریت زانو بود.

روش بررسی: تشخیص استئوآرتریت زانو توسط پزشک متخصص براساس معیارهای کالج روماتولوژی آمریکا بود. قدرت عضلات چهار سر ران در هردو اندام با روش دینانومتری و تغییرات رادیوگرافیک با معیار Kellgren-Lawrence (K/L) و درجه بندی (0 تا 4)، شدت درد زانو با اندکس WOMAC تعیین شد. در آنالیز آماری قدرت عضلانی بیماران با شاهدان مقایسه شد و ارتباط قدرت عضلانی با درد زانو و شدت تغییرات رادیوگرافیک تعیین شد.

یافته‌ها: 77 بیمار با میانگین سنی 8/9± 6/53 سال و 75 شاهد بدون علامت با میانگین سنی 8/2±8/55 سال (06/0=P) و میانگین شاخص توده‌ی بدن 7/4±3/28 کیلوگرم بر متر مربع و 7/2±8/25 کیلوگرم بر متر مربع وارد مطالعه شدند. قدرت عضلات چهارسرران در هر دو اندام در بیماران به‌طور معنی‌داری به ترتیب 1/30 درصد و 6/31 درصد کمتر از شاهدان بود (001/0 P=برای هردو اندام). میزان کاهش قدرت عضلات چهارسرران راست و چپ در مردان به طور معنی‌داری کمتر از زنان بود (001/0=P). قدرت عضلانی با درد زانو و تغییرات رادیو گرافیک ارتباط معنی‌داری نداشت.

نتیجه گیری: در استئوآرتریت زانو قدرت عضله‌ی چهارسر ران کمتر از شاهدان سالم است و با درد و تغییرات رادیو گرافیک ارتباط معنی‌داری ندارد.


دکتر محمدعلی زمانی، دکتر سیدمحمدکاظم نوربخش، دکتر محمود رفیعیان، زهرا کیوانی هفشجانی، سعید حیدری سورشجانی،
دوره 24، شماره 104 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: برونشیولیت حاد شایع‌ترین علت التهاب و انسداد مجاری هوایی کوچک و عفونت دستگاه تنفسی تحتانی در دوران شیرخوارگی بوده و عوارض متعددی ایجاد می‌کند. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین اثر بخشی هایپرسالین 3 درصد در درمان برونشیولیت حاد انجام شد.

روش بررسی: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی دوسوکور است که در سال 1391 در بیمارستان هاجر شهر کرد به روش تصادفی انجام شد.
70 بیمار زیر 2 سال مبتلا به برونشیولیت به دو گروه 35 نفره تقسیم شدند. گروه اول نبولایز ونتولین و گروه دوم نبولایز هایپرسالین 3 درصد، سه بار در روز دریافت نمودند و مدت زمان بهبودی در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین مدت زمان بهبودی در گروه ونتولین 9/0±14/4 روز و در گروه هایپرسالین 3 درصد 6/0±06/3 روز بود، طبق آزمون T-test، میانگین زمان بهبودی در گروه هایپر سالین 3 درصد به‌طور معنی‌داری کمتر بود (001/0P<).

نتیجه‌گیری: نبولایز هایپرسالین 3 درصد دارای تاثیر درمانی مطلوب‌تری نسبت به ونتولین در درمان برونشیولیت حاد می‌باشد. لذا استفاده از این دارو به علت عاری بودن از ترکیبات دارویی و ارزان بودن نسبت به ونتولین برای درمان برونشیولیت حاد در کودکان کمتر از دو سال توصیه می‌گردد.


نیما حیدری اورنجقی، دکتر حسن اژدری زرمهری، المیرا قاسمی داشکسن، دکتر مهین گنج خانی،
دوره 25، شماره 109 - ( 2-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: محرومیت از غذا باعث افزایش بیان ژن گیرنده‌ی1 اورکسین در هیپوتالاموس می‌شود. از سوی دیگر محرومیت حاد از غذا منجر به بی‌دردی شده و اورکسین هم نقش اساسی و شناخته شده‌ای در تعدیل درد دارد. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین اثر آنتاگونیست گیرنده‌ی 1 اورکسین بر بی‌دردی ناشی از محرومیت غذایی حاد (12 ساعته) در موش بزرگ آزمایشگاهی نر توسط آزمون صفحه داغ انجام شد.

روش بررسی: موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار به 5 گروه هشت تایی شامل: گروه‌های کنترل، محرومیت غذایی بدون جراحی و گروه‌های تحت جراحی استریوتاکسی شامل گروه حلال، محرومیت غذایی و حلال، محرومیت غذایی و انتاگونیست گیرنده‌ی اورکسین تقسیم شدند.
12 ساعت قبل از آزمون، غذا از دسترس حیوانات گروه‌های محرومیت غذایی خارج شد اما آب به صورت آزادانه در اختیار حیوانات قرار داشت. تمامی گروه‌ها تحت آزمایش با صفحه داغ قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون آماری
 one-way ANOVAبا تست تعقیبی Tukey استفاده گردید.

یافته‌ها: مطابق نتایج این تحقیق، تزریق آنتاگونیست گیرنده‌ی 1 اورکسین بروز رفتارهای دردی در آزمون صفحه داغ را در زمان‌های
5 (05/0
P<)، 15 (05/0P<)، 30 (01/0P<)، و 60 (001/0P<) دقیقه افزایش داد.

نتیجه‌گیری: اورکسین در تعدیل درد ناشی از اثر محرومیت غذایی نقش دارد.براساس نتایج این تحقیق پیشنهاد می‌شود که تغییر رفتارهای دردی در جوندگان به دنبال محرومت غذایی می‌تواند مربوط به افزایش میزان اورکسین یا افزایش بیان ژن گیرنده‌ی1 اورکسین باشد.

واژگان کلیدی: محرومیت غذایی، اورکسین، SB-334867، آزمون صفحه داغ، موش صحرایی

زمینه و هدف: محرومیت از غذا باعث افزایش بیان ژن گیرنده‌ی1 اورکسین در هیپوتالاموس می‌شود. از سوی دیگر محرومیت حاد از غذا منجر به بی‌دردی شده و اورکسین هم نقش اساسی و شناخته شده‌ای در تعدیل درد دارد. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین اثر آنتاگونیست گیرنده‌ی 1 اورکسین بر بی‌دردی ناشی از محرومیت غذایی حاد (12 ساعته) در موش بزرگ آزمایشگاهی نر توسط آزمون صفحه داغ انجام شد.

روش بررسی: موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار به 5 گروه هشت تایی شامل: گروه‌های کنترل، محرومیت غذایی بدون جراحی و گروه‌های تحت جراحی استریوتاکسی شامل گروه حلال، محرومیت غذایی و حلال، محرومیت غذایی و انتاگونیست گیرنده‌ی اورکسین تقسیم شدند.
12 ساعت قبل از آزمون، غذا از دسترس حیوانات گروه‌های محرومیت غذایی خارج شد اما آب به صورت آزادانه در اختیار حیوانات قرار داشت. تمامی گروه‌ها تحت آزمایش با صفحه داغ قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون آماری
 one-way ANOVAبا تست تعقیبی Tukey استفاده گردید.

یافته‌ها: مطابق نتایج این تحقیق، تزریق آنتاگونیست گیرنده‌ی 1 اورکسین بروز رفتارهای دردی در آزمون صفحه داغ را در زمان‌های
5 (05/0
P<)، 15 (05/0P<)، 30 (01/0P<)، و 60 (001/0P<) دقیقه افزایش داد.

نتیجه‌گیری: اورکسین در تعدیل درد ناشی از اثر محرومیت غذایی نقش دارد.براساس نتایج این تحقیق پیشنهاد می‌شود که تغییر رفتارهای دردی در جوندگان به دنبال محرومت غذایی می‌تواند مربوط به افزایش میزان اورکسین یا افزایش بیان ژن گیرنده‌ی1 اورکسین باشد.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb