جستجو در مقالات منتشر شده


9 نتیجه برای داداشی

دکتر مهران محسنی، کریم داداشی، اعظم حیدری،
دوره 23، شماره 100 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: با گسترش صنعتی فناوری نانو و افزایش کاربرد آن در تکنولوژی‌های مدرن، بررسی و مطالعه اثرات سوء این نانوذرات حائز اهمیت می‏باشد. لذا این مطالعه با هدف ارزیابی اثر سمیت حاد نانو ذرات مولیبدن بر برخی فاکتورهای بیوشیمیایی مربوط به عملکرد کلیه در سرم خون موش انجام شده است. روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 24 سر موش صحرایی نر به‌صورت تصادفی در چهار گروه شش تایی، یک گروه شاهد و سه گروه تیمار قرار گرفتند. گروه شاهد یک میلی‌لیتر آب مقطر و گروه‌های تیمار روزانه به‌ترتیب مقادیر 5، 10 و 15 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن از نانوذرات مولیبدن دارای ابعاد 10 نانومتر به مدت 28 روز متوالی به‌صورت تزریق داخل صفاقی دریافت کردند. بعد از آخرین دوز دریافتی از موش‏ها خونگیری به‌عمل آمد و سطح سرمی نیتروژن اوره خون (BUN)، کراتینین، پروتئین تام و آلبومین سنجیده شد و نتایج گروه‌ها با یکدیگر مقایسه گردید. یافته‌ها: میزان BUN و کراتینین در گروه‏ دریافت کننده دوز 15 میلی‌گرم بر کیلوگرم نسبت به گروه شاهد کاهش معنی‏‏داری داشت (05/0>P). سطح سرمی آلبومین در گروه‏های دریافت کننده دوز 15 و 10 میلی‌گرم بر کیلوگرم نسبت به گروه شاهد کاهش معنی‌دار داشت (05/0>P). به‌علاوه کاهش معنی‏دار سطح سرمی پروتئین تام در هر سه گروه دریافت کننده دوز 15، 10و 5 میلی‌گرم بر کیلوگرم نسبت به گروه شاهد مشاهده گردید (05/0>P). نتیجه‌گیری: مطالعه‌ی حاضر نشان داد که نانوذرات مولیبدن با ابعاد 10 نانومتر در غلظت‌های مورد مطالعه موجب کاهش سطح کراتینین و BUN سرم می‏شود.


مهدی خانی، محسن داداشی، ابوالفضل قریشی،
دوره 25، شماره 111 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: مولفه‌‌های شناختی و فیزیولوژیکی مانند عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب شناختی و سیستم‌‌های مغزی/رفتاری بر روی اختلال اضطراب فراگیر تاثیر بسزایی دارند و مولفه‌‌های فوق از عوامل اصلی ایجاد و تداوم این اختلال محسوب می‌‌شوند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه‌ی سیستم‌‌های مغزی/رفتاری، عدم تحمل بلاتکلیفی و اجتناب شناختی در بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد سالم بود.

روش بررسی: شرکت کنندگان از بین دانشجویان دانشگاه زنجان، به روش نمونه‌‌گیری خوشه‌‌ای تصادفی ساده انتخاب شدند که شامل دو گروه
45 نفر بیمار مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و 45 نفر افراد سالم بودند، مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر
(GAD-7)، پرسشنامه شخصیتی‌‌گری- ویلسون (GWPQ) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) با پرسشنامه‌ی اجتناب شناختی (CAQ) ارزیابی شد و کسانی که در (GAD-7) نمره بالایی دریافت کرده بودند و با استفاده از ((SCID-I، مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر تشخیص داده شدند به‌‌عنوان گروه مبتلا به GAD در نظر گرفته شدند. گروه سالم نیز افرادی بودند که با استفاده از (SCID) سالم تشخیص داده شدند. تجزیه و تحلیل داده‌‌ها با روشMANOVA  و تحلیل رگرسیون انجام شد.

یافته ها: در مولفه عدم تحمل بلاتکلیفی گروه مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، به‌‌طور معناداری (05/0P <)، بالاتر از گروه سالم بود و همچنین در مولفه‌‌های فیزیولوژیکی، خرده مقیاس‌‌های سیستم بازداری رفتاری، افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر به‌‌صورت معناداری
(05/0
P<)، بالاتر از گروه سالم، نشان داده شد.

نتیجه گیری: در پژوهش حاضر میزان عدم تحمل بلاتکلیفی، فعالیت سیستم بازداری رفتاری و سیستم فعال سازی رفتاری افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر با افراد سالم متفاوت بود و همچنین عدم تحمل بلاتکلیفی و سیستم بازداری رفتاری توانستند به خوبی اختلال اضطراب فراگیر را پیش‌‌بینی کنند.


دکتر محسن داداشی، سمیه بسطامی، ذکریا اسکندری،
دوره 25، شماره 112 - ( 5-1396 )
چکیده

چکیده

زمینه وهدف: یکی از چالش برانگیزترین مولفه‌های اعتیاد، ولع و نشانه‌های مرتبط با مصرف مواد می‌باشد که اقدامات درمانی را با شکست مواجه کرده و منجر به عود مصرف مواد می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی تحریک با جریان مستقیم از طریق جمجمه (tDCS) به قشر پیش پیشانی خلفی جانبی چپ (LDLPFC) بر ولع مصرف مواد و نشانه‌های سوگیری توجه در مردان وابسته به اپیوم بود.

روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. تعداد 44 نفر به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (22 نفر) و کنترل (22 نفر) قرار گرفتند. قبل از شروع مداخله درمانی برای گروه آزمایش، هر دو گروه با پرسشنامه‌های ولع مصرف مواد و آزمون کامپیوتری استروپ هیجان مورد آزمون قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 10 جلسه
20 دقیقه‌ای توسط دستگاه استیمولاتور با باشدت 2 میلی‌آمپر تحریک الکتریکی مغز را دریافت نمودند. پس از خاتمه طرح درمانی برای گروه آزمایش، هر دو گروه مورد آزمون پرسشنامه‌های ولع مصرف مواد و آزمون کامپیوتری استروپ هیجان قرار گرفتند و داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که tDCS آندی قشر پیش پیشانی پشتی جانبی چپ موجب کاهش سطح ولع مصرف و کاهش سوگیری
توجه در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، در افراد وابسته به اپیوم شده بود.و بین آزمودنی‌های دو گروه آزمایش و کنترل، در نمرات پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت (001/0
P<).

نتیجه گیری: براساس یافته‌های این پژوهش tDCS آندی قشر پیش پیشانی پشتی جانبی چپ، تلویحات مهمی در زمینه کاهش ولع مصرف مواد و بهبودی نشانه‌های سوگیری توجه در افراد وابسته به اپیوم داشته و به‌عنوان شیوه درمانی موثری جهت استفاده در کلینیک‌های درمان اعتیاد توصیه می‌گردد.


ویدا یوسفی اصل، دکتر یوسف مرسلی، دکتر محسن داداشی،
دوره 26، شماره 114 - ( 1-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال وسواسی جبری (OCD) از اختلالات روانی است که ویژگی اصلی آن وجود وسواس‌های فکری یا عملی مکرر و شدید است که باعث رنج و عذاب زیادی می‌شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه‌ی اثربخشی درمان‌هایERP  و tDCS در کاهش علائم و نشانه‌های اضطراب و افزایش عملکرد کلی مبتلایان به OCD بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری و جامعه‌ی آماری شامل مراجعه کنندگان به کلینیک روان‌پزشکی و روان شناسی بالینی مرکز آموزشی درمانی شهید بهشتی زنجان بود که از این تعداد، 20 بیمار مبتلا به OCD به‌صورت نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب و به روش تصادفی ساده در دو گروه جای داده شدند و درمان ERP و tDCS بین دو گروه انجام و مورد مقایسه قرار گرفت. آزمودنی‌ها پیش از درمان، پس از آن و در پیگیری یک ماهه و دو ماهه پرسشنامه BAI را تکمیل و از لحاظ عملکرد بر اساس معیار GAFs ارزیابی شدند. داده‌های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS 20 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: در مرحله‌ی پس‌آزمون هر چند در علائم اضطراب بین گروه ERP و tDCS تفاوت معناداری وجود ندارد، در عملکرد کلی بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<).
نتیجه‌گیری: هرچند تفاوت بین درمان‌ها از لحاظ آماری معنادار نیست، ترکیب ERP و دارودرمانی از نظر بالینی در کاهش علائم و نشانه‌های اضطراب و افزایش عملکرد کلی مبتلایان به OCD موثرتر از ترکیب tDCS و دارودرمانی است.
 
دکتر محسن داداشی، دکتر سعید ممتازی، ویدا یوسفی اصل، دکتر بنفشه غرایی، دکتر علی اصغر اصغر نژاد،
دوره 26، شماره 115 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال استرس پس از سانحه ((PTSD واکنش‌های حاد روان‌شناختی در برابر رویدادهای سانحه آمیز شدید است. درمان‌های غیر دارویی خط اول درمان PTSD در نظر گرفته می‌شوند و به‌طور اساسی باید مکمل برنامه‌های درمانی بیماران مبتلابهPTSD باشد. با این وجود، بعضی از بیماران به درمان‌های غیر دارویی پاسخ کافی نمی‌دهند. هدف پژوهش حاضر مقایسه کارایی و اثربخشی ترکیب دارودرمانی با فرا شناخت درمانی و دارودرمانی به تنهایی در کاهش شدت و علائم PTSD بود.
روش بررسی: جامعه‌ی این پژوهش مراجعه کنندگان به مرکز آموزشی درمانی بیمارستان شهید بهشتی استان زنجان بودند و نوع پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی تک موردی و از نوع خط پایه چندگانه است. به‌منظور بررسی، شش آزمودنی مرد به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده و به‌تصادف در دو گروه جای داده شدند. آزمودنی‌ها در مرحله‌ی پیش از درمان (خط پایه) و در طی جلسه‌های چهارم، هشتم و پس از درمان و مرحله‌ی پیگیری (1 ماهه و 2 ماهه) پرسش‌نامه‌های مقیاس اجرایی بالینی اختلال تنیدگی پس از ضربه (CAPS) اضطراب بک (BAI)، فراشناخت‌های منفی (MCQ-30)، هم‌چنین مقیاس واحدهای ذهنی ناراحتی (SUDS) و عملکرد روان‌شناختی (GAFS) را تکمیل نمودند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که هر دو روش (ترکیب دارودرمانی با فراشناخت درمانی و دارودرمانی) در درمان اختلال استرس پس از سانحه موثر بوده و این اثربخشی در مورد روش اول (ترکیب دارودرمانی با فراشناخت درمانی) بیشتر بوده است.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد ترکیب دارودرمانی با فراشناخت درمانی در کاهش علائم و نشانه‌های اضطرابی مبتلایان به PTSD موثرتر از دارودرمانی به تنهایی است. همچنین این درمان ترکیبی باعث کاهش میزان ناراحتی و بهبود عملکرد کلی مبتلایان می‌شود.
 
عباس همت، دکتر محسن داداشی، دکتر سعید ممتازی، دکتر سعیده زنوزیان، جهانگیر محمدی بایتمر،
دوره 26، شماره 116 - ( 5-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه در موج سوم روان‌درمانی‌ عقیده بر این است که افراد با انعطاف‌پذیری شناختی، آگاهی و پذیرش افکار می‌توانند احساسات و رفتارهای خود را اصلاح کنند. هدف پژوهش حاضر تعین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش ولع مصرف و افزایش کیفیت زندگی معتادان تحت متادون درمانی بود.
روش بررسی: در این مطالعه‌ی شبه تجربی، جامعه‌ی آماری را کلیه‌ی مردان معتاد تحت درمان متادون شهر زنجان در سال 94-1395 تشکیل می‌دادند. نمونه‌ای به حجم 30 نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی ساده و مساوی در دو گروه مداخله و کنترل قرار داده شدند. گروه مداخله در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای گروه‌درمانی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد شرکت کردند. پرسش‌نامه‌های ولع مصرف فرانکن و همکاران (2002) و کیفیت زندگی (SF-36) در قالب پیش‌آزمون، پس‌آزمون و یک دوره پیگیری سه‌ماهه در دو گروه اجرا شد.
یافته‌ها: گروه‌درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد به‌طور مؤثری توانسته ولع مصرف را کاهش و سلامت روانی را افزایش دهد (05/0P<). ولی اثربخشی این مداخله در افزایش سلامت جسمی از لحاظ آماری معنادار نبود (05/0P>). اندازه اثر گروه‌درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد نسبت به گروه کنترل در مرحله پس‌آزمون در مورد ولع مصرف و سلامت روانی کیفیت زندگی زیاد بود و این تأثیرات در یک دوره پیگیری سه‌ماهه با ثبات باقی ماندند.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به‌طور مؤثری در کاهش ولع مصرف و افزایش سلامت روان مؤثر است.
 
سارا احتشامی پویا، دکتر سعید ممتازی، دکتر آذرخش مکری، ذکریا اسکندری، دکتر محسن داداشی،
دوره 26، شماره 117 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سوءمصرف مت آمفتامینها یکی ازجدیدترین معضلات بشری در سال‌های اخیر و یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌های انسانی می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی مدل درمانی ماتریکس در سوء مصرف کنندگان مت آمفتامین بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی بود که با پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری همه‌ی افراد مبتلا به سوء مصرف مواد محرک در شهر زنجان بودند. 40 نفر از افرادی که به کلینیک‌های روان پزشکی و روان شناسی بالینی و مراکز ترک اعتیاد مراجعه کرده بودند به صورت نمونه‌گیری در دسترس گرد آوری شدند و به دو گروه درمان دارویی و ترکیبی (درمان دارویی و مدل درمانی ماتریکس) تقسیم شدند. در مرحله پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه شاخص شدت اعتیاد و آزمایش ادرار اجرا شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون کای دو تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: در متغیرهای وضعیت شغلی، مصرف موادمخدر، الکل، وضعیت حقوقی، خانوادگی و روانی مداخله موثر بود (001/0P=). در شاخص وضعیت پزشکی شدت اعتیاد، بین دوگروه تفاوت معناداری مشاهده نشد (111/0P=). آزمون کای دو نشان داد که در گروه مداخله تعداد دفعات مثبت بودن آزمایش ادرار در پس آزمون کاهش یافت (005/0P=).
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که درمان ماتریکس می‌تواند شاخص‌های شدت اعتیاد را کاهش داده و آزمایش ادرار مثبت در بیماران مبتلا به سوءمصرف کنندگان مت آمفتامین را کاهش دهد.

 
دکتر محسن داداشی، دکتر فرهاد طارمیان، دکتر سعید ممتازی، مهدی خانی، ذکریا اسکندری، دکتر علیرضا آرمانی کیان، دکتر بهروز بیرشک،
دوره 26، شماره 117 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال اضطراب فراگیر یکی از شایعترین اختلالات روان پزشکی است که با نگرانی افراطی و غیر قابل کنترل مشخص می‌شود و همبودی بالایی با سایر اختلالات اضطرابی و افسردگی دارد. این پژوهش با هدف مقایسه‌ی اثربخشی درمان فراشناختی، دارودرمانی (SSRIs) وEEG بیوفیدبک در درمان اختلال اضطراب فراگیر انجام شد.
روش‌بررسی: 42 بیمار سرپایی مبتلا به GAD بر اساس معیارهای DSM-IV-TR، به شیوه نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در سه گروه درمان فراشناختی، دارودرمانی و EEG بیوفیدبک جایگزین شدند. بیماران در هر گروه به مدت 10 هفته مورد درمان قرار گرفتند. مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7)، و دامنه‌ی امواج مغزی آلفا در ناحیه اکسی پیتال (O1 و O2) با استفاده از دستگاه EEG  بیوفیدبک در مرحله پیش آزمون و پس آزمون ثبت شد. در طول تحقیق 36 بیمار به درمان ادامه دادند و 6 نفر از درمان خارج شدند. نتایج با استفاده از آزمون‌های آماری، ANCOVA، ANOVA، آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر، آزمون کلموگروف- اسمیرنف و آزمون تعقیبی LSD تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج به دست آمده بیانگر این بود که هر سه روش درمانی در درمان اختلال اضطراب فراگیر موثر بوده است (001/0P<). همچنین نتایج نشان داد که درمانEEG  بیوفیدبک در مقایسه با درمان فراشناختی و دارودرمانی منجر به بهبودی معناداری در شدت علائم اضطراب فراگیر و افزایش دامنه امواج آلفا می‌شود (001/0 P<). ولی درمان فراشناختی و دارودرمانی به سطح معناداری نرسیدند.
نتیجه گیری: درمان EEG  بیوفیدبک نسبت به درمان فراشناختی و دارودرمانی در بهبودیGAD و افزایش دامنه امواج آلفا در ناحیه اکسی پیتال برتری داشت.
 
عباس همت، جهانگیر محمدی بایتمر، دکتر رضا پیرزه، دکتر محسن داداشی،
دوره 26، شماره 117 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: موج سوم درمان شناختی رفتاری ازجمله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، شامل رویکردها و روش‌های جدیدی است که پتانسیل بالایی برای رسیدگی به موارد پیچیده سوءمصرف مواد دارد. به نظر می‌رسد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تاکید بر ذهن آگاهی و توجه بر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی، در بازتوانی معتادان تحت متادون درمانی موثر باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش وسواس فکری و عملی مصرف مواد، اضطراب و افسردگی معتادان تحت متادون درمانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه‌ی شبه تجربی، جامعه‌ی آماری شامل کلیه‌ی مردان معتاد تحت درمان با متادون شهر زنجان در سال‌های 94تا 95 بود. نمونه‌ای به حجم 30 نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی ساده و مساوی در دو گروه مداخله و کنترل قرار داده شدند و گروه مداخله در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای گروه‌درمانی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد شرکت کردند. پرسش‌نامه‌های مقیاس وسواس فکری-عملی مصرف مواد مدل و همکاران، اضطراب و افسردگی در قالب پیش‌آزمون، پس‌آزمون و یک دوره پیگیری سه‌ماهه در دو گروه اجرا شد.
یافته‌ها: گروه‌درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد به‌طور موثری توانست وسواس فکری و عملی مصرف مواد، اضطراب و افسردگی را کاهش دهد (05/0P<). اندازه‌ی اثر گروه‌ درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد نسبت به گروه کنترل در مرحله پس‌آزمون در مورد وسواس فکری و عملی مصرف مواد (04/1)، اضطراب (64/1) و افسردگی (6/1) بزرگ بود؛ و این تاثیرات در یک دوره پیگیری سه‌ماهه با ثبات باقی ماندند.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به‌طور موثری در کاهش وسواس فکری-عملی مصرف مواد، اضطراب و افسردگی موثر است؛ بنابراین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را می‌توان به‌عنوان یک مداخله موثر برای اختلالات روان‌شناختی مرتبط با سوءمصرف مواد در بیماران تحت متادون درمانی به کار برد.
واژگان کلیدی: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، وسواس فکری و عملی، اضطراب، افسردگی، معتاد، متادون درمانی

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb