جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای دارابی

دکتر محمد نوری، مسعود دارابی، دکتر علی رحیمی پور، دکتر محمد رهبانی، دکتر ناصر اصلان آبادی، مقصود شاکر، امیر مهدی ‍اده،
دوره 16، شماره 65 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بر اساس مطالعات اخیر ترکیب و ساختمان ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا با برخی از اعمال بیولوژیک این ذرات ارتباط دارد که در نتیجه می‌تواند به عنوان یک شاخص خطر بیماری‌های قلبی محسوب شود. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط ترکیب اسیدهای چرب فسفولیپیدهای ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا با شدت گرفتگی عروقی در افراد مبتلا به بیماری گرفتگی عروق کرونر بوده است. روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه را 117 نفر که ابتلا‌ی آن‌ها به بیماری گرفتگی عروق کرونر با آنژیوگرافی کرونر مورد تأیید قرار گرفته بود، تشکیل می‌داد. شدت گرفتگی عروق کرونر بر اساس تعداد رگ‌های (1، 2 یا 3 رگ) با گرفتگی بیش از 50 درصد مشخص شد. ترکیب اسیدهای چرب ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا به روش گاز کروماتوگرافی (GLC) تعیین شد. ارتباط مستقل اسیدهای چرب و بیماری گرفتگی عروق کرونر با آزمون‌ آماری رگرسیون چندگانه بررسی گردید. به این ترتیب که تأثیر هر یک از متغیرهای مرتبط با شدت بیماری مورد بررسی قرار‌ گرفت. یافته‌ها: اسیدهای چرب امگا-3 شامل EPA (23/0-=β، 01/0>P) و DHA (17/0-=β، 05/0>P) به صورت مستقل از سایر عوامل خطر با شدت بیماری گرفتگی عروق کرونر ارتباط منفی داشتند. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این مطالعه میزان اسیدهای چرب چند غیراشباع EPA و DHA در ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا با شدت بیماری گرفتگی عروق کرونر ارتباط عکس دارد. واژگان کلیدی: گرفتگی عروق کرونر، اسیدهای چرب، لیپوپروتئین با چگالی بالا


المیرا دارابی، دکتر حسن اصیلیان، رضا غلام نیا، دکتر عباس رضایی، دکتر احمد جنیدی جعفری، دکتر علی خوانین،
دوره 17، شماره 68 - ( 7-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ترکیبات PCB از جمله آلاینده‌های خطرناک شغلی و محیطی هستند که چالش‌های شغلی و زیست محیطی عمده‌ای را ایجاد نموده‌اند. این ترکیبات بسته به راه ورود، سن، جنس، غلظت و سطح مواجهه سبب انواع مختلف اثرات بهداشتی می‌شوند. هدف از این مطالعه تجزیه‌ی روغن‌های آسکارل با استفاده از فرآیند فوتولیز به منظور کاهش مواجهه‌ی کارگران بود. روش بررسی: راکتور فوتوشیمیایی مبتنی بر فرآیند فوتولیز با روش UV/H2O2 با مشخصات بشر 500 میلی‌لیتری، لامپ کم فشار اشعه UV-C و طول موج 254 نانومتر محیا گردید. لامپ در داخل بشر به شکل غوطه‌ور قرار گرفت. pH نمونه‌ها و دما به‌طور مداوم مورد پایش قرار‌گرفت. آزمایش‌ها هر یک سه بار تکرار شد. روغن‌های آسکارل با استفاده از دستگاه GC/ECD مورد تجزیه قرار گرفت. یافته‌ها: میانگین حذف برای مجموع PCB ها برحسب شدت با یک، دو و سه لامپ به ترتیب 5/77، 9/82 و 2/85 درصد بود. میانگین حذف برحسب عدم استفاده و به‌کارگیری از H2O2 به میزان 10 و 20 درصد به ترتیب 5/74، 79و 5/94 درصد بود. میانگین حذف برحسب نسبت حلال مورد استفاده به روغن آسکارل به میزان 1به1، 2به1 و3به1 به ترتیب 55، 64 و84 درصد بود. نتیجه‌گیری: نتایج بررسی ما بر روی فوتولیز UV-C در حضور حلال و اکسیدکننده‌های قوی نظیر H2O2 روی ترکیبات PCB، منجر به تجزیه یا کاهش میزان PCB در روغن ترانسفورمر شد. به این ترتیب با استفاده از این روش میزان مواجهه شغلی و زیست محیطی با ترکیبات PCB را می‌توان کاهش داد.


دکتر مسعود دارابی، دکتر علی‌اکبر ابوالفتحی، دکتر علیرضا استادرحیمی، دکتر عبدالحسن کاظمی، مقصود شاکر، دکتر محمد نوری،
دوره 17، شماره 69 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بیماری آترواسکلروز ناشی از یک تقابل پیچیده بین ژنتیک و عوامل محیطی می‌باشد. برداشت کلسترول از بافت‌های محیطی و انتقال آن به کبد که فرآیند انتقال معکوس کلسترول (RCT) نامیده می‌شود، نقش بسیار مهمی در پیشگیری از آترواسکلروز دارد. ذرات HDL و پروتئین انتقال دهنده‌ی کلسترول (CETP) از اجز‌ای مهم RCT محسوب می‌شوند. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر پلی‌مرفیسم I405V ژن CETP بر پاسخ به تغییر نسبت اسیدهای چرب چندغیر اشباع به اسیدهای چرب اشباع (P بهS) بود. روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه شامل 85 فرد سالم با ژنوتیپ‌های مختلف I405V (35 نفر II، 36 نفر IV، 14 نفر VV) بود، که طی دو دوره‌ی 28 روزه مورد مطالعه قرار گرفتند. نسبتP بهS رژیم غذایی دوره‌ی اول 1به2 (غنی از اسیدهای چرب چند غیراشباع یا PUFA) و دوره‌ی دوم 3/0 (غنی از اسیدهای چرب اشباع یا SFA) بود. در ابتدا و انتهای هر دوره پروفایل لیپیدی افراد تعیین شد. یافته‌ها: در آغاز مطالعه مقدار لیپیدها و لیپو پروتئین‌های گروه‌های ژنوتیپی تفاوت معنی‌داری نداشت. پس از رژیم غذایی غنی از SFA کاهش غلظت آپولیپوپروتئین A-I و HDL C افرادی که دارای الل V بودند، بیشتر از افراد با ژنوتیپ II بود. نتیجه‌گیری: پلی‌مرفیسم I405V ژن CETP تغییرات نامطلوب ApoA I و HDL C ناشی از کاهش نسبتP بهS رژیم غذایی را تشدید می‌کند.


سیما دارابیان، دکتر ساسان رضایی، دکتر پریوش کردبچه، محمد رضا صفری،
دوره 19، شماره 74 - ( 1-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ترایکوفایتون روبروم شایع‌ترین عامل درماتوفیتوزیس در پوست و ناخن انسان و میکروسپوروم کانیس یکی از درماتوفیت‌های مهم حیوان دوست و قابل انتقال به انسان می‌باشد و HSP70، یک پروتئین شوک حرارتی 70 کیلو دالتونی در قارچ‌ها است که در این مطالعه به بررسی تاثیر غلظت‌های مختلف CO2 در بیان این ژن در قارچ‌های مزبور پرداخته شده است. روش بررسی: نمونه‌های قارچی از تراشه‌های پوستی و ناخن بیماران مبتلا به کچلی ناخن جدا سازی و طبق روش‌های استاندارد اسپور نمونه‌ها‌ی مزبور ایزوله و در محیط سابورودکستروز مایع کشت داده شده و تحت تاثیر غلظت‌های مختلف CO2(3، 5 و 10 درصد) در فاصله‌های زمانی 2، 4 و 7 روزه و کشت‌های کنترل، بدون CO2 در فاصله زمانی 7 روزه در دمای ثابت 25 درجه سانتی‌گراد انکوبه شدند. بیان ژن HSP70 در توده‌های مِیسلیومی حاصل به‌روش RT-PCR در سطح mRNA مورد بررسی قرار گرفت و نتایج به‌دست آمده با ژن بتا اکتین مقایسه شدند. یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان داد که حداکثر تغییرات تحت غلظت‌های مختلف CO2(3، 5 و 10 درصد) در حداکثر فاصله زمانی (7 روزه) بوده است و بیان ژن HSP70 تحت شرایط گفته شده نشان دهنده‌ی تغییرات متفاوتی در قارچ‌های مزبور می‌باشد. نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد، بیان ژن HSP70 تحت تاثیر غلظت‌های مختلف CO2در ترایکوفایتون روبروم نسبت به کنترل اثر کاهش دهنده‌ی (منفی) و در میکروسپوروم کانیس نسبت به کنترل اثر افزاینده‌ی (مثبت) داشته است.


دکتر اسحق رحیمیان بوگر، دکتر محمدعلی بشارت، دکتر محسن دارابیان،
دوره 20، شماره 82 - ( 5-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: فیبریلاسیون دهلیزی شایع‌ترین آریتمی پس از جراحی بای پس عروق کرونر است که با برخی عوارض ناخوشایند همراه است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش عوامل خطر روانشناختی، سن و جنسیت در بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای پس عروق کرونر بود. روش بررسی: در یک زمینه‌یابی مقطعی واپس‌نگر، 317 نفر از افرادی که در مرکز قلب تهران و نیز مرکز جراحی قلب بیمارستان بوعلی تهران تحت عمل جراحی بای پس عروق کرونر قرار گرفتند، به‌شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. از میان این نمونه‌ها پس از جراحی بای پس عروق کرونر، تعداد 89 نفر (1/28 درصد) دارای فیبریلاسیون دهلیزی و 228 نفر (9/71 درصد) فاقد فیبریلاسیون دهلیزی بودند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ی اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس‌های افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-42) جمع‌آوری و به کمک کای دو، آزمون تی مستقل و رگرسیون لوجستیک دو مقوله‌ای به روش ورود همگام باشد، تحلیل گردید. یافته‌ها: افسردگی (57/4=OR)، استرس (49/4=OR)، اضطراب (61/3=OR)، سن (77/4=OR) و جنسیت (38/2=OR) قادر بودند به‌طور معناداری افراد دارای فیبریلاسیون دهلیزی را از افراد فاقد فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای پس عروق کرونر تفکیک نمایند (0001/0P<). طبق تببین مدل کامل رگرسیون، 2/97 درصد موارد به‌درستی طبقه‌بندی شدند (05/0>P). نتیجه‌گیری: افسردگی، استرس، اضطراب به‌عنوان عوامل خطر روانشناختی و سن و جنسیت به‌عنوان عوامل خطر زمینه‌ای در کنار هم در بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای پس عروق کرونر سهیم هستند. این یافته‌ها دارای پیامدهای کاربردی در پیشگیری از فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای پس عروق کرونر و عوارض نامطلوب آن است.


سارا دارابی، دکتر پروین تراب زاده،
دوره 24، شماره 106 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: گیاه آلوئه ورا از جمله گیاهانی است که به دلیل دارا بودن خواص بی‌شماری مانند خاصیت رطوبت‌زایی، ضدمیکروبی،
ضد قارچی، آنتی‌اکسیدانی و ضد التهابی برای درمان بسیاری از بیماری‌ها استفاده می‌‌شود. ولی‌ بر اساس ترکیبات موجود در این گیاه، احتمال دارد که استفاده از آن در دوران بارداری خطر آفرین باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثرات تراتوژنیک بر روی جنین موش در طی دوران بارداری بود.

روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی 40 سر موش ماده نژاد Balb/C به‌طور تصادفی به چهار گروه مساوی کنترل, شم, گروه تجربی 1 و گروه تجربی 2 تقسیم شدند. میزان 4/2 گرم بر کیلوگرم از عصاره‌ی آبی‌ گیاه آلوئه ورا به گروه‌ تجربی‌ یک، به‌صورت متوالی در روز‌های ۳،۴،۵،۶ بارداری و گروه تجربی‌ دو، به صورت متوالی در روز‌های ۷،۸،۹،۱۰ بارداری, به‌صورت درون صفاقی تزریق شد. تمامی‌ موش‌ها در روز
۱۵ بارداری تشریح شدند. بررسی‌ نتایج به روش آماری آنالیز واریانس یک عاملی با تکرار انجام گرفت.

یافته‌ها: در گروه تجربی‌ اول وزن جفت و جنین، CRL (طول فرق سری- نشیمنگاهی) جنین و قطر جفت کاهش معنی‌داری را دارا بودند
(001/0
P<) در گروه تجربی‌ دوم نیز کاهش معنی‌داری در وزن جفت و جنین (001/0P<) و همینطور کاهش معنی‌داری در اندازه‌ی قطر جفت وجود داشت (001/0P<) ولی‌ تفاوت معنی‌داری در CRL جنین در مقایسه با گروه کنترل دیده نشد. علاوه براین ناهنجاری‌هایی مانند خونریزی زیر پوستی, بدن C شکل, سین داکتیلی و پولیپ در هر دو گروه تجربی مشاهده گردید.

نتیجه گیری: با توجه به یافته‌های به دست آمده در این تحقیق می توان نتیجه گرفت احتمالا آلوئه ورا به‌عنوان یک ماده تراتوژنیسیتی می‌تواند در دوران بارداری خطرآفرین باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb