جستجو در مقالات منتشر شده


36 نتیجه برای راد

دكتر سعید راد ،
دوره 1، شماره 3 - ( دو فصلنامه 3-4 1372 )
چکیده


دكتر ناصر مرادی،
دوره 6، شماره 24 - ( 7-1377 )
چکیده


دكتر ناصر مرادی ،
دوره 7، شماره 28 - ( دو فصلنامه 28-29 1378 )
چکیده


دكتر اباصلت برجی ، دكتر شهرام شهرکی زاهدی، دكتر عبدالوهاب مرادی،
دوره 9، شماره 37 - ( 10-1380 )
چکیده


د كتر عبدالوهاب مرادی، د كتر زهره یعقوب نژاد، دكتر امیرحسین محققی، دكتر شهرام شهرکی، د كتر اباصلت برجی، محمدرضا فیروزکوهی، ابراهیم میری مقدم، مالک رخشانی، د كتر اسماعیل صانعی مقدم،
دوره 11، شماره 43 - ( تير 1382 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: ویروس انسانی لوسمی سلول T تیپ 1 (HTLV1) عامل بیماری لوسمی سلول T بزرگسالان (ATL) و بیماری میلوپاتی وابسته به HTLV1 و فلج اسپاستیک تروپیکال (TSP) می‌باشد. این ویروس ازطریق انتقال خون یا سرسوزن به ویژه در معتادین تزریقی و هم‌چنین از طریق شیردادن و تماس جنسی ازمرد به زن انتقال می‌یابد. این مطالعه برای یافتن وفور آنتی بادی برعلیه ویروس فوق دربیماران تالاسمی ماژور، به عنوان یک گروه پرخطر و مقایسه‌ی آن با افراد سالم در شهر زابل و زاهدان در سال 1380 انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه‌ی کوهورت تاریخی بر روی 190 بیمار شناخته شده با تالاسمی ماژور و 189 فرد سالم از شهرهای زابل و زاهدان انجام شد. از کلیه‌ی افراد 3 میلی لیتر خون در لوله‌ی فاقد ضد انعقاد گرفته و سرم آن‌ها جدا شد. سپس به روش الیزا آنتی بادی ضد HTLV1 در آن‌ها جستجو شده و در موارد مثبت برای تعیین تیپ ویروس از روش وسترن بلات استفاده شد. نتایج با استفاده از آمار توصیفی بیان و برای مقایسه‌‌ی گروه‌ها از آزمون کای دو استفاده شد. یافته‌ها: آنتی بادی برعلیه HTLV1 در 6/1 درصد بیماران تالاسمیک و 5/0 درصد افراد سالم یافت شد. هیچ یک از افراد مثبت، سابقه‌ی دریافت خون از استان خراسان را نداشته، و هیچ رابطه‌ای بین سن، جنس، فامیل بودن پدر و مادر، وجود فرد تالاسمیک در خانواده و سابقه‌ی مسافرت به استان خراسان با ابتلا به HTLV1 دیده نشد. نتیجه گیری و توصیه‌ها: نتایج حاکی از آن است که احتمالاً راه اصلی انتقال HTLV1 در کشور ما انتقال خون می‌باشد. بنابراین لازم است ابتدا تمام جمعیت اهداکننده‌ی خون و سپس فقط اهداکننده های جدید از نظر وجود HTLV1 بررسی شوند تا با تشخیص موارد سرولوژیک مثبت از انتقال این ویروس به بقیه‌ی افراد جلوگیری شود. واژگان کلیدی: HTLV1، تالاسمی ماژور، انتقال خون
دكتر سیما هاشمی پور ، دكتر باقر لاریجانی ، دكتر رضا برادر جلیلی ، دكتر محمد رضا مهاجری ،
دوره 11، شماره 43 - ( تير 1382 )
چکیده


د كتر شهرکی شهرام، د كتر مرادی عبدالوهاب، ابراهیمی طبس ابراهیم، د كتر صانعی مقدم اسماعیل،
دوره 11، شماره 44 - ( مهر 1382 )
چکیده

سابقه و هدف: ویروس B19 از خانواده پارو ویریده، بیماری های مختلفی از قبیل بیماری پنجم، کم خونی بحرانی زودگذر، آپلازی، هیدروپس فتالیس و آپلازی مادرزادی را سبب می شود. با توجه به اهمیت عفونت با این ویروس در زمان حاملگی و اثر آن بر روی جنین که خطر از دست دادن جنین را افزایش می دهد، مطالعه حاضر بر روی زنان 15 تا 45 ساله ساکن شهر سراوان جهت تعیین سرواپیدمیولوژی این ویروس در سنین باروری در استان سیستان و بلوچستان در سال 1380 انجام گرفت. مواد و روش ها: بعد از تعیین حجم نمونه که 365 نفر بود، شهر سراوان از نظر جغرافیایی به چهار منطقه تقسیم شده، و از هر منطقه به نسبت، نمونه ها از بین خانم های سنین 15 تا 45 ساله متاهل انتخاب و پس از اخذ 5 میلی لیتر خون، سرم آن ها جدا شده و تا زمان انجام آزمایش در منهای 20 درجه سانتی گراد نگه داری شد. جستجوی آنتی بادی برعلیه ویروس B19 توسط کیت الیزا ساخت کارخانه RADIM صورت گرفت. در زمان نمونه گیری پرسش نامه ای که حاوی اطلاعات دموگرافیک و متغیرهای مورد بررسی بود در مورد هر یک از افراد مورد مطالعه تکمیل شد. یافته ها: این مطالعه نشان داد که 2/59 درصد افراد مورد بررسی برعلیه ویروس B19 آنتی بادی داشتند. در بین افراد مورد مطالعه 3/17 درصد افراد در طی دوران باروری خود حداقل یک بار مرده زایی و 7/22 درصد حداقل یک بار سقط و 5/6 درصد بیش از یک بار در دوران باروری خود سقط را تجربه کرده بودند. بین سقط و داشتن آنتی بادی برعلیه B19 رابطه معنی داری مشاهده شد ((P=0.0003. ولی این رابطه بین مرده زایی و آنتی بادی بر علیه B19 معنی دار نبود. نتیجه گیری و توصیه ها: به نظر می رسد شیوع عفونت با ویروس B19 در منطقه مورد بررسی در مقایسه با مطالعات انجام گرفته در مناطق دیگر کشورمان به خصوص تهران کمتر می باشد. علی رغم نبودن رابطه معنی دار آماری بین B19 و مرده زایی، انجام مطالعات گسترده تر توصیه می شود.
رجب زاده علی اکبر، د کتر حیدری زهرا، د کتر محمودزاده ثاقب حمیدرضا، د کتر نوری موگهی سیدمحمدحسین، مرادی ولی اله، د کتر حسینی پناه سیدمحمد،
دوره 11، شماره 45 - ( دى 1382 )
چکیده

سابقه و هدف: سرب از دسته فلزات سنگینی است که ممکن است اثرات مخربی بر سیستم خون سازی و ایمنی بدن داشته باشد. از آنجا که طحال عضو مشترکی برای دو سیستم فوق می باشد، این مطالعه با هدف بررسی تغییرات فراساختمانی و الگوی گرانول های سیتوپلاسمی نوتروفیل های طحال جنین موش به دنبال مسمومیت مزمن با استات سرب در سال 1381 انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه تجربی بر روی 30 سر موش ماده و 6 سر موش نر از نژاد اسپراگوداولی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند انجام گرفت. پس از یک هفته سازش با محیط، جفت گیری انجام و پس از مشاهده پلاگ واژینال، موش های حامله به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم شدند. در تمام طول بارداری گروه آزمایش روزانه محلول استات سرب 13/0 درصد و گروه شاهد آب مقطر به عنوان آب آشامیدنی مصرفی دریافت کردند. پس از زایمان، از نوزادان هر دو گروه مورد و شاهد 10 نمونه به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شد. نمونه های طحال در محلول گلوتارآلدهاید 2 درصد ثابت شده و پس از طی مراحل آماده سازی نمونه، توسط میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفتند.یافته ها: تغییرات فرا ساختمانی در نوتروفیل ها شامل هسته های نامنظم با فرورفتگی های عمیق، پاکت های غشای پلاسمایی، حضور واکوئل هایی با مواد هتروژن، افزایش میزان قنات های شبکه اندوپلاسمی خشن و متسع شدن آن ها، دیده شد. شکل میتوکندری ها و الگوی گرانول های سیتوپلاسمیک هیچ تفاوتی نشان نداد.نتیجه گیری و توصیه ها: به نظر می رسد که اثرات سرب ناشی از تداخل عمل آن با اعمال آنزیمی سلول و یا تجمع سرب در ارگانل های سلولی باشد.


دكتر سید محمد حسین نوری موگهی ، مجید کاتبی، علی اکبر رجب زاده ، ولی ا... مرادی ،
دوره 12، شماره 47 - ( تير 1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: متوکسالن دارویی است که از آن به منظور معالجه‌ی بیماری‌های پوستی استفاده می‎شود. از آنجا که گزارش‌هایی مبنی بر بروز اختلالات سلولی به دنبال مصرف این دارو وجود دارد، هدف از انجام این مطالعه تعیین اثر مصرف متوکسالن بر کبد در دوره‌ی بارداری در سال 1381 تا 1382 در دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌باشد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی 40 سر خرگوش آلبینو (32 راس ماده و 8 راس نر) با وزن تقریبی 5/2 تا 3 کیلو گرم و سن متوسط 5/5 تا 6 ماه از انستیتو پاستور ایران تهیه و به 4 گروه تقسیم شدند. یک گروه به عنوان شاهد و سه گروه به عنوان آزمون برای بررسی تاثیرات دارو در سه مرحله‌ی مختلف بارداری (قبل از تمایز ، دوران جنینی،پایان بارداری ) در نظر گرفته شدند . پس از آمیزش و انجام لقاح موفق ، مقدار 6/0 میلی‌گرم بر کیلو گرم دارو به مدت هشت روز به صورت یک روز درمیان به طور خوراکی، به گروه‌های آزمون داده شد . پس از زایمان و رشد نوزادان تا مرحله‌ی بلوغ (چهارده هفتگی ) مراحل مختلف تشریح و آماده‌سازی بافت کبدی نسل جدید انجام و به روش هماتوکسیلین ـ ائوزین رنگ‎آمیزی شدند. سپس سیتومورفولوژی هپاتوسیت‌های گروه شاهد و گروه‌های آزمون با میکروسکوپ نوری مطالعه و مورد مقایسه قرار گرفتند. یافته‌ها: هیپرتروفی هپاتوسیت‌ها، واکوئولاسیون شدید سیتوپلاسمی، از بین رفتن دیواره‎های بین سلولی و در تعدادی از سلول‌ها، تخریب هسته‎ها قابل مشاهده بود. نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: با عنایت به اهمیت حیاتی عملکرد صحیح هپاتوسیت‌ها چه در دوران جنینی و چه در زمان بلوغ و با توجه به تاثیرات زیان‎آور احتمالی داروی متوکسالن بر جنین انسان، توصیه می‌شود تجویز دارو در زمان بارداری با دقت بیشتری انجام پذیرد. انجام مطالعات بیشتر در این زمینه پیشنهاد می‌گردد.
ابوبکر مرادی، دکتر علی کرمی، دکتر علی حق نظری، زینب احمدی، دکتر رحیم سروری زنجانی، سیده مهری جوادی،
دوره 17، شماره 67 - ( 6-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: روش‌های مختلفی جهت تشخیص سالمونلا وجود دارد. اما روش‌هایی که بر پایه‌ی ژنوم و DNA هستند، تکنیک‌های بهتری جهت تشخیص می‌باشند. PCR روشی سریع و حساس است و به علت کارایی بالا به طور گسترده‌ای در تشخیص سریع پاتوژن‌ها به کار گرفته می‌شود. اما دارای محدودیت‌هایی نیز می‌باشد (استفاده از دستگاه‌های مربوطه زمان و هزینه زیادی را می‌طلبد)، به همین دلیل جهت رفع این مشکلات روشی به کار گرفته شد که معایب روش‌های مبتنی بر PCR را به حداقل برساند. روش بررسی: در این بررسی از روش تکثیر هم دمای وابسته به حلقه (LAMP) استفاده شد و با PCR مورد مقایسه قرار گرفت. برای مقایسه‌ی PCR و LAMP از 7 سویه‌ی مختلف سالمونلا استفاده شد. برای انجام PCR از دستگاه ترموسایکلر استفاده شد اما در روش LAMP بدون نیاز به دستگاه گران قیمت ترموسایکلر و تنها با استفاده از یک بلوک دمایی ساده و ارزان، ساخت داخل کشور تشخیص انجام شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که هر دو روش LAMP و PCR به طور اختصاصی قادر به شناسائی سالمونلا می‌باشند. روش LAMP بر خلاف PCR که بر روی ژل الکتروفورز الگوی تک باند ایجاد می‌نماید یک الگوی نردبانی ایجاد می‌نماید و در کنترل منفی هیچ باندی مشاهد نمی‌شود. همچنین روش LAMP 100 برابر حساس‌تر از PCR معمولی است. بر اساس نتایج این تحقیق در روش LAMP در عرض کمتر از 90 دقیقه تشخیص انجام شد ولی در PCR معمولی تشخیص بیش از 3 ساعت به طول انجامید. مزیت دیگر این روش عدم وابستگی به چرخه‌های دمایی و دستگاه ترموسایکلر بود. نتیجه‌گیری: روش LAMPدر مقایسه با PCR تقریباً 3 برابر سریع‌تر، 100 برابر دقیق‌تر، 10 برابر ارزان‌تر است که می‌تواند کاربرد گسترده‌ای در آزمایشگاه‌های تشخیص پزشکی، پزشکی قانونی، کشاورزی، تحقیقاتی و آزمایشگاه‌های کوچک و سیار داشته باشد و جهت مطالعات همه گیرشناسی، تشخیص و شناسایی مورد استفاده قرار گیرد.


دکتر محمد مهدی سلطان‌دلال، مریم صناعی، دکتر مهناز طارمی، ساناز معزاردلان، هاله عدالت خواه، معصومه عظیمی‌راد، دکتر محمدرضا زالی،
دوره 17، شماره 68 - ( 7-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و اهداف: اهمیت سلامت غذا و افزایش عفونت‌های ناشی از غذا توسط عوامل بیماری‌زای مقاوم به آنتی‌بیوتیک از مسائل مطرح در دنیای امروز می‌باشد. کمپیلوباکتر از مهم‌ترین عوامل ایجاد کننده‌ی اسهال باکتریائی در انسان به‌خصوص کودکان می‌باشد. هدف از این مطالعه، بررسی شیوع کمپیلوباکتر (دوگونه‌ی گرمادوست ژژونی و کلی) در گوشت مرغ و گوشت قرمز، همچنین بررسی مقاومت آنتی‌بیوتیکی سوش‌های جدا شده می‌باشد. روش بررسی: نمونه‌های گوشت قرمز و مرغ خریداری شده به‌صورت بسته‌بندی و غیر بسته‌بندی در سطح تهران پس از انتقال به آزمایشگاه و غنی‌سازی در پرستون براث روی محیط اختصاصی (کمپیلوباکتر سلکتیو آگار) کشت داده، بعد از 48ساعت کلنی‌های مشکوک شناسائی، جداسازی و بر اساس تست‌های استاندارد مورد بررسی قرار گرفت. تست حساسیت آنتی‌بیوتیکی با روش انتشاری دیسک انجام شد. یافته‌ها: از 379 نمونه‌ی بررسی شده 109 سویه‌ی کمپیلوباکتر (8/28 درصد) جداسازی شد. از این تعداد 1/76 درصد کمپیلوباکتر ژژونی و 9/23 درصد کمپیلوباکتر کلی بود. میزان جداسازی کمپیلوباکتر در نمونه‌های مرغ 7/49 درصد و در نمونه‌های گوشت 9/7 درصد بود. نتایج ما نشان می‌دهد که بین کمپیلوباکتر و نوع گوشت ارتباط معنی‌داری از نظر آماری وجود دارد (05/0P<). همچنین 8/41 درصد از نمونه‌های بسته‌بندی و 1/54 درصد از نمونه‌های غیربسته‌بندی مرغ (197/0 P=) و 5/4 درصد از نمونه‌های بسته‌بندی و 8/9 درصد از نمونه‌های غیربسته‌بندی گوشت (105/0P =) به کمپیلوباکتر آلوده بودند. هیچ‌گونه ارتباط معنی‌داری میان میزان آلودگی به کمپیلوباکتر در نمونه‌های بسته‌بندی و غیر بسته‌بندی وجود نداشت. بیشترین مقاومت آنتی‌بیوتیکی در نالیدیکسیک اسید با 71 درصد، سپس سیپروفلوکساسین با 7/46 درصد مشاهده شد. هیچ سویه‌ای به جنتامایسین مقاوم نبود. نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان‌دهنده‌ی بالا بودن شیوع کمپیلوباکترژژونی در گوشت مرغ نسبت به گوشت قرمز می‌باشد. نتایج حاصل از مطالعه بر روی تفاوت موارد بسته‌بندی و غیربسته‌بندی، نشان می‌دهد که مقررات HACCP برای کنترل نقاط بحرانی و جلوگیری از انتقال آلودگی باکتریائی به گوشت، در پروسه‌ی بسته‌بندی، باید بیشتر رعایت گردد. سویه‌های جدا شده از گوشت در حال افزایش مقاومت نسبت به فلوروکینولون‌ها می‌باشند که می‌تواند مربوط به مصرف بی‌رویه‌ی آنتی‌بیوتیک‌هایی مانند انروفلوکساسین در مرغداری‌ها باشد. با توجه به عدم مقاومت نسبت به جنتامایسین این دارو می‌تواند جایگزین مناسبی در افراد نیازمند به دریافت آنتی‌بیوتیک جهت درمان کمپیلوباکتر باشد.


دکتر سیدحمید مدنی، دکتر عترت جوادی راد، صدیقه خزاعی،
دوره 17، شماره 69 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: تومورهای عضله‌ی صاف رحم یکی از شایع‌ترین نئوپلاسم‌ها در انسان است. تقسیم بندی بالینی این تومورها بالینی به صورت خوش‌خیم و بدخیم می‌باشد ولی گروه دیگری از ضایعات تحت عنوان STUMP وجود دارند که قرار دادن آن‌ها در یکی از این دو دسته مشکل است و افتراق این تومورها از یکدیگر، به اتکا‌ی رنگ‌آمیزیH&E مشکل است. هدف این مطالعه یافتن بیومارکرهای عینی برای افتراق و بررسی مقایسه‌ای مارکرهای ایمونوهیستوشیمی در سه گروه تومورهای مذکور می‌باشد. روش‌بررسی: در هر گروه از تومورهای فوق، تعداد 21 نمونه به‌صورت تصادفی (63 مورد) از آزمایشگاه‌های پاتولوژی شهر کرمانشاه و شهر شیراز انتخاب و با استفاده از تکنیکIHC از نظر بروز مارکرهای P53 ,P16 ,Bcl-2 ,C-kit ,PR ,ER بررسی شدند. یافته‌ها: میزان بروز مارکرها در لیوموسارکوم عبارت‌از ER 26/5، PR 52/15، P53 31/26، Bcl-2 78/15، C-kit 52/15 و P16 42/15 درصد بود. در موارد STUMP :PR 80/23، Bcl-2 76/4 و P16 52/9 درصد و ER وC_kit وP53 بروز نداشتند. در گروه لیومیوم تنها Bcl-2 بروز یافت (28/14 درصد) و سایر مارکرها بروز نیافتند. تفاوت‌های بروز P16,P53 در بین دو گروه لیومیوم وLMS و همچنین STUMP ولیومیوسارکوم معنادار بودند (05/0P<) نتیجه‌گیری: P16 وP53، مارکرهای معتبری جهت افتراق ضایعات STUMP از لیومیوسارکوم و نیز لیومیوم از لیومیوسارکوم محسوب شده، ویژگی تشخیصی بالایی دارند. تشخیص STUMP برای مشخص کردن مواردی بکار می‌رود که الگوی کلینیکوپاتولوژیک جهت تعیین قطعی تشخیص خوش‌خیم یا بدخیم کافی نمی‌باشد در این تحقیق شباهت زیاد الگوی ایمونوهیستوشیمی گروه STUMP به موارد خوش‌خیم تومورهای فوق مشاهده شد.


دکتر مهین گنج خانی، کیوان مرادی، سولماز رمضانی، فاطمه میرزامحمدی، آرزو فلاح،
دوره 18، شماره 70 - ( 1-1389 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: صرع در واقع یک اختلال عصبی رفتاری پیچیده‌ی ناشی از قابلیت تحریک پذیری غیرطبیعی سلول‌های عصبی در نواحی مختلف مغز می‌باشد. با توجه به نقش ورودی‌های حسی برای تکامل ارتباطات عصبی در قشر بینایی، در این مطالعه نقش تیمار در تاریکی در بروز تشنج کلونیک جنرالیزه که ناشی از تغییر تحریک‌پذیری مغز می‌باشد، مورد مطالعه قرار گرفت. روش بررسی: جهت تعیین آستانه‌ی تشنج، پنتیلن تترازول 5/0 درصد به حیوانات گروه کنترل و حیواناتی که از زمان تولد به‌مدت 30تا40 روز در تاریکی کامل قرار داشتند، به‌صورت داخل وریدی تزریق گردید. همچنین جهت بررسی میزان بروز تشنج کلونیک ناشی از تزریق، این دارو با دوز 80 میلی‌گرم در کیلوگرم به‌صورت زیر پوستی به حیوانات هر دو گروه تزریق گردید و وقوع تشنج کلونیک جنرالیزه و زمان تاخیر آن مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج ما نشان داد که بین آستانه‌ی تشنج کلونیک گروه کنترل و گروه تیمار در تاریکی (DR)، اختلاف معنی‌داری وجود ندارد. اما میزان وقوع تشنج کلونیک در گروهDR کمتر و زمان تاخیر تشنج در این گروه به‌طور معنی‌داری بالاتر می‌باشد. در مورد تشنج تونیک- کلونیک اختلافی بین دو گروه دیده نشد. نتیجه‌گیری: علی‌رغم وجود شواهدی مبنی بر افزایش استعداد صرع زایی در قشر بینایی توسط محرومیت از نور، در حیوانات تیمار شده در تاریکی، نوعی حفاظت در مقابل تشنج مشاهده می‌شود. احتمال دارد در این رابطه عواملی نظیر ملاتونین نقش داشته باشند.


خدیجه حاجی‌میری، دکتر غلامرضا شریفی‌راد، اکبر حسن زاده،
دوره 18، شماره 72 - ( 9-1389 )
چکیده

چکیده زمینه وهدف: یکی از ضروریات انجام آموزش بهداشت دهان و دندان شیوع بالای بیماری‌های دندان به خصوص در کودکان است. رویکرد جدید، استفاده از مدل‌ها در آموزش می‌باشد. هدف از این پژوهش، تعیین تأثیر آموزش بر اساس الگوی باور سلامت بر بهداشت دهان و دندان و کاهش پلاک دندانی در کودکان 3تا6 ساله بود. روش بررسی: این مطالعه به صورت نیمه تجربی بر روی 56 مادر دارای کودک 3تا6 ساله‌ی تحت پوشش مرکز بهداشتی درمانی شماره یک شهری زنجان، در دو گروه مداخله و شاهد، صورت گرفت. مداخله‌ی آموزشی بر اساس اجزای الگوی باور سلامت در مداخله انجام شد و عملکرد مادران بر اساس دفعات مسواک زدن و کمک در امر مسواک زدن به کودکان قبل و یک ماه بعد از مداخله سنجیده شد ودر نهایت پلاک دندان کودکان بر اساس شاخص پلاک Navy (NPI) به عنوان شاخص عملکرد مطلوب تعیین گردید. یافته ها: نتایج آزمون آماری Tاختلاف معنی‌داری بین نمرات مادران در اجزای الگوی باور سلامت در دو گروه مداخله و شاهد، قبل و یک ماه بعد از مداخله‌ی آموزشی را نشان داد (001/0p<). همچنین تفاوت نمرات میزان پلاک دندان در دو گروه، در مرحله‌ی قبل و پس از آموزش با استفاده از آزمون آماری T معنی دار بود (001/0p<). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده با افزایش میزان حساسیت، شدت، منافع و موانع درک شده نسبت به بهداشت دهان و دندان، رفتارهای پیشگیری کننده بهداشت دهان و دندان نیز بهبود می‌یابد که کارایی مدل را در اموزش بهداشت دهان و دندان نشان می‌دهد.


دکتر آزیتا آذرکیوان، محمدحسین ارژنگیان، دکتر بشیر حاجی‌بیگی، دکتر حجت افرادی، دکتر مهناز آقائی‌پور، دکتر فرهاد رازجو، دکتر شهین شریفی، دکتر پیمان عشقی،
دوره 19، شماره 75 - ( 2-1390 )
چکیده

چکیده مقدمه: خون کم لکوسیت توسط فیلترهای لکوسیتی تهیه می‌شود، اما فیلتر مانع از عبور پروتئین‌های پلاسما نشده و عبور مکرر آن‌ها باعث بروز واکنش‌های آلرژیک می‌شود. برای حذف آن شستشوی خون انجام می‌شود. سیستم سنتی شستشو یک سیستم باز است که در آن پسماندهای خون وارد سیستم فاضلاب و آلودگی محیط زیست می‌شود. در روش جدید پیشنهاد شده، سیستم شستشو بسته است که پسماندها وارد کیسه می‌شود. در این تحقیق روش جدید شستشوی خون باروش سنتی مقایسه گردید. روش بررسی: هدف مقایسه‌ی دو روش شستشوی بازوبسته و نتایج این دو روش از نظر بهداشتی و کاهش میزان لکوسیت، خطر انتقال عفونت و کیفیت سلامت گلبول‌های قرمز است. صد کیسه در هر روش شسته، کد‌گذاری شده و فقط با شماره به بخش‌های مختلف، کشت، فلوسیتومتری و کنترل کیفی فرستاده شدند. یافته‌ها: دویست کیسه (صد کیسه در هر روش) مطالعه شد. در میکرب‌شناسی، در هیچ نمونه‌ای رشد میکربی دیده نشد. در بخش کنترل کیفی، نتایج مشابه بود و اختلاف قابل توجهی مشاهده نشد. اختلاف معناداری در شمارش لکوسیتی در هر دو روش قبل از شستشو از لحاظ آماری مشاهده نشد (072/0=P). اما بعد ازشستشو، اختلاف معنی‌دار بود (0001/0< P) که به نوعی نشان‌دهنده‌ی کاهش واضح در شمارش لکوسیتی در روش جدید بود. نتیجه‌گیری: روش شستشوی جدید (سیستم بسته)، روش برتری نسبت به روش سنتی (سیستم باز) است که قسمت عمده‌ی علل این برتری برای سیستم بهداشتی کشور از نظر دفع، از طریق زباله‌های بیمارستانی و نیز کاهش موثرتر در میزان لکوسیت است. با توجه به اینکه هنوز هم شستشوی خون در کشور ما انجام می‌شود، لذا این متد به‌صورت روش بهداشتی‌تر و با کیفیت بهتر می‌تواند جایگزین روش قدیمی شود. از طرفی از آنجایی‌که کشور ما در منطقه‌ی کم آبی واقع شده است، سلامت آب‌های زیرزمینی بسیار مهم است که با این روش از آلودگی محیط زیست و فاضلاب جلو‌گیری می‌شود.


دکتر عیسی عبدی‌راد، مرتضی باقری، دکتر فریناز فرهودی،
دوره 19، شماره 76 - ( 3-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: جهش در ژن GJB2 شایع‌ترین علت ناشنوایی حسی- عصبی غیرسندرمی با الگوی توارث جسمی در بسیاری از جمعیت‌ها می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان جهش‌های 35delG، 167delT، M34Tو 235delCدر جمعیت استان آذربایجان غربی بود. روش بررسی: 129 بیمار از 96 خانواده وارد مطالعه شدند .تکنیک‌های ASO-PCR و PCR-RFLPبرای تعیین کردن جهش‌ها اجرا شد. یافته‌ها: در کل 89/65 درصد از بیماران به صورت تک‌گیر و بقیه (11/34 درصد) به‌صورت فامیلی بودند. 6 بیمار از 8 بیمار با جهش 35delG و 1 بیمار با جهش 235delC، حاصل ازدواج فامیلی بودند. جهش 35delG در 8، جهش‌های 167delT و M34T در هیچکدام و جهش 235delC در 1 خانواده مشاهده شد. به عبارت دیگر 13 کروموزوم از 258 کروموزوم، حاوی جهش 35delG بودند. برای جهش 35delG، 5 نفر هموزیگوت و سه نفر هتروزیگوت بودند. یعنی در حدود 04/5 درصد از بیماران جهش 35delG علت اصلی ناشنوایی می‌باشد. 1کروموزوم از 258 کروموزوم (39/0 درصد) جهش هتروزیگوت 235delC را داشت. نتیجه‌گیری: می‌توان نتیجه گرفت که ژن و یا جهش‌های دیگری در ایجاد ناشنوایی غیر سندرمی جسمی مغلوب در جمعیت استان آذربایجان‌غربی دخیل می‌باشند.


دکتر علیرضا وحیدی، دکتر محمد علی خلیلی، امید امینی‌راد،
دوره 19، شماره 76 - ( 3-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: یکی از علل ناباروری مردان عدم تحرک مناسب اسپرم است. برای بهبود آن می‌توان در تکنیک‌های آزمایشگاهی تولیدمثل (ART) آدنوزین را به محیط کشت اسپرم افزود. هدف از این مطالعه تعیین اثر دوزهای مختلف آدنوزین بر پارامتر تحرک در نمونه‌های انزالی افراد بارور و نابارور بود. روش بررسی: در این مطالعه تجربی از نوع آزمایشگاهی، تعداد 60 نمونه مایع منی مردان مراجعه کننده به مرکز ناباروری یزد، طبق دستورالعملWHO آنالیز و پارامترهای تعداد، مرفولوژی و تحرک اسپرم (سریع، آهسته و بی‌تحرک) در آن‌ها بررسی شده و بر اساس آن به دو گروه بارور و نابارور تقسیم شدند. نمونه‌ها پس از شستشو به روش Swim-up به 4 قسمت مساوی تقسیم و به هرکدام دوزهای 0، 2، 5 و10 میلی‌گرم آدنوزین اضافه و مجددا آنالیز میکروسکوپی شدند. نتایج با روش آماری Paired T-test وIndependent T-test تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: در ارزیابی اولیه پارامترهای اسپرم به‌جز تحرک آهسته، تفاوت معنی‌داری داشتند. آدنوزین در گروه بارور سبب افزایش تعداد اسپرم در دوز 5 میلی‌گرم و افزایش تحرک سریع و کاهش اسپرم‌های بی‌تحرک در دوزهای 5 و10 میلی‌گرم و نیز کاهش درصد اسپرم با تحرک آهسته شد. در گروه نابارور این افزایش دوز تنها سبب بهبود تعداد اسپرم در دوز 5 نسبت به 2 میلی‌گرم گردید، و بر تحرک آهسته بی‌تاثیر بود. در تحرک سریع فقط دوز 5 موثر بود و دوز 10 میلی‌گرم اثری نداشت. همچنین در دوزهای 5 و10 میلی‌گرم کاهش اسپرم‌های بی‌تحرک معنی‌دار بود. نتیجه‌گیری: افزودن 5 میلی‌گرم آدنوزین به محیط کشت اسپرم می‌تواند سبب افزایش تحرک اسپرم پیشرونده‌ی مردان نابارور شود.


فاطمه مرادی، علی ایمانی، سیف‌ا... کیفبادی، دکتر حسین نظری، دکتر راهب قربانی، طاهره کیقبادی،
دوره 20، شماره 79 - ( 3-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: نوزادان در طی انجام پروسیجرهای تهاجمی روتین، درد را تجربه می‌کنند. دردی که به علت واکسیناسیون ایجاد می‌شود قابل کنترل است ولی این پروسیجر‌ها در نوزادان همچنان بدون تسکین درد صورت می‌گیرد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر ساکارز 20 درصد بر تسکین درد ناشی از تزریق واکسن هپاتیت B در نوزادان ترم بود. روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، 60 نوزاد انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه تقسیم شدند. 2 دقیقه قبل از تزریق عضلانی واکسن هپاتیت B، در گروه مورد 2 میلی‌متر از محلول ساکارز 20 درصد و در گروه شاهد 2 میلی‌متر آب مقطر استریل به صورت خوراکی به نوزاد داده شد. قبل از دادن ساکارز، بلافاصله و 5 دقیقه بعد از تزریق، درد نوزاد با اسکیل درد نوزادان تازه متولد شده NIPS بررسی شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که دو گروه از نظر جنس، نمره‌ی آپگار، سن تولد، وزن، سن حاملگی نوع زایمان و میانگین شدت درد قبل از تزریق تفاوت معنی‌داری نداشتند. شدت درد بلافاصله بعد از تزریق در گروه ساکارز 20 درصد کاهش معنی‌داری نداشت. شدت درد 5 دقیقه بعد از تزریق در گروه ساکارز 20 درصد به طور معنی‌داری کمتر از گروه کنترل بود (P=0/012). نتیجه گیری: ساکارز 20 درصد بلافاصله بعد از تزریق عضلانی، درد را نمی‌کاهد، ولی بعد از 5 دقیقه اثر تسکینی بر درد دارد.


دکتر طلعت دباغی قلعه، دکتر خدیجه علمی زاده، دکتر سیمین دخت مرادی، الهام رشوند ملی،
دوره 20، شماره 81 - ( 7-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: خونریزی بعد از زایمان یکی از علل مهم مرگ مادران و موربیدیتی در جهان می‌باشد. در حال حاضر اکسی توسین داخل وریدی جهت کاهش خونریزی بعد از زایمان به‌کار می‌رود. این مطالعه به منظور مقایسه‌ی اثر 400 میکروگرم میزوپروستول خوراکی با 10 واحد اکسی توسین وریدی در پیشگیری از خونریزی بعد از زایمان انجام شد. روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی شده که در بیمارستان کوثر قزوین انجام شد، 269 خانم باردار وارد مطالعه شدند. شرایط ورود به مطالعه شامل حاملگی تک قلویی 37 هفته یا بالاتر، نمایش سفالیک، پاریته‌ی کمتر از 3، زایمان خودبخود یا القا شده و وزن تخمینی نوزاد کمتر از 4 کیلو‌گرم بود. شرایط خروج از مطالعه سابقه‌ی خونریزی بعد از زایمان، آسم، کوآگولوپاتی و مصرف داروهای ضد انعقاد، بروز دکولمان، خونریزی ناشی از پارگی کانال زایمانی، زایمان با وسایل کمکی و سزارین بودند. بیماران به‌طور تصادفی بعد از خروج شانه‌ی قدامی یا در عرض 1 دقیقه بعد از زایمان400 میکروگرم میزوپروستول خوراکی یا 1 واحد اکسی توسین وریدی دریافت کردند و هموگلوبین و هماتوکریت در بدو پذیرش و 24 ساعت پس از زایمان اندازه گیری و مقایسه شد. یافته‌ها: افت هماتوکریت در گروه دریافت کننده‌ی اکسی توسین 44/3+33/3 درصد و در گروه دریافت کننده‌ی میزوپروستول 26/1+81/2 درصد بود. میزان نیاز به اکسی توسین در گروه اکسی توسین 8/34 درصد ودر گروه میزوپروستول 5/20 درصد بود. تب در 2 نفر در گروه میزوپروستول دیده شد. نتیجه‌گیری: تجویز 400 میکروگرم میزوپروستول خوراکی اثر مشابهی با 10 واحد اکسی توسین وریدی در کاهش خونریزی بعد از زایمان داشت.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb