جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای رحیمی

ابوالفضل رحیمی، دکتر فضل ا... احمدی، دکتر محمود غلیاف،
دوره 13، شماره 53 - ( دى 1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: توانایی فرد در انجام فعالیت‌های روزمره یا کار، تفریح ، فعالیت‌های اجتماعی و عملکرد جنسی به طور قابل ملاحظه‌ای با وجود درد و متعاقب آن فقدان عزت نفس و افسردگی تحت تاثیر قرار می‌گیرد. از این رو مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین تاثیر مدل مراقبت پی‌گیر بر عزت نفس بیماران همودیالیزی طی سال 1383 تا 1384 در شهر همدان انجام شده است. روش بررسی: این پژوهش نیمه تجربی (قبل و بعد) بر روی 38 بیمار مبتلا به بیماری مرحله‌ی انتهایی کلیه (ESRD) انجـــام شد که به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسش‌نامه‌ی عزت نفس کوپراسمیت، پرسش‌نامه‌ی دموگرافیک و چک لیست کنترلی بود. در پرسش‌نامه‌ی کوپر اسمیت که پایایی و روایی آن قبلاً تایید شده است، کسب امتیـــــاز صفر تا 33 درصد نشان‌گر وضعیت ضعیف، امتیاز 34 تا 66 درصد نشان‌گر وضعیت متوسط و امتیاز 67 درصد و بیشتر از کل امتیاز نشان‌گر وضعیت خوب از نظر عــزت نفس تلقی گردید. در مرحله‌ی اول پژوهش (قبل از مداخله)، تنها پرسش‌نامه‌های عزت نفس و چک لیست‌های کنترلی تکمیل شد. پس از اتمام مرحله‌ی اول (3 ماه)، بیماران به سه گروه تقسیم شدند و مدل مراقبت پی‌گیر شامل چهار مرحله‌ی آشنا سازی، حساس سازی، کنترل و ارزشیابی اجرا شد و به طور متوسط برای هر گروه 4 تا 6 جلسه (به مدت یک تا 2 ساعت) طی 3 هفته برگزار گردید و در زمان باقی مانده از مرحله‌ی دوم (9 هفته) مشاوره‌های مراقبت پی‌گیر، کنترل و ارزشیابی انجام شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تی‌زوج و فریدمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که اجرای مدل مراقبت پی‌گیر تفاوت معنی‌داری بین میانگین امتیاز عزت نفس نمونه‌های پژوهش قبل و بعد از مداخله ایجاد کرد )0001/0 (P=. آزمون فریدمن بین رتبه‌ی میانگین‌های عزت نفس قبل و بعد از مداخله تفاوت معنی‌داری نشان داد به طوری که این میانگین از 6/63 امتیاز قبل از مداخله به 6/79 امتیاز پس از مداخله افزایش یافت (0001/0 P=). نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش در خصوص تاثیر مدل مراقبت پی‌گیر بر میزان عزت نفس بیماران همودیالیزی، به کارگیری و استفاده از این مدل مراقبتی برای سایر بیماران همودیالیزی توصیه می‌گردد.


دکتر محمد حسین شاه حسینی، دکتر مسعود مردانی، زهرا حسینی، دکتر حمید رضا خرم خورشید، امیر عباس رحیمی، دکتر جلیل وند- یوسفی،
دوره 14، شماره 56 - ( مهر 1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: مایکوپلاسما پنومونیه عامل گرفتاری‌های تنفسی مانند گلودرد، فارنژیت، رینیت، تراکئوبرونشیت و هم‌چنین مسئول بیش از بیست درصد موارد پنومونی‌های کسب شده از جامعه است. روش‌های متداول تشخیص مایکوپلاسما پنومونیه دارای محدودیت‌هایی است، بنابراین نیاز به به‌کارگیری روش‌های دقیق دیگر کاملاً احساس می‌گردد. روش‌های مولکولی، از جمله واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) دارای پتانسیل زیادی جهت تشخیص دقیق و سریع این عامل بیماری‌زا بوده و در نتیجه می‌توانند امکان شروع هر چه سریع‌تر درمان آنتی‌بیوتیکی بیماری را فراهم نمایند. در این مطالعه سعی شده است روش کشت و PCR مقایسه شده و یک روش سریع و عملی PCR برای شناسایی مایکوپلاسما پنومونیه طراحی و بررسی شود. روش بررسی: بر روی نمونه‌های کلینیکی 100 بیمار که با شکایات تنفسی به بیمارستان مراجعه کرده بودند، کشت وPCR انجام شد. یک روش PCR حساس با استفاده از پرایمرهای P4A و P4B و هدف ژنی P1 cytadhesin ، طراحی و بر روی نمونه‌های سوآپ جمع‌آوری شده از بیماران به‌کار گرفته‌ شد. محصول PCR (bp 345) به‌وسیله‌ی روش PCR-Cloning در پلاسمید pTZ57R کلون گردید و جهت تعیین توالی مورد استفاده قرار گرفت. یافته‌ها: همه نمونه‌های کشت مثبت دارای نتیجه‌ی PCR مثبت هم بودند. در 33 نمونه‌ی دیگر که از نظر کشت منفی بودند آزمایش PCR مثبت بود، در نتیجه 43 نمونه از 100 نمونه (43درصد) دارای نتیجه‌ی مستقیم مثبت PCR بودند. حد شناسایی سنجش مولکولی حاضر در حد 10 ارگانیسم مایکوپلاسما پنومونیه ارزیابی شد. در عین حال با 11 نمونه مایکوپلاسمای مورد استفاده و همین‌طور 17 گونه‌ی باکتریایی دیگر مورد استفاده در آزمون ویژگی هیچ محصولی تکثیر نگردید. نتیجه‌گیری: این مطالعه دلالت بر این موضوع دارد که PCR یک روش حساس و قابل اعتماد برای تشخیص سریع مایکوپلاسما پنومونیه در نمونه‌های عفونت‌های تنفسی است. دکترای تخصصی بیوتکنولوژی (فرآورده‌های بیولوژیک)، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهریار/شهر قدس * متخصص عفونی، استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ** کارشناس ارشد میکروبیولوژی، مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهریار/ شهر قدس *** متخصص ژنتیک، استادیار دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی **** کارشناس ارشد ژنتیک، مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهریار/ شهر قدس ***** دکترای تخصصی میکروبیولوژی، دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج ******


دکتر محمد نوری، مسعود دارابی، دکتر علی رحیمی پور، دکتر محمد رهبانی، دکتر ناصر اصلان آبادی، مقصود شاکر، امیر مهدی ‍اده،
دوره 16، شماره 65 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بر اساس مطالعات اخیر ترکیب و ساختمان ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا با برخی از اعمال بیولوژیک این ذرات ارتباط دارد که در نتیجه می‌تواند به عنوان یک شاخص خطر بیماری‌های قلبی محسوب شود. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط ترکیب اسیدهای چرب فسفولیپیدهای ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا با شدت گرفتگی عروقی در افراد مبتلا به بیماری گرفتگی عروق کرونر بوده است. روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه را 117 نفر که ابتلا‌ی آن‌ها به بیماری گرفتگی عروق کرونر با آنژیوگرافی کرونر مورد تأیید قرار گرفته بود، تشکیل می‌داد. شدت گرفتگی عروق کرونر بر اساس تعداد رگ‌های (1، 2 یا 3 رگ) با گرفتگی بیش از 50 درصد مشخص شد. ترکیب اسیدهای چرب ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا به روش گاز کروماتوگرافی (GLC) تعیین شد. ارتباط مستقل اسیدهای چرب و بیماری گرفتگی عروق کرونر با آزمون‌ آماری رگرسیون چندگانه بررسی گردید. به این ترتیب که تأثیر هر یک از متغیرهای مرتبط با شدت بیماری مورد بررسی قرار‌ گرفت. یافته‌ها: اسیدهای چرب امگا-3 شامل EPA (23/0-=β، 01/0>P) و DHA (17/0-=β، 05/0>P) به صورت مستقل از سایر عوامل خطر با شدت بیماری گرفتگی عروق کرونر ارتباط منفی داشتند. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این مطالعه میزان اسیدهای چرب چند غیراشباع EPA و DHA در ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا با شدت بیماری گرفتگی عروق کرونر ارتباط عکس دارد. واژگان کلیدی: گرفتگی عروق کرونر، اسیدهای چرب، لیپوپروتئین با چگالی بالا


پری رحیمی، دکتر محمد باقر قوامی، دکتر علی هانیلو، دکتر عباسعلی نوریان، دکتر علیرضا بیگلری،
دوره 16، شماره 65 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: فاسیولیازیس یکی از بیماری‌های مشترک انسان و دام است که آسیب‌های بهداشتی و لطمات اقتصادی زیادی را در مناطق مختلف ایران به ‌وجود می‌آورد. فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا از عوامل شناخته شده فاسیولیازیس هستند که هر کدام چهره‌ی اپیدمیولوژیک خاصی دارند. شناخت گونه‌های فاسیولا در انتخاب صحیح روش‌های کنترل بیماری در یک منطقه نقش بسزایی دارد. با عنایت به اهمیت بهداشتی و اقتصادی این بیماری، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین گونه‌ی انگل در زنجان به شیوه‌ی‌ مولکولی انجام یافته است. روش بررسی: تعداد 535 کرم‌ بالغ فاسیولا پس از جمع‌آوری از کبدهای آلوده (گاو و گوسفندهای ذبح شده در کشتارگاه زنجان) در بافر PBS شستشو شدند. نیمه‌ی پیشین کرم‌ها به الکل 70 درصد منتقل و تا استخراج اسیدهای نوکلئیک در 20- درجه‌ی سانتی‌گراد نگهداری شدند. اسیدهای نوکلئیک نمونه‌ها به شیوه‌ی اصلاح شده‌ی فنل‌ کلروفرم استخراج و در آن‌ها قطعه‌ی بین دو ژن 5.8S وS 28 از rDNA با روش PCR تکثیر یافت. چند‌شکلی قطعه‌ی ITS2 به روش‌ PCR-RFLP و توالی بازهای آلی آن با تکنیک تعیین توالی D‏NA تعیین شد. یافته‌ها: نتایج PCR-RFLP و مقایسه‌ی توالی بازهای ناحیه ITS2 با توالی‌های ثبت شده در بانک ژنی نشان داد که همه‌ی نمونه‌های مورد مطالعه، فاسیولا‌هپاتیکا بودند. هم‌چنین تعیین توالی نشان داد که در ناحیه‌ی ITS2 تعداد 361 جفت باز آلی وجود دارد. توالی بازهای ناحیه ITS2 سیزده نمونه در بانک ژنی به شماره‌های 391412-EU391424 EU ثبت شد. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه شواهدی از وجود فاسیولا ژیگانتیکا در زنجان بدست نیامد و کلیه نمونه‌های مورد بررسی فاسیولا هپاتیکا تشخیص داده شدند. واژگان کلیدی: فاسیولا، ترماتود کبدی، ITS2 وrDNA وPCR-RFLP


فاطمه رضائیان، فرناز ضامن میلانی، سیده فائزه میر یوسفی عطا، دکتر عباسعلی جعفری، دکتر عبدالحسن کاظمی، دکتر جواد مهتدی‌نیا، دکتر رضا مهدوی، مرتضی واحد جباری، سید جمال قائم مقامی، دکتر علی رضا استاد رحیمی،
دوره 17، شماره 68 - ( 7-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: آلودگی گندم‌های نگهداری شده به کپک‌های مولد زرالنون بیانگر خطر سلامتی در مصرف کنندگان می‌باشد که توجه مسئولین سلامت مواد غذایی و قانون گذاران این حوزه را به خود جلب کرده است. زرالنون، مایکوتوکسینی استروژنیک و غیراستروئیدی است که در انسان و حیوانات اختلالاتی مانند بلوغ زودرس جنسی، بزرگی پستان، تغییر وزن غدد، عدم توازن هورمونی، سرطان پستان و سرویکس، نازایی، کاهش باروری و وزن نوزادان و سقط به وجود می‌آورد. انواع کپک فوزاریوم و به طور عمده فوزاریوم گرامیناروم و فوزاریوم کالموروم، مولد این سم می‌باشد. با توجه به اهمیت موضوع، آلودگی گندم‌های انبار شده به قارچ‌های مولد این مایکوتوکسین بررسی گردید. روش بررسی: 162 نمونه از گندم‌های انبار شده استان با ثبت اطلاعات مربوطه جمع‌آوری گردید. آلودگی نمونه‌ها با آزمایش مستقیم، کشت و اسلاید کالچر بررسی شد. یافته‌ها: از 162 نمونه‌ی گندم، دو نمونه استریل و شش نمونه آلودگی باکتریال داشتند. بیشترین آلودگی قارچی، مربوط به آلودگی نمونه‌ها با آسپرژیلوس نیجر (43 درصد) و سپس کپک‌های موکوراسه، پنیسیلیوم، انواع دیگر آسپرژیلوس‌ها، انواع کپک‌های شفاف و سیاه، انواع مخمرها و شبه مخمرها بود. با توجه به تاکید این پژوهش بر آلودگی گندم‌ها به زرالنون، آلودگی 55 نمونه (34 درصد) از مجموع 162 نمونه به کپک‌های مولدزرالنون یعنی فوزاریوم شناسایی شد. نتیجه‌گیری: با وجود مخاطرات ناشی از آلودگی غلات و به‌ویژه گندم به زرالنون، مطالعه‌ی جامعی در مورد آلودگی غلات به زرالنون در ایران صورت نگرفته است و با عنایت به نقش زرالنون در اختلالات ناباروری و سایر عوارض میکوتوکسیکوزیس، لزوم انجام مطالعات تکمیلی و اجرای روش‌های حذف و یا کاهش مایکوتوکسین‌ها در مواد غذایی پر مصرف مانند غلات در کشور ضرورت بیشتری می‌یابد.


دکتر مهرعلی رحیمی، دکتر الهام نیرومند، دکتر منصور رضایی،
دوره 17، شماره 69 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: اطلاعات موجود درباره‌ی اثر قند خون قبل و بعداز غذا بر هموگلوبین HbA1Cبه عنوان استاندارد طلائی در کنترل قند خون در بیماران دیابتی ناکافی می‌باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی رابطه‌ی قند خون قبل و بعد از غذا و تعدادی از فاکتورهای زمینه‌ای با HbA1C در بیماران دیابتی تیپ 2 مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت کرمانشاه انجام شد. روش بررسی: این مطالعه‌ی تحلیلی مقطعی بر روی 173 بیمار دیابتی تیپ 2 به روش نمونه‌گیری آسان و مبتنی بر هدف انجام شد. ابتدا پرسشنامه‌ای حاوی اطلاعات زمینه‌ای تکمیل گردید و سپس برای سه ماه متوالی، هر 2تا4 هفته قندخون بیماران در سه نوبت ناشتا، 2 ساعت پس از صبحانه و ساعت 4 عصر و HbA1C در پایان سه ماه اندازه‌گیری گردید و نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد و بیماران براساس HbA1C به سه گروه قراردادی تقسیم شدند. یافته‌ها: در این مطالعه در کل و هر سه زیرگروه مورد نظر هر سه قند ناشتا، 2 ساعت پس از صبحانه و ساعت 4 عصر با HbA1C رابطه داشته‌اند. ضریب همبستگی برای قند ناشتا 749/0 = r (0001/0P<)، برای قند 2 ساعت پس از صبحانه 754/0 = r (0001/0P <) و برای قند ساعت 4 عصر 811/0 = r (0001/0 >P) می‌باشد. همچنین طول مدت ابتلا 363/0 = r (0001/0>P) و نوع درمان 338/0 = r (0001/0 >P) با HbA1C رابطه داشته است. ولی بین سن، جنس، BMI، سابقه‌ی فامیلی و میزان تحصیلات با HbA1C رابطه‌ی معنی‌دار مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: علی‌رغم این‌که هر سه قند ناشتا، 2ساعت پس از صبحانه و ساعت 4عصر با HbA1C رابطه دارند ولی بیشترین رابطه را قند ساعت 4عصر با HbA1C داشته است و قندهای غیر ناشتا نیز به اندازه‌ی قند ناشتا بر روی HbA1C تاثیر دارند.


دکتر مسعود دارابی، دکتر علی‌اکبر ابوالفتحی، دکتر علیرضا استادرحیمی، دکتر عبدالحسن کاظمی، مقصود شاکر، دکتر محمد نوری،
دوره 17، شماره 69 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بیماری آترواسکلروز ناشی از یک تقابل پیچیده بین ژنتیک و عوامل محیطی می‌باشد. برداشت کلسترول از بافت‌های محیطی و انتقال آن به کبد که فرآیند انتقال معکوس کلسترول (RCT) نامیده می‌شود، نقش بسیار مهمی در پیشگیری از آترواسکلروز دارد. ذرات HDL و پروتئین انتقال دهنده‌ی کلسترول (CETP) از اجز‌ای مهم RCT محسوب می‌شوند. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر پلی‌مرفیسم I405V ژن CETP بر پاسخ به تغییر نسبت اسیدهای چرب چندغیر اشباع به اسیدهای چرب اشباع (P بهS) بود. روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه شامل 85 فرد سالم با ژنوتیپ‌های مختلف I405V (35 نفر II، 36 نفر IV، 14 نفر VV) بود، که طی دو دوره‌ی 28 روزه مورد مطالعه قرار گرفتند. نسبتP بهS رژیم غذایی دوره‌ی اول 1به2 (غنی از اسیدهای چرب چند غیراشباع یا PUFA) و دوره‌ی دوم 3/0 (غنی از اسیدهای چرب اشباع یا SFA) بود. در ابتدا و انتهای هر دوره پروفایل لیپیدی افراد تعیین شد. یافته‌ها: در آغاز مطالعه مقدار لیپیدها و لیپو پروتئین‌های گروه‌های ژنوتیپی تفاوت معنی‌داری نداشت. پس از رژیم غذایی غنی از SFA کاهش غلظت آپولیپوپروتئین A-I و HDL C افرادی که دارای الل V بودند، بیشتر از افراد با ژنوتیپ II بود. نتیجه‌گیری: پلی‌مرفیسم I405V ژن CETP تغییرات نامطلوب ApoA I و HDL C ناشی از کاهش نسبتP بهS رژیم غذایی را تشدید می‌کند.


دکتر مهرداد میرزا رحیمی، حکیمه سعادتی، دکتر افسانه انتشاری، دکتر محمد ماذنی، صحیفه شاهی‌زاده،
دوره 18، شماره 73 - ( 4-1389 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: عناصر کمیاب و مواد معدنی و ویتامین‌ها نقش اساسی در رشد جنین دارد. در کشورهای در حال توسعه زنان رژیم حاوی ویتامین‌ها و مواد معدنی کمتری را مصرف می‌کنند. روی از مواد معدنی ضروری می‌باشد و کمبود آن‌ ممکن است باعث اختلالات مختلف در جنین شود. روش بررسی: این بررسی یک مطالعه‌ی مورد- شاهدی بود که در بیمارستان علوی اردبیل از شهریور 1387تا شهریور 1388 انجام شد. 56 مادر دارای نوزادان با وزن کم موقع تولد (کمتر از 2500 گرم) به عنوان گروه مورد، 56 تن از مادران دارای نوزادان با وزن تولد نرمال (مساوی یا بیشتر از 2500 گرم) به عنوان گروه کنترل به صورت تصادفی انتخاب شدند. نمونه‌های خونی از همه مادران بعد از زایمان جمع‌آوری شد و غلظت سرمی روی با استفاده از روش اسپکتروفتومتری جذب اتمی تعیین گردید. یافته‌ها: میانگین وزنی نوزادان، اندکس توده‌ی بدنی مادران، سن مادران، وضعیت اقتصادی و دموگرافیک در گروه‌های شاهد و مورد تفاوت معناداری با هم نداشتند. غلظت سرمی روی در گروه شاهد، 84/8±16/52 و در گروه مورد 40/14±84/55 میکروگرم بر دسی لیتر بود که تفاوت آماری معنادار بین غلظت سرمی روی در دو گروه وجود نداشت (05/0P>). نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که سطح سرمی روی مادر بر وزن تولد نوزاد تاثیری نداشت.


دکتر محمد مهدی سلطان دلال، زهره کلافی، دکتر عبدالعزیز رستگار لاری، سید کاظم حسینی، عباس رحیمی فروشانی، زهرا دیلمی خیابانی، فرهاد نیکخواهی، سیامک حیدرزاده،
دوره 20، شماره 81 - ( 7-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: غشای آمنیوتیک انسان داخلی‌ترین لایه‌ی جفت می‌باشد که به دلیل حضور بتا دفنسین‌های انسانی و الافین‌ها دارای اثر ضدمیکروبی است. فعالیت‌های ضد میکروبی به شرایط و عوامل محیطی بستگی دارد. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر عوامل محیطی بر تغییر اثر آنتی‌باکتریال غشای آمنیوتیک انسانی در رابطه با سویه‌های استاندارد باکتریایی سالمونلا انتریکا 708BAA-، اشریشیا کلی25922ATCC، سودوموناس آئروژینوزا 27853ATCC ، کلبسیلا پنومونیه 7881ATCC ، انتروکوکوس فکالیس 29212ATCC در آزمایشگاه بود. روش بررسی: غشای آمنیوتیک از بانک پیوند اعضا‌ی بیمارستان امام خمینی از زنانی با سزارین انتخابی که از نظر تست‌های سرولوژیک HIV، HBV،HCV و سیفلیس منفی بودند، تهیه شد و در شرایط استریل به قطعات cm5/1×5/1 برش داده شد و سپس سوسپانسیون‌های نیم مک فارلند تهیه شده از باکتری‌ها روی محیط مولر هینتون آگار پخش گردید (در بررسی pHسه نوع محیط کشت تهیه گردید.) و در مرکز هر پلیت یک قطعه غشا قرار گرفت. نمونه‌ها به لحاظ متغیر‌های دمایی (25، 33 و 37 درجه‌ی سانتی‌گراد) و زمانی (24، 48 و 72 ساعت) و pH(5/6، 7، 5/7) بررسی شدند. یافته‌ها: متغیرهای pH و زمان تأثیری دراثر ضد باکتریایی غشا نداشتند؛ اما دماهای 25 و 33 درجه‌ی سانتی‌گراد تنها در سودوموناس آئروژینوزا نسبت به 37 درجه‌ی سانتی‌گراد تغییر قابل توجهی را داشتند. نتیجه‌گیری: اثر ضد باکتری غشای آمنیوتیک به جز مواردی خاص، از ثبات بالایی در برابر عوامل محیطی برخوردار است و این پایداری کاربرد آن را در عملکردهای بالینی و در شرایط مختلف گسترش خواهد داد.


دکتر اسحق رحیمیان بوگر، دکتر محمدعلی بشارت، دکتر محسن دارابیان،
دوره 20، شماره 82 - ( 5-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: فیبریلاسیون دهلیزی شایع‌ترین آریتمی پس از جراحی بای پس عروق کرونر است که با برخی عوارض ناخوشایند همراه است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش عوامل خطر روانشناختی، سن و جنسیت در بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای پس عروق کرونر بود. روش بررسی: در یک زمینه‌یابی مقطعی واپس‌نگر، 317 نفر از افرادی که در مرکز قلب تهران و نیز مرکز جراحی قلب بیمارستان بوعلی تهران تحت عمل جراحی بای پس عروق کرونر قرار گرفتند، به‌شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. از میان این نمونه‌ها پس از جراحی بای پس عروق کرونر، تعداد 89 نفر (1/28 درصد) دارای فیبریلاسیون دهلیزی و 228 نفر (9/71 درصد) فاقد فیبریلاسیون دهلیزی بودند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ی اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس‌های افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-42) جمع‌آوری و به کمک کای دو، آزمون تی مستقل و رگرسیون لوجستیک دو مقوله‌ای به روش ورود همگام باشد، تحلیل گردید. یافته‌ها: افسردگی (57/4=OR)، استرس (49/4=OR)، اضطراب (61/3=OR)، سن (77/4=OR) و جنسیت (38/2=OR) قادر بودند به‌طور معناداری افراد دارای فیبریلاسیون دهلیزی را از افراد فاقد فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای پس عروق کرونر تفکیک نمایند (0001/0P<). طبق تببین مدل کامل رگرسیون، 2/97 درصد موارد به‌درستی طبقه‌بندی شدند (05/0>P). نتیجه‌گیری: افسردگی، استرس، اضطراب به‌عنوان عوامل خطر روانشناختی و سن و جنسیت به‌عنوان عوامل خطر زمینه‌ای در کنار هم در بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای پس عروق کرونر سهیم هستند. این یافته‌ها دارای پیامدهای کاربردی در پیشگیری از فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای پس عروق کرونر و عوارض نامطلوب آن است.


میلاد نظر زاده، زینب بیدل، عرفان ایوبی، ابوالفضل بهرامی، جعفر تزوال، محسن رحیمی، دکتر فاطمه جعفری،
دوره 21، شماره 84 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: سن آغاز مصرف سیگار هم در کشورهای توسعه یافته و هم در حال توسعه رو به کاهش است. هدف این مطالعه برآورد شیوع مراحل مصرف سیگار در نمونه‌ای از دانش آموزان دبیرستانی شهر زنجان و بررسی عوامل مرتبط با آن بود. روش بررسی: از بین دانش آموزان دبیرستانی شهر زنجان در سال تحصیلی 91-1390، نمونه‌ای با حجم 1064 نفر به روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای تصادفی انتخاب شد. برای جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه استاندارد خود ایفا به کار رفت که شامل اطلاعات جمعیت شناختی، مصرف سیگار، عوامل روانی، اجتماعی و آشنایی با برخی داروها بود. برای بررسی عوامل مختلف با مصرف سیگار، مدل رگرسیون لوجستیک دوحالته به کار رفت. یافته‌ها: از 352 دانش آموزی که مصرف سیگار را گزارش کرده بودند، 242 (4/23 درصد) نفر سیگار آزموده و 112 (8/10 درصد) نفر به عنوان سیگاری فعال طبقه بندی شدند. تحلیل چند متغیره به‌وسیله‌ی مدل رگرسیون لوجستیک نشان داد که افزایش سن (نسبت شانس 20/1)، رفتار خطرپذیر (نسبت شانس 83/1)، آشنایی با داروی ترامادول (نسبت شانس 19/2)، اعتماد به نفس پایین (نسبت شانس 07/1)، نگرش مثبت به سیگار (نسبت شانس 15/1)، تفکر مثبت به سیگار (نسبت شانس 07/1) و داشتن دوست سیگاری (نسبت شانس 94/1) با مصرف سیگار در ارتباط است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که شیوع مراحل مختلف مصرف سیگار در دانش آموزان دبیرستانی شهر زنجان نسبت به مطالعات مشابه با پرسشنامه کاملا یکسان در استان های دیگر، بیشتر است و عواملی چون آشنایی با داروی ترامادول و داشتن دوست سیگاری، بیش از سایر متغیرها با مصرف سیگار در ارتباط است. توجه بیشتری به بازار غیرمجاز داروها و آموزش برمبنای مدرسه ممکن است در کنترل مصرف دخانیات موثر باشد.


زهرا رحیمی، دکتر محمد حسین علیزاده، دکتر رضا نوری، دکتر زهرا رجحانی،
دوره 22، شماره 95 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهشگران آسیب‌پذیری بالاتر زنان ورزشکار را با عدم تعادل عملکردی عضلات همسترینگ و چهارسررانی مرتبط می‌دانند و استفاده از روش‌های مختلف تمرینی را به‌منظور کسب الگوهای عملکردی عضلانی مناسب، پیشنهاد کرده‌اند. هدف این تحقیق بررسی تاثیر تمرین‌های عصبی عضلانی، قدرتی و ترکیبی بر نسبت قدرت همسترینگ به چهارسر در زنان بسکتبالیست حرفه‌ای بود. روش بررسی: ۴۲ نفر بسکتبالیست زن با میانگین سن (۸۸/۱±۷۳/۲۰) سال و قد (۵۷/۶±۴۷/۱۷۲) سانتی‌متر و وزن (۹۸/۴ ±۵۴/۶۳) کیلوگرم و شاخص توده‌ی بدنی (۱۷/۱ ± ۳۶/۲۱) کیلوگرم/متر مربع، در قالب ۳ گروه آزمایش و یک گروه کنترل انتخاب و گروه‌های آزمایش به مدت شش هفته برنامه‌های تمرینی را انجام دادند. نسبت عملکردی قدرت همسترینگ به چهار سر در چهار گروه قبل و بعد از برنامه‌ی تمرینی با استفاده از دستگاه دینامومترایزوکینتیک بایودکس ۴، اندازه‌گیری و محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با آزمون‌های تی زوجی، تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و توکی انجام شد. یافته‌ها: اختلاف میانگین نسبت قدرت عملکردی در پیش و پس آزمون در گروه تمرینات قدرتی در هر سه سرعت زاویه‌ای معنادار بود (05/0>P). بین گروه تمرینات قدرتی و گروه کنترل نسبت به دیگر گروه‌های تمرینی تفاوت مشهودتری در رابطه با افزایش نسبت عملکردی قدرت همسترینگ به چهارسر مشاهده شد. نتیجه گیری: تجویز تمرین‌های قدرتی اندام تحتانی در برنامه‌های تمرینی پیشگیری از آسیب، موجب بهبود نسبت عملکردی قدرت خواهد شدوممکن است باعث کاهش خطر آسیب شود.


سمانه محمد پور، دکتر اسحق رحیمیان بوگر، دکتر علی محمد رضایی،
دوره 23، شماره 97 - ( 2-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: توجه به کیفیت زندگی در بیماری کرونری قلب به دلیل میزان آسیب و مرگ و میر این بیماران بسیار مهم است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک‌های دفاعی و ناگویی خلقی در پیش‌بینی کیفیت زندگی بیماران کرونری قلب صورت گرفت. روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی توصیفی مقطعی بود. در این پژوهش، 300 نفر از بیماران مبتلا به بیماری کرونری قلب مراجعه کننده به مرکز تخصصی قلب بیمارستان شهید آیت‌الله مدنی لرستان از تیر تا بهمن ماه سال 92 به روش در دسترس انتخاب شدند. جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه جمعیت‌شناختی، پرسشنامه سبک‌های دفاعی (DAS-40)، مقیاس ناگویی خلقی تورنتو (TAS-20) و ابزار کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بیماران قلبی مک‌نیو (HRQL) بود. برای تحلیل داده‌ها از رگرسیون چندگانه به روش گام به گام با نرم افزار SPSS19 استفاده شد. یافته‌ها: بین سبک‌های دفاعی رشدیافته و کیفیت زندگی رابطه معناداری وجود نداشت (198/0P=)، بین سبک‌های دفاعی روان‌آزرده و رشد نایافته با کیفیت زندگی همبستگی منفی معناداری وجود داشت (01/0P<). بین مؤلفه های ناگویی خلقی و کیفیت زندگی همبستگی منفی معناداری وجود داشت (05/0P<). نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد که دشواری در تشخیص احساسات و سبک‌های دفاعی رشدنایافته می‌توانند کاهش کیفیت زندگی در بیماران کرونری قلب را پیش‌بینی کنند (0005/0P<). نتیجه‌گیری: سبک‌های دفاعی رشدنایافته و دشواری در تشخیص احساسات در پیش‌بینی کیفیت زندگی بیماران کرونری قلب نقش مهمی دارند. بنابراین، به منظور بهبود کیفیت زندگی این بیماران توجه به این متغیرها طی کارآزمایی‌های بالینی با هدف طراحی مدل‌های مداخله مناسب یا اصلاح مداخله‌های موجود سودمند خواهد بود.


راحله بناکار، دکتر فرهاد دریانوش، دکتر اسکندر رحیمی،
دوره 23، شماره 99 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: آدیپوکین‌ها یا آدیپوکیتوکین‌ها، سایتوکین‌هایی هستند که از بافت آدیپوسیت ترشح می‌شوند و از جمله می‌توان به واسپین و کمرین اشاره کرد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر هشت هفته فعالیت هوازی شدید بر تغییرات سطوح واسپین و کمرین در موش‌های ماده نژاد اسپراگوداولی می‌باشد. روش بررسی: این مطالعه از نوع تجربی می‌باشد که در ابتدا برای این مطالعه 35 سر موش نژاد اسپرگوداولی از نمونه‌های در دسترس آزمایشگاه علوم پزشکی دانشگاه شیراز انتخاب شدند، 15 سر موش در گروه کنترل و 20 سر موش در گروه تجربی قرار گرفتند.بر روی آزمودنی‌ها از نظر تغذیه، جنسیت (ماده) و سن (دو ماهه) کنترل‌های لازم انجام شد. آزمودنی‌های گروه تمرینی با شدت بالا مطابق با برنامه تمرینی تحقیق حاضر، فعالیت دویدن روی نوارگردان را به مدت 8 هفته و هر هفته 5 جلسه اجرا کردند. این تمرین به‌صورت فزاینده و با رعایت اصل اضافه بار انجام شد. داده‌های حاصل از پژوهش با استفاده از نرم افزار spss.16 و آزمون t مستقل و جهت تعیین رابطه بین متغیر‌های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که برنامه تمرینی باعث کاهش سطوح پروتئین واسپین (0001/0P<) و افزایش سطح سرمی کمرین (0001/0P<) می‌شود. نتیجه‌گیری: در نهایت می‌توان گفت پاسخ آدیپوکین‌ها به فعالیت ورزشی شدید (هشت هفته‌ای) در موش‌های ماده متفاوت می‌باشد و نمی‌توان گفت که همگی روند افزایشی یا کاهشی پیدا می‌کنند و این موضوع احتمالا تحت تاثیر مدت یا شدت فعالیت ورزشی می‌باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb