جستجو در مقالات منتشر شده


18 نتیجه برای رفیعی

دکتر مهوری جعفر، د کتر میرحسینی محمود، د کتر رفیعیان محمود،
دوره 11، شماره 45 - ( دى 1382 )
چکیده

سابقه و هدف: در چند دهه اخیر شیوع میگرن رو به افزایش بوده و انجام تحقیقات در زمینه داروهای مورد مصرف در پیشگیری از حملات میگرن ضروری به نظر می رسد. این تحقیق به منظور مقایسه تاثیر دو داروی سیپروهپتادین و فنی توئین در تعداد، مدت و شدت حملات میگرن بر روی اطفال 5 تا 15 ساله مراجعه کننده به کلینیک تخصصی اعصاب، در سال 1382 در شهر کرد صورت گرفت.مواد و روش ها: در این کارآزمایی بالینی تعداد 119 نفر که میگرن آن ها با استفاده از معیارهای تشخیصی جامعه بین المللی سردرد، تشخیص داده شده بود، وارد مطالعه شدند. مطالعه در سه گروه و در سه فاز 45 روزه انجام شد. در 45 روز اول و سوم همه بیماران دارونما مصرف می کردند. در 45 روز دوم، گروه اول سیپروهپتادین (3/0 میلی گرم بر کیلو گرم در روز)، گروه دوم فنی توئین (4/0 میلی گرم بر کیلو گرم در روز) و گروه سوم دارونما دریافت کردند. بیماران در طول تحقیق در هنگام حمله میگرن مجاز به مصرف استامینوفن کدئین بودند. شدت درد با توجه به پرسش نامه MIDAS از درجه 1 تا 10 توسط بیماران مشخص می شد. نتایج به وسیله آزمون های آماری کروسکال والیس و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: تعداد، مدت و شدت حملات در فاز دوم در هر دو گروه دارویی نسبت به فاز اول کاهش یافت (.(P<0.05 تعداد حملات در فاز سوم در گروه مصرف کننده سیپروهپتادین نسبت به فاز اول کاهش یافت ((P<0.05، ولی در مورد فنی توئین این تفاوت معنی دار نبود. تاثیر سیپروهپتادین بر تعداد، مدت و شدت حملات در فاز دوم مطالعه در مقایسه با فنی توئین بیشتر بود (.(P<0.05نتیجه گیری و توصیه ها: به نظر می رسد مصرف سیپروهپتادین نسبت به فنی توئین در بیماران میگرنی منطقی تر است، بنابراین مصرف آن در اطفال میگرنی توصیه می شود.


د کتر ماندانا رفیعی، دکتر ریتا باقریان، دکتر سولماز نیکوش، مهندس حسین کوشاور، د کتر باب اله قاسمی،
دوره 12، شماره 48 - ( 7-1383 )
چکیده

خلاصـه سابقه و هدف: با توجه به این که هلیکوباکترپیلوری به عنوان یک پاتوژن عمده‌ی دستگاه گوارش معمولاً در دوران کودکی کسب می‌شود، این مطالعه با هدف تعیین ارزش آنتی ژن هلیکوباکترپیلوری در نمونه‌ی مدفوع در مقایسه با بیوپسی مخاط معده و هیستولوژی به منظور تشخیص عفونت هلیکوباکترپیلوری کودکان در سال 1382 در تبریز انجام شد. مواد و روش‌ها: این مطالعه‌ی تحلیلی با روش نمونه‌گیری آسان بر روی کودکان دارای سوء هاضمه مراجعه کننده به بخش آندوسکوپی انجام گرفت. بیماران واجد شرایط (130 بیمار) تحت آندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی و بیوپسی مخاط معده و هم‌زمان تست بررسی آنتی ژن هلیکوباکترپیلوری در مدفوع به روش ایمونواسی با استفاده از کیت HP AGT قرار گرفتند. افراد دارای هلیکوباکترپیلوری درجه‌ی یک و بالاتر در نمونه‌ی هیستولوژیک به عنوان مبتلا به عفونت هلیکوباکتر در نظر گرفته شدند. حساسیت، ویژگی، ارزش پیش بینی مثبت و منفی تست آنتی ژن مدفوع در مقایسه با بیوپسی مخاط معده تعیین و نتایج با استفاده از آزمون‌های آماری مک نمار و کای دو تجزیه و تحلیل گردیدند. یافته‌ها: 96 کـودک دارای علایم سوء هاضمه (65 پسـر و 31 دختـر) با میانگیـن سنی 3/0 ± 3/8 سال مورد بررسی قرار گرفتند. در بررسی هیستولوژیکی، 62 بیمار (6/64 درصد) از نظر هلیکوباکترپیلوری مثبت بودند که در 34 مورد تست آنتی ژن هلیکوباکترپیلوری مدفوع نیز مثبت گزارش شد. حساسیت، ویژگی، ارزش پیش بینی مثبت و منفی تست آنتی ژن هلیکوباکترپیلوری مدفوع به ترتیب 8/54، 4/79، 9/82 و 9/49 درصد بود (001/0 P=). نتایج بررسی هیستولوژیکی نشان داد که هلیکوباکترپیلوری با درجه‌ی 2 و بالاتر در هیستولوژی با احتمال بیشتری از مثبت بودن تست هلیکوباکترپیلوری در مدفوع همراه است (001/0P=). نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: تست آنتی‌ژن هلیکوباکترپیلوری در مدفوع از حساسیت و ویژگی کمتری نسبت به روش استاندارد طلایی برخوردار است. ارزش بالقوه‌ی این روش به عنوان یک مشخصه‌ی عفونت با هلیکوباکترپیلوری در مدت درمان و در مرحله‌ی ریشه‌کن شدن هلیکوباکترپیلوری، بارزتر می‌باشد. انجام مطالعات وسیع‌تر با حجم نمونه‌ی بیشتری توصیه‌می‌گردد. واژگان کلیدی: هلیکوباکترپیلوری، سوء هاضمه، تست آنتی ژن هلیکوباکترپیلوری در مدفوع، کودک


دکتر حمید آرتی، دکتر سعید ابریشمکار، دکتر محمود رفیعیان،
دوره 13، شماره 50 - ( فروردين 1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ﺑﻴﻤﺎری آرنج ﺗﻨﻴﺲ بازان یا اپی‌کندﻳﻠﻴﺖ خارجی آرنج ناشی از به کارگیری بیش از حد عضلات ساعد و کشش حاد یا مزمن تاندون اکستانسور کارپی رادیالیس برویس پدﻳﺪ می‌آﻳﺪ. از آنجا که ﻣﻌﻴﺎر مورد توافقی برای درمان این بیماری وجود ندارد، مطالعه‌ی حاضر به منظور مقایسه‌ی تاثیر چهار روش‌ درمان غیر جراحی در این بیماری، طراحی و در سال 1382 در شهر کرد انجام شد. روش بررسی: این کارآزمایی بالینی دو سو کور، اثر بخشی چهار شیوه‌ی درمان غیر جراحی را در این بیماری مقایسه کرد. روش‌های درمانی شامل: 1- تزرﻳﻖ موضعی کورﺗﻴﻜﻮاستروﺋﻴﺪ (20 میلی‌گرم متیل پردنیزولون + لیدوکائین)، 2- داروهای ضد التهابی ﻏﻴﺮ استروییدی (500 میلی‌گرم ناپروکسان 2 بار در روز به مدت 2 هفته)، 3- نوارهای حماﻳت کننده‌ی ساعد، 4- فیزیوتراپی وتمرﻳﻦ‌های ﭘﻴﺸﺭونده بودند که بر روی 120 بیمار (4 گروه 30 نفره) با میانگین سنی 37 سال انجام شد. آرنج تمام ﺑﻴﻤﺎران به مدت 2 هفته توسط گچ بی حرکت نگاه داشته و سپس به آن‌ها توﺻﻴﻪ شد که از حرکات تکراری دست مبتلا به مدت 21 روز پرﻫﻴﺰ کنند. اوﻟﻴﻦ ارزﻳﺎبی قبل از درمان انجام و اطلاعات به دست آمده ثبت شد. ارزﻳﺎبی کلی از نظر بهبودی (توسط ﻳﮏ معیار 24 واحدی) در ماه‌های اول، سوم، ششم و نهم پس از درمان صورت گرفت وداده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS 12 و آزمون تی زوج تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: در اوﻟﻴﻦ ارزﻳﺎبی ﻣﻴﺎنگین امتیاز محاسبه شده در تمام گروه‌ها 04/19 بود و در پی‌گیری ﺑﻴﻤﺎران در پایان اوﻟﻴﻦ ماه پس از درمان، میانگین امتیاز به ترتیب برای چهار گروه برابر با: 6، 8 ، 11 و 12 ، در پایان ماه سوم: 9، 11، 8 و 8 ، در پایان ماه ششم: 9، 8 ، 5 و 6 و بالاخره در پایان ماه نهم: 8 ، 8 ، 5 و 3 بود که تفاوت میانگین تمامی آن‌ها به جز در پایان ماه سوم از نظر آماری معنی دار شد (05/0P=). هم‌چنین امتیاز نهایی ماه اول با قبل از درمان در گروه درمان با کورتیکواسترویید بیشترین تفاوت را نسبت به گروه‌های دیگر نشان داد (001/0P=). در پایان ماه نهم گروه فیزیوتراپی بیشترین تغییر در امتیاز نهایی را داشت که این یافته هم از نظر آماری معنی دار بود (05/0P=). نتیجه‌گیری: تزرﻳﻖ موضعی کورﺗﻴﻜﻮاستروﺋﻴﺪ ﻳﮏ شیوه‌ی ﺑﺴﻴﺎر کارآمد برای تخفیف درد بیماری آرنج ﺗﻨﻴﺲ بازان است، اما عود بیماری در این روش طی سه ماه شاﻳﻊ است. نتاﻳﺞ در انتهای ماه نهم در گروه درمان با ورزش و فیزیوتراپی بهتر بود. بنابراین به نظر می رسد تزرﻳﻖ اولیه‌ی کورتیکواستروﺋﻴﺪ همراه با ادامه‌ی درمان با فیزیوتراپی به مدت طولانی، درمان مطلوب غیر جراحی این بیماری باشد.


سینا میرزااحمدی، دکتر صفر فرج نیا، دکتر ماندانا رفیعی، دکتر محمد حسین صومی، آیلار نخلبند، هانیه رضایی، لیلا محمدنژاد،
دوره 15، شماره 58 - ( بهار 1386 )
چکیده

چکیده سابقه و هدف: تب مدیترانه‌ای فامیلی (FMF) یک بیماری ژنتیکی اتوزومی مغلوب است که با حملات دوره‌ای تب‌دار که با دردهای شدید شکمی، التهاب ریه، آرتریت و راش‌های پوستی همراه می‌گردد، مشخص می‌شود. شدت علایم بالینی این بیماری در بیماران مختلف بسیار متغیر بوده اما اطلاعات کمی در مورد علت اصلی این تفاوت‌ها وجود دارد. این مطالعه به بررسی ژنتیکی یک بیمار آذری مبتلا به FMF شدید و والدین او می‌پردازد. روش‌ بررسی: بیمار مورد بررسی یک پسر6 ماهه می‌باشد که دچار تب‌های عودکننده به همراه درد شدید شکمی و راش‌های پوستی می‌باشد. جهت شناسایی نوع جهش یا جهش‌های ژنتیکی مسبب بیماری، آزمایش‌های مولکولی با استفاده از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) و تعیین توالی اگزون 10 ژن MEFV انجام گرفت. یافته‌ها: بررسی‌ها توسط روش‌های ARMS-PCR و تعیین توالی اگزون 10 وجود جهش هتروزیگوت مرکب M694 V/ M680 I را در اگزون 10 ژن مربوطه در فرد بیمار نشان داد. پدر و مادر بیمار به ‌ترتیب دارای جهش هتروزیگوت از نوع M680 I و M694 Vبوده و هیچ‌گونه سابقه‌ای از حملات بیماری FMF نداشته‌اند. نتیجه‌گیری: به ‌نظر می‌رسد همراهی دو جهش M680 I و M694 V حتی در شکل هتروزیگوت مرکب می‌تواند به بیماری FMF با فنوتیپ شدید منجر شود. این مورد اولین گزارش شروع زود‌هنگام و فنوتیپ شدید FMF ناشی از جهش هتروزیگوت مرکب 694V/680I در یک بیمار ایرانی می‌باشد.


دکتر ماندانا رفیعی، دکتر مرتضی جبارپور بنیادی، دکتر کاظم سخا، امیر صمدی افشار، محسن اسماعیلی،
دوره 16، شماره 63 - ( 4-1387 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: تب مدیترانه‌‌ای فامیلی یک بیماری ژنتیکی با توارث اتوزومی مغلوب می‌باشد که به ‌طور شایعی در نژادهای مدیترانه‌ای دیده می‌شود. این بیماری با دوره‌های خود‌محدود تب و پلی‌سروزیت راجعه تظاهر می‌یابد. در سال‌های اخیر گزارشاتی مبنی بر شیوع این بیماری در ایران به‌ ویژه در شمال‌غرب کشور وجود دارد. شایع‌ترین ژنوتیپ‌های گزارش شده در ایران M694V و E148Q می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی علایم بالینی بیماران مبتلا به این بیماری با جهش‌‌های فوق می‌باشد. روش بررسی: مطالعه در فاصله‌ی بین دی ‌ماه 8٥ تا دی‌ ماه ٨٦ به صورت توصیفی- تحلیلی مقطعی انجام گرفت. 71 بیمار زیر 18 سال پس از تشخیص بالینی بر اساس معیار‌های موجود در مرکز آموزشی، درمانی کودکان تبریز، جهت تعیین موتاسیون به آزمایشگاه ژنتیک ارجاع شدند و از روش‌های -PCR ARMS و PCR- RFLP برای تعیین جهش استفاده شد. در مجموع 4٥ بیمار جهش شناخته شده داشته و از این بین 4١ بیمار دارای جهش E148Q و M694V بودند که جهت بررسی تظاهرات مختلف بالینی مورد ارزیابی قرارگرفتند. یافته‌ها: موتاسیون E148Q در ٥/٣٥ درصد و M694V در ٧/٥٥ درصد بیماران وجود داشت. بیماران هموزیگوت برای M694V سن شروع بیماری پایین‌تر، طول حملات و میزان سابقه‌ی فامیلی مثبت بیشتر و عوارض بیشتری را دارا بودند. شیوع برخی از تظاهرات بالینی نیز در بیماران مورد بررسی ما با دیگر نژادها متفاوت می‌باشد. نتیجه‌گیری: در بیماران مبتلا به تب مدیترانه‌ای فامیلی، جهش M694V به‌ خصوص در فرم هموزیگوت آن با فرم شدیدتر بیماری و عوارض بیشتری همراه است.


رضا شرافتی چالشتری، فرهاد شرافتی چالشتری، علی شرافتی چالشتری، دکتر محمود رفیعیان،
دوره 18، شماره 71 - ( 3-1389 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: جوش جوانی یکی از مشکلات پزشکی است و پروپیونی باکتریوم آکنه به عنوان یک عامل اصلی در این بیماری مورد توجه قرار دارد. اثرات ضد میکروبی قسمت‌های مختلف درخت گردو (Juglans regia) بر روی بسیاری از باکتری‌ها به اثبات رسیده است. برگ گردو همچنین اثر آنتی اکسیدانی داشته و بنابراین اگر دارای اثر ضد باکتریایی بر روی پروپیونی باکتریوم آکنه نیز باشد، می‌تواند به‌عنوان یک داروی جایگزین برای درمان این بیماری مطرح گردد. لذا این مطالعه با هدف بررسی اثر آنتی‌باکتریال عصاره‌ی برگ درخت گردو بر روی پروپیونی باکتریوم آکنه در شرایط آزمایشگاهی انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی، عصاره‌ی اتانولی برگ درخت گردو تهیه و اثرات ضد میکروبی آن به روش چاهک- دیفیوژن، تعیین حداقل غلظت ممانعت کنندگی از رشد (MIC) و حداقل غلظت کشندگی باکتری (MBC) با روش رقت لوله‌ای (macrodilution) علیه پروپیونی باکتریوم آکنه انجام شد، آمپی‌سیلین (10 میکروگرم) به عنوان کنترل مثبت بکار رفت. یافته‌ها: عصاره‌ی اتانولی برگ درخت گردو در هر دو روش آگار دیفیوژن و ماکرودایلوشن بر روی باکتری پروپیونی باکتریوم آکنه دارای اثر مهاری بود. بیشترین هاله عدم رشد در غلظت 150 میلی‌گرم در میلی‌لیتر معادل 7/1±25 میلی‌متر، مقدار MIC برابر 5/12 میلی‌گرم در میلی‌لیتر و مقدار MBC معادل 15 میلی‌گرم در میلی‌لیتر بود. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که عصاره‌ی اتانولی برگ درخت گردو دارای اثر ضد میکروبی بر روی پروپیونی باکتریوم آکنه بوده، می‌تواند به عنوان فرآورده‌ای آنتی‌باکتریال در درمان عفونت‌های خارجی حاصل از این میکروارگانیسم مطرح گردد.


دکتر محبوبه سترکی، دکتر محمود رفیعیان، دکتر اسفندیار حیدریان، دکتر کیهان قطره، نجمه شاهین فرد، رویا انصاری، زهرا فروزنده،
دوره 20، شماره 79 - ( 3-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: تغییرات کمیتی لیپیدهای پلاسما بعد از غذا نقش مهمی در پاتوژنز آترواسکلروز بازی می‌کند. وجود ترکیبات آنتی اکسیدانی در قره‌قات ما را برآن داشت تا تاثیرات احتمالی –حمایتی این گیاه را بر روی برخی ریسک فاکتورهای آترواسکلروز، به دنبال مصرف غذا، در خرگوش‌های هیپرکلسترولمیک بررسی نماییم. روش بررسی: در این تحقیق مداخله‌ای تعداد 24 خرگوش نرنیوزیلندی به‌طور تصادفی به 3 گروه 8 تایی به شرح زیر تقسیم شدند: گروه اول رژیم معمولی، گروه دوم رژیم پرکلسترول (1 درصد)، گروه سوم رژیم پر کلسترول و 2 درصد پودر قره قات دریافت کردند. فاکتورهای گلوکز، توتال کلسترول (TC)، تری‌گلیسرید (TG)، آپولیپو پروتئین B (ApoB)، ترانس آمینازهای کبدی (ALT ,AST)، لیپو پروتئین با دانسیته‌ی پایین (LDL-C) نیترات، نیتریت، فیبرینوژن و فاکتور VII قبل از آزمایش و سه ساعت پس از تیمار، اندازه‌گیری و در گروه‌های مختلف با استفاده از آزمون واریانس یک طرفه و پس آزمون دانت با یکدیگر مقایسه شدند. 05/0P< معنی‌دار تلقی شد. یافته‌ها: مصرف پودر قره‌قات کاهش معنی‌داری را در سطح LDL-C، توتال کلسترول، آنزیم‌های کبدی (ALT، AST)، ApoB و فیبرینوژن نسبت به گروه رژیم پرکلسترول نشان داد (05/0P<). مصرف قره‌قات تغییر معنی‌داری برروی میزان گلوکز، تری‌گلیسرید (TG)، فاکتور VII، نیتریت و نیترات ایجاد نکرد (05/0P>). نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان دهنده‌ی تأثیرمثبت مصرف حاد قره‌قات برروی برخی از ریسک فاکتورهای آترواسکلروز درهیپرلیپیدمی بعد از غذا می‌باشد.


دکتر فرشیده دیدگر، دکتر حسین سرمدیان، دکتر نادر زرین فر، دکتر محمد رفیعی، مصطفی چقایی،
دوره 20، شماره 80 - ( 5-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: تب مالت یکی از بیماری‌های عفونی مشترک انسان و دام و از بیماری‌های آندمیک ایران می‌باشد. این بیماری عفونت سیستمیک با درگیری بسیاری از ارگان‌ها را ایجاد می‌کند. درمان ترکیبی در تب مالت منجر به بهبود علایم و کوتاه شدن دوره‌ی علامت‌دار بیماری شده، میزان عود و مقاومت دارویی را کاهش می‌دهد. با توجه به استفاده ار ریفامپین در درمان سل و ضرورت درمان آلترناتیو در مناطق آندمیک سل و تب مالت در این مطالعه، ریفامپین داکسی سیکلین را با رژیم سیپروفلوکساسین و داکسی سیکلین در درمان تب مالت مقایسه کردیم. روش بررسی: در این مطالعه کار آزمایی بالینی 90 بیمار تب مالت بررسی شدند. بیماران به‌طور تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند، بیماران در گروه DR, رژیم درمانی داکسی سیکلین 100 میلی‌گرم 2 بار در روز و ریفامپین 300 میلی‌گرم 2 بار در روز به مدت 8 هفته و در گروه CD, داکسی سیکلین 100 میلی‌گرم 2 بار در روز و سیپروفلوکساسین 500 میلی‌گرم 2 بار در روز را به مدت 8 هفته دریافت کردند. بیماران از نظر بهبود علایم، عوارض دارویی و یافته‌های آزمایشگاهی در طی دوره‌ی درمان بررسی شدند. یافته‌ها: در این بررسی به طور کلی میزان بهبودی علایم و یافته‌های آزمایشگاهی در 2 گروه درمانی مشابه بود. در گروه DR در 2/93 درصد و در گروه CD 9/83 درصد بیماران بهبود علایم داشتند که اختلاف معنی‌داری در نتایج درمانی وجود نداشت (182/0 = P). عوارض دارویی در هر دو گروه خفیف و اختلاف قابل ملاحظه‌ای نداشت و در هیچکدام از دو گروه منجر به قطع درمان نشد. نتیجه‌گیری: با توجه به اثر بخشی یکسان دو رژیم DR و CD در درمان تب مالت و همچنین استفاده از ریفامپین در مناطق با شیوع بالای سل، رژیم سیپروفوکساسین- داکسی سیکلین به عنوان یک رژیم مناسب توصیه می‌شود.


حسین رفیعی، دکتر جینا خیاط زاده،
دوره 20، شماره 82 - ( 5-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: اختلالات غضروفی مفاصل از عوامل مهم بیماری‌های اسکلتی است که معمولا به‌میزان تولید گلیکوزآمینوگلیکان‌ها در بافت غضروفی مرتبط هستند. حضور ویتامین‌ها، برخی کانی‌ها و اسیدهای آمینه باعث افزایش روند بازسازی می‌شود. در این تحقیق از گیاه یونجه [Medicago Sativa(Alfalfa)]، سرشار از برخی ویتامین‌ها، کانی‌ها و اسیدهای آمینه، جهت التیام غضروف لاله‌ی گوش خرگوش و ارزیابی هیستوشیمیایی تولید گلیکوزآمینوگلیکان‌های (GAGs) ماده‌ی زمینه‌ای (ECM) استفاده شد. روش بررسی: در موقعیت میانی لاله‌ی گوش 10 راس خرگوش نر (در 2 گروه تصادفی)، پس از زدودن موها و بی‌حسی با لیدوکایین 10 درصد، 4 سوراخ (قطر 4 میلی‌متر) ایجاد شد (جمعاً 80 سوراخ). گوش‌های گروه تجربی باعصاره‌ی الکلی گیاه یونجه و گروه کنترل باسرم فیزیولوژی روزانه تیمار موضعی شدند. نمونه‌برداری از بافت در حال ترمیم در روزهای صفر تا 50، برای بررسی‌های هیستوشیمیایی انجام شد. شدت رنگ آلسین بلو با pH برابر 1 و 5/2 (برای GAGs سولفاته و کربوکسیله) و همچنین آبی تولوئیدین (دارای واکنش متاکرومازی با GAGsسولفاته) در بافت غضروفی گزارش شد. یافته‌ها: در هر سه رنگ آمیزی هیستوشیمیایی، شدت رنگ غضروف و زمان شروع واکنش به رنگ در سوراخ‌های تیمار نسبت به سوراخ‌های کنترل بیشتر و بسته شدن سوراخ غضروفی گروه تجربی سریع‌تر صورت گرفت. نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد عصاره‌ی یونجه باتوجه به‌حضور برخی ویتامین‌ها و یا اسیدهای آمینه خود، باعث افزایش فعالیت GAGs کندروبلاست‌ها و ترشح گلیکوزامینوگلیکان‌های اسیدی کربوکسیله و سولفاته در ماده‌ی زمینه‌ای و به تبع آن سرعت ترمیم غضروف گردیده است و از این رو احتمالا گیاه فوق می‌تواند زمینه‌ی مطالعات آینده در مورد اثر التیام بخشی این گیاه و استفاده‌های فارماکولوژیک را فراهم نماید.


سید یزدان اسدی، پویا پارسائی، دکتر مهرداد کریمی، دکتر محمد رفیعیان کوپائی،
دوره 21، شماره 86 - ( 3-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: اصلی‌ترین پیامد ناخوشایند متعاقب جراحی‌های لگنی ایجاد باند‌های چسبندگی است. چای سبز به دلیل دارا بودن بعضی از ترکیبات پلی فنولیک دارای فواید آنتی‌اکسیدانی، ضدالتهابی و بازدارندگی تولید و تجمع کلاژن می‌باشد که به نظر می‌رسد در روند التیام جراحت مفید بوده، مانع از ایجاد چسبندگی داخل شکمی گردد. لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر عصاره‌ی الکلی چای سبز بر روند التیام چسبندگی داخل شکمی انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی 30 سر موش صحرایی نر سالم از نژاد ویستار به‌طور تصادفی به دو گروه مساوی درمان با عصاره‌ی چای سبز (گروه A) و درمان با نرمال سالین (گروه B) تقسیم شدند. پس از بی‌هوش کردن موش‌ها جدار شکم باز و سه برش طولی و عرضی به طول 2 سانتی‌متر بر روی سطح پریتوئن در سمت راست داده، قطعه‌ای از پریتوئن به ابعاد 2×2 سانتی‌متر از سمت چپ دیواره‌ی شکمی برداشته شد. در ادامه در گروه‌های A وB به ترتیب 4 سی سی از محلول عصاره‌ی چای سبز و نرمال سالین درون محوطه شکم ریخته و شکم بسته شد. بعد از 14 روز با انجام لاپاراتومی مجدد چسبندگی‌های ایجاد شده براساس شدت، وسعت و نمای ظاهری درجه بندی کلی شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون Mann-Whitney و در سطح معنی‌داری 05/0P< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: در مقایسه‌ی دو گروه مشاهده شد که میزان چسبندگی در گروه A به طور معناداری از گروه B کمتر بود (001/0P=)، به‌طوری‌که میانه‌ی درجه‌ی چسبندگی در گروه‌های A و B به‌ترتیب 3 و 8 به‌دست آمد. نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از مطالعه‌ی فوق نشان ‌داد که عصاره‌ی چای سبز موجب کاهش قابل توجه در چسبندگی‌های داخل شکمی متعاقب لاپاراتومی در موش صحرایی می‌گردد. لذا ممکن است بتوان با انجام تحقیقات بیشتر از این عصاره و یا مواد مشتق از چای سبز در جراحی‌های بالینی، برای این گونه ضایعات استفاده کرد.


مریم قاسم زاده دهکردی، دکتر مریم رفیعی راد، دکتر لیلا روحی،
دوره 22، شماره 92 - ( 3-1393 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ایسکمی در مغز موش موجب ایجاد آسیب‌های نرونی شدید و به دنبال آن اختلالات یادگیری و حافظه و درد می‌گردد. الاژیک‌اسید یک ترکیب پلی فنلی با خواص آنتی اکسیدانی است که در میوه‌هایی مانند انار، تمشک و انواع توت یافت می‌شود. هدف از این مطالعه، بررسی اثر تجویز 14 روزه‌ی دوزهای مختلف الاژیک اسید بر حافظه و یادگیری و درد متعاقب ایسکمی عمومی در مغز موش بود. روش بررسی: در این تحقیق 50 سر موش صحرایی نژاد ویستار در محدوده‌ی وزنی 200 تا 250 گرم به‌طور تصادفی در 5 گروه مختلف قرار داده شدند. برای ایجاد ایسکمی شریان‌های کاروتید عمومی دو طرفه جدا شده، از دو قسمت مسدود و از بخش میانی قطع شدند. ارزیابی حافظه با استفاده از آزمون یادگیری اجتنابی غیر فعال (شاتل باکس) و ارزیابی آستانه‌ی درد با استفاده از دستگاه تیل فلیک انجام گرفت. یافته‌ها: ایسکمی باعث کاهش حافظه (0001/0P<) و کاهش آستانه درد (0001/0P<) شد و تجویز دوزهای 10، 25، 50 میلی‌گرم در کیلو‌گرم الاژیک اسید به ویژه دوز 50 میلی‌گرم بر کیلو‌گرم منجر به بهبود نقایص ایجاد شده در حافظه (0001/0P<) و درد (0001/0P<) گردید. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد استفاده‌ی الاژیک اسید بتواند به واسطه‌ی خاصیت آنتی اکسیدانی و مهار رادیکال‌های آزاد، از شدت اختلالات عصبی ناشی از ایسکمی هیپوپرفیوژن بکاهد.


زهرا ربیعی، دکتر اسفندیار حیدریان، دکتر محمود رفیعیان کوپایی،
دوره 23، شماره 98 - ( 3-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: تغییرات قابل توجه در عملکرد سیستم عصبی مرکزی در دوره مختصری از قطع جریان خون مغز مشاهده می شود. بیماران مبتلا به سکته مغزی تغییرات شناختی، عاطفی و الکتروفیزیولوژیک در طی فاز بهبودی نشان می‌دهند. اسطوخودوس متعلق به خانواده Labiatae است و دارای مصرف زیاد در تولید لوازم آرایشی و بهداشتی است و همچنین به عنوان اهداف درمانی در طب گیاهی به کار می رود. هدف از این مطالعه بررسی اثر عصاره اتانولی اسطوخدوس بر میزان ادم مغزی در مدل سکته ی مغزی رت است. روش بررسی: عصاره اسطوخدوس (با دوزهای mg/kg100 و 200) به مدت 20 روز متوالی به موش های صحرایی به صورت داخل صفاقی تزریق شد. 2 ساعت بعد از آخرین دوز، جراحی بستن شریان مغزی انجام شد و 24 ساعت بعد از القای ایسکمی میزان ادم مغزی اندازه گیری شد و ظرفیت آنتی اکسیدانی سرم و بافت مغز در گروههای دست نخورده اندازه گیری شد. یافته‌ها: این تحقیق نشان می دهد که تیمار موش های صحرایی با عصاره اتانولی اسطوخدوس باعث یک کاهش معنی دار در میزان آب مغزی در مقایسه با گروه ایسکمی گردیده است. عصاره اسطوخدوس باعث افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی سرم و بافت مغز در گروههای دست نخورده در مقایسه با گروه کنترل شد. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که عصاره اسطوخدوس فعالیت نوروپروتکتیو در برابر ایسکمی مغزی داشته که مکانیسم آن ممکن است در ارتباط با افزایش فعالیت سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی خارجی و مهار استرس اکسیداتیو در مغز موش های صحرایی باشد.


دکتر سید یزدان اسدی، دکتر پویا پارسائی، دکتر سهیل شفیعی علویجه، دکتر محمود رفیعیان‌کوپائی، دکتر مهرداد کریمی،
دوره 24، شماره 102 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: اصلی ترین پیامد جراحی‌های لگنی ایجاد چسبندگی است. گیاه خارمریم به دلیل دارا بودن خواص آنتی اکسیدانی می‌تواند مانع از چسبندگی گردد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر عصاره‌ی خارمریم بر مهار چسبندگی داخل شکمی انجام گرفت.

روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی، 30 سر موش صحرایی به‌طور تصادفی به سه گروه درمان با عصاره‌ی 1 درصد و 5 درصد خار مریم
(گروه
A و B) و درمان با آب مقطر (گروه C) تقسیم شدند. پس از انجام لاپاراتومی سه برش طولی و عرضی به طول 2 سانتی‌متر در سمت راست ایجاد و قطعه‌ای به ابعاد 2×2 سانتی‌متر از سمت چپ پریتوئن برداشته شد. در گروه A و B به‌ترتیب cc3 از عصاره‌ی 1 درصد و 5 درصد خارمریم و در گروه C، 3 میلی‌لیتر از آب مقطر، درون شکم ریخته و بسته شد. بعد از 14 روز چسبندگی‌ها بر اساس تعداد باند‌های آن
(مقیاس کانباز)
درجه بندی شدند. داده‌ها توسط SPSS 16 و با آزمون‌های Kruskal-Wallis و Mann-Whitney بررسی شدند.

یافته‌ها: در بین سه گروه اختلاف معناداری در کاهش چسبندگی مشاهده شد (023/0P=). چسبندگی در گروه A و B به‌طور معناداری از گروه C کمتر بود (05/0P<).

نتیجه‌گیری: عصاره‌ی خارمریم موجب کاهش قابل توجه در چسبندگی‌های داخل شکمی در موش صحرایی می‌گردد. لذا احتمالا در موارد مشابه در انسان نیز موثر است و می‌تواند با انجام تحقیقات بالینی بیشتر، در نهایت از این عصاره و یا مواد مشتق از آن در جراحی‌های شکمی برای این گونه ضایعات استفاده گردد.


دکتر محمدعلی زمانی، دکتر سیدمحمدکاظم نوربخش، دکتر محمود رفیعیان، زهرا کیوانی هفشجانی، سعید حیدری سورشجانی،
دوره 24، شماره 104 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: برونشیولیت حاد شایع‌ترین علت التهاب و انسداد مجاری هوایی کوچک و عفونت دستگاه تنفسی تحتانی در دوران شیرخوارگی بوده و عوارض متعددی ایجاد می‌کند. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین اثر بخشی هایپرسالین 3 درصد در درمان برونشیولیت حاد انجام شد.

روش بررسی: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی دوسوکور است که در سال 1391 در بیمارستان هاجر شهر کرد به روش تصادفی انجام شد.
70 بیمار زیر 2 سال مبتلا به برونشیولیت به دو گروه 35 نفره تقسیم شدند. گروه اول نبولایز ونتولین و گروه دوم نبولایز هایپرسالین 3 درصد، سه بار در روز دریافت نمودند و مدت زمان بهبودی در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین مدت زمان بهبودی در گروه ونتولین 9/0±14/4 روز و در گروه هایپرسالین 3 درصد 6/0±06/3 روز بود، طبق آزمون T-test، میانگین زمان بهبودی در گروه هایپر سالین 3 درصد به‌طور معنی‌داری کمتر بود (001/0P<).

نتیجه‌گیری: نبولایز هایپرسالین 3 درصد دارای تاثیر درمانی مطلوب‌تری نسبت به ونتولین در درمان برونشیولیت حاد می‌باشد. لذا استفاده از این دارو به علت عاری بودن از ترکیبات دارویی و ارزان بودن نسبت به ونتولین برای درمان برونشیولیت حاد در کودکان کمتر از دو سال توصیه می‌گردد.


دکتر مریم جامه شورانی، دکتر عفت رفیعی، دکتر حسن نیشابوری، دکتر کوروش کمالی،
دوره 25، شماره 109 - ( 2-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: در دوران مدرن کنونی، بیماری کبدچرب غیرالکلی باری عمده بر دوش سیستم‌های سلامت در سراسر دنیا محسوب می‌گردد. از سوی دیگر، نبود یک روش درمانی ویژه و موثر دانشمندان را در جهت یافتن درمان‌های نوین تشویق کرده است، که در این بین پروبیوتیک‌ها اخیرا بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند.هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی تاثیر پروبیوتیک در درمان بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی بود.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی شده، در مجموع 90 بیمار با کبد چرب غیرالکلی به مدت 8 هفته پیاپی در دو گروه 45 نفری تحت یک برنامه‌ی استاندارد فعالیت بدنی و محدودیت غذایی بدون درمان دارویی (گروه شاهد) و درمان دارویی با کپسول فامیلاکت 500 میلی‌گرم در روز، به علاوه فعالیت بدنی و محدودیت غذایی (گروه مورد) قرار گرفتند. درصد تغییر در شاخص توده‌ی بدنی، فشارخون، و سطوح سرمی قند ناشتا، تری‌گلیسیرید، کلسترول (توتال، LDL، HDLAST و ALT بین گروه‌ها مقایسه شد.

یافته‌ها: در انتهای مطالعه در گروه فامیلاکت شاخص‌های توده‌ی بدنی، قند ناشتا، کلسترول، LDL، AST و ALT به‌طور معنی‌داری بهبود
یافتند. در گروه شاهد تنها پارامتری که کاهش معنی‌دار نشان نداد،
LDL سرم بود. مقایسه بین گروهی نشان دهنده‌ی کاهش معنی‌دار بیشتر در شاخص‌های کلسترول و LDL  در گروه فامیلاکت بود. با این وجود در گروه شاهد تغییرات در فشار خون و سطوح HDL به‌طور معنی‌داری بیشتر بود.  

نتیجه گیری: در این مطالعه فامیلاکت پروبیوتیکی ایمن و موثر در بهبود قند خون، شاخص توده‌ی بدنی و پروفایل چربی (به‌جز HDL) و کاهش ترانس آمینازهای کبدی در بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی بوده است. با این حال مطالعات بیشتر و بررسی هیستولوژی جهت نتیجه‌گیری قطعی توصیه می‌شود.


دکتر غلامرضا شبانیان، سعید حیدری سورشجانی، دکتر محمود رفیعیان، دکتر میترا سعادت، محمدرضا شبانیان،
دوره 25، شماره 113 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سوختگی درجه 2 عوارض متعددی همچون عفونت، سپتی سمی و ظاهر ناخوشایند پوست در اغلب موارد به‌همراه دارد و از آنجایی که عفونت و سپتی سمی از علل عمده‌ی مرگ بیمارستانی می‌باشد، این مطالعه با هدف تعیین اثر درمانی پوست میوه‌ی بلوط (جفت) بر بهبود زخم سوختگی درجه 2، طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی، 60 سر موش در سه گروه تصادفی تقسیم شدند. برای گروه اول وازلین،گروه دوم پماد سیلورسولفادیازین
1 درصد و برای گروه سوم عصاره هیدروالکلی جفت در پایه وازلین استفاده شد. عصاره‌گیری به روش ماسراسیون و با اتانول70 درصد تهیه شد. پس از ایجاد سوختگی درجه 2 و تایید پاتولوژیست، مساحت زخم به مدت یک ماه و با استفاده از نرم‌افزار
AutoCAD اندازه‌گیری شد. زخم از لحاظ پاتولوژی بررسی شد و داده‌ها توسط 18SPSS  و با استفاده ازآزمون‌های آماری آنالیز واریانس با مشاهدات تکراری و کروسکال والیس تحلیل شدند.
یافته‌ها: کاهش مساحت زخم در گروه‌های جفت 01/72 درصد، سیلورسولفادیازین 95/65 درصد و وازلین 12/59 درصد به دست آمد.
اگر چه میانگین بهبود زخم و کاهش مساحت زخم در گروه جفت بیشتر بود ولی این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار نبود (05/0P>). میانگین تعداد فولیکول‌های موی زخم، تعداد غدد سباسه زخم و رگزایی زخم در گروه جفت بالاتر و شدت التهاب زخم کمتر از گروه‌های دیگر بود. ولی اختلاف معنی‌داری بین گروه جفت و سیلورسولفادیازین از نظر فاکتورهای مذکور مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجه گیری: جفت می‌تواند اثرات درمانی نسبتا مطلوبی در بهبود زخم سوختگی درجه 2 در مقایسه با سیلور سولفادیازین و وازلین داشته باشد.
 

آزاده یعقوبی، دکتر قدرت اله روشنایی، دکتر محمد رفیعی، دکتر لیلی تاپاک، دکتر عبدالعظیم صدیقی پاشاکی،
دوره 26، شماره 115 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان سینه یکی از شایعترین سرطانهای زنان در سراسر جهان است. این مطالعه به منظور تحلیل عوامل مرتبط با بقای بیماران مبتلا به سرطان سینه با استفاده از دو مدل مخاطرات متناسب کاکس ‎علت-ویژه و زیر ‎توزیع (مدلسازی مستقیم بروز تجمعی) انجام پذیرفت. این بیماران در معرض مخاطرات رقابتجوی مرگ بر ‎اثر سرطان سینه و مرگ بر اثر سایر علل قرار داشتند که رخ دادن هریک از این پیشامدها مانع رخ دادن پیشامد دیگر شد. 
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه‌ی همگروهی تاریخی بروی 573 بیمار مبتلا به سرطان سینه میباشد که در مرکز تشخیصی درمانی مهدیه همدان در طی سالهای 1383 تا 1390 تشخیص داده شده و تا سال 1394 پیگیری شدند. برای تعیین عوامل خطر مخاطرات رقابت‎جو، مدلهای کاکس‎علت-ویژه و بروز تجمعی برازش داده شد. داده‏ها با استفاده از نرمافزارهایspss  وR  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: یافته‌ها نشان داد که از علل مرگ ناشی از سرطان سینه در مدل بروز تجمعی تنها متغیر سایز تومور تاثیر معنادار داشت (0054/0P=) و برای مرگ ناشی از سایر علل در مدل کاکس نیز متغیر سایز تومور معنادار شد (033/0P=) و سایر متغیرهای مورد بررسی در دو مدل تاثیر معنادار در مرگ نداشتند.
نتیجهگیری: با توجه به معنادار شدن متغیر سایز تومور در بیماران با تشخیص سرطان سینه، می‌توان گفت یکی از مهمترین عوامل مرتبط با بقای این بیماران سایز تومور می‌باشد و از آنجایی که مدل کاکس با سانسور در نظر گرفتن سایر مخاطرات رقابت‎جو، اطلاعات مربوط به سایر مخاطره‌ها را نادیده میگیرد، استفاده از تابع بروز تجمعی برای مدلسازی عوامل خطر در سرطان سینه پیشنهاد میگردد.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | J Adv Med Biomed Res

Designed & Developed by : Yektaweb