جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای رهنما

مهدی رهنما، شهربان عریان ، کاظم پریور ،
دوره 6، شماره 25 - ( 10-1377 )
چکیده


دکتر مهدی رهنما، دکتر محمدرضا بیگدلی،
دوره 15، شماره 60 - ( پاييز 1386 )
چکیده

چکیده مقدمه: مطالعات اخیر بیان ‌می‌‌کند که هیپرکسی نورموباریک ‌(HO) متناوب و پیوسته باعث ایجاد پدیده‌ی تحمل به ایسکمی‌‌ به منظور کاهش آسیب‌های مغزی حاصل از ایسکمی‌‌ ‌می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر هیپرکسی متناوب به تنهایی و هیپرکسی متناوب توأم با ایسکمی‌‌ بر تغییرات بیان آنزیم تبدیل‌کننده‌ی TNF-a (TACE) و سطح فعالیت NF-kB است. روش‌بررسی: 40 سر موش صحرایی به دو گروه آزمایشی تقسیم شدند و هر گروه حاوی حدود 20 حیوان بود. گروه اول به صورت متناوب (4 ساعت در روز به مدت 6 روز) در معرض اکسیژن 95 درصد قرار گرفتند (InHO ). گروه دوم به عنوان گروه کنترل نظیر گروه اول به صورت متناوب (4 ساعت در روز به مدت 6 روز) در معرض اکسیژن 21 درصد (هوای اتاق) قرار ‌‌گرفتند (InRA). هر گروه به سه زیرگروه به نام زیرگروه انسداد شریان مرکزی مغز (MCAO)، گروه شم MCAO (جراحی بدون ایسکمی‌‌MCAO) و زیرگروه دست‌نخورده (بدون هیچ‌گونه جراحی) تقسیم ‌شدند. بعد از 24 ساعت برقراری جریان خون مجدد بعد از 60 دقیقه ایسکمی‌‌، ‌میزان نقص نورولوژیک‌ (NDS ) و حجم آسیب بافتی در زیرگروه MCAO بررسی شد. بلافاصله و 48 ساعت بعد از پیش‌درمان، نمونه‌گیری به منظور اندازه‌گیری سطح فعالیت NF-kB انجام‌ شد. به این ترتیب اثر HO و ایسکمی‌‌ بر روی تغییرات بیان ناقلین اسیدهای آ‌مینه‌ی تحریکی (EAATs ) و سطح فعالیت NF-kB مورد سنجش قرار گرفت. یافته‌ها: پیش‌شرطی‌سازی با HO و ایسکمی‌‌ متناوب باعث کاهش ‌میزان نقص نورولوژیک و حجم سکته‌ی مغزی ‌می‌‌‌شود. پیش‌درمان با HO متناوب باعث افزایش بیان آنزیم تبدیل‌کننده‌ی TNF-a و سطح فعالیت NF-kB ‌می‌‌شود. نتیجه‌گیری: اگرچه مطالعات بیشتری برای وضوح مکانیسم‌های تحمل به ایسکمی‌‌ لازم است، اما HO متناوب و ایسکمی‌‌ ظاهرا تا حدی آثارشان را از طریق افزایش بیان آنزیم تبدیل‌کننده‌ی TNF-a و سطح فعالیت NF-kB انجام ‌می‌دهد.


دکتر محمدرضا مهراسبی، دکتر نورامیر مظفر، دکتر مهدی رهنما، علی اسدی،
دوره 17، شماره 68 - ( 7-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سرب از طریق مواد زائد صنایع به منابع آب و خاک وارد شده، اثرات بسیار مضر بر سلامت انسان دارد. در این تحقیق قارچ‌های مقاوم به سرب جداسازی شده از فاضلاب کارخانه‌ی سرب و روی زنجان، تا حد جنس مورد شناسائی قرار گرفته‌اند. هدف از این مطالعه، تعیین ظرفیت جذب بیولوژیکی سرب در جرم بیولوژیکی زنده‌ی قارچ‌های مقاوم به سرب بوده است. روش بررسی: پس از نمونه‌برداری از پساب و خاک اطراف مسیل خروجی شرکت ملی سرب و روی ایران در زنجان، بر روی محیط کشت سابرو دکستروز آگار حاوی یون سرب عملیات کشت انجام شد. با انجام کشت‌های جداگانه از هر کدام از کلنی‌های تشکیل یافته در محیط کشت سابرو دکستروز آگار و پس از جداسازی و خالص‌سازی قارچ‌ها، با استفاده از مشخصات کلنی‌ها و بررسی مورفولوژیکی و رنگ‌آمیزی لاکتوفنل‌کاتن‌بلو، قارچ‌های ایزوله شده، شناسایی گردیدند. حداقل غلظت بازدارندگی سرب برای هر یک از ایزوله‌ها در محیط کشت سابرو دکستروز آگار حاوی غلظت‌های 100 تا 4500 میلی‌گرم بر لیتر سرب تعیین شد و در محیط‌های کشت جداگانه‌ی سابرو دکستروزبراث حاوی یون سرب با غلظت‌های 50 ،100،150 و 200 میلی‌گرم بر لیتر، ظرفیت جذب بیولوژیکی سرب اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: در این تحقیق یک گونه‌ی رایزوپوس، یک گونه‌ی آسپرژیلوس و دو گونه‌ی پنیسیلیوم جداسازی شد. حداقل غلظت بازدارندگی گونه‌ی رایزوپوس 2500 میلی‌گرم بر لیتر و برای بقیه‌ی گونه‌ها 3000 میلی‌گرم بر لیتر بود. حداکثر جذب سرب توسط آسپرژیلوس به میزان 5/51 میلی‌گرم بر گرم جرم خشک قارچ و برای رایزوپوس و گونه‌های جداسازی شده‌ی پنی‌سیلیوم به ترتیب 2/19، 6/25 و 5/12 بود. نتیجه‌گیری: با توجه به حذف بالای 70 درصدی بدست آمده توسط آسپرژیلوس و گونه‌های پنی‌سیلیوم استفاده شده، این روش بیولوژیکی به عنوان یک روش تصفیه‌ی سرب پیشنهاد می‌شود.


دکتر محمد رضا بیگدلی، دکتر مهدی رهنما،
دوره 19، شماره 76 - ( 3-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: مطالعات اخیر نشان می‌دهد که ایسکمی تحت کشنده‌ مغز را در برابر عوامل آسیب رسان محافظت می‌کند. در این مطالعه، اثر ایسکمی گذرا شریان میانی مغز (tMCAO) بر حجم آسیب بافتی، استحکام سد خونی- مغزی، و ادم مغزی مورد بررسی قرارگرفت. روش بررسی: رت‌ها به چهار گروه اصلی هر یک به تعداد 21 عدد تقسیم شدند. گروه اول به عنوان مدل پیش شرطی سازی ایسکمی روز اول در معرض ایسکمی‌های گذرای 10 دقیقه‌ای در شریان مرکزی (tMCAO) قرار ‌گرفت و بعد از 24 ساعت ایسکمی 60 دقیقه‌ای دریافت می‌کرد. گروه دوم به عنوان گروه کنترل در روز دوم تنها ایسکمی 60 دقیقه شریان مرکزی را دریافت ‌کرد. گروه سوم به عنوان گروه شم جراحی تنها ایسکمی 10 دقیقه‌ای گذرا را در روز اول دریافت نمود. گروه چهارم بدون هیچ‌گونه جراحی به عنوان گروه فاقد رپرفیوژن انتخاب شد که هیچ کدام از جراحی‌های فوق را دریافت نکرد. در روز سوم، هر گروه اصلی به منظور ارزیابی حجم آسیب مغزی، استحکام سد خونی مغزی، و ادم مغزی به سه زیر گروه هر کدام 7 حیوان تقسیم شدند (21 حیوان) تا نقص‌های نورولوژیک، حجم آسیب‌بافتی، استحکام سد خونی مغزی و ادم مغزی ارزیابی شود. یافته‌ها: یافته‌های ما نشان داد که ایسکمی گذرا نقص‌های نورولوژیک، حجم آسیب بافتی، استحکام سد خونی مغزی، و ادم مغزی را بهبود می‌بخشد. نتیجه‌گیری: ایسکمی گذرا با کاهش نقص‌های نورولوژیک، حجم آسیب بافتی، استحکام سد خونی مغزی، و ادم مغزی مرتبط است، که بدین‌وسیله نقش فعالی در پیدایش پدیده‌ی حفاظت مغزی ایفا می‌کند.


حسین حمزه‌یی، دکتر حمید بدلی، دکتر مهدی رهنما، محسن اجلی،
دوره 20، شماره 80 - ( 5-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: روند مطالعات اپیدمیولوژیک نشان می‌دهد که نه تنها بیماری‌های قارچی به طور قابل چشم‌گیری به‌خصوص در بیماران با نقص سیستم ایمنی در حال افزایش است، بلکه کاهش حساسیت عوامل قارچی به داروهای ضد قارچی نیز در حال افزایش می‌باشد. بنابراین تشخیص سریع و زود هنگام در حد گونه برای انتخاب داروی مناسب و مدیریت بالینی ضروری است. با این وجود روش‌های استاندارد تشخیصی وقت‌گیر، هزینه بر و از حساسیت کمی برخوردار می‌باشند لذا برای فایق آمدن بر هر کدام از مشکل های ذکر شده، ابزارهایی مبتنی‌بر PCR توسعه یافته‌اند. در این مطالعه از روشی که علی‌رغم سرعت بالا از حساسیت بالایی برخوردار بوده به نام تکنیک تکثیر دایره‌ای چرخان برای تشخیص دقیق‌تر و صحیح‌تر دو گونه قارچی کلادوفیالوفورا کاریونی و کلادوفیالوفورا یگرزی استفاده شد. روش بررسی: در‌ این بررسی به‌طور اختصاصی از ناحیه‌ی رونویسی داخلی (ITS rDNA) از مجموعه‌ی ژنی DNA های ریبوزومی جنس کلادوفیالوفورا که قبلا تعیین توالی شده بودند، استفاده گردید و پروب‌های اختصاصی بر اساس تفاوت تنها در یک نوکلئوتید از ناحیه‌ی ITS rDNA برای قارچ‌های کلادوفیالوفورا کاریونی و کلادوفیالوفورا یگرزی طراحی گردید. پروب‌ها در اصل توالی مکمل هدف منتهی به جایگاه لینکر می‌باشد که پس از هیبریداسیون با DNA به شکل یک مولکول بسته در آمده، با اتصال به هدف و تکثیر در شرایط تک دمایی مورد ارزیابی قرارگرفت. یافته‌ها: نتایج این تحقیق یک تکثیر DNA کاملا موفق را بدون نتایج مثبت و منفی کاذب و تشخیص در حد گونه نشان داد. محصول نتایجRCA در ژل آگارز 5/1 درصد به‌صورت نردبانی نشان داده‌شد و واکنش مذکور در جهت تکثیر DNAی هدف به طور اختصاصی در اتصال با پروب در کمترین زمان نسبت به روش‌های متداول تایید گردید. نتیجه‌گیری: نتایج نشان دهنده‌ی قدرت و دقت این تکنیک در شناسایی عوامل بیماری‌زای قارچی در حد گونه با سرعت و اختصاصیت بسیار بالا در مقایسه با روش‌های شناسایی قدیمی می‌باشد و این تکنیک می‌تواند کابرد فراوانی در کلیه‌ی آزمایشگاه‌های تشخیصی داشته باشد بنابراینRCA تفاوت بسیار چشمگیری را با دیگر تکنیک‌های وابسته به دما بر پایه‌ی DNA برخوردار می‌باشد.


دکتر محمد سعید حیدر نژاد، پریسا یار محمدی سامانی، دکتر محسن مبینی دهکردی، سمیرا رهنما،
دوره 21، شماره 86 - ( 3-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: مدت‌هاست که نانوذرات نقره برای درمان زخم‌های حاد و مزمن استفاده می‌شود، اما بررسی سمیت این ماده کمتر مورد توجه واقع شده است. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر مسمومیت احتمالی نانو ذرات نقره به‌کار رفته برای ترمیم زخم، با استفاده از تعیین سطح آنزیم‌های کبدی و هموگلوبین ‌بود. روش بررسی: 50 سر موش سوری نژاد بالب سی (Balb/c) در حدود 8 هفته (با وزن 3±2/24 گرم) به‌طور تصادفی در 2 گروه 25 تایی (گروه کنترل و تیمار) مورد بررسی قرار گرفتند. پس از ایجاد زخم یکسان در همه حیوانات، سطح زخم در گروه تیمار با 50 میکرولیتر محلول نانونقره (ppm 10) و در گروه کنترل، با همان مقدار آب مقطر تیمار شد. این آزمایش به مدت 21 روز ادامه یافت. در روزهای 2، 7، 14و 21، غلظت سرمی آنزیم های آلانین آمینو ترانسفراز (ALT) و آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST) و مقدار هموگلوبین، مورد اندازه‌گیری قرار گرفتند. در این مطالعه، آنالیز آماری توسط آزمون t مستقل انجام شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که سطح ALT و AST و هموگلوبین، بین گروه کنترل و تیمار تفاوت معنی داری نداشت. نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان ‌داد که درمان زخم با نانوذرات نقره احتمالاً اثرات سمی بر روی هموگلوبین و عملکرد کبد در موش سفید آزمایشگاهی با تعیین سطح سرمی آنزیم‌های ALT وAST ایجاد نمی‌کند.


دکتر رضا نوری، بهاره محمودیه، دکتر ارسلان دمیرچی، دکتر فرهاد رحمانی‌نیا، دکتر نادر رهنما، دکتر حمید امامی،
دوره 22، شماره 91 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: (عوامل رشد شبه انسولین) IGFs و برخی پروتئین‌های پیوندی آن می‌توانند سبب رخداد و بازرخداد سرطان پستان شوند. از طرفی، نقش فعالیت‌های ورزشی ترکیبی بر این عوامل مشخص نیست. از این‌رو، هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی تغییرات عوامل محور IGF و برخی پروتئین‌های پیوندی آن در زنان یائسه‌ی مبتلا به سرطان پستان پس از 15 هفته فعالیت ورزشی ترکیبی است. روش بررسی: بدین منظور 29 زن یائسه‌ی (با میانگین سن 31/6 ± 27/58 سال) مبتلا به سرطان پستان که جراحی، شیمی درمانی و پرتودرمانی دریافت کرده، در حال حاضر تحت هورمون درمانی بودند، به دو گروه تجربی و شاهد تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 15 هفته و هر هفته 4 جلسه (2 جلسه پیاده روی و 2 جلسه تمرین مقاومتی) به تمرین پرداختند. در این مدت گروه شاهد در هیچ برنامه‌ی فعالیت ورزشی یا بدنی شرکت نکردند. داده‌ها با استفاده از آزمون ANCOVA تجزیه و تحلیل شدند (05/0P≤). یافته‌ها: فعالیت ورزشی ترکیبی بر مقادیر IGF-1 (001/0P=) و IGFBP-3 (0001/0P<)، نسبت مولار IGF-1 به IGFBP-3 (0001/0P<) زنان یائسه‌ی مبتلا به سرطان پستان به طور معنادار اثر داشت. پس از 15 هفته، مقادیر IGF-1 در گروه تجربی 9 درصد کاهش و مقادیر IGFBP-3 28 درصد افزایش یافت. این نوع فعالیت نتواست تغییرات معناداری در مقادیر IGFBP-1 این افراد ایجاد کند (652/0P=). نتیجه‌گیری: به دلیل این‌که عوامل محور IGF و برخی پروتئین‌های پیوندی آن، نقش مهمی در ابتلا به سرطان پستان و بازرخداد آن ایفا می‌کنند، احتمالاً تعدیل این عوامل توسط فعالیت ورزشی ترکیبی بتواند بازرخداد سرطان پستان را به تعویق بیندازد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | J Adv Med Biomed Res

Designed & Developed by : Yektaweb