جستجو در مقالات منتشر شده


9 نتیجه برای سلطانی

دكتر تقی گل محمدی ، دكتر منوچهر نخجوانی ، دكتر ناصر ملک نیا ، هاجر سلطانی ،
دوره 2، شماره 5 - ( دو فصلنامه 5-6 1373 )
چکیده


دكتر تقی گل محمدی ، دكتر منوچهر نخجوانی ، دكتر ناصر ملک نیا ، هاجر سلطانی ،
دوره 2، شماره 7 - ( دو فصلنامه 7-8 1373 )
چکیده


دكتر فاطمه کاسب ، د كتر مسعود کیمیاگر ، د كتر محمدحسین سلطانی، د كتر مصطفی حسینی،
دوره 11، شماره 43 - ( تير 1382 )
چکیده

سابقه و هدف: علی رغم شناخت بعضی از تغییرات متابولیک و همودینامیک ناشی از غذا در افراد سالم، پاسخ های افراد دیابتی نوع II بعد از مصرف غذا و فرآیند هضم، هم چنان در پرده ابهام می باشد.به منظور شناخت تغییرات متابولیک و همودینامیک ناشی از مصرف درشت مغذی ها در افراد دیابتی نوع II تحقیق حاضر در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1380 صورت پذیرفت. مواد و روش ها: تحقیق به روش کارآزمایی بالینی روی 15 فرد دیابتی نوع II انجام و پاسخ های متابولیک شامل انسولین، نوراپی نفرین و قند خون، قبل و تغییرات آن تا 6 مرحله زمانی (15، 30، 60، 90، 120 و 180 دقیقه) بعد از مصرف نشاسته گندم، کازئینات سدیم و روغن زیتون و پاسخ های قلبی - عروقی شامل برون ده قلبی و فشار خون سیستولیک قبل و تغییرات آن تا 5 مرحله زمانی (تا محدوده دو ساعت) بعد از مصرف مواد فوق تعیین شد. نتایج با آزمون های آماری تی زوج و آنالیز واریانس با اندازه گیری های تکراری و تی وابسته مورد قضاوت قرار گرفت. یافته ها: 15 فرد دیابتی نوع 24) زن و 11 مرد) با متوسط سنی 2/5± 9/38 سال و متوسط نمایه توده بدن 6/1±24 کیلوگرم بر متر مربع مورد بررسی قرار گرفتند. پاسخ انسولین در افراد دیابتی بعد از کربوهیدرات و پروتئین افزایش یافت (P<0.05) ولی بعد از دریافت چربی تغییری مشاهده نشد. پاسخ انسولین 3 ساعت بعد از دریافت کربوهیدرات (6± 24 میکرو واحد بر میلی لیتر) بالاتر از میزان ناشتا (7/2±9/12 میکرو واحد بر میلی لیتر) بود (P<0.01). نوراپی نفرین به دنبال دریافت درشت مغذی ها افزایش یافت(P<0.05) . برون ده قلبی صرفا بعد از دریافت پروتئین افزایش نشان داد و از 226±4020میلی لیتر در دقیقه، قبل از مداخله 262 ± 4389 میلی لیتر در دقیقه بعد از مداخله رسید (P<0.005). فشار خون سیستولیک بعد از دریافت هر سه ماده مغذی کاهش یافت و کاهش بعد از مصرف چربی معنی دار بود (P<0.005). نتیجه گیری و توصیه ها: پاسخ های متابولیک و قلبی - عروقی افراد دیابتی نوع 2 تحت تاثیر درشت مغذی های مختلف، متفاوت بود. تحقیقات دیگری با تعداد نمونه بیشتر توصیه می شود.
فیروز سلطانی، دکتر فرهاد دریانوش، دکتر محسن ثالثی، دکتر مهدی محمدی، حسین جعفری، امین سلطانی،
دوره 21، شماره 89 - ( 6-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: بافت چربی به‌عنوان یک ارگان اندوکرینی، توانایی تولید و رهایش مواد مختلفی از جمله اسید‌های چرب آزاد، لپتین، آدیپونکتین، ویسفاتین، فاکتور نکروز تومور آلفا و اینترلوکین 6 را دارد. هدف از این پژوهش، بررسی تغییرات سطوح پلاسمایی ویسفاتین (VIS)، اینترلوکین 6 (IL-6) و فاکتور نکروز تومور آلفا (TNF-α) در موش‌های ماده نژاد اسپراگوداولی به‌دنبال هشت هفته تمرین هوازی بود. روش بررسی: در این پژوهش تجربی، 45 سر موش ماده از نژاد اسپراگوداولی با میانگین سنی 2 ماه و میانگین وزنی 20±220 گرم انتخاب شدند. در ابتدا جهت تعیین مقادیر پیش آزمون متغیرها، 15 سر از موش‌ها به روش اخلاقی کشته، بقیه‌ی موش‌ها به‌طور تصادفی به دو گروه تمرینی (15 سر) و کنترل (15 سر) تقسیم شدند. گروه تمرینی به مدت 8 هفته و پنج روز در هفته روی تردمیل حیوانات به فعالیت ‌پرداختند. یافته‌ها: در پایان تحقیق، نتایج نشان داد در بین گروه‌ها، تفاوت معناداری در سطوح پلاسمایی متغیر‌های ویسفاتین و IL-6 وجود دارد (0001/0P<) و مشخص گردید این تفاوت معنادار در گروه تمرین نسبت به گروه‌های پیش آزمون و کنترل وجود دارد. از طرف دیگر، تفاوت معناداری بین گروه‌ها در تغییرات سطح TNF-α مشاهده نشد (227/0=P). نتیجه‌گیری: فعالیت ورزشی می‌تواند سطوح ویسفاتین پلاسما را کاهش دهد و بیان سیتوکین‌های التهابی را دستخوش تغییرات کند. بنابراین، شاید بتوان گفت این برنامه‌ی تمرینی باعث پیشگیری و بهبود بیماری‌های التهابی از قبیل چاقی، دیابت و مقاومت انسولینی می‌شود.


رضا سلطانی شال، دکتر حمیدرضا آقا محمدیان شعرباف،
دوره 23، شماره 96 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: در دهه اخیر، بیماری‌های قلبی عروقی یکی از عوامل اصلی مرگ‌ومیر در جهان محسوب میشود. یکی از شایع‌ترین اَشکال این بیماری‌ها، بیماری کرونری قلب است. عوامل زیادی وجود دارند که ممکن است در بروز این بیماری و عوارض جانبی جسمانی و روانشناختی آن نقش داشته باشند. مطالعه حاضر این فرضیه را مورد بررسی قرار می‌دهد که آیا تیپ شخصیتی D، هوش هیجانی، استرس ادراک شده و راهبردهای مقابله‌ای می‌توانند پیش‌بینی کننده مناسبی برای آسیب‌شناسی روانی بیماران قلبی باشند و در ادامه، به بحث در مورد اهمیت کاربرد روان‌درمانی در درمان کارآمدتر بیماران قلبی می‌پردازد. روش‌ بررسی: شرکت‌کنندگان، پرسشنامه‌های تیپ شخصیتی D، هوش هیجانی، استرس ادراک‌شده و راهبردهای مقابله‌ای و آسیب‌شناسی روانی را تکمیل نمودند. به‌منظور بررسی اینکه آیا تیپ شخصیتی D، هوش هیجانی، استرس ادراک‌شده و راهبردهای مقابله‌ای می‌توانند به‌طور معناداری آسیب‌شناسی روانی بیماران قلبی را پیش‌بینی کنند از تحلیل رگرسیون استفاده گردید. یافته‌ها: نتایج رگرسیونی (18/68, F= 737/0= 2R) نشان داد که متغیرهای پیش‌بین، توانستند 73 درصد از آسیب‌شناسی روانی بیماران قلبی را تبیین کنند. بهعلاوه یافته‌ها نشان داد که کاهش آسیب‌شناسی روانی بیماران قلبی با نمرات پایین تیپ شخصیتی دی، استرس و سبک مقابله‌ای هیجان مدار و نمرات بالای هوش هیجانی و سبک مقابله‌ای مساله مدار بالا مرتبط است. نتیجه‌گیری: یافته‌های بررسی حاضر نشان می‌دهد که عوامل روانشناختی هم در زمینه‌سازی بیماری قلبی و هم در تشدید آن نقش دارند و نیز از عوارض این بیماری نیز محسوب می‌گردند. بنابراین آموزش مدیریت استرس، سبک‌های مقابله‌ای سازگارانه و هوش هیجانی می‌توانند سبب کاهش ابتلا به بیماری قلبی و مرگ‌ومیر ناشی از آن و آسیب‌شناسی روانی بیماران قلبی گردد.


دکتر زهرا سلطانی، دکتر محمد خمسه، دکتر حسین چیتی، دکتر مجید ولی‌زاده، دکتر سعیده مظلوم زاده،
دوره 23، شماره 99 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D- ارتباط معکوسی با چاقی، سندرم متابولیک و حوادث قلبی عروقی نشان داده است. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط سطح ویتامین D- با اجزای سندرم متابولیک در پزشکان شهر زنجان بود. روش بررسی: مطالعه به‌صورت توصیفی- مقطعی بر روی 108 پزشک شاغل در شهر زنجان انجام گرفت. نمونه خون وریدی جهت ارزیابی سطح ویتامین D-،گلوگز ناشتا، تری گلیسرید و HDL بررسی شد. بررسی سندرم متابولیک بر اساس معیارهای ATP III صورت پذیرفت. در نهایت اطلاعات بدست آمده با نرم افزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفت. یافته‌ها: میانگین و میانه‌ی سطح سرمی 25- هیدروکسی ویتامین D- به ترتیب 13/1±42/21 و 65/17 نانوگرم در میلی‌لیتر بود. شیوع کمبود ویتامین D-، 62 درصد و شیوع سندرم متابولیک 2/21 درصد بود. در بین اجزای سندرم متابولیک، هیپر تری گلیسریدمی با 6/55 درصد و HDL پایین با 38 درصد بیشترین شیوع را داشتند. در بین اجزای سندرم متابولیک اختلاف معنی‌داری بین سطح سرمی ویتامین D- و تری‌گلیسرید به‌دست آمد (009/0P=). نتیجه گیری: شیوع کمبود ویتامین D- و سندرم متابولیک در بین پزشکان شهر زنجان کمتر از جمعیت عمومی بود. ارتباط معنی‌داری بین سطح سرمی ویتامینD- و تری گلیسرید به‌دست آمد که احتمالا به علتBMI بالاتر در این افراد بود..


دکتر حسین چیتی، دکتر الهه شکیبی، دکتر زهرا سلطانی، دکتر سعیده مظلوم زاده، دکتر سید نورالدین موسوی نسب،
دوره 24، شماره 102 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سندروم متابولیک به مجموعه‌ای از ناهنجاری‌های متابولیک شامل: مقاومت به انسولین، هیپرتانسیون، دیس لیپیدمی و چاقی مرکزی اطلاق می‌شود. افراد مبتلا به سندروم متابولیک در معرض خطر بالاتری برای مرگ ومیر حاصل از بیماری‌های قلبی و عروقی قرار دارند. با توجه به اهمیت تشخیص زود هنگام سندروم متابولیک و در معرض خطر بودن جمعیت پزشکان و جایگاه سلامتی آنان در راستای سلامت سایر افراد جامعه، این مطالعه با هدف بررسی شیوع سندروم متابولیک و عوامل خطر قلبی- عروقی در پزشکان شهر زنجان انجام شد.

روش بررسی: مطالعه‌ی انجام شده یک مطالعه‌ی توصیفی مقطعی بود که در 321 نفر پزشک، شامل 182 نفر مرد و 139 نفر زن صورت گرفت. فراوانی سندروم متابولیک بر اساس معیارهای ATPIII و همچنین فراوانی فاکتورهای خطر قلبی و عروقی در این افراد بررسی شد و داده‌ها با نرم‌افزار 5/11 SPSS آنالیز شد.

یافته‌ها: شیوع سندروم متابولیک در پزشکان مورد مطالعه 7/18 درصد بود. شایع‌ترین معیار سندروم متابولیک در مردان را تری‌گلیسیرید بالا ودر زنان HDL پایین تشکیل می‌داد. همچنین فعالیت فیزیکی کم، به‌عنوان شایع‌ترین فاکتور خطر قلبی- عروقی در هر دو جنس به‌دست آمد. این مطالعه، خطر ابتلا به سندروم متابولیک در مردان پزشک را بیشتر از زنان پزشک نشان داد.

نتیجه گیری: با توجه به‌نتایج به‌دست آمده در پزشکان شهر زنجان، باید تمهیداتی در خصوص رفع اختلالات قابل اصلاح و یا پیشگیری، تشخیص و درمان سریع فاکتور‌های خطر سندروم متابولیک، به‌ویژه در مردان پزشک انجام شود.


محمد هاشمی، دکتر فرهاد رحمانی نیا، دکتر محمدعلی آذربایجانی، دکتر منوچهر سلطانی،
دوره 26، شماره 114 - ( 1-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سندروم متابولیک مجموعه ای از اختلالات متابولیک است که با افزایش خطر بیماری‌های قلبی و عروقی ارتباط دارد. مطالعات متعددی در خصوص تاثیر انواع فعالیت‌های بدنی بر سندروم متابولیک در حال انجام است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر تمرین هوازی تناوبی و تداومی بر عوامل سندروم متابولیک در مردان سالمند بود.
روش بررسی: 60 مرد سالمند واجد شرایط به‌صورت داوطلبانه به‌عنوان آزمودنی و به‌صورت تصادفی در سه گروه، تمرین تناوبی، تمرین تداومی و شاهد مورد مطالعه قرار گرفتند. ابتدا از آزمودنی‌ها خونگیری اولیه به‌عمل آمد و 48 ساعت بعد آزمودنی‌های گروه تجربی تمرینات را به دو روش تداومی و تناوبی به مدت 6 هفته انجام دادند و گروه شاهد به فعالیت‌های عادی خود ادامه دادند. پس از اتمام دوره ی تمرینات دوباره از آزمودنی‌ها خونگیری به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک سویه، آزمون تعقیبی شفه و آزمون t وابسته مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد پس از 6 هفته تمرین تداومی هوازی فشار خون سیستولیک، قندخون و تری‌گلیسیرید به‌صورت معنی‌دار کاهش پیدا کرد. درحالی که دور کمر و HDL تغییر معنی‌داری نشان نداد. در خصوص گروه تمرین تناوبی نیز قندخون، تری گلیسیرید و HDL تغییرات معنی‌داری نشان دادند، درحالیکه فشارخون و دورکمر تغییرات معنی‌داری نداشتند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج تحقیق می‌توان گفت که هر دو شیوه تمرین هوازی بر فاکتور قند خون و تری گلیسرید تاثیر مثبت دارد، در حالی که به منظور افزایش HDL تمرینات هوازی تناوبی و به‌منظور کاهش فشار خون سیستولیک تمرین هوازی تداومی پیشنهاد می‌گردد.
 
دکتر بهناز مولائی، دکتر رمضان فلاح، دکتر عاطفه کاظمی، دکتر وحیده رشتچی، دکتر سحر سلطانی،
دوره 26، شماره 117 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: عمل سزارین یکی از اعمال جراحی شایع زنان بوده و از عوارض مهم آن درد و خونریزی پس از جراحی میباشد که کنترل نامناسب آنها باعث عوارض زیادی می‌شود، به همین علت کنترل درد و خونریزی پس از سزارین بسیار مورد توجه است. در این مطالعه اثر دو داروی پاراستامول وریدی و شیاف دیکلوفناک در درد و خونریزی بعد از سزارین با هم مقایسه شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، 88 نفر از بیماران 15 تا 45 سال که تحت عمل سزارین غیر اورژانس به روش بیحسی اسپاینال قرار گرفته بودند، به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول شیاف 100 میلی‌گرمی دیکلوفناک و در گروه دوم یک گرم پاراستامول در حجم
100 میلی‌لیتر نرمال سالین بلافاصله پس از انتقال بیمار به ریکاوری
تجویز گردید و سپس هر 6 ساعت تا 24 ساعت تکرار ‌شد.
یافته‌ها: اختلاف میانگین‌های نمره درد و میانگین‌های نمره تعداد پد در ساعات 6، 12، 18 و24 در دوگروه دیکلوفناک و پاراستامول از نظر آماری معنی‌دار بود (05/0>P). میانگین میزان هموگلوبین در 12 ساعت بعد از عمل در دو گروه از نظر آماری معنی‌دار بود (05/0>P). داده‌ها با استفاده ازجدول توزیع فراوانی و رسم نمودارها و آزمون اندازه‌های تکراری (Repeated Measuer) و تی مستقل (independent t-test) و با نرم‌افزار آماری 16. SPSS آنالیز شد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه مشخص شد پاراستامول وریدی در کنترل درد و خونریزی بعد از سزارین موثرتر از شیاف دیکلوفناک است.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | J Adv Med Biomed Res

Designed & Developed by : Yektaweb