جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای شعبانی

دکتر مینا شعبانی، دکتر امیر یادگاری،
دوره 13، شماره 51 - ( تير 1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: اختلال کمبود توجه و بیش فعالی شایع‌ترین و شناخته شده ترین اختلال روان پزشکی در بین کودکان و نوجوانان می‌باشد. نظر به اهمیت این اختلال در کودکان و عوارض ناشی از آن، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین شیوع اختلال بیش فعالی و کمبود توجه در دانش آموزان ابتدایی شهر زنجان در سال تحصیلی 84 ـ 1383 انجام شد. روش بررسی: این مطالعه‌ی مقطعی بر روی 428 دانش‌آموز ابتدایی که به روش خوشه‌ای تصادفی انتخاب شده بودند، انجام گرفت. جهت جمع‌آوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌ی 38 و 48 سوالی کانرز مربوط به آموزگار و والدین استفاده شد. جهت تعیین اختلال بیش فعالی از آنالیز توام پرسش نامه های آموزگار و والدین استفاده شد و برای تعیین فراوانی اضطراب و اختلالات روان تنی از پرسش نامه‌ی والدین استفاده گردید. رابطه‌ی این مشکلات با برخی عوامل جمعیت شناختی با استفاده از آزمون کای دو مورد بررسی قرار گرفت . یافته‌ها : میزان فراوانی اختلال کمبود توجه و بیش فعالی، اختلال اضطرابی و اختلال روان تنی با استفاده از پرسش‌نامه‌ی 48 سؤالی به ترتیب 1/9، 9/14 و 8/2 درصد به دست آمد. اختلال بیش فعالی با استفاده از پرسش‌نامه‌ی 48 سؤالی، 2/12 درصد محاسبه شد و 9/4 درصد از نمونه‌ها از هر دو پرسش‌نامه، امتیاز معنی دار کسب کردند. نسبت شیوع بیش فعالی، اختلال اضطرابی و اختلال روان تنی در پسرها نسبت به دخترها بیشتر بود، که از لحاظ آماری معنی‌دار نبود. اختلال بیش فعالی به طور معنی‌داری با اختلال اضطرابی (001/0= P)، وضعیت تحصیلی بد دانش‌آموز (001/0 = P)، و نیز سابقه‌ی اختلال روان‌ پزشکی در برادر یا خواهر دانش آموز (004/0 = P) همراهی داشت. بقیه‌ی متغیرها (شغل پدر، تعداد اعضای خانواده، وضعیت مسکن، سابقه‌ی بیماری روان‌ پزشکی پدر یا مادر و پایه‌ی تحصیلی) ارتباط معنی داری با اختلالات نداشتند . نتیجه‌گیری: اختلال کمبود توجه وبیش فعالی دارای شیوع متوسط در جامعه‌ی مورد مطالعه است. علیرغم آن که پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی غربال‌گری بر پایه‌ی پرسش نامه بوده و تشخیص قطعی بر اساس مصاحبه‌ی روان پزشکی و بررسی دقیق علایم حاصل خواهد شد، اما نتایج حاصل، بیان‌گر اهمیت شناخت سریع و به موقع این اختلال و آگاه سازی والدین و اولیای مدرسه درباره این مشکلات می‌باشد.


دکتر سید ابوالفضل قریشی، دکتر مینا شعبانی،
دوره 14، شماره 57 - ( دى 1385 )
چکیده

چکیده سندروم نورولپتیک بدخیم ((NMS از عوارض نسبتاً نادر ولی بالقوه کشنده‌ی ناشی از مصرف داروهای ضدجنون، به ویژه داروهای نسل قدیم می‌باشد که درجوانان و جنس مذکر بروز بیشتری دارد. این گزارش توصیف‌کننده‌ی یک مورد بروز کلینیکی NMS ناشی از مصرف ریسپریدون در یک خانم مسن مبتلا به فرآیندهای سایکوتیک می‌باشد، که به دلیل افسردگی سایکوتیک و با تشخیص احتمالی اسکیزوافکتیو, تحت درمان با دوز پایین و متوسط ریسپریدون قرارگرفته بود. بیمار با وجود اقدامات درمانی در بخش مراقبت‌های ویژه، 14 روز پس از شروع ناگهانی علایم فوت شد. علی‌رغم گزارشات بسیار محدود جهانی درمورد بروز NMS ناشی از مصرف ریسپریدون, تاکنون ابتلای زنان با سنین بالا گزارش نشده است.


دکتر مینا شعبانی، دکتر ابوالفضل قریشی، دکتر نورالدین موسوی نسب،
دوره 17، شماره 66 - ( 3-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: با توجه به شیوع اختلال وسواس جبری (OCD) که در حقیقت چهارمین اختلال شایع روان‌پزشکی است و علی‌رغم درمان‌های خط اول شناخته شده شامل کلومیپرامین و مهارکننده‌های اختصاصی باز جذب سروتونین، حدود 40 تا 50 درصد بیماران یا مقاوم به درمان بوده یا پاسخ‌های رضایت بخشی به درمان نشان نمی‌دهند. بنابراین هدف این مطالعه تعیین میزان پاسخ به درمان با افزودن الانزاپین در بیماران اختلال وسواسی- جبری مقاوم به درمان بوده است. روش بررسی: از بیماران با تشخیص اختلال وسواس جبری (طبق طبقه‌بندی DSM-IV-TR) و تحت درمان با مهار‌کننده‌ی باز جذب سروتونین (SSRI) با دوز و زمان کافی که پاسخ به درمان نداده بودند (بیماران مقاوم به درمان)، 42 نفر وارد مطالعه شدند. از این تعداد 20 نفر در گروه درمان قرار گرفتند و داروی الانزاپین با دوز 10-5 میلی‌گرم در طی 6 هفته علاوه بر درمان‌های قبلی آ‌نها اضافه شد و 22 نفر در گروه کنترل قرار‌گرفتند. سپس شدت وسواس آن‌ها براساس پرسشنامه‌ی یِل (Y-BOCS)، در شروع و هفته‌های اول، سوم و ششم مورد سنجش قرارگرفت. 6 نفر از افراد تحت درمان با الانزاپین به علت عوارض جانبی دارو از ادامه درمان خودداری نموده، از مطالعه کنار گذاشته شدند. یافته‌ها: میانگین نمرات شدت وسواس (Y-BOCS) قبل از مطالعه در گروه درمان 5 ± 6/33 و در گروه شاهد 3/3 ± 8/34 بود. نمرات شدت وسواس، شش هفته پس از اضافه کردن الانزاپین در گروه درمان 1/6 ± 2/7 و در گروه شاهد 9/5 ± 1/7 نمره کاهش داشته و این کاهش در هر گروه به طور مجزا معنی‌دار می‌باشد (0001P<)، اما در مقایسه‌ی تغییرات کاهش اثرات شدت اختلال وسواسی بین دو گروه درمان و شاهد اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد (0001/0P>). نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه‌ی اخیر نشان دهنده‌ی عدم تفاوت در تأثیربخشی الانزاپین در درمان بیماران مبتلا به وسواس و اجبار به عنوان یک داروی کمکی و تقویت کننده‌ی داروهای موثر در درمان وسواس جبری بود.


دکتر عباسعلی نوریان، نوشین شعبانی، دکتر سید نورالدین موسوی نسب، دکتر هاله رحمانپور،
دوره 19، شماره 76 - ( 3-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: اطلاعات موجود نشان می‌دهد که زنان باردار آلوده به تریکوموناس واژینالیس بیشتر در معرض خطر تولد نوزاد کم وزن و نارس قرار دارند. در این مطالعه ارتباط بین عفونت تریکوموناس واژینالیس با خطر تولد نوزاد کم وزن تعبیین گردید. روش بررسی: در این مطالعه هم‌گروهی (کوهورت) گذشته‌نگر، 1000 زن باردار با سن بارداری 28 هفته یا بیشتر، در دو بیمارستان شهر زنجان، در زمان وضع حمل از نظر عفونت تریکومونیازیس به دو روش کشت و میکروسکوپی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تمامی زنان آلوده (33 نفر) و 107 زن غیر آلوده که به روش نمونه‌گیری هدفدار از نوع سهمیه‌ای انتخاب شده بودند، با یکدیگر مقایسه شدند. مشخصات دموگرافیک و پارامترهای زنان و زایمان با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده و مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس وزن تولد نوزادان از پرونده مادران استخراج و درج گردید. یافته‌ها: میزان شیوع عفونت تریکوموناس واژینالیس 3/3 درصد (33 مورد) بود. میانگین سن بارداری زنان آلوده در زمان وضع حمل به طور معناداری کمتر از زنان غیر آلوده بود (5/4 ± 5/36 هفته در مقابل 9/1 ± 39 هفته، 009/0=P). پاریته بالاتر و شهرنشینی با افزایش معنادار خطر تریکومونیازیس واژینال همراه بود (05/0P<). هیچ ارتباط آماری معناداری بین عفونت تریکوموناس واژینالیس با سطح تحصیلات، روش زایمان، میزان درآمد خانوار و فراوانی موارد وزن کم هنگام تولد (LBW) مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: عفونت تریکوموناس واژینالیس با سن کم بارداری در زمان وضع حمل و پاریته بالاتر مرتبط است و هیچ رابطه‌ای بین تریکومونیازیس مادران باردار و کم وزنی نوزادان آن‌هادر سه ماهه اخر بارداری مشاهده نشد.


زینب قهرمانی، دکتر نرگس حیدری، دکتر مینا شعبانی، مژگان السادات اقوامی، مهری حریری،
دوره 22، شماره 90 - ( ويژه نامه قرآن پژوهي 1393 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: معلولین با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند که علاوه بر سلامت جسمی می‌تواند سلامت روان آن‌ها را به خطر بیندازد. پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهند مذهب و سلامت روانی با یکدیگر رابطه دارند. روی آوردن محققین به مذهب و مطالعه‌ی روانشناختی آن در دهه‌های اخیر روزافزون بوده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه‌ی بین باور مذهبی و سلامت روانی بود. روش بررسی: تعداد 88 نفر از اعضای جامعه معلولین شعبه‌ی زنجان در آذر و دی‌ماه 1390 گروه نمونه‌ی پژوهش حاضر را تشکیل ‌دادند. آزمودنی‌ها با دو آزمون جهت‌گیری مذهبی آلپورت و پرسشنامه‌ی سلامت عمومی (GHQ) مورد بررسی قرار گرفتند. این آزمون‌ها پیشتر برای جامعه‌ی ایرانی ترجمه و استاندارد شده‌اند. نتایج آزمون‌ها پس از نمره‌گذاری با آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد بین نمره‌ی کل مذهبی با نمره‌ی زیر مقیاس سوم سلامت عمومی (چگونگی کنار آمدن با موقعیت‌های متداول زندگی) در سطح معناداری 01/0 (29/0r=- و 006/0P=) و نمره‌ی مذهب درونی با همین زیر مقیاس در سطح معناداری 05/0 (224/0r=- و 036/0P=) ارتباط معنی‌دار معکوسی یافت شد. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد افراد معلول به نقش ایمان در احساس سلامتی خود واقف نیستند و بنابراین اقداماتی در این زمینه می‌تواند سلامت آن‌ها را ارتقا دهد.


مریم یهلوان‌زاده، دکتر فرهاد رحمانی‌نیا، دکتر رامین شعبانی،
دوره 22، شماره 95 - ( 6-1393 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: این مطالعه به بررسی رابطه‌ی بین میزان فعالیت بدنی و میزان کلسیم مصرفی روزانه با شاخص‌های منتخب تن سنجی ومیزان تراکم استخوان در بیماران زن یائسه انجام شد. روش بررسی: این مطالعه‌ی توصیفی- مقطعی برروی80 زن یائسه با میانگین سنی (59/713/58 سال) و میانگین شاخص توده‌ی بدن (66/3 69/26) انجام شد. سطح فعالیت بدنی از طریق پرسش نامه فعالیت بدنی بک و میزان کلسیم مصرفی روزانه از طریق پرسش نامه بسامد خوراک (FFQ) و یادامد غذایی سه روزه محاسبه شد. تراکم استخوان در ستون فقرات و استخوان ران از روش دانسیتومتری استخوان استفاده شد. یافته‌ها: میزان فعالیت بدنی 8/53 درصد از آزمودنی‌ها در حد کم و میزان کلسیم دریافتی 5/62 درصد نمونه‌ها کمتر از میزان توصیه شده بود. وضعیت تراکم استخوان در ستون فقرات 5/37 درصد استئوپنی و 2/26 درصد استئوپروز و در استخوان ران 8/48 درصد استئوپنی و 2/11 درصد استئوپروز بوده است (05/0P≤). زنانی که دارای فعالیت بدنی کمتری بودند، در ناحیه‌ی ستون فقرات 2/51 درصد استئوپنی و 5/46 درصد استئوپروز و در ناحیه‌ی استخوان ران 8/69 درصد استئوپنی و 9/20 درصد استئوپروز داشتند. زنانی که میزان مصرف کلسیم روزانه‌ی آن‌ها کمتر از میزان توصیه شده بود در ناحیه‌ی ستون فقرات 38 درصد دچار استئوپروز و 36 درصد استئوپنی و در ناحیه‌ی ران 70 درصد استئوپنی و 14 درصد استئوپروز بودند. نتیجه گیری: اکثر زنان در هر دو ناحیه‌ی ستون فقرات و استخوان ران مبتلا به استئوپنی بودند و نظر به آن که ارتباط معنی‌داری بین سطح فعالیت بدنی و میزان کلسیم مصرفی روزانه با وضعیت تراکم استخوان در زنان مشاهده شد، مصرف روزانه‌ی کلسیم به مقدار توصیه شده و شرکت در فعالیت‌های بدنی باید در میان زنان یائسه افزایش یابد.


مریم پهلوان‌زاده، دکتر فرهاد رحمانی نیا، دکتر رامین شعبانی، آناهیتا شعبانی،
دوره 24، شماره 107 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به افزایش ناتوانی جسمانی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس و کمبود اطلاعات در زمینه‌ی تمرینات ترکیبی، این مطالعه به منظور مقایسه‌ی تاثیرسه شیوه تمرین پیلاتس، مقاومتی وترکیبی (پیلاتس، مقاومتی) بر کیفیت زندگی، قدرت عضلانی و میزان خستگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد.

روش بررسی: دراین تحقیق نیمه تجربی، 44زن عضوانجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر رشت درسال 1394 به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در چهارگروه آزمون و شاهد (11n=) قرار گرفتند. گروه‌های آزمون دریک برنامه‌ی 8 هفته‌ای نظارت شده شرکت کردند. کیفیت زندگی و خستگی به ترتیب با پرسشنامه‌ی 54 سوالی کیفیت زندگی و مقیاس اصلاح شده‌ی خستگی درشرایط پایه و پایان هفته‌ی 4 و 8 و قدرت عضلانی درشرایط پایه و پایان هفته 8 با دینامومتر ارزیابی شدند. اطلاعات با استفاده از تحلیل کوواریانس و ازمون تعقیبی LSD مورد تحلیل قرارگرفتند.

یافته‌ها: تفاوت آماری معنی‌داری در تغییر نمرات کیفیت زندگی بین پیش آزمون، 4و 8 هفته پس از مداخله‌ی تمرینی در 4 گروه مورد مطالعه به‌دست آمد (05/0P). بیشترین مقدار افزایش کیفیت زندگی مربوط به گروه تمرینی پیلاتس بود (05/0P). تفاوت آماری معنی‌داری بین میانگین قدرت دست برتر و غیر برتر در پس آزمون در بین 4 گروه پس از 8 هفته وجود داشت (05/0P). تغییرات قدرت دست غیربرتر در پس آزمون تفاوت آماری معنی‌داری را نشان داد (05/0P) و آزمون LSD نیز نشان داد که بین گروه کنترل وتمرین ترکیبی تفاوت آماری معنی‌داری وجود داشته است (021/0P=). نمرات پرسشنامه خستگی بعد از 4 و 8 هفته در 4 گروه تفاوت آماری معنی‌داری نداشت (05/0P>).

نتیجه گیری: شیوه‌ی تمرین پیلاتس تاثیر معنی‌داری در بهبود کیفیت زندگی و تمرین ترکیبی افزایش معنی‌داری در قدرت عضلانی آزمودنی‌ها داشت. متخصصان مربوطه می‌توانند از این تمرینات به‌عنوان یک درمان مکمل در کنار درمان‌های دارویی برای بیماران مولتیپل اسکلروزیس استفاده کنند.


اکرم شیری، مینا شعبانی، نورالدین موسوی نسب، فاطمه اسکندری،
دوره 25، شماره 111 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سوء مصرف مواد و اختلالات وابسته به آن شیوع بالایی در میان بیماران روانپزشکی دارد. این مطالعه به‌منظور بررسی فراوانی مصرف مواد در بیماران با اختلالات روانپزشکی بخش روان بیمارستان شهید بهشتی انجام شد تا از این طریق بتوان تدابیر درمانی مناسب‌تری اتخاذ نموده و از تحمیل هزینه‌های درمانی اضافی و بی‌نتیجه به بیمار، خانواده و جامعه جلوگیری کرد.

روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی - مقطعی بود. جامعه‌ی مورد نظر 270 نفر از بیماران روانپزشکی بستری شده در بخش روان بیمارستان شهید بهشتی بودند که به روش نمونه‌گیری آسان انتخاب شدند. بیماران پرسشنامه‌های دموگرافیک را تکمیل نموده و با استفاده از راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی- ویرایش چهارم (DSM-IV) شناسایی شدند. اطلاعات با استفاده از آزمون (t-test) و آزمون خی دو ) x2 ( مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته‌ها: در این مطالعه 270 بیمارکه شامل 137 نفر مرد و 133 نفر زن بودند مورد بررسی قرار گرفتند که 72 نفر (7/26 درصد) مصرف مواد داشتند.60 نفر (8/43 درصد) از بیماران مرد و 12 نفر (9 درصد) از بیماران زن مصرف مواد داشتند و مصرف مواد در بین بیماران سایکوتیک (3/41 درصد) شایع‌تر از بقیه موارد بود. ارتباط معنی‌دار آماری میان مصرف مواد و جنس، شغل، محل سکونت، سابقه‌ی مصرف سیگار، زمان شروع مصرف مواد و همچنین نوع بیماری وجود داشت ولی این رابطه میان مصرف مواد و وضعیت تاهل، سن، تحصیلات و سابقه‌ی
بستری دیده نشد
.

نتیجه گیری: در این مطالعه فراوانی بالایی از مصرف مواد در بین بیماران با اختلالات روانپزشکی دیده شد و به نظر می‌رسد غربالگری مصرف مواد در میان بیماران روانپزشکی بخصوص بیماران با اختلالات خلقی و سایکوتیک و همچنین بررسی اختلالات روانپزشکی افراد با سوء مصرف مواد از لحاظ ابتلا به بیماری‌های روانپزشکی به دلیل عوارض و عواقب فردی، اقتصادی و اجتماعی و دگرگون ساختن درمان امری لازم و ضروری است.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb