جستجو در مقالات منتشر شده


13 نتیجه برای غلامی

مهندس میترا غلامی ،
دوره 3، شماره 13 - ( 10-1374 )
چکیده


مهندس میترا غلامی ،
دوره 4، شماره 17 - ( 1-1375 )
چکیده


مهندس میترا غلامی،
دوره 5، شماره 19 - ( 4-1376 )
چکیده


محمد رضا غلامی، دکتر فرید ابوالحسنی، دکتر پریچهر پاسبخش، دکتر علیقلی سبحانی، دکتر فهیمه اسدی آملی، دکتر محمد حسن کریم فر،
دوره 14، شماره 55 - ( تير 1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ایسکمی نقش مهمی در گسترش آسیب‌های پاتولوژیک در نوروپاتی‌های مختلف ایفا می‌کند. ریپرفیوژن ناهنجاری های پاتولوژیک و فیزیولوژیک اعصاب تحت ایسکمی را تقویت می‌کند. در این تحقیق آسیب ناشی از ایسکمی و ریپرفیوژن عصب سیاتیک تا روز چهاردهم ریپرفیوژن مورد بررسی قرار داده شده است. روش بررسی: در این تحقیق به منظور انجام آزمایش ایسکمی- ریپرفیوژن با بستن و آزاد سازی مجدد عروق خون‌رسانی کننده به عصب سیاتیک، 30 سر موش صحرایی مورد استفاده قرار گرفتند. موش‌ها به 5 گروه تقسیم شدند. گروه ‌‌‌یک به عنوان گروه کنترل تحت آزمایش ایسکمی ریپرفیوژن قرار نگرفت. در چهار گروه دیگر که هر گروه شامل 6 سر موش بود، بعد از 3 ساعت ایجاد ایسکمی کامل در عروق خون رسانی کننده به عصب سیاتیک، خون رسانی مجدد به ترتیب در زمان‌های صفر، 3 ساعت، 7 روز و 14 روز بعد انجام گردید. یافته‌ها: از دیدگاه پاتولوژیک دو فاز قابل مشاهده بود. در فاز1 (ساعت صفر و3)، دژنراسیون فیبر و ادم اندونوریال مشاهده شد. در فاز 2 (روزهای هفتم و چهاردهم)، دژنراسیون فیبر و ادم اندونوریال شدیدتری مشاهده گردید. نقص رفتاری در بیشتر از 75 درصد از موش‌های صحرایی با ایسکمی به تنهایی اتفاق افتاد (در مقایسه با گروه کنترل). به دنبال این نقص به وجود آمده، کاهش تدریجی قابل توجهی در توانایی‌های موش‌های مورد مطالعه تا ساعت 3 ریپرفیوژن مشاهده شد. بیشترین نقص رفتاری مربوط به موش‌های مورد مطالعه در گروه ساعت 3 ریپرفیوژن مشاهده گردید. نتیجه‌گیری: آسیب ناشی از ایسکمی و ریپرفیوژن بستگی به طول دوره‌ی ریپرفیوژن دارد. حوادث ریز عروقی (microvascular ) که در طول دوره‌ی ریپرفیوژن اتفاق می‌افتد، ممکن است در شدت دادن به آسیب فیبرهای عصبی بعد از دوره‌ی ایسکمی نقش داشته باشد.


دکتر میترا غلامی، حامد محمدی، سید ‌حامد میر‌حسینی، دکتر احمد عامری، زهره جوادی،
دوره 15، شماره 61 - ( زمستان 1386 )
چکیده

  چکیده

  زمینه و هدف: مواد رنگ‌زا، به دلیل قابلیت تجزیه‌پذیری کم‌، نیاز به فنآوری پیشرفته‌ی خاصی دارند. فرآیند ترکیبی پودر کربن فعال- لجن فعال ( PACT ) به عنوان روشی جهت حذف این نوع ترکیبات به کار می‌روند . هدف از انجام این پژوهش بررسی کارآیی این فرآیند در حذف مواد رنگ زا از فاضلاب صنایع نساجی می‌باشد.

  روش بررسی: روش انجام تحقیق با توجه به ماهیت آن بر پایه‌ی داده‌های آزمایشگاهی، از نوع مطالعات کاربردی است. این پژوهش در دو مرحله انجام شد. در مرحله‌ی اول، میزان تجزیه‌پذیری مواد رنگ‌زای انتخابی (رنگ‌های اسیدی نارنجی 11 55 10 C. و رنگ راکتیو ریمازول برلیانت‌بلو) در نمونه‌ی طراحی شده، بدون پودر کربن فعال و بر طبق روش زاهن- والینز (ایزو9888) مورد ارزیابی قرارگرفت. در مرحله‌ی دوم آزمایشات با اضافه‌کردن غلظت‌های متفاوتی از پودر کربن فعال ادامه یافته و تأثیر پودر کربن فعال در راکتور لجن فعال در شرایط بهره‌برداری مختلف بررسی شد. در تمام مراحل، مقدار رنگ موجود در نمونه بر اساس واحد ADMI خروجی و درصد حذف رنگ مورد ارزیابی قرار‌گرفت.

  یافته‌ها: نتایج به دست آمده نشان داد که در فاضلابی با غلظت رنگ ورودی برابر 100 میلی‌گرم در لیتر میزان حذف رنگ از طریق بیولوژیکی به تنهایی، برای رنگ‌های اسیدی و راکتیو به ترتیب برابر 60 و 5 /12 درصد بود. در مرحله‌ی دوم غلظت بهینه‌ی پودر کربن فعال جهت حذف مواد رنگ‌زا از فاضلاب صنایع نساجی با کارآیی بالا غلظت 1500 میلی‌گرم در لیتر به دست ‌آمد. زمان ماند هیدرولیکی و دمای بهینه جهت حذف رنگ به ترتیب
28 ساعت و 30 درجه‌ی سانتی‌گراد تعیین شد که در این شرایط بازدهی حذف رنگ برابر 1 8/ 9 8 درصد بود. در انتهای کار مدل‌های ایزوترم فروندلیچ و لانگمیر برای تعیین قابلیت کاربرد آن‌ها مورد آزمایش قرارگرفت.

  نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، فرآیند PACT می‌تواند به عنوان یک روش قابل‌قبول با کارآیی بالا (بیش از 90 درصد) برای حذف مواد رنگ‌زای مختلف مورد استفاده در صنایع نساجی به کار رود. کاربرد این فرآیند برای تصفیه‌ی فاضلاب صنایع نساجی یک روش بهبود‌یافته‌ی مهم است که در یک مرحله می‌تواند به طور هم‌زمان COD و مواد رنگ‌زا را بدون کاربرد روش تصفیه‌ی دیگری حذف کند. با مقایسه‌ی نتایج به دست آمده در این پژوهش ایزوترم لانگمیر، به عنوان ایزوترم مناسب تعیین شد.

 


دکتر میترا غلامی، حامد محمدی، سید احمد مختاری،
دوره 17، شماره 68 - ( 7-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: آلودگی ارسنیک در آب آشامیدنی باعث به اثرات زیان آور در سلامت انسان می‌گردد. هدف از این پژوهش، ارزیابی کارآیی فرآیند اسمز معکوس برای حذف ارسنیک در آب آشامیدنی، می‌باشد. روش بررسی: روش انجام این پژوهش بر اساس داده‌های آزمایشگاهی و از نوع مطالعات تجربی بوده است. پژوهش در یک پایلوت غشایی اسمز معکوس از جنس پلی‌آمید با مدول مارپیچی مدل TE 2521 ساخت شرکت CSM کره انجام گرفت. پس از آماده سازی محلول ارسنات سدیم در آزمایشگاه، عملکرد سیستم اسمز معکوس درحذف آرسنیک، بررسی شد. تاثیرتغییرات فشار، pH و دماهای مختلف با غلظت ورودی 2/0میلی‌گرم در لیتر، و سپس در غلظت‌های مختلف روی کارایی حذف ارسنیک مورد ارزیابی قرار گرفت. درهر حالت میزان فلاکس عبوری (جریان عبوری در واحد سطح) از غشا‌ اندازه گرفته شد. اندازه‌گیری مقدار ارسنیک به روش نقره دی‌اتیل‌دی‌تیوکاربامات انجام شد و درصد حذف آن تعیین گردید. یافته‌ها: نتایج حاصل نمایان‌گر شرایط بهینه‌ی عملکرد سیستم در فشار حدود 190پوند بر اینچ مربع، غلظت در محدوده‌ی 2/0تا5/0 میلی‌گرم در لیتر، دما در محدوده‌ی 25 تا30 درجه‌ی سانتی‌گراد و pH در محدوده‌ی 6تا8، می‌باشد. غلظت آرسنیک در آب ورودی به غشا‌، تاثیر چندانی در عملکرد سیستم و راندمان آن نداشت. افزایش دما موجب بهبود عملکرد سیستم و افزایش نسبی در راندمان آن ‌شد. pH محلول ورودی تاثیر چندانی در فلاکس و عملکرد هیدرولیکی سیستم نداشت، لیکن راندمان حذف در pH های پایین به علت شکل یون‌های آرسنات موجود، نسبتاًَ کم بود. نتیجه‌گیری: راندمان حذف آرسنیک در شرایط بهینه‌ی عملکرد سیستم، تا بیش از 99 درصد می‌باشد.


دکتر میترا غلامی، رویا میرزایی، مهندس حامد محمدی،
دوره 19، شماره 74 - ( 1-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: این بررسی با هدف کلی تعیین کارایی سیستم توام فرآیندهای سپتیک تانک و لاگون هوادهی جهت تصفیه‌ی شیرابه حاصل از محل دفن زباله‌ی شهرستان کرج انجام گردید. روش بررسی: در ابتدا، خصوصیات شیرابه‌ی مورد نظر پس از برداشت نمونه اندازه‌گیری گردید. سپس پایلوت دوقسمتی بی‌هوازی- هوازی (سپتیک تانک و لاگون هوادهی) ساخته و راه اندازی گردید. در مراحل بعد، تاثیر تغییرات دما، زمان ماند هیدرولیکی، بارگذاری COD و میزان جریان ورودی در سپتیک تانک ولاگون هوادهی به طور جداگانه و توام مطالعه شد. یافته‌ها: نتایج به دست آمده از مراحل مختلف، نمایانگر میزان حذف COD، از ورودی معادل 19573 به 8401 میلی‌گرم در لیتر در سپتیک تانک و به 432 میلی‌گرم در لیتر در لاگون هوادهی بود. همچنین بهترین راندمان سیستم در دبی 6/23 لیتر در روز در سپتیک تانک و 3/9 لیتر در روز در لاگون هوادهی با درصد حذف COD2/91درصد، به‌دست آمد. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به‌دست آمده، در مجموع این سیستم قادر به حذف میزان COD بیش از 90 درصد بود. بنابراین می‌توان چنین بیان کرد که سیستم بی‌هوازی- هوازی قادر به حذف موثر COD شیرابه و کاهش آلاینده‌های آن می‌باشد.


دکتر فرانک شریفی، دکتر سولماز پیرانی، دکتر حسین غلامی،
دوره 19، شماره 77 - ( 4-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: رشد قدی از شاخص‌های مهم سلامت عمومی در جامعه می‌باشد. روی به عنوان یک ریزمغذی دخیل در رشد قدی همواره مطرح بوده است. از آنجاکه زنجان در منطقه‌ای واقع شده است که دارای مخازن بالای روی می‌باشد و از نظر شیوع کمبود روی در آخرین استان‌های کشور می‌باشد، شناخت وضعیت روی کودکان با کوتاهی قد در این منطقه، اهمیت دارد. لذا این مطالعه به منظور مقایسه‌ی کودکان با کوتاهی قد با کودکان نرمال از نظر سطح سرمی روی در زنجان صورت گرفت. روش بررسی: در این مطالعه مورد – شاهدی دو گروه از کودکان زیر 15 سال شامل 50 کودک با کوتاهی قد به‌طور تصادفی از بین مراجعه کنندگان به درمانگاه داخلی بیمارستان ولی‌عصر و 50 کودک سالم با قد نرمال از بین همکلاسی‌های آنان با وضعیت اقتصادی، اجتماعی مشابه انتخاب شدند و ضمن بررسی‌های تن سنجی و اطلاعات سلامت عمومی، سطح سرمی روی در آن‌ها در حالت ناشتا اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: 100 کودک با متوسط سنی 3±2/10 سال مورد بررسی قرار گرفتند که شامل 50 دختر و50 پسر بودند. نتایج نشان داد که سطح سرمی روی در کودکان با کوتاهی قد به‌مراتب کمتر از گروه شاهد بود (1/23± 94 در مقابل 4/12±9/110 میکرو‌گرم در دسی‌لیتر و 001/0 :P) و رابطه‌ی معنی‌داری بین سطح سرمی روی و قد در هر دو گروه یافت شد (02/0P: و2/0r: ). نتیجه گیری: سطح سرمی روی حتی در مناطقی که کمبود روی شایع نیست، با قد افراد ارتباط دارد. بررسی بیشتر در مورد نقش تجویز روی بر رشد قدی افراد با کمبود روی توصیه می‌شود.


دکتر محسن علیپور، دکتر داود سهرابی، دکتر محمد‌رضا غلامی، دکتر ایرج جعفری انارکولی،
دوره 19، شماره 77 - ( 4-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ایسکمی ریپرفیوژن نقش مهمی در گسترش نوروپاتی‌های مختلف ایفا می‌نماید. در این مطالعه آسیب ناشی از ایسکمی ریپرفیوژن و نقش آمینوگوانیدین در بهبود عملکرد عصب سیاتیک بر اساس شاخص‌های رفتاری، مورد ارزیابی قرار گرفت. روش بررسی: در این مطالعه تجربی تعداد 72 سر موش صحرایی به 12 گروه 6 تایی تقسیم شدند. مدل ایسکمی توسط بستن شریان‌های ایلیاک مشترک راست و شریان رانی با استفاده از تکنیک Slipknot به مدت 3 ساعت ایجاد شد. گروه‌های تحت درمان 24 ساعت پس از ایسکمی 150 میلی‌گرم در کیلو‌گرم آمینوگوانیدین دریافت نمودند. در پایان دوره‌های ریپرفیوژن، عملکرد پای عقبی حیوان با استفاده از شاخص‌های رفتاری بر اساس هماهنگی در قدم زدن، رفلکس سرعتی، گسترش پنجه، حساسیت به نیشگون، موقعیت پا و در مشت گرفتن مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها: نقایص عملکردی پای عقبی در همه گروه‌های تحت ریپرفیوژن به‌طور معنی‌دار مشهود بود و حداکثر نقایص رفتاری در روز هفتم ریپرفیوژن اتفاق افتاد. مقایسه‌ی نمرات رفتاری در گروه‌های تحت درمان با آمینوگوانیدین و گروه‌های کنترل، بهبود اعمال حرکتی و نیز Time Course بهتر در بهبودی را آشکار نمود. نتیجه گیری: نتایج ما پیشنهاد می‌کند که آمینوگوانیدین یک اثر نوروپروتکتیو در برابر آسیب ناشی از ایسکمی - ریپرفیوژن عصب سیاتیک در موش صحرایی اعمال می‌کند و عملکرد عصب را بر اساس شاخص‌های رفتاری حرکتی بهبود می‌بخشد. تحقیقات بیشتری جهت دستیابی به مکانیزم‌های مسؤول اثر حفاظتی آمینوگوانیدین در برابر ضایعات عصب سیاتیک مورد نیاز می‌باشد.


دکتر فریده موحد، امیر جوادی، دکتر حمیده غلامی، دکتر ابوالقاسم ناجی تهرانی،
دوره 19، شماره 77 - ( 4-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سونوگرافی ترانس واژینال روشی غیر تهاجمی برای تعیین ضخامت آندومتر در موارد خون ریزی غیر طبیعی رحمی است. این روش می‌تواند در انتخاب بیماران جهت انجام تست‌های تشخیصی کمک کند. این پژوهش با هدف تعیین اعتبار سونوگرافی ترانس واژینال در اندازه‌گیری ضخامت آندومتر انجام شد. روش بررسی: مطالعه از نوع ارزیابی آزمون‌های تشخیصی بود که بر روی 71 زن که به دلایل مختلف برای هیسترکتومی آبدومینال در سال 1387 به مرکز آموزشی درمانی کوثر قزوین مراجعه کردند انجام شد. در زنانی که ضخامت آندومتر آن‌ها در سونوگرافی واژینال قابل اندازه‌گیری نبود از مطالعه حذف شدند. قبل از عمل جراحی ضخامت آندومتر به‌وسیله سونوگرافی ترانس واژینال و بلافاصله پس از عمل روی نمونه‌ی تازه رحم از طریق هیستوپاتولوژیک تعیین شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تی و ضریب کاپا استفاده گردید. یافته‌ها: در 15 درصد (11 نفر) از بیماران امکان اندازه‌گیری ضخامت آندومتر با سونوگرافی واژینال وجود نداشت. آزمون آماری اختلاف معنی‌داری بین اندازه‌گیری ضخامت آندومتر به دو روش نشان نداد (19/0=P). با در نظر گرفتن 5 میلی‌متر به عنوان Cut off point، در 70 درصد موارد (42 نفر) ضخامت آندومتر در هر دو روش کمتر یا مساوی 5 میلی‌متر تعیین شد. در 30 درصد موارد (18 نفر) ضخامت آندومتر در سونوگرافی بیشتر از 5 میلی‌متر بود که در بررسی هیستوپاتولوژیک 11 مورد آن تایید شد. در 7 مورد باقی مانده آندومتر نازک به اشتباه در سونوگرافی ضخیم گزارش شده بود. دقت سونوگرافی در اندازه‌گیری ضخامت آندومتر 3/83 درصد تعیین شد که در مورد آندومتر نازک دقت آن اندکی بیشتر از آندومتر ضخیم بود (8/89 درصد در مقابل 8/72 درصد). نتیجه‌گیری: با وجود تطابق خوبی که بین نتایج حاصل از سونوگرافی واژینال و هیستوپاتولوژی در تعیین ضخامت آندومتر وجود دارد (69% =k) استفاده از سونوگرافی واژینال به عنوان یک تست تشخیصی واحد با محدودیت‌هایی مواجه است.


سید علیرضا طلائی، دکتر مریم غلامی، سعیده داوری، دکتر مرجان قائمی، دکتر محمود سلامی،
دوره 20، شماره 83 - ( 6-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: دیابت شیرین یک معضل پیچیده‌ی متابولیک که است که باعث ایجاد اختلال در یادگیری و حافظه‌ی فضایی می‌شود. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر مکمل‌های روی و ملاتونین بر یادگیری و حافظه‌ی فضایی موش‌های صحرایی دیابتی بود. روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی از 5 گروه 10 سری موش صحرایی نر نژاد ویستار استفاده شد. گروه شاهد (C)، گروه موش‌های دیابتی با رژیم غذائی نرمال (D)، حیوانات دیابتی دریافت کننده‌ی روی (روزانه 227 میلی‌گرم در لیتر آب آشامیدنی، D+Z)، موش‌های دیابتی دریافت کننده‌ی ملاتونین (روزانه 150 میلی‌گرم در لیتر آب آشامیدنی، D+M) و موش‌های دیابتی دریافت کننده‌ی هر دو مکمل (D+ZM). مصرف مکمل‌ها از 5 روز قبل از القای دیابت (تک دوز 60 میلی‌گرم به‌ازای وزن بدن استرپتوزوسین) شروع شد. 20 روز بعد از القای، یادگیری فضایی به‌مدت 5 روز (هر روز 4 جلسه) در ماز آبی موریس سنجیده شد. در روز آخر نیز حافظه‌ی فضایی بررسی شد و میزان قند و انسولین سرم ارزیابی گردید. یافته‌ها: موش‌های دیابتی در مقایسه با حیوانات کنترل، به‌منظور یافتن سکوی پنهان زمان بیشتری را در ماز سپری کرده، مسافت کمتری را نیز پیمودند (0001/0P<). در مرحله‌ی پروب نیز آن‌ها زمان کمتری را در ربع هدف گذراندند (004/0P=). مصرف همزمان مکمل‌ها مانع از ایجاد اختلال در یادگیری و حافظه‌ی فضایی موش‌های دیابتی شد. نتیجه‌گیری: القای دیابت در موش‌های صحرایی باعث ایجاد اختلال در روند یادگیری و تثبیت حافظه‌ی فضایی آن‌ها در ماز آبی موریس شده، مصرف مکمل‌های ملاتونین و روی با این اختلال مقابله می‌کند.


زهرا ربیعی، مصطفی غلامی، دکتر محمد‌رضا حجتی،
دوره 22، شماره 92 - ( 3-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری آلزایمر (AD) یک اختلال دژنراتیو است که منجر به زوال شناختی پیشرونده می‌شود. اختلال حافظه در بیماری آلزایمر با کمبود قشری استیل کولین و از دست دادن نورون‌های کولینرژیک در هسته‌های قاعده‌ای ماینرت همراه شده است. هدف از این مطالعه بررسی اثر عصاره‌ی اتانولی ریزوم گیاه سعد کوفی برتعادل حرکتی در موش‌های صحرایی مدل آلزایمری و موش‌های صحرایی سالم بود. روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی از 49 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار که به 7 گروه آزمایشی تقسیم شدند، استفاده شد. برای این هدف جهت ایجاد مدل آلزایمری، در موش‌های صحرایی هسته ماینرت به صورت دوطرفه با جریان الکتریکی تخریب شد. گروه کنترل و شم آب مقطر دریافت کردند در حالی‌که گروه‌های آلزایمری عصاره‌ی اتانولی ریزوم گیاه سعد کوفی با دوزهای 100 و 200 میلی‌گرم بر کیلوگرم به مدت 20 روز دریافت کردند. گروه‌های سالم بدون هرگونه جراحی فقط عصاره دریافت کردند تعادل حرکتی موش‌های صحرایی با دستگاه روتارود سنجیده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون آنوا و تست تعقیبی LSD تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: عصاره‌ی اتانولی ریزوم گیاه سعد با دوز 100 میلی‌گرم به مدت 20 روز تعادل حرکتی را در موش‌های صحرایی آلزایمری به طور چشمگیری بهبود بخشید. عصاره‌ی این گیاه در موش‌های صحرایی سالم به مدت 20 روز به طور چشمگیری تعادل حرکتی را وقتی با گروه کنترل مقایسه شد کاهش داد نتیجه گیری: نتایج نشان می‌دهند عصاره‌ی ریزوم گیاه سعد کوفی در موش های صحرایی آلزایمری از طریق القای تغییراتی در سطح استیل کولین در مغز تعادل حرکتی را به طور چشمگیری بهبود بخشیده، از این طریق اثراتش را نشان می‌دهد.


اکرم یعقوبی، دکتر کیهان قطره سامانی، دکتر سیداسدالله امینی، مصطفی غلامی،
دوره 25، شماره 110 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی به‌عنوان بزرگترین مشکل سلامتی در جهان به ویژه درکشورهای صنعتی در نظر گرفته می‌شود. در این مطالعه اثر آنتی اکسیدانی زیره‌ی سبز بر ترمیم آسیب اکسیداتیو ناشی از رژیم پر چرب بررسی و با متفورمین مقایسه شده است.

روش بررسی: هشتاد موش صحرایی نر به دو دسته و هر دسته به 4 گروه تقسیم شدند. گروه‌ها شامل کنترل،دریافت کننده‌ی رژیم پر چرب، دریافت کننده‌ی رژیم پرچرب به همراه متفورمین، دریافت کننده‌ی رژیم پرچرب به همراه عصاره‌ی زیره سبز بود. وزن مالون دیالدئید (MDA)، کاتالاز و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی FRAP برای کلیه‌ی نمونه‌ها اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: در دسته‌ی اول وزن رت‌ها در گروه دوم (رژیم پرچرب) نسبت به گروه دریافت کننده‌ی رژیم معمولی افزایش داشت. همین طور وزن رت‌های دریافت کننده‌ی متفورمین عصاره‌ی زیره سبز نسبت به گروه دوم کاهش داشت. مالون دی آلدئید در رت‌های گروه دوم نسبت به گروه افزایش، اما FRAP و کاتالاز نسبت به گروه شاهد کاهش یافت. در دسته درمان MDA در گروه دوم نسبت به گروه شاهد افزایش و میزان FRAP و کاتالاز کاهش یافت (05/0P<). مقدار MDA و کاتالاز درگروه متفورمین نسبت به گروه دوم افزایش داشت (05/0P <). مقدار  FRAP و کاتالاز در رت‌های دریافت کننده‌ی عصاره‌ی زیره سبز نسبت به گروه دوم افزایش ولی MDA (05/0P<) کاهش یافت.

نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان می‌دهد عصاره‌ی هیدروالکلی زیره‌ی سبز می‌تواند نقش پیشگیری کننده و درمانی بهتری در برابراسترس اکسیداتیو ناشی از رژیم غذایی پر چرب نسبت به متفورمین داشته باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb