جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای فتاحی

دکتر ابراهیم فتاحی، دکتر محمدحسین صومی، دکتر رها پیشدا، دکتر مرتضی قوجازاده، دکتر پریسا رضائی، دکتر گلناز مجیدی، دکتر شهناز نقاشی،
دوره 20، شماره 83 - ( 6-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: خونریزی ناشی از واریس مری با میزان مرگ و میر و هزینه‌ی بالای بیمارستانی همراه است. با تشخیص عوامل پیش‌بینی کننده‌ی خونریزی مجدد در هنگام بستری، می‌توان با اقدامات درمانی مناسب، از میزان بیماری‌زایی و مرگ ناشی از آن کاست. هدف مطالعه‌ی حاضر تعیین عوامل پیش‌بینی کننده‌ی خطر خونریزی مجدد در بیماران بستری شده به علت خونریزی از واریس مری با استفاده از عوامل دخیل در سیستم نمره‌‌دهی (CTP )Child Turcotte Pugh می‌باشد. روش بررسی: طی یک مطالعه‌ی تحلیلی مقطعی 100 بیمار بستری در مرکز آموزشی درمانی امام خمینی به علت خونریزی از واریس مری در مدت 1 سال (از تیر‌ماه 1386 تا خرداد‌ماه 1387) بررسی شدند. برخی مشخصات فردی- اجتماعی شامل سن، جنس، علت بیماری، امتیاز طبقه‌بندی CTP و یافته‌های بالینی، اندوسکوپیک و آزمایشگاهی بیماران ثبت شد. بیماران به دو گروه با و بدون خونریزی از واریس تقسیم بندی شدند و عوامل پیش‌بینی کنندگی در دو گروه مشخص گردید. یافته‌ها: 68 نفر در گروه بدون خون‌ریزی مجدد با میانگین سنی 42/16±88/49 سال و 32 نفر با میانگین سنی 81/19±22/54 سال، در گروه با خون‌ریزی مجدد بودند. سایز واریس (046/0=P)، انسفالوپاتی (05/0>P)، آسیت (5/0>P)، طبقه‌بندی CTP (0001/0>P) اثر پیش‌بینی کننده بر بروز خونریزی مجدد داشتند. 12 نفر کلاس A، 59 نفر کلاس B و 29 نفر کلاس C طبقه‌بندی CTP داشتند. میزان حساسیت CTPو بیلی روبین در پیش‌بینی از طریق نمودار ROC، به‌ترتیب بیشتر از 85 و 62 درصد محاسبه شد. نتیجه‌گیری: تعیین درجه و امتیاز CTP در زمان مراجعه بیمار با خونریزی واریسی، اطلاعات مفیدی را در زمینه‌ی ریسک خونریزی فراهم می‌کند. در این مطالعه بیماران با CTP کلاس B قویا مستعد خونریزی مجدد بودند. همچنین با افزایش سطح بیلی روبین یا آسیت و انسفالوپاتی شدیدتر، خطر خونریزی بیشتراست که در این افراد نیز باید اقدامات پیگیرانه و محافظه کارانه صورت گیرد.


دکتر ابراهیم فتاحی، دکتر محمدحسین صومی، دکتر علیرضا غمخوار، دکتر علی قویدل، دکتر اشرف فخرجو، دکتر شیرین فتاحی، دکتر شهناز نقاشی،
دوره 21، شماره 86 - ( 3-1392 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: تلاش‌های زیادی درجریان است که روش درمانی مناسب با کارایی بالا، عوارض قابل تحمل، نحوه‌ی تجویز ساده و از نظر اقتصادی توجیه پذیر برای درمان هلیکو باکترپیلوری شناخته شود؛ ولی موانع زیادی در مسیر نیل به این هدف قرار دارند. هدف از این مطالعه، مقایسه‌ی میزان ریشه کنی هلیکوباکتر پیلوری با چهار رژیم درمانی چهاردارویی در بیماران دچار سوءهاضمه بود. روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی شده Open-label، 270 بیمار با تست اوره آز سریع مثبت به‌طور تصادفی در چهار گروه درمانی قرار گرفتند. گروه A درمان دو هفته‌ای با امپرازول + آموکسی‌سیلین + بیسموت ساب سیترات + کلاریترومایسین (73 بیمار)؛ گروه B درمان دو هفته‌ای با امپرازول + تتراسایکلین + بیسموت ساب سیترات + مترونیدازول (46 بیمار)؛ گروه C درمان دو هفته‌ای با امپرازول + آموکسی‌سیلین + بیسموت ساب سیترات + فورازولیدون (64 بیمار)؛ و گروه D که هفته‌ی اول با امپرازول + آموکسی‌سیلین + بیسموت ساب سیترات + فورازولیدون درمان شدند و در هفته دوم سپس جایگزینی فورازولیدون جایگزین مترونیدازول شد (87 بیمار). شش هفته بعد از شروع درمان، درجه‌ی ریشه‌کنی، میزان پذیرش و عوارض دارویی در هر گروه تعیین شد. یافته‌‌ها: درجه‌ی ریشه کنی هلیکوباکترپیلوری در گروه‌های A، B، C و D به‌ترتیب 3/96، 87، 7/79 و 3/79 درصد بود (506/0=P). میزان عوارض کلی در گروه‌های A، B، C و D به‌ترتیب 37، 63، 8/32 و 7/28 درصد بود که در گروه B به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه‌های دیگر می‌باشد (001/0=P). میزان پذیرش کامل، خوب و ضعیف در گروه A به‌ترتیب 6/83، 11 و 5/5 درصد، در گروه B به‌ترتیب 87، 5/6 و 5/6 درصد، در گروه C به‌ترتیب 6/90، 7/4 و 7/4 درصد و در گروه D به‌ترتیب 2/86، 5/11 و 3/2 درصد بود (68/0=P). میزان درد شکم در گروه B و میزان استفراغ در گروه C به‌طور معنی‌داری بیشتر از سایر گروه‌ها بود. سایر عوارض بین چهارگروه تفاوت معنی‌دار آماری نداشت. نتیجه‌گیری: میزان پذیرش و ریشه‌کنی هلیکوباکتر پیلوری در چهار رژیم درمانی یکسان بود؛ با این وجود به‌علت تفاوت در میزان عوارض، رژیم‌های A یا D توصیه می‌گردند.


دکتر سید باقر علیپور، رویا فتاحی، دکتر رمضان خان بابایی، دکتر روح‌اله عبدالله پور،
دوره 24، شماره 102 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: نانوذرات اکسید منیزیم به طور گسترده در زمینه‌های زیادی از جمله جذب، کاتالیز، الکترونیک، سرامیک و ضد باکتری مورد استفاده قرار می‌گیرند. هدف از این مطالعه بررسی اثر نانوذره اکسید منیزیم بر تغییرات هیستوپاتولوژی و بیومارکرهای آسیب به کبد آمینوترانسفراز و آلکالن فسفاتاز (ALT,AST,ALP) در موش باردار نژاد NMRI می‌باشد.

روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی، 35 سر موش ماده نژاد NMRI به‌طور تصادفی به یک گروه کنترل و چهار گروه تیمار تقسیم شدند
(7
n=). به موش‌های گروه‌های تیمار، نانو ذره اکسید منیزیم با غلظت‌های 50، 100، 150 و 200 میلی‌گرم بر کیلوگرم به‌صورت داخل صفاقی تزریق شد. پس از خونگیری از گوشه‌ی داخلی چشم و جدا کردن سرم، فعالیت آنزیم‌های کبد آنالیز شد. سپس، همه‌ی موش‌ها به وسیله‌ی جابجایی مهره گردن کشته شدند و نمونه‌های بافتی برای ارزیابی هیستولوژی با هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی شدند. آنالیز آماری با استفاده از SAS انجام گردید.

یافته‌ها: غلظت‌های مختلف نانو ذرات اکسید منیزیم اثر معنی‌داری بر وزن کبد و وزن بدن نداشت. فعالیت آنزیم‌های سرم مرتبط با کبد در تمام غلظت‌های نانوذره اکسید منیزیم در سطح کمتراز پنج صدم نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری یافت (05/0 P<). در مطالعه‌ی هیستوپاتولوژی، تجمع و تقسیم سلولی در اطراف مجاری سینوسی، تخریب سلول‌های کبدی، ارتشاح سلول‌های التهابی و دژنرسانس در اطراف ورید مرکزی مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: پارامترهای بیوشیمیایی و یافته‌های هیستوپاتولوژی کبد نشان داد که قرار گرفتن در معرض نانوذره اکسید منیزیم می‌تواند درجات مختلفی از آسیب کبدی در مسیر وابسته به دوز القا کند.


فاطمه جویبار، دکتر حسین فتاحی، فرشاد ساداتی،
دوره 25، شماره 109 - ( 2-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: نیترات و نیتریت در صنایع غذایی، دارویی و شیمیایی مصرف گسترده‌ای دارند. مطالعه‌ی حاضر جهت بررسی اثرات هیستوپاتولوژیکی نیتریت سدیم بر بافت کبد و اندازه‌گیری همزمان میزان آنزیم‌های کبدی و نیتریک اکساید در خون موش‌های صحرایی نر بالغ نژاد ویستار انجام گرفت.

روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی 30 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار را به‌طور تصادفی به سه گروه 10 تایی شامل گروه کنترل و گروه‌های تجربی دریافت کننده‌ی دوز 100 و 300 میلی‌گرم بر کیلوگرم نیتریت سدیم تقسیم و نیتریت سدیم را به‌صورت روزانه به‌مدت 60 روز در آب آشامیدنی دریافت کردند. در انتها با رعایت اصول اخلاقی، نمونه خون برای بررسی فاکتورهای  AST, ALPو ALT و میزان نیتریک اکساید جدا گردید. پس از کشته شدن موش‌های صحرایی بافت کبد هم جهت بررسی تغییرات هیستوپاتولوژیکی با رنگ آمیزی هماتوکسیلین – ائوزین بیرون آورده شد و نتایج به‌دست آمده مورد بررسی آماری قرار گرفت.

یافته‌ها: مصرف نیتریت سدیم در گروه دریافت کننده‌ی هر دو دوز باعث افزایش معناداری در آنزیم‌های AST ,ALP, ALT و نیتریک اکساید در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0P). در گروه دریافت کننده‌ی دوز 300 میلی‌گرم بر کیلوگرم اتساع و احتقان سینوزوییدها، همراه با ارتشاح سلول‌های التهابی تک هسته‌ایی و پرولیفراسیون سلولی جدار سینوزوئیدها وجود داشت.

نتیجه‌گیری: نیتریت سدیم با افزایش میزان نیتریک اکساید و تاثیر بر هپاتوسیت‌ها به‌عنوان یک فاکتور خطر برای کبد محسوب و می بایستی مواد مناسب و سالم در صنایع غذایی جایگزین گردد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | J Adv Med Biomed Res

Designed & Developed by : Yektaweb