جستجو در مقالات منتشر شده


16 نتیجه برای قوامی

دكتر حسن مقیم ، دكتر احمد قوامی نژاد ، مهدخت حسین عقدایی،
دوره 6، شماره 22 - ( 1-1377 )
چکیده


دكتر محمد باقر قوامی ، دكتر رجبعلی مقدم زرزری،
دوره 8، شماره 30 - ( دو فصلنامه 30-31 1379 )
چکیده


دكتر محمد باقر قوامی ، دكتر مهدی آسمار ، دكتر نورایر پیازک ،
دوره 9، شماره 37 - ( 10-1380 )
چکیده


دکتر محمد باقر قوامی، دکتر علی هانیلو، مهندس جمشید محمدی،
دوره 12، شماره 49 - ( دى 1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: پشه‌ها مهم‌ترین حشرات خون‌خواری هستند که باعث انتقال بیماری‌های خطرناکی چون مالاریا و آربوویروس‌ها می‌گردند و برحسب شرایط منطقه و خصوصیات ژنتیکی، میزبان خاصی را برای خون‌خواری انتخاب می‌نمایند. کمپلکس آنوفل ماکولیپنیس و کولکس تیلری، گونه‌های غالب پشه‌های استان زنجان هستند. از این رو مطالعه‌ی حاضر به منظور تعیین اندیکس خون‌خواری آن‌ها به روش ساندویچ الیزا در سال 1383 در زنجان انجام گرفت. مواد و روش‌ها: پشه‌ها‌ی کمپلکس آنوفل ماکولیپنیس و کولکس تیلری با دو روش افشانه‌ی پایرترم (PSC) و تله‌ی نوری از اماکن داخلی و بیرونی مناطق مختلف استان زنجان در سال 1382 صید و نمونه‌های خون خورده بعد از خشک سازی در دمای 20- درجه‌ی سانتی‌گراد نگه‌داری شدند. این نمونه‌ها پس از راه اندازی روش ساندویچ الایزا، از نظر داشتن خون انسان در معده، آزمایش شدند. نتایج با استفاده از آزمون کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: از 6436 نمونه‌ پشه‌ی مورد بررسی، 3072 عدد (7/47 درصد) آنوفل ماکولیپنیس و 3364 عدد (3/52 درصد) کولکس تیلری بودند. نسبت خون‌خواری از انسان در آنوفل‌ ماکولیپنیس، 2/3 درصد و در ‌کولکس تیلری 5/1 درصد بود. آنوفل‌ ماکولیپنیس 12/2 برابر کولکس تیلری میل به خون خواری از انسان داشت. اندیکس‌ انسان دوستی آنوفل ماکولیپنیس در نمونه‌های صید شده به شیوه‌ی PSC، 2/0درصد ولی در نمونه‌های تله‌ی نوری 3/7 درصد بود. مقایسه‌ی این اندیکس در نمونه های صید شده با دو روش فوق اختلاف معنی داری داشت (0005/ P=). در نمونه‌های PSC اندیکس انسان دوستی 17/35 برابر کمتر از نمونه‌های تله‌ی نوری بود. اندیکس انسان دوستی آنوفل کولکس تیلری در روش PSC ، 8/1درصد و در نمونه‌های تله‌ی نوری 3/1درصد دیده شد که از نظر آماری این اختلاف معنی‌دار نبود. نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: با توجه به اندیکس بالای خون‌خواری از انسان درآنوفل ماکولیپنیس، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های کنترل و مراقبت مالاریا به طور جدی مورد توجه مسؤلین بهداشتی و درمانی استان قرار گیرد. جهت کاهش این اندیکس، مردم به استفاده از روش‌های حفاظت فردی و نگه‌داری دام تشویق و حمایت شوند.هم‌چنین انجام مطالعات بیولوژی مولکولی واکولوژیکی بر جمعیت‌های مختلف کمپلکس آنوفل ماکولیپنیس توصیه می‌گردد.


دکتر محمد باقر قوامی، مهندس جمشید محمدی، دکتر حسین لدنی،
دوره 13، شماره 52 - ( مهر 1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سوسری آلمانی مهم‌ترین آفت شهری است که در انتقال عوامل بیماری زا و ایجاد آلرژی نقش زیادی دارد . بیمارستان شهید بهشتی زنجان به رغم سم‌پاشی منظم به سوسری آلمانی آلوده است. با توجه به عدم انجام مطالعاتی در مورد علت تداوم این آلودگی، پژوهش حاضر با هدف تعیین حساسیت سوسری آلمانی در بیمارستان شهید بهشتی زنجان طی سال 1382 تا 1383 انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه‌ی نیمه تجربی،‌ نمونه های سوسری آلمانی به صورت تصادفی به روش دستی از بیمارستان صید و در آزمایشگاه نگه‌داری شدند و هر یک از دو گروه سوسری آلمانی بیمارستان و سوش حساس آزمایشگاهی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. نر‌های بالغ تفکیک و در تماس سطحی با مقادیر 62/15، 25/31، 5/62،125،250 و 500 میلی‌گرم پرمترین بر مترمربع سنجش زیستی شدند و تعداد نمونه‌های فلج شده در زمان‌های مختلف در همه‌ی گروه‌ها شمارش شد. هر کدام از مقادیر پرمترین در سه تکرار ده تایی انجام و برای هر مقدار یک تکرار ده تایی شاهد (سطح آغشته شده با استن) انجام گردید. داده ها با آزمون پروبیت تجزیه و تحلیل شدند و معادله‌ی خطی رگرسیون بین زمان تماس و درصد نمونه‌های فلج شده تعیین و از طریق آن زمان فلج شدن نیمی از جمعیت مورد مطالعه (KT50) در گروه‌های مورد بررسی برآورد شد. یافته‌ها: بررسی 480 سوسری در دو دسته‌ی 240 تایی (60 شاهد و 180 مورد) نشان داد که مقاومت به اثر ضربه‌ای در تماس با پرمترین در نمونه‌های بیمارستانی وجود دارد. در دوز تماسی 62/15 میلی گرم پرمترین بر متر مربع، نمونه های بیمارستان ناهمگن بودند و نمونه‌های مقاوم از حساس تفکیک می‌شدند (0004/0P=). در این دوز میزان KT50 در نمونه‌های بیمارستانی 6/63دقیقه ( با حدود اطمینان 95 درصد 37/60 تا 67) و در سوش حساس 42/22 دقیقه ( با حدود اطمینان 95 درصد 28/20 تا 65/26) بود و نسبت مقاومت در نمونه‌های بیمارستانی به 83/2 ( با حدود اطمینان 95 درصد 72/2 تا 96/2) می‌رسید. نتیجه‌گیری: با توجه به وجود مقاومت به پرمترین، مطالعه‌ی ماهیت ژنتیکی مقاومت، مقاومت متقاطع در مقابل حشره‌کش‌های جدید و ارزیابی آن‌ها در کنترل سوسری ضروری می‌باشد.


دکتر محمد باقر قوامی، دکتر حسین لدنی،
دوره 13، شماره 53 - ( دى 1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: پشه ها حشرات خون خواری هستند که اهمیت پزشکی و بهداشتی فراوان دارند. برخی از مناطق استان زنجان از مهم‌ترین پرورشگاه‌های دائمی پشه‌ها در ایران هستند. با توجه به تغییر وضعیت استان از جنبه‌های مختلف در سی سال اخیر، قدمت طولانی مطالعات انجام یافته و‌ ضرورت تدوین برنامه‌های کنترل بیماری‌های منتقله از پشه‌ها، این مطالعه با هدف تعیین فون و وفور پشه‌ها در استان زنجان طی سال 1381 تا 1382 انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی پشه‌های بالغ به شیوه‌ی افشانه‌ی پیرتروییدی (PSS) و تله‌ی نوری و لاروهای آن‌ها به شیوه‌ی دستی از 5 مکان ثابت داخلی و خارجی در نزدیکی زیستگاه‌های لاروی شهرستان‌های زنجان، ماهنشان، طارم، خدابنده و ابهر در ده نوبت (از شهریور لغایت مهر 1381 و خرداد لغایت مرداد 1382) به فاصله‌ی 15 روز نمونه‌گیر‌ی شدند. نمونه‌های صید شده با میکروسکوپ بررسی و بر اساس کلیدهای استاندارد شناسایی شدند. یافته‌ها: در این مطالعه 16743 پشه‌ی بالغ به شیوه‌ی PSS جمع آوری شدند. کمپلکس آنوفل ماکولیپنیس بیش از74 درصد (12549 عدد ) و کولکس تیلری 56 /21درصد (3520 عدد) پشه ها را شامل بودند. کولکس پی‌پینز، کولیستا لانگئورئولاتا، آنوفل سوپرپیکتوس و کولیستا ساب اوکرا در مجموع 2/4 درصد (674عدد) نمونه‌ها را به خود اختصاص دادند. تعداد 3723 لارو از زیستگاه‌های ثابت صید شد که لاروهای کولکس تیلری 25/68 درصد (2541 عدد)، کمپلکس آنوفل ماکولیپنیس 16درصد (607 عدد)، آنوفل سوپرپیکتوس 313 عدد (4/8 درصد)، کولیستا لانگئورئولاتا 132 عدد (2/3 درصد)، کولکس لاتیسینکتوس 90 عدد (8/2 درصد) و کولکس هورتنسیس 29 عدد (8/0 درصد) بودند. آنوفل هیرکانوس و کولیستا ساب اوکرا نیز به صورت نادر در میان لاروها وجود داشتند. در روش صید با تله‌ی نوری 47273 نمونه پشه‌ی بالغ صید شد که 93/87 درصد‌آن‌ها کولکس تیلری و 12/11 درصد آنوفل ماکولیپنیس بودند. نتیجه‌گیری: انجام بررسی‌های اکولوژیکی و مولکولی سلولی بر جمعیت‌های مختلف آنوفل ماکولیپنیس ،آنوفل سوپرپیکتوس و کولکس تیلری توصیه می‌گردد. گونه‌های آنوفل هیرکانوس، کولکس لاتیسینکتوس ، کولکس هورتنسیس، کولیستا لانگئورئولاتا و کولیستا ساب اوکرا بایستی در تشخیص افتراقی گونه‌های استان مد نظر قرار گیرند.


دکتر قاسم ساکی، دکتر محمود هاشمی تبار، دکتر بابک قوامی زاده، دکتر زاهد صفی خانی، داریوش بیژن نژاد، دکتر علیقلی سبحانی،
دوره 14، شماره 57 - ( دى 1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: روش‌های مختلف انجمادی به‌کاررفته جهت نگهداری اسپرماتوزوا، میزان تحرک و زنده ماندن آن‌ها را کاهش می‌دهد که یکی از علل آن را، تماس مستقیم اسپرم با محلول انجمادی می‌دانند. به همین دلیل در این مطالعه نقش اپی‌دیدیم در جلوگیری از تماس مستقیم اسپرم با محلول انجمادی طی فرآیند انجماد – ذوب از طریق مقایسه‌ی متغیرهای تحرک و بقای اسپرم قبل و بعد از عمل انجماد- ذوب مورد مطالعه قرار گرفت. روش بررسی: در این مطالعه قسمت دمی اپی‌دیدیم سمت راست 30 سرموش سوری نژاد (NMRI ) به روش شیشه‌ای منجمد شدند اما اسپرم‌های اپی‌دیدیم سمت چپ استخراج و به مدت یک ساعت در دمای 37 درجه‌ی سانتی‌گراد و غلظت 5 درصد Co2 قرارداده شدند و تحرک و بقای آن‌ها به عنوان گروه شاهد بررسی‌گردید. باقی‌مانده‌ی اسپرم‌ها به لوله‌ی اپندورف 5/1 میلی‌لیتری محتوی محلول انجمادی (رافینوز 18 درصد و شیرخشک بدون چربی 3 درصد) منتقل گردیده و منجمد شدند. بعد از 48 ساعت هردو نوع نمونه‌ی منجمد شده، ذوب شدند و تحرک و بقای اسپرم‌ها ارزیابی شد. برای نمونه‌ی اپی‌دیدیم به این صورت عمل شد که نمونه‌ها پس از استخراج از تانک نیتروژن و شست وشو در محیط کشت اسپرم درون اپی‌دیدیم منجمد- ذوب شده استخراج و در ادامه، مشابه روش بالا عمل شد. جهت آنالیز داده‌ها از آزمون‌های (ANOVA) و(Tukey) استفاده شد. یافته‌ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که بین میزان بقای اسپرم‌های منجمد – ذوب شده در داخل اپی‌دیدیم (08/7 ± 97/9 ) و خارج از اپی‌دیدیم (86/ 7 ± 67/ 34 ) به طور معنی‌داری اختلاف وجود دارد (05/0 >P ). هم‌چنین حرکت رو به جلو‌ی اسپرم‌‌های منجمد شده‌ی درون اپی‌دیدیم (صفر) و حرکت رو به جلو‌ی اسپرم‌های خارج از اپی‌دیدیم (55/3±29/3) محاسبه شد که اختلاف بین دو گروه معنی‌دار نبود. تحرک در جای اسپرم‌ها در دوگروه داخل و خارج اپی‌دیدیم به ترتیب برابر94/4 ± 78/6 و 37/10 ± 21/29 بود. آنالیز آماری انجام شده نشان داد که بین این دو گروه اختلاف معنی‌داری وجود دارد ( 05/0 p<). نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که اپی‌دیدیم طی فرآیند انجماد – ذوب اثر محافظتی روی اسپرم نداشته است. با این وجود برای رسیدن به نتایج دقیق‌تر مطالعات و تحقیقات بیشتری باید انجام شود.


پری رحیمی، دکتر محمد باقر قوامی، دکتر علی هانیلو، دکتر عباسعلی نوریان، دکتر علیرضا بیگلری،
دوره 16، شماره 65 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: فاسیولیازیس یکی از بیماری‌های مشترک انسان و دام است که آسیب‌های بهداشتی و لطمات اقتصادی زیادی را در مناطق مختلف ایران به ‌وجود می‌آورد. فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا از عوامل شناخته شده فاسیولیازیس هستند که هر کدام چهره‌ی اپیدمیولوژیک خاصی دارند. شناخت گونه‌های فاسیولا در انتخاب صحیح روش‌های کنترل بیماری در یک منطقه نقش بسزایی دارد. با عنایت به اهمیت بهداشتی و اقتصادی این بیماری، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین گونه‌ی انگل در زنجان به شیوه‌ی‌ مولکولی انجام یافته است. روش بررسی: تعداد 535 کرم‌ بالغ فاسیولا پس از جمع‌آوری از کبدهای آلوده (گاو و گوسفندهای ذبح شده در کشتارگاه زنجان) در بافر PBS شستشو شدند. نیمه‌ی پیشین کرم‌ها به الکل 70 درصد منتقل و تا استخراج اسیدهای نوکلئیک در 20- درجه‌ی سانتی‌گراد نگهداری شدند. اسیدهای نوکلئیک نمونه‌ها به شیوه‌ی اصلاح شده‌ی فنل‌ کلروفرم استخراج و در آن‌ها قطعه‌ی بین دو ژن 5.8S وS 28 از rDNA با روش PCR تکثیر یافت. چند‌شکلی قطعه‌ی ITS2 به روش‌ PCR-RFLP و توالی بازهای آلی آن با تکنیک تعیین توالی D‏NA تعیین شد. یافته‌ها: نتایج PCR-RFLP و مقایسه‌ی توالی بازهای ناحیه ITS2 با توالی‌های ثبت شده در بانک ژنی نشان داد که همه‌ی نمونه‌های مورد مطالعه، فاسیولا‌هپاتیکا بودند. هم‌چنین تعیین توالی نشان داد که در ناحیه‌ی ITS2 تعداد 361 جفت باز آلی وجود دارد. توالی بازهای ناحیه ITS2 سیزده نمونه در بانک ژنی به شماره‌های 391412-EU391424 EU ثبت شد. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه شواهدی از وجود فاسیولا ژیگانتیکا در زنجان بدست نیامد و کلیه نمونه‌های مورد بررسی فاسیولا هپاتیکا تشخیص داده شدند. واژگان کلیدی: فاسیولا، ترماتود کبدی، ITS2 وrDNA وPCR-RFLP


مژگان السادات اقوامی، شهلا محمد‌زاده، ملوک جلال منش، دکتر رضا زارع،
دوره 19، شماره 74 - ( 1-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: آسم شایع‌ترین بیماری مزمن دوران کودکی است که موجب اختلال در کیفیت زندگی به‌عنوان یکی ازمعیارهای ارزیابی سلامت کودکان می‌شود. آموزش‌های برنامه‌ریزی شده از رموز موفقیت در کنترل سلامتی بیماران مزمن می‌باشد، به‌طوری‌که متعاقب اجرای آن‌ تا 70 درصد از هزینه‌ها و ضریب اشغال تخت‌های مراکز درمانی کاسته می‌شود. لذا این مطالعه با هدف بررسی مقایسه‌ای تاثیرآموزش به دو روش گروهی و لوح فشرده بر کیفیت زندگی کودکان مبتلا به آسم انجام شد. روش بررسی: در یک مطالعه‌ی نیمه‌تجربی تاثیر مقایسه‌‌ای آموزش به دو روش گروهی و لوح فشرده بر کیفیت زندگی ‌‌80 کودک مبتلا به آسم مراجعه کننده به کلینیک آسم زنجان مورد بررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای شامل اطلاعات دموگرافیک و کیفیت زندگی (PedAQLQ) در ابعاد جسمانی، روحی-روانی و اجتماعی بود. نمونه‌ها ابتدا به ‌روش غیر تصادفی انتخاب و سپس به روش تصادفی در دسترس به دو گروه تقسیم شدند. اطلاعات توسط پژوهشگر به روش مصاحبه قبل و یک‌ماه بعد از آموزش اخذ و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: میانگین نمرات و رتبه‌ی کیفیت زندگی واحدهای مورد مطالعه بر اساس رتبه‌بندی WHO بعد از آموزش در هر دو گروه آموزش لوح فشرده و گروهی ارتقا داشتند. به‌طوری‌که به لحاظ آماری تفاوت معناداری در دو روش آموزش مشاهده شد (05/0P<). نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان داد که نه تنها آموزش در ارتقای کیفیت زندگی موثر بوده، بلکه نوع آموزش در تغییر آن نقش بسزایی داشته است. به‌طوری‌که آموزش لوح فشرده بر کیفیت زندگی کودکان مبتلا به آسم موثرتر بود، در نتیجه جهت حفظ و ارتقای کیفیت زندگی این کودکان این روش آموزشی توصیه می‌گردد.


محمد محمدی، دکتر محمد باقر قوامی، مهندس جمشید محمدی،
دوره 21، شماره 87 - ( 4-1392 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: کنه‌ی اورنیتودوروس تولوزانی با گزش و خون خواری از انسان از اهمیت پزشکی و بهداشتی خاصی برخوردار است. به رغم اهمیت پزشکی و بهداشتی این کنه، تاکنون مطالعات دقیقی جهت تفکیک فرم‌های مختلف و استعداد‌های آن‌ها در انتقال بیماری انجام نیافته است. به‌همین دلیل برای تعیین تنوع فنوتیپی و آلودگی سویه‌های مختلف این کنه به بورلیا پرسیکا در استان زنجان، مطالعه‌ی حاضر انجام یافت. روش بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی، نمونه‌های اورنیتودوروس تولوزانی در مشاهدات استریومیکروسکوپ با دقت 1/0 میکرومتر، 20 شاخص مرفومتریک کمی اندازه‌گیری و به‌همراه الگوهای پارامترهای کیفی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نمونه‌های مورد بررسی همچنین با خون خواری از نوزاد 3 روزه‌ی موش سوری و تزریق سوسپانسیون له شده آن‌ها به صفاق نوزاد موش، تعیین آلودگی به بورلیا شدند. یافته‌ها: بررسی آزمایشگاهی نمونه‌ها نشان داد که آلودگی به بورلیا در نمونه‌های این کنه‌ها 4 تا 8 در هزار است. بررسی صفات مرفومتریک نمونه‌های این کنه از شهرستان‌های خدابنده و ماه‌نشان مشخص کرد که اندازه‌ی بدنی ماده‌ها، 93/3×81/6 میلی‌متر بود و جمعیت‌های دو سویه ماه‌نشان و خدابنده در اندازه عرض کاپیتولوم و منفذ جنسی تفاوت داشتند. نرهای اورنیتودوروس تولوزانی کوچک‌تر از ماده‌ها بودند و به اندازه 6/2×6/4 میلی‌متر می‌رسیدند. به جز طول و عرض کاپیتولوم که در نمونه‌های ماه‌نشان بیشتر از نمونه‌های خدابنده دیده شد، بقیه‌ی شاخص‌ها تفاوتی نداشتند. نمف‌های این دو سویه در اندازه‌ی بدنی، طول و عرض کاپیتولوم، طول بندهای 2 تا4 پالپ با هم دیگر تفاوت داشتند و در بقیه‌ی صفات مشابه هم بودند. نتیجه‌گیری: نظر به وجود تفاوت‌های مرفومتریک نمونه‌ها در مناطق مطالعاتی و آلودگی آن‌ها به بورلیا، کمبود و نبود اطلاعات جامع جهت تفسیر این اطلاعات و انجام مطالعات جامع برای بازنگری توصیف گونه، بیان جایگاه سیستماتیک سویه‌های مختلف و تعیین ماهیت مولکولی جهت شناسایی این کنه، تهیه‌ی پروتوکل تشخیص مولکولی برای اولویت بندی مناطق عملیاتی، پایش عملیات اجرایی جهت تعیین دقیق نرخ آلودگی کنه‌ها به بورلیا مناطق جغرافیایی مختلف ضروری به نظر می‌رسد.


سهیلا ربیع سیاهکلی، آذر آوازه، فریدون اسکندری، زینب قهرمانی، میثم نعمتی خواه، مهناز افشین جو، مژگان السادات اقوامی،
دوره 22، شماره 90 - ( ويژه نامه قرآن پژوهي 1393 )
چکیده

مقدمه: همیشه بستری شدن در بیمارستان برای اقوام و بستگان بیمار ایجاد تنش و اضطراب زیادی می‌کند. یکی از مواردی که به استناد آیه‌ی مبارکه، أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» (الرعد- 28) در آرامش افراد و پیشگیری از اختلالات روانی نقش بسیار مهمی داشته، ایمان به خدا است. توکل به خداوند باعث کاهش نگرانی‌های ناشی از بیماری‌های مهم، صبر برمصایب و پذیرش خواست الهی و تن دادن به عوارض و معلولیت‌های دراز مدت و پرهیز از عوامل بروز دهنده یا تشدید کننده اختلالات روانی و پیامدهای دیگر می‌شود. روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه‌ی توصیفی- همبستگی است که میزان اضطراب و افسردگی 100 نفر از خانواده بیماران بستری در بخش‌های مراقبت ویژه با ابزار HADS (Hospital Anxiety Depression Scale) و ابزار سنجش اعتقادات مذهبی که در مطالعات آقا محمدی و همکاران نیز به‌کار رفته است، سنجیده شد. بعد از نمونه‌گیری، داده‌ها با استفاده از با آزمون‌های آماری کای دو، آزمون همبستگی و آزمون رگرسیون لجستک به‌منظور بررسی متغیرهای موثر در اضطراب و افسردگی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که 2/53 درصد افراد مورد پژوهش دارای نشانه‌ی اضطراب و 4/56 درصد دارای نشانه‌های افسردگی بودند. افرادی که علایم اضطراب و افسردگی در آنان مشاهده نشد، دارای اعتقادات مذهبی در حد شدید بودند که آزمون کای دو ارتباط بین علایم اضطراب و افسردگی را با میزان اعتقادات مذهی معنی‌دار نشان داد (05/0P<). 2/33 درصد از خانواده‌های دارای علایم اضطراب و 2/31 درصد از خانواده‌های دارای علایم افسردگی از اعتقادات مذهبی در حد متوسط برخوردار بودند. آزمون آماری کای دو این ارتباط را معنی‌دار نشان داد (05/0P<). نتیجه‌گیری: اعتقادات مذهبی و یاری خواستن از خداوند اثر مثبتی بر کاهش افسردگی و اضطراب خانواده‌های بیماران دارد. تقویت باورها و اعتقادات می‌تواند بر کاهش بروز علایم و عوارض ناشی از افسردگی همچون اقدام به خودکشی، اعتیاد، بزه کاری‌ها، اختلالات شخصیت، سلامت جنسی موثر باشد.


زینب قهرمانی، دکتر نرگس حیدری، دکتر مینا شعبانی، مژگان السادات اقوامی، مهری حریری،
دوره 22، شماره 90 - ( ويژه نامه قرآن پژوهي 1393 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: معلولین با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند که علاوه بر سلامت جسمی می‌تواند سلامت روان آن‌ها را به خطر بیندازد. پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهند مذهب و سلامت روانی با یکدیگر رابطه دارند. روی آوردن محققین به مذهب و مطالعه‌ی روانشناختی آن در دهه‌های اخیر روزافزون بوده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه‌ی بین باور مذهبی و سلامت روانی بود. روش بررسی: تعداد 88 نفر از اعضای جامعه معلولین شعبه‌ی زنجان در آذر و دی‌ماه 1390 گروه نمونه‌ی پژوهش حاضر را تشکیل ‌دادند. آزمودنی‌ها با دو آزمون جهت‌گیری مذهبی آلپورت و پرسشنامه‌ی سلامت عمومی (GHQ) مورد بررسی قرار گرفتند. این آزمون‌ها پیشتر برای جامعه‌ی ایرانی ترجمه و استاندارد شده‌اند. نتایج آزمون‌ها پس از نمره‌گذاری با آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد بین نمره‌ی کل مذهبی با نمره‌ی زیر مقیاس سوم سلامت عمومی (چگونگی کنار آمدن با موقعیت‌های متداول زندگی) در سطح معناداری 01/0 (29/0r=- و 006/0P=) و نمره‌ی مذهب درونی با همین زیر مقیاس در سطح معناداری 05/0 (224/0r=- و 036/0P=) ارتباط معنی‌دار معکوسی یافت شد. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد افراد معلول به نقش ایمان در احساس سلامتی خود واقف نیستند و بنابراین اقداماتی در این زمینه می‌تواند سلامت آن‌ها را ارتقا دهد.


حبیبه میرزاده، دکتر محمدباقر قوامی، دکتر حبیب ضیغمی، بهروز تقی‌لو، فهیمه پور راستگو،
دوره 23، شماره 100 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: کک انسان (Pulex irritans) یکی از مهم‌ترین انگل‌های خارجی انسان است که با گزش وخونخواری از انسان و حیوانات باعث بروز حساسیت جلدی و انتقال عوامل بیماری‌زای مختلف می‌شود. تدوین برنامه‌های کنترل این ناقل مستلزم درک نرخ آلودگی به عوامل بیماریزا در جمعیت‌های مختلف آن می‌باشد. بدین منظور آلودگی بارتونلایی و ریکتزیایی پولکس ایریتانس در مناطق مختلف استان زنجان مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: طی شهریور 1391 لغایت آبان 1393 نمونه‌های کک با استفاده از طعمه انسانی و آسپیراتور برقی از اماکن حیوانی شهرستان‌های خدابنده و ماهنشان جمع‌آوری شدند. پس از استخراج DNA پولکس ایریتانس، بخشی از ژن gltA (جهت شناسایی ریکتزیاها) و ناحیه ITS (برای شناساسایی بارتونلاها)، در حضور پرایمرهای اختصاصی به روش PCR تکثیر و تعدادی از محصولات پس از خالص‌سازی، تعیین توالی شدند. یافته‌ها: در این مطالعه 1136 نمونه کک صید شد، که 1079 مورد (98/94 درصد) کک انسان، 36 مورد (16/3 درصد) کک سگ (Ctenocephalides canis) و 21 مورد (84/1 درصد) (Ctenocephalides felis) بود. از 182 مورد کک انسان بررسی شده، 6/4 درصد نمونه‌ها آلودگی ریکتزیایی داشتند و باکتری باتونلا در آن‌ها دیده نشد. نتیجه‌گیری: بالا بودن وفور نسبی پولکس ایریتانس و وجود آلودگی ریکتزیایی این کک در مناطق موردبررسی، ضرورت تدوین و بازنگری برنامه‌های کنترل این ناقل را در منطقه می‌طلبد. هرچند که آلودگی بارتونلایی در نمونه‌های مورد مطالعه دیده نشد، ولی بررسی‌های جامع‌تر می‌تواند این نکته را به طور دقیق مشخص کند.


فهیمه پورراستگوی حقی، دکتر محمدباقر قوامی، جمشید محمدی، بهروز تقی لو، حبیبه میرزاده،
دوره 24، شماره 102 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: کک انسان مهم‌ترین انگل خارجی است که با خونخواری از انسان بیماری‌های خطرناکی را منتقل می‌کند. به کارگیری حشره‌کش‌ها، مهم‌ترین شیوه‌ی کنترل این ناقل محسوب می‌شود. تعیین سطح حساسیت جمعیت‌های این گونه نسبت به سموم رایج در تدوین برنامه‌های کنترلی ضروری به نظر می‌رسد.

روش بررسی: از شهریور 1392 تا آبان 1393 نمونه‌های زنده‌ی کک از اماکن داخلی شهرستان‌های خدابنده و ماهنشان استان زنجان جمع‌آوری شدند. نمونه‌های کک انسان از بین آن‌ها تفکیک و با دوزهای مختلف پرمترین و لامبداسیهالوترین تماس یافته و بعد از 24 ساعت میزان تلفات آن‌ها مشخص گردید. مقادیر تلفات نمونه‌ها، در تماس با دوزهای مختلف سموم آنالیز پروبیت شد.

یافته‌ها: در این بررسی از 1074 نمونه کک، (1/88) درصد کک انسان (Pulex irritans(2/7درصد) کک سگ (Ctenocephalides canis) و مابقی (7/4 درصد) کک گربه (Ctenocephalides felis) بود. نتایج زیست سنجی مشخص کرد که پاسخ جمعیت‌های کک انسان نسبت به سموم پرمترین و لامبداسیهالوترین در مناطق روستایی استان زنجان یکسان بود. مقادیر LD50 در شهرستان‌های خدابنده و ماهنشان برای پرمترین به‌ترتیب 40/288 تا 15/295 میکروگرم بر سانتی‌متر مربع و برای لامبداسیهالوترین 54/0 تا 87/21 میکروگرم بر سانتی‌متر مربع دیده شد. که بیش ار 5 برابر دوز تمایزی این سموم است.

نتیجه گیری: بالا بودن مقادیر LD50  سموم پایرتروئیدی مورد بررسی، بیانگر وجود مقامت به این سموم در جمعیت‌های کک انسان در مناطق مطالعاتی است. لذا تغییر سیاست‌های مبارزه، و به کارگیری سموم با مکانیسم تاثیر متفاوت برای کنترل این انگل خارجی در منطقه ضروری می‌باشد. بدیهی است انتخاب حشره‌کش‌های موثر بعد از زیست سنجی آن‌ها در تحقیقات بعدی میسر است.


دکتر محمدباقر قوامی، صفورا احمدی،
دوره 25، شماره 112 - ( 5-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: شپش سر یکی از مهم‌ترین اکتوپارازیت‌های انسان می‌باشد و به کار‌گیری شامپوی پرمترین رایج‌ترین شیوه‌ی کنترل آن است. ولی کاربرد مدوام این ترکیب باعث احتمال توسعه مقاومت به این ترکیب می‌شود. هدف این مطالعه ارزیابی تاثیر اسانس‌های اکالیپتوس و دارچین و معرفی ترکیبت موثر و جایگزین بر پرمترین در درمان پدیکولوز بود.

روش بررسی: اسانس اکالیپتوس  (Eucalyptus globules)و دارچین (Cinnamomum zeylanicum) به روش تبخیر استخراج و اجزای تشکیل دهنده‌ی آنها به روش گاز کروماتوگرافی مشخص شد. تعداد 95 نفر آلوده به شپش سر از ساکنین شهرستان زنجان به‌صورت کارآزمایی بالینی یک سو کور در سه گروه 34، 31 و 30 نفری به ترتیب تحت درمان با شامپوی اکالیپتوس 4 درصد، دارچین 2 درصد و پرمترین 1 درصد قرار گرفتند و در آنها قبل و بعد از مداخله، میزان آلودگی به شپش و میزان تفریخ شدن تخم‌ها مشخص شد.

یافته‌ها: در بررسی گازکروماتوگرافی، 1و 8 سینئول، آلفا پاینن و سینامآلدهید و 2- پروپنال 3- فنیل به ترتیب مهم ترین اجزای تشکیل دهنده‌ی اسانس‌های اکالیپتوس و دارچین بودند. قبل از مداخله، میزان باز شدن تخم‌های شپش در سه گروه مطالعاتی یکسان بود. در گروه‌های تحت درمان با شامپو اکالیپتوس 4 درصد، دارچین 2 درصد و پرمترین 1 درصد اثربخشی به ترتیب 81 درصد، 3/53 درصد و 3/64 درصد دیده شد.

شامپوی اکالیپتوس بهتر از دو شامپوی دیگر اثر درمانی داشت (06/0P<). اثر درمانی شامپوی دارچین و پرمترین یکسان بود (139/0P=). مقایسه‌ی میزان تلفات تخم‌ها در قبل و بعد از درمان با اکالیپتوس (00001/0P=) و پرمترین متفاوت بود (009/0P=) ولی در درمان با دارچین تفاوتی دیده نشد (08/0P=). این تلفات در دو گروه درمانی اکالیپتوس و دارچین با همدیگر متفاوت (06/0P=) ولی بین اکالیپتوس-پرمترین و دارچین پرمترین یکسان بود (28/0P>).

نتیجه گیری: اسانس اکالیپتوس، به‌عنوان ترکیب جایگزین پرمترین، ویا تلفیق با شپش کش‌های رایج برای درمان افراد آلوده پیشنهاد می‌شود.


دکتر محمد باقر قوامی ، سکینه خوئینی ، دکتر سقراط فقیه زاده ،
دوره 26، شماره 117 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: آنوفل ماکولی‌پنیس یکی از گونه‌های مهم پشه‌ها است که با گزش و انتقال بیماری‌ها مسایل زیادی را در دنیا به وجود آورده است. کاربرد حشره کش‌ها و دور کننده‌های مصنوعی (DEET) رایج ترین شیوه کنترل آن است، ولی کاربرد مداوم این ترکیبات باعث آلودگی محیط و توسعه مقاومت به این ترکیبات می شود. هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر اسانس کاکوتی بر دور سازی این آنوفل و معرفی ترکیب دور کننده ی موثر و جایگزین برDEET بود.
روش بررسی: بخش‌های هوایی گیاه کاکوتی (Ziziphora tenuior) از شهرستان زنجان جمع آوری و در سایه خشک شد. اسانس پودر کاکوتی با روش هیدرودیستیلاسیون استخراج و اجزای آن با روش گاز-کروماتوگرافی تعیین و رقتهای سریالی از اسانس کاکوتی و DEET تهیه شد. نمونه‌های پشه بالغ آنوفل ماکولیپنیس (Anopheles maculipennis) از داخل اماکن شهرستان زنجان صید و در شرایط آزمایشگاهی نگهداری شد. بازوی داوطلبان با مقادیر مختلف اسانس و DEET آغشته شد و آنوفل‌های ماده خون نخورده در تماس با آنها قرار گرفت. زیست سنجی آزمایشگاهی به صورت یک سوکور با 9 داوطلب انجام شد و در آن میزان و طول دوره‌ی دور کنندگی محاسبه گردید.
یافته‌ها: تیمول، ژرانیول و کارواکرول اجزای اصلی اسانس کاکوتی بودند و و به ترتیب 36، 11 و 5 درصد از اسانس را تشکیل می‌دادند. دوز دورکنندگی 50 و 90 درصد این اسانس بر آنوفل ماکولی‌پنیس به ترتیب 7/1 و 67/3 میلی‌گرم بر سانتی مترمربع برآورد شد. غلظت 30 درصد اسانس تا 240 دقیقه مانع از گزش‌های آنوفل شد. میزان دور کنندگی اسانس در دوزهای بالای 2 میلی‌گرم بر سانتی متر مربع مشابه DEET ، ولی در دوزهای کمتر
از 1 میلی‌گرم بر سانتی‌متر مربع با
DEET متفاوت بود.
نتیجه گیری: غلظت 30 درصد اسانس کاکوتی همانند DEET بر آنوفل ماکولی‌پنیس دورکننده بوده و به مدت240 دقیقه مانع از گزش این آنوفل می‌شود. جهت افزایش کارایی این اسانس می‌توان سینرژیست‌هایی چون وانیل 5 درصد به آن افزود. همچنین مطالعات الکتروفیزیولوژیک، می‌تواند نشان‌دهندهی نحوه‌ی تاثیر تیمول و کارواکرول در سطح مولکولی باشد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb