جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای محمدی بایتمر

عباس همت، دکتر محسن داداشی، دکتر سعید ممتازی، دکتر سعیده زنوزیان، جهانگیر محمدی بایتمر،
دوره 26، شماره 116 - ( 5-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه در موج سوم روان‌درمانی‌ عقیده بر این است که افراد با انعطاف‌پذیری شناختی، آگاهی و پذیرش افکار می‌توانند احساسات و رفتارهای خود را اصلاح کنند. هدف پژوهش حاضر تعین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش ولع مصرف و افزایش کیفیت زندگی معتادان تحت متادون درمانی بود.
روش بررسی: در این مطالعه‌ی شبه تجربی، جامعه‌ی آماری را کلیه‌ی مردان معتاد تحت درمان متادون شهر زنجان در سال 94-1395 تشکیل می‌دادند. نمونه‌ای به حجم 30 نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی ساده و مساوی در دو گروه مداخله و کنترل قرار داده شدند. گروه مداخله در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای گروه‌درمانی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد شرکت کردند. پرسش‌نامه‌های ولع مصرف فرانکن و همکاران (2002) و کیفیت زندگی (SF-36) در قالب پیش‌آزمون، پس‌آزمون و یک دوره پیگیری سه‌ماهه در دو گروه اجرا شد.
یافته‌ها: گروه‌درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد به‌طور مؤثری توانسته ولع مصرف را کاهش و سلامت روانی را افزایش دهد (05/0P<). ولی اثربخشی این مداخله در افزایش سلامت جسمی از لحاظ آماری معنادار نبود (05/0P>). اندازه اثر گروه‌درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد نسبت به گروه کنترل در مرحله پس‌آزمون در مورد ولع مصرف و سلامت روانی کیفیت زندگی زیاد بود و این تأثیرات در یک دوره پیگیری سه‌ماهه با ثبات باقی ماندند.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به‌طور مؤثری در کاهش ولع مصرف و افزایش سلامت روان مؤثر است.
 
عباس همت، جهانگیر محمدی بایتمر، دکتر رضا پیرزه، دکتر محسن داداشی،
دوره 26، شماره 117 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: موج سوم درمان شناختی رفتاری ازجمله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، شامل رویکردها و روش‌های جدیدی است که پتانسیل بالایی برای رسیدگی به موارد پیچیده سوءمصرف مواد دارد. به نظر می‌رسد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تاکید بر ذهن آگاهی و توجه بر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی، در بازتوانی معتادان تحت متادون درمانی موثر باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش وسواس فکری و عملی مصرف مواد، اضطراب و افسردگی معتادان تحت متادون درمانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه‌ی شبه تجربی، جامعه‌ی آماری شامل کلیه‌ی مردان معتاد تحت درمان با متادون شهر زنجان در سال‌های 94تا 95 بود. نمونه‌ای به حجم 30 نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی ساده و مساوی در دو گروه مداخله و کنترل قرار داده شدند و گروه مداخله در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای گروه‌درمانی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد شرکت کردند. پرسش‌نامه‌های مقیاس وسواس فکری-عملی مصرف مواد مدل و همکاران، اضطراب و افسردگی در قالب پیش‌آزمون، پس‌آزمون و یک دوره پیگیری سه‌ماهه در دو گروه اجرا شد.
یافته‌ها: گروه‌درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد به‌طور موثری توانست وسواس فکری و عملی مصرف مواد، اضطراب و افسردگی را کاهش دهد (05/0P<). اندازه‌ی اثر گروه‌ درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد نسبت به گروه کنترل در مرحله پس‌آزمون در مورد وسواس فکری و عملی مصرف مواد (04/1)، اضطراب (64/1) و افسردگی (6/1) بزرگ بود؛ و این تاثیرات در یک دوره پیگیری سه‌ماهه با ثبات باقی ماندند.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به‌طور موثری در کاهش وسواس فکری-عملی مصرف مواد، اضطراب و افسردگی موثر است؛ بنابراین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را می‌توان به‌عنوان یک مداخله موثر برای اختلالات روان‌شناختی مرتبط با سوءمصرف مواد در بیماران تحت متادون درمانی به کار برد.
واژگان کلیدی: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، وسواس فکری و عملی، اضطراب، افسردگی، معتاد، متادون درمانی

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | J Adv Med Biomed Res

Designed & Developed by : Yektaweb