جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای مشکی

دکتر مهدی مشکی، طاهره بلوچی بیدختی، خدیجه چروی،
دوره 22، شماره 92 - ( 3-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: افسردگی پس از زایمان، علاوه بر سلامت مادر، بر رشد و تکامل روانی نوزاد تاثیر منفی و نامطلوب دارد. در نظریه جایگاه مهار سلامت، اعتقاد فرد به این امر است که سلامت وی تا چه حد تحت کنترل عوامل درونی یا بیرونی می‌باشد. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین رابطه بین افسردگی پس از زایمان با باورهای کنترل سلامت در دوران بارداری و برخی عوامل جمعیت شناختی انجام شد. روش بررسی: این مطالعه‌ی مقطعی شامل 230 نفر زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی و ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه‌های دموگرافیک، جایگاه چند وجهی مهار سلامت، افسردگی ادینبورگ بود. داده‌ها بعد از جمع‌آوری توسط آزمون‌های ANOVA, Multiple Regression, Pearson Correlation مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: دراین مطالعه، شیوع افسردگی 5/21 درصد نشان داده شد. سن نمونه‌ها و افسردگی پس از زایمان دارای ارتباط معناداری بودند. با افزایش تعداد فرزندان احتمال ابتلا به افسردگی پس از زایمان نیز افزایش می‌یافت. احتمال ابتلا به افسردگی پس از زایمان در زنان دارای سابقه‌ی سقط بیشتر از زنانی بود که فاقد این تجربه بودند. جنسیت نوزاد با افسردگی پس از زایمان ارتباط معناداری داشت به این ترتیب که وقوع افسردگی پس از زایمان در مادران با نوزاد پسر بیشتر از مادران با نوزاد دختر بود. باور درونی، باور افراد موثر و باور شانس پیش بینی کننده‌هایی بودند که بر افسردگی پس از زایمان به ترتیب تاثیر معنادار منفی، مثبت و مثبت داشتند. نتیجه گیری: با شناخت باورهای کنترل سلامت به ویژه باور شانس می‌توان زنان باردار در معرض خطر افسردگی پس از زایمان را شناسایی و با برگزاری برنامه های آموزشی مناسب در جهت افزایش باورهای درونی و کاهش باورهای بیرونی از این مشکل عمده بهداشتی پیشگیری کرد.


نرگس سرشار، دکتر حسین مختاریان دلویی، دکتر مهدی مشکی، دکتر عصمت آسایی، دکتر مهدی یعقوبی اول ریابی،
دوره 23، شماره 98 - ( 3-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: نظر به کنترل دیس لیپیدمی در پیشگیری از بیماریهای قلبی- عروقی و تاکید بر روش‌های درمان غیردارویی، مطالعه حاضر بهمنظور بررسی تاثیر جوانه گندم بر پروفایل لیپید دانشجویان هیپرلیپید و نرمولیپید صورت پذیرفت. روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی، تعداد 108 دانشجوی داوطلب (74 نرمولیپید به 34 نفر هیپرلیپید) بهصورت تصادفی ساده انتخاب و بهمدت 4 هفته علاوه بر رژیم غذایی معمولی روزانه 30 گرم جوانه گندم را مصرف نمودند. تعیین افراد هیپرلیپیدمیک و نرمولیپیدمیک بر اساس دستورالعمل NCEPATP3 بوده و سنجشهای انتروپومتریک و متابولیک و دریافت انرژی و مواد معدنی قبل و بعد از مداخله با آزمون Tزوج شده به کمک نرم افزار SPSS ویرایش 19 آنالیزگردیدند. یافتهها: میانگین سنی افراد 15/2±32/21 سال و مصرف جوانه گندم باعث کاهش معنیدار کلسترول تام، تری گلیسرید وVLDL (001/0P=). بهترتیب بهمیزان 5/10 و 19 و20 درصد و افزایش معنیدار HDL-C/ TC (004/0P=) در هر دو گروه و کاهش معنیدار میانگین فشار خون سیستولیک (046/0P=) در افراد هیپرلیپیدمیک گردید. در ضمن کلسترول تام در افراد نرمولیپید کاهش معنیداری را نشان داد (003/0P=). سایر پارامترها در هر دو گروه تغییرات معنیدار نشان ندادند. نتیجه گیری: با توجه به کاهش معنیدار تریگلیسرید در افراد هیپرلیپیدیمیک و کلسترول تام در هر دو گروه استفاده از این ماده غذایی به عنوان یک روش درمانی غیر دارویی جهت پیشگیری از بروز دیس لیپیدمی و اختلالات قلبی عروقی توصیه میگردد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | J Adv Med Biomed Res

Designed & Developed by : Yektaweb