جستجو در مقالات منتشر شده


16 نتیجه برای نظری

ابوالفضل نظریان ، دكتر تقی گل محمدی ،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1371 )
چکیده


ابوالفضل نظریان ،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1372 )
چکیده


حسین نظری ، بهروز کمانی ،
دوره 1، شماره 3 - ( دو فصلنامه 3-4 1372 )
چکیده


دكتر ابوالفضل نظریان ، مصری پور ،
دوره 8، شماره 30 - ( دو فصلنامه 30-31 1379 )
چکیده


زهرا سادات منظری، دکتر ربابه معماریان، دکتر زهره ونکی،
دوره 14، شماره 54 - ( فروردين 1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: درد بیمار دچار سوختگی تنها ناشی از آسیب سوختگی به مفاصل و بافت ها نیست بلکه شدت درد سوختگی متاثر از عوامل مختلفی است که برای کنترل درد نمی‌توان از کنار آن‌ها بی‌تفاوت گذشت. نتایج برخی مطالعات نشان‌گر آن است که کاربرد انواع روش‌های حمایتی می‌تواند از طریق کاهش ترس و اضطراب بیماران, بر شدت درد ناشی از سوختگی مؤثر باشد. از این رو مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین تاثیر برنامه‌ی ارتباط درمانی بر شدت درد بیماران سوختگی در سال 1383 در مشهد انجام گرفت. روش بررسی: در این پژوهش نیمه تجربی تعداد 60 زن دچار سوختگی در دو گروه آزمون و شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران گروه‌های آزمون و شاهد از نظر عوامل سن، عامل سوختگی، سطح سوختگی و... یکسان بودند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه‌ی اطلاعات دموگرافیک و ابزار دیداری- خطی شدت درد بود. برای هر دو گروه یک بار در ابتدای مطالعه (48 تا 72 ساعت پس از سوختگی) و سپس هر هفت روز یک بار به مدت یک ماه (به طور متوسط 5 نوبت) بلافاصله پس از انجام پانسمان میزان درد سنجیده و در هر بار اندازه‌گیری نوع, مقدار و زمان تجویز داروی آرامبخش و ضد درد ثبت شد. برای گروه آزمون طی 4 مرحله, 7 تا 12 جلسه‌ی(20 تا 45 دقیقه) ارتباط درمانی برگزار گردید. میزان درد بیماران در هر دو گروه در سه مرحله‌ی قبل (هفته اول)، حین (طی سه هفته) و بعد از مداخله (هفته‌ی چهارم) مورد سنجش و مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل یافته‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری من ویتنی و کای دو انجام شد. یافته‌ها: بر اساس نتایج این مطالعه اختلاف معنی‌داری بین میزان درد بیماران دو گروه پس از مداخله مشاهده شد (005/0 P=) به طوری که قبل از مطالعه 7/36 درصد از بیماران دارای درد شدید غیر قابل تحمل بودند و پس از مداخله هیچ یک از بیماران دارای این نوع درد نبودند. هم‌چنین تعداد بیماران دارای درد بسیار شدید (7/36 درصد) پس از مداخله به 7/16 درصد کاهش یافت. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این تحقیق که نشان‌گر تاثیر به کارگیری برنامه‌ی ارتباط درمانی بر میزان و شدت درد بیماران سوختگی بود, پیشنهاد می‌گردد از این برنامه در مراقبت از بیماران سوختگی استفاده گردد. انجام تحقیقات بیشتر توصیه می گردد.


دکتر سید لطیف موسوی، شهرام نظریان، جعفر امانی، دکتر رحیم سروری زنجانی،
دوره 15، شماره 58 - ( بهار 1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سم‌های عصبی کلستریدیوم آزادسازی نوروترانسمیترها را به‌وسیله‌ی پروتئولیز اختصاصی و انتخابی SNAP-25 ، سیناپتوبروین VAMP و سینتاکسین، مهار می‌کنند. پروتئین SNAP-25 یکی از پروتئین‌های تشکیل‌دهنده‌ی مجموعه‌ی لنگراندازی (Docking complex) در پایانه‌های عصبی است. این پروتئین سوبسترای سم عصبی بوتولینوم، سروتیپ های A ،C و E می‌باشد. هر کدام از این سروتیپ‌ها به طور اختصاصی و در جایگاه ویژه SNAP-25 را در یک پیوند آمیدی برش داده و از تشکیل مجموعه‌ی لنگراندازی و در نهایت اگزوسیتوز نورترانسمیترها و انتقال پیام عصبی جلوگیری می‌کنند. در آزمایشگاه می‌توان با تولید SNAP-25 به روش نوترکیب از آن به عنوان سوبسترای سم، در تشخیص تیپ‌های E وA سم بوتولیسم بهره برد. روش بررسی: در این مطالعه بر آن شدیم که این پروتئین را به صورت نوترکیب تولید کنیم. برای این منظور cDNA ژن مورد نظر با استفاده از روش از RNA تام استخراج شده از سلول‌های مغز موش صحرایی تهیه و توسط RT-PCR تکثیر شد. محصول PCR روی ناقل pET32a همسانه‌سازی شد و پروتئین نوترکیب بیان شده به کمک روش وسترن بلاتینگ و با استفاده از آنتی‌بادی اختصاصی مورد تأیید قرار گرفت و در نهایت با استفاده از یک ستون کروماتوگرافی میل ترکیبی (Ni-NTA) تخلیص و با کمک آنزیم اینتروکیناز فیوژن از پروتئین مورد نظر جدا شد. یافته‌ها: در این تحقیق شرایط بهینه برای بیان پروتئین نوترکیب SNAP-25 ، استفاده از غلظت یک میلی‌مولار IPTG ، مدت زمان انکوباسیون 5 ساعت در دمای 37 درجه‌ی سانتی‌گراد تعیین شد. در تخلیص پروتئین نوترکیب با استفاده از ستون Ni-NTA ، غلظت 250 میلی‌مولار ایمیدازول باعث جداسازی و تخلیص پروتئین نوترکیب شد. هم‌چنین استفاده از آنزیم اینتروکیناز برای برش فیوژن در دمای 37 درجه‌ی سانتی‌گراد نسبت به دمای محیط نتایج بهتری را به همراه داشت. نتیجه‌گیری: پروتئین نوترکیب تخلیص شده ساختار خود را در حین تخلیص از دست نداده و جهت برش و انجام آزمایشات بعدی مناسب و قابل استفاده می‌باشد. از آن‌جا که سایر روش‌های تشخیصی سم بوتولیسم از جمله روش استاندارد تزریق به موش بسیار وقت‌گیر می‌باشند لذا استفاده از این محصول نوترکیب به عنوان سوبسترا جهت تشخیص سم در آزمایشگاه می‌تواند تا اندازه‌ای مشکلات موجود در روش‌های قبلی را مرتفع سازد.


دکتر سید لطیف موسوی، جعفر امانی، شهرام نظریان، دکتر رحیم سروری زنجانی،
دوره 15، شماره 59 - ( تابستان 1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سم بوتولینوم تیپA به لحاظ ساختاری از یک زنجیره‌ی سبک به وزن50 کیلودالتون و یک زنجیره‌ی سنگین به وزن 100 کیلو‌دالتون تشکیل شده است که توسط یک باند دی‌سولفید به‌ هم متصل شده‌اند. این پروتئین شامل سه بخش (Domain) است که بخش زنجیره‌ی سبک آن دارای فعالیت آنزیمی می‌باشد. در این پژوهش، هدف ما از تولید نوترکیب بخش عملکردی به‌ دست آوردن یک پروتئین مناسب جهت بررسی ایمنی‌زایی آن است. روش بررسی: باکتری در شرایط بی‌هوازی رشد داده شد سپس DNA کروموزومی به روش قلیایی استخراج گردید. پس از بررسی ترادف ژن مربوطه و طراحی پرایمر قطعه‌ی مورد‌نظر از طریق واکنش‌های زنجیره‌ای پلیمرازی(PCR) فراوان‌سازی شد. محصول PCR بر روی سه ناقل بیانی pRSETA ، pET28a و pET32aهمسانه‌سازی گردید. پروتئین حاصل از بیان توسطSDS-PAGE بررسی و صحت محصول با روش وسترن‌بلاتینگ و واکنش الیزا مورد‌تأیید نهایی قرار‌گرفت و سپس ‌به ‌وسیله‌ی کروماتوگرافی میل ترکیبی خالص‌سازی شد، ایمنی‌زایی بر روی موش سوری در سه مرحله صورت گرفت و نتایج آن مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: در این تحقیق بالاترین بیان در شرایط غلظت 5/0 میلی‌مولار IPTG ، جذب نوری 6/0 و زمان القای 15 ساعت در دمای 30 درجه‌ی سانتی‌گراد به ‌دست آمد. پروتئین بیان شده توسط ستون کروماتوگرافی میل ترکیبی خالص‌سازی گردید. آنتی‌بادی حاصل از تزریق پروتئین نوترکیب توانست مانع از مرگ موش‌ها در دوز LD50 100 شود. نتیجه‌گیری: هر‌چند بیان ژن‌هایی با درصد بالایی از AT در سیستم Ecoli ضعیف می‌باشد ولی ما در این تحقیق توانستیم بیان مناسبی به‌ دست آوریم. تخلیص پروتئین نوترکیب در مراحل اولیه به دلیل اتصال ضعیف هیستیدین انتهایی به ستون دشوار بوده که با تغییر در روش‌ها این پروتئین تا 90 درصد خالص‌سازی شد. در بحث ایمنی‌زایی پروتئین نوترکیب مورد‌نظر نیز مشخص شد که آنتی‌بادی‌های تولید شده در مقایسه با آنتی‌بادی تولید شده علیه بخش اتصال‌دهنده از ایمنی‌زایی پایینی برخوردار است.


دکتر هاله رحمانپور، دکتر سید نجات حسینی، دکتر سید نورالدین موسوی نسب، دکتر مرتضی نظریان، دکتر مریم خدایار،
دوره 15، شماره 60 - ( پاييز 1386 )
چکیده

چکیده زمینه ‌و هدف: هایپرامزیس‌گراویداروم فرم بسیار شدید تهوع و استفراغ دوران حاملگی است که در 5/0 تا 2 درصد حاملگی‌ها رخ می‌دهد. اتیولوژی آن ناشناخته است و اکثرا عوامل هورمونی و سایکولوژیک را در ایجاد آن دخیل می‌دانند. در مطالعات اخیر عفونت معده با هلیکوباکتر پیلوری (H. pylori) به عنوان عامل احتمالی آن مطرح شده است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط عفونت هلیکوباکتر پیلوری با هیپرامزیس‌گراویداروم است. روش‌بررسی: در این تحقیق از اردیبهشت تا مرداد 1386، 40 زن حامله که با تشخیص هایپرامزیس‌گراویداروم بستری شده بودند به عنوان گروه مورد و 40 زن حامله بدون علامت به عنوان گروه شاهد، وارد مطالعه شدند. تیتر آنتی‌بادی اختصاصی هلیکوباکتر پیلوری (IgG) سرم افراد دو گروه به روش الیزا اندازه‌گیری شده و در نهایت اطلاعات به ‌وسیله‌ی نرم‌افزار آماری SPSS با استفاده از آزمون‌های آماری Chi-Squareو T-Test ارزیابی شد. یافته‌ها: از مجموع 40 زن حامله مبتلا به هایپرامزیس‌گراویداروم تعداد 25 نفر (5/62 درصد) و از بین 40 زن حامله بدون علامت تعداد 19 نفر (5/47درصد) سرولوژی مثبت هلیکوباکتر پیلوری داشتند و از نظر مقایسه‌ی آماری اختلاف معنی‌داری بین عفونت هلیکوباکتر پیلوری و هایپرا‌مزیس‌گراویداروم وجود نداشت (178/0=P). در گروه مورد ارتباط معنی‌دار آماری بین سرولوژی مثبت هلیکوباکتر پیلوری با تعداد دفعات حاملگی، شاخص توده‌ی‌ بدنی و روزهای بستری یافت نشد. نتیجه‌گیری: با توجه به عوامل متعدد دخیل در بروز هایپرامزیس‌گراویداروم و همچنین با توجه به بالا بودن شیوع عفونت هلیکوباکتر پیلوری در کشور ما، نیاز به مطالعاتی با تعداد نمونه بیشتر و استفاده از روش‌های تشخیص عفونت فعال هلیکوباکتر پیلوری در آینده وجود دارد.


دکتر مرتضی نظریان، دکتر جمشید وفایی منش، دکتر فلور فکور،
دوره 16، شماره 65 - ( 10-1387 )
چکیده

چکیده بزوار به اجسام خارجی گفته می‌شود که به تدریج در دستگاه گوارش و به خصوص در معده تجمع می‌یابند و در کمتر از نیم درصد آندوسکوپی‌های دستگاه گوارش فوقانی دیده می‌شود. بزوارها بر اساس ماده‌ی تشکیل‌دهنده طبقه‌بندی می‌شوند. سه شکل عمده آن‌ها شامل فیتوبزوار, تریکوبزوار و فارماکوبزوار می‌باشد. به ندرت تریکوبزوارها به صورت انسداد خروجی معده، انسداد روده کوچک, خونریزی گوارشی, سوراخ شدگی دیواره‌ی دستگاه گوارش، انسداد صفراوی و آنمی هیپوکروم, کمبود ویتامین 12B، توده‌ی شکمی و یا پانکراتیک نکروزان تظاهر می‌کند. در این مورد تریکوبزوار به صورت توده‌ی شکمی و آنمی هیپوکروم تظاهر کرده بود. واژگان کلیدی: تریکوبزوار، توده‌ی شکمی


دکتر سمیه ستوده، دکتر سید نجات حسینی، دکتر سید نورالدین موسوی نسب، دکتر محمد حسین مقیمی، دکتر داریوش ناظمی سلمان، دکتر علی شقاقی، دکتر مرتضی نظریان،
دوره 17، شماره 67 - ( 6-1388 )
چکیده

چکیده زمینه‌و هدف: تمایل کم در به‌کارگیری تغذیه‌ی خوراکی زودرس در جراحی دستگاه گوارش فوقانی و پیشنهاد برخی از مطالعات، جهت انجام مطالعه‌ی کارآزمایی‌بالینی در این زمینه، ما را بر آن داشت تا با انجام این مطالعه نتایج و پیامدهای تغذیه‌ی خوراکی زودرس و تغذیه‌ی خوراکی به روش متداول در بیماران با جراحی‌های دستگاه گوارش فوقانی را مورد مقایسه قرار دهیم. روش بررسی: در این مطالعه 52 بیمار که تحت آناستوموز معدی روده‌ای یا آناستوموز صفراوی روده‌ای در دستگاه گوارش فوقانی قرار گرفته‌ بودند به طور تصادفی به یکی از دو گروه، با تغذیه‌ی خوراکی زودرس و روش متداول تقسیم شدند. برای تمام بیماران زمان خروج لوله‌ی بینی‌معدی، میزان تحمل به شروع تغذیه‌ی خوراکی، ایلئوس، تهوع، استفراغ، زمان اولین دفع گاز، مدت زمان بستری پس از جراحی، رضایت‌مندی بیماران و عوارض ثبت شد. یافته‌ها: متوسط زمان شروع تغذیه‌ی خوراکی به ترتیب 19/0± 04/2 و 32/1 ± 87/5 روز در گروه با تغذیه‌ی خوراکی زودرس و روش متداول بود. 24 بیمار (3/92 درصد) در گروه زودرس و 21 بیمار (3/91 درصد) در گروه روش متداول به شروع تغذیه‌ی خوراکی تحمل نشان دادند. مدت زمان بستری در بیمارستان به دنبال جراحی در روش زودرس 62/5 و در روش متداول 04/ 8 روز بوده است. 24 نفر (3/92 درصد) از گروه روش تغذیه‌ی خوراکی زودرس که دو روز پس از جراحی آغاز شده بود، راضی بودند. 13 بیمار (5/56 درصد) در گروه روش متداول از تأخیر در شروع تغذیه‌ی خوراکی ناراضی بودند. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان ‌داد که تغذیه‌ی خوراکی زودرس در جراحی دستگاه گوارش فوقانی بی خطر است و در مقایسه با روش متداول سبب کاهش زمان اولین دفع گاز یا اجابت مزاج، استفاده از سرم، مدت زمان بستری و در نتیجه کاهش هزینه‌های بیمارستانی می‌شود.


ابوبکر مرادی، دکتر علی کرمی، دکتر علی حق نظری، زینب احمدی، دکتر رحیم سروری زنجانی، سیده مهری جوادی،
دوره 17، شماره 67 - ( 6-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: روش‌های مختلفی جهت تشخیص سالمونلا وجود دارد. اما روش‌هایی که بر پایه‌ی ژنوم و DNA هستند، تکنیک‌های بهتری جهت تشخیص می‌باشند. PCR روشی سریع و حساس است و به علت کارایی بالا به طور گسترده‌ای در تشخیص سریع پاتوژن‌ها به کار گرفته می‌شود. اما دارای محدودیت‌هایی نیز می‌باشد (استفاده از دستگاه‌های مربوطه زمان و هزینه زیادی را می‌طلبد)، به همین دلیل جهت رفع این مشکلات روشی به کار گرفته شد که معایب روش‌های مبتنی بر PCR را به حداقل برساند. روش بررسی: در این بررسی از روش تکثیر هم دمای وابسته به حلقه (LAMP) استفاده شد و با PCR مورد مقایسه قرار گرفت. برای مقایسه‌ی PCR و LAMP از 7 سویه‌ی مختلف سالمونلا استفاده شد. برای انجام PCR از دستگاه ترموسایکلر استفاده شد اما در روش LAMP بدون نیاز به دستگاه گران قیمت ترموسایکلر و تنها با استفاده از یک بلوک دمایی ساده و ارزان، ساخت داخل کشور تشخیص انجام شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که هر دو روش LAMP و PCR به طور اختصاصی قادر به شناسائی سالمونلا می‌باشند. روش LAMP بر خلاف PCR که بر روی ژل الکتروفورز الگوی تک باند ایجاد می‌نماید یک الگوی نردبانی ایجاد می‌نماید و در کنترل منفی هیچ باندی مشاهد نمی‌شود. همچنین روش LAMP 100 برابر حساس‌تر از PCR معمولی است. بر اساس نتایج این تحقیق در روش LAMP در عرض کمتر از 90 دقیقه تشخیص انجام شد ولی در PCR معمولی تشخیص بیش از 3 ساعت به طول انجامید. مزیت دیگر این روش عدم وابستگی به چرخه‌های دمایی و دستگاه ترموسایکلر بود. نتیجه‌گیری: روش LAMPدر مقایسه با PCR تقریباً 3 برابر سریع‌تر، 100 برابر دقیق‌تر، 10 برابر ارزان‌تر است که می‌تواند کاربرد گسترده‌ای در آزمایشگاه‌های تشخیص پزشکی، پزشکی قانونی، کشاورزی، تحقیقاتی و آزمایشگاه‌های کوچک و سیار داشته باشد و جهت مطالعات همه گیرشناسی، تشخیص و شناسایی مورد استفاده قرار گیرد.


فاطمه مرادی، علی ایمانی، سیف‌ا... کیفبادی، دکتر حسین نظری، دکتر راهب قربانی، طاهره کیقبادی،
دوره 20، شماره 79 - ( 3-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: نوزادان در طی انجام پروسیجرهای تهاجمی روتین، درد را تجربه می‌کنند. دردی که به علت واکسیناسیون ایجاد می‌شود قابل کنترل است ولی این پروسیجر‌ها در نوزادان همچنان بدون تسکین درد صورت می‌گیرد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر ساکارز 20 درصد بر تسکین درد ناشی از تزریق واکسن هپاتیت B در نوزادان ترم بود. روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، 60 نوزاد انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه تقسیم شدند. 2 دقیقه قبل از تزریق عضلانی واکسن هپاتیت B، در گروه مورد 2 میلی‌متر از محلول ساکارز 20 درصد و در گروه شاهد 2 میلی‌متر آب مقطر استریل به صورت خوراکی به نوزاد داده شد. قبل از دادن ساکارز، بلافاصله و 5 دقیقه بعد از تزریق، درد نوزاد با اسکیل درد نوزادان تازه متولد شده NIPS بررسی شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که دو گروه از نظر جنس، نمره‌ی آپگار، سن تولد، وزن، سن حاملگی نوع زایمان و میانگین شدت درد قبل از تزریق تفاوت معنی‌داری نداشتند. شدت درد بلافاصله بعد از تزریق در گروه ساکارز 20 درصد کاهش معنی‌داری نداشت. شدت درد 5 دقیقه بعد از تزریق در گروه ساکارز 20 درصد به طور معنی‌داری کمتر از گروه کنترل بود (P=0/012). نتیجه گیری: ساکارز 20 درصد بلافاصله بعد از تزریق عضلانی، درد را نمی‌کاهد، ولی بعد از 5 دقیقه اثر تسکینی بر درد دارد.


ذکریا اسکندری، دکتر فرهاد طارمیان، دکتر محمد‌علی نظری، دکتر مریم بختیاری، دکتر سعید ممتازی، مظاهر رضایی،
دوره 22، شماره 92 - ( 3-1393 )
چکیده

زمینه وهدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر بخشی درمان نوروفیدبک واقعی در مقایسه با نوروفیدبک غیر واقعی (پلاسیبو) در کاهش شدت علایم افسردگی اساسی و تغییر امواج آلفا و بتا به سمت الگوی مطلوب در مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی بود. روش بررسی: در پژوهش حاضر با استفاده از طرح تک آزمودنی تجربی، 6 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با تشخیص روانپزشک و تایید افسردگی اساسی توسط محقق با استفاده از مصاحبه بالینی ساختار یافته به‌صورت جایگزینی تصادفی در دو گروه نوروفیدبک واقعی و نوروفیدبک غیرواقعی (پلاسیبو) جای داده شدند. هر دو گروه به مدت 20 جلسه هفته‌ای 2 بار تحت مداخله قرار گرفته‌اند و همچنین دو گروه قبل، حین و بعد از اتمام مداخله با پرسشنامه‌ی افسردگی بک- ویرایش دوم، مقیاس افسردگی ارزیابی شدند. داده‌های تحقیق از طریق تحلیل میزان اثر، درصد بهبودی و نمودار‌ها مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها: داده‌های حاصل از میزان اثر، درصد بهبودی و بررسی نمودار‌های دو گروه حاکی از آنند که نوروفیدبک واقعی در مقایسه با نوروفیدبک غیر واقعی در تنظیم امواج مغزی و کاهش شدت علایم افسردگی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی موثرتر بود و تفاوت معنی‌داری از نظر بالینی در دو گروه مشاهده گردید. میزان اثردر آلفای راست در گروه آزمایش و کنترل به ترتیب 21/2، 48/0 میزان اثردر بتای چپ در گروه آزمایش و کنترل به ترتیب 2 و 51/0 به‌دست آمد. میزان بهبودی در گروآزمایش 48 درصد و در گروه کنترل 23 درصد بهبودی مشاهده گردید. نتیجه گیری: اثر بخشی نوروفیدبک واقعی ناشی از تغییرات پلاسیبو (نوروفیدبک غیر واقعی) نبوده، می‌تواند به عنوان یک درمان مکمل برای اختلال افسردگی اساسی به کار برده شود.


دکتر رضا اقدام ضمیری، دکتر شهرزاد شکوفی، زهرا قدیمی، سیده سحر باباعلی، دکتر ستار جعفری، دکتر بهمن طالبی پور، دکتر مرتضی نظریان، سکینه یالیزی، دکتر مینوش مقیمی،
دوره 23، شماره 101 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان‌های دستگاه گوارش فوقانی به‌عنوان یک مشکل سلامت جهانی محسوب می‌شود و سرطان معده چهارمین بیماری بدخیم شایع در جهان می‌باشد. در بیماران مبتلا به سرطان سطح پایین آلبومین و  C-Reactive Proteinو پلاکت یک فاکتور پیش آگهی دهنده بد محسوب می‌شود، بر این اساس ما در این مطالعه بر آن شدیم تا میزان آلبومین و  CRPو پلاکت را در بیماران مراجعه کننده به بخش اندوسکوپی بیمارستان ولیعصر (عج) زنجان بررسی نماییم. 

روش بررسی: تعداد 308 بیمار که به‌صورت سریال از زمان شروع مطالعه (92-91) جهت اندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی به واحد اندوسکوپی بیمارستان ولیعصر زنجان مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. طی انجام اندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی از بیمارانی که دارای هر نوع ضایعه غیر طبیعی بودند، بیوپسی گرفته و پاتولوژی آن‌ها پیگیری شد.

یافته‌ها: بیماران به سه گروه کلی نرمال، گروه با ضایعات خوش خیم و گروه بدخیم تقسیم شدند و میزان پلاکت و آلبومین و BMI و
CRP در آنها اندازه‌گیری شد. میانگین  BMIدر گروه بدخیم به‌صورت تقریبا معناداری از دو گروه دیگر کمتر بود (051/0P=). میانگین مقدار آلبومین سرم در گروه بدخیم به‌صورت معنی‌داری کمتر از دو گروه دیگر بود (023/0P=). میانگین مقدار CRP و پلاکت در گروه بدخیم به‌صورت معنی‌داری بیشتر از دو گروه دیگر بود.

نتایج: با توجه به شیوع بالای بدخیمی‌های دستگاه گوارش فوقانی در ایران بررسی سطح آلبومین و CRP و پلاکت به‌عنوان یک فاکتور پیش آگهی دهنده در بیماران مبتلا به کانسر معده روش مفیدی جهت تشخیص و یا تعیین پروگنوز در این بیماری‌ها می‌تواند باشد.


مهدی عظیم بیک، دکتر سید لطیف موسوی گرگری، دکتر شهرام نظریان،
دوره 25، شماره 109 - ( 2-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: اشریشیا کلی انتروهموراژیک (Enterohemorrhagic Escherichia coli) عامل بیماری اسهال و کولیت هموراژیک در انسان می‌باشد. اولین مرحله برای عفونت زایی، اتصال  EHECاز طریق پروتئین اینتیمین به سلول‌های اپیتلیال روده‌ای می‌باشد که پروتئین اینتیمین نقش کلیدی را در این محله بازی می‌کند. ایمونوژن در برگیرنده‌ی پروتئین اینتیمین می‌تواند اتصال  EHECرا مهار و از اسهال جلوگیری کند. انکپسولاسیون آنتی ژن‌ها در حامل‌های خاص از قبیل نانوژل‌های کیتوسانی، نه تنها آنها را در برابر عوامل محیطی محفاظت کرده بلکه غلظت‌های مناسب از آنتی ژن را در محیط فراهم کرده و فعالیت زیستی را افزایش می‌دهد. هدف از این تحقیق بررسی ایمنی زایی نانوژل‌های کیتوسانی بارگذاری شده با پروتئین علیه EHEC بود.

روش بررسی: پروتئین در E.coli بیان و تخلیص شد. نانوژل‌های کیتوسانی از طریق میانکنش کیتوسان با تری پلی فسفات (TPP) به‌عنوان یک اتصال دهنده متقاطع تهیه شدند. نانوژل ها با اینتیمین بارگذاری و خصوصیات ساختاری آنها با SEM و DLS بررسی گردید. نانوژل‌ها و پروتئین‌های محلول به ترتیب از مسیر خوراکی و تزریقی به موش‌های Balb/C انتقال یافتند. تیتر آنتی‌بادی‌ها با روش الایزا تعیین شد. گروه‌های موش ایمن و غیر ایمن با باکتری E.coli O157:H7 مورد چالش شدند.

یافته‌ها: ظرفیت بارگذاری نانوژل‌ها پس از 48 ساعت انکوباسیون، 100 درصد بود. متوسط اندازه‌ی نانوذرات 218 نانومتر بود. ایمن سازی موش‌ها القای پاسخ آنتی بادی IgG سرمی را القا کرد.

نتیجه‌گیری: حفاظت بخشی موش‌های ایمن شده از مسیر خوراکی بهتر از مسیر تزریقی بود.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb