جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای نظریان

ابوالفضل نظریان ، دكتر تقی گل محمدی ،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1371 )
چکیده


ابوالفضل نظریان ،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1372 )
چکیده


دكتر ابوالفضل نظریان ، مصری پور ،
دوره 8، شماره 30 - ( دو فصلنامه 30-31 1379 )
چکیده


دکتر سید لطیف موسوی، شهرام نظریان، جعفر امانی، دکتر رحیم سروری زنجانی،
دوره 15، شماره 58 - ( بهار 1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سم‌های عصبی کلستریدیوم آزادسازی نوروترانسمیترها را به‌وسیله‌ی پروتئولیز اختصاصی و انتخابی SNAP-25 ، سیناپتوبروین VAMP و سینتاکسین، مهار می‌کنند. پروتئین SNAP-25 یکی از پروتئین‌های تشکیل‌دهنده‌ی مجموعه‌ی لنگراندازی (Docking complex) در پایانه‌های عصبی است. این پروتئین سوبسترای سم عصبی بوتولینوم، سروتیپ های A ،C و E می‌باشد. هر کدام از این سروتیپ‌ها به طور اختصاصی و در جایگاه ویژه SNAP-25 را در یک پیوند آمیدی برش داده و از تشکیل مجموعه‌ی لنگراندازی و در نهایت اگزوسیتوز نورترانسمیترها و انتقال پیام عصبی جلوگیری می‌کنند. در آزمایشگاه می‌توان با تولید SNAP-25 به روش نوترکیب از آن به عنوان سوبسترای سم، در تشخیص تیپ‌های E وA سم بوتولیسم بهره برد. روش بررسی: در این مطالعه بر آن شدیم که این پروتئین را به صورت نوترکیب تولید کنیم. برای این منظور cDNA ژن مورد نظر با استفاده از روش از RNA تام استخراج شده از سلول‌های مغز موش صحرایی تهیه و توسط RT-PCR تکثیر شد. محصول PCR روی ناقل pET32a همسانه‌سازی شد و پروتئین نوترکیب بیان شده به کمک روش وسترن بلاتینگ و با استفاده از آنتی‌بادی اختصاصی مورد تأیید قرار گرفت و در نهایت با استفاده از یک ستون کروماتوگرافی میل ترکیبی (Ni-NTA) تخلیص و با کمک آنزیم اینتروکیناز فیوژن از پروتئین مورد نظر جدا شد. یافته‌ها: در این تحقیق شرایط بهینه برای بیان پروتئین نوترکیب SNAP-25 ، استفاده از غلظت یک میلی‌مولار IPTG ، مدت زمان انکوباسیون 5 ساعت در دمای 37 درجه‌ی سانتی‌گراد تعیین شد. در تخلیص پروتئین نوترکیب با استفاده از ستون Ni-NTA ، غلظت 250 میلی‌مولار ایمیدازول باعث جداسازی و تخلیص پروتئین نوترکیب شد. هم‌چنین استفاده از آنزیم اینتروکیناز برای برش فیوژن در دمای 37 درجه‌ی سانتی‌گراد نسبت به دمای محیط نتایج بهتری را به همراه داشت. نتیجه‌گیری: پروتئین نوترکیب تخلیص شده ساختار خود را در حین تخلیص از دست نداده و جهت برش و انجام آزمایشات بعدی مناسب و قابل استفاده می‌باشد. از آن‌جا که سایر روش‌های تشخیصی سم بوتولیسم از جمله روش استاندارد تزریق به موش بسیار وقت‌گیر می‌باشند لذا استفاده از این محصول نوترکیب به عنوان سوبسترا جهت تشخیص سم در آزمایشگاه می‌تواند تا اندازه‌ای مشکلات موجود در روش‌های قبلی را مرتفع سازد.


دکتر سید لطیف موسوی، جعفر امانی، شهرام نظریان، دکتر رحیم سروری زنجانی،
دوره 15، شماره 59 - ( تابستان 1386 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: سم بوتولینوم تیپA به لحاظ ساختاری از یک زنجیره‌ی سبک به وزن50 کیلودالتون و یک زنجیره‌ی سنگین به وزن 100 کیلو‌دالتون تشکیل شده است که توسط یک باند دی‌سولفید به‌ هم متصل شده‌اند. این پروتئین شامل سه بخش (Domain) است که بخش زنجیره‌ی سبک آن دارای فعالیت آنزیمی می‌باشد. در این پژوهش، هدف ما از تولید نوترکیب بخش عملکردی به‌ دست آوردن یک پروتئین مناسب جهت بررسی ایمنی‌زایی آن است. روش بررسی: باکتری در شرایط بی‌هوازی رشد داده شد سپس DNA کروموزومی به روش قلیایی استخراج گردید. پس از بررسی ترادف ژن مربوطه و طراحی پرایمر قطعه‌ی مورد‌نظر از طریق واکنش‌های زنجیره‌ای پلیمرازی(PCR) فراوان‌سازی شد. محصول PCR بر روی سه ناقل بیانی pRSETA ، pET28a و pET32aهمسانه‌سازی گردید. پروتئین حاصل از بیان توسطSDS-PAGE بررسی و صحت محصول با روش وسترن‌بلاتینگ و واکنش الیزا مورد‌تأیید نهایی قرار‌گرفت و سپس ‌به ‌وسیله‌ی کروماتوگرافی میل ترکیبی خالص‌سازی شد، ایمنی‌زایی بر روی موش سوری در سه مرحله صورت گرفت و نتایج آن مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: در این تحقیق بالاترین بیان در شرایط غلظت 5/0 میلی‌مولار IPTG ، جذب نوری 6/0 و زمان القای 15 ساعت در دمای 30 درجه‌ی سانتی‌گراد به ‌دست آمد. پروتئین بیان شده توسط ستون کروماتوگرافی میل ترکیبی خالص‌سازی گردید. آنتی‌بادی حاصل از تزریق پروتئین نوترکیب توانست مانع از مرگ موش‌ها در دوز LD50 100 شود. نتیجه‌گیری: هر‌چند بیان ژن‌هایی با درصد بالایی از AT در سیستم Ecoli ضعیف می‌باشد ولی ما در این تحقیق توانستیم بیان مناسبی به‌ دست آوریم. تخلیص پروتئین نوترکیب در مراحل اولیه به دلیل اتصال ضعیف هیستیدین انتهایی به ستون دشوار بوده که با تغییر در روش‌ها این پروتئین تا 90 درصد خالص‌سازی شد. در بحث ایمنی‌زایی پروتئین نوترکیب مورد‌نظر نیز مشخص شد که آنتی‌بادی‌های تولید شده در مقایسه با آنتی‌بادی تولید شده علیه بخش اتصال‌دهنده از ایمنی‌زایی پایینی برخوردار است.


دکتر هاله رحمانپور، دکتر سید نجات حسینی، دکتر سید نورالدین موسوی نسب، دکتر مرتضی نظریان، دکتر مریم خدایار،
دوره 15، شماره 60 - ( پاييز 1386 )
چکیده

چکیده زمینه ‌و هدف: هایپرامزیس‌گراویداروم فرم بسیار شدید تهوع و استفراغ دوران حاملگی است که در 5/0 تا 2 درصد حاملگی‌ها رخ می‌دهد. اتیولوژی آن ناشناخته است و اکثرا عوامل هورمونی و سایکولوژیک را در ایجاد آن دخیل می‌دانند. در مطالعات اخیر عفونت معده با هلیکوباکتر پیلوری (H. pylori) به عنوان عامل احتمالی آن مطرح شده است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط عفونت هلیکوباکتر پیلوری با هیپرامزیس‌گراویداروم است. روش‌بررسی: در این تحقیق از اردیبهشت تا مرداد 1386، 40 زن حامله که با تشخیص هایپرامزیس‌گراویداروم بستری شده بودند به عنوان گروه مورد و 40 زن حامله بدون علامت به عنوان گروه شاهد، وارد مطالعه شدند. تیتر آنتی‌بادی اختصاصی هلیکوباکتر پیلوری (IgG) سرم افراد دو گروه به روش الیزا اندازه‌گیری شده و در نهایت اطلاعات به ‌وسیله‌ی نرم‌افزار آماری SPSS با استفاده از آزمون‌های آماری Chi-Squareو T-Test ارزیابی شد. یافته‌ها: از مجموع 40 زن حامله مبتلا به هایپرامزیس‌گراویداروم تعداد 25 نفر (5/62 درصد) و از بین 40 زن حامله بدون علامت تعداد 19 نفر (5/47درصد) سرولوژی مثبت هلیکوباکتر پیلوری داشتند و از نظر مقایسه‌ی آماری اختلاف معنی‌داری بین عفونت هلیکوباکتر پیلوری و هایپرا‌مزیس‌گراویداروم وجود نداشت (178/0=P). در گروه مورد ارتباط معنی‌دار آماری بین سرولوژی مثبت هلیکوباکتر پیلوری با تعداد دفعات حاملگی، شاخص توده‌ی‌ بدنی و روزهای بستری یافت نشد. نتیجه‌گیری: با توجه به عوامل متعدد دخیل در بروز هایپرامزیس‌گراویداروم و همچنین با توجه به بالا بودن شیوع عفونت هلیکوباکتر پیلوری در کشور ما، نیاز به مطالعاتی با تعداد نمونه بیشتر و استفاده از روش‌های تشخیص عفونت فعال هلیکوباکتر پیلوری در آینده وجود دارد.


دکتر مرتضی نظریان، دکتر جمشید وفایی منش، دکتر فلور فکور،
دوره 16، شماره 65 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده بزوار به اجسام خارجی گفته می‌شود که به تدریج در دستگاه گوارش و به خصوص در معده تجمع می‌یابند و در کمتر از نیم درصد آندوسکوپی‌های دستگاه گوارش فوقانی دیده می‌شود. بزوارها بر اساس ماده‌ی تشکیل‌دهنده طبقه‌بندی می‌شوند. سه شکل عمده آن‌ها شامل فیتوبزوار, تریکوبزوار و فارماکوبزوار می‌باشد. به ندرت تریکوبزوارها به صورت انسداد خروجی معده، انسداد روده کوچک, خونریزی گوارشی, سوراخ شدگی دیواره‌ی دستگاه گوارش، انسداد صفراوی و آنمی هیپوکروم, کمبود ویتامین 12B، توده‌ی شکمی و یا پانکراتیک نکروزان تظاهر می‌کند. در این مورد تریکوبزوار به صورت توده‌ی شکمی و آنمی هیپوکروم تظاهر کرده بود. واژگان کلیدی: تریکوبزوار، توده‌ی شکمی


دکتر سمیه ستوده، دکتر سید نجات حسینی، دکتر سید نورالدین موسوی نسب، دکتر محمد حسین مقیمی، دکتر داریوش ناظمی سلمان، دکتر علی شقاقی، دکتر مرتضی نظریان،
دوره 17، شماره 67 - ( 6-1388 )
چکیده

چکیده زمینه‌و هدف: تمایل کم در به‌کارگیری تغذیه‌ی خوراکی زودرس در جراحی دستگاه گوارش فوقانی و پیشنهاد برخی از مطالعات، جهت انجام مطالعه‌ی کارآزمایی‌بالینی در این زمینه، ما را بر آن داشت تا با انجام این مطالعه نتایج و پیامدهای تغذیه‌ی خوراکی زودرس و تغذیه‌ی خوراکی به روش متداول در بیماران با جراحی‌های دستگاه گوارش فوقانی را مورد مقایسه قرار دهیم. روش بررسی: در این مطالعه 52 بیمار که تحت آناستوموز معدی روده‌ای یا آناستوموز صفراوی روده‌ای در دستگاه گوارش فوقانی قرار گرفته‌ بودند به طور تصادفی به یکی از دو گروه، با تغذیه‌ی خوراکی زودرس و روش متداول تقسیم شدند. برای تمام بیماران زمان خروج لوله‌ی بینی‌معدی، میزان تحمل به شروع تغذیه‌ی خوراکی، ایلئوس، تهوع، استفراغ، زمان اولین دفع گاز، مدت زمان بستری پس از جراحی، رضایت‌مندی بیماران و عوارض ثبت شد. یافته‌ها: متوسط زمان شروع تغذیه‌ی خوراکی به ترتیب 19/0± 04/2 و 32/1 ± 87/5 روز در گروه با تغذیه‌ی خوراکی زودرس و روش متداول بود. 24 بیمار (3/92 درصد) در گروه زودرس و 21 بیمار (3/91 درصد) در گروه روش متداول به شروع تغذیه‌ی خوراکی تحمل نشان دادند. مدت زمان بستری در بیمارستان به دنبال جراحی در روش زودرس 62/5 و در روش متداول 04/ 8 روز بوده است. 24 نفر (3/92 درصد) از گروه روش تغذیه‌ی خوراکی زودرس که دو روز پس از جراحی آغاز شده بود، راضی بودند. 13 بیمار (5/56 درصد) در گروه روش متداول از تأخیر در شروع تغذیه‌ی خوراکی ناراضی بودند. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان ‌داد که تغذیه‌ی خوراکی زودرس در جراحی دستگاه گوارش فوقانی بی خطر است و در مقایسه با روش متداول سبب کاهش زمان اولین دفع گاز یا اجابت مزاج، استفاده از سرم، مدت زمان بستری و در نتیجه کاهش هزینه‌های بیمارستانی می‌شود.


دکتر رضا اقدام ضمیری، دکتر شهرزاد شکوفی، زهرا قدیمی، سیده سحر باباعلی، دکتر ستار جعفری، دکتر بهمن طالبی پور، دکتر مرتضی نظریان، سکینه یالیزی، دکتر مینوش مقیمی،
دوره 23، شماره 101 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان‌های دستگاه گوارش فوقانی به‌عنوان یک مشکل سلامت جهانی محسوب می‌شود و سرطان معده چهارمین بیماری بدخیم شایع در جهان می‌باشد. در بیماران مبتلا به سرطان سطح پایین آلبومین و  C-Reactive Proteinو پلاکت یک فاکتور پیش آگهی دهنده بد محسوب می‌شود، بر این اساس ما در این مطالعه بر آن شدیم تا میزان آلبومین و  CRPو پلاکت را در بیماران مراجعه کننده به بخش اندوسکوپی بیمارستان ولیعصر (عج) زنجان بررسی نماییم. 

روش بررسی: تعداد 308 بیمار که به‌صورت سریال از زمان شروع مطالعه (92-91) جهت اندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی به واحد اندوسکوپی بیمارستان ولیعصر زنجان مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. طی انجام اندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی از بیمارانی که دارای هر نوع ضایعه غیر طبیعی بودند، بیوپسی گرفته و پاتولوژی آن‌ها پیگیری شد.

یافته‌ها: بیماران به سه گروه کلی نرمال، گروه با ضایعات خوش خیم و گروه بدخیم تقسیم شدند و میزان پلاکت و آلبومین و BMI و
CRP در آنها اندازه‌گیری شد. میانگین  BMIدر گروه بدخیم به‌صورت تقریبا معناداری از دو گروه دیگر کمتر بود (051/0P=). میانگین مقدار آلبومین سرم در گروه بدخیم به‌صورت معنی‌داری کمتر از دو گروه دیگر بود (023/0P=). میانگین مقدار CRP و پلاکت در گروه بدخیم به‌صورت معنی‌داری بیشتر از دو گروه دیگر بود.

نتایج: با توجه به شیوع بالای بدخیمی‌های دستگاه گوارش فوقانی در ایران بررسی سطح آلبومین و CRP و پلاکت به‌عنوان یک فاکتور پیش آگهی دهنده در بیماران مبتلا به کانسر معده روش مفیدی جهت تشخیص و یا تعیین پروگنوز در این بیماری‌ها می‌تواند باشد.


مهدی عظیم بیک، دکتر سید لطیف موسوی گرگری، دکتر شهرام نظریان،
دوره 25، شماره 109 - ( 2-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: اشریشیا کلی انتروهموراژیک (Enterohemorrhagic Escherichia coli) عامل بیماری اسهال و کولیت هموراژیک در انسان می‌باشد. اولین مرحله برای عفونت زایی، اتصال  EHECاز طریق پروتئین اینتیمین به سلول‌های اپیتلیال روده‌ای می‌باشد که پروتئین اینتیمین نقش کلیدی را در این محله بازی می‌کند. ایمونوژن در برگیرنده‌ی پروتئین اینتیمین می‌تواند اتصال  EHECرا مهار و از اسهال جلوگیری کند. انکپسولاسیون آنتی ژن‌ها در حامل‌های خاص از قبیل نانوژل‌های کیتوسانی، نه تنها آنها را در برابر عوامل محیطی محفاظت کرده بلکه غلظت‌های مناسب از آنتی ژن را در محیط فراهم کرده و فعالیت زیستی را افزایش می‌دهد. هدف از این تحقیق بررسی ایمنی زایی نانوژل‌های کیتوسانی بارگذاری شده با پروتئین علیه EHEC بود.

روش بررسی: پروتئین در E.coli بیان و تخلیص شد. نانوژل‌های کیتوسانی از طریق میانکنش کیتوسان با تری پلی فسفات (TPP) به‌عنوان یک اتصال دهنده متقاطع تهیه شدند. نانوژل ها با اینتیمین بارگذاری و خصوصیات ساختاری آنها با SEM و DLS بررسی گردید. نانوژل‌ها و پروتئین‌های محلول به ترتیب از مسیر خوراکی و تزریقی به موش‌های Balb/C انتقال یافتند. تیتر آنتی‌بادی‌ها با روش الایزا تعیین شد. گروه‌های موش ایمن و غیر ایمن با باکتری E.coli O157:H7 مورد چالش شدند.

یافته‌ها: ظرفیت بارگذاری نانوژل‌ها پس از 48 ساعت انکوباسیون، 100 درصد بود. متوسط اندازه‌ی نانوذرات 218 نانومتر بود. ایمن سازی موش‌ها القای پاسخ آنتی بادی IgG سرمی را القا کرد.

نتیجه‌گیری: حفاظت بخشی موش‌های ایمن شده از مسیر خوراکی بهتر از مسیر تزریقی بود.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb