جستجو در مقالات منتشر شده


24 نتیجه برای نوری

دكتر علی عطائیان ، حبیب اله پایکاری ، دكتر عباسعلی نوریان ، دكتر محمد اسماعیل نظرنیا ، سید حسین حسینی ، جلال شهیدی ، مظفر راثی ،
دوره 1، شماره 2 - ( 1-1372 )
چکیده


دكتر علی عطائیان ، دكتر عباسعلی نوریان ، حبیب اله پایکاری، سیف اله عبدالهی ،
دوره 4، شماره 16 - ( 7-1375 )
چکیده


دكتر عباسعلی نوریان ،
دوره 4، شماره 16 - ( 7-1375 )
چکیده


رجب زاده علی اکبر، د کتر حیدری زهرا، د کتر محمودزاده ثاقب حمیدرضا، د کتر نوری موگهی سیدمحمدحسین، مرادی ولی اله، د کتر حسینی پناه سیدمحمد،
دوره 11، شماره 45 - ( دى 1382 )
چکیده

سابقه و هدف: سرب از دسته فلزات سنگینی است که ممکن است اثرات مخربی بر سیستم خون سازی و ایمنی بدن داشته باشد. از آنجا که طحال عضو مشترکی برای دو سیستم فوق می باشد، این مطالعه با هدف بررسی تغییرات فراساختمانی و الگوی گرانول های سیتوپلاسمی نوتروفیل های طحال جنین موش به دنبال مسمومیت مزمن با استات سرب در سال 1381 انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه تجربی بر روی 30 سر موش ماده و 6 سر موش نر از نژاد اسپراگوداولی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند انجام گرفت. پس از یک هفته سازش با محیط، جفت گیری انجام و پس از مشاهده پلاگ واژینال، موش های حامله به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم شدند. در تمام طول بارداری گروه آزمایش روزانه محلول استات سرب 13/0 درصد و گروه شاهد آب مقطر به عنوان آب آشامیدنی مصرفی دریافت کردند. پس از زایمان، از نوزادان هر دو گروه مورد و شاهد 10 نمونه به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شد. نمونه های طحال در محلول گلوتارآلدهاید 2 درصد ثابت شده و پس از طی مراحل آماده سازی نمونه، توسط میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفتند.یافته ها: تغییرات فرا ساختمانی در نوتروفیل ها شامل هسته های نامنظم با فرورفتگی های عمیق، پاکت های غشای پلاسمایی، حضور واکوئل هایی با مواد هتروژن، افزایش میزان قنات های شبکه اندوپلاسمی خشن و متسع شدن آن ها، دیده شد. شکل میتوکندری ها و الگوی گرانول های سیتوپلاسمیک هیچ تفاوتی نشان نداد.نتیجه گیری و توصیه ها: به نظر می رسد که اثرات سرب ناشی از تداخل عمل آن با اعمال آنزیمی سلول و یا تجمع سرب در ارگانل های سلولی باشد.


دكتر سید محمد حسین نوری موگهی ، مجید کاتبی، علی اکبر رجب زاده ، ولی ا... مرادی ،
دوره 12، شماره 47 - ( تير 1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: متوکسالن دارویی است که از آن به منظور معالجه‌ی بیماری‌های پوستی استفاده می‎شود. از آنجا که گزارش‌هایی مبنی بر بروز اختلالات سلولی به دنبال مصرف این دارو وجود دارد، هدف از انجام این مطالعه تعیین اثر مصرف متوکسالن بر کبد در دوره‌ی بارداری در سال 1381 تا 1382 در دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌باشد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی 40 سر خرگوش آلبینو (32 راس ماده و 8 راس نر) با وزن تقریبی 5/2 تا 3 کیلو گرم و سن متوسط 5/5 تا 6 ماه از انستیتو پاستور ایران تهیه و به 4 گروه تقسیم شدند. یک گروه به عنوان شاهد و سه گروه به عنوان آزمون برای بررسی تاثیرات دارو در سه مرحله‌ی مختلف بارداری (قبل از تمایز ، دوران جنینی،پایان بارداری ) در نظر گرفته شدند . پس از آمیزش و انجام لقاح موفق ، مقدار 6/0 میلی‌گرم بر کیلو گرم دارو به مدت هشت روز به صورت یک روز درمیان به طور خوراکی، به گروه‌های آزمون داده شد . پس از زایمان و رشد نوزادان تا مرحله‌ی بلوغ (چهارده هفتگی ) مراحل مختلف تشریح و آماده‌سازی بافت کبدی نسل جدید انجام و به روش هماتوکسیلین ـ ائوزین رنگ‎آمیزی شدند. سپس سیتومورفولوژی هپاتوسیت‌های گروه شاهد و گروه‌های آزمون با میکروسکوپ نوری مطالعه و مورد مقایسه قرار گرفتند. یافته‌ها: هیپرتروفی هپاتوسیت‌ها، واکوئولاسیون شدید سیتوپلاسمی، از بین رفتن دیواره‎های بین سلولی و در تعدادی از سلول‌ها، تخریب هسته‎ها قابل مشاهده بود. نتیجه‌گیری و توصیه‌ها: با عنایت به اهمیت حیاتی عملکرد صحیح هپاتوسیت‌ها چه در دوران جنینی و چه در زمان بلوغ و با توجه به تاثیرات زیان‎آور احتمالی داروی متوکسالن بر جنین انسان، توصیه می‌شود تجویز دارو در زمان بارداری با دقت بیشتری انجام پذیرد. انجام مطالعات بیشتر در این زمینه پیشنهاد می‌گردد.
د کتر عباسعلی نوریان، حمید بدلی، حسین حمزه‌ای،
دوره 12، شماره 48 - ( 7-1383 )
چکیده

خلاصه سابقه و هدف: با توجه به وجود عوامل بیماری‌زایی مانند قارچ‌ها در استخرهای سر پوشیده و عدم به کارگیری مناسب سیستم‌های تصفیه و ضدعفونی کننده در این گونه اماکن سرپوشیده، این تحقیق با هدف تعیین میزان آلودگی‌های قارچی در استخرهای سرپوشیده شهر زنجان در سال 1382 انجام گرفت. مواد و روش‌ها: در این مطالعه‌ی توصیفی آلودگی‌های قارچی 5 استخر سرپوشیده به وسیله‌ی تکنیک فیلتراسیون غشایی و موکت استریل در اواسط فصل تابستان توسط 9 نمونه از آب و 9 نمونه از تسهیلات جانبی هر یک از استخرها مورد بررسی قرار گرفت. تشخیص نهایی جنس و گونه به وسیله تکنیک کشت روی لام و کشت در محیط‌های اختصاصی انجام گرفت. نتایج با استفاده از آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: قارچ‌های جدا شده از استخرها شامل قارچ‌های درماتوفیت (تریکوفیتون منتاگروفایتیس و اپیدرموفیتون فلوکوزوم) به میزان 5/0 درصد، مخمرها 8/21 درصد و قارچ‌های ساپروفیت فرصت طلب 7/77 درصد بودند. 8/24 درصد موارد قارچ‌های ساپروفیت از حاشیه استخرها، 7/22 درصد از رختکن استخرها، 9/16 درصد از آب استخرها و 4/11 درصد از جایگاه دوش‌ها جدا شدند. قارچ‌های مخمری به میزان 4/7 درصد از آب استخرها و 2/3 درصد از دوش‌ها و درماتوفیت‌های عامل کچلی به میزان 23/0 درصد از رختکن استخرها و 2/0 درصد از جایگاه دوش جداسازی شدند. نتیجه‌گیری وتوصیه‌ها: نتایج حاصله نشان‌گر وجود آلودگی های قارچی در استخرهای مورد بررسی می‌باشد که می‌توانند تحت شرایط خاص در برخورد با میزبان‌های مستعد زنگ خطری در ابتلا به عفونت‌های قارچی و بیماری‌های آسم و آلرژی به شمار آیند. البته با به کارگیری دستورالعمل‌های مناسب، رعایت موازین بهداشتی و هم‌چنین آموزش افراد می‌توان با این مشکل به نحو صحیح برخورد نمود


کبری نوریان، افسانه کاظمیان، یوسف اصلانی، معصومه دل آرام،
دوره 13، شماره 50 - ( فروردين 1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بیماری سکته‌ی مغزی سومین علت طبی مرگ در کشورهای پیشرفته است که نقایص عصبی گوناگونی را به دنبال دارد. نظر به اهمیت به کارگیری اقدامات توانبخشی بر کاهش عوارض ناشی از این بیماری، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین تاثیر اقدامات توانبخشی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سکته‌ی مغزی در شهر کرد در سال 1383 انجام گرفت. روش بررسی: این پژوهش نیمه تجربی دو مرحله‌ای (قبل و بعد) بر روی 30 بیمار مبتلا به سکته‌ی مغزی بستری در بیمارستان انجام شد که به روش نمونه گیری آسان انتخاب شده و دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند. اطلاعات با استفاده از پرسش‌نامه‌ی کیفیت زندگی در چهار حیطه (جسمانی، روانی، سلامت عمومی، عملکرد اجتماعی) قبل و پس از مداخله جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار )و استنباطی (آزمون تی زوج، ویلکاکسون و تی مستقل) استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین امتیازات کیفیت زندگی در حیطه های عملکرد جسمانی، روان شناختی، عملکرد اجتماعی و سلامت عمومی بعد از اقدامات توانبخشی افزایش معنی‌داری داشته است (05/0 P=). هم‌چنین امتیاز کلی کیفیت زندگی بعد از اقدامات توانبخشی نسبت به قبل از آن افزایش معنی‌داری داشت (05/0 P=). نتیجه‌گیری: انجام اقدامات توانبخشی بر روی ابعاد مختلف کیفیت زندگی تاثیر مثبتی دارد. ایجاد و تقویت مراکز توانبخشی، آموزشی و حمایتی امکان بهره‌مند شدن این بیماران را از این اقدامات فراهم می‌آورد و گام مهمی در راستای استقلال هر چه بیشتر آنان است.


معصومه دل آرام، نسرین فروزنده، نسرین اکبری، کبری نوریان،
دوره 13، شماره 51 - ( تير 1384 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: امروزه مشاهده می‌شود اکثر زنانی که جهت ختم بارداری در سه ماهه‌‌ی سوم در بیمارستان بستری می گردند، در فاز زایمانی قرار نداشته و بدون شروع شدن انقباضات رحمی، بستری و حاملگی آن‌ها ختم می‌گردد. با توجه به اهمیت سلامت مادران و نوزادان و نقش سزارین‌های غیر ضروری در این زمینه، پژوهش حاضر به منظور تعیین دلایل ختم بارداری در سه ماهه‌ی سوم و ارتباط آن با سر انجام مادر و جنین در سال 1383 در شهر کرد انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه‌ی مقطعی تعداد 750 نفر از زنانی که جهت ختم بارداری در سه ماهه‌ی سوم در بخش زایمان بستری شده بودند، به روش تصادفی و در سه شیفت مختلف صبح، عصر و شب انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسش‌نامه و چک لیست بود که بر اساس معاینه‌ی اولیه‌ی بیمار، مطالعه‌ی پرونده، مصاحبه با مادر و معاینه‌ی فیزیکی نوزاد پس از تولد، توسط پژوهشگر تکمیل شد. سرانجام مادر و جنین با استفاده از معیارهای نوع زایمان، سن حاملگی و وزن نوزاد تعیین شد. اطلاعات پس از طبقه بندی با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون‌های آماری تی ، کای دو و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: 298نفر (7/39 درصد) از مادران به علت شروع درد های زایمانی و 452 نفر (3/60 درصد) به توصیه‌ی پزشک مراجعه و مورد ختم بارداری قرار گرفته بودند. 2/23 درصد از افراد مذکور به دلایلی مثل سزارین قبلی، تمایل به سزارین و مشکلات مادر و جنین در حین بارداری بستری شده بودند. نتایج نشان داد که پس از حذف موارد سزارین تکراری و تمایل به سزارین، بین علت ختم بارداری و نوع زایمان ارتباط معنی‌داری وجود دارد و افرادی که به توصیه‌ی پزشک بستری شده بودند، بیشتر مورد عمل سزارین قرار گرفته بودند (001/0 P=). سن حاملگی در گروهی که به توصیه‌ی پزشک بستری شده بودند بیشتر از گروهی بود که به علت شروع دردهای زایمانی مورد ختم حاملگی قرار گرفته بودند (003/0P=). وزن نوزادان در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت . نتیجه گیری: اقدام به ختم حاملگی قبل از شروع دردهای زایمانی می تواند احتمال عمل سزارین را افزایش دهد. گرفتن شرح حال دقیق در مراقبت‌های دوران بارداری، انجام سونوگرافی در 26 هفته‌ای اول بارداری و آموزش به زنان باردار در خصوص زمان مراجعه به بیمارستان از اقداماتی است که می‌توان جهت جلوگیری از ختم زودرس بارداری انجام داد.


دکتر محمد نوری، مسعود دارابی، دکتر علی رحیمی پور، دکتر محمد رهبانی، دکتر ناصر اصلان آبادی، مقصود شاکر، امیر مهدی ‍اده،
دوره 16، شماره 65 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بر اساس مطالعات اخیر ترکیب و ساختمان ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا با برخی از اعمال بیولوژیک این ذرات ارتباط دارد که در نتیجه می‌تواند به عنوان یک شاخص خطر بیماری‌های قلبی محسوب شود. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط ترکیب اسیدهای چرب فسفولیپیدهای ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا با شدت گرفتگی عروقی در افراد مبتلا به بیماری گرفتگی عروق کرونر بوده است. روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه را 117 نفر که ابتلا‌ی آن‌ها به بیماری گرفتگی عروق کرونر با آنژیوگرافی کرونر مورد تأیید قرار گرفته بود، تشکیل می‌داد. شدت گرفتگی عروق کرونر بر اساس تعداد رگ‌های (1، 2 یا 3 رگ) با گرفتگی بیش از 50 درصد مشخص شد. ترکیب اسیدهای چرب ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا به روش گاز کروماتوگرافی (GLC) تعیین شد. ارتباط مستقل اسیدهای چرب و بیماری گرفتگی عروق کرونر با آزمون‌ آماری رگرسیون چندگانه بررسی گردید. به این ترتیب که تأثیر هر یک از متغیرهای مرتبط با شدت بیماری مورد بررسی قرار‌ گرفت. یافته‌ها: اسیدهای چرب امگا-3 شامل EPA (23/0-=β، 01/0>P) و DHA (17/0-=β، 05/0>P) به صورت مستقل از سایر عوامل خطر با شدت بیماری گرفتگی عروق کرونر ارتباط منفی داشتند. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این مطالعه میزان اسیدهای چرب چند غیراشباع EPA و DHA در ذرات لیپوپروتئین با چگالی بالا با شدت بیماری گرفتگی عروق کرونر ارتباط عکس دارد. واژگان کلیدی: گرفتگی عروق کرونر، اسیدهای چرب، لیپوپروتئین با چگالی بالا


پری رحیمی، دکتر محمد باقر قوامی، دکتر علی هانیلو، دکتر عباسعلی نوریان، دکتر علیرضا بیگلری،
دوره 16، شماره 65 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: فاسیولیازیس یکی از بیماری‌های مشترک انسان و دام است که آسیب‌های بهداشتی و لطمات اقتصادی زیادی را در مناطق مختلف ایران به ‌وجود می‌آورد. فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا از عوامل شناخته شده فاسیولیازیس هستند که هر کدام چهره‌ی اپیدمیولوژیک خاصی دارند. شناخت گونه‌های فاسیولا در انتخاب صحیح روش‌های کنترل بیماری در یک منطقه نقش بسزایی دارد. با عنایت به اهمیت بهداشتی و اقتصادی این بیماری، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین گونه‌ی انگل در زنجان به شیوه‌ی‌ مولکولی انجام یافته است. روش بررسی: تعداد 535 کرم‌ بالغ فاسیولا پس از جمع‌آوری از کبدهای آلوده (گاو و گوسفندهای ذبح شده در کشتارگاه زنجان) در بافر PBS شستشو شدند. نیمه‌ی پیشین کرم‌ها به الکل 70 درصد منتقل و تا استخراج اسیدهای نوکلئیک در 20- درجه‌ی سانتی‌گراد نگهداری شدند. اسیدهای نوکلئیک نمونه‌ها به شیوه‌ی اصلاح شده‌ی فنل‌ کلروفرم استخراج و در آن‌ها قطعه‌ی بین دو ژن 5.8S وS 28 از rDNA با روش PCR تکثیر یافت. چند‌شکلی قطعه‌ی ITS2 به روش‌ PCR-RFLP و توالی بازهای آلی آن با تکنیک تعیین توالی D‏NA تعیین شد. یافته‌ها: نتایج PCR-RFLP و مقایسه‌ی توالی بازهای ناحیه ITS2 با توالی‌های ثبت شده در بانک ژنی نشان داد که همه‌ی نمونه‌های مورد مطالعه، فاسیولا‌هپاتیکا بودند. هم‌چنین تعیین توالی نشان داد که در ناحیه‌ی ITS2 تعداد 361 جفت باز آلی وجود دارد. توالی بازهای ناحیه ITS2 سیزده نمونه در بانک ژنی به شماره‌های 391412-EU391424 EU ثبت شد. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه شواهدی از وجود فاسیولا ژیگانتیکا در زنجان بدست نیامد و کلیه نمونه‌های مورد بررسی فاسیولا هپاتیکا تشخیص داده شدند. واژگان کلیدی: فاسیولا، ترماتود کبدی، ITS2 وrDNA وPCR-RFLP


دکتر میرهادی خیاط نوری، دکتر مهرداد نشاط قراملکی، دکتر غفور موسوی، دکتر یوسف دوستار،
دوره 17، شماره 69 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: هرگونه اختلال در جریان طبیعی ادرار تحت عنوان اوروپاتی انسدادی خوانده می‌شود. انسداد در نهایت می‌تواند به هیدرونفروز، آتروفی و حتی تخریب کامل عملکرد کلیه منجر شود. لوزارتان داروی مهارکننده‌ی گیرنده‌ی نوع I آنژیوتانسین II می‌باشد. از این دارو برای درمان فشار خون بالا و کنترل نارسایی احتقانی قلب استفاده می‌شود. از طرف دیگر نشان داده‌اند که لوزارتان دارای اثر حفاظتی در بعضی از بافت‌ها متعاقب آسیب‌های مختلف است. هدف از این مطالعه تعیین اثر لوزارتان بر آپوپتوز در بافت کلیه متعاقب انسداد کامل یک‌طرفه‌ی حالب در موش صحرایی می‌باشد. روش بررسی: در این مطالعه تجربی، موش‌های صحرایی نر نژاد اسپراگ دالی به صورت تصادفی به پنج گروه ده تایی تقسیم شدند. در گروه اول یا کنترل، حلال دارو، در گروه دوم (unilateral ureteral obstruction, UUO) بعد از انسداد یک‌طرفه‌ی حالب، حلال دارو و در گروه سوم (UUO/losartan UUO/LOS) لوزارتان با دوز 60 میلی‌گرم در کیلو‌گرم تجویز شد. در گروه چهارم (Sham) و پنجم (Sham/LOS) حیوانات جراحی شدند، ولی مجرای حالب مسدود نشد. کلیه‌ی داروها یک‌بار در روز به مدت پانزده روز (شروع یک روز قبل از جراحی) به صورت خوراکی تجویز شدند. تغییرات آپوپتوتیک بافت کلیه، در روز چهارده بعد از جراحی در کلیه‌ی چپ گروه های مختلف به روش تانل بررسی شد. یافته‌ها: نتایج مطالعات پاتولوژیک نشان داد که در گروه UUO، انسداد یک‌طرفه‌ی حالب موجب القای آپوپتوز (33/1±52/15) در سلول‌های توبولی بافت کلیه می‌شود. تجویز لوزارتان حین انسداد حالب در گروه UUO/LOS توانست تعداد سلول‌های آپوپتوتیک (93/0±24/5) را متعاقب انسداد حالب در بافت کلیه به طور معنی دار (05/0p<) کاهش دهد. تفاوت معنی‌دار بین گروه کنترل (26/0±91/0)، Sham (29/0±17/1) و Sham/LOZ (47/0±16/2) مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که انسداد حالب باعث القای آپوپتوز در بافت کلیه ‌گردید و تجویز هم‌زمان لوزارتان باعث کاهش تعداد سلو‌ل‌های آپوپتوتیک شد.


دکتر مسعود دارابی، دکتر علی‌اکبر ابوالفتحی، دکتر علیرضا استادرحیمی، دکتر عبدالحسن کاظمی، مقصود شاکر، دکتر محمد نوری،
دوره 17، شماره 69 - ( 10-1388 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: بیماری آترواسکلروز ناشی از یک تقابل پیچیده بین ژنتیک و عوامل محیطی می‌باشد. برداشت کلسترول از بافت‌های محیطی و انتقال آن به کبد که فرآیند انتقال معکوس کلسترول (RCT) نامیده می‌شود، نقش بسیار مهمی در پیشگیری از آترواسکلروز دارد. ذرات HDL و پروتئین انتقال دهنده‌ی کلسترول (CETP) از اجز‌ای مهم RCT محسوب می‌شوند. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر پلی‌مرفیسم I405V ژن CETP بر پاسخ به تغییر نسبت اسیدهای چرب چندغیر اشباع به اسیدهای چرب اشباع (P بهS) بود. روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه شامل 85 فرد سالم با ژنوتیپ‌های مختلف I405V (35 نفر II، 36 نفر IV، 14 نفر VV) بود، که طی دو دوره‌ی 28 روزه مورد مطالعه قرار گرفتند. نسبتP بهS رژیم غذایی دوره‌ی اول 1به2 (غنی از اسیدهای چرب چند غیراشباع یا PUFA) و دوره‌ی دوم 3/0 (غنی از اسیدهای چرب اشباع یا SFA) بود. در ابتدا و انتهای هر دوره پروفایل لیپیدی افراد تعیین شد. یافته‌ها: در آغاز مطالعه مقدار لیپیدها و لیپو پروتئین‌های گروه‌های ژنوتیپی تفاوت معنی‌داری نداشت. پس از رژیم غذایی غنی از SFA کاهش غلظت آپولیپوپروتئین A-I و HDL C افرادی که دارای الل V بودند، بیشتر از افراد با ژنوتیپ II بود. نتیجه‌گیری: پلی‌مرفیسم I405V ژن CETP تغییرات نامطلوب ApoA I و HDL C ناشی از کاهش نسبتP بهS رژیم غذایی را تشدید می‌کند.


دکتر علی هانیلو، فائزه نجفی، دکتر اصغر فضائلی، دکتر عباس علی نوریان،
دوره 19، شماره 74 - ( 1-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: تهیه آنتی‎ژن مناسب از موضوعات مهم در زمینه‌ی تشخیص سرولوژیک هیداتیدوز می‌باشد. پژوهشگران با کشت کوتاه مدت پروتواسکولکس‎ها در چند محیط مختلف توانسته‎اند به آنتی‎ژن‎ها‌ی دفعی- ترشحی دسترسی پیدا کنند. با این‌حال تاکنون مقایسه‎ای در خصوص میزان تولید این آنتی‌ژن‌ها در محیط‎های مختلف انجام نشده است. در این پژوهش، میزان تولید پروتئین‌های (آنتی‌ژن‌های) دفعی- ترشحی از طریق کشت کوتاه مدت پروتواسکولکس‎ها در محیط‌هایRPMI ، DMEM و PBS غنی‌شده با گلوکز مورد مطالعه قرار گرفتند. روش بررسی: برای تهیه‌ی پروتئین‌‌های دفعی- ترشحی، پروتواسکولکس‎های اکینوکوکوس در محیط‌های RPMI، DMEM وPBS غنی‌شده با گلوکز به مدت 72 ساعت کشت داده شدند. پس از تغلیظ و سنجش پروتئین‎های تولید شده، به منظور شناسایی اجزای مختلف آن‌ها، با روش SDS-PAGE الکتروفورز شدند. داده‎ها از طریق آزمون‌های آماری آنالیز واریانس یک‌طرفه و توکی تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: میانگین غلظت پروتئین‎های دفعی- ترشحی در زمان 24 ساعته‌ی کشت در محیط PBS(8/16 میکروگرم در میلی‌لیتر) نسبت به RPMI (4/7 میکروگرم در میلی‌لیتر) و DMEM (3/10 میکروگرم در میلی‌لیتر) به‌طور معنی‎داری بیشتر بود (05/0(P<، در حالی‌که این تفاوت بین غلظت پروتئین‎های دفعی- ترشحی در محیط RPMI و DMEM مشاهده نشد. پروتئین‎های دفعی- ترشحی به‌دست آمده از محیط PBS به 12 باند اصلی و محیط‎های RPMI و DMEM هر کدام به 14 باند اصلی در محدوده‌ی وزن ملکولی 16 تا 67 کیلودالتون تفکیک شدند. نتیجه‌گیری: برای تهیه‌ی پروتئین‌های دفعی- ترشحی پروتواسکولکس، محیط PBS غنی‌شده با گلوکز نسبت به دو محیط دیگر مناسب‌تر است. حداکثر زمان مناسب برای تولید این پروتئین‎ها، تا 48 ساعت بعد از کشت اولیه پروتواسکولکس‌ها می‎باشد.


دکتر عباسعلی نوریان، نوشین شعبانی، دکتر سید نورالدین موسوی نسب، دکتر هاله رحمانپور،
دوره 19، شماره 76 - ( 3-1390 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: اطلاعات موجود نشان می‌دهد که زنان باردار آلوده به تریکوموناس واژینالیس بیشتر در معرض خطر تولد نوزاد کم وزن و نارس قرار دارند. در این مطالعه ارتباط بین عفونت تریکوموناس واژینالیس با خطر تولد نوزاد کم وزن تعبیین گردید. روش بررسی: در این مطالعه هم‌گروهی (کوهورت) گذشته‌نگر، 1000 زن باردار با سن بارداری 28 هفته یا بیشتر، در دو بیمارستان شهر زنجان، در زمان وضع حمل از نظر عفونت تریکومونیازیس به دو روش کشت و میکروسکوپی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تمامی زنان آلوده (33 نفر) و 107 زن غیر آلوده که به روش نمونه‌گیری هدفدار از نوع سهمیه‌ای انتخاب شده بودند، با یکدیگر مقایسه شدند. مشخصات دموگرافیک و پارامترهای زنان و زایمان با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده و مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس وزن تولد نوزادان از پرونده مادران استخراج و درج گردید. یافته‌ها: میزان شیوع عفونت تریکوموناس واژینالیس 3/3 درصد (33 مورد) بود. میانگین سن بارداری زنان آلوده در زمان وضع حمل به طور معناداری کمتر از زنان غیر آلوده بود (5/4 ± 5/36 هفته در مقابل 9/1 ± 39 هفته، 009/0=P). پاریته بالاتر و شهرنشینی با افزایش معنادار خطر تریکومونیازیس واژینال همراه بود (05/0P<). هیچ ارتباط آماری معناداری بین عفونت تریکوموناس واژینالیس با سطح تحصیلات، روش زایمان، میزان درآمد خانوار و فراوانی موارد وزن کم هنگام تولد (LBW) مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: عفونت تریکوموناس واژینالیس با سن کم بارداری در زمان وضع حمل و پاریته بالاتر مرتبط است و هیچ رابطه‌ای بین تریکومونیازیس مادران باردار و کم وزنی نوزادان آن‌هادر سه ماهه اخر بارداری مشاهده نشد.


دکتر علی هانیلو، مهدی فرهادی، دکتر اصغر فضایلی، دکتر عباسعلی نوریان،
دوره 21، شماره 84 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری کیست هیداتیک یکی از مهم‌ترین بیماری‌های مشترک بین انسان و دام در بسیاری از نقاط دنیا است که توسط مرحله‌ی لاروی اکینوکوکوس گرانولوزوس اتفاق می‌افتد. شناسایی ژنوتیپ‌های مختلف ایزوله‌های انگل، میزبانان مرتبط و مسیرهای انتقال آن‌ها حایز اهمیت است. تاکنون تعداد 10 ژنوتیپ مختلف (G1-G10) بر پایه‌ی آنالیز مارکرهای ژنتیکی هسته و میتوکندری در مناطقی از جهان و ایران توصیف شده است. این مطالعه با هدف تعیین ژنوتیپ ‌ایزوله‌های حیوانی و انسانی کیست هیداتیک در استان زنجان انجام شد. روش بررسی: تعداد 86 نمونه شامل 49 نمونه‌ی گوسفندی، 28 نمونه‌ی گاوی از کشتارگاه و 9 نمونه‌ی انسانی کیست هیداتیک از بیمارستان‌های استان زنجان جمع‌آوری شد. پس از استخراج DNA ژنومی، ناحیه rDNA-ITS1 توسط PCR تکثیر و محصول به‌دست آمده با روش PCR-RFLPآنالیز گردید. یافته‌ها: اندازه‌ی قطعه‌ی ITS1 تکثیر یافته حدود bp 1000 به‌دست آمد. الگوهای قطعات به‌دست آمده از محصول PCR ناحیه rDNA-ITS1 بعد از برش با آنزیم‌های Msp1, Rsa1, Alu1 وTaq1 نشان داد که تمامی نمونه‌ها منطبق با استرین شایع گوسفندی هستند. نتیجه‌گیری: در این منطقه، استرین غالب اکینوکوکوس گرانولوزوس در دام‌ها و انسان همانند سایر مناطق مطالعه شده‌ی ایران، ژنوتیپ G1 یا همان استرین شایع گوسفندی است.


یداله نوری، دکتر فرهاد رحمانی‌نیا، دکتر بهمن میرزایی، دکتر حمید اراضی،
دوره 21، شماره 89 - ( 6-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: اطلاعات در مورد متابولیسم استراحتی و ترکیب بدنی برای تعریف برنامه‌ی تغذیه‌ی مناسب، تعادل انرژی و کنترل وزن مهم می‌باشد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه‌ی اثر برنامه‌ی تمرین هوازی و مقاومتی بر متابولیسم استراحتی و ترکیب بدنی مردان غیرفعال بود. روش بررسی: 28 نفر دانشجوی غیرفعال به صورت تصادفی به سه گروه، برنامه‌ی تمرین هوازی (8 نفر) تمرین مقاومتی (10 نفر) و شاهد (10 نفر) تقسیم شدند. برنامه‌های تمرین هوازی (دویدن، 3 جلسه در هفته، با شدت 65 الی 85 درصد HRmax) و مقاومتی (3 جلسه در هفته، 11 گروه عضلانی، 3 نوبت با 65 درصد 1RM) به‌مدت 6 هفته به اجرا درآمد. قبل و بعد از اجرای برنامه‌های تمرینی میزان متابولیسم استراحتی، ترکیب بدنی و حداکثر اکسیژن مصرفی آزمودنی‌ها تعیین شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد میزان متابولیسم استراحتی در گروه تمرین مقاومتی افزایش معنی‌داری داشت (05/0P<)، و نیز کاهش معنی‌داری در میزان متابولیسم استراحتی گروه تمرین هوازی مشاهده شد (05/0P<). در گروه شاهد تغییر معنی‌داری در میزان متابولیسم استراحتی مشاهده نشد. البته وقتی متابولیسم استراحتی به‌طور نسبی بر حسب توده‌ی بدون چربی محاسبه شد، هیچ تغییر معنی‌داری در مقدار متابولیسم استراحتی گروه‌ها مشاهده نشد. بعد از برنامه‌ی تمرین هوازی کاهش معنی‌داری در کلیه‌ی عوامل ترکیب بدن به وجود آمد. اما پس از برنامه‌ی تمرین مقاومتی افزایش معنی‌داری در مقدار توده‌ی بدون چربی بدن و BMI و کاهش معنی‌داری در درصد چربی بدن و توده‌ی چربی بدن مشاهده شد (05/0P<). نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد، کاهش وزن بیشتر به مقدار انرژی مصرفی تمرین ارتباط داشته باشد تا نوع تمرین و بین استفاده از تمرینات هوازی و مقاومتی در افزایش متابولیسم استراحتی و کاهش وزن تفاوت چندانی وجود ندارد.


دکتر رضا نوری، بهاره محمودیه، دکتر ارسلان دمیرچی، دکتر فرهاد رحمانی‌نیا، دکتر نادر رهنما، دکتر حمید امامی،
دوره 22، شماره 91 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: (عوامل رشد شبه انسولین) IGFs و برخی پروتئین‌های پیوندی آن می‌توانند سبب رخداد و بازرخداد سرطان پستان شوند. از طرفی، نقش فعالیت‌های ورزشی ترکیبی بر این عوامل مشخص نیست. از این‌رو، هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی تغییرات عوامل محور IGF و برخی پروتئین‌های پیوندی آن در زنان یائسه‌ی مبتلا به سرطان پستان پس از 15 هفته فعالیت ورزشی ترکیبی است. روش بررسی: بدین منظور 29 زن یائسه‌ی (با میانگین سن 31/6 ± 27/58 سال) مبتلا به سرطان پستان که جراحی، شیمی درمانی و پرتودرمانی دریافت کرده، در حال حاضر تحت هورمون درمانی بودند، به دو گروه تجربی و شاهد تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 15 هفته و هر هفته 4 جلسه (2 جلسه پیاده روی و 2 جلسه تمرین مقاومتی) به تمرین پرداختند. در این مدت گروه شاهد در هیچ برنامه‌ی فعالیت ورزشی یا بدنی شرکت نکردند. داده‌ها با استفاده از آزمون ANCOVA تجزیه و تحلیل شدند (05/0P≤). یافته‌ها: فعالیت ورزشی ترکیبی بر مقادیر IGF-1 (001/0P=) و IGFBP-3 (0001/0P<)، نسبت مولار IGF-1 به IGFBP-3 (0001/0P<) زنان یائسه‌ی مبتلا به سرطان پستان به طور معنادار اثر داشت. پس از 15 هفته، مقادیر IGF-1 در گروه تجربی 9 درصد کاهش و مقادیر IGFBP-3 28 درصد افزایش یافت. این نوع فعالیت نتواست تغییرات معناداری در مقادیر IGFBP-1 این افراد ایجاد کند (652/0P=). نتیجه‌گیری: به دلیل این‌که عوامل محور IGF و برخی پروتئین‌های پیوندی آن، نقش مهمی در ابتلا به سرطان پستان و بازرخداد آن ایفا می‌کنند، احتمالاً تعدیل این عوامل توسط فعالیت ورزشی ترکیبی بتواند بازرخداد سرطان پستان را به تعویق بیندازد.


مریم قاسمی برون، دکتر مهری غفوریان بروجردنیا، دکتر اکرم آهنگر پور، وسام کوتی، زهرا حسن‌زاده نوحی، مصیب نوری احمدآبادی،
دوره 22، شماره 93 - ( 4-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: گیاه کرفس متعلق به خانواده چتریان دارای مصارف غذایی و دارویی فراوان می‌باشد. حضور ترکیبات فیتواستروژنی در این گیاه گزارش شده است. این ترکیبات می‌توانند بر محور هیپوفیز گناد تاثیر بگذارند. هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی اثر عصاره‌ی هیدروالکلی برگ کرفس بر غلظت سرمی هورمون‌های تستوسترون، LH و FSH در موش‌های صحرایی نر بود. روش بررسی: در این مطالعه ی آزمایشگاهی 32 سر موش‌ صحرایی نر نژاد ویستار به چهار گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروه کنترل هیچ دارویی دریافت نکرد. گروه شاهد آب مقطر و گروه‌های تجربی دوزهای 200 و 300 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن عصاره‌ی هیدروالکلی برگ کرفس به مدت 20 روز متوالی به صورت دهانی دریافت کردند. پس از اتمام دوره‌ی تیمار موش‌ها بی‌هوش شده، خون گیری از قلب انجام گرفت و سطح سرمی هورمون‌های تستوسترون،LH و FSH با استفاده از روش آنزیمی مورد سنجش قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از آزمون آماری ANOVA تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: غلظت LH در گروه دریافت کننده‌ی دوز 200 میلی‌گرم بر کیلوگرم عصاره‌ی کرفس (mIU/dl 02/0 ±39/0)، نسبت به گروه کنترل (mIU/dl 01/0±67/0) و شاهد (mIU/dl 02/0±73/0) کاهش معنی‌داری را نشان داد (05/0P<). غلظت هورمون‌های FSH و تستوسترون در گروه‌های تجربی، اختلاف معنی‌داری با گروه کنترل نشان نداد (05/0 P>). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد عصاره‌ی گیاه کرفس در دوز 200 میلی‌گرم بر کیلو‌گرم، میزان LH را کاهش داده است، اما در دوز بالا اثر قابل ملاحظه‌ای بر غلظت سرمی هورمون‌ها نداشته است که احتمالا به دلیل وجود فلاونوئیدها و خواص آنتی اکسیدانی گیاه کرفس بوده است.


زهرا رحیمی، دکتر محمد حسین علیزاده، دکتر رضا نوری، دکتر زهرا رجحانی،
دوره 22، شماره 95 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهشگران آسیب‌پذیری بالاتر زنان ورزشکار را با عدم تعادل عملکردی عضلات همسترینگ و چهارسررانی مرتبط می‌دانند و استفاده از روش‌های مختلف تمرینی را به‌منظور کسب الگوهای عملکردی عضلانی مناسب، پیشنهاد کرده‌اند. هدف این تحقیق بررسی تاثیر تمرین‌های عصبی عضلانی، قدرتی و ترکیبی بر نسبت قدرت همسترینگ به چهارسر در زنان بسکتبالیست حرفه‌ای بود. روش بررسی: ۴۲ نفر بسکتبالیست زن با میانگین سن (۸۸/۱±۷۳/۲۰) سال و قد (۵۷/۶±۴۷/۱۷۲) سانتی‌متر و وزن (۹۸/۴ ±۵۴/۶۳) کیلوگرم و شاخص توده‌ی بدنی (۱۷/۱ ± ۳۶/۲۱) کیلوگرم/متر مربع، در قالب ۳ گروه آزمایش و یک گروه کنترل انتخاب و گروه‌های آزمایش به مدت شش هفته برنامه‌های تمرینی را انجام دادند. نسبت عملکردی قدرت همسترینگ به چهار سر در چهار گروه قبل و بعد از برنامه‌ی تمرینی با استفاده از دستگاه دینامومترایزوکینتیک بایودکس ۴، اندازه‌گیری و محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با آزمون‌های تی زوجی، تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و توکی انجام شد. یافته‌ها: اختلاف میانگین نسبت قدرت عملکردی در پیش و پس آزمون در گروه تمرینات قدرتی در هر سه سرعت زاویه‌ای معنادار بود (05/0>P). بین گروه تمرینات قدرتی و گروه کنترل نسبت به دیگر گروه‌های تمرینی تفاوت مشهودتری در رابطه با افزایش نسبت عملکردی قدرت همسترینگ به چهارسر مشاهده شد. نتیجه گیری: تجویز تمرین‌های قدرتی اندام تحتانی در برنامه‌های تمرینی پیشگیری از آسیب، موجب بهبود نسبت عملکردی قدرت خواهد شدوممکن است باعث کاهش خطر آسیب شود.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb