جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای گل محمدی

ابوالفضل نظریان ، دكتر تقی گل محمدی ،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1371 )
چکیده


دكتر تقی گل محمدی ، دكتر منوچهر نخجوانی ، دكتر ناصر ملک نیا ، هاجر سلطانی ،
دوره 2، شماره 5 - ( دو فصلنامه 5-6 1373 )
چکیده


دكتر تقی گل محمدی ، دكتر منوچهر نخجوانی ، دكتر ناصر ملک نیا ، هاجر سلطانی ،
دوره 2، شماره 7 - ( دو فصلنامه 7-8 1373 )
چکیده


دکتر محمد رضا جعفری، سمیه گل محمدی، فرشته غیاثوند،
دوره 14، شماره 57 - ( دى 1385 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: کانابینوییدها اثر بی‌دردی وابسته به دوز درحیوانات و انسان دارند که این اثر از طریق گیرنده‌های کانابینوییدی (CB1 ،CB2 ) انجام می‌گیرد. بعضی مطالعات نشان داده‌اند که گیرنده‌های CB2 درسیستم عصبی‌مرکزی (CNS ) وجود ندارند ولی برخی محققین به حضور تعداد کم (اما با اهمیت) از این نوع گیرنده در سیستم اعصاب مرکزی اعتقاد دارند. تا به امروز مطالعه‌ای در مورد تزریق مرکزی یک آگونیست گیرنده‌ی CB2 و بررسی تأثیر بی‌دردی آن انجام نشده است. در مطالعه‌ی حاضر اثر بی‌دردی تزریق مرکزی و محیطی JWH133 به عنوان یک آگونیست گیرنده‌ی CB2 مورد بررسی قرار گرفته است. روش ‌بررسی: در این تحقیق از موش‌های سوری نر استفاده شده است. جهت بررسی اثر مرکزی دارو، ابتدا موش‌ها استریوتاکس شده و یک کانول از جنس فولاد ضدزنگ در بطن چپ مغزی حیوان قرار داده شد. پس از یک هفته، JWH133به طور مستقیم داخل بطن مغز تزریق گردید. برای بررسی اثر محیطی، داروی JWH133 به صورت صفاقی تزریق گردید. ارزیابی درد با استفاده از روش فرمالین در موش‌ها انجام شد. یافته‌ها: تزریق داخل مغزی داروی JWH133 فاقد اثر بی‌دردی بوده ولی تزریق داخل صفاقی این ماده اثر بی‌دردی نشان داده است. نتیجه‌گیری: با توجه به بی‌اثر بودن تزریق مرکزی آگونیست گیرنده‌ی CB2‌‌ ، شاید بتوان پیش‌بینی کرد که در مغز موش، گیرنده‌ی CB2 مؤثر بر بی‌دردی وجود نداشته باشد.


دکتر نوروز نجف‌زاده، دکتر ملیحه نوبخت، کوروش منصوری، علی نیاپور، محمد‌قاسم گل محمدی،
دوره 20، شماره 83 - ( 6-1391 )
چکیده

چکیده زمینه و هدف: ضایعه نخاعی در دنیا از شیوع بالایی برخوردار است، هم اکنون جهت ترمیم علایم حسی و حرکتی بعد از ضایعات نخاعی روش درمانی خوبی وجود ندارد. به‌دنبال تحقیق و پژوهش پیرامون نحوه‌ی درمان ضایعات نخاعی، استفاده از سلول‌های بنیادی، دریچه‌ی نوینی را به روی محققین گشوده است. در این ارتباط سلول‌های بنیادی می‌تواند مشتق از منابع متفاوتی باشد. در این تحقیق با توجه به‌ویژگی خاص ناحیه‌ی بالج فولیکول مو که حاوی سلول‌های بنیادی چند ظرفیتی با قدرت تکثیری بالا و قابلیت دسترسی آسان می‌باشد، از این سلول‌ها جهت ترمیم ضایعات حاصله در نخاع استفاده می‌کنیم. در این مطالعه، سلول‌های بنیادی فولکیول مو بعد از جداسازی و کشت در آزمایشگاه، به مدل ضایعه‌ی نخاعی پیوند زده شد. روش بررسی: سلول‌های بنیادی بیان کننده‌ی نستین از ناحیه‌ی بالج فولیکول موی موش صحرایی نژاد ویستار جدا شد، در مرحله‌ی بعد 14 سر موش صحرایی ضایعه نخاعی شدند و سلول‌های بنیادی جدا شده به محل ضایعه پیوند زده شد. هشت هفته بعد از پیوند، بهبودی رفتاری حیوان با روش نمره‌دهی BBB، و تغییرات فعالیت عضلانی با روش EMG، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج بررسی رفتاری با مقیاس BBB، نشان داد که نمره‌ی BBB در گروه پیوندی نسبت به گروه کنترل، زیاد بود و در پایان هفته‌ی هفتم و هشتم میزان بهبودی عملکرد حرکتی در گروه پیوندی بهتر بود (023/0P=) که این میزان برای گروه پیوندی 32/0 ± 64/15 و برای گروه شم 45/0± 8/12 بود و در حیوانات گروه پیوندی تخلیه‌ی شارژها و سیگنال‌های EMG، طولانی بود (05/0P<). نتیجه‌گیری: ما در این مطالعه نشان دادیم که سلول‌های بنیادی فولیکول موی موش صحرایی، بعد از تزریق به داخل ضایعه‌ی نخاعی، می تواند در ترمیم و جایگزینی سلول‌های عصبی و گلیال تخریب شده موثر واقع شود و باعث بهبودی حرکتی و فعالیت عضلانی شود.


دکتر میترا گل محمدی، دکتر پیمان منصوری، دکتر مینا جعفری جاوید، دکتر حمیدرضا خلخالی، دکتر میر موسی آقداشی،
دوره 21، شماره 89 - ( 6-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: هیپوتانسیون به‌دنبال انستزی اسپاینال در عمل سزارین همواره یک مشکل کلینیکی محسوب می‌شود. نقش کریستالوئیدها به‌صورت پره لود در پیشگیری از هیپوتانسیون ناشی از اسپاینال امروزه مورد تردید قرار گرفته است. با این وجود تعدادی از مطالعات نشان داده‌اند که تجویز کریستالوئیدها بلافاصله بعد از تزریق اسپاینال بسیار موثر می‌باشد. اثرات تجویز کولوئیدها به‌صورتLoad - Coدر عمل سزارین به‌میزان کافی مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف از این مطالعه‌ مقایسه‌ی اثرات تجویز هتاستارچ 6 درصد به‌صورت Pre-Load و Co-Load بر روی پیشگیری از هیپوتانسیون به‌دنبال اسپاینال در سزارین می‌باشد. روش بررسی: این مطالعه به‌صورت‌کار آزمایی بالینی، بر روی 112 بیمار با کلاس ASA ((I,II که تحت سزارین الکتیو قرار گرفتند، انجام شد. بیماران به دوگروه تقسیم شدند، گروه اول 500 میلی‌لیتر هتاستارچ به‌صورت سریع قبل از انجام اسپاینال (گروه Pre-loading، 56 نفر) و گروه دوم، 500 میلی‌لیتر هتاستارچ به‌صورت سریع بعد از اسپاینال (گروه Co-Loading، 56 نفر) دریافت کردند. سپس میزان شیوع هیپوتانسیون و میزان دریافت وازوپرسور (مخلوط 5 میلی‌گرم افدرین + 25 میکروگرم فنیل افرین در هر میلی‌لیتر) جهت درمان هیپوتانسیون مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. یافته‌ها: اختلاف معنی‌داری بین شیوع هیپوتانسیون بین دو گروه مشاهده نشد (58/0 P=). میزان مصرف وازوپرسور در گروه Pre-Loading، 1±2/2 میلی‌لیتر در مقایسه با گروه Co-Loading، 7/0±7/1 میلی‌لیتر بود (04/0 P=) که این اختلاف معنی‌دار ‌بود نتیجه‌گیری: تجویز کولوئیدها به‌صورت Co-Loading به اندازه‌ی تجویز آن‌ها به‌صورت Pre-Loadingدر کاهش هیپوتانسیون ناشی از آنستزی اسپاینال در اعمال سزارین موثر می باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | ZUMS Journal

Designed & Developed by : Yektaweb