Zanjan University of Medical Sciences پست الكترونيك · درباره دانشگاه · اخبار دانشگاه · نقشه پايگاه · كتابخانه · English
شناسه کاربری رمز عبور ثبت نام در پایگاه | فراموشی رمز
بخش‌های اصلی
در باره ما::
پرسنل کتابخانه::
پایگاههای اطلاعاتی و منابع تخصصی مرتبط ::
تازه های کتابخانه::
محتوای های آموزشی ::
کارگاه های آموزشی::
منابع کتابخانه::
تبلیغات و اطلاع رسانی خدمات کتابخانه(بروشور) ::
آئین نامه ها::
اخبار و اطلاعیه ها::
گزارش عملکرد کتابخانه ::
گالری تصاویر::
نقشه سایت::
پرسش ار کتابدار::
فرم نظر سنجی::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
سامانه نوپا
..
سامانه منبع یاب

http://rsf.research.ac.ir
..
:: دفاع پایان نامه ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۱۲/۱۰ | 


    نام دانشجو: دکتر  محمد صادق نوین
    استاد راهنما: دکتر  ستار جعفری
    استاد مشاور : دکتر  سعید منصوری  ،  دکتر  نیما معتمد
    گروه : داخلی




عنوان طرح : بررسی تاثیر درمان تزریق مداوم و متناوب پنتاپرازول وریدی در خونریزی های گوارشی فوقانی با ریسک بالا در بیماران بستری در بیمارستان ولیعصر زنجان

مقدمه : خون‌ریزی دستگاه گوارشی فوقانی در اثر صدمه و آسیب موضعی است که سبب زخم مخاطی در معده و اثنی عشر می‌شود. خونریزی‌های فوقانی دستگاه گوارش از جمله موارد فوریت‌های طب داخلی است و 30 تا 40  درصد بیماران را افراد بالای 60 سال تشکیل می‌دهند. در گذشته خونریزی‌های گوارشی در سالمندان پر مخاطره  بوده و با مرگ و میر و نیاز به جراحی‌های بیشتر نسبت به قشر جوان‌تر همراه بوده است. ما در این مطالعه بر آن شدیم با بررسی اثر بخشی تزریق مداوم و منتاوب وریدی پنتوپرازول به عنوان مهارکننده های پمپ پروتن در بیماران خونریزی گوارشی فوقانی بستری شده مزایا و معایب این دو روش تزریق را با هم مقایسه کرده و موثر ترین روش را پیشنهاد کنیم.
روش بررسی : بیماران بر اساس معیار های ورود و خروج انتخاب و به دو گروه مساوی تقسیم شدند. ابتدا زخم پپتیک و نوع آن در ایشان به صورت آندوسکوپیک بررسی شده و سپس وارد یکی از گروه های با تزریق مداوم و تزریق متناوب پنتوپرازول شدند. پس از سه روز زخم گوارشی مجدد رویت شد و نتایج درمانی میان دو گروه مقایسه شد. اطلاعات میزان دریافت پکسل در دوگروه و همچنین طول مدت بستری بیمارستانی و نیاز به جراحی اورژانسی در هر دو گروه از بیماران پس از تکمیل دوره درمانی مقایسه شد.
نتایج:  نمای زخم های بیماران 3 روز پس از شروع درمان در گروه انفوزیون مداوم مداوم 28 نفر زخم تمیز، 3 نفر زخم پیگمانته و 8 نفر رگ مشهود بدون خونریزی بود و در گروه متناوب به ترتیب 35 نفر زخم تمیز و 5 نفر زخم پیگمانته بود. از این نظر دو گروه با هم تفاوت معنادار داشتند به طوری که زخم های با رگ قابل مشاهده در گروه انفوزیون مداوم مداوم مداوم به طور معناداری از گروه تزریق متناوب بیشتر بود. 6 بیمار در گروه انفوزیون مداوم مداوم دچار خونریزی مجدد 3 روز پس از شروع درمان شدند که این آمار در گروه متناوب صفر بود. دو گروه از این نظر تفاوت معناداری داشتند به طوری که در گروه انفوزیون مداوم مداوم افراد دچار خونریزی مجدد بیشتر بودند. در هیچ یک از دو گروه درمانی مرگ و میر وجود نداشت  و در هر دو گروه 28 نفر نیاز به تزریق پک سل داشتند. میانگین طول مدت بستری در گروه انفوزیون مداوم مداوم 2.55±5.45 روز و در گروه متناوب 0.92±4.35 روز بود. که از این نظر دو گروه تفاوت معناداری داشتند و طول مدت بستری در گروه انفوزیون مداوم مداوم به طور معناداری بیشتر بود. 3 بیمار در گروه انفوزیون مداوم مداوم نیازمند جراحی شدند که از نظر آماری تفاوت معناداری با گروه متناوب نداشت.
نتیجه گیری و پیشنهادات : با توجه به این نتایج ، پیامد های استفاده تزریق متناوب از پنتوپرازول نسبت به انفوزیون مداوم مداوم آن بهتر بوده لذا توصیه میشود در رویکرد درمانی به بیماران با خونریزی گوارشی فوقانی ناشی از زخم پپتیک از تزریق تزریق متناوب پنتوپرازول به جای انفوزیون مداوم مداوم آن استفاده شود.

واژه های کلیدی : خونریزی گوارشی، دستگاه گوارشی فوقانی، پنتوپرازول، انفوزیون مداوم مداوم وریدی، درمان اندوسکوپیک
 

Abstract 
Title: The effect of continuous and intermittent intravenous pentaprazole injection on high risk upper GI  bleeding in patients admitted to Valiasr Hospital in Zanjan
Back ground: Upper gastrointestinal bleeding is caused by local injury and damage resulting in gastric mucosal lesions. Upper gastrointestinal bleeding is one of the urgent issues of internal medicine, and 30% to 40% of patients are over 60 years of age. In the past, gastrointestinal bleeding has been at high risk in the elderly and has been associated with death and needed for more surgery than younger ones. In this study, we compared the advantages and disadvantages of these two methods of injection with the comparison of the efficacy of continuous and infusion protein pump inhibitors usage method
Method: Patients were selected based on inclusion and exclusion criteria and divided into two equal groups. First, the gastrointestinal ulcer was examined endoscopically and then one of the groups was continuously injected and the other group was treated with infusion of pantoprazole. After three days, gastrointestinal ulcer was evaluated and the therapeutic results were compared between the two groups. The data on the rate of packed cell need in two groups, as well as the length of hospitalization and the need for emergency surgery were compared in both groups after completing the course of treatment.
Results: Patients' wounds were observed 3 days after the start of treatment in the infusion group, 28 were clean wounds, 3 had pigmented ulcers and 8 showed no bleeding episodes. In the intermittent group, 35 had clean wounds and 5 had pigmented ulcers. In this regard, the two groups showed a significant difference, so that the visible vessel in the infusion group were significantly more than the intermittent group. Six patients in the infusion group had recurrent hemorrhage 3 days after initiation of treatment, which was zero in the intermittent group. The two groups had a significant difference in this regard, so that in the infusion group, people were more likely to have recurrent hemorrhage. There were no deaths in either of the two treatment groups, and in both groups, 28 patients needed to inject packed cell. The mean duration of hospitalization in the infusion group were significant different in this regard the duration of hospitalization in the infusion group was significantly longer. Three patients in the infusion group needed surgery, which did not have a significant difference with the intermittent group.
Conclusion: According to these results, the outcomes of intermittent use of pantoprazole are better than its infusion. Therefore, it is recommended that patients with upper gastrointestinal bleeding be treated with intermittent injection of pentoprazole instead of the infusion
Key words: gastrointestinal bleeding, upper gastrointestinal tract, Pantoprazole, intravenous infusion

PDF

 
دفعات مشاهده: 42 بار   |   دفعات چاپ: 2 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
:: دفاع پایان نامه ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۱۰/۲۶ | 

                                                                             پایان نامه : دکترای عمومی
                                                                      نام دانشجو:
سعید تقیلو
                                                                       استاد راهنما: دکتر امیرحسین مقتدر مژدهی
                                                                        استاد مشاور: دکتر نیما معتمد
                                                                        تاریخ دفاع پایان نامه : 1398/10/9
                                                                        گروه : عفونی

عنوان طرح : بررسی میزان اگاهی  و عملکرد پرستاران شاغل در بیمارستان های  ولیعصر و موسوی استان زنجان در مورد اهمیت شستشوی دست

چکیده:
مقدمه : بهداشت دست در پیشگیری از عفونت های بیمارستانی می تواند نقش عمده ای را ایفا کند. عفونت های بیمارستانی اغلب باعث مرگ و میر و افزایش ناتوانی در میان بیماران می شود.
مطالعه حاضر به منظور ارزیابی  وضعیت بهداشت دست پرستاران بیمارستان های موسوی و ولیعصر براساس پرسشنامه سازمان  بهداشت جهانی هدایت شد.
روش کار:در این مطالعه که در شهریور 98 انجام شد، 165 پرستار از بخش های داخلی،جراحی،اطفال،زنان  و عفونی بیمارستان های آموزشی ولیعصر و موسوی وارد مطالعه شدند. پرسشنامه سازمان بهداشت جهانی که وضعیت موجود در بخش های بیمارستانی را از لحاظ بهداشت دست در 5 بعد تغییر سیستم ،آموزش و تمرین ، ارزیابی و بازخورد ، یادآوری در محل کار و موسسات یا نهاد های منطقه ای ایمنی برای بهداشت دست را می سنجد در اختیار شرکت کنندگان مطالعه قرار گرفت و از آنها خواسته شد که پرسشنامه ها را تکمیل نمایند در پایان داده ها وارد نرم افزارSPSS  و تجزیه و تحلیل شد.
نتایج : از 165 نفر  شرکت کننده  وضعیت سیستم دست را در ابعاد مختلف %1.2  معادل(2) نفر درحد نامناسب %28.5معادل (47) نفردرحد ابتدایی و% 60.6معادل(100) نفر درحد متوسط %9.7 معادل (16) نفردرحد پیشرفته  گزارش کردند.برخی از  ابعاد به خصوص سیستمی که مربوط به در اختیار بودن امکانات و تجهیزات بهداشت دست می باشد وضعیت مناسبی نداشت.
نتیجه گیری و پیشنهادات :اکثریت شرکت کنندگان وضعیت سیستم دست را در ابعاد مختلف درحد متوسط و یا پیشرفته گزارش کردند. با این حال برخی از  ابعاد به خصوص سیستمی که مربوط به در اختیار بودن امکانات و تجهیزات بهداشت دست می باشد وضعیت مناسبی نداشت.
پیشنهادات: با توجه به پایین بودن نمره تعلق گرفته به وضعیت سیستم، مدیران و مسئولان بیمارستانی اهتمام بیشتری در تهیه تجهیزات و امکانات مربوط به بهداشت دست به خرج دهند. هدایت مطالعات با حجم نمونه بالاتر و چند مرکزی و  در سطح ملی بر اساس پرسشنامه سازمان بهداشت جهانی انجام شود و هدایت ممیزی های منظم و نظارت دقیقتر مدیران بر فرایند های بهداشت دست با توجه به نمره نسبتا پایین کسب شده در رابطه با بعد ارزیابی و بازخورد توصیه می شود.
واژه های کلیدی : بهداشت دست , پرستاران ، اگاهی
 

Student Name: Saeid Taghilou
Thesis Supervisor: AH  Moghtader , MD
 
Abstract:
 
Title: Evaluation of Knowledge and Practice of Nurses Working in Zanjan Mousavi and Valiasr Hospitals about Importance of Hand Washing
 
Background: Hand hygiene has a critical role in the prevention of nosocomial infections.Tthis study was conducted to evaluate the hand hygiene of  Mousavi and Valiasr hospitals nurses based on WHO questionnaire.
Method: A total of 165 nurses in major units of two teaching hospitals in September 2019  was included in the study. The WHO questionnaire with 5 dimensions of system change , education and learning , evaluation and monitoring , recall at work ,institutional safety and climate for hand hygiene, was applied..The data were enterd into spss software and analyzed.
Results: Of the 165 participants, the status of the hand system in various dimensions was reported to be 1.2% equal to 2 persons,inappropriate, 28.5% equal to 47 persons,primary, 60.6% equal to 100 persons,moderate,and 9.7% equal to 16 persons,advanced.However, the availability, of equipment was not in a good situation. We recommend that regular hand hygiene equipment be provided due to a low current costs.
Conclusion: The majority of participants rated the hand system status as moderate or advanced. However, some dimensions related to the availability of the equipment of the hand hygiene were not in good conditions.
Due to the low score assigned to the system, it is recommended hospital managers and authorities make more efforts to provide health facilities for hospitals.we suggest that studies be conducted with higher and multicenter sample size at national level based on the WHO questionnaire.also,we recommend conducting regular audits and supervising managers more closely on the hand hygiene process due to the relatively low grade obtained in relation to the evaluation and feedback dimension.
Key words:Hand hygiene, Nurse, Knowledge
 

PDF

                      


 



 

دفعات مشاهده: 100 بار   |   دفعات چاپ: 4 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
:: پایان نامه : دستیاری تخصصی داخلی ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۱۰/۹ | 
                                                                          پایان نامه :دستیاری تخصصی داخلی
                                                        
نام دانشجو: امیر حسین شکروی
                                                         استاد راهنما: دکتر ایوب پزشکی
                                                         استاد مشاور: دکتر فرزانه کرمی تنها
                                                         گروه : داخلی

عنوان طرح : بررسی زمان بهبودی پس از هر دیالیز و متغیرهای مرتبط با آن در بیماران دیالیزی مراجعه کننده به بیمارستان ولیعصر(عج) زنجان در سال 98-1397

چکیده:

مقدمه : ارزیابی کیفیت زندگی در بیماران همودیالیزی مزمن میتواند در ارتقا سطح زندگی این بیماران و  ارزیابی روش های درمانی جدیدتر موثر واقع شود . هدف ، بررسی زمان بهبودی بعد از هر نوبت دیالیز و متغیرهای مرتبط با آن از جمله کفایت دیالیز می باشد.
روش بررسی : این پژوهش بصورت مقطعی تحلیلی در 120 بیمار از مرکز درمانی حضرت ولیعصر و انجمن دیالیز استان زنجان انجام شد. زمان بهبودی ،کفایت دیالیز ، سن ، جنس ،طول مدت همودیالیز ، میزان UF (اولترا فیلتراسیون) و وقوع افت فشارخون در حین دیالیز یرای هر بیمار در چهار نوبت در طی دو ماه مورد بررسی قرار گرفت آنالیز داده ها با استفاده از آزمون t مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه صورت گرفت.
نتایج : میانگین سنی بیماران مورد مطالعه 60 سال بوده است و درصد وقوع افت فشارخون (35.45%) در بیماران با افزایش زمان بازتوانی بعد از دیالیز بطور معناداری افزایش یافت(P value=0.024) . سایر متغیرها با زمان بهبودی بعد از هربار همودیالیز ارتباط معناداری نداشت. مهم ترین علت زمان بازتوانی طولانی ، ضعف و بیحالی وکرامپ عضلانی(45.45%) بوده است و فاکتورهایی نظیر سن، جنس، طول مدت دیالیز و میزان اولترافیلتراسیون ارتباط معنی داری با زمان بهبودی ندارد.
نتیجه گیری و پیشنهادات : اقداماتی نظیر ممانعت از افت فشارخون بعد از هر جلسه دیالیز و کاهش عوامل موثر بر بروز ضعف جسمانی و کرامپ عضلانی میتواند در بهبود کیفیت سلامت زندگی بیماران همودیالیزی موثر باشد
واژه های کلیدی : زمان بازتوانی ، کفایت دیالیز ، همودیالیز مزمن.
 
Abstract
Title: Investigation of Time to Recovery after a Hemodialysis Session and its association with Selected Variables in Patients under Hemodialysis treatment referred to Zanjan Valiasr Hospital in 2019.
Background: Evaluating the health related quality of life in haemodialysis (HD) Patients (HRQOL) can contribute to improving their life and assessing newer HD treatments. We aimed to study the association of time to recover (TTR) after completing a conventional HD session with the clinical and demographic features such as dialysis adequac
Method: This cross-sectional study was carried out in Zanjan Valiasr Hospital and Dialysis centre on 120 patients maintained on three times/week HD sessions. The TTR, Dialysis adequacy, age, gender, duration of HD session, amount of ultra-filtration and the occurrence of hypotension during HD were evaluated for each patient four times during a period of two months. Data were analysed using one way ANOVA and T-test and the means were considered significantly different at p-value <0.05.
Results: Data showed that the mean age of the patients in this study was 60 and the mean percentage of the occurrence of hypotension (35.45%)increased significantly as the TTR increased (P value: 0.024), whereas the other clinical and demographic features such as age, gender, duration of dialysis, amount of ultrafiltration did not significantly relate to the TTR. Apathy, weakness and muscle cramp (45.45%) were considered as the main causes of prolonged recovery time.
Conclusion: Different attempts such as preventing the occurrence of hypotension after each dialysis session and reducing the factors leading to apathy, weakness and muscle cramp can contribute to improving the health quality of life in hemodialysis patients.
Key words: Time to recovery , Dialysis adequacy, Chronic Hemodialysis
دفعات مشاهده: 114 بار   |   دفعات چاپ: 2 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
:: دفاع پایان نامه ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۸/۱۶ | 

                                                         پایان نامه :دستیاری تخصصی اعصاب
                                                        
نام دانشجو: نوشین علامه زاده
                                                         استاد راهنما: دکتر مهران یوسفی
                                                         استاد مشاور: دکتر سعیده مظلوم زاده
                                                         گروه : اعصاب

عنوان : مقایسه تاثیر دو برند فینگولیمود(دانلوین و اسوه) بر عود کلینیکی و تصویر برداری (MRI) و تعداد لنفوسیت در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروز (RRMS)
استاد / اساتید راهنما:  دکتر مهران یوسفی
استاد / اساتید مشاور: دکتر سعیده مظلوم زاده
نام دانشجو: نوشین علامه زاده
سال: 1398/08/14

چکیده:
مقدمه: بیماری MS بیماری التهابی مزمن سیستم عصبی مرکزی CNS)) می باشد که حدود 85 درصد از نوع ریلاپسینگ-رمیتینگ (RRMS) می باشد. ریلاپس جزء مهمی از فعالیت بیماری میباشد که بر کیفیت زندگی بیمار تاثیر میگذارد.اولین داروی خوراکی که به عنوان خط اول درمان بیماری MS مورد تایید قرار گرفت داروی فینگولیمود بود. هدف از این مطالعه مقایسه تاثیر دو برند فینگولیمود(دانلوین و اسوه) بر عود کلینیکی و تصویر برداری (MRI) و تعداد لنفوسیت در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروز (RRMS) می باشد.
مواد و روش بررسی: این مطالعه به روش کوهورت گذشته نگر می باشد. مطالعه بر روی بیماران مبتلا به RRMS که دو برند فینگولیمود را مصرف می کردند انجام گرفت که میزان ریلاپس بالینی و تصویر برداری (MRI)و نیز تعداد خالص لنفوسیت های (ALC) را در آخرین سال مصرف داروی مذکور در یک بازه زمانی 12 ماهه بین دو گروه بیست نفره مورد مقایسه قرار گرفت.
نتایج: در دو گروه تفاوت معناداری بین متغیر ها از جمله سن، جنس، مدت بیماری و تعداد خالص لنفوسیتها وجود نداشت. مقایسه ریلاپس کلینیکی و تصویر برداری نیز تفاوت آماری معناداری نشان نداد. در گروه اول(اسوه) هیچ موردی از MRI مثبت وجود نداشت و1 مورد ریلاپس بالینی مشاهده شد. در گروه دوم(دانلوین)  4 مورد MRI مثبت داشتند و 3 مورد ریلاپس بالینی نشان دادند.
نتیجه گیری و پیشنهادات: آنالیز داده ها نشان داد تفاوت معناداری در ریلاپس کلینیکی و تصویر برداری و تعداد لنفوسیت ها در دو گروه دارویی وجود نداشت. نتیجه حاضر نشان داد استفاده از هر کدام از برند ها ترجیح خاصی بر دیگری ندارد.
 
Abstract
Comparison of two brand of fingolimod (osve & danelvin) in clinical and radiological(MRI) relapse rate and ALC in RRMS
 Background: Multiple sclerosis is a chronic inflammatory disease of central nervous system. Approximately 85% of patients suffer from relapsing-remitting (RRMS) type. Relapse is an important factor of disease activity affecting life quality. Fingolimod was first oral drug that approved for first line disease treatment. The purpose of this study is  comparison of two brand of fingolimod (osve & danelvin) in clinical and radiological (MRI) relapse rate and ALC in RRMS patients
Method: This study was performed as a retrospective cohort on patients with RRMS that use two brand of fingolimod ( osve vs danelvin) at least for one year. Each group contains 20 patients. Then clinical relapse and imaging relapse were compared in groups on 12 month period.  And also ALC was compared in groups
Results: the result showed that there was no significant difference between two groups regarding age, sex, duration of disease, ALC. Comparison of imaging and clinical relapse demonstrated no significant difference: 1 clinical relapse and no imaging relapse in first group (osve) and 3 clinical relapse and 4 imaging relapse in second group
Conclusion: according to the study result no significant difference was seen between two groups and no one has superiority on disease process
        
 PDF                                                                                                       
دفعات مشاهده: 174 بار   |   دفعات چاپ: 9 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
:: دفاع پایان نامه ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۸/۱۶ | 

                                                         پایان نامه :دستیاری تخصصی داخلی
                                                         نام دانشجو:
حسین حسنی
                                                         استاد راهنما:دکتر مجتبی فتحی، دکترسعید منصوری
                                                         استاد مشاور: دکتر نیما معتمد، دکتر جلال حجازی
                                                         گروه : داخلی


عنوان : بررسی ارتباط بین سطح سرمی آنتی‌اکسیدان ها با مراحل مختلف (Stages) سرطان کولورکتال
استاد راهنما: دکتر مجتبی فتحی، دکترسعید منصوری
اساتید مشاور: دکتر نیما معتمد، دکتر جلال حجازی
دانشجو: حسین حسنی
سال:  12/ 08/ 1398  
چکیده:
مقدمه : سرطان کولورکتال سومین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان در بین مردان و زنان و سومین سرطان شایع در دنیا میباشد. استرس اکسداتیو نقش مهمی در پاتوژنز اکثر بیماری ها ازجمله سرطان دارد. در این مطالعه فاکتور های شاخص آنتی اکسیدان (کاتالاز، سوپر اکسید دیسموتاز، مالون دی آلدهید و ظرفیت آنتی اکسیدان تام) در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال و افراد سالم به عنوان کنترل تعیین گردید سپس ارتباط آنها با مراحل مختلف سرطان کولورکتال مورد برسی قرار گرفت هدف از انجام اندازه گیری این آنتی‌اکسیدان‌ها کمک به جلوگیری از پیشرفت مرحله سرطان به مراحل بالاتر است
روش بررسی :  بیماران تاره تشخیص داده شده مبتلا به سرطان کولورکتال که جهت شروع شیمی درمانی به درمانگاه انکولوژی بیمارستان ولیعصر مراجعه می­کردند پس از اخذ رضایت آگاهانه و توضیحات کافی مربوط به مطالعه، انتخاب شدند. در این بیماران مراحل مختلف سرطان کولورکتال قبل از شروع درمان توسط جراح و پاتولوژیست تعیین شده بود سپس از بیماران و افراد سالم(افردی هستند که به عللی جهت کولونوسکوپی مراجعه و در کولونوسکوپی یافته غیر طبیعی نداشته اند) نمونه‌گیری و جداسازی سرم انجام گرفت. و در مرحله بعد شاخص‌های آنتی اکسیدان جهت بررسی ارتباط مراحل مختلف سرطان کولورکتال با شاخص‌های آنتی اکسیدان اندازه گیری شد. از بیماران و گروه شاهد 5 سی سی خون گرفته شد که به جداسازی سرم آن پرداخته‌شده و نمونه‌ها برای نگهداری کوتاه مدت  به یخچال منهای 20 درجه و برای  نگهداری بلند مدت به یخچال منهای 80 درجه  منتقل شدند. نمونه های سرم پس از جمع آوری و رسیدن نمونه ها به تعداد مورد نظر به آزمایشگاه  بیوشیمی دانشکده پزشکی منقل شده و توسط متخصصین بیوشیمی سطح آنتی‌اکسیدان‌های سرمها با دستگاه اسپیکتروفتومتر اندازه گیری شدند.
نتایج : در این مطالعه 117 نفر شرکت کرده بودند که 59 نفر آنان نرمال بوده و 58 نفر مبتلا به سرطان کولورکتال بوده‌اند. میانگین آنتی‌اکسیدان‌ها به تفکیک گرید های سرطان و گروه نرمال بر حسب relative OD نمایش داده شده است. در این مطالعه سطح SOD بین نرمال و تمامی گریدها (P=0/029)، بین گرید 2 و گرید 3 (p=0/049)و چهار (P=0/015)تفاوت معنادار مشاهده گردید ولی بین 3 و 4   تفاوت معناداری وجود ندارد. در سطح GSH هم تفاوت معنادار بین گروه سالم و سرطانی دیده شد (P=0/037)، همچنین با افزایش گرید سرطان سطح این آنتی‌اکسیدان کاهش یافته است. در سطح MDA تفاوت معنادار بین گروه سالم و سرطانی وجود دارد(P=0/004)، همچنین با افزایش گرید سرطان سطح این آنتی‌اکسیدان کاهش یافته است. در سطح FRAP بین تمامی گروه ها دو به دو تفاوت معنادار بوده (P=0/029)و سطح آنتی‌اکسیدان با افزایش گرید کاهش یافته است.
نتیجه گیری و پیشنهاد‌ها : نتایج مطالعه نشان میدهد با افزایش گرید سرطان سطح آنتی اکسیدان های بیماران کاهش میابد. در این پژوهش نشان داده شد که سطح آنتی اکسیدان ها با گرید کنسر کولورکتال ارتباط دارد
واژه‌های کلیدی : ظرفیت آنتی اکسیدان، مراحل سرطان کولورکتال
 
Abstract
Title: Assessment of relation between Serum Antioxidant capacity and different stages of Colorectal cancer

Back ground: Colorectal cancer is the third leading cause of cancer deaths among American men and women and the third most common cancer. In this study, antioxidant index factors (catalase, superoxide dismutase, malondialdehyde and total antioxidant capacity) were measured in patients with colorectal cancer and healthy controls. The purpose of measuring these capacities is to help prevent the cancer from progressing to a higher stage. (By knowing the amount of antioxidant deficiency, by prescribing the required amount of antioxidant to patients with colorectal cancer, it compensated for the antioxidant deficiency and prevented it from progressing to higher stages.)
Method: Patients diagnosed with colorectal cancer who were referred to the oncology clinic of Valiasr Hospital for initiation of chemotherapy were selected after obtaining informed consent and sufficient study explanations. These patients have been previously designated by the surgeon and the pathologist for the different stages of colorectal cancer. Then, patients were sampled and healthy individuals too (who are referred for colonoscopy and abnormal colonoscopy). Next, antioxidant indices were measured to investigate the association between different stages of colorectal cancer with antioxidant indices. 5 cc of blood were obtained of Patients and controls received, separated by serum and transferred to a refrigerator minus 20 degrees for short-term storage and minus 80 degrees for long-term storage. Serum samples were collected and then transferred to the desired number (60 samples) in the biochemistry laboratory of the Medical School and measured by biochemistry specialists.
Results: A total of 117 individuals were enrolled in this study, 59 of whom were normal and 58 had colorectal cancer. In this study, the SOD level was significantly different between normal and all grades (P = 0.029), between grade 2 and grade 3 (p = 0.049) and four (P = 0.015), but 3 and 4 were not significantly different. There was also a significant difference in GSH level between healthy and cancerous group (P = 0.037). At MDA level, there was a significant difference between healthy and cancerous group (P = 0.004), and the level of this antioxidant decreased with increasing cancer grade. At FRAP level, there was a significant difference between all groups (P = 0.029) and the antioxidant level decreased with increasing grade.
Conclusion: The results of this study showed that with increasing grade of cancer, the level of antioxidants decreased. this study has shown that the level of antioxidants is related to colorectal cancer grade.
Key words: Antioxidant Capacity, Colorectal Cancers, Colorectal cancer stages 

PDF                                                                                                                   
دفعات مشاهده: 174 بار   |   دفعات چاپ: 7 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
برای مشاهده کل مطالب بخش اخبار و اطلاعیه ها اینجا را کلیک کنید.