Zanjan University of Medical Sciences پست الكترونيك · درباره دانشگاه · اخبار دانشگاه · نقشه پايگاه · كتابخانه · English
شناسه کاربری رمز عبور ثبت نام در پایگاه | فراموشی رمز
بخش‌های اصلی
اخبار::
درباره نهاد::
شرح وظایف::
معرفی مسول نهاد::
همکاران نهاد::
نهاد نمایندگی مرکز::
کانون ها::
هیئت فاطمیون::
طرح ضیافت اندیشه::
متفرقه::
اقامه نماز::
هنگامه‌ی بیداری::
احکام پزشکی::
احکام دانشجویی::
برنامه ها::
کتابخانه نهاد::
نشریه::
سخنان کلیدی::
تصاویر::
بانک صوت ::
::
ارتباط با ما
AWT IMAGE
nahad@zums.ac.ir
0241-4220668
..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
نظرسنجی
مهمترین کارکرد نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه را چه می‌دانید؟
فرهنگی
علمی- معرفتی
سیاسی-اجتماعی
امور اجرایی
   
..
پست الکترونیک

AWT IMAGE

nahad@zums.ac.ir

ارسال نظرات وپیشنهادات

..
«پاسخ به شبهات»
AWT IMAGE
از این پس می توانید
با کلیک بر روی تصویر بالا
سوالات و شبهات خود را پرسیده
و پاسخ خود را در کمترین زمان
از همین قسمت دریافت نمایید.
..
:: lمراسم ایام فاطمیه ::
AWT IMAGE
دفعات مشاهده: 5835 بار   |   دفعات چاپ: 421 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 70 بار   |   0 نظر
::
:: شهادت امام حسن عسگری علیه السلام ::
زندگانی حضرت امام حسن عسکری(ع)
امام حسن عسکری (ع) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود. مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد.
این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد. کنیه آن حضرت ابامحمد بود.
صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع) امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت. ابروهای سیاه کمانی، چشمانی درشت و پیشانی گشاده داشت. دندانها درشت و بسیار سفید بود. خالی بر گونه راست داشت.
امام حسن عسکری (ع) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود. راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد.
دوران امامت به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع) به سه دوره تقسیم می گردد:
دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت.
دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت.
دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد.
AWT IMAGE

دوره امامت
حضرت عسکری (ع) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود. خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند.
امام حسن عسکری (ع) از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند.
وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید.
عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید. پیوسته می گفت: در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام، وی زاهدترین و داناترین مردم روزگار است.
پسر عبیدالله خاقان می گفت: من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم. مردم را نسبت به او متواضع می یافتم. می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند.
با آنکه امام (ع) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت.
از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت، اموال و اوقات شیعه، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص) و جریانهای شیعی بودند، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود.چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا، والی اوقاف و صدقات بود در قم، و او نسبت به اهل بیت رسالت، نهایت مرتبه عداوت را داشت.
نیز اصحاب امام حسن عسکری، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی، پس از شهادت حضرت رضا (ع) معمول داشت، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود. این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی، این همه سختی را تحمل می کرد، و لحظه ای از حراست (و نگهبانی) موضع غفلت نمی کرد.
اینکه حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع) نزدیک بود، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید.
باری، امام حسن عسکری (ع) بیش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع) می رسیدند بر جای گذاشت.
در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کرد، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام، گردید.
در قدرت علمی امام (ع) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند. از جمله: همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد.
AWT IMAGE

شهادت امام حسن عسکری (ع)
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند.
در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است: فرزند عبیدالله بن خاقان گوید: روزی برای پدرم (که وزیر معتمد عباسی بود) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد.
یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است، و ضعف بر او مستولی گردیده. پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات (داور داوران) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند.
و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه. ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود.
بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد... تا دو سال تفحص احوال او می کردند....
این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص) می پیوست، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع) رفت و آمد بسیار می کردند، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند.
به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) تکرار می شد. حتی قابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند. اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد.
باری، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد، از کردار زشت خود پشیمان شد. بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع) در میان بود، برای معالجه فرستاد. البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری داشت، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود.
بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع) شهر سامره را غبار غم گرفت، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست. مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند.
AWT IMAGE

ماجرای جانشین بر حق امام عسکری (ع)
ابوالادیان می گوید: من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع) می کردم. نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم. در مرض موت، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم. سپس امام فرمود: پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود.
ابوالادیان به امام عرض می کند: ای سید من، هرگاه این واقعه دردناک روی دهد، امامت با کیست؟ فرمود: هر که جواب نامه من را از تو طلب کند.
ابوالادیان می گوید: دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما. امام فرمود: هرکه بر من نماز گزارد.
ابوالادیان می گوید: باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم. امام می گوید: هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست.
ابوالادیان می گوید: مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری بپرسم. رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم. وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود. داخل خانه امام، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را دیدم که نشسته، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند. من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم. اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد.
چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ایستاد، طفلی گندمگون و پیچیده موی، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت: ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم.
رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ایستاد. سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی علیه السلام دفن کرد. سپس رو به من آورد و فرمود: جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن. من جواب نامه را به آن کودک دادم. پس «حاجزوشا» از جعفر پرسید: این کودک که بود، جعفر گفت: به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام.
در این موقع، عده ای از شیعیان از شهر قم رسیدند، چون از وفات امام (ع) با خبر شدند، مردم به جعفر اشاره کردند. چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند: بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است؟ جعفر گفت: ببینید مردم از من علم غیب می خواهند! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت: ای مردم قم با شما نامه هایی است از فلان و فلان و همیانی (کیسه ای) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا.
شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند: هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن.
جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد. معتمد گفت: بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید. رفتند و از کودک اثری نیافتند. ناچار «صیقل» کنیز حضرت امام عسکری (ع) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است. ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند.
خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد. درود خدای بزرگ بر او باد.

منبع: پایگاه اینترنتی موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  www.valiasr-aj.com

دفعات مشاهده: 10272 بار   |   دفعات چاپ: 666 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 91 بار   |   0 نظر
::
:: مجالس عزای امام حسین علیه السلام ::
اولین مجالس رسمی عزاداری سالار شهیدان امام حسین

خرابه شام؛ اولین مجلس رسمی عزا
خطبه زینب علیها السّلام همهمه‏ای در مجلس یزید افکند، همه افراد بر گمراهی خود واقف شدند و فهمیدند که در چه وادی راه می‏پیمایند، یزید چاره‏ای ندید جز اینکه اهل بیت علیهم السّلام را از مجلس به خرابه ببرد که از گرما و سرما آنها را نمی‏پوشاند، در آنجا (اهل بیت علیهم السّلام) به مدّت سه روز بر امام حسین علیه السّلام إقامه نوحه و عزا می‏کنند.[1]
AWT IMAGE
کربلا؛ دومین مجلس رسمی عزا
کاروان حسینی پس از شام نیز در میدان نبرد، یعنی طف، مجلس عزاداری بر پا کرد و با این کار سنّت حسنه‏ای پایه گذاری شد که تا به امروز ادامه یافته است. مجلس عزایی که در کربلا بر پا شد، به وسیله اهل بیت امام حسین علیه السّلام بود که عمق فاجعه را از نزدیک به چشم دیده بودند. جابر بن عبدالله انصاری و گروهی از بنی هاشم و مردانی از خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله نیز که برای زیارت قبر امام حسین علیه السّلام آمده بودند در آن شرکت جستند. زنان آن سرزمین نیز نزد آنها آمدند، و اهل بیت علیهم السّلام چند روزی را در کربلا ماندند؛ و مطابق برخی تواریخ، این عزاداری سه روز ادامه یافت.[2]
AWT IMAGE
مدینه؛ سومین مجلس رسمی عزا
بشیر بن حَذلمَ میگوید: وقتی نزدیک مدینه رسیدیم حضرت زین العابدین علیه السلام پیاده شد و پس از اینکه خیمه‏های خود را برپا کرد زنان را پیاده نمود. بعدا به بشیر فرمود: خدا پدر تو را که شاعر بود رحمت کند. آیا تو بر گفتن شعر قادری؟ گفتم: آری. یا ابن رسول اللَّه، من نیز شاعرم. فرمود: وارد مدینه شو و خبر شهید شدن امام حسین علیه السّلام را بده.
من بر اسب خود سوار شدم و آن را راندم تا وارد مدینه گردیدم. هنگامی که بر در مسجد پیغمبر خدا رسیدم صدا به گریه بلند کردم و این شعر را سرودم:
یا اهل یثرب لا مقام لکم بها
قتل الحسین فادمعی مدرار
الجسم منه بکربلاء مضرج‏
و الرأس منه علی القتاه یدار

ایها الناس! آن خدائی که حمد مخصوص او است ما را بمصیبت‏های جلیل و بزرگ و رخنه بزرگی در اسلام مبتلا کرد. زیرا امام حسین علیه السلام با عترتش شهید شدند، زنان و کودکانش اسیر گردیدند، سر مبارکش را بر فراز نیزه در شهرها گردانیدند. و این مصیبتی است که نظیری نخواهد داشت
یعنی: ای اهل مدینه (نام مدینه قبلا: یثرب بوده است) جا ندارد که شما در مدینه بمانید. حسین مقتول شد! این اشگهای من است که فرو میریزند؛ جسم مقدس او در کربلا غرقه بخون است و سر مبارکش بر فراز نیزه دور میزند!
بشیر می گوید: سپس گفتم: این علی بن الحسین است که با عمه‏ها و خواهرانش نزدیک شما بر در دروازه مدینه وارد شده‏اند. من فرستاده آن حضرت می باشم، آمدم تا شما را از مکان آن بزرگوار آگاه نمایم.
هیچ زن پرده‏نشین و محجوبه‏ای نبود مگر اینکه از مکان خود خارج شد.
زنان در حالی بیرون آمدند که صدا به واویلا بلند می کردند، هیچ روزی بقدر آن روز گریه‏کننده نبود، هیچ روزی نظیر آن روز به مسلمانان تلخ نگذشت. شنیدم دختری برای امام حسین علیه السّلام ناله می کرد و می گفت:
یک کسی خبر مرگ سید مرا (یعنی امام حسین علیه السّلام) آورد که خبر او دل مرا بدرد آورد. آن خبر مرگ مرا مریض و دردمند کرد. ای چشمان من! اشک بریزید. بر آن حسینی گریه کنید که عرش خدای جلیل را مصیبت زده کرد و این مجد و دین را بعلت شهید شدن خود ناقص نمود. بر پسر پیغمبر خدا و پسر وصی او گریه کنید که خود و قبرش از ما دور افتاده است...
بشیر میگوید: عموم مردم بر من سبقت گرفتند و متوجه حضرت سجاد علیه السّلام شدند.
من نیز اسب خود را به تعجیل راندم و بسوی آن مردم باز گشتم.
دیدم آن مردم راه و جاده‏ها را فرا گرفته‏اند. من از اسب خود فرود آمدم و روی دوش مردم راه میرفتم تا خود را نزدیک در آن خیمه‏ای رساندم که حضرت علی بن الحسین علیه السّلام در میان آن بود. حضرت سجاد علیه السّلام پارچه‏ای بدست داشت که اشکهای خود را بوسیله آن خشک میکرد.
یک خادمی پشت سر حضرت سجاد علیه السّلام بود که صندلی همراه خود داشت. وی آن صندلی را نهاد و امام‏ سجاد علیه السّلام در حالی بر فراز آن نشست که نمیتوانست از گریه‏ خودداری نماید! صدای مردم بگریه بلند شد. ناله و فریاد دختران و زنان بلند شد.
مردم از هر طرف به حضرت سجاد علیه السّلام تسلیت و تعزیت میگفتند. کار بجائی رسید که آن بقعه یک پارچه ضجه و گریه شد!! امام سجاد علیه السّلام بدست خود به مردم اشاره کرد: ساکت شوید! وقتی مردم آرام شدند آن حضرت فرمود:
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ‏، بارئ الخلائق اجمعین، الذی بعد فارتفع فی السموات العلی، و قرب فشهد النجوی و ... امام سجاد
ایها الناس! آن خدائی که حمد مخصوص او است ما را به مصیبت‏های جلیل و بزرگ و رخنه بزرگی در اسلام مبتلا کرد. زیرا امام حسین علیه السلام با عترتش شهید شدند، زنان و کودکانش اسیر گردیدند، سر مبارکش را بر فراز نیزه در شهرها گردانیدند. و این مصیبتی است که نظیری نخواهد داشت.
ایها الناس! کدام یک از شما بعد از شهادت امام حسین علیه السّلام مسرور و خوشحال خواهد شد؟ کدام چشم است از شما که از ریختن اشک خودداری و مضایقه نماید.
در صورتی که آسمانهای هفتگانه برای شهادت امام حسین علیه السّلام گریان شدند، دریاها بوسیله امواج خود، آسمانها بواسطه ارکان خود، زمین بوسیله اطراف و نواحی خود، درختان با شاخه‏های خود، ماهیان و عمق دریا، ملائکه مقربین و جمیع اهل آسمانها برای قتل امام حسین علیه السّلام گریه کردند.
ایها الناس! کدام قلب است که برای شهید شدن حسین علیه السّلام شکافته نشود. کدام قلب است که به حسین علیه السّلام علاقه نداشته باشد. کدام گوش است که این مصیبت اسلام را بشنود و ناراحت نشود.
ایها الناس! مائیم که رانده و پراکنده و تبعید شدیم. گویا ما از فرزندان ترک و کابل هستیم. بدون هیچ جرمی که مرتکب شده باشیم و هیچ عمل ناپسندی که انجام داده باشیم و رخنه‏ای که در اسلام ایجاد کرده باشیم. ما یک چنین جنایتی را در زمان آباء و اجدادمان نشنیده‏ایم. این اولین جنایت و بدعتی است که مرتکب شدند.
بخدا قسم اگر پیامبر خدا آن طور که به این مردم در باره ما سفارش کرده راجع به کشتن ما توصیه می کرد اینان بیشتر از این به ما ظلم نمیکردند و ما را نمی‏کشتند...[3]
کاروان حسینی پس از شام نیز در میدان نبرد، یعنی طف، مجلس عزاداری بر پا کرد و با این کار سنّت حسنه‏ای پایه گذاری شد که تا به امروز ادامه یافته است. مجلس عزایی که در کربلا بر پا شد، به وسیله اهل بیت امام حسین علیه السّلام بود که عمق فاجعه را از نزدیک به چشم دیده بودند

تداوم اقامه عزا توسط اهل بیت و جنیان
قاضی نعمان نقل می‏کند که: امام صادق علیه السّلام فرمود: نِیحَ عَلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ سَنَهً کَامِلَهً کُلَّ یَوْمٍ وَ لَیْلَهٍ وَ ثَلَاثَ سِنِینَ مِنَ الْیَوْمِ الَّذِی أُصِیبَ فِیهِ.[4]
از روزی که حسین بن علی علیه السّلام به شهادت رسید، مدّت یک سال کامل شب و روز، و سه سال (در روز) نوحه سرایی‏ کردند. مسْوَر بن مخرمه و ابو هریره و شماری دیگر از بزرگان اصحاب رسول خدا به طور پنهانی و با نقاب می‏آمدند و می‏شنیدند و گریه می‏کردند».
این خبر نشان دهنده میزان اندوه هاشمیان و اهتمامشان به عزای سید الشهدا علیه السّلام است. اندوه و سوز و گداز شدید آنها موجب شد که برای زنده نگهداشتن نام ابا عبدالله علیه السّلام و ادامه راه او، به این کار استمرار بخشند.[5]
در روایت دیگری این نحوه عزاداری را به گروهی ازجنیان نسبت داده شده است.[6]

پی نوشت:
1.ترجمه مقتل مقرم، مترجم محمد مهدی عزیز الهی کرمانی‏ ناشر: نوید اسلام‏ قم‏ چاپ: اوّل-‏1381 ش‏، ص : 265
 2.با کاروان حسینی، جمعی از نویسندگان / مترجم عبدالحسین بینش‏، ناشر: زمزم هدایت قم‏‏، چاپ: دوم- ‏1386 ش‏، ج‏6، ص : 269
3. زندگانی حضرت امام حسین علیه السّلام ، ترجمه بحار الأنوار، ص : 195 تا 198
4. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام ،مۆسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق، ج‏1 ؛ ص227
5.با کاروان حسینی، ج‏6، ص 373 و374 6.همان، ص 374
منبع: mehrabnews.ir

دفعات مشاهده: 6937 بار   |   دفعات چاپ: 507 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 75 بار   |   0 نظر
::
:: مراسم هفتگی هیئت فاطمیون ::
مراسم هفتگی هیئت فاطمیون دانشگاه از این هفته تاریخ 91/10/5 به علت شروع فرجه های تحصیلی
و آمادگی دانشجویان برای امتحانات و عدم حضور دانشجویان برگزار نخواهد شد.
AWT IMAGE
جلسه آینده هیئت در هفته اول ترم آینده مصادف با بهمن ماه سال جاری برگزار خواهد شد.
دفعات مشاهده: 6474 بار   |   دفعات چاپ: 452 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 73 بار   |   0 نظر
::
:: مراسم هفتگی هیئت فاطمیون ::
مراسم هفتگی هیئت فاطمیون دانشگاه
در روز سه شنبه 91/9/28 در مسجد طه دانشکده پزشکی برگزار شد.
AWT IMAGE
 این مراسم با تلاوت جمعی آیاتی از کلام الله مجید توسط شرکت کنندگان آغاز
و در ادامه استاد گرانقدر جناب آقای دکتر صفوی به سخنرانی پرداختند.
AWT IMAGE

AWT IMAGE
سپس مناجات و زیارت عاشورا توسط مداح بزرگوار آقای رامین بیات قرائت گردید
و در ادامه برنامه سینه زنی و عزاداری انجام شد.
AWT IMAGE

AWT IMAGE

دفعات مشاهده: 6640 بار   |   دفعات چاپ: 482 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 81 بار   |   0 نظر
::
:: مراسم هفتگی هیئت فاطمیون ::
مراسم هفتگی هیئت فاطمیون دانشگاه
 در روز سه شنبه 91/9/21 در مسجد طه دانشکده پزشکی برگزار شد.
AWT IMAGE
این مراسم با تلاوت جمعی آیاتی از کلام الله مجید توسط شرکت کنندگان آغاز
و در ادامه جناب آقای حجه الاسلام و المسلمین چهری به سخنرانی پرداختند.
AWT IMAGE
 سپس مناجات و زیارت عاشورا توسط مداح بزرگوار آقای مرشدی قرائت گردید
و در ادامه برنامه سینه زنی و عزاداری انجام شد.
AWT IMAGE

AWT IMAGE
در پایان این مراسم جوایز برگزیدگان مسابقه نشریه قلم،
دانشجویان عزیز آقای حسین عینی و خانم سعیده بختیاری به آنها اهدا گردید.

دفعات مشاهده: 6730 بار   |   دفعات چاپ: 499 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 67 بار   |   0 نظر
::
:: اسامی برگزیدگان مسابقه کتابخوانی ::
اسامی برگزیدگان مسابقه کتابخوانی ایام محرم – بخش دانشجویی
کتاب: صد و ده سوال پیرامون حماسه حسینی از استاد شهید مطهری
 آزمون مسابقه کتابخوانی ایام محرم در بخش دانشجویی در تاریخ 91/9/14 در مسجد طه برگزار گردید.
بدین وسیله اسامی برگزیدگان این مسابقه به شرح زیر اعلام می گردد.


ردیف
نام و نام خانوادگی
نام دانشکده
شماره دانشجویی
1
خانم اسدی شریفی
بهداشت و پیرا پزشکی
901240001
2
خانم خشکباری
پرستاری و مامایی
891348013
3
خانم شهبازی
بهداشت و پیرا پزشکی
911237022
4
خانم شفائی
بهداشت و پیرا پزشکی
901239018
5
خانم ذوالقدری حصاری
پرستاری و مامایی
891347018
6
خانم بدرلو
بهداشت و پیراپزشکی
891242003
7
خانم عبدی
بهداشت و پیراپزشکی
901222023
8
خانم شرفی
بهداشت و پیراپزشکی
901239017
9
خانم داودی
پرستاری و مامایی
891348014
10
خانم رضایی
بهداشت و پیراپزشکی
901240013
11
خانم رسولی
بهداشت و پیراپزشکی
891242012
12
خانم صالحی
پرستاری و مامایی
891345014
13
خانم خاص محمدی
پرستاری و مامایی
881347009
14
آقای کلانکی
پزشکی
871111039


دفعات مشاهده: 6391 بار   |   دفعات چاپ: 442 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 72 بار   |   0 نظر
::
:: مسابقه کتابخوانی ::
آزمون مسابقه کتابخوانی از کتاب یکصد و ده سوال پیرامون حماسه حسینی
اثر استاد شهید مرتضی مطهری در تاریخ 91/9/14 در مسجد طه دانشکده پزشکی برگزار گردید.
در این آزمون که به همت دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری برگزار شد
 نزدیک به 100 نفر از دانشجویان شرکت کننده به رقابت با یکدیگر پرداختند.
AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE

AWT IMAGE
دفعات مشاهده: 5613 بار   |   دفعات چاپ: 386 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 68 بار   |   0 نظر
::
برای مشاهده کل مطالب بخش هیئت فاطمیون اینجا را کلیک کنید.